WEBVTT

00:24.603 --> 00:28.602
" بر اساس یک داستان واقعی "

00:28.626 --> 00:38.626
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

01:13.801 --> 01:15.569
من خواب نمی‌بینم

01:15.594 --> 01:17.515
خیلی بندرت پیش میاد

01:18.216 --> 01:23.286
همیشه اونو مثل یک خلاء
یا چیزی که وجود خارجی نداره احساس میکنم

01:25.249 --> 01:30.396
اما چیزی که
معادل با رویاهام باشه رو میبینم

01:30.422 --> 01:34.893
بعنوان مثال
وقتی دارم راه میرم

01:35.802 --> 01:39.879
یا بعضی وقتا
که یه مدت طولانی رانندگی میکنم

01:39.904 --> 01:43.155
وقتی بیشتر از 20 ساعت
...پشت فرمون باشم

01:43.180 --> 01:47.542
ناگهان ماشین
...پر از حشرات و پروانه‌هایی میشه

01:47.667 --> 01:50.720
که فضای اطرافمو احاطه میکنن...

01:57.007 --> 01:59.590
...وجود من زمانی معنا پیدا میکنه

01:59.616 --> 02:02.686
...که سعی دارم داستانی رو بسازم

02:02.943 --> 02:06.131
و چیزی که در باطن همه ما وجود داره رو...
به تصویر بکشم

02:09.973 --> 02:11.362
...چیزای خاصی هست

02:11.387 --> 02:13.879
...که درون همه ما وجود دارن

02:13.904 --> 02:16.583
اما هنوز بدرستی بیان نشدن...

02:17.180 --> 02:21.236
و این برای من
معادل با رویاست

02:39.146 --> 02:43.548
فقط سعی دارم
یه سرباز خوب باقی بمونم

02:43.835 --> 02:46.652
منظورم یه سرباز خوب سینماست

02:51.053 --> 02:58.852
ورنر هرتزوگ
" رویاپرداز افراطی "

03:35.559 --> 03:39.327
اون به تمام گوشه و کنار دنیا
...سرک کشیده

03:39.352 --> 03:45.236
و رویاهای شگفت‌انگیزی رو
...جمع‌آوری کرده

03:45.283 --> 03:48.499
...که فراتر از این کره خاکی بودن

03:48.524 --> 03:52.513
و به رویای جمعیِ ما...
در رابطه با عالم هستی کمک کردن

04:19.385 --> 04:25.960
احساس میکنم آثار هرتزوگ
...تمام رویکردها و مسیرهای ممکن رو

04:26.868 --> 04:31.685
برای فیلم‌سازان بزرگ
...و هنرمندان واقعی هموار میکنه

04:31.937 --> 04:35.616
چیزایی رو ممکن میکنه...
که بدون او غیرممکن بودن

04:54.283 --> 04:57.774
یک داستان غیرممکن
یک امر غیرممکن

04:57.799 --> 04:59.427
...یک رویای غیرممکن

04:59.451 --> 05:03.842
توسط فردی به تصویر کشیده میشه
...که خودش یک رویاپرداز باورنکردنیه

05:03.867 --> 05:07.067
و برای همه ما
...که رویاهایی غیرممکن داریم

05:07.093 --> 05:10.098
اونا رو بزرگ‌نمایی و قابل‌باور میکنه...

05:10.214 --> 05:12.443
هیچکس نمی‌تونه این کارو
به شیوه اون انجام بده

05:12.467 --> 05:14.015
تقلید از اون غیرممکنه

05:14.040 --> 05:16.643
شاید بشه
...تقلید ناشیانه‌ای از اون کرد

05:16.668 --> 05:18.480
...اما امکان نداره بتونین دنیا رو

05:18.505 --> 05:20.303
با دیدگاه اون ببینین...

05:26.972 --> 05:30.947
...اینکه به ذهن‌تون برسه

05:30.972 --> 05:34.753
!یه کشتی رو از کوه پایین بیارید...

05:35.660 --> 05:37.119
چی؟

05:37.145 --> 05:39.636
این یعنی یه ایده بکر و تازه

05:39.660 --> 05:41.463
این یعنی کله‌شقی

05:41.489 --> 05:43.223
این یعنی خودِ ورنر هرتزوگ

05:43.247 --> 05:46.946
ببخشید
من والتر هاتنهافر هستم

05:46.971 --> 05:49.327
یک شرکت داروسازی دارم

05:49.352 --> 05:55.907
کدوم مجموعه کارتونی بود که ورنر
در اون صحبت کرده بود؟ سیمپسن‌ها، درسته؟

05:57.848 --> 06:01.783
...اخیرا چه کسی موفق شده

06:01.807 --> 06:05.821
...یه لهجه کاملا منحصربفرد اختراع کنه

06:05.847 --> 06:13.146
که تمام دنیا خوششون بیاد...
از اون تقلید کنن و باهاش سرگرم بشن؟

06:13.523 --> 06:15.995
در سیبری زندانی بودم

06:16.213 --> 06:20.097
اولین زمستانم رو
...با پالتو یه مرده سر کردم

06:20.144 --> 06:21.959
که یکی از جیب‌هاش سوراخ بود...

06:23.075 --> 06:24.704
...این انگشت‌ها رو جویدم

06:24.729 --> 06:27.980
قبل از اینکه از شدت سرما...
قانقاریا بگیرم

06:28.005 --> 06:29.959
به چهره ورنر نگاه کنین

06:30.901 --> 06:33.463
چهره خوبی داره، درسته؟

06:33.489 --> 06:35.222
واقعا چهره جذابی داره

06:35.247 --> 06:36.773
میتونه همینطور بشینه
...و هیچ کاری نکنه

06:36.797 --> 06:39.959
و شما با خودتون میگید...
" آره، واقعا عالیه "

06:41.074 --> 06:45.787
فکر کنم افراد زیادی هستن که نمی‌دونن
چه رفتاری با من داشته باشن

06:46.661 --> 06:48.995
گیج میشن

06:49.350 --> 06:54.063
انگار یه چیزی باعث ناآرامیِ اونا میشه

06:56.695 --> 06:59.408
تمام فیلم‌های من
از درد و رنج سرچشمه می‌گیرن

06:59.626 --> 07:01.408
منبع اصلیِ اوناست

07:02.144 --> 07:05.532
از اون سرچشمه میگیرن
نه از لذت و خوشی

07:05.557 --> 07:11.925
بنظرم چیزی در موردش وجود داره
که واقعا خلسه‌آوره

07:19.866 --> 07:22.152
من در میان انسان‌ها زندگی کردم

07:22.177 --> 07:25.808
تمام فرهنگ اونا
بر اساس آلت تناسلی‌شون شکل گرفته

07:25.833 --> 07:30.456
صحبت در مورد بزرگ بودن
یا کوچک بودن آلت‌شون واقعا مضحکه

07:30.485 --> 07:35.539
وقتی با ورنر هستین
باید بدونین نمیشه از چیزی اطمینان داشت

07:35.565 --> 07:40.104
همه چی غیرقابل پیش‌بینیه
اما مطمئنا یه اتفاقی میفته

07:40.695 --> 07:42.877
...میخواستیم در زادگاه ورنر

07:42.901 --> 07:45.634
...چند نمای خارجی از اون بگیریم

07:45.660 --> 07:48.703
اما ناگهان اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ داد...

07:48.729 --> 07:52.119
در آلمان
یجورایی از مسیر اصلی خارج شدم

07:53.143 --> 07:55.394
کسی به فیلم‌هام اهمیتی نمیده

07:55.419 --> 07:57.200
...بعنوان مثال

07:58.419 --> 07:59.290
چی بود؟

07:59.315 --> 08:01.083
...ورنر زنگ زد و گفت

08:01.108 --> 08:03.841
...نمی‌دونم چطور بهت بگم

08:03.866 --> 08:07.118
اما این چند روز اخیر...
اتفاقات عجیبی افتاده

08:07.142 --> 08:08.738
...به سرعت فهمیدیم

08:08.764 --> 08:11.704
یه دیوانه
...با تفنگ بادی بطرف ما شلیک کرده

08:11.729 --> 08:13.497
و اصابت کرده به هرتزوگ...

08:13.522 --> 08:15.118
با تفنگ بادی؟

08:15.142 --> 08:17.185
از اون طرفدارای خل‌وچل

08:17.211 --> 08:18.703
باید خیلی مراقب باشه

08:18.729 --> 08:20.946
!واو

08:20.970 --> 08:23.841
چی؟ تیر خوردی؟

08:23.867 --> 08:25.752
چرا با پلیس تماس نگرفتی؟

08:26.383 --> 08:28.979
و ورنر یکی از اون
:جملات ورنرطور خودش رو گفت

08:29.003 --> 08:32.186
" جراحت گلوله اونقدرا شدید نبود "

08:32.212 --> 08:33.807
!خونریزی داری

08:33.832 --> 08:34.840
فکر کنم همین جاها باشه

08:34.866 --> 08:36.072
!نگاه کن

08:36.096 --> 08:37.151
...این یه

08:37.176 --> 08:40.219
یه نفر بهت شلیک کرده
و شکمت زخمی شده

08:40.245 --> 08:42.026
زیاد جدی نیست

08:49.107 --> 08:50.475
ورنر اون کفش رو خورد؟

08:51.038 --> 08:52.372
!درسته

08:55.073 --> 08:57.393
اینطور که معلومه حقیقت داره

08:57.418 --> 08:59.186
حقیقت داره؟

08:59.211 --> 09:01.889
اون کفش رو پخت
اما اونو نخورد

09:02.176 --> 09:07.393
با شناختی که ازش دارم
ممکنه کفش خودشو خورده باشه

09:07.418 --> 09:08.756
تمام اون لنگه کفش رو خورد؟

09:10.494 --> 09:13.724
همینطور که مشغول آماده کردن اونه
...میتونیم چندتا سوال بپرسیم

09:14.417 --> 09:17.875
خودشو هدف اتفاقات غیرمحتمل
...قرار میده

09:17.901 --> 09:19.841
چون خودش اینو میخواد، درسته؟...

09:19.866 --> 09:21.476
اون یه زندگیِ چشم‌نواز و دیدنی میخواد

09:22.211 --> 09:25.406
و اگه خودتون دنبال اون باشین
سر راهتون قرار میگیره

09:32.160 --> 09:36.099
ورنر در واقع یه شمایل اسطوره‌ایه

09:38.121 --> 09:43.540
اون یه سوار تک و تنهاست

10:14.624 --> 10:18.301
خاطرات(حافظه) با انسان‌ها چیکار میکنه؟

10:18.832 --> 10:20.289
چطور تغییر میکنه؟

10:20.313 --> 10:23.888
چطور از طریق خاطرات
وجود خودمون رو شکل میدیم؟

10:31.003 --> 10:33.164
هیچ حقیقتی در خاطرات وجود نداره

10:41.280 --> 10:45.495
ما در این ساختمان زندگی میکردیم
این پنجره‌های پایینی

10:45.519 --> 10:48.977
و در طبقه بالا
یه خانواده پناهنده دیگه زندگی میکردن

10:49.003 --> 10:51.302
جنگ ما رو آواره کرد

10:55.726 --> 11:00.198
اون آشپزخونه بود
الان کاملا خالی شده

11:03.865 --> 11:05.874
اینجا آشپزخونه بود
اما کوچک‌تر بود

11:05.900 --> 11:08.633
میبینی، تا جایی که اون میز قرار داره

11:08.658 --> 11:10.978
...و کنارش یه اتاق بود -
آره -

11:11.003 --> 11:16.149
اینجا یه اتاق قرار داشت
که عرضش اینقدر بود، زیاد نبود

11:16.175 --> 11:19.117
و دو تا تخت در اون بود
برای من و تیل

11:19.142 --> 11:22.802
فضای خیلی کمی داشتیم
فقط تا دیوار کناری

11:22.826 --> 11:25.371
یه اتاق دیگه هم بود
که مال مادرم بود

11:26.280 --> 11:29.717
هیچ وسیله گرمایشی نداشتیم

11:29.899 --> 11:31.977
الان اون دیوارو برداشتن

11:32.002 --> 11:34.129
درسته -
دیگه مثل قبل نیست -

11:35.037 --> 11:37.116
اما نمی‌خوام برم داخل

11:37.141 --> 11:38.219
چرا؟

11:38.244 --> 11:40.750
نه، احساس خوبی بهش ندارم

11:41.037 --> 11:43.198
پس نمیریم داخل

11:48.157 --> 11:53.132
در مونیخ
...دو بار بمباران شدیم

11:53.157 --> 11:56.012
و دیگه خونه‌ای نداشتیم...

11:56.036 --> 11:59.935
به این ترتیب
از " ساخرنگ " سر درآوردیم

12:01.036 --> 12:07.331
ساخرنگ نزدیک مرز تیرول قرار داره
و نسبتا دورافتاده‌ست

12:07.356 --> 12:14.295
یه دهکده روستاییِ ساده
و تقریبا باستانیه

12:23.520 --> 12:27.288
پدرم با ما زندگی نمی‌کرد

12:27.313 --> 12:31.840
مدت کوتاهی بعد از تولد من
خانواده رو ترک کرد

12:31.864 --> 12:36.860
و من خوشحالم که با یه پدر
...بزرگ نشدم

12:36.885 --> 12:40.301
در واقع یه فرمانده کل...

12:42.485 --> 12:45.287
به معنای واقعی هرج‌ومرج حکمفرما بود

12:45.312 --> 12:49.163
هیچ قانونی وجود نداشت
خودمون قوانین رو وضع میکردیم

12:54.595 --> 13:00.850
مادرمون قدرت مطلق ما بود

13:00.874 --> 13:02.729
کس دیگه‌ای رو نداشتیم

13:02.754 --> 13:07.209
اون زن تحصیلکرده‌ای بود
و مدرک دکترا داشت

13:07.234 --> 13:13.009
طبعا باعث میشد
جایگاه بالایی در روستا داشته باشه

13:13.034 --> 13:16.729
هر کسی که مشکل داشت
میومد پیش خانم دکتر

13:16.753 --> 13:20.932
چون احتمالا میتونست اوضاع رو
روبراه کنه

13:21.001 --> 13:25.735
برای تمام هفته
...یه قرص نان داشتیم

13:25.760 --> 13:28.300
و مادرم با چاقو
...روی اون شیار میکشید

13:28.325 --> 13:31.735
و اونو برای روزای هفته علامت‌گذاری میکرد
...دوشنبه، سه‌شنبه

13:31.760 --> 13:33.942
...و ما همیشه گرسنه بودیم

13:33.967 --> 13:39.921
و بعضی وقتا تا جمعه
...تمام نون خورده میشد

13:40.347 --> 13:42.460
...و ما به دامنش آویزون میشدیم

13:42.485 --> 13:47.784
و با گریه التماس میکردیم...
یه چیزی برای خوردن بهمون بده

13:48.174 --> 13:49.838
...و مادرم
!خیلی وحشتناکه

13:49.862 --> 13:53.974
بچه‌ها با این موضوع مشکلی ندارن
اما برای یه مادر خیلی سخته

13:54.000 --> 13:55.562
...اون

13:55.588 --> 14:01.149
یادم میاد یروز
...ناگهان بطرف ما برگشت

14:01.173 --> 14:05.424
و با آرامش و بسیار کنترل‌شده
...به ما گفت

14:05.449 --> 14:09.017
اگه میتونستم قسمتی از گوشتمو بکنم "
...و بدم بخورین

14:09.042 --> 14:11.424
حتما این کارو میکردم...
" اما نمی‌تونم

14:11.449 --> 14:14.404
" پس تا دوشنبه گرسنه میمونین "

14:31.208 --> 14:33.459
بریم به آبشار؟

14:33.484 --> 14:35.941
میتونیم یه نگاهی به آبشار بندازیم، آره

14:35.966 --> 14:39.093
اونجا مکان مورد علاقمه

14:39.518 --> 14:41.852
پس بریم اونجا -
باشه -

14:44.070 --> 14:47.076
اشک‌هام بخاطر این نیست
!که احساساتی شدم

15:09.828 --> 15:13.851
اینجا مکان محبوب منه
جایی که بهش تعلق دارم

15:19.449 --> 15:22.679
...بعضی وقتا فکر میکنم

15:24.310 --> 15:29.575
آدما چشم‌اندازی از روح خودشون رو...
در خود حمل میکنن

15:30.483 --> 15:33.251
بارها در فیلم‌ها
...در این مورد صحبت کردم

15:33.276 --> 15:35.872
و این موضوع
...اهمیت زیادی پیدا کرده

15:36.073 --> 15:38.572
اما من به اینجا تعلق دارم...

15:39.586 --> 15:41.196
این چشم‌انداز منه

15:42.724 --> 15:44.022
این خودِ منه

15:59.709 --> 16:02.404
ساخرنگ یه پیست اسکی داره

16:02.428 --> 16:07.363
به پرش با اسکی علاقه داشتیم
...برای همین سکوی خودمون رو ساختیم

16:07.388 --> 16:09.643
و از روی اون می‌پریدیم...

16:09.668 --> 16:13.003
...ورنر هم از روی اون میپرید

16:13.029 --> 16:18.928
و بعضی وقتا به شدت آسیب میدید...

16:38.758 --> 16:40.056
!آفرین

16:41.448 --> 16:42.885
خوب بود

16:44.621 --> 16:46.229
اون بچه کارش خوبه

16:49.627 --> 16:52.966
بذار ببینیم چیکار میکنه

16:54.187 --> 16:57.086
داره میاد

17:01.862 --> 17:05.161
وقتی از سطح شیب‌دار میپرید
...و ارتفاع میگیرید

17:05.241 --> 17:07.264
ناخودآگاه خودتون رو
...بطرف عقب جمع میکنید

17:07.290 --> 17:10.885
و همین باعث میشه...
اوج نگیرید و کاملا به عقب برگردید

17:11.139 --> 17:13.299
در عوض باید بطرف جلو متمایل بشید

17:14.620 --> 17:17.160
باید خلاف طبیعت عمل کنین

17:22.172 --> 17:26.596
وقتی واقعا در حال پرواز هستین
...دیگه انسان نیستین

17:26.621 --> 17:29.251
و باید تغییرشکل بدین...

17:29.276 --> 17:32.126
انگار که تبدیل به پرنده شدین

17:49.965 --> 17:52.781
من واقعا دلم میخواست پرواز کنم

17:53.551 --> 17:56.746
و حاضر بودم خیلی چیزا بدم
تا بتونم پرواز کنم

17:59.034 --> 18:00.884
این یه بی‌عدالتیه

18:01.653 --> 18:04.188
...این ظلم بزرگی در زندگیمه

18:04.214 --> 18:07.057
که ورزشکار نشدم...

18:07.688 --> 18:12.988
و این ظلم طبیعت به ماست
که بال نداریم

18:35.504 --> 18:39.518
وقتی شرایط دوباره مهیا شد
به مونیخ برگشتیم

18:39.543 --> 18:45.637
در ساخرنگ، هیچ آینده‌ای
برای برادرام یا مادرم وجود نداشت

18:45.663 --> 18:49.562
کاری برای انجام دادن
یا دلیلی برای موندن وجود نداشت

18:57.903 --> 19:04.238
اون در یه کارگاه فلزات کار میکرد

19:04.263 --> 19:09.038
شب‌ها جوشکاری میکرد
و یه درآمدی داشت

19:09.062 --> 19:13.597
با اون پول
اولین فیلم‌های کوتاهشو ساخت

19:13.622 --> 19:20.077
روز بخیر، حالتون چطوره؟ -
روز بخیر، حالتون چطوره؟ -

19:20.102 --> 19:24.321
روز بخیر، حالتون چطوره؟

19:34.551 --> 19:40.573
هیچکس منو جدی نمی‌گرفت
چون خیلی جوان بودم

19:40.757 --> 19:44.834
اما شجاعانه
...به شرکت‌های تولید فیلم میرفتم

19:44.860 --> 19:48.456
و یادم میاد یکی از اونا
...محکم روی پاهاش کوبید و فریاد زد

19:48.482 --> 19:52.264
!یه بچه کودکستانی هم میخواد فیلم بسازه

20:04.661 --> 20:09.755
سینمای آلمان در دهه 60
یه شکست کامل بود

20:09.780 --> 20:12.355
!احسنت -
مراقب حرف زدنت باش -

20:12.381 --> 20:19.040
در اون زمان فیلم‌هایی موسوم به هایمت ساخته
میشد که میان کوه‌ها و طبیعت فیلمبرداری میشدن

20:19.741 --> 20:24.676
اما در اونا اثری از خیابان‌های آلمان
...سبک زندگیِ آلمانی

20:24.700 --> 20:27.559
و هیچ جوانی دیده نمیشد...

20:38.139 --> 20:42.634
بدون هیچ برنامه‌ریزیِ خاصی
...و بطور خودجوش

20:42.660 --> 20:46.915
در مدت یک سال
...بین سال‌های 1965 تا 1966

20:46.939 --> 20:52.874
چهار، پنج فیلم از نسل ما...
ساخته و نمایش داده شد

20:52.899 --> 20:57.678
بعد از اون بود که اسمشو گذاشتن
" سینمای نوین آلمان "

21:16.550 --> 21:19.593
نمیشد اسمشو
...مکتب فیلمسازی گذاشت

21:19.619 --> 21:22.352
نه مثل نئورئالیسم...

21:22.376 --> 21:25.454
خوشبختانه
سبک و سیاق مشابهی نداشتیم

21:25.480 --> 21:30.055
هر کس سبک و شخصیت‌های
منحصربفرد خودشو داشت

21:30.411 --> 21:32.124
همه در مونیخ زندگی میکردن

21:35.898 --> 21:40.793
وقتی 19 ساله بود
...یه مسابقه فیلمنامه‌نویسی برگزار شد

21:40.818 --> 21:43.673
و جایزه نفر اول...
ده هزار مارک بود

21:43.698 --> 21:49.673
ورنر نشست و در کمتر از یک هفته
یه فیلمنامه نوشت

21:49.698 --> 21:54.193
گفت، خیال دارم
جایزه فیلمنامه برتر رو ببرم

21:54.217 --> 21:57.311
فکر کردم زده به سرش

21:57.337 --> 22:02.036
راجع به چی حرف میزنه؟
چطور ممکنه برنده بشه؟

22:03.297 --> 22:06.992
سه هفته گذشت
:که تلفن زنگ خورد

22:07.017 --> 22:10.792
از طرف هیات داوران زنگ میزنیم
برادرت خونه‌ست؟

22:10.817 --> 22:15.116
آره، خونه‌ست -
اون برنده جایزه شد -

22:15.937 --> 22:20.796
فیلمبرداریِ " نشانه‌های زندگی " 1967

22:34.736 --> 22:40.111
داستان در مورد یه سرباز آلمانی
...در خلال جنگ جهانی دومه

22:40.136 --> 22:46.151
که به پادگانی دورافتاده فرستاده میشه...
تا در کنار بقیه همرزمان استراحت کنه

22:46.175 --> 22:52.030
اما ناگهان، بخاطر اتفاقات عجیب‌وغریبی
...که در اون محیط رخ میده

22:52.056 --> 22:55.991
به شدت دچار آشفتگی میشه
...و رفتارهای خشونت‌آمیز بروز میده

22:56.016 --> 22:58.315
تا اینکه عقلشو از دست میده...

23:00.975 --> 23:05.874
" نشانه‌های زندگی "
1968

23:14.374 --> 23:20.833
داستانی درباره اختلالات روانی
و یک طغیان شدید و تمام‌عیار

23:34.203 --> 23:36.178
...دست روی چیزی واقعی گذاشته

23:36.203 --> 23:38.075
...مثل یک چشم‌انداز طبیعی

23:38.100 --> 23:40.350
و اونو تبدیل به...
تصاویری خیال‌انگیز میکنه

23:40.374 --> 23:44.316
...موقعیت‌های داستانی شکل میگیرن

23:44.341 --> 23:48.384
و جای خودشون رو به لحظه‌ای
...از آگاهیِ وسیع و گسترده میدن

23:48.410 --> 23:53.915
در دنیایی که همینطور بسط پیدا میکنه...
و ما در این رویا سهیم میشیم

24:23.973 --> 24:29.228
...بعد فیلم " نشانه‌های زندگی " رو دیدم

24:29.253 --> 24:32.508
که یکی به اسم ورنر هرتزوگ...
اونو ساخته بود

24:32.532 --> 24:38.347
بعد از دیدنش زبونم بند اومد
:و برای فریتز لانگ نوشتم

24:38.372 --> 24:41.386
" سینمای فاخر آلمان دوباره داره شکل میگیره "

24:41.412 --> 24:47.707
لوته آیزنر شباهت‌هایی با سینمای
...دهه 20 و 30 رو به ما نشون داد

24:47.731 --> 24:53.706
که ما اصلا با اونا آشنایی نداشتیم...
و بخاطر همین برامون اهمیت زیادی پیدا کرد

24:53.731 --> 24:58.146
ناگهان متوجه شدیم
...که همه چیزو از صفر شروع نکردیم

24:58.172 --> 25:03.991
و قبل از ما کسانی بودن...
که پایه‌های اصلی رو شکل دادن

25:04.065 --> 25:08.625
چندین سال میخواستم
لوته رو از نزدیک ببینم

25:08.650 --> 25:11.502
جرات نداشتم به دیدنش برم

25:11.685 --> 25:15.832
از طریق لوته آیزنر بود
...که با فیلم‌های مورنائو آشنا شدم

25:15.857 --> 25:18.914
و " نوسفراتو " رو دیدم...

25:28.479 --> 25:29.867
فیلم " نشانه‌های زندگی " رو دید

25:29.891 --> 25:35.280
بلافاصله گفت
...بالاخره بعد از دوران نازی‌ها

25:35.305 --> 25:37.936
یه فیلم درست‌وحسابی دیدیم...

25:37.961 --> 25:40.394
و همین باعث شد به هم نزدیک بشیم

25:40.419 --> 25:43.384
نه اینکه دوستیِ عمیقی
...با هم داشته باشیم

25:43.409 --> 25:45.922
اما اون تبدیل به مرشد من شد...

25:45.947 --> 25:48.139
فرد مهمی در زندگیم بود

26:22.409 --> 26:24.811
میدونی اهل کدوم سیاره‌ای؟

26:29.064 --> 26:30.108
نه، راستش نه

26:30.133 --> 26:31.866
نمی‌دونی؟

26:31.891 --> 26:33.383
اما این همون سیاره‌ست، درسته؟

26:33.408 --> 26:35.039
همون سیاره‌ست، آره

26:35.064 --> 26:36.363
آره

26:36.408 --> 26:38.831
صندل‌های قشنگی داری

26:38.856 --> 26:41.486
و الان قراره چیکار کنی؟

26:41.511 --> 26:43.177
...اون داشت

26:43.202 --> 26:44.969
به خدای آب...
یه پیشکش میداد

26:44.994 --> 26:45.900
...و بعد از اون

26:45.925 --> 26:47.384
...میاد این بالا

26:47.409 --> 26:50.108
و صدایی رو میشنوه...
که نمی‌دونه از کجا میاد

26:50.133 --> 26:51.246
کوه داره با اون صحبت میکنه

26:51.271 --> 26:53.349
...اون میخواد بفهمه

26:53.374 --> 26:54.762
کی داره باهاش صحبت میکنه...

26:54.787 --> 26:56.796
کی قراره جای کوه صحبت کنه؟

26:56.821 --> 26:57.797
هنوز کسی رو انتخاب نکردم

26:57.823 --> 26:59.504
میخوای جای اون کوه شیطانی صحبت کنی؟

26:59.529 --> 27:00.522
نه، نه

27:00.547 --> 27:01.969
پس یه نفر دیگه رو انتخاب میکنم

27:01.993 --> 27:05.085
اینو مدام به همه میگم
سعی کن زیاد در قید و بند من نباشی

27:19.856 --> 27:23.177
...بنظرم برای کارگردانان جوان خوبه که

27:23.202 --> 27:25.624
...هرچند همشون حرفه‌ای هستن

27:25.649 --> 27:27.570
...اما

27:29.822 --> 27:32.865
خوبه با کسی کار کنن...
که تجربه بیشتری داره

27:32.891 --> 27:34.693
...نه اینکه بگم من بهترم

27:34.718 --> 27:36.935
...اما تجربه خیلی بیشتری دارم

27:36.959 --> 27:41.051
و میتونم بهشون بگم...
از چه چیزایی اجتناب کنن تا به مشکل برنخورن

27:41.753 --> 27:44.314
...و این یجور حس

27:44.339 --> 27:46.521
...شاید ناجور بنظر برسه

27:46.546 --> 27:49.571
اما یجور حس وظیفه‌شناسیه
...چون خیلی‌ها هستن

27:49.597 --> 27:52.658
آدمای زیادی سراغم میان
...که میخوان از من یاد بگیرن

27:52.684 --> 27:54.363
یا دستیارم باشن...

27:55.649 --> 27:58.797
...برخی از تصاویر نمادین

27:58.822 --> 28:02.211
بخاطر تمهیدات ضعیف شما...
آسیب میبینن

28:02.235 --> 28:04.830
...یکی از فیلمسازان دوره شما

28:04.856 --> 28:07.397
دوره من هنوز تمام نشده
مراقب باش

28:09.063 --> 28:10.453
مراقب باش چی میگی

28:10.478 --> 28:14.579
اولین کارگاه آموزشی خیلی شلوغ بود
با پنجاه شرکت‌کننده جوان

28:14.605 --> 28:18.580
حدود یه هفته تا ده روز رو
با ورنر گذروندن

28:18.605 --> 28:21.944
و از اونا خواست
تا هر کدوم یه فیلم بسازن

28:29.028 --> 28:33.328
داستان اونو یادم نمیاد
اما تا چند لحظه دیگه میریم دیدنش

28:35.994 --> 28:38.155
خب، اوضاع خوب پیش میره؟
آره

28:39.717 --> 28:41.533
!اینطوری، اوکی

28:42.717 --> 28:47.808
تواناییِ اونو تحسین میکنم
...در به تصویر کشیدن داستان‌هایی

28:47.839 --> 28:51.933
که در ظاهر غیرممکن بنظر میرسن
...اما اونا رو ممکن میکنه

28:51.959 --> 28:55.845
و همونطور که همیشه میگه...
باید شدنی بنظر برسن

28:55.959 --> 29:01.002
من مدتهاست از طرفداران پروپاقرص
کارهای ورنر هستم

29:01.028 --> 29:04.084
یکی از دوره‌های مسترکلاسش رو
بصورت آنلاین گذروندم

29:04.821 --> 29:08.189
و باید بگم که
واقعا زندگیمو تغییر داد

29:08.255 --> 29:12.037
مکانی که فیلم " حتی کوتوله‌ها در آغاز
...کوچک بودن " در اون فیلمبرداری شده

29:12.063 --> 29:14.292
...یکی از لوکیشن‌های موجود بود

29:14.476 --> 29:17.671
و با خودم فکر کردم
...با این مکان چیکار میتونم بکنم

29:17.890 --> 29:20.981
که با چارچوب‌های کارگاه...
مطابقت داشته باشه؟

29:23.983 --> 29:28.182
" حتی کوتوله‌ها در آغاز کوچک بودند "
1970

29:47.372 --> 29:51.533
بیشتر از 50 ساله به اینجا نیومدم

29:52.165 --> 29:56.395
بیشتر از نیم قرن
از ساخت اون فیلم میگذره

29:56.545 --> 29:59.395
سال 1969 به پایان رسید

30:03.131 --> 30:04.382
درست همینجا بود

30:04.406 --> 30:06.222
رد ماشین رو میبینم

30:07.890 --> 30:10.912
همینجا
...کوچک‌ترین کوتوله

30:11.958 --> 30:15.568
چنان میخندید...
که انگار فردایی وجود نداره

30:15.958 --> 30:17.829
...بهش گفتم

30:17.854 --> 30:20.037
میخواست بدونه
تا چه مدت باید بخنده

30:20.062 --> 30:24.361
بهش گفتم
" تا زمانی که نفس داری "

30:24.889 --> 30:26.637
" باید بخندی "

30:45.165 --> 30:47.313
...تصاویری وجود دارن

30:47.338 --> 30:52.003
که عمیق‌تر و تاثیرگذارتر از...
تمام عناصر داستانی عمل میکنن

30:52.027 --> 30:54.361
فراتر از داستان

30:55.613 --> 30:59.278
این چیزیه
...که هنگام ساختن یه فیلم

30:59.303 --> 31:01.119
باید در زندگیت پیدا کنی...

31:01.682 --> 31:04.553
باید پا رو فراتر از حقایق بگذاری

31:04.577 --> 31:08.877
فراتر از چیزی که
معمولا در سینماها میبینی

31:28.475 --> 31:29.933
هنوز زنده‌ست

31:29.958 --> 31:36.014
هنوز اون ماشینو میبینم
که داره میچرخه و کاملا زنده‌ست

31:42.612 --> 31:45.187
خاطرات خوبی هستن یا خاطرات بد؟

31:45.715 --> 31:47.552
...چیزیه که بیاد میارم

31:47.577 --> 31:54.394
صرفنظر از اینکه خوب یا بد باشن
...بخشی از زندگیم هستن

31:54.853 --> 31:59.325
و اینجا تمام تلاشمو بکار بستم...
و دیگه تمام شد

32:00.268 --> 32:03.946
باید اینطوری زندگی کرد

32:07.681 --> 32:09.152
بسیار خب

32:11.268 --> 32:12.808
آره

32:19.406 --> 32:21.636
همون صدا
کاملا یادم میاد

32:23.544 --> 32:25.037
صدای برگ‌ها

32:25.061 --> 32:29.670
روز، شب، هر زمان که اینجا بودیم
همینطور بود

32:35.613 --> 32:36.912
خب دیگه

32:47.836 --> 32:50.531
مدام دنبال تصاویر جدید هستم

32:50.557 --> 32:54.772
وقتی روزنامه‌ها رو ورق میزنین
...یا به کارت‌پستال‌ها نگاه میکنین

32:54.796 --> 32:59.810
ناگهان متوجه میشید...
اون تصاویر چقدر کهنه و مستعمل شدن

32:59.836 --> 33:04.411
یکی از موضوعات فیلم همینه
...تلاش برای تصاویری کاملا جدید

33:04.436 --> 33:07.494
تصاویری که تابحال در سینما دیده نشدن...

33:09.995 --> 33:14.694
" آگیره:خشم پروردگار "
1972

33:36.198 --> 33:38.497
...ارتشی که از میان ابرها

33:39.232 --> 33:42.911
در این مسیر پر پیچ‌وخم پایین میان...

33:43.474 --> 33:45.242
همه ما رویای اون تصویر رو دیدیم

33:45.266 --> 33:47.896
ماست DNA اون تصویر در

33:47.921 --> 33:53.047
و صحنه آغازین یک فیلم
...به این شکل

33:55.370 --> 34:00.324
بلافاصله ما رو وادار میکنه
...تا در این سفر

34:00.376 --> 34:03.392
با آگیره و یارانش همراه بشیم...

34:09.354 --> 34:13.729
چطور تونست اون صحنه رو فیلمبرداری کنه؟
اصلا چطور امکان‌پذیر شد؟

34:13.754 --> 34:17.969
میدونستم اینجور صحنه‌ها
...چطور فیلمبرداری میشن

34:17.993 --> 34:24.848
اما برای این کار...
بودجه هنگفت و مقدمات گسترده‌ای لازمه

34:24.874 --> 34:32.133
اما ناگهان مقابل چشمانت قرار میگیره
مثل گزارشی از اون واقعه تاریخی

34:44.513 --> 34:48.728
همه چیزو آماده کرد
...همه رو سوار قایق کرد

34:48.753 --> 34:52.648
و اونا رو فرستاد پایین رودخانه...
تا ببینه چه اتفاقی میفته

34:52.673 --> 34:57.612
روش کار یه حرفه‌ای اینطور نیست
این کار فقط از یه رویاپرداز برمیاد

35:01.033 --> 35:05.848
این سفر در میان جنگل
...که لوپه دو آگیره عازم اون شد

35:05.872 --> 35:10.207
به نوعی برای ما هم...
شبیه به سفر بود

35:10.231 --> 35:15.486
باید با آب‌وهوای اونجا کنار می‌اومدین
و در فضای باز میخوابیدین

35:15.512 --> 35:21.487
یازده قایق داشتیم، زن‌ها و مردان
در قایق‌های جداگانه بودن

35:21.511 --> 35:26.605
برق نداشتیم، تجهیزات رادیویی نداشتیم
هیچی نداشتیم

35:26.631 --> 35:30.645
تنها چیز مدرنی که داشتیم
دوربین بود

35:30.671 --> 35:33.890
بقیه چیزا
همگی مال قرن شانزدهم بودن

35:40.711 --> 35:47.849
اونجا بود که متوجه شدم
پذیرفتن چنین ریسکی دیوانگیِ محضه

35:50.430 --> 35:56.409
بودجه فیلم تامین نشده بود
لوکی بعدا ترتیب این کارو داد

35:56.782 --> 36:01.137
لوکی تهیه‌کننده فیلم شد

36:01.163 --> 36:06.288
چیزی در وجودش بود که باعث میشد
بقیه اعتمادبنفس پیدا کنن

36:06.955 --> 36:09.654
و اکثر اوقات
...وقتی شرایط بهم میریخت

36:09.679 --> 36:12.687
...همیشه میتونست اوضاع رو آروم کنه

36:12.713 --> 36:15.245
و ما رو بحالت عادی برگردونه...

36:15.269 --> 36:21.363
...اقتصاد خونده بودم

36:21.389 --> 36:26.724
به همین خاطر همه فکر میکردن...
از حساب و کتاب سر درمیارم

36:26.749 --> 36:32.684
به هر زحمتی بود و با بیش از 20 توقف
خودمو به پرو رسوندم

36:32.709 --> 36:39.484
وقتی رسیدم
...سیصد هنرور اعتصاب کرده بودن

36:39.509 --> 36:45.124
و خواستار دستمزدشون بودن...
که خوشبختانه همراه من بود

36:45.149 --> 36:48.163
...وسط جنگل، وسط رودخانه

36:48.189 --> 36:52.428
با یه کوله‌پشتی پر از پول...
که با طناب بسته شده بود

36:52.528 --> 36:54.727
واقعا دراماتیک بود

37:06.127 --> 37:07.481
...وقتی فیلمنامه رو نوشتم

37:07.506 --> 37:09.861
بلافاصله کینسکی به ذهنم اومد...

37:09.886 --> 37:11.688
اون باید این نقش رو بازی میکرد

37:11.713 --> 37:14.460
البته میدونستم
قراره چه بلایی سرم بیاد

37:19.507 --> 37:23.682
زمانی که مشغول فیلمبرداریِ آگیره بودیم
میدونستم کینسکی خیلی عصبیه

37:23.707 --> 37:27.442
همه میگفتن دیوانه‌ست

37:27.467 --> 37:31.842
و برای یه کارگردان جوان
...خیلی سخت بود

37:31.867 --> 37:36.961
تا بتونه از طرفی به لایه‌های درونیِ بازیگری
...از مکتب قدیم نفوذ کنه

37:36.987 --> 37:39.562
...و اونو درهم بشکنه

37:39.587 --> 37:43.486
و از طرفی هم...
باید بر ترسش غلبه میکرد

37:43.575 --> 37:47.929
میدونستم باید اون جانور وحشی رو
...اهلی کنم

37:47.954 --> 37:50.447
نه اینکه اونو
...تبدیل به جانوری رام کنم

37:50.472 --> 37:53.343
اما این اهلی کردن
چارچوب‌های خاص خودشو داره

37:53.368 --> 37:56.550
مثل این پنجره
...که باید چارچوب خودشو داشته باشه

37:56.574 --> 37:59.390
و بین این قاب...
سینما جریان داره

37:59.574 --> 38:04.321
اما از من نپرسید
این کار چقدر دشوار بود

38:04.347 --> 38:07.042
!تو کارگردان نیستی
!باید از من یاد بگیری

38:07.066 --> 38:09.921
نه، این کارو نمی‌کنم
!تو یه آماتوری

38:09.946 --> 38:13.361
یه کارگردان کوتوله
!اما برای من کارگردان نیستی

38:13.386 --> 38:17.601
باید بیای پیش من و بگی
" آقای کینسکی، نظرت در مورد این صحنه چیه؟ "

38:17.625 --> 38:20.699
!همون کاری که دیوید لین و برشت کردن

38:20.725 --> 38:23.600
!تو هم باید همین کارو بکنی

38:23.625 --> 38:31.280
کیسنکی با عصبانیت اسلحه رو برداشت
و به طرف اون شلیک کرد

38:31.306 --> 38:36.801
اینکه من پشت دوربین با یه اسلحه در دست
کارگردانی میکردم یه شایعه نادرسته

38:36.825 --> 38:38.720
کاملا دروغه

38:38.745 --> 38:44.160
من مسلح نبودم، اما گفتم
یه اسلحه برمی‌دارم و بهش شلیک میکنم

38:44.185 --> 38:48.600
اینکه اول بخودم شلیک میکنم
!و بعد به اون

38:48.625 --> 38:55.884
من، خشم پروردگار
با دختر خودم ازدواج میکنم

38:57.704 --> 39:04.758
با او، پاک‌ترین خاندانی رو تشکیل میدم
که دنیا بخودش دیده

39:04.784 --> 39:11.643
با هم، بر سراسر این اقلیم
حکومت میکنیم

39:17.743 --> 39:20.962
باید شکیبا باشیم

39:21.664 --> 39:24.523
من خشم پروردگار هستم

39:25.704 --> 39:28.843
چه کسی با منه؟

39:28.987 --> 39:31.425
میدونستم اتفاق بزرگی رخ میده

39:31.849 --> 39:36.445
چیزی بود که بقیه
قادر به انجامش نبودن

39:36.471 --> 39:39.860
...و میدونستم اجرای کینسکی

39:39.884 --> 39:43.755
...چنان کیفیتی داره

39:43.781 --> 39:47.756
که سینمای آلمان
...مدتهاست به چشم ندیده

39:47.780 --> 39:50.101
یا حتی در سینمای دنیا...

39:50.126 --> 39:54.666
تا بحال همچین چیزی رو ندیدین
و من اینو میدونستم

40:00.182 --> 40:05.397
وقتی آگیره آماده نمایش شد
هیچکس اونو تحویل نگرفت، هیچکس

40:05.422 --> 40:11.637
حتی انجمن جایزه فیلم آلمان هم
نمی‌دونست چه تصمیمی در موردش بگیره

40:11.663 --> 40:18.717
انجمن فیلم آلمان بدون هیچ گونه اظهار نظری
فیلم را مورد ارزیابی قرار نداد

40:18.742 --> 40:23.397
لوته آیزنر یه نسخه از فیلم رو
...به پاریس برد

40:23.422 --> 40:28.436
و اونو برای مهم‌ترین منتقدین فرانسوی...
نمایش داد

40:28.462 --> 40:31.508
بعد از اون
...در بزرگ‌ترین نشریات فرانسوی

40:31.534 --> 40:34.477
فیلم نقدهای فوق‌العاده مثبتی...
دریافت کرد

40:34.502 --> 40:40.517
...در یکی از اکران‌های سینما اورسلین

40:40.541 --> 40:44.320
بیشتر از صد هزار تماشاگر در سال...
از فیلم دیدن کردن

40:50.953 --> 40:52.961
برای اون زمان
اتفاق بزرگی بحساب می‌اومد

40:52.987 --> 40:54.893
...مثلا اگه اونو جایی نمایش میدادن

40:54.918 --> 40:57.307
ممکن بود برای دیدنش
...به فیلادلفیا بری

40:57.332 --> 41:00.389
یا سفر طولانی‌تری رو بجون بخری...

41:03.849 --> 41:05.686
خودِ زندگی بود، میدونی؟

41:05.711 --> 41:07.204
...انگار که

41:07.228 --> 41:11.892
...میوه ترش و شیرینی رو گاز بزنین

41:11.918 --> 41:13.843
که تا بحال طعم اونو نچشیدین...

41:13.868 --> 41:15.996
آگیره فوق‌العاده بود

41:16.021 --> 41:20.090
اینکه یه فیلم بتونه
...چنین تاثیری در دنیا داشته باشه

41:20.115 --> 41:23.035
برای همه ما نشانه خوبی بود...

41:23.060 --> 41:28.359
در اصل به این معنا بود
که ما هم قادر به انجام این کار هستیم

41:40.262 --> 41:43.031
...همیشه همون فیلم رو می‌ساخت

41:43.057 --> 41:45.859
کاری که بنظرم اکثر فیلمسازان انجام میدن...

41:45.883 --> 41:48.031
...بنظرم همیشه یه کاراکتر ثابت داشت

41:48.057 --> 41:49.928
...که در موقعیت‌های مختلفی قرار میگرفتن

41:49.952 --> 41:52.238
و اون همیشه دنبال چیز واحدی میگشت...

41:52.263 --> 41:55.840
...بنظرم به نوعی تقلای خودش در زندگی بود

41:55.866 --> 41:59.596
که میشه اینو...
در تمام کاراکترها مشاهده کرد

42:14.498 --> 42:20.753
از همون ابتدا
فقط به بُعد اساطیری علاقه داشت

42:20.778 --> 42:27.113
همیشه در موردقهرمان رانده‌شده‌ایه
...که سرنوشت خودشو داره

42:27.138 --> 42:33.196
و در وجودش اجباری درونی...
برای انجام کاری رو احساس میکنه

42:58.336 --> 43:03.370
در مورد افراد مختلفی
...که در شرایط اضطراری قرار میگیرن

43:03.396 --> 43:08.434
چون به عقیده من از این طریق میتونیم...
آگاهیِ بیشتری نسبت بخودمون پیدا کنیم

43:09.937 --> 43:13.632
تا سه میشمارم
و به آرامی چشماتونو باز میکنین

43:13.656 --> 43:16.395
بدون اینکه بیدار بشین

43:19.856 --> 43:22.555
یک

43:32.495 --> 43:34.914
دو

43:38.976 --> 43:41.994
سه

43:42.416 --> 43:45.631
خیلی آرام چشماتونو باز کنین

43:45.655 --> 43:47.950
اما بیدار نمی‌شید

43:47.975 --> 43:52.670
با حالتی مسحور به یه نقطه خیره میشید
انگار چیز ناشناخته‌ای وجود داره

43:52.695 --> 43:55.514
و میخواید به اونجا برید

44:05.365 --> 44:09.491
وقتی پای مرگ و زندگی در میان باشه
باید راه رفت

44:09.537 --> 44:11.408
...میدونین که من خیلی راه رفتم

44:11.434 --> 44:15.112
...چون لوته آیزنر به شدت بیمار بود

44:16.227 --> 44:19.995
و انگار که درونم
...آشوبی بپا شده بود

44:20.019 --> 44:23.939
و مثل یه زائر...
با پای پیاده راه افتادم

44:24.571 --> 44:26.926
...میدونستم اگه پیاده برم

44:26.951 --> 44:29.698
از بیمارستان مرخص میشه...

44:29.778 --> 44:33.560
و میدونستم اگه به این پیاده‌روی نرم
میمیره

45:01.133 --> 45:06.227
...در نوامبر 1974

45:06.253 --> 45:10.828
از مونیخ تا پاریس رو پیاده طی کرد...

45:10.852 --> 45:16.747
...گفت وقتی به پاریس برسم

45:16.772 --> 45:20.667
لوته هنوز زنده‌ست
...و به زندگیش ادامه میده

45:20.692 --> 45:24.231
فقط از طریق اراده راسخ من...

45:25.452 --> 45:29.470
در خلال این پیاده‌روی
خاطراتش رو یادداشت میکرد

45:41.212 --> 45:46.547
و البته وقتی ورنر به پاریس رسید
...لوته هنوز زنده بود

45:46.572 --> 45:50.630
و تا 1983 به زندگی ادامه داد...

45:56.675 --> 46:00.456
سپس نگاهی به من انداخت
و لبخند ملیحی زد

46:00.501 --> 46:02.076
...و از آنجایی که میدانست

46:02.225 --> 46:03.649
...که من پای پیاده آمدم

46:03.674 --> 46:05.649
...و بی‌حفاظ هستم

46:05.674 --> 46:07.442
مرا درک کرد...

46:07.467 --> 46:10.752
...برای لحظه‌ای باشکوه و زودگذر

46:10.777 --> 46:14.629
احساسی ملایم...
درون جسم خسته‌ام جاری شد

46:14.812 --> 46:18.063
به او گفتم
پنجره را باز کن

46:18.087 --> 46:22.352
بعد از این چند روز اخیر
میتوانم پرواز کنم

46:43.605 --> 46:46.373
در بریتانی دنبال لوکیشن میگشتم

46:46.398 --> 46:49.545
...به جایی برخوردم به اسم کارناک

46:49.570 --> 46:56.236
که چهار هزار سنگ غول‌پیکر
...کنار هم قرار دارن

46:56.260 --> 46:59.062
و با خودم گفتم
...تا وقتی ندونم چطور این کارو انجام بدم

46:59.087 --> 47:01.248
اینجا رو ترک نمی‌کنم...

47:01.294 --> 47:06.351
فن‌آوریِ عصر حجر رو
کمی توسعه دادم

47:06.707 --> 47:09.889
...یکی از دوستانم به مونیخ اومد

47:09.914 --> 47:12.097
و گفت...
داستان معرکه‌ای دارم

47:12.121 --> 47:17.041
داستان در مورد یه تاجر کائوچو
بنام خوزه فرمین فیتزکارالد بود

47:17.363 --> 47:19.887
...اون یه کشتی رو از طریق تنگه

47:19.912 --> 47:22.490
از رودخانه‌ای...
به رودخانه دیگه منتقل کرد

47:22.812 --> 47:26.787
کشتی رو به صد بخش مجزا
تقسیم کرد

47:26.812 --> 47:29.029
و ناگهان گفتم
" فیلم خودمو پیدا کردم "

47:29.053 --> 47:32.627
اما باید یه کشتیِ بخار
...بالای کوه باشه

47:32.776 --> 47:35.441
که بوسیله فن‌آوریِ عصر حجر
...جابجا میشه

47:35.466 --> 47:38.489
و باید با موسیقیِ انریکو کاروزو باشه...

47:54.567 --> 47:59.581
بنظرم کشیدن یه کشتی از بالای کوه
به میان جنگل ایده دیوانه‌کننده‌ای بود

47:59.607 --> 48:04.426
نمی‌تونستم تصور کنم
قراره چطور انجام بشه

48:22.807 --> 48:26.066
تا مدت‌ها نمی‌دونستیم کی قراره
نقش فیتزکارالدو رو بازی کنه

48:26.259 --> 48:30.957
حتی به کسی فکر کردم
...که چهره‌ش شبیه به روستایی‌ها باشه

48:30.983 --> 48:34.662
مثل یه روستاییِ خشن واقعی...
" وارن اوتس "

48:36.397 --> 48:37.868
هیچوقت محقق نشد

48:38.206 --> 48:43.300
" ورنر حتی به این فکر کرد که " هواری بومدین
رئیس‌جمهور الجزایر هم گزینه خوبیه

48:43.326 --> 48:46.384
خیلی به نقش میخورد
اما غیرممکن بود

48:46.604 --> 48:48.579
جک نیکلسون هم
به این نقش علاقه داشت

48:48.604 --> 48:50.141
میخواست با من کار کنه

48:50.166 --> 48:52.597
اما پنج میلیون دلار میخواست

48:52.621 --> 48:55.744
اون زمان
بودجه زیادی برامون باقی نمونده بود

48:56.122 --> 49:01.352
برای همین هرگز اتفاق نیفتاد
اما بهرحال جزو گزینه‌ها بود

49:01.525 --> 49:06.500
بعد بفکر جیسن روباردز افتادیم
با ایجنتش در نیویورک صحبت کردم

49:06.525 --> 49:11.100
البته خیلی نسبت به این موضوع
بدگمان بودن

49:11.125 --> 49:16.580
روباردز هیچوقت از کشور خارج نشده بود
چه برسه بره وسط جنگل

49:16.605 --> 49:21.544
تا اینکه فیلمبرداری رو شروع کردیم
و مشکلات بعدی پیش اومدن

49:36.155 --> 49:38.868
مشکلات یکی بعد از دیگری
از راه رسیدن

49:39.396 --> 49:40.936
کمبود سرمایه

49:47.706 --> 49:49.763
مشکلات فنی

49:53.396 --> 49:55.315
دو سانحه هواپیما داشتیم

49:57.964 --> 50:05.223
بین پرو و اکوادور جنگ بود و ما دقیقا
در همون منطقه فیلمبرداری داشتیم

50:05.293 --> 50:07.923
شرایط کاملا دیوانه‌وار بود

50:07.947 --> 50:09.798
دیگه نباید فیلم بسازم

50:10.775 --> 50:14.384
باید یراست برم دیوونه‌خونه

50:17.585 --> 50:20.584
فیتزکارالدو - 1981
[نسخه اول]

50:27.086 --> 50:28.384
آره

50:29.671 --> 50:35.039
!ویلبر، خودشه

50:39.705 --> 50:43.095
میک جگر نقش خیلی مهمی داشت

50:43.120 --> 50:47.749
اون رفیق و وردست فیتزکارالدو بود

50:47.774 --> 50:49.302
!هی

50:49.327 --> 50:53.164
!ما در ایکیتوس اپرا میخوایم

50:53.189 --> 50:54.647
!ما اپرا میخوایم

50:54.671 --> 51:00.246
!اینجا به اپرا نیاز داریم
نمی‌خواین روحتون با موسیقی جلا پیدا کنه؟

51:00.671 --> 51:04.542
هیچکس بدرستی کشف نکرد
...چه بازیگر بزرگی بود

51:04.568 --> 51:06.281
و چه بازیگر بزرگی میشد...

51:06.878 --> 51:13.267
یجور هیجان و جنون عجیبی
در وجودش داشت

51:13.292 --> 51:16.246
انگار درونش آتش جریان داره

51:35.843 --> 51:39.128
بعد جیسن روباردز بیمار شد
...و به آمریکا رفت

51:39.153 --> 51:42.716
و دیگه برنگشت...
چون دکترها بهش اجازه نمی‌دادن

51:42.741 --> 51:46.695
یه دستگاه شوک سر صحنه میخواست

51:46.720 --> 51:53.699
اما امکان‌پذیر نبود
چون منبع برق نوسان زیادی داشت

51:55.600 --> 52:01.615
بعد از اون میک گفت نمی‌دونه چه زمانی
میتونه برگرده، چون در آمریکا بود

52:01.640 --> 52:06.375
بخاطر تور اروپاییش
نمی‌تونست بیشتر از این صبر کنه

52:06.400 --> 52:14.399
همه در یه اقامتگاه ساحلی ساکن بودیم
و منتظر بودیم ببینیم روباردز برمیگرده یا نه

52:15.559 --> 52:19.163
بعد از سه هفته
...فهمیدیم دیگه برنمی‌گرده

52:19.188 --> 52:21.698
و تولید متوقف شد...

52:27.119 --> 52:33.577
برای من
نوشتن همیشه آخرین راه‌حل بود

52:33.602 --> 52:38.453
آخرین لنگری
که میتونستم بهش بچسبم

52:39.774 --> 52:42.073
تنها مایه تسلیِ من

52:42.671 --> 52:46.195
به همین خاطر، چیزی که اینجاست
...ارزش خیلی زیادی داره

52:46.219 --> 52:49.797
چون کاملا بهش تکیه کردم...
و منو حفظ کرد

52:51.188 --> 52:56.542
نگران اندازه دستخط خودم هستم
کمی نگران‌کننده‌ست

52:56.567 --> 52:59.990
چرا اینقدر ریز نوشتم؟

53:00.014 --> 53:02.071
هیچ توضیحی براش ندارم

53:02.945 --> 53:07.576
فقط با عینک تاشو
میتونم اونو کشف رمز کنم

53:07.602 --> 53:12.039
و گاهی به عدسیِ بزرگتر
و نور خیلی زیاد احتیاج پیدا میکنم

53:12.221 --> 53:15.162
آره، مجبورم اینطوری اونو بخونم

53:15.187 --> 53:17.589
و باید خیلی بهش نزدیک بشم

53:24.566 --> 53:30.624
تمام اون سال
...اینقدر وحشتناک بود

53:30.808 --> 53:33.487
که تا امروز...
نمی‌تونم باهاش کنار بیام

53:45.877 --> 53:49.473
اگه پروژه رو رها کنم
...تبدیل به انسانی بدون رویا میشم

53:49.497 --> 53:52.003
و نمی‌خوام اینطوری زندگی کنم...

53:52.083 --> 53:56.934
یا به زندگیم ادامه میدم
یا با این پروژه به زندگیم خاتمه میدم

54:16.475 --> 54:20.533
منطق حکم میکرد
کینسکی رو انتخاب کنیم

54:30.114 --> 54:36.089
شروع کرد به فریاد کشیدن
اما نه از روی نارضایتی، بلکه از خوشحالی

54:36.115 --> 54:40.530
همیشه گفته بود تنها کسی که میتونه
...نقش فیتزکارالدو رو بازی کنه خودشه

54:40.554 --> 54:43.293
و همینطور هم شد...

55:00.714 --> 55:03.889
کینسکی فقط بخودش اهمیت میداد

55:03.914 --> 55:08.249
بدون شک میخواست
ترس رو گسترش بده

55:08.273 --> 55:15.327
تا کوچکترین حرکتی از جانب اون
خداگونه بنظر برسه

55:15.353 --> 55:18.328
!هر وقت دلم بخواد داد میزنم

55:18.353 --> 55:22.407
قرار نیست بهم بگی چیکار کنم
!برو به جهنم

55:22.433 --> 55:25.648
!وقتش رسیده ادبت کنم -
چی؟ -

55:25.673 --> 55:29.528
!با مشت میزنم تو صورتت -
!بزن -

55:29.553 --> 55:34.848
حواست باشه، وگرنه تو آمریکا
آبرو برات نمیذارم، مردک دیوونه

55:34.873 --> 55:39.128
لوکی، واقعا اجازه میدی احمقی مثل اون
مدیر تولیدت باشه؟

55:39.153 --> 55:45.448
با وجود تمام داد و بیدادها
...قبل از شروع فیلمبرداری

55:45.472 --> 55:48.727
تمام دیالوگ‌هاشو حفظ میکرد...

55:48.752 --> 55:52.091
شیوه کارش اینطور بود

55:54.293 --> 55:58.592
" فیتزکارالدو "
1982

55:59.552 --> 56:05.570
تا زمانی که شهر یه سالن اپرا نداشته باشه
درب کلیسا بروی هیچکس باز نمیشه

56:08.712 --> 56:11.567
من یه سالن اپرا میخوام

56:11.591 --> 56:14.806
!من اپراهاوس خودمو میخوام

56:14.831 --> 56:18.010
!من اپرا میخوام

56:18.831 --> 56:24.606
تا زمانی که شهر یه سالن اپرا نداشته باشه
درب کلیسا بروی هیچکس باز نمیشه

56:24.631 --> 56:28.166
!خیال دارم سالن اپرای خودمو بسازم

56:28.191 --> 56:31.046
!خیال دارم سالن اپرای خودمو بسازم

56:31.071 --> 56:33.850
!من یه سالن اپرا میخوام

56:38.751 --> 56:41.446
خوشبختانه جواب داد

56:41.470 --> 56:46.725
اما وقتی به پشت صحنه نگاه میکنید
...تا فرآیند کارو ببینید

56:46.750 --> 56:52.965
متوجه میشید ممکن بود
...چقدر خسارت و ضرر وارد بشه

56:52.990 --> 56:55.569
که در واقع...
خسارات زیادی هم وارد شد

57:07.944 --> 57:11.299
حتی یه اینچ هم نتونستیم
کشتی رو حرکت بدیم

57:11.324 --> 57:14.126
اون کشتیِ بخار
مثل یه هیولا بود

57:14.151 --> 57:15.471
...اونو در فیلم می‌بینید

57:15.496 --> 57:19.933
و فکر کنم بیشتر از 300 تن بود...
!به این بزرگی

57:53.531 --> 57:56.646
میدونستم از نظر فنی
...قادر به انجامش هستم

57:56.670 --> 58:02.276
و میتونستم این کارو از نظر بصری...
بسیار با قدرت به تصویر بکشم

58:14.388 --> 58:17.243
برای نمایش افتتاحیه به سینما رفتم

58:17.268 --> 58:21.243
از اینکه چنین موفقیتی کسب کرد
به شدت خوشحال شدم

58:21.268 --> 58:25.883
ورنر واقعا بخودش می‌بالید

58:25.907 --> 58:31.001
میدونست کاری کرده بود کارستان
که تا ابد زنده میمونه

58:31.227 --> 58:36.245
کاملا مشخص بود که یه شاهکار ساخته

59:06.706 --> 59:10.840
فیلمسازی کار خوبی نیست

59:10.865 --> 59:13.919
کار خوبی نیست

59:13.945 --> 59:19.880
منظورت از نظر انسانیه؟ -
آره، از نظر انسانی -

59:19.905 --> 59:24.999
نباید بیش از حد این کارو انجام بدین
نمیشه فیلم‌های زیادی ساخت

59:25.025 --> 59:28.644
شما باید مراقب باشید
و زیادی خرج نکنید

59:38.874 --> 59:41.297
داستان این سنگ‌ها چیه؟

59:41.322 --> 59:42.573
هیچ داستانی ندارن

59:42.598 --> 59:43.918
اونا خیلی گرد هستن

59:43.942 --> 59:47.572
اما من اونایی رو پیدا کردم
که واقعا گرد و مدور هستن

59:47.598 --> 59:49.586
و این چیزیه که از این مکان بیاد میارم

59:50.149 --> 59:53.662
...و اونا بیشتر از هر چیز دیگه‌ای

59:53.688 --> 59:56.104
در خاطراتم حک شدن...

59:56.632 --> 59:58.449
خیلی عجیبه

01:00:01.287 --> 01:00:04.034
اونا کاملا گرد و مدور هستن

01:00:06.494 --> 01:00:09.090
اینا سنگ‌های آتشفشان هستن

01:00:09.115 --> 01:00:14.227
همگی آتشفشانی هستن
...و دریا اونا رو در ساحل می‌گردونه

01:00:14.253 --> 01:00:19.517
و بعد از ده هزار سال...
گرد میشن و به این شکل درمیان

01:00:40.287 --> 01:00:44.483
وقتی بهش لگد میزنی
باید به این شکل بزنی

01:00:45.322 --> 01:00:47.641
و بعد به عقب برمیگردی
و دوباره میای بالا

01:00:47.666 --> 01:00:49.414
اونو بیار بالا

01:00:50.382 --> 01:00:53.677
میشه اون شیشه آبو بهم بدی

01:00:53.703 --> 01:00:56.362
از خدا میخوام این صحنه رو
بدون مشکل بگیریم

01:01:02.252 --> 01:01:04.606
" کبرا ورده "
...واقعا کار سختی بود

01:01:04.631 --> 01:01:08.986
چون کینسکی
...کاملا از کنترل خارج شده بود

01:01:09.011 --> 01:01:12.089
و همه چی به خشونت منجر میشد...

01:01:12.115 --> 01:01:15.968
منظور از خشونت نه فقط آسیب رسوندن
...به دکور و صحنه بود

01:01:15.993 --> 01:01:18.296
...چون همیشه این کارو میکرد

01:01:18.320 --> 01:01:24.116
اما این بار با سنگ به بقیه...
از جمله خود من، حمله میکرد

01:01:24.142 --> 01:01:26.601
!دنبالم بیاید

01:01:26.802 --> 01:01:30.501
" کبرا ورده "
1987

01:01:41.781 --> 01:01:46.276
!نه، نه
!اونو اسیر کنید

01:01:46.300 --> 01:01:49.879
نزدیک نشید
وگرنه همسرانش اونو خفه میکنن

01:01:53.221 --> 01:01:56.796
نگاتیو رو از دوربین کشید بیرون
...و پاره کرد و گفت

01:01:56.821 --> 01:02:01.116
تمامش آشغاله
نباید کپی یا تکثیر بشه

01:02:01.141 --> 01:02:06.036
واقعا بیمار بود، دائما با اون مشکل داشتیم
و جروبحث میکردیم

01:02:06.061 --> 01:02:09.680
خیلی بدتر از فیلم‌های قبلی شده بود

01:02:26.260 --> 01:02:32.875
بنظرم نمایش و توصیف سرنوشت انسان
به شیوه کینسکی، به پایان رسیده بود

01:02:32.899 --> 01:02:39.838
بعد از " کبرا ورده " کاملا مشخص بود
که دیگه نمیشه با اون کار کرد

01:02:43.340 --> 01:02:46.839
" درس‌های تاریکی "
1992

01:03:04.252 --> 01:03:05.950
...فرق چندانی بین

01:03:05.974 --> 01:03:09.584
فیلم‌های مستند و داستانی نیست...

01:03:11.147 --> 01:03:15.571
گفتم، قصد ندارم یه مستند
...در مورد کویت

01:03:15.596 --> 01:03:20.895
و حمله نیروهای عراقی...
به فرماندهیِ صدام حسین بسازم

01:03:20.975 --> 01:03:28.032
در عوض نوعی رخداد کیهانی رو
...به تصویر کشیدم

01:03:28.285 --> 01:03:33.136
جایی که بر علیه خود خلقت...
جنایتی در حال وقوع بود

01:03:44.940 --> 01:03:46.777
...در برلیناله بود

01:03:46.802 --> 01:03:49.984
و تماشاگرها...
به شدت حالتی خصمانه داشتن

01:03:50.009 --> 01:03:53.101
فریادی از انزجار بلند شد

01:03:53.698 --> 01:03:56.687
...یه نفر با فریاد

01:03:57.906 --> 01:04:00.983
اظهار تنفرش رو به من نشون داد...

01:04:01.009 --> 01:04:05.329
" زیبایی‌شناسیِ وحشت "

01:04:05.354 --> 01:04:08.363
و یه عده
بطرفم آب دهان پرت کردن

01:04:08.389 --> 01:04:12.619
و من گفتم، همتون اشتباه میکنین
زمان به نفع منه

01:04:12.664 --> 01:04:16.481
باید میشنیدی
چه فریادهایی سرم میزدن

01:04:16.596 --> 01:04:18.089
اما اصلا مهم نبود

01:04:18.113 --> 01:04:21.653
سر جای خودم ایستاده بودم
و آمادگیِ هر پیشامدی رو داشتم

01:04:27.113 --> 01:04:30.125
در مورد خودش دروغ گفت

01:04:30.327 --> 01:04:32.726
!گفت بدلکاره

01:04:35.527 --> 01:04:38.812
و با خودم فکر کردم
" عجب شانس بدی دارم "

01:04:38.836 --> 01:04:42.204
...اینکه عاشق مردی شدم

01:04:42.388 --> 01:04:45.618
که زندگیش دائما...
در معرض خطر قرار داره

01:04:48.044 --> 01:04:50.308
بلافاصله عاشق هم شدیم

01:04:52.250 --> 01:04:56.670
فورا به خونه رفتم
...اونجا رو مرتب کردم و برگشتم

01:04:56.719 --> 01:04:58.727
...و تقریبا

01:04:58.752 --> 01:05:01.121
هر چیزی رو که داشتم بخشیدم...

01:05:01.147 --> 01:05:03.688
...فقط یه مسواک داشتم

01:05:03.973 --> 01:05:07.294
...که اونو در جیب کاپشنم گذاشتم

01:05:07.320 --> 01:05:10.122
...اما در گمرک باعث دردسرم شد

01:05:10.146 --> 01:05:12.376
چون هیچ چمدانی همراهم نبود...

01:05:12.664 --> 01:05:15.929
هیچی
!حتی یه کیف‌دستی

01:05:17.174 --> 01:05:20.709
دیگه کاری با آلمان نداشت

01:05:20.735 --> 01:05:25.909
پول زیادی از فیلم‌هاش بدست نیاورد
...اما مشکل اصلی کل سیستم بود

01:05:25.934 --> 01:05:29.669
چون باید تمام تشریفات اداری رو
...میگذروند

01:05:29.694 --> 01:05:35.832
به همین خاطر ترجیح داد...
با اون آدمای کوته‌فکر و ازخودراضی روبرو نشه

01:05:41.033 --> 01:05:44.032
لس‌آنجلس

01:06:03.938 --> 01:06:08.475
اونجا چیکار میتونست بکنه؟

01:06:08.677 --> 01:06:10.176
خیلی عجیب بنظر میرسید

01:06:13.318 --> 01:06:20.544
این کار به نوعی باعث شد
...تا خلاقیتش دوباره شکوفا بشه

01:06:20.697 --> 01:06:23.362
...و همینطور حرفه‌اش

01:06:23.387 --> 01:06:28.810
...و شاید رابطه عاشقانه‌ش با آمریکا

01:06:28.835 --> 01:06:31.018
باعث شد رابطه عاشقانه دیگه‌ای
...شکل بگیره

01:06:31.042 --> 01:06:34.341
که آمریکا درحال حاضر...
با ورنر هرتزوگ داره

01:06:37.352 --> 01:06:43.064
آمریکا اونو قاپید
و اونم متقابلا با آمریکا همین کارو کرد

01:06:44.249 --> 01:06:47.741
دوست دارم در جایی باشم
...که احساس کنم

01:06:47.767 --> 01:06:54.190
همه چیز بطور فوق‌العاده‌ای
...در حال شکل‌گیریه

01:06:54.214 --> 01:06:57.237
و همه چی در جریانه...

01:06:57.490 --> 01:06:59.741
آدما در اینجا
...فقط حرف نمی‌زنن

01:06:59.766 --> 01:07:01.342
بلکه اهل عمل هستن...

01:07:23.731 --> 01:07:25.155
...خب

01:07:25.180 --> 01:07:27.236
...ما در
اینجا کجاست؟

01:07:28.387 --> 01:07:30.465
موزه تکنولوژیِ ژوراسیک

01:07:30.490 --> 01:07:34.672
یکی از معدود جاهایی در اینجا
که واقعا دوستش دارم

01:07:34.697 --> 01:07:38.051
توسط یه مرد فوق‌العاده
و شگفت‌انگیز خلق شده

01:07:38.076 --> 01:07:39.996
بریم داخل

01:08:26.765 --> 01:08:28.947
این آبشار ایگوازو ـه

01:08:28.972 --> 01:08:31.430
من سمت برزیل هستم

01:08:31.455 --> 01:08:35.030
اون سمت که دوربین قرار داره
آرژانتینه

01:08:35.593 --> 01:08:39.670
و این مجموعه سونابنده
سونابند هال

01:08:39.696 --> 01:08:42.878
در مورد مردی بنام جفری سونابنده

01:08:42.903 --> 01:08:46.051
...مخترع و مهندسی که

01:08:46.076 --> 01:08:50.293
یه پل رو از آرژانتین به برزیل...
طراحی کرد

01:08:50.318 --> 01:08:52.844
...طوفان اونو با خودش برد

01:08:52.868 --> 01:08:56.960
اما همون شب
...یه خواننده اپرا بود

01:08:57.144 --> 01:08:59.844
زنی که اینجاست...
و صدای فوق‌العاده‌ای داشت

01:08:59.869 --> 01:09:01.740
فورا عاشقش شد

01:09:01.765 --> 01:09:04.671
...برای تایید این گفته‌ها

01:09:04.696 --> 01:09:08.168
لباس‌هایی رو که اون شب پوشیده بود
...اینجا گذاشتن

01:09:08.800 --> 01:09:13.464
اما جالب‌تر از همه اینه که...
تمام این داستان ساختگیه

01:09:13.488 --> 01:09:18.498
دیگه مرزی بین واقعیت و تخیل
وجود نداره

01:09:18.523 --> 01:09:22.443
این چیزیه که در مورد دیوید ویلسن
دوست دارم

01:09:46.455 --> 01:09:48.223
...در قرن نوزدهم

01:09:48.248 --> 01:09:52.051
...مردم این درک و آگاهی رو داشتن

01:09:52.075 --> 01:09:54.670
که خیلی به دانستن همه چیز...
نزدیک شدیم

01:09:54.695 --> 01:09:58.738
...اما بعد از گذشت 100-150 سال

01:09:58.764 --> 01:10:00.912
...ثابت شده که اصلا صحت نداره

01:10:00.937 --> 01:10:03.843
...بنابراین خیلی جالبه

01:10:03.868 --> 01:10:06.787
چیزی که بعنوان حقیقت تلقی میشه...
چطور تکامل پیدا میکنه

01:10:06.902 --> 01:10:10.705
هیچکس نمی‌تونه حقیقت رو
به معنای واقعی تعریف کنه

01:10:10.729 --> 01:10:14.600
میدونیم که یه چیز متغیر و تقریبیه
که فقط بهش شباهت داره

01:10:14.625 --> 01:10:19.477
ما به سمت یه هدف مبهم حرکت میکنیم
و این به تنهایی خیلی ارزشمنده

01:10:22.179 --> 01:10:24.533
...تمام این پنگوئن‌ها درحال حرکت

01:10:24.558 --> 01:10:27.133
به سمت آب‌های آزاد هستن...

01:10:31.109 --> 01:10:35.340
اما یکی از اونا نظر ما رو جلب کرد
همونی که وسط ایستاده

01:10:36.488 --> 01:10:41.053
نه به سمت منابع تغذیه میره
...که در کناره‌های یخ قرار داره

01:10:41.078 --> 01:10:43.847
نه به کلونی پنگوئن‌ها برمیگرده...

01:10:45.282 --> 01:10:47.512
...چند لحظه بعد دیدیم که

01:10:47.537 --> 01:10:52.478
به سمت کوه‌هایی راه افتاد...
که در فاصله 70 کیلومتری قرار دارن

01:10:54.970 --> 01:10:58.773
دکتر اینلی توضیح داد
...حتی اگه اونو بگیریم

01:10:58.798 --> 01:11:01.015
...و به کلونی برگردونیم

01:11:01.040 --> 01:11:04.408
دوباره به سمت کوه‌ها برمیگرده...

01:11:05.083 --> 01:11:08.458
هیچکس نمی‌دونه اون پنگوئن کجا رفت

01:11:08.483 --> 01:11:13.541
ممکنه بعد از اینکه دوربین رو خاموش کردیم
دوباره به بقیه ملحق شده باشه

01:11:13.937 --> 01:11:17.256
بنظر نمیرسه قصد گمراه کردن ما رو
...داشته باشه

01:11:17.281 --> 01:11:19.324
...اون سعی داره به ما

01:11:19.350 --> 01:11:22.705
لایه‌ای از واقعیت رو نشون بده
...که همیشه وجود داره

01:11:22.730 --> 01:11:26.305
اما ممکنه هیچوقت متوجه اون نشیم...

01:11:28.970 --> 01:11:30.842
...و اینجا

01:11:30.867 --> 01:11:33.923
وارد اون اقلیم پهناور میشه...

01:11:34.798 --> 01:11:37.600
...با 5 هزار کیلومتری که مقابلش قرار داره

01:11:37.625 --> 01:11:39.959
به سمت مرگی حتمی میره...

01:11:47.661 --> 01:11:50.429
حقیقت چیزیه که ما
...از ماهیتش اطلاعی نداریم

01:11:50.454 --> 01:11:54.911
اما احساس میکنیم چیزی
...فراتر از حقایق مسلم وجود داره

01:11:54.935 --> 01:11:57.031
...و اینکه چطور میتونیم اونو

01:11:57.056 --> 01:12:00.269
در قالب شعر...
فیلم یا رسانه‌های دیگه بیان کنیم؟

01:12:03.470 --> 01:12:07.469
" ناقوس‌هایی از ژرفا "
1993

01:12:12.832 --> 01:12:15.291
نمونه مورد علاقه من
مستند " ناقوس‌هایی از ژرفا " ست

01:12:15.316 --> 01:12:20.441
راهبانی هستن
...که روی یخ سینه‌خیز حرکت میکنن

01:12:20.935 --> 01:12:23.772
در دریاچه بایکال
...یا جایی در سیبری

01:12:23.798 --> 01:12:25.876
در یه دریاچه عظیم منجمد...

01:12:25.901 --> 01:12:32.048
و زمانی که دارن
...برای روح دریاچه دعا میکنن

01:12:32.073 --> 01:12:35.324
اتفاقی میفته
...که اصلا ساختگی نیست

01:12:35.349 --> 01:12:38.048
اما دو اسکیت‌باز رو
...وارد صحنه میکنه

01:12:38.073 --> 01:12:40.235
و از اونا میخواد...
بین راهبان اسکیت کنن

01:12:41.004 --> 01:12:45.507
و اینجاست که دنیایی
...از روح و پوچی و جادو

01:12:45.532 --> 01:12:47.441
شکل میگیره...

01:13:14.694 --> 01:13:18.428
شروع به اختراع میکنم
...شروع به سبک‌سازی میکنم

01:13:18.453 --> 01:13:22.290
اما به نحوی که به شما دروغ نگم...

01:13:22.314 --> 01:13:27.530
باعث میشه در خلسه فرو برید
و در موقعیت متفاوتی قرار بگیرید

01:13:27.556 --> 01:13:30.717
دیدگاه متفاوت و روشنگری رو
مقابل‌تون قرار میده

01:14:22.517 --> 01:14:26.932
بعد از اون
دیدگاه ورنر هم تغییر کرد

01:14:26.957 --> 01:14:28.494
...بیشتر از هر چیز

01:14:28.518 --> 01:14:31.895
بعنوان یه فیلمساز مستند و بین‌المللی...
در دنیا شناخته میشد

01:14:32.831 --> 01:14:34.992
سلام، گرینچ
سلام

01:14:35.142 --> 01:14:37.303
رفتار تهاجمی و پرخاشگری داره

01:14:37.348 --> 01:14:38.646
سلام

01:14:39.142 --> 01:14:40.772
اگه زیادی بطرفش بچرخم
منو گاز میگیره

01:14:40.796 --> 01:14:42.406
چیزی نیست
سلام، حالت چطوره؟

01:14:43.555 --> 01:14:44.854
حالت چطوره؟

01:14:49.417 --> 01:14:53.875
اون مستند دیوانه‌وار
در مورد یه مرد و خرس‌ها

01:14:53.900 --> 01:14:59.234
کی ممکنه حتی بفکر
ساخت همچین مستندی بیفته؟

01:14:59.485 --> 01:15:00.888
!این کارو نکن

01:15:01.969 --> 01:15:03.267
!برو عقب

01:15:03.761 --> 01:15:05.564
" مرد گریزلی "
...مورد خاصیه

01:15:05.589 --> 01:15:10.233
چون بر اساس...
تصاویر آرشیوی ساخته شده

01:15:11.383 --> 01:15:13.598
این کارو نکن...چیزی نیست

01:15:13.623 --> 01:15:16.771
دوست دارم، دوست دارم
دوست دارم، دوست دارم

01:15:16.796 --> 01:15:19.151
...تیموتی تردول در اصل

01:15:19.176 --> 01:15:22.358
مقابل بیابان‌های بی‌روح
...آلاسکا ایستاده

01:15:22.382 --> 01:15:25.081
...با خرس‌هایی گوشتخوار و گرسنه

01:15:25.107 --> 01:15:28.599
که حداقل نسبت به اون
...بی‌تفاوت هستن

01:15:28.623 --> 01:15:32.633
و جوری اونا رو معرفی میکنه
...که انگار شخصیت‌های عروسکی

01:15:32.658 --> 01:15:36.909
در مجموعه‌های کودکان مثل " ماپت‌ها " یا...
سسمی استریت " هستن "

01:15:36.934 --> 01:15:38.702
دوستت دارم، رودی

01:15:38.727 --> 01:15:40.198
بدش به من، عزیزم

01:15:41.072 --> 01:15:43.047
منظورم دقیقا همینه
منظورم دقیقا همینه

01:15:43.072 --> 01:15:44.646
منظورم دقیقا همینه

01:15:44.727 --> 01:15:46.116
...در حالیکه

01:15:46.141 --> 01:15:49.715
از افتخار و شهرت
...به شدت ناامید شده

01:15:50.003 --> 01:15:52.564
...اون صحرا پشت سرش ظاهر میشه

01:15:52.589 --> 01:15:54.819
و معلوم میشه...
عاقبت شومی براش داره

01:15:54.865 --> 01:15:59.129
و دیدن اون که مقابل دوربین خودش
کشته میشه

01:16:01.726 --> 01:16:04.564
بقایای اجساد تیموتی تردول
...و امی هوگنارد

01:16:04.589 --> 01:16:06.784
در این صندوق فلزیِ بزرگ...
آورده شدن

01:16:08.107 --> 01:16:11.565
داخل این صندوق فلزی
...کیسه‌های پلاستیکی بود

01:16:11.589 --> 01:16:14.405
یکی برای تیموتی...
و یکی برای امی

01:16:15.933 --> 01:16:18.301
این دوربین تیموتی ـه

01:16:18.416 --> 01:16:20.046
...در هنگام اون حمله مرگبار

01:16:20.071 --> 01:16:23.391
زمانی برای برداشتن درپوش لنز...
وجود نداشت

01:16:23.416 --> 01:16:27.060
جول پاولاک اجازه داد
تا به صدای ضبط‌شده‌ش گوش کنم

01:16:32.003 --> 01:16:33.874
صدای باران و صدای امی رو میشنوم

01:16:33.898 --> 01:16:36.474
" از من دور شو...ولم کن "

01:16:56.002 --> 01:16:58.301
جول، هیچوقت نباید اینو گوش کنی

01:16:58.451 --> 01:17:01.336
میدونم، ورنر
اصلا همچین قصدی ندارم

01:17:01.432 --> 01:17:04.931
اون صحنه با هدفون
در یک لحظه گرفته شد

01:17:04.955 --> 01:17:08.366
دوربین در موقعیت مناسبی قرار داشت

01:17:08.392 --> 01:17:13.367
جور دیگه‌ای نمیشد اون صحنه رو گرفت
چون نمی‌تونستم دوربین رو بچرخونم

01:17:13.392 --> 01:17:19.446
در چنین مواقعی که اون لحظه خاص و شهود
...با هم یکی میشن

01:17:19.471 --> 01:17:22.730
اتفاق شگفت‌انگیزی رقم میخوره...

01:17:22.933 --> 01:17:26.715
...مرد گریزلی مطمئنا

01:17:26.898 --> 01:17:31.529
...چهره خاصی از ورنر رو

01:17:31.554 --> 01:17:36.942
در ذهن و تصور رایج مردم آمریکا...
ثبت کرد

01:17:36.966 --> 01:17:39.321
اینو بعنوان یه نقطه عطف میبینم

01:17:39.347 --> 01:17:41.874
امروز افتخار اینو داریم
...که ورنر هرتزوگ کنار ماست

01:17:41.898 --> 01:17:44.611
کسی که برای مستند مرد گریزلی
...در سال 2005

01:17:44.637 --> 01:17:46.460
...منتشر شده DVD که تازگی بروی

01:17:46.485 --> 01:17:48.795
همچنان با تعریف و تمجیدهای
...بسیاری روبروست

01:17:48.819 --> 01:17:50.625
...و مطمئنا مجموعه آثارش

01:17:50.651 --> 01:17:52.771
مورد ستایش نسل آینده هم...
قرار میگیره

01:17:52.795 --> 01:17:54.390
ورنر، باعث افتخاره که در برنامه ما
حضور پیدا کردی

01:17:54.415 --> 01:17:55.713
ممنون

01:17:56.588 --> 01:17:59.990
سال گذشته
...مرد گریزلی اکران شد

01:18:00.106 --> 01:18:03.859
که در گیشه موفق بود
...و نقدهای مثبتی دریافت کرد

01:18:03.883 --> 01:18:07.369
و باعث تعجب
...بسیاری از مطبوعات بود

01:18:07.395 --> 01:18:10.266
که چرا نامزد جایزه اسکار نشد...

01:18:10.416 --> 01:18:14.459
کاریش نمیشه کرد
...و با وجود این همه تماشاگر مشتاق

01:18:14.485 --> 01:18:18.357
بیشتر از این چه انتظاری...
میتونم داشته باشم

01:18:18.381 --> 01:18:20.356
صحیح -
...فیلم فروش خوبی داشته -

01:18:20.381 --> 01:18:23.872
و با استقبال منتقدین روبرو شده...

01:18:23.897 --> 01:18:25.920
پس بهتر از این نمی‌تونست باشه

01:18:35.243 --> 01:18:37.680
لطفا نزدیکتر بایستید

01:18:41.691 --> 01:18:44.997
حتی بزرگترین
...بازیگران هالیوود هم میترسن

01:18:45.077 --> 01:18:48.872
البته عده‌ای از اونا ممکنه
...با این قضیه مشکلی نداشته باشن

01:18:48.897 --> 01:18:53.265
اما بعضی از اونا از خدشه‌دار شدن...
چهره همیشگی‌شون ترس دارن

01:18:53.346 --> 01:18:55.355
و وقتی فیلم‌های ورنر رو
...تماشا میکنن

01:18:55.381 --> 01:18:59.437
با خودشون میگن، این از اون آدماست
...که میخواد ما رو در موقعیتی قرار بده

01:18:59.622 --> 01:19:03.872
که ممکنه اون چهره همیشه مقبول
...و مثبت من خدشه‌دار بشه

01:19:03.897 --> 01:19:06.162
و هیچ ابایی از این کار نداره...

01:19:07.550 --> 01:19:10.630
" ستوان بد "
2009

01:19:11.622 --> 01:19:15.390
شرط میبندم وقتی بچه بودی هم
چشم مردا دنبالت بود

01:19:15.414 --> 01:19:17.024
میخوای بدونی چطور این اتفاق افتاد؟

01:19:19.706 --> 01:19:23.666
نیکلاس کیج مثل یه معمار
شمایل خودشو ساخت

01:19:23.690 --> 01:19:27.761
اما خیلی جالب بود
...بعد از روز سوم اومد پیشم و گفت

01:19:27.787 --> 01:19:31.390
" چرا ستوان بد باید اینقدر بد باشه؟ "

01:19:31.415 --> 01:19:34.162
و من بهش گفتم
...نیکلاس، میدونی

01:19:35.035 --> 01:19:40.286
چیزی بنام " برکت شر " وجود داره...

01:19:40.311 --> 01:19:41.596
پس همینطور ادامه بده

01:19:41.622 --> 01:19:43.507
و اون گفت
متوجه شدم

01:19:51.829 --> 01:19:53.542
چیکار میکنی؟

01:19:57.276 --> 01:19:58.574
چی؟

01:19:58.690 --> 01:20:01.251
...نوعی سبعیت وجود داره

01:20:01.276 --> 01:20:05.319
که تعداد انگشت‌شماری از فیلمسازان
...قادر به نمایش اون هستن

01:20:05.345 --> 01:20:08.493
اما بنظر میرسه...
برای خودش هم جذاب باشه

01:20:08.518 --> 01:20:12.679
قطعا کسی مثل هرتزوگ وجود نداره

01:20:13.036 --> 01:20:18.075
فکر اینکه بخشی از دنیای
...سینمایی و رواییِ اون باشی

01:20:18.173 --> 01:20:21.595
و اینکه فقط
...در دنیای ورنر حضور داشته باشی

01:20:21.620 --> 01:20:23.458
...فوق‌العاده جذابه

01:20:23.483 --> 01:20:29.802
چون من بازیگری هستم که دنبال
...کارگردانان مولف میگردم تا با اونا کار کنم

01:20:29.827 --> 01:20:34.195
و خوشحال میشم...
اگه ارزششو داشته باشه هر جایی برم

01:20:34.552 --> 01:20:35.665
اون ارزششو داره

01:20:35.690 --> 01:20:39.024
...بوسه من

01:20:39.621 --> 01:20:40.976
بوسه من تو رو آزاد میکنه

01:20:41.001 --> 01:20:42.562
عالیه

01:20:42.663 --> 01:20:45.662
" ملکه صحرا "
2015

01:20:47.655 --> 01:20:51.561
گرترود
میشه خواهشا با من ازدواج نکنی؟

01:20:51.586 --> 01:20:54.092
حتما

01:20:57.208 --> 01:20:59.300
تمام فیلم‌های هرتزوگ رو
...تماشا میکنین

01:20:59.324 --> 01:21:02.906
و انتظار دارین با فضای آشفته‌ای
...روبرو بشین

01:21:02.931 --> 01:21:06.820
و این یکی از کلاسیک‌ترین فیلم‌هایی بود
...که در اون بازی کردم

01:21:06.827 --> 01:21:12.057
و میشه گفت فیلمبرداریِ...
بسیار آرام و مطبوعی داشت

01:21:13.965 --> 01:21:17.575
و هیچ اتفاق دیوانه‌واری نیفتاد

01:21:24.575 --> 01:21:29.074
" سپیده‌دم رهایی "
2006

01:21:33.758 --> 01:21:35.837
یه لانه مورچه
...به سرم چسبیده بود

01:21:35.862 --> 01:21:37.217
...و خودم سر و ته آویزون بودم

01:21:37.242 --> 01:21:39.285
...همینطور وحشیانه می‌چرخیدم

01:21:39.311 --> 01:21:41.126
...و هیچ کلمه‌ای به ذهنم نرسید

01:21:41.516 --> 01:21:43.456
تا بگم...
" دیگه کافیه "

01:21:43.481 --> 01:21:46.524
و این صحنه در فیلم وجود داره که میگم
" دست نگه دارین، دست نگه دارین "

01:21:46.550 --> 01:21:49.009
چون احساس کردم
...چشمام دارن از حدقه بیرون میزنن

01:21:49.035 --> 01:21:51.078
و اونا فکر کردن
...در نقشم فرو رفتم

01:21:51.104 --> 01:21:52.631
!و منو بیشتر از قبل چرخوندن...

01:21:52.655 --> 01:21:53.870
...قسم میخورم، تا امروز

01:21:53.895 --> 01:21:55.354
دیگه نمی‌تونم
...سوار رولرکاستر بشم

01:21:55.380 --> 01:21:56.458
یا کارایی از این قبیل بکنم...

01:21:56.482 --> 01:21:58.250
فکر کنم یه آسیب دائمی بهم وارد شد

01:21:58.276 --> 01:22:00.679
تا یک ساعت بعدش
نمی‌تونستم درست بایستم

01:22:00.895 --> 01:22:04.230
تا اینکه بالاخره متوجه شدن
" دارم داد میزنم" ورنر

01:22:12.104 --> 01:22:13.526
...گاهی با مردم صحبت میکنم

01:22:13.550 --> 01:22:15.043
و اونا جوری در موردش
...حرف میزنن

01:22:15.069 --> 01:22:17.457
که انگار با یه آدم آتشی‌مزاج
...روبرو هستن

01:22:17.481 --> 01:22:19.905
یا اینکه همه چیز...
در بالاترین سطح خودش قرار داره

01:22:19.931 --> 01:22:23.320
بنظرم کینسکی در این ماجرا
...بی‌تاثیر نبوده

01:22:23.345 --> 01:22:26.360
شاید بخاطر نحوه اجرا
...و بازی‌هایی که در فیلم‌هاش داشته

01:22:26.380 --> 01:22:27.457
این تفکر بوجود اومده...

01:22:27.481 --> 01:22:29.112
...اما بنظرم ورنر

01:22:29.137 --> 01:22:31.974
یکی از دوست‌داشتنی‌ترین
...و مهربان‌ترین آدماییه

01:22:31.999 --> 01:22:33.526
که باهاشون برخورد کردم...

01:22:33.551 --> 01:22:38.009
بچه‌پنگوئن‌های نیم‌وجبی
از شدت ترس یخ زدن

01:22:38.034 --> 01:22:40.630
...میدونن اگه از این بالا بیفتن

01:22:40.655 --> 01:22:42.643
مرگشون حتمیه...

01:22:43.172 --> 01:22:44.850
!گونتر، هلشون بده

01:22:46.103 --> 01:22:48.685
اون یه نابغه‌ست
...که میتونه این خلوص رو

01:22:48.709 --> 01:22:50.422
...در بعضی از کارهاش حفظ کنه

01:22:50.448 --> 01:22:53.664
و همچنان
...بخشی از فرهنگ پاپ باشه

01:22:53.688 --> 01:22:56.091
و این یه سلاح واقعیه...

01:22:56.999 --> 01:23:00.387
کمتر کسی میتونه
این تعادل رو پیدا کنه

01:23:00.413 --> 01:23:02.630
...زندگی بی‌عاطفه و بی‌رحمه

01:23:02.654 --> 01:23:05.662
و عالم هستی...
نسبت به همه ما بی‌تفاوته

01:23:05.688 --> 01:23:08.745
من خداحافظی میکنم
اما چه فایده‌ای داره؟

01:23:11.420 --> 01:23:16.835
ورنر بیشتر از هر آلمانیِ دیگه‌ای
نقش آمریکایی‌ها رو بازی کرده

01:23:16.859 --> 01:23:21.953
تقریبا همه آلمانی‌ها رو از یاد برده بودن
...تا اینکه ورنر

01:23:21.979 --> 01:23:28.117
یه آلمانیِ دلسوز اما متعصب رو...
به اونا معرفی کرد

01:23:28.448 --> 01:23:33.919
ورنر تا حدودی به دارت ویدر شباهت داره

01:23:35.309 --> 01:23:37.711
اینو بخاطر قدرتش میگم

01:23:38.343 --> 01:23:41.091
دارت ویدر هیچوقت
مجبور نمیشد داد بزنه

01:23:41.999 --> 01:23:46.055
اگه صداشو میبرد بالا
یه اکتاو بالا میرفت

01:23:46.378 --> 01:23:48.298
اما تبدیل به جیغ و فریاد نمیشد

01:23:48.412 --> 01:23:50.285
ورنر مجبور نیست این کارو بکنه

01:23:50.310 --> 01:23:52.181
...تمام کسایی که باهاشون کار کردم

01:23:52.206 --> 01:23:53.456
...و من با آدمای زیادی کار کردم

01:23:53.481 --> 01:23:55.712
چه مقابل دوربین
...چه پشت دوربین

01:23:55.791 --> 01:23:58.814
و هیچکدوم مثل ورنر نبودن...
هیچکدوم

01:24:01.791 --> 01:24:03.228
بیرون رو نگاه کن

01:24:04.722 --> 01:24:08.677
آیا دنیا بعد از انقلاب
آرامش بیشتری پیدا کرده؟

01:24:09.447 --> 01:24:15.262
چیزی بجز مرگ و هرج‌ومرج نمی‌بینم

01:24:16.585 --> 01:24:18.815
دوست دارم بچه رو ببینم

01:24:19.825 --> 01:24:22.401
خوابیده

01:24:22.585 --> 01:24:26.801
وقتی " ماندالورین " رو
...روی پرده سینما دیدم

01:24:26.825 --> 01:24:29.539
...در یکی از سینماهای بزرگ هالیوود

01:24:30.585 --> 01:24:34.974
و وقتی اسمم در تیتراژ روی پرده اومد...
فریادی از شعف شنیدم

01:24:34.998 --> 01:24:36.559
!ورنر، خیلی دوستت داریم

01:24:36.584 --> 01:24:37.766
!ورنر...ورنر

01:24:37.792 --> 01:24:39.540
و منظور اونا من بودم

01:24:40.033 --> 01:24:43.731
و این در تمام عمرم
برام اتفاق نیفتاده

01:24:43.756 --> 01:24:49.814
در آلمان
...درک درستی

01:24:50.136 --> 01:24:53.915
از این محدوده وجود نداره
...میدونین

01:24:53.932 --> 01:24:55.971
...بعضی وقتا احساس میکنم

01:24:55.997 --> 01:24:59.296
فکر میکنن ورنر...
بعد از " فیتزکارالدو " دیگه فیلمی نساخته

01:24:59.342 --> 01:25:00.697
در آمریکا هم همینطوره

01:25:00.723 --> 01:25:02.525
...یجور غرور آمریکایی وجود داره

01:25:02.550 --> 01:25:06.333
و فکر میکنن ورنر...
قبل از اومدنش به آمریکا چیزی نساخته

01:25:08.102 --> 01:25:10.145
اما ورنر هیچ اهمیتی نمیده
بقیه چه فکری میکنن

01:25:10.171 --> 01:25:12.055
همینطور به راهش ادامه میده

01:25:18.791 --> 01:25:21.042
در یه سال سه فیلم ساختم

01:25:21.066 --> 01:25:25.283
و سال گذشته
...که ماجراهای کرونا پیش اومد

01:25:25.309 --> 01:25:27.042
...و نمیشد زیاد بیرون رفت

01:25:27.066 --> 01:25:30.917
با اینحال یه فیلم بلند ساختم...
و دو کتاب نوشتم

01:25:31.101 --> 01:25:33.524
...و البته افتخار میکنم

01:25:33.549 --> 01:25:35.317
و میخوام نشون بدم که موفق بودم...

01:25:35.342 --> 01:25:39.364
و این فقط در یه سال تقویمی بوده
و من هنوز سرپام

01:25:50.239 --> 01:25:53.366
هر فردی به فیلم خودش
سروشکل میده

01:25:53.549 --> 01:25:55.585
...ما تا حدودی در دنیایی فانتزی

01:25:55.611 --> 01:25:58.421
که خودمون اونو خلق کردیم...
زندگی میکنیم

01:25:58.446 --> 01:26:00.917
خاطرات چه ارتباطی با اون داره؟

01:26:33.238 --> 01:26:34.627
سرچشمه اصلیش کجاست؟

01:26:34.652 --> 01:26:37.110
از بستر رودخانه‌ست؟
اصلا نمیشه فهمید

01:26:37.135 --> 01:26:38.489
هیچوقت نفهمیدم

01:26:38.514 --> 01:26:40.540
و نفهمیدی از کجا میاد؟

01:26:40.566 --> 01:26:41.985
...نه، چونکه

01:26:42.273 --> 01:26:46.192
نمی‌خوام بدونم از کجا میاد

01:26:46.548 --> 01:26:47.846
موافقم

01:26:48.480 --> 01:26:53.041
...امروز براحتی میشه فهمید

01:26:53.066 --> 01:26:56.088
منشأ آبشار کجاست...

01:26:56.203 --> 01:26:58.537
و تا امروز، نمی‌دونم

01:26:59.170 --> 01:27:01.191
و نمی‌خوام بدونم

01:27:01.215 --> 01:27:05.215
مترجم : دکتر لکتر

01:27:05.239 --> 01:27:15.239
« ارائه شده توسط وبسایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

01:27:17.592 --> 01:27:21.591
[Patti Smith - Wing]

01:27:22.410 --> 01:27:26.607
♪ من یه بال بودم ♪

01:27:27.997 --> 01:27:31.572
♪ در آسمان آبی ♪

01:27:33.445 --> 01:27:37.778
♪ رها در اقیانوس ♪

01:27:38.720 --> 01:27:43.122
♪ اوج‌گرفته در باران ♪

01:27:44.065 --> 01:27:48.502
♪ و من آزاد بودم ♪

01:27:48.927 --> 01:27:53.709
♪ به کسی نیاز نداشتم ♪

01:27:54.893 --> 01:27:58.502
♪ حس زیبایی بود ♪

01:28:00.169 --> 01:28:03.778
♪ حس زیبایی بود ♪

01:28:05.478 --> 01:28:09.674
♪ و اگر همین حس ♪

01:28:10.927 --> 01:28:15.846
♪ بتونه بهت کمک کنه ♪

01:28:16.273 --> 01:28:19.676
♪ تبدیل به یه بال میشی ♪

01:28:21.583 --> 01:28:26.260
♪ در آسمان آبی ♪

01:29:23.064 --> 01:29:26.971
لنا، دیگه چیکار باید بکنم؟

01:29:26.996 --> 01:29:30.522
خیلی خوبه
واقعا میگم

01:29:30.547 --> 01:29:32.122
...بهتر نیست که

01:29:34.203 --> 01:29:35.460
خوبه

01:29:35.485 --> 01:29:37.674
بهتر نیست بعضی چیزا رو حذف کنم؟

01:29:38.960 --> 01:29:40.935
فکر کنم فقط توماس
میتونه این کارو بکنه

01:29:40.960 --> 01:29:44.777
فراموش کن چیکار کردم
یا چی گفتم

01:29:46.271 --> 01:29:49.522
آره، اون حرفو زدم و ضبط شد

01:29:49.548 --> 01:29:51.454
روی نوار ضبط شد

01:29:51.479 --> 01:29:54.833
وارد فضای مجاز شد

01:29:54.857 --> 01:29:56.281
هنوز هیچی نشده
از مایکروسافت تماس گرفتن

01:29:56.306 --> 01:29:59.328
آره، کار از کار گذشت -
خیلی دیر شد -
