WEBVTT

00:06.000 --> 00:11.000
وبسایت دوستی ها تقدیم میکند

00:24.160 --> 00:26.240
‫صبح به خیر. همین الان ساعت ۶ شد.

00:26.840 --> 00:29.240
‫یکشنبه ۱۱ جولای،

00:29.240 --> 00:33.160
‫روزی که در تاریخ به عنوان
‫روزی که انگلیس با ایتالیا

00:33.160 --> 00:36.400
‫در فینال قهرمانی اروپا روبه‌رو شد ثبت میشه.

00:37.480 --> 00:40.000
‫میلیون‌ها طرفدار انگلیس امروز صبح

00:40.000 --> 00:42.640
‫فقط و فقط به این امید بیدار میشن

00:42.640 --> 00:47.240
‫که تیم ملی مردان بالاخره
‫بعد از سال ۱۹۶۶ اولین جام مهم رو بگیره.

00:47.240 --> 00:49.400
‫...و جمعیت دارن زودتر از داور سوت می‌زنن

00:49.400 --> 00:51.280
‫و سوت پایان تا ثانیه‌های دیگه زده میشه،

00:51.280 --> 00:54.800
‫انگلیس توپ رو تصاحب می‌کنه،
‫و هرست با توپ پیش میره.

00:54.800 --> 00:57.440
‫مردم توی زمین هستن!
‫فکر می‌کنن دیگه تمومه!

00:57.440 --> 00:59.880
‫حالا دیگه تمومه! اینم چهارمیش!

01:02.520 --> 01:05.200
‫بابی مور از ملکه جام رو دریافت می‌کنه،

01:05.200 --> 01:08.200
‫نماد طلایی برتری بین‌المللی.

01:09.080 --> 01:11.800
‫♪ ما قهرمان شدیم ♪

01:11.800 --> 01:15.080
‫♪ ما قهرمان شدیم ♪

01:15.080 --> 01:18.920
‫بعد از انتظار طولانی، انگلیس بالاخره به فینال رسید،

01:18.920 --> 01:21.520
‫و توی خونه‌ست، اینجا در ومبلی.

01:21.520 --> 01:22.840
‫ورزشگاه ومبلی

01:22.840 --> 01:25.680
‫نمادین‌ترین ورزشگاه دنیاست.

01:25.680 --> 01:27.960
‫خونه‌ی فوتباله، خلاص.

01:27.960 --> 01:31.880
‫اهمیت ومبلی به عنوان ورزشگاه،
‫به عنوان یه جای تاریخی،

01:31.880 --> 01:34.760
‫و به عنوان یه جای جادوییه
‫که یه بار باید بری.

01:34.760 --> 01:37.320
‫نگاه دنیا به ومبلی بود.

01:37.320 --> 01:41.280
‫خیلی مهم بود که همه چی عالی باشه.

01:41.280 --> 01:44.920
‫بالاخره در طول عمر من
‫انگلیس توی یه فینال مهم حضور داره.

01:44.920 --> 01:46.600
‫به خونه برمی‌گردونه!

01:47.720 --> 01:51.800
‫یه پویایی لذت‌بخشی در کشور برقرار بود.

01:51.800 --> 01:53.320
‫♪ انگلیس ♪

01:53.320 --> 01:55.440
‫ما تیم معرکه و جوون

01:55.440 --> 01:57.800
‫و متعهد و بااستعدادی داشتیم،

01:57.800 --> 02:00.840
‫و این مردم رو به وجد آورده بود.

02:00.840 --> 02:02.600
‫یالا، انگلیس!

02:02.600 --> 02:05.120
‫معتقدم به خونه برمی‌گرده.
‫می‌دونی چی میگم؟ همه می‌دونیم.

02:05.120 --> 02:07.600
‫قراره تاریخ‌سازی کنیم.

02:07.600 --> 02:10.920
‫اوه، خدای من. ما برنده میشیم.
‫ما قهرمان یورو میشیم،

02:10.920 --> 02:13.880
‫و توی ومبلی، در خاک کشورمون این اتفاق میفته.

02:13.880 --> 02:17.320
‫این آرامش قبل از طوفانه.

02:17.840 --> 02:21.760
‫بفرما. این دعوت به مهم‌ترین مهمونی زندگیته.

02:21.760 --> 02:24.320
‫♪ خواهشا منو نبرین خونه ♪

02:24.320 --> 02:26.640
‫مردم از هیجان دیوونه شدن.

02:26.640 --> 02:29.280
‫♪ خواهشا منو نبرین خونه ♪

02:29.280 --> 02:31.560
‫"بیا بزنیم به اون درش."
‫می‌دونی چی میگم؟

02:32.920 --> 02:35.840
‫از تیرهای برق و چراغ‌های راهنمایی رانندگی بالا میرن،

02:35.840 --> 02:37.280
‫و اوضاع بالا می‌گیره.

02:37.280 --> 02:40.880
‫همه جا صدای شکستن میومد.

02:40.880 --> 02:44.680
‫همه جا خرده شیشه ریخته بود.
‫مثل توی فیلم "جنگ دنیاها" بود.

02:49.680 --> 02:51.720
‫مردم خیلی نوشیدنی می‌خوردن،

02:51.720 --> 02:53.760
‫کوکائین زیادی مصرف می‌کردن.

02:56.720 --> 02:59.840
‫هزاران نفر بدون بلیت اومدن.

02:59.840 --> 03:03.600
‫خودش یه جور بمبه که آماده‌ی انفجاره.

03:07.320 --> 03:09.960
‫یهو توی بیسیم شنیدم،
‫"نفوذ، نفوذ، نفوذ."

03:11.440 --> 03:13.560
‫فقط رفتن به اون‌ زمین مهم بود.

03:13.560 --> 03:14.800
‫اونا دارن به ما حمله می‌کنن.

03:17.880 --> 03:20.680
‫تعدادمون خیلی کم بود.
‫حس نمی‌کردم، ولی تعدادمون خیلی کم بود.

03:23.400 --> 03:27.520
‫بعد از ۵۵ سال مهم‌ترین بازی
‫در فوتبال انگلیسه،

03:27.520 --> 03:30.120
‫و ما در آستانه‌ی فاجعه هستیم.

03:30.720 --> 03:32.440
‫چه جوری این اتفاق افتاد؟

03:33.320 --> 03:34.200
‫یعنی چی؟

03:43.720 --> 03:44.800
‫اینو ببینین.

03:44.800 --> 03:47.080
‫اسکای اسپورتس.

03:47.080 --> 03:49.600
‫من رو دورم. آره. برو بریم.

03:49.600 --> 03:51.440
‫این تیم انگلیس

03:51.440 --> 03:55.480
‫بازتابی از کشور بود.

03:55.480 --> 03:58.200
‫چه رقابتی، ها؟
‫آرسنال - تاتنهام. می‌دونی چی میگم؟

03:58.200 --> 03:59.120
‫رقابتی در کار نبود.

03:59.120 --> 04:00.920
‫- اینو ببین.
‫- پسر.

04:00.920 --> 04:03.240
‫من از اون اتحاد هیجان‌زده بودم.

04:03.240 --> 04:06.440
‫و فقط بحث این نبود که

04:06.440 --> 04:09.400
‫کلی بازیکن سیاه‌پوست توی تیم بود.

04:09.400 --> 04:10.960
‫توپ در اختیار فیلیپسه.

04:10.960 --> 04:13.240
‫از یه مدافع و مدافع دوم عبور می‌کنه.

04:13.920 --> 04:16.040
‫و توپ رو به استرلینگ پاس میده!

04:17.120 --> 04:19.560
‫بحث این بود که اونا جوون، و پرانرژی بودن،

04:19.560 --> 04:21.760
‫با مردم‌شون ارتباط داشتن.

04:21.760 --> 04:24.680
‫اونا گروهی بودن که جوون‌ترها، زن و مرد،

04:24.680 --> 04:27.120
‫می‌تونستن باهاشون ارتباط بگیرن.

04:27.120 --> 04:30.480
‫انگلیس توی گروهش اول شد
‫و حتی یه گل هم دریافت نکرد.

04:31.000 --> 04:32.920
‫ما شروع معرکه‌ای داشتیم.

04:32.920 --> 04:37.360
‫گل‌های تیم رو استرلینگ و ساکا و هری کین زده بودن.

04:37.360 --> 04:41.400
‫همه مطمئن بودن امسال دیگه سال موفقیته.

04:41.400 --> 04:44.920
‫توپ دست شاوئه. به گریلیش پاس میده.

04:45.840 --> 04:47.600
‫هری کین!

04:48.080 --> 04:50.680
‫انگلیس دو، آلمان صفر!

04:50.680 --> 04:55.160
‫ما آلمان رو شکست داده بودیم.
‫و بعد نیمه نهایی بود.

04:55.160 --> 04:57.920
‫و توی وقت‌های اضافه انگلیس صاحب پنالتی میشه

04:57.920 --> 05:00.080
‫که می‌تونه اونا رو به فینال ببره.

05:12.400 --> 05:13.920
‫این فرصت‌شون بود.

05:14.520 --> 05:16.880
‫طلسم بالاخره شکست!

05:18.640 --> 05:23.760
‫بعد از سال ۱۹۶۶، انگلیس بالاخره
‫به اولین فینال مهمش رسید.

05:34.960 --> 05:38.080
‫[دوازده ساعت قبل از شروع بازی]

05:41.200 --> 05:43.840
‫[اسکس]

05:45.560 --> 05:47.440
‫♪ دست‌هام ♪

05:49.640 --> 05:52.120
‫♪ دست‌های لطیفم ♪

05:53.240 --> 05:54.160
‫♪ دراز میشن... ♪

05:54.160 --> 05:56.080
‫روز فینال دوست‌هام که اون فیلم رو دیدن

05:56.080 --> 05:58.640
‫می‌گفتن، "آره، امروز روز موعوده."

05:58.640 --> 06:00.720
‫♪ هی ♪

06:00.720 --> 06:03.200
‫♪ کارولین مهربون ♪

06:03.200 --> 06:05.560
‫♪ بام، بام، بام ♪

06:05.560 --> 06:08.560
‫♪ دوران خوش هرگز اینقدر حس خوبی ندادن ♪

06:08.560 --> 06:11.360
‫♪ اینقدر خوب ♪

06:13.360 --> 06:14.960
‫به خونه برمی‌گرده، پسرها.

06:14.960 --> 06:19.640
‫همه می‌خوان وقتی کشورشون
‫جامی رو می‌بره حاضر باشن.

06:19.640 --> 06:21.480
‫به‌خصوص اینکه توی ومبلی هم باشه.

06:24.160 --> 06:27.760
‫[یورک‌شر]

06:27.840 --> 06:31.880
‫این فرصتی برای دیدن چیزیه
‫که ۵۵ ساله اتفاق نیفتاده.

06:31.880 --> 06:35.400
‫این تاریخه و دلت می‌خواد
‫واسه دیدنش اونجا باشی.

06:35.400 --> 06:37.920
‫بلیت‌ها حکم طلا رو داشتن.

06:43.680 --> 06:47.440
‫من یکی از خوش‌شانس‌ها بودم
‫که تونستم با بیش از ۶۰۰ پوند

06:47.440 --> 06:48.920
‫برم و اون مسابقه‌ی فوتبال رو ببینم.

06:49.840 --> 06:53.680
‫توی وبسایت‌ها، بلیت‌ها هزاران پوند فروخته می‌شد.

06:58.320 --> 07:01.520
‫دیگه گرون رو گذرونده بود.
‫لاکچری شده بود.

07:04.160 --> 07:06.040
‫[شراپ‌شر]

07:06.080 --> 07:07.960
‫من بلیت فینال رو نداشتم،

07:07.960 --> 07:10.520
‫ولی عمرا

07:10.520 --> 07:14.840
‫بشینم فینال یورو رو از خونه نگاه کنم،
‫اونم در حالی که با ماشین

07:14.840 --> 07:16.040
‫سه ساعت تا خونه‌ام فاصله‌ست.

07:17.200 --> 07:20.200
‫فوتبال همیشه بخش مهمی از زندگیم بوده.

07:20.800 --> 07:22.760
‫برام شادی و خوشحالی میاره.

07:23.720 --> 07:26.840
‫وقتی انگلیس توی یه رقابتی بازی می‌کنه،
‫همه چی برجسته میشه.

07:26.840 --> 07:29.440
‫این هیجان حس میشه
‫که همه کنار همیم.

07:30.200 --> 07:31.720
‫می‌دونی چی میگم؟

07:31.720 --> 07:34.800
‫توضیحش سخته‌. فقط حسش می‌کنی.

07:34.800 --> 07:38.680
‫تنها فکری که توی ذهنم بود

07:38.680 --> 07:41.320
‫این بود که، "من این بازی رو از دست نمیدم."

07:43.200 --> 07:45.960
‫این برنامه‌ی گفتگوی ورزشیه.

07:45.960 --> 07:48.240
‫سرمربی گرت ساوتگیت به گفتگوی ورزشی گفته

07:48.240 --> 07:51.280
‫می‌دونه همه در کشور
‫تب و تاب بازی رو دارن.

07:51.280 --> 07:54.040
‫وقتی با ماشین از کنار مردم رد میشی
‫اونا بوق می‌زنن

07:54.040 --> 07:56.800
‫و پشت ماشین‌هاشون پرچم زدن،

07:56.800 --> 07:58.680
‫واقعا سخته این توجه‌ات رو جلب نکنه.

07:58.680 --> 08:02.240
‫صلیب‌های سنت جورج دور تا دورم برافراشته‌ست!

08:02.240 --> 08:04.360
‫به خونه برمی‌گرده!

08:04.360 --> 08:06.360
‫- به خونه برمی‌گرده!
‫- آره!

08:06.960 --> 08:10.040
‫گرت ساوتگیت، کل انگلیس با توئه!

08:10.040 --> 08:11.440
‫تقریبا سورئاله.

08:11.440 --> 08:14.920
‫باورت نمیشه این اتفاق داره میفته
‫و تو داری میری،

08:14.920 --> 08:17.080
‫- ولی داری میری.
‫- اوه، سیو شد!

08:17.080 --> 08:19.600
‫منتظر شدم پدرزنم بیاد دنبالم.

08:20.760 --> 08:22.920
‫رادیو رو که روشن می‌کردی،
‫ترکیب رو می‌شنیدی،

08:22.920 --> 08:24.880
‫و بعد واقعی‌تر می‌شد.

08:24.880 --> 08:27.640
‫♪ به خونه برمی‌گرده ♪

08:27.640 --> 08:30.280
‫♪ فوتبال به خونه برمی‌گرده ♪

08:30.280 --> 08:31.640
‫♪ به خونه برمی‌گرده ♪

08:31.640 --> 08:33.440
‫♪ به خونه برمی‌گرده ♪

08:34.040 --> 08:35.720
‫میری سمت لندن،

08:35.720 --> 08:39.520
‫و می‌دونی هر کی توی ماشینشه،
‫داره به بازی‌ای فکر می‌کنه

08:39.520 --> 08:41.280
‫که داری واسه تماشاش میری.

08:41.280 --> 08:43.480
‫♪ قهرمانان لباس خاکستری پوشیدن ♪

08:44.000 --> 08:47.840
‫♪ واسه روز فینال برنامه‌ای ندارن ♪

08:47.840 --> 08:48.840
‫♪ توی تخت بمون ♪

08:48.840 --> 08:50.640
‫یالا، انگلیس!

08:52.280 --> 08:55.520
‫♪ می‌تونست فقط همین آهنگ‌ در خیابون‌ها باشه ♪

08:55.520 --> 08:57.440
‫♪ تقریبا کامل شده بود ♪

08:57.440 --> 08:59.440
‫♪ نزدیک بود اتفاق خیلی شیرینی رقم بخوره ♪

08:59.440 --> 09:01.920
‫♪ و حالا من دارم می‌خونم ♪

09:01.920 --> 09:02.840
‫♪ سه شیرها ♪

09:02.840 --> 09:06.760
‫سخته در مورد تجربه‌ی طرفداری
‫ از انگلیس صحبت کنی

09:06.760 --> 09:10.440
‫و لحظات غم‌بار گذشته رو به خاطر نیاری.

09:11.360 --> 09:13.440
‫انگلیس با جام جهانی خداحافظی می‌کنه!

09:14.040 --> 09:16.640
‫آلمان غربی در ضربات پنالتی

09:16.640 --> 09:18.440
‫راهی فینال میشه.

09:18.440 --> 09:21.840
‫اولین تورنمنت بزرگی که یادمه
‫سال ۱۹۸۶ در مکزیک بود.

09:21.840 --> 09:24.480
‫توپ از هادل در مرکز زمین فاصله می‌گیره.

09:24.480 --> 09:27.840
‫از بالای دفاع عبور می‌کنه و مارادونا گل می‌زنه!

09:27.840 --> 09:31.680
‫و یادمه مامانم خیلی مذهبی بود.
‫ما خانواده‌ای کاتولیک هستیم و اون گفت،

09:31.680 --> 09:34.600
‫"برو دعا بخون.
‫هرگز نمی‌دونی چی میشه. برو دعا بخون."

09:34.600 --> 09:38.440
‫پس یادمه که رفتم جای پله‌ها،
‫پایین پله‌ها زانو زدم،

09:38.440 --> 09:41.320
‫و یه دعایی خوندم، "مریم مقدس" یا "پدر ما" بود.

09:41.320 --> 09:43.360
‫انگلیس به این خاطر خیلی عصبانیه،

09:43.360 --> 09:46.760
‫چون مارادونا با دست چپ گل زد.

09:46.760 --> 09:48.880
‫و یادمه ناراحت بودم.

09:49.800 --> 09:51.640
‫فکر می‌کردم، "خدایا،

09:51.640 --> 09:56.000
‫کاش می‌تونستم برگردم پیش بچه‌ای
‫که پایین پله‌ها دعا می‌کرد

09:56.000 --> 09:59.800
‫و بهش بگم، 'ببین، عیبی نداره
‫چون وقتی بزرگ میشی،

09:59.800 --> 10:02.120
‫انگلیس توی ومبلی
‫در فینال قهرمانی اروپا حضور پیدا می‌کنه.

10:02.120 --> 10:05.440
‫تو بلیت می‌گیری و میری اونجا
‫و ما برنده میشیم.'"

10:05.440 --> 10:08.280
‫این برنامه‌ی گفتگوی ورزشیه.

10:08.280 --> 10:11.280
‫گرت ساوتگیت پیش از بازی
‫و در حال آماده‌سازی نهایی

10:11.280 --> 10:13.800
‫میگه می‌دونه امشب ایتالیا توی ومبلی
‫می‌تونه چقدر خطرناک باشه.

10:13.800 --> 10:15.920
‫روند اون تیم واقعا عالیه.

10:15.920 --> 10:18.360
‫یعنی میگم، فقط ۳ تا مساوی، بدون شکست،

10:18.360 --> 10:22.800
‫اونم توی ۳۰ مسابقه‌ی اخیرشون.
‫واقعا دم‌شون گرم.

10:26.400 --> 10:31.000
‫[جنوب لندن]

10:34.520 --> 10:37.240
‫واسه من فوتبال عشق و احساساته.

10:37.240 --> 10:38.800
‫آدم‌ها رو دور هم جمع می‌کنه.

10:40.760 --> 10:43.280
‫من اهل جنوب ایتالیا هستم،
‫جایی به نام بریندیسی،

10:43.280 --> 10:46.040
‫که در پولیاست. پاشنه‌ی چکمه‌ست.

10:47.280 --> 10:49.840
‫سال ۱۹۹۳ اومدم اینجا در لندن زندگی کنم.

10:51.720 --> 10:54.240
‫اگه به خودم و دخترم فکر کنم،

10:54.240 --> 10:57.360
‫و اینکه اون دو رگه‌ و انگلیسی-ایتالیاییه،

10:57.360 --> 10:58.960
‫و من به این افتخار می‌کنم.

10:58.960 --> 11:01.560
‫ولی می‌خوام حس ایتالیایی بودن
‫و رگ و ریشه‌ی ایتالیایی داشته باشه،

11:01.560 --> 11:04.520
‫و واسه من فوتبال روشی واسه این بود.

11:05.040 --> 11:09.440
‫آماده‌ بودم پولم رو واسه فینال خرج کنم،

11:10.120 --> 11:12.560
‫و خیلی خوشحالم و افتخار می‌کنم

11:12.560 --> 11:15.360
‫که این هدیه رو به دخترم، مایا میدم.

11:15.360 --> 11:17.040
‫در آینده وقتی به این روز نگاه کنه می‌تونه بگه،

11:17.040 --> 11:20.200
‫"اوه، من روز اون فینال
‫با بابام توی ومبلی بودم."

11:29.280 --> 11:31.840
‫من توی هیلتون وایستاده بودم،
‫که روبه‌روی ورزشگاهه،

11:31.840 --> 11:34.880
‫و در حالی که داشتم پیاده میومدم،
‫طاق رو دیدم،

11:34.880 --> 11:37.560
‫و سریع متوجه شدم چرا اینجام،

11:37.560 --> 11:41.120
‫چیکار قراره بکنم.
‫قراره وارد این کلوسئوم بزرگ بشم.

11:41.120 --> 11:45.400
‫قراره توی این ساختمون
‫رویداد و هیجان بزرگی برگزار بشه.

11:46.000 --> 11:48.280
‫یه خرده حس شعف به آدم دست میده.

11:48.280 --> 11:50.760
‫یه جور فوق‌العاده‌ای اضطراب داری

11:50.760 --> 11:53.240
‫چون می‌دونی چی در پیشه،

11:53.240 --> 11:55.360
‫و امروز چه روز مهمیه.

11:58.360 --> 12:00.120
‫قرار نیست توی زمین بازی کنی،

12:00.120 --> 12:03.520
‫ولی مسئول امنیت و انتظامات هستی.

12:04.280 --> 12:06.400
‫و این ورزشگاهی جادوییه.

12:07.280 --> 12:09.120
‫بهترین ورزشگاه دنیا.

12:12.200 --> 12:13.880
‫به تیمم گفتم، "می‌دونین،

12:13.880 --> 12:17.040
‫شما خوش شانسین که این طرف فنس قرار دارین،

12:17.040 --> 12:19.720
‫و قراره برگزار‌کننده‌ی این رویداد مهم پیش رو باشین.

12:20.880 --> 12:24.160
‫این یه چیز شخصی نیست. یه چیز ملیه.

12:24.880 --> 12:26.600
‫ما ورزشگاه ومبلی هستیم.

12:27.440 --> 12:28.800
‫واسه این آماده‌ایم."

12:37.280 --> 12:40.360
‫[نه ساعت و نیم قبل از شروع بازی]

12:40.440 --> 12:43.160
‫مامانم وقتی منو جای ایستگاه پیاده کرد
‫که برم فوتبال رو ببینم گفت،

12:43.160 --> 12:46.960
‫"از دردسر دوری کن. روز خوبی داشته باشی.
‫دوستت دارم." منم گفتم، "باشه، مامان."

12:46.960 --> 12:49.920
‫♪ جک بزرگ ♪

12:50.520 --> 12:53.640
‫همه حسابی هیجان‌زده بودن.
‫توی چهره‌ی همه می‌شد دید.

12:54.400 --> 12:56.920
‫آدم‌های توی قطار احتمالا از ما متنفر بودن.

12:56.920 --> 12:59.080
‫ولی واسه‌مون مهم نبود.
‫اونجا بودیم که خوش بگذرونیم.

12:59.080 --> 13:01.200
‫روز مهمیه. نمی‌دونی دوباره کِی اتفاق میفته.

13:01.200 --> 13:04.880
‫♪ می‌دونم و مطمئنم ♪
‫♪ که تا پای جون کنار انگلیس هستم ♪

13:04.880 --> 13:07.840
‫♪ کارولین عزیز ♪

13:07.840 --> 13:11.560
‫بی‌صبرانه مشتاق رفتن به ومبلی هستم.
‫حاضر بودم واسه بلیت اون بازی

13:11.560 --> 13:13.960
‫حقوق یک ماهم رو بدم.

13:13.960 --> 13:18.720
‫و فکر کردم، "اگه بتونم ۲ هزار پوند نقد ببرم،

13:18.720 --> 13:21.520
‫می‌تونم اونو جلوی چشم یه نفر بگیرم،

13:21.520 --> 13:24.360
‫و طرف براش سخته بخواد نه بگه."

13:24.360 --> 13:26.720
‫بلیت‌ها فکر کنم چند هزار پوندی می‌شد، نه؟

13:26.720 --> 13:30.160
‫من نداشتم چند هزار پوند
‫واسه تماشای بازی انگلیس بدم.

13:30.160 --> 13:32.680
‫راستش ترجیح دادم
‫واسه جشن برم اونجا.

13:33.920 --> 13:35.520
‫معرکه بود، مرد.

13:35.520 --> 13:39.000
‫نوشیدنی و تشویق

13:39.000 --> 13:43.680
‫آواز و چهره‌های شاد
‫و رنگ سفید و سرخ همه جاست.

13:44.200 --> 13:46.120
‫بی‌صبرانه منتظرم برم اونجا.

13:46.120 --> 13:48.600
‫♪ خواهشا منو نبرین خونه ♪

13:48.600 --> 13:51.360
‫واقعا به انگلیسی بودن و متحد بودن افتخار می‌کردم.

13:51.920 --> 13:55.000
‫♪ به خونه برمی‌گرده ♪

13:55.000 --> 13:58.560
‫♪ فوتبال به خونه برمی‌گرده ♪

13:58.560 --> 14:00.520
‫♪ به خونه برمی‌گرده ♪

14:00.520 --> 14:03.200
‫از پله‌ها که بالا اومدم،

14:03.200 --> 14:05.480
‫خیابون ومبلی رو دیدم،

14:05.480 --> 14:07.360
‫و گفتم، "وای."

14:11.800 --> 14:13.920
‫زود بود. ساعت‌های ۱۰:۳۰ صبح بود.

14:13.920 --> 14:17.560
‫فکر نمی‌کردی اینقدر شلوغ باشه
‫ولی انگار یه جشن خیابونی بزرگ بود‌.

14:17.560 --> 14:19.960
‫♪ کارولین مهربون ♪

14:19.960 --> 14:22.160
‫♪ بام، بام، بام ♪

14:22.160 --> 14:24.440
‫♪ دوران خوش هرگز اینقدر ♪

14:25.400 --> 14:28.040
‫♪ خوب به نظر نیومده ♪

14:31.440 --> 14:34.840
‫وقتی رسیدم اونجا گفتم،
‫"وای. من توی فینالی هستم که انگلیس توشه،

14:34.840 --> 14:36.000
‫در ومبلی."

14:36.000 --> 14:38.600
‫لحظه‌ی شادی واسه همه بود.

14:38.600 --> 14:41.920
‫من جاهای زیادی کار کردم
‫ولی قبلا هرگز توی ورزشگاه فوتبال

14:41.920 --> 14:44.920
‫یا جای بازی فوتبال نبودم،
‫پس اولین بارم بود.

14:45.520 --> 14:47.200
‫ترجیح می‌دادم یه طرفدار باشم.

14:47.200 --> 14:50.680
‫یه بلیت می‌خواستم،
‫ولی صحبت از هزاران پوند بود.

14:50.680 --> 14:53.120
‫مشخصا مامور انتظامات همچین پولی نداره.

14:53.120 --> 14:55.720
‫می‌دونی، متاسفانه همچین امتیازی نداریم.

14:57.400 --> 14:58.720
‫بازی فینال یورو ۲۰۲۰.

14:58.720 --> 15:00.760
‫دوباره همچین چیزی گیر نمیاد.

15:01.960 --> 15:06.640
‫این چیز ارزشمندیه،
‫بعدا می‌تونم به بچه‌هام بگم، "من اونجا بودم.

15:06.640 --> 15:09.920
‫وقتی اتفاق افتاد من اونجا بودم."
‫چون شاید حرف آدم رو باور نکنن.

15:09.920 --> 15:12.920
‫ممکنه بگن، "می‌دونی چیه؟
‫دروغ میگی، بابا. دروغ میگی."

15:13.560 --> 15:16.280
‫ولی دروغ نمیگم. من اینجام.
‫اینم مدرکش. یه چیزی دارم.

15:18.400 --> 15:20.840
‫اگه انگلیس قهرمان یورو بشه،
‫می‌خوام اونجا باشم.

15:20.840 --> 15:22.240
‫می‌خوام غرش هوادارها رو بشنوم.

15:22.240 --> 15:24.920
‫می‌خوام حداقل برم و ببینم
‫که جام رو بالای سر می‌برن.

15:24.920 --> 15:27.640
‫انگلیس رو توی فینال می‌بینم
‫و این دیگه واسم هرگز اتفاق نمیفته.

15:31.960 --> 15:34.120
‫وقت موعوده. چه حسی داری؟ راستش رو بگو.

15:34.120 --> 15:36.720
‫چقدر استرس داری؟
‫این برنامه‌ی "روز بازی یورو" زنده‌ست.

15:36.720 --> 15:38.040
‫انگلیس در مقابل ایتالیا در ومبلی معرکه.

15:38.040 --> 15:40.560
‫امروز انگلیس دو یک برنده میشه!

15:40.560 --> 15:43.040
‫یالا، انگلیس!

15:45.000 --> 15:46.360
‫بریم تلاش ‌کنیم.

15:47.800 --> 15:51.960
‫بالاخره فینال شد.
‫عجب روز خاطره‌انگیزی قراره باشه.

15:51.960 --> 15:53.120
‫به مدت ۵ هفته،

15:53.120 --> 15:56.080
‫من در کنار بازیکنان در کمپ انگلیس بودم،

15:56.080 --> 15:58.760
‫هر روز توی رادیو گزارش زنده می‌دادم.

15:59.680 --> 16:01.360
‫خورد! بیرون.

16:01.360 --> 16:04.760
‫به عنوان خبرنگار ورزشی،
‫رویدادی مهم‌تر از نمیشه.

16:04.760 --> 16:09.080
‫وقتی فرصتش پیش اومد
‫واقعا حس کردم خواب می‌بینم.

16:09.080 --> 16:11.640
‫- می‌خوای آواز بخونم؟
‫- چرا که نه؟ ما هم می‌خونیم.

16:11.640 --> 16:14.360
‫اینجا در چادر "یورو روزانه" پیش خوب کسایی هستی.

16:14.360 --> 16:16.600
‫از اول شروع می‌کنیم.

16:16.600 --> 16:19.160
‫♪ دستش رو دراز می‌کنه ♪

16:19.160 --> 16:22.600
‫- ♪ منو لمس می‌کنه ♪
‫- ♪ منو لمس می‌کنه ♪

16:22.600 --> 16:27.240
‫♪ تو رو لمس می‌کنه ♪

16:27.240 --> 16:30.160
‫♪ کارولین مهربون ♪

16:31.800 --> 16:33.600
‫چهار تا. بگیم ۵ تا؟

16:33.600 --> 16:35.960
‫به نظرم گاهی باید به خودت یادآوری کنی

16:35.960 --> 16:38.720
‫این پسرها چقدر جوون بودن.

16:38.720 --> 16:42.080
‫و می‌دونم مرد هستن،
‫ولی یه جورایی واقعا پسرن.

16:44.960 --> 16:48.880
‫مثلا بوکایو ساکا نوجوونه،
‫و اون مجبور بود صبح پاشه،

16:48.880 --> 16:52.560
‫کیت انگلیس رو بپوشه،
‫و فشار یه ملت رو روی دوشش حس کنه.

16:52.560 --> 16:56.000
‫پس داری میگی...
‫اون توی تمرینات بیشتر از من گل زد.

16:56.000 --> 16:59.080
‫ما تمرین تموم‌کنندگی با پای راست کردیم
‫و اون چند تا گل زد؟

16:59.080 --> 17:01.760
‫- این فصل چند تا زدی؟ آره.
‫- آره، باهاتم.

17:01.760 --> 17:03.680
‫ولی قطعا حس می‌کردی

17:03.680 --> 17:07.520
‫در حضور یه سری آدم خاص هستی.

17:07.520 --> 17:09.960
‫یادمه یه خرده از مارکوس رشفورد متحیر بودم.

17:09.960 --> 17:13.320
‫اون قطعا یه خرده متحیرکننده‌تر بود.

17:13.320 --> 17:17.280
‫به دنبال کمپین فوتبالیست مارکوس رشفورد

17:17.280 --> 17:19.800
‫تعداد ۱.۳ میلیون دانش‌آموز می‌تونن

17:19.800 --> 17:23.160
‫در طول تعطیلات تابستون
‫از وعده‌ی غذایی رایگان در مدرسه بهره ببرن.

17:23.160 --> 17:25.560
‫توانایی اونا واسه پایبندی به باورهاشون

17:25.560 --> 17:27.880
‫خیلی حرف‌ها در مورد این تیم می‌زنه.

17:30.880 --> 17:34.800
‫اونا ماموریتی داشتن
‫و اون قهرمانی در یورو بود.

17:34.800 --> 17:37.040
‫ولی به نظرم ماموریت
‫خیلی بیشتر از اینا شد.

17:37.040 --> 17:40.080
‫ماموریت سربلند کردن کشور بود.

17:40.960 --> 17:45.080
‫♪ شاد و باشکوه ♪

17:45.080 --> 17:49.600
‫♪ سایه‌اش بر سر ما ♪

17:49.600 --> 17:52.920
‫♪ خدا ملکه رو حفظ کنه ♪

17:55.240 --> 17:57.080
‫به نظرم حتی اگه بلیت نداشته باشی،

17:57.080 --> 17:59.480
‫درک می‌کنم که دلت بخواد به ومبلی بیای

17:59.480 --> 18:02.200
‫و شاهد این جو و رویداد باشی،

18:02.200 --> 18:04.840
‫و واسه چنین جوی در ومبلی باشی.

18:04.840 --> 18:06.800
‫این یه جشن درست درمونه.

18:06.800 --> 18:09.440
‫من اولین نفر از تیم شورای برنت اونجا بودم،

18:09.440 --> 18:14.320
‫و تصمیم گرفتم یه دوری در تمام نواحی‌ای بزنم

18:14.320 --> 18:18.200
‫که مسئولش هستیم،
‫و ببینم اوضاع در چه حاله و باید چیکار کنیم.

18:18.200 --> 18:19.520
‫ومبلی!

18:21.040 --> 18:22.600
‫مردم داشتن

18:22.600 --> 18:26.120
‫از قطار پیاده می‌شدن
‫و مترو پر از نوشیدنی بود.

18:26.120 --> 18:28.120
‫یالا، انگلیس!

18:28.120 --> 18:31.480
‫نوشیدنی‌فروشی‌های محلی
‫روز خیلی خوبی داشتن.

18:31.480 --> 18:33.280
‫صف ورود به تسکو.

18:33.280 --> 18:34.520
‫محشره، مگه نه؟

18:34.520 --> 18:37.680
‫♪ انگلیس، انگلیس، انگلیس ♪

18:37.680 --> 18:40.000
‫♪ انگلیس، انگلیس، انگلیس ♪

18:40.000 --> 18:41.960
‫سطح نوشیدنی خوردن خیلی بالا بود.

18:42.960 --> 18:46.040
‫ولی بازی ساعت ۸ شب شروع می‌شد.

18:46.040 --> 18:48.800
‫♪ خواهشا منو نبرین خونه ♪

18:48.800 --> 18:52.280
‫♪ نمی‌خوام برم سر کار ♪

18:52.280 --> 18:55.480
‫♪ می‌خوام اینجا بمونم ♪
‫♪ و کلی نوشیدنی بخورم ♪

18:55.480 --> 18:56.840
‫♪ خواهشا منو نبرین خونه ♪

18:56.840 --> 18:59.880
‫بدون نوشیدنی نمی‌تونی بری مسابقه‌ی فوتبال ببینی.

18:59.880 --> 19:02.600
‫خب، می‌تونی ولی خیلی کِیف نمیده.

19:02.600 --> 19:07.120
‫مثلا واسه دویدن کفش دو لازم نداری
‫ولی کمک می‌کنه.

19:07.120 --> 19:11.320
‫واسه خوش‌گذرونی هم نوشیدنی لازم نداری
‫ولی کمک می‌کنه.

19:11.320 --> 19:14.280
‫اوضاع رو جالب‌تر می‌کنه.

19:15.320 --> 19:17.200
‫مردم آماده بودن که خوش بگذرونن.

19:17.200 --> 19:19.720
‫و مردم می‌خواستن از بند اسارت رها بشن.

19:19.720 --> 19:22.440
‫♪ منو نبرین خونه ♪

19:22.440 --> 19:25.360
‫♪ خواهشا منو نبرین خونه ♪

19:25.360 --> 19:29.080
‫♪ نمی‌خوام برم سر کار ♪

19:29.080 --> 19:32.480
‫زمان قرنطینه متوجه شدم خیلی اوقات

19:32.480 --> 19:37.120
‫هر روز توی تختم هستم.

19:39.440 --> 19:42.160
‫و کلا شور زندگی رو از دست داده بودم.

19:43.400 --> 19:46.560
‫اکثر اوقات افسرده بودم.

19:48.320 --> 19:51.720
‫مدت زیادی توی خونه‌هامون زندانی بودیم.

19:53.760 --> 19:55.440
‫ما انسانیم.

19:55.440 --> 19:57.080
‫باید بیرون باشیم.

19:57.680 --> 20:00.040
‫معلومه این افسردگی میاره.

20:01.320 --> 20:02.960
‫به مردم فشار زیادی اومده بود،

20:02.960 --> 20:05.360
‫و اونا آماده بودن...

20:05.360 --> 20:07.320
‫که بزنن به اون درش.

20:14.280 --> 20:16.600
‫♪ کله‌اش خیلی گنده‌ست ♪

20:17.040 --> 20:18.520
‫فقط اومدیم اینجا لذت ببریم.

20:18.520 --> 20:20.960
‫مامانم فکر می‌کرد رفتم گورینگ.

20:20.960 --> 20:24.680
‫اومدم ومبلی و واقعا ارزشش رو داره.

20:25.640 --> 20:28.960
‫قراره بیرون کنار رفقا در خیابون ومبلی باشیم،

20:28.960 --> 20:33.400
‫چند ساعت قبل از بازی نوشیدنی بخوریم،

20:33.400 --> 20:35.200
‫و همه می‌گفتن،

20:35.200 --> 20:38.480
‫"خیلی ممنون، من با زنگوله میام."

20:38.480 --> 20:40.840
‫[فانوس دریایی روشنه]

20:40.840 --> 20:43.280
‫[مرد موشکی امسال ظاهرش فرق داره]

20:43.280 --> 20:47.600
‫[اون دینامیته!!]

20:47.680 --> 20:50.400
‫♪ یک، دو، سه، چهار! هری مگوایر ♪

20:50.400 --> 20:52.600
‫مردم دیوونه شده بودن.

20:52.600 --> 20:54.600
‫می‌دونی چی میگم؟

20:54.600 --> 20:56.480
‫"بریم بزنیم به اون درش." می‌دونی؟

20:58.080 --> 20:59.960
‫فوتبال به خونه برمی‌گرده.

21:03.280 --> 21:05.120
‫مردم حس می‌کنن

21:05.120 --> 21:06.840
‫انگلیس واسه رسیدن به این فینال عالی کار کرده.

21:06.840 --> 21:09.320
‫به نظرم همه چی به گرت ساوتگیت ختم میشه.

21:09.320 --> 21:12.120
‫تیم انگلیس پر از بازیکنان باکیفیته.

21:12.120 --> 21:14.040
‫مهم‌ اینه بتونی بهترین بازی رو ازشون بگیری.

21:14.040 --> 21:16.080
‫اینکه امشب اون چیکار کنه تصمیم مهمیه.

21:16.080 --> 21:19.640
‫اینکه با ۳ دفاع یا ۴ دفاع بازی کنه،
‫باید بهش اعتماد کنیم.

21:19.640 --> 21:21.880
‫[شرق لندن]

21:24.840 --> 21:27.760
‫یکی دو ساعت اول اون روز ذهنم درگیر بود.

21:27.760 --> 21:31.400
‫"وای. قراره بازی انگلیس
‫در فینال یه تورنمنت مهم رو تماشا کنی.

21:32.080 --> 21:35.400
‫برنده میشیم یا دوباره جام از دست‌مون می‌پره؟"

21:36.560 --> 21:40.640
‫یکی از اولین خاطراتی که یادمه
‫تماشای مایکل اوون بود که واسه انگلیس گل زد

21:40.640 --> 21:42.160
‫و یادمه بابام کنارم داد می‌زد،

21:42.160 --> 21:45.520
‫"پاس بده. پاس بده.
‫چیکار می‌کنی؟ پاس بده."

21:45.520 --> 21:48.880
‫مایکل اوون به دفاع آرژانتین می‌زنه.

21:49.480 --> 21:51.720
‫و مایکل اوونه!

21:51.720 --> 21:54.040
‫بابام به وجد اومد. خواهرم به وجد اومد.

21:54.040 --> 21:57.400
‫مامانم از توی آشپزخونه داد می‌زد،
‫"از روی مبل بیاین پایین."

21:58.920 --> 22:03.080
‫بعد از اون زمان هر تورنمنتی
‫جلوی خونه پرچم انگلیس بود.

22:03.080 --> 22:05.920
‫یه سری آدم‌های غیر سفیدپوست
‫ممکن بود از جلوی خونه‌مون که رد میشن

22:05.920 --> 22:09.120
‫فکر کنن، "لعنتی، جبهه‌ی ملی"،
‫ولی ما خانواده‌ای آسیایی بودیم.

22:09.840 --> 22:13.160
‫بزرگتر که شدم بیشتر متوجه شدم

22:13.160 --> 22:16.920
‫از منظر یه عده من انگلیسی نیستم.

22:16.920 --> 22:18.640
‫واسه خیلی‌ها این یعنی سفیدپوست.

22:18.640 --> 22:22.160
‫و بنابراین، اگه "انگلیسی" نیستم،
‫چرا طرفداری از انگلیس بکنم؟

22:22.160 --> 22:25.240
‫می‌دونی، من متولد میدلندز هستم.
‫چرا از انگلیس طرفداری نکنم؟

22:26.160 --> 22:30.680
‫ولی وقتی بحث اون تیم میشه،
‫باتوجه به تمام این مسائل،

22:30.680 --> 22:33.200
‫و یکپارچگی اون تیم،

22:33.200 --> 22:36.080
‫حس می‌کردم انگلیس رو متحد کردن.

22:36.760 --> 22:39.840
‫خوشحالم میرم ومبلی

22:39.840 --> 22:42.200
‫که بخشی از این باشم.

22:46.200 --> 22:49.960
‫[هشت ساعت و ربع قبل از شروع بازی]

22:53.400 --> 22:57.680
‫ما توی خیابون ومبلی مشغول آواز خوندن
‫و سروصدا و این چیزها بودیم.

22:57.680 --> 23:00.080
‫بعدش اتوبوس رو دیدم
‫و با خودم گفتم،

23:00.080 --> 23:03.000
‫"الان وقت درخشش منه."

23:03.840 --> 23:06.800
‫و همه گفتن، "آره"، تشویقم کردن. "برو بالا!"

23:10.000 --> 23:12.440
‫مردم برام نوشیدنی مینداختن و من می‌گرفتم.

23:12.440 --> 23:14.280
‫وقتی می‌خوردم همه منو تشویق می‌کردن،

23:14.280 --> 23:16.120
‫و اگه نمی‌گرفتم، می‌گفتم، "اوه!"

23:17.280 --> 23:20.560
‫خیلی‌ها داشتن ازم فیلم می‌گرفتن
‫و حس کردم خیلی کارم درسته.

23:20.560 --> 23:22.360
‫با خودم گفتم، "چه حس خوبیه."

23:22.360 --> 23:24.040
‫♪ بیاین بترکونیم ♪

23:24.040 --> 23:26.760
‫♪ نه، نه، نه ♪

23:27.240 --> 23:28.800
‫♪ بیاین بترکونیم ♪

23:28.800 --> 23:30.280
‫♪ بیاین بترکونیم ♪

23:30.280 --> 23:33.000
‫♪ نه، نه، نه ♪

23:35.560 --> 23:38.720
‫بعد از مدتی کلی آدم اومدن بالا اتوبوس.

23:38.720 --> 23:41.040
‫و من با خودم گفتم،
‫"می‌دونی چیه؟ دیگه میرم پایین.

23:41.040 --> 23:45.080
‫به من خوش گذشت.
‫میرم که به اونا خوش بگذره." ولی ادامه دادم.

23:45.720 --> 23:47.280
‫به خونه برمی‌گرده!

23:47.280 --> 23:50.600
‫♪ به خونه برمی‌گرده ♪

23:50.600 --> 23:52.720
‫همه میگن، "تو همیشه لبخند می‌زنی."

23:52.720 --> 23:56.200
‫من میگم، "باید خوشحال باشی.
‫شاد باش. یه خرده خوش بگذرون.

23:56.200 --> 23:58.320
‫نمی‌دونی چه اتفاقی قراره بیفته، می‌دونی؟"

23:58.320 --> 24:00.440
‫♪ تا پای جون کنار انگلیس هستم ♪

24:00.440 --> 24:03.040
‫♪ می‌دونم و مطمئنم ♪

24:03.040 --> 24:05.520
‫من و تیمم در محل درگیریم.

24:05.520 --> 24:07.520
‫می‌دونی، کار ما بین مردمه.

24:07.520 --> 24:11.480
‫امنیت مردم، هم داخل ورزشگاه

24:11.480 --> 24:14.000
‫و قطعا خارج از ورزشگاه
‫در ساعات پیش از بازی،

24:14.000 --> 24:15.360
‫این اولویت اصلیه.

24:15.600 --> 24:17.160
‫این واسه تو معرکه نبوده، نه؟

24:19.560 --> 24:21.440
‫♪ هری مگوایر ♪

24:21.440 --> 24:23.920
‫♪ اون کلی نوشیدنی می‌خوره ♪

24:23.920 --> 24:26.040
‫♪ کله‌اش خیلی بزرگه ♪

24:26.040 --> 24:29.240
‫خیلی‌ها به شدت منگ بودن.

24:30.160 --> 24:32.720
‫به نظر کسی نظارتی روی مصرف مواد نداشت.

24:32.720 --> 24:35.480
‫و اگه فکر می‌کنیم رفتار جمعیت الان بده،

24:36.040 --> 24:38.080
‫این در یه جهت در حال حرکته.

24:42.680 --> 24:44.800
‫[پنج ساعت و ۴۵ دقیقه قبل از شروع بازی]

24:44.840 --> 24:48.280
‫♪ نمی‌خوام برم سر کار ♪

24:48.280 --> 24:51.440
‫♪ می‌خوام اینجا بمونم کلی مواد بزنم ♪

24:51.440 --> 24:54.480
‫♪ خواهشا منو نبرین خونه ♪

24:54.480 --> 24:57.080
‫گل فینال، پسرها؟
‫کی گل فینال رو می‌زنه؟

24:57.080 --> 24:58.720
‫گل فینال؟ اگه...

24:58.720 --> 25:04.160
‫خب، اگه دوباره اینجوری به رفیق‌هام بزنی،

25:04.160 --> 25:07.400
‫تو رو با ماکارونی خفه می‌کنم.

25:13.520 --> 25:15.080
‫دماغش خونی شد؟

25:15.080 --> 25:16.600
‫به نظر آره.

25:17.120 --> 25:18.120
‫[سوای برد یا باخت،
‫روز معرکه‌ای واسه فروش کوکائینه]

25:18.120 --> 25:19.960
‫آخرهفته‌ی رویایی گفتگوی ورزشی.

25:19.960 --> 25:21.960
‫بازی برقراره. گفتگوی ورزشی!

25:21.960 --> 25:23.640
‫اساسا آشوبه، مگه نه؟

25:23.640 --> 25:26.760
‫قوطی‌ها پرتاب میشن،
‫توپ‌های فوتبال پرتاب میشن. یعنی میگم...

25:26.760 --> 25:29.240
‫خیلی وقته این ادامه داره، نه؟

25:29.240 --> 25:31.200
‫تا حالا همچین چیزی ندیدم، دارن،

25:31.200 --> 25:34.000
‫ولی خب تا حالا انگلیس رو توی فینال ندیدیم.

25:34.000 --> 25:37.320
‫آره. واسه فینال جام‌ها، پلی‌آف، فینال چمپونشیپ،

25:37.320 --> 25:39.000
‫یا هر نوع فینالی میای اینجا...

25:39.000 --> 25:43.480
‫وضعیت داشت هرج‌ومرج و آشوب می‌شد.

25:44.440 --> 25:48.560
‫همه جا شیشه و قوطی میفتاد.

25:49.160 --> 25:52.080
‫قوطی‌های پر و خالی نوشیدنی، می‌دونی،

25:52.080 --> 25:55.240
‫و آدم‌ها اصلا نمی‌دونستن و براشون مهم نبود

25:55.240 --> 25:58.920
‫که اون ممکنه روی سر کی بیفته
‫و چه آسیبی وارد کنه.

26:02.640 --> 26:06.040
‫ما مجبور شدیم خارج از مرکز مدنی برنت

26:06.040 --> 26:08.280
‫یه ایستگاه پزشکی فوری آماده کنیم.

26:09.480 --> 26:13.120
‫یادمه چقدر جراحات به خاطر شیشه رخ داد.

26:13.120 --> 26:14.520
‫خون و پانسمان بود

26:14.520 --> 26:18.200
‫و یه عده سعی داشتن
‫به جراحات مردم رسیدگی کنن

26:18.200 --> 26:20.560
‫و یه جورایی شبیه منطقه‌ی جنگی بود.

26:26.640 --> 26:28.920
‫من توی اتاق کنترل بودم

26:28.920 --> 26:32.240
‫و می‌دیدیم که طرفداران مشخصا منگ بودن،

26:32.240 --> 26:34.320
‫و جون خودشون رو به خطر مینداختن.

26:35.120 --> 26:37.960
‫اون زمان حضور پلیس اساسا محدود بود.

26:37.960 --> 26:40.960
‫ما واسه کنترل جمعیت نیروی کمکی لازم داشتیم.

26:45.680 --> 26:47.720
‫این مسابقه‌ایه که همیشه امیدوار بودیم

26:47.720 --> 26:49.920
‫انگلیس به عنوان یه کشور درش باشه،

26:49.920 --> 26:52.720
‫ولی کاملا تحت الشعاع

26:52.720 --> 26:56.200
‫شرایط خیلی جدی‌تر قرار گرفته بود.

26:58.840 --> 27:01.480
‫من اونجا وایستاده بودم و فکر می‌کردم،
‫"پلیس کجاست؟"

27:02.160 --> 27:05.080
‫پلیس اونجا بود، ولی پلیس محلی بودن.

27:05.080 --> 27:08.320
‫گروه اصلی قرار بود ساعت ۳ بیان.

27:08.320 --> 27:09.840
‫برنامه این بود.

27:09.840 --> 27:12.840
‫پلیس حس می‌کرد روز فینال

27:12.840 --> 27:15.960
‫فشار اصلی قراره در مرکز لندن باشه.

27:15.960 --> 27:19.480
‫این چیزی بود که در طول تورنمنت دیده بودن.

27:19.560 --> 27:20.840
‫پس تمرکز و آماده‌سازی و نیروهاشون

27:20.840 --> 27:23.280
‫در مرکز لندن بود.

27:29.680 --> 27:31.480
‫ولی راستش روز فینال

27:31.480 --> 27:35.040
‫فشار در ناحیه‌ی ومبلی شروع به پدیدار شدن کرد.

27:37.640 --> 27:40.080
‫بیشترین ترس از این بود که

27:40.080 --> 27:43.480
‫هوادارانی که داشتن دردسر درست می‌کردن
‫الان دم در ورزشگاه بودن،

27:43.480 --> 27:48.400
‫و کلی آدم دیگه هم داشت میومد،
‫پس ما خیلی زودتر حمایت پلیس رو لازم داشتیم.

27:57.040 --> 28:00.320
‫ما به ومبلی رسیدیم
‫و از قطار پیاده شدیم

28:00.320 --> 28:05.200
‫و ایستگاه پر از آدم بود، می‌دونی. پر پر بود.

28:05.200 --> 28:07.000
‫♪ یک، دو، سه، چهار ♪

28:07.000 --> 28:09.480
‫♪ هری مگوایر ♪

28:10.640 --> 28:12.360
‫ما ایتالیایی دیگه‌ای ندیدیم.

28:12.360 --> 28:15.680
‫حس کردم کاملا تعدادمون کمه و محاصره شدیم.

28:16.280 --> 28:19.640
‫♪ پاستاهای پیچی‌تون رو بکنین تو حلق‌تون ♪

28:19.640 --> 28:22.640
‫♪ پاستاهای پیچی‌تون رو بکنین تو حلق‌تون ♪

28:22.640 --> 28:24.800
‫♪ پاستاهای پیچی‌تون رو بکنین تو حلق‌تون ♪

28:24.800 --> 28:28.800
‫اون موقع برای اولین بار حس کردم در خطر هستیم.

28:30.800 --> 28:32.880
‫وقتی از پارک ومبلی خارج شدم،

28:32.880 --> 28:36.120
‫وضعیت فاجعه بود.

28:36.120 --> 28:40.040
‫چراغ‌های راهنمایی و تیر برق و درختان شکسته بودن.

28:40.040 --> 28:43.320
‫انگار بمب منفجر شده بود،

28:43.320 --> 28:46.480
‫و همه جا آت و آشغال ریخته بود.

28:48.040 --> 28:52.400
‫من بارها به ومبلی رفتم
‫ولی اون دفعه انگار...

28:52.880 --> 28:55.880
‫مثل فیلم "جنگ دنیاها" بود.
‫فقط اینجوری می‌تونم توصیفش کنم.

28:55.880 --> 28:58.960
‫از پله‌ها اومدم بالا و با خودم گفتم، "این ومبلیه؟

28:58.960 --> 29:01.960
‫معمولا روز مسابقه این شکلی نیست.

29:01.960 --> 29:05.160
‫قضیه چیه؟ چون امکان نداره
‫این همه آدم بلیت داشته باشن."

29:06.680 --> 29:09.600
‫و کلی از طرفداران دارن واسه بازی میان،

29:09.600 --> 29:13.960
‫و چه جوری می‌خوان از این جمعیت رد بشن؟

29:17.400 --> 29:19.200
‫خبرش به پلیس رسید

29:19.200 --> 29:21.240
‫که ما زودتر کمک لازم داریم،

29:21.240 --> 29:25.360
‫و اونا تونستن قبل از ساعت ۳
‫چند تا تیم به محل بیارن.

29:25.360 --> 29:28.960
‫سختی کار این بود که
‫کلی از اون مشکلات

29:28.960 --> 29:31.640
‫و رفتارهای بد نهادینه شده بود

29:31.640 --> 29:32.920
‫و رواج پیدا کرده بود.

29:34.000 --> 29:37.080
‫این جمعیتی زیاد در محیطی فشرده بود

29:37.080 --> 29:39.080
‫که اصلا قابل کنترل نبود.

29:40.320 --> 29:42.720
‫همه منتظر بودن ورزشگاه باز بشه

29:42.720 --> 29:44.640
‫و این فشار برداشته بشه

29:44.640 --> 29:47.040
‫که مردم برن وارد ورزشگاه بشن.

29:52.800 --> 29:56.560
‫خود تورنمنت یه محدوده‌ی امن بیرونی می‌خواست.

29:56.560 --> 29:59.960
‫باید ایست بازرسی‌هایی گذاشته می‌شد،

29:59.960 --> 30:02.400
‫تا مردم همینجوری از پله‌ها بالا نیان

30:02.400 --> 30:04.600
‫و جای نرده‌ها بلیت‌شون رو نشون بدن.

30:05.720 --> 30:08.840
‫ساعت ۴:۳۰، محدوده‌ی امنیتی بیرونی باز شد

30:08.840 --> 30:11.080
‫و اجازه دادن مردم بیان تو.

30:12.280 --> 30:16.840
‫ما رفتیم جای اولین ایست بازرسی
‫سمت پله‌های خیابون المپیک.

30:17.480 --> 30:20.160
‫کسی که جلوم بود رد شد.

30:20.160 --> 30:23.320
‫یادمه وقتی رد شد قیافه‌اش خیلی شاد بود

30:23.840 --> 30:26.040
‫و انگار حسابی خوشحال بود‌.

30:26.040 --> 30:27.920
‫بعد شنیدم که با دوستش حرف زد.

30:27.920 --> 30:29.920
‫گفت، "باورم نمیشه رد شدم."

30:29.920 --> 30:33.760
‫و اون نشون داد که با بلیت جعلی رد شده.

30:34.960 --> 30:37.560
‫اون جمعیت عظیم بدون بلیت

30:37.560 --> 30:41.400
‫به این معنا بود که کارکنان ورودی و انتظامات

30:41.400 --> 30:42.920
‫هیچ شانسی نداشتن.

30:45.440 --> 30:48.880
‫داشتم فکر می‌کردم،
‫"عمرا این مسابقه رو از دست بدم."

30:50.640 --> 30:51.960
‫و فکر کردم، "خیلی خب، باشه،

30:51.960 --> 30:54.200
‫میرم سمت چپ خیابون ومبلی

30:54.840 --> 30:56.080
‫و از همه می‌پرسم،

30:56.080 --> 30:58.320
‫'کسی بلیت می‌فروشه؟'"

30:58.320 --> 31:00.720
‫و عملا

31:00.720 --> 31:03.160
‫داشتم دیوار حرف میزدم

31:03.680 --> 31:05.040
‫این همه راه اومدم اینجا.

31:05.040 --> 31:07.360
‫حاضرم دو، دو هزار و پونصد پوند واسه یه بلیت بدم

31:07.360 --> 31:08.840
‫که وارد ورزشگاه بشم.

31:09.600 --> 31:11.520
‫و راستش ممکن بود

31:11.520 --> 31:14.000
‫اصلا جایی واسه تماشای بازی پیدا نکنم.

31:23.760 --> 31:25.000
‫یهو

31:25.000 --> 31:29.760
‫دیدم قوطی و شیشه داره سمت‌مون پرت میشه.

31:29.760 --> 31:33.320
‫اولی که اومد فکر کردم،
‫"باشه، شاید همین یکی بود."

31:33.320 --> 31:35.720
‫و بعد دیدم داره بازم میاد.

31:36.880 --> 31:40.320
‫من و مایا بین طرفداران انگلیس بودیم.

31:40.320 --> 31:44.200
‫حس می‌کردم بهمون حمله شده.
‫به ما فحش دستی می‌دادن.

31:44.200 --> 31:46.480
‫اونا خیلی خشن و وحشی بودن،

31:46.480 --> 31:50.000
‫و من فقط به فکر محافظت از دخترم بودم.

31:52.520 --> 31:55.240
‫بعد یه گروه ایتالیایی رو دیدیم.

31:56.040 --> 31:58.400
‫و فورا اونا داد زدن،

31:58.400 --> 32:02.320
‫"چیکار می‌کنین؟ بیاین پیش ما!
‫تنها نباشین! با ما بیاین!"

32:02.960 --> 32:05.880
‫اونا دخترم رو دیدن
‫و همه دورش رو گرفتن.

32:06.760 --> 32:11.480
‫من کوله رو گذاشتم جلوی صورت و روی سرش.

32:16.680 --> 32:18.920
‫بعد با هم راه افتادیم.

32:18.920 --> 32:20.960
‫و مایا سرش پایین بود و اینجوری می‌رفت،

32:20.960 --> 32:23.880
‫زیر این محافظی که براش درست کردم.

32:24.480 --> 32:26.200
‫و اون موقع فکر کردم

32:26.200 --> 32:30.480
‫شاید بابای ساده‌لوح یا احمقی بودم

32:30.480 --> 32:33.120
‫که دخترم رو به این مسابقه آوردم.

32:38.160 --> 32:41.840
‫پلیس به محض اینکه ما رو دید
‫دورمون رو گرفت.

32:41.840 --> 32:44.360
‫و بعد دیگه اسکورت شدیم.

32:49.200 --> 32:51.720
‫من با پدرزنم بودم که ۷۰ سالشه.

32:51.720 --> 32:55.040
‫اون هنوز رو پاست، ولی خب ۷۰ سالشه.

32:55.040 --> 32:56.200
‫و خب

32:57.040 --> 33:01.080
‫ما رفتیم جای پله‌ها

33:01.800 --> 33:03.120
‫و گفتم، "وای.

33:04.360 --> 33:08.240
‫چه جوری قراره از این دریای جمعیت رد بشیم؟"

33:09.960 --> 33:14.000
‫خیابون ومبلی مملو بود
‫از هزاران هوادار بدون بلیت.

33:14.600 --> 33:17.880
‫مشخصا اونجا به حد کافی انتظامات
‫و کارکنان ورودی

33:17.880 --> 33:19.960
‫و پلیس نیست،

33:19.960 --> 33:22.680
‫و می‌خوان نرده‌ها رو باز کنن.

33:22.680 --> 33:26.720
‫و اون افراد بدون بلیت در خیابون‌های ومبلی می‌دونن

33:26.720 --> 33:29.560
‫بیست و سه هزار صندلی خالی

33:29.560 --> 33:32.040
‫به خاطر محدودیت‌های کرونا وجود داره.

33:32.040 --> 33:36.040
‫وقتی این فاکتورها رو کنار هم میذاری، یعنی طوفان.

33:40.000 --> 33:43.160
‫اگه من اونجا جزء کارکنان ورودی بودم،

33:44.480 --> 33:47.200
‫حسابی وحشت می‌کردم.

33:53.080 --> 33:55.160
‫به دوستم گفتم توی ومبلی کار می‌کنم.

33:55.160 --> 33:56.880
‫اون گفت، "کتک می‌خوری، رفیق."

33:56.880 --> 34:00.160
‫من گفتم، "باشه. آره، منصفانه‌ست."
‫همه همین رو بهم گفتن.

34:00.160 --> 34:02.840
‫"بازی انگلیسه. انگلیس توی فیناله،
‫اگه ببازن، مُردی."

34:02.840 --> 34:06.760
‫من گفتم، "باشه. به هر حال کارم رو می‌کنم.
‫باعث نمیشه اونجا کار نکنم."

34:10.240 --> 34:11.880
‫داشتم خیابون المپیک رو می‌دیدم.

34:11.880 --> 34:14.840
‫کلی هوادار اینجاست که می‌خوان

34:14.840 --> 34:17.360
‫وارد بشن ولی بلیت ندارن.

34:17.360 --> 34:20.360
‫تعدادمون خیلی کم بود.
‫حس نمی‌کردم، ولی تعدادمون خیلی کم بود.

34:21.720 --> 34:23.920
‫مهم‌ترین روز در فوتبال انگلیسه.

34:23.920 --> 34:25.880
‫اجازه دادن به هوادارانی که ممکنه دیگه هرگز

34:25.880 --> 34:27.640
‫فرصت نکنن چنین چیزی رو ببینن،

34:27.640 --> 34:29.320
‫و می‌خوان در رویداد حاضر باشن...

34:30.440 --> 34:32.680
‫باید تمهیدات ویژه‌ای اتخاذ کنی.

34:41.760 --> 34:44.440
‫ترک پارک سنت جورج برای آخرین بار

34:44.440 --> 34:47.520
‫قبل از رفتن اونا واسه فینال خیلی احساسی بود.

34:49.040 --> 34:54.360
‫دریایی از عشق و حمایت کامل از این پسرها بود.

34:54.360 --> 34:57.480
‫و به نظرم چیزی که خوب بود
‫دیدن عشق و حمایت متقابل بود

34:57.480 --> 35:01.800
‫چون اونا چند هفته‌ست که دل ما رو شاد کردن.

35:01.800 --> 35:05.400
‫و حالا نوبت ما بود که
‫قدردون زحمات‌شون باشیم.

35:06.520 --> 35:09.440
‫واقعا مو به تن آدم سیخ می‌شد.

35:13.280 --> 35:15.400
‫واو، واقعاً این اتفاق افتاد؟

35:27.720 --> 35:32.320
‫تونستم با یکی از مسئولین صحبت کنم،
‫بهش گفتم: "پدرزنم بالای ۷۰ سالشه،

35:32.320 --> 35:35.040
‫یکم نگرانشم، ما بلیط بازی رو گرفتیم."

35:35.040 --> 35:37.120
‫"می‌شه ما رو راه بدین؟"

35:37.120 --> 35:39.440
‫و خوشبختانه ما رو راه داد.

35:39.440 --> 35:42.480
‫و از اونجا، وارد جایگاه شدیم.

35:43.120 --> 35:46.400
‫و بعدش، قبل از اینکه گوشیم رو اسکن کنم،

35:46.440 --> 35:49.080
‫گفتم: "خاطرجمع شم که پشتم هست."

35:49.080 --> 35:51.360
‫و برگشتم دیدم اونجا نبود.

35:51.360 --> 35:53.960
‫یه پسر جَوونی اونجا پشتم بود،
‫شاید ۲۰ و خرده‌ای سال داشت،

35:53.960 --> 35:55.520
‫و لباس انگلیس تنش بود.

35:56.320 --> 35:57.840
‫پرسیدم: "داری چیکار می‌کنی؟"

35:57.840 --> 36:00.480
‫و اونم گفت:
‫"بیخیال رفیق. بهت ۲۰ پوند میدم"

36:00.960 --> 36:05.600
‫و منم بهش گفتم:
‫"پدرزنم پشتته. باید با من داخل بیاد."

36:05.600 --> 36:07.440
‫بهش گفتم بره کنار.

36:07.440 --> 36:11.000
‫و منم آدم پرخاشگری نیستم،
‫هرگز دعوایی رو شروع نکردم.

36:11.000 --> 36:13.560
‫و در آخر، مجبور شدم برگردم و تهدیدش کنم.

36:13.560 --> 36:15.040
‫و بهش گفتم: "رفیق، گم شو رد کارت."

36:21.120 --> 36:23.520
‫توی فوتبال خیلی‌ها مفت و مجانی
‫خیلی چیزها رو بدست میارن.

36:23.520 --> 36:26.720
‫که در واقع بدون بلیط وارد ورزشگاه می‌شن.

36:27.200 --> 36:30.520
‫ولی معمولاً اینجور موانع رو...

36:30.520 --> 36:33.120
‫قبل از وارد شدن به ورزشگاه نداریم.

36:33.280 --> 36:36.040
‫"بذارید اطراف رو یه نگاه کنم،
‫بذارین ببینم چی این اطراف هست."

36:36.040 --> 36:38.800
‫گفتم اگه نقشه‌ی درستی کشیده باشم،
‫و زمان درستی اجراش کنم،

36:38.800 --> 36:40.160
‫می‌تونم وارد ورزشگاه شم.

36:41.280 --> 36:44.240
‫[ورود غیرمجازِ بزرگِ ومبلی شروع شد]

36:44.280 --> 36:47.040
‫[گروه هوادارهای غیرمجاز ومبلی.
‫کی می‌خواد بدون بلیط وارد شه؟]

36:47.120 --> 36:48.200
‫رونی!

36:48.200 --> 36:49.720
‫رونی!

36:49.720 --> 36:52.240
‫من یه سر و گوشی آب دادم،
‫و شنیدم خیلی از مردم...

36:52.240 --> 36:53.720
‫می‌گفتن: "رونی! رونی!"

36:53.720 --> 36:55.440
‫و به خودم گفتم: "هی! چه‌خبر شده؟"

36:55.440 --> 36:59.240
‫رونی، رونی، رونی، رونی!

36:59.240 --> 37:02.200
‫و بعد از اینکه یه ویدئوی کوچیک
‫با رونی گرفتم، با کلی ذوق،

37:02.200 --> 37:04.800
‫مشخصاً، چون اون بازیکن منچستره،
‫و منم طرفدار دو آتیشه‌ی منچستر یونایتدم.

37:04.800 --> 37:06.800
‫گفتم نکنه از جایی که داره میاد،

37:06.800 --> 37:10.720
‫یه ورودی وی‌آی‌پی داره،
‫یا یه ورودی بازیکنان داره...

37:10.720 --> 37:13.560
‫یا واسه رسانه‌هاست.
‫دقیق نمی‌دونستم، ولی حدس می‌زدم.

37:13.560 --> 37:16.480
‫"یعنی از کجا اومده؟"

37:17.120 --> 37:19.040
‫به همین خاطر کوچه رو تا ته رفتم،

37:19.040 --> 37:22.600
‫و به یه فضای بزرگی منتهی می‌شد،
‫درست سمت چپ خودم...

37:22.600 --> 37:25.920
‫پله‌های بزرگی بودن
‫که بالا به زمین منتهمی می‌شدن.

37:29.920 --> 37:32.240
‫وقتی پله‌های رو بالا رفتم،
‫جمعیتی اون بالا بودن،

37:32.240 --> 37:34.600
‫و همگی فریاد می‌زدن،
‫"آماده‌ایم؟ آماده‌ایم؟"

37:34.600 --> 37:36.680
‫به خودم گفتم: "می‌دونم دارن چیکار می‌کنن."

37:40.560 --> 37:42.840
‫من توی اتاق کنترل بودم.
‫مانیتورها رو تماشا می‌کردم...

37:42.840 --> 37:45.480
‫که یهو یکی از همکارهام فریاد زد،

37:45.480 --> 37:48.280
‫"پله‌های بزرگ اسپانیایی رو! رفتن!"

37:49.800 --> 37:52.440
‫و خودبه‌خود برگشتم
‫مانیتوری که تماشا می‌کرد رو دیدم.

37:52.440 --> 37:55.800
‫و می‌دیدم که جمعیت به زور دارن وارد می‌شن.

37:57.920 --> 37:59.320
‫یک تار مو تا...

37:59.320 --> 38:03.160
‫تبدیل رفتار ضداجتماعی و بی‌پروایانه
‫به خشونت فاصله داره.

38:20.880 --> 38:22.280
‫لعنتی!

38:23.200 --> 38:26.160
‫خدای من، خدای من!

38:26.640 --> 38:29.760
‫و من وسط این جمعیت گیر افتاده بودم.

38:30.680 --> 38:33.920
‫و همین‌طور که به جلو حرکت می‌کردم،
‫مردم زیر دست و پا له می‌شدن،

38:33.920 --> 38:37.320
‫و به خودم می‌گفتم این دیگه چیه!
‫و پام رو روی یکی گذاشتم...

38:37.320 --> 38:41.040
‫و پرت شدم و روی مردم غلت خوردم.

38:41.040 --> 38:43.760
‫چون اینجوری فشار زیادی
‫مستقیماً بهشون...

38:43.760 --> 38:46.360
‫وارد نمی‌کنم، و روشون پا نمی‌ذارم.

38:46.360 --> 38:49.160
‫متوجه‌ی منظورم هستین؟
‫سعی کردم به ساده‌ترین شکل،

38:49.160 --> 38:50.680
‫و نرم‌ترین حالت ممکن این کارو کنم.

38:51.320 --> 38:54.800
‫و واقعاً نمی‌دونستم اطرافم چه‌خبره،

38:54.800 --> 38:56.400
‫چه از لحاظ خشونت چه از لحاظ دیگه،

38:57.840 --> 39:00.800
‫چون بدجوری سرگرم کار خودم بود.

39:00.800 --> 39:04.520
‫واسه من فقط همین مهم بود.
‫توی ناامیدی کامل به‌سر می‌بردم...

39:04.520 --> 39:07.560
‫که بازی رو از دست ندم.

39:09.320 --> 39:13.040
‫دیدم یکی از مسئولین امنیتی روی زمینه،
‫و سرنگون شده.

39:13.040 --> 39:15.280
‫و همین‌طور که نگاه می‌کنم،
‫امیدوارم که دوباره بلند شن...

39:15.280 --> 39:17.560
‫و روی پاشون وایسن،
‫و اینجا نمونن.

39:17.560 --> 39:20.760
‫و می‌تونستم ببینم که یکی‌شون
‫مدت طولانی‌ای رو روی زمین افتاده بود.

39:21.600 --> 39:25.600
‫می‌تونستم بشنوم که تیمم با تیم پزشکی
‫تماس گرفته بود تا خودش رو برسونه.

39:26.560 --> 39:29.040
‫شما رو مات و مبهوت می‌کنه،
‫نفس‌تون رو می‌گیره،

39:29.080 --> 39:31.280
‫وقتی این لحظات رو می‌بینین،
‫به خودتون می‌گین...

39:31.320 --> 39:32.920
‫"اینجا چه‌خبر شده؟"

39:36.560 --> 39:39.880
‫وقتی آدم‌هایی که روی زمین بودن
‫رو رد کردم و بلند شدم،

39:39.880 --> 39:41.400
‫خیلی طبیعی راه می‌رفتم،

39:41.400 --> 39:44.440
‫چون خیلی‌ها رد شده بودن
‫و سریع فلنگ رو می‌بستن.

39:44.440 --> 39:48.000
‫و می‌گفتن: "آره، اومدم داخل!"
‫و سریع حرکت می‌کردن. می‌دونی؟

39:48.000 --> 39:52.000
‫رفیق، تو فقط می‌گی:
‫"بدون بلیط اومدم، فنلگ رو بستم."

39:52.000 --> 39:55.160
‫می‌فهمی منظورم رو؟
‫ولی من خیلی طبیعی راه می‌رفتم.

39:55.920 --> 39:59.080
‫و به خودم می‌گم: "خدای من،
‫الان دیگه توی ورزشگاهم."

40:00.360 --> 40:01.640
‫[پله‌های ورودی بخش اسپانیایی]

40:01.680 --> 40:05.960
‫اون‌ها از محل اسکنِ بلیط
‫سمت پله‌های ورودی وارد شدن.

40:05.960 --> 40:09.440
‫حالا هوادارهایی که بلیط نداشتن،
‫توی محوطه‌ی بیرونی بودن،

40:10.120 --> 40:13.000
‫و دور ورزشگاه می‌چرخن
‫و دنبال یه راهِ ورود می‌گردن.

40:13.640 --> 40:16.800
‫بنابراین ما تصمیم گرفتیم
‫تا نرده‌گردان‌ها رو قفل کنیم.

40:18.080 --> 40:19.920
‫هرگز این کارو رو نمی‌کنم.

40:19.960 --> 40:22.720
‫هرگز لازم به این کار نبود.

40:22.720 --> 40:25.440
‫ولی منم چیزی رو دیده بودم
‫که تابحال ندیده بودم.

40:25.440 --> 40:28.320
‫باید ورودی‌ها رو می‌بستیم
‫و خاطرجمع می‌شدیم همه‌چیز سر جاشه،

40:28.320 --> 40:32.120
‫تا همه بفهمن چه تهدید جدیدی اون بیرونه.

40:34.440 --> 40:38.200
‫من حدس می‌زدم که حتماً اتفاق بدی توی
‫ورزشگاه افتاده که ورودی‌ها رو بستن،

40:38.200 --> 40:41.520
‫و جمعیت زیاد شد،
‫مردم بلیط داشتن و می‌خواستن داخل برن.

40:41.520 --> 40:44.600
‫و من اونجا بودم و مردم
‫سمت‌مون فریاد می‌زدن.

40:44.600 --> 40:47.680
‫دیگه داشتن پرخاشگری می‌کردن،
‫می‌گفتن: "چرا بهمون بی‌توجهی می‌کنین؟"

40:47.680 --> 40:50.840
‫از اینجور حرف‌ها که
‫"هیچ کاریش نمی‌تونین بکنین."

40:50.840 --> 40:53.800
‫"ورزشگاه رو بستن. نمی‌تونم راه‌تون بدم.
‫نمی‌تونم ورودی‌ها رو باز کنم."

40:53.800 --> 40:56.080
‫"کلید ورودی‌ها دست من نیست."

40:57.920 --> 41:01.160
‫"داری رو اعصاب‌مون میری!
‫اونجا بیام تیکه بزرگت گوشِته!"

41:01.160 --> 41:03.640
‫"فکر کردی بامزه‌ست؟ ابله پاکستانی!"

41:03.680 --> 41:07.120
‫بهم خیلی توهین شد،
‫کلی حرف‌های نژادپرستانه بهم زدن.

41:07.840 --> 41:09.160
‫ناراحت کننده‌ست.

41:09.160 --> 41:12.040
‫ولی توی اینجور مشاغل،
‫نمی‌تونی خیلی احساسی بشی،

41:12.040 --> 41:15.000
‫چون اگه مردم نقطه ضعفی ببینن،
‫ازت سوءاستفاده می‌کنن.

41:26.080 --> 41:30.000
‫همون‌طوری که داشتم پشت
‫قسمت جنوبی ورزشگاه قدم می‌زدم،

41:30.000 --> 41:32.800
‫می‌دیدم که برخوردها شدید شده.

41:35.600 --> 41:39.600
‫تمامی هوادارها بین دیوار
‫و ورزشگاه گیر افتاده بودن،

41:39.600 --> 41:41.640
‫و یه دیوارِ بیرونی هم وجود داشت.

41:41.640 --> 41:45.480
‫و به‌خاطر بستن ورودی‌ها، احتمالاً...

41:45.480 --> 41:47.840
‫هزاران هوادارِ دیگه...

41:47.840 --> 41:51.920
‫چسبیده به همدیگه، توی صف
‫منتظر بودن که داخل بیان.

41:54.840 --> 41:57.320
‫و شما بین...

41:57.320 --> 42:01.360
‫کلی از آدم‌هایی که اکثراً
‫بزرگ‌تر از شمان گیر میفتین.

42:02.000 --> 42:03.680
‫و منم فقط ۱۵۲ سانتی‌مترم،

42:03.680 --> 42:06.440
‫و بدجوری می‌ترسیدم.

42:07.760 --> 42:10.960
‫ممکن بود تهش اتفاق بدی بیفته.

42:11.680 --> 42:15.840
‫مدام به این فکر می‌کردم:
‫"خواهش می‌کنم کسی چیزیش نشه."

42:18.760 --> 42:20.760
‫حالا ما کلی آدم داشتیم...

42:20.760 --> 42:22.760
‫که می‌خواستن وارد ورزشگاه شن.

42:23.360 --> 42:25.640
‫شما فقط می‌خواین کسی اون وسط له نشه،

42:25.640 --> 42:28.800
‫جایی که تراکم جمعیت توی فضاهای کوچیک...

42:29.840 --> 42:31.400
‫بیش از حد کوچیک و قابل توجه می‌شه،

42:31.400 --> 42:34.120
‫و ممکنه باعث آسیب‌های جدی شه.

42:37.200 --> 42:39.040
‫جهت ایمنی اکثریت مردم،

42:39.040 --> 42:41.920
‫تصمیم گرفتیم مجدداً نرده‌گردان‌ها رو باز کنیم.

42:41.920 --> 42:43.280
‫[فعال‌سازی نرده‌گردان‌ها]

42:49.960 --> 42:52.640
‫خیلی خوشحال بودم که تونستیم
‫بالاخره به ورودی برسیم.

42:52.640 --> 42:57.880
‫که بعدش صفحه قرمز می‌شه
‫و صدای هشدار میاد و باز نمی‌شه.

42:57.880 --> 42:59.760
‫پرسیدم: "چه‌خبر شده؟"

42:59.760 --> 43:03.320
‫یکی از مسئولین امنیتی ورزشگاه
‫اومد و بلیط رو یه نگاه کرد،

43:03.320 --> 43:06.040
‫و گفت: "خب، توی بخش اشتباهی اومدی."

43:09.000 --> 43:14.320
‫"ولی من ایتالیایی‌ام.
‫چطور ممکنه که بلیط...

43:14.320 --> 43:16.560
‫هوادارهای انگلیس رو
‫بهم داده باشن، نه ایتالیا رو؟"

43:16.560 --> 43:19.080
‫و اون مسئول هم گفت:
‫"قربان، کاری از دست من برنمیاد."

43:19.080 --> 43:22.200
‫تا همون‌جاش هم کلی سمت ما
‫قوطی نوشابه پرتاب کرده بودن.

43:22.200 --> 43:25.120
‫بچه‌ام همراهم بود، واقعاً امن نبود.

43:25.880 --> 43:28.200
‫از مسئول ورزشگاه التماس کردم:
‫"لطفاً، لطفاً، لطفاً."

43:28.200 --> 43:31.120
‫و اون گفت: "آقا، بلیط شما اونجاست،
‫پس برید همون‌جا."

43:31.120 --> 43:33.360
‫به محض اینکه از صف بیرون اومدیم،

43:33.360 --> 43:37.200
‫دیدیم ما دوتا تنها ایتالیایی‌های
‫ورزشگاه ومبلی هستیم.

43:37.200 --> 43:40.320
‫و اون لحظه بهم شوکی رو وارد کرد
‫و به خودم گفتم: "اوه، لعنتی."

43:43.800 --> 43:45.280
‫[ساعت ۱۸ غروب]

43:45.320 --> 43:47.360
‫من سمت ورودی
‫جایگاه‌های وی‌آی‌پی ومبلی بودم،

43:47.360 --> 43:48.920
‫سمت پایینی ورزشگاه،

43:48.920 --> 43:51.480
‫ورود بعضی از مهمون‌های یوفا رو نظارت می‌کردم.

43:54.760 --> 43:58.880
‫از قبل صف بزرگی از مردم تشکیل شده بود
‫که می‌خواستن وارد ورزشگاه بشن.

44:00.280 --> 44:04.720
‫ورودی وی‌آی‌پی ومبلی شلوغ شده بود.
‫اون روز همه‌چیز جور دیگه‌ای بود.

44:05.040 --> 44:09.120
‫یادمه با یه پدری حرف می‌زدم،
‫که با دخترای دوقلوش اونجا بود،

44:09.920 --> 44:12.240
‫و اولین‌باری بود که ورزشگاه می‌اومدن.

44:12.240 --> 44:16.560
‫و قدردان هیجانی بودم که داشت،
‫چون جفت‌مون مثل هم بودیم.

44:16.560 --> 44:19.080
‫مثل هم بودیم.
‫اون با خانواده‌اش بیرون اومده بود،

44:19.080 --> 44:21.480
‫و منم با چندتا از دوست‌هام اونجا بودم.

44:22.120 --> 44:26.400
‫ولی واسه یه لحظه،
‫انگار وارد میدون جنگ شدی.

44:35.920 --> 44:39.240
‫[راحت‌ترین زمینی که می‌شه واردش شد.]

44:40.160 --> 44:43.000
‫[اولین فینال زندگی‌تونه،
‫هر کاری لازمه بکنید!]

44:47.560 --> 44:49.680
‫من خیلی به نرده‌ها نزدیک بودم.

44:49.680 --> 44:53.440
‫شاید ۳۰ یا ۴۰ نفر داشتن
‫نرده‌ها رو از جاشون درمیاوردن...

44:53.440 --> 44:55.960
‫نیرویی وارد ایجاد می‌کردن
‫تا بعدش ازش رد شن.

44:56.560 --> 44:59.800
‫دارن میندازنش، دارن میندازنش،
‫میفته؟ میفته؟

44:59.800 --> 45:00.960
‫اوه، لعنت بهش.

45:00.960 --> 45:03.480
‫خدای من! اومدن داخل! نه!

45:04.240 --> 45:05.440
‫خدای من.

45:05.440 --> 45:06.480
‫لعنتی.

45:12.240 --> 45:15.120
‫بعدش هم سیلی از مردم وارد ورزشگاه شدن.

45:15.120 --> 45:18.440
‫می‌تونستین ببینین مردم توی صف
‫نگران بودن، ترسیده بودن.

45:18.440 --> 45:20.480
‫این مرد هم با دوتا از دخترهاش اونجا بود،

45:20.480 --> 45:24.760
‫و جلوی بطری‌هایی که پرتاب می‌شد
‫از دخترهاش محافظت می‌کردم.

45:24.760 --> 45:28.680
‫هزاران نفر هوادارِ سرکش
‫که داشتن وارد ورزشگاه می‌شدن،

45:28.680 --> 45:30.520
‫ولی ما باید توی صف می‌موندیم...

45:30.520 --> 45:33.480
‫در حالی که تمام این آشوب‌ها
‫دور و ورمون داشت رخ می‌داد.

45:33.480 --> 45:35.760
‫سواره‌نظام‌ها توی این وضعیت
‫دیگه کاری از دست‌شون ساخته نیست.

45:35.760 --> 45:38.400
‫برید باهاشون برخورد کنید!
‫برید باهاشون برخورد کنید، بجنبید!

45:38.400 --> 45:39.360
‫آره.

45:39.360 --> 45:42.480
‫سمت‌شون حمله‌ور شید!
‫الانه که برن.

45:46.640 --> 45:48.600
‫سعی کردم هر کاری از دستم برمی‌اومد بکنم.

45:48.600 --> 45:51.400
‫من و چندتا از همکارهام سعی کردیم
‫حصاری که کَنده بودن رو سر جاش بذاریم.

45:51.440 --> 45:55.200
‫و بعد دوباره اینجا میفتاد
‫و دوباره برمی‌داشتیش،

45:55.200 --> 45:57.000
‫و بعد دوباره اونطرف میفتاد.

45:59.760 --> 46:03.440
‫نزدیک به ۴۵ دقیقه
‫مثل بازی‌های بچگونه وقت‌مون رو گرفت.

46:12.480 --> 46:13.520
‫پسرها!

46:13.520 --> 46:16.520
‫کنترل تمام حوادث نه تنها دست پلیس نبود،

46:16.520 --> 46:18.480
‫بلکه دست هوادارهایی بود که بلیط نداشتن.

46:18.480 --> 46:22.000
‫"چطور قراره درست شه؟
‫کِی می‌خوان دست بردارن؟"

46:22.000 --> 46:24.240
‫"کِی پلیس می‌خواد وضعیت رو
‫تحت کنترل خودش بگیره؟"

46:24.240 --> 46:27.720
‫"و می‌تونیم کاری که
‫به‌خاطرش اومدیم رو انجام بدیم؟"

46:27.720 --> 46:30.280
‫که در واقع پیروزی توی فینال جام ملت‌ها بود.

46:42.640 --> 46:44.760
‫دیدم کلی آدم از ورودی المپیک
‫دارن وارد ورزشگاه می‌شن.

46:44.760 --> 46:47.400
‫بعدش من و چندتا از دوستام،
‫از پله‌ها بالا رفتیم،

46:47.400 --> 46:49.320
‫و داشتیم توی ورزشگاه قدم می‌زدیم.

46:49.320 --> 46:52.280
‫بعدش دیدیم که کلی آدم با عجله
‫وارد ورزشگاه می‌شن.

46:54.240 --> 46:57.840
‫بعضی‌ها وقتی اونجا رفتن فکرش هم نمی‌کردن
‫بدون بلیط بتونن وارد ورزشگاه شن،

46:57.840 --> 47:00.120
‫ولی وقتی توی اون جَو قرار گرفتن،

47:00.120 --> 47:02.760
‫و وقتی با دیدن اون‌ها
‫آدرنالین بدن‌شون ترشح شد،

47:02.760 --> 47:05.160
‫اون‌ها هم به جمعیت اضافه شدن،
‫و به این فکر نکردن...

47:05.160 --> 47:07.360
‫کارشون از روی هیجانِ آدرنالینه.

47:07.360 --> 47:09.400
‫ولی من فکر می‌کنم
‫که بعضی وقت‌ها می‌تونی خودت رو کنترل کنی.

47:09.400 --> 47:11.440
‫شاید این کارها یکم زیاده‌روی باشی.

47:14.840 --> 47:17.760
‫توی قسمت جلویی نرده‌گردان‌ها،
‫بیرون محوطه،

47:17.760 --> 47:22.640
‫کنار هر ورودی یک الی دو
‫مسئول امنیتی حضور داشت.

47:22.640 --> 47:24.280
‫و توی محوطه...

47:24.960 --> 47:27.440
‫پشت ورودی‌ها، یه نفر دیگه بود.

47:28.680 --> 47:32.160
‫پس، توی هر ورودی در مجموع
‫دو الی سه مسئول حضور داشت.

47:32.160 --> 47:35.200
‫ولی چون خیلی‌ها می‌خوستن بدون بلیط وارد شن،

47:35.200 --> 47:38.200
‫هر از چند گاهی،
‫مأمورین امنیتیِ پشتِ ورودی...

47:38.200 --> 47:39.760
‫می‌رفتن تا به دوست‌هاشون کمک کنن.

47:39.760 --> 47:44.720
‫که مدت کوتاهی می‌شد که یکی از
‫جایگاه‌های ورودی هیچ مأمور امنیتی‌ای نداشت.

47:44.720 --> 47:48.200
‫تیشرت یکی رو می‌گرفت
‫و می‌گفت: "منم باهات میام، منم باهات میام."

47:48.200 --> 47:50.600
‫منم پشت سرش رفتم،
‫وارد سالن شدم.

47:50.600 --> 47:52.240
‫طرف برگشت،

47:52.240 --> 47:54.680
‫اولین کسی که همراهش رفته بود رو گرفت.

47:54.680 --> 47:57.760
‫من دور زدم، خیلی عادی رفتم،

47:57.760 --> 48:00.680
‫و خدا خدا می‌کردم:
‫"تو رو خدا، تو رو خدا، تو رو خدا."

48:00.680 --> 48:02.840
‫هر قدمی که برمی‌داشتم،
‫از خدا خواهش می‌کردم چیزی نشه.

48:02.840 --> 48:04.920
‫ازش دورتر شدم.

48:04.920 --> 48:07.400
‫با اون هیجانی که آدرنالین
‫به بدن‌تون وارد می‌کنه.

48:07.400 --> 48:11.240
‫یه شور و خوشحالیِ خالص بود.

48:11.240 --> 48:14.440
‫و من توی محوطه بودم،
‫و با خودم فکر می‌کنم: "خدای من."

48:14.440 --> 48:17.000
‫"موفق شدم، هنوز توی جیبم پوله."

48:17.000 --> 48:19.280
‫"یه قرون هم خرجِ بلیط نکردم."

48:22.280 --> 48:26.640
‫امشب واسه اینکه از ایتالیا
‫بهتر باشیم باید چیکار کنیم؟

48:26.640 --> 48:28.840
‫از دیدگاه من، ساگز، به‌نظرم این کار:

48:28.840 --> 48:30.600
‫من همیشه با تیم‌هایی که کار می‌کنم...

48:30.600 --> 48:33.720
‫یه لیست از کارهایی که برای
‫قهرمانی توی یه رقابت نیازه میدم.

48:33.720 --> 48:34.680
‫کلین شیت.
‫(گل نخوردن)

48:34.680 --> 48:37.800
‫دو الی سه کلین شیت توی رقابت نیازه.

48:37.800 --> 48:40.440
‫قبل از این رقابت،
‫گفتم: "برای اینکه هری کین موفق شه،

48:40.440 --> 48:42.920
‫باید توی این رقابت‌ها بدرخشه."

48:42.920 --> 48:45.440
‫و آخرین مورد توی لیست این بود،

48:45.440 --> 48:47.960
‫که امشب ممکنه به کارمون بیاد:

48:47.960 --> 48:49.760
‫توی پنالتی‌ها برنده باشیم.

48:49.760 --> 48:51.480
‫این همون لیستیه...

48:51.480 --> 48:53.800
‫که امیدواریم به پنالتی کشیده نشه.

48:53.800 --> 48:57.280
‫ما امیدواریم که انگلیس
‫توی ۹۰ دقیقه بازی رو تموم کنه.

49:10.280 --> 49:12.920
‫توی اتاق کنترل بودم،
‫و کلمه‌ای رو شنیدم...

49:12.920 --> 49:15.320
‫که ماه‌ها بعدش توی سرم تکرار شد،

49:15.320 --> 49:17.600
‫و این بود: "ورود غیرمجاز،
‫ورود غیرمجاز، ورود غیرمجاز."

49:24.080 --> 49:25.360
‫بیشرف!

49:25.360 --> 49:27.840
‫بعدش توی مانیتورها
‫یه موجی از هوادارها رو دیدم...

49:27.840 --> 49:29.680
‫به زور دارن وارد می‌شن.

49:57.040 --> 49:59.160
‫♪ فوتبال به خونه برمی‌گرده ♪

50:05.560 --> 50:09.760
‫تابحال توی زندگیم چنین چیزی ندیده بودم.

50:10.440 --> 50:14.920
‫جمعیتی از زامبی‌ها داشتن وارد می‌شدن،
‫میفتادن، مردم همدیگه رو لگد می‌کردن،

50:14.920 --> 50:16.400
‫جنون محض بود.

50:16.400 --> 50:17.880
‫بیشرفِ عوضی!

50:17.880 --> 50:18.920
‫برو کنار!

50:23.280 --> 50:26.960
‫بین اون‌هایی که به‌طور قانونی وارد شدن،

50:26.960 --> 50:29.280
‫و اون‌هایی که غیرقانونی اومدن
‫درگیری‌ای شکل گرفت.

50:29.280 --> 50:32.000
‫دعوا و درگیری
‫و همه‌جور زد و خوردی شکل گرفت.

50:35.440 --> 50:36.880
‫برو رد کارِت!

50:36.880 --> 50:39.240
‫گم شو! گورت رو گم کن!

50:39.800 --> 50:42.760
‫صاف بزن توی صورتش!
‫بزن دکور صورتش رو عوض کن!

50:46.240 --> 50:48.840
‫هی، بپا!
‫کارت رو بکن!

50:48.840 --> 50:50.560
‫به کارِت برس!

50:50.560 --> 50:53.160
‫اگه با اون همه آدم درگیر شده بودم،

50:53.760 --> 50:56.120
‫امروز اینجا نبودم.

50:56.120 --> 50:59.760
‫بنابراین کنار رفتم،
‫دستم رو روی در گذاشتم.

50:59.760 --> 51:01.320
‫سعی کردم از کنار هل بدم.

51:02.120 --> 51:04.920
‫و من اونجا دارم همین‌جوری هل میدم.

51:04.920 --> 51:07.280
‫نتونستم وارد شم.
‫و ناگهان، به‌طور معجزه‌واری،

51:07.280 --> 51:09.880
‫نمی‌دونم چی شد، ولی در بسته شد.

51:31.800 --> 51:34.200
‫♪ خیلی خوب بود، خیلی، خیلی ♪

51:43.720 --> 51:47.280
‫سر جایگاه‌هامون نشستیم،
‫و همون موقع بود که دیدیم...

51:47.280 --> 51:49.000
‫وقتی می‌گم "یه دسته"...

51:49.000 --> 51:53.000
‫واقعاً منظورم یه دسته آدم بود که...

51:53.000 --> 51:55.000
‫از ورودیِ ما داشتن می‌اومدن.

51:55.000 --> 51:58.560
‫و به سمتِ دیگه‌ی ورزشگاه حرکت می‌کردن،

51:58.560 --> 52:01.200
‫از لابه‌لای صندلی‌ها،
‫اومدن بالا، جایی که ما نشسته بودیم.

52:01.200 --> 52:04.240
‫و پشت‌سرهم آدم می‌اومد، تمومی نداشت!

52:04.240 --> 52:07.040
‫و به خودم گفتم:
‫"خب، امیدوارم کسی صندلی منو نگیره."

52:07.040 --> 52:09.880
‫و خب چه انتظاری دارین، وقتی رفته بودیم
‫نوشیدنی بخریم جامون رو گرفته بودن.

52:09.920 --> 52:13.480
‫بهش گفتم: "رفیق من ۵۰۰ پوند
‫بابت این صندلی هزینه کردم."

52:13.480 --> 52:16.160
‫و اون برگشت گفت:
‫"واقعاً؟ بلیط داری؟"

52:16.160 --> 52:19.440
‫و گفتم: "بله، معلومه دارم."
‫بعدش برگشت روبه رفیقش کرد و گفت:

52:19.440 --> 52:22.520
‫"هی! این دوتا پولِ بلیط دادن!"
‫بعدش بهمون خندیدن.

52:22.520 --> 52:25.680
‫بعدش اون و رفیقش توضیح دادن
‫که چطور یه مینی‌بوس...

52:25.680 --> 52:27.480
‫حدود ۱۰ الی ۱۲ نفرشون...

52:27.480 --> 52:31.120
‫به قصد ورود غیرقانونی
‫ورزشگاه اومدن و موفق هم شدن.

52:31.160 --> 52:35.800
‫[ساعت ۸:۵۲ دقیقه]
‫[هشت دقیقه به سوت آغاز بازی]

52:43.320 --> 52:45.680
‫می‌دونستیم که جمعیت زیادی توی ورزشگاه هست،

52:45.680 --> 52:47.880
‫متفرق شده بودن و همه‌جا بودن.

52:47.880 --> 52:50.480
‫مهمه که دیگه این اتفاق تکرار نشه،

52:50.480 --> 52:52.880
‫و باید قبول کنین که اون‌ها برنده شدن.

52:53.760 --> 52:57.520
‫ولی هنوز می‌شد دید که همچنان
‫تعداد زیادی اطرف استادیوم جمع شدن.

52:57.520 --> 53:00.440
‫ولی انتهای پله‌های
‫ورودی المپیک جمعیت بیشتری بود.

53:00.560 --> 53:03.880
‫از این تهدید آگاهین.
‫ما نمی‌خوایم که تمام ورودی‌ها باز شن،

53:03.880 --> 53:05.520
‫تا دوباره ببندیم‌شون.

53:08.160 --> 53:10.680
‫هیچکس نباید وارد جایگاه‌ها شه،
‫غیر از هوادارهایی که دیر رسیدن.

53:10.680 --> 53:13.000
‫ما برای این مورد یه سیستمی داریم.
‫ورودی‌ها رو می‌بندیم.

54:07.800 --> 54:10.120
‫سرود ملی رو پخش کردن،

54:10.120 --> 54:12.400
‫و موهای آدم...

54:12.400 --> 54:14.720
‫می‌دونم کلیشه‌ایه،
‫ولی واقعاً همین‌جوری بود.

54:14.720 --> 54:18.160
‫از اون احساساتی بود
‫که به سختی می‌شد توصیف کرد، ولی...

54:19.000 --> 54:22.400
‫تقریباً حس می‌کردم
‫خیلی برای مسابقه هیجان‌زده‌ام.

54:25.800 --> 54:28.160
‫این سرودیه که بارها شنیدیم،

54:28.160 --> 54:30.680
‫ولی هرگز اینجوری توی جایگاه‌ها نشنیده بودیم.

54:30.680 --> 54:34.960
‫و باریکن‌ها داشتن سرود ملی من رو می‌خوندن،

54:34.960 --> 54:36.360
‫سرود ملی شما رو می‌خوندن.

54:36.360 --> 54:38.360
‫و قرار بود بازی رو شروع کنن
‫و سعی کنن که برای کشورشون...

54:38.360 --> 54:40.720
‫قهرمان یه رقابت بزرگ شن.

54:59.880 --> 55:03.560
‫وقتی سرود ملی تموم شد،
‫دیدم شیش هزار نفر بیرونن.

55:08.840 --> 55:12.520
‫فهمیدن که بازی الانه که شروع بشه.
‫الان وقتشه که وارد ورزشگاه شن،

55:12.520 --> 55:16.520
‫و جمعیت زیادی بالای پله‌ها بودن
‫که سعی می‌کردن وارد ورزشگاه شن.

55:19.600 --> 55:20.920
‫توی اون لحظه پلیس‌ها...

55:20.920 --> 55:23.800
‫باتوم‌هاشون رو برداشتن،
‫و با دستور حرکت می‌کردن.

55:27.560 --> 55:32.160
‫می‌تونستین پلیس‌های ضدشورش رو ببینین
‫که می‌خواستن غیرمستقیم چیزی رو بفهمونن.

55:42.520 --> 55:44.040
‫ولی پلیس می‌تونه جلوشون رو بگیره؟

55:44.040 --> 55:46.280
‫پلیس می‌تونه اون‌ها رو عقب نگه داره؟

55:55.680 --> 55:58.880
‫ما همه قهرمانان سال ۶۶ رو می‌شناسیم،
‫(سالی که انگلیس قهرمان جام جهانی شد)

55:58.880 --> 56:01.280
‫ولی الان زمانه عوض شده.

56:01.280 --> 56:03.280
‫حالا این تیم تحت هدایت گرت ساوتگیته،

56:03.280 --> 56:06.960
‫و اون‌ها در آستانه‌ی تاریخ‌سازیِ خودشون هستن.

56:10.320 --> 56:12.520
‫تمام مردم کشور متحد شدن.

56:14.440 --> 56:18.440
‫ولی امشب ایتالیا سخت‌ترین
‫آزمون انگلیس تا به اینجا خواهد بود.

56:18.480 --> 56:21.960
‫در طرف مقابل، تیم مانچینی
‫سه ساله که شکست نخورده.

56:21.960 --> 56:24.360
‫[ساعت بیست - شروع بازی]

56:24.400 --> 56:26.040
‫ایتالیا بازی رو شروع می‌کنه،

56:26.040 --> 56:29.320
‫و سوت فینال جام
‫ملت‌های اروپای ۲۰۲۰ به صدا درمیاد.

56:30.000 --> 56:32.680
‫بازی بالاخره شروع شده بود.
‫لحظه‌ای که انتظارش رو می‌کشیدن.

56:32.680 --> 56:36.280
‫و یادمه که توپ به لوک شاو رسید.

56:36.280 --> 56:39.200
‫و حالا برای لوک شاو!

56:39.200 --> 56:41.840
‫آره! خودشه!

56:50.800 --> 56:53.040
‫زندگی توی اون لحظه
‫از این بهتر نمی‌تونست بشه.

56:53.040 --> 56:54.880
‫من با چندتا از دوستام بودم.

56:54.880 --> 56:56.640
‫همه می‌پریدم.

56:56.640 --> 57:00.880
‫روی زمین میفتادیم، می‌خندیدیم.
‫یعنی... خارق‌العاده بود.

57:02.240 --> 57:04.120
‫انگار داشتیم خواب می‌دیدیم.

57:04.120 --> 57:08.360
‫ولی واقعیت بود! من اونجا بودم،
‫و داشت اتفاق میفتاد و بی‌نظیر بود.

57:12.440 --> 57:15.400
‫این بدترین سناریوی ممکن بود.

57:15.400 --> 57:18.720
‫هرگز فکرش رو نمی‌کردم
‫انقدر زود ایتالیا گل بخوره.

57:19.320 --> 57:22.960
‫ولی تازه اول کاره.
‫هر اتفاقی ممکنه.

57:22.960 --> 57:24.160
‫ایتالیا رو به جلو!

57:24.160 --> 57:26.880
‫کیه‌زا روبه جلو!

57:28.040 --> 57:30.880
‫ضربه رو می‌زنه، اوه!
‫پیکفورد شانسی مقابلش نداشت.

57:31.640 --> 57:36.120
‫اتفاقی که افتاد همه رو شوکه کرد،
‫"ما هنوز این بازی رو نبردیم."

57:36.840 --> 57:40.960
‫جَو ورزشگاه تغییر کرد،
‫و متشنج‌تر شد، همه استرس داشتن.

57:40.960 --> 57:45.840
‫حس می‌کردین که بازیکن‌های ایتالیا
‫بازی رو دارن دست‌شون می‌گیرن.

57:46.640 --> 57:49.360
‫یادمه وقتی سوت پایان نیمه‌ی اول خورد
‫یه نفس راحتی کشیدم.

57:49.360 --> 57:51.920
‫چون به‌نظر می‌رسید که قراره گل بزنن.

57:54.800 --> 57:56.760
‫روی تمام مانیتورهای اتاق کنترل،

57:56.760 --> 57:59.080
‫می‌تونستیم جمعیت زیادی از مردم رو ببینیم...

58:00.080 --> 58:01.960
‫که مقابل پلیس‌ها قرار داشتن.

58:03.640 --> 58:05.480
‫"چرا این اتفاق‌ها داره میفته؟"

58:05.480 --> 58:08.320
‫هربار که نگاه می‌کنی،
‫هربار که با پلیس صحبت می‌کنیم،

58:08.320 --> 58:10.720
‫در جواب می‌گن: "هنوز توی همون وضع‌ان،
‫از جاشون تکون نخوردن."

58:10.720 --> 58:13.200
‫"فقط... برید. از اونجا برید."

58:16.080 --> 58:19.560
‫توی اسکوربورد
‫خلاصه‌ای از بازی رو می‌بینیم.

58:23.160 --> 58:25.520
‫بین دو نیمه بود، مایا نشسته بود...

58:25.520 --> 58:28.640
‫و روی صندلیش یکم خم شده بود.

58:28.640 --> 58:32.800
‫"مایا، بیا بریم. بیا ببینیم می‌تونیم
‫سمت هوادارهای ایتالیایی بریم."

58:33.840 --> 58:36.760
‫یکی اونجا بود.
‫به‌نظر می‌اومد آدم مهمی باشه.

58:36.760 --> 58:39.720
‫منم بهش گفتم:
‫"خواهش می‌کنم، ما ایتالیایی هستیم،

58:39.720 --> 58:41.600
‫انگلیسی‌ها سمت ما
‫قوطی نوشابه پرت می‌کنن."

58:41.640 --> 58:43.120
‫"اینجوری از بازی لذت نمی‌بریم."

58:43.120 --> 58:46.000
‫"می‌خوایم سمت
‫هوادارهای ایتالیایی باشیم، لطفاً."

58:46.000 --> 58:48.000
‫و اون گفت: "دنبالم بیاین."

58:48.560 --> 58:49.880
‫و ما دنبالش رفتیم،

58:49.880 --> 58:53.120
‫و اون در انتهایی رو باز کرد،
‫و دوباره زمین بازی رو دیدیم.

58:54.400 --> 58:57.280
‫انگار خونه‌مون بودیم.
‫خیلی خوشحال بودیم.

58:57.680 --> 59:03.520
‫♪ نا، نا، نا، نا، نا، ♪
‫♪ نا، نا، نا، نا، نا، نا ♪

59:04.080 --> 59:08.360
‫♪ نا، نا، نا، نا، نا، ♪
‫♪ نا، نا، نا، نا، نا، نا ♪

59:08.600 --> 59:09.760
‫توی نیمه‌ی دوم،

59:09.760 --> 59:12.920
‫ایتالیا داشت به همه نشون می‌داد
‫که چطور باید دفاعی بازی کرد.

59:18.920 --> 59:22.760
‫این حس بهتون دست می‌داد که:
‫"این اصلاً کار آسونی نیست."

59:23.560 --> 59:27.080
‫"می‌دونم که داریم برنده می‌شیم،
‫ولی کنترل بازی رو از دست دادیم."

59:32.080 --> 59:34.880
‫توپ ارسال می‌شه.
‫یه خطر روی دروازه‌ی انگلیس!

59:35.440 --> 59:37.560
‫و بونوچی دروازه رو باز می‌کنه.

59:37.560 --> 59:40.600
‫ایتالیا یک، انگلیس یک.

59:40.600 --> 59:42.920
‫آره! خودشه! آره!

59:52.320 --> 59:54.080
‫حالا می‌شه ببریم؟

59:54.080 --> 59:55.520
‫بیا امیدوار باشیم، خب؟

59:55.520 --> 59:56.520
‫آره آره.

59:56.520 --> 59:58.040
‫یالا، مایا!

59:58.840 --> 01:00:01.600
‫ایتالیا! ایتالیا! ایتالیا!

01:00:01.600 --> 01:00:04.280
‫ایتالیا! ایتالیا! ایتالیا!

01:00:04.280 --> 01:00:06.280
‫هیچ حسی بدتر از...

01:00:06.280 --> 01:00:08.880
‫گلزنیِ تیم حریف توی ومبلی نیست.

01:00:08.880 --> 01:00:13.080
‫صدای تماشاچی‌ها ما رو احاطه کرده بود.
‫راه فراری نداشتیم.

01:00:15.760 --> 01:00:17.720
‫ما اجازه دادیم ایتالیا گل بزنه،

01:00:17.720 --> 01:00:21.120
‫و همه حال‌شون گرفته شد.
‫ناگهان، دیدیم تیم‌مون آسیب‌پذیره.

01:00:25.000 --> 01:00:27.120
‫فشار روبه افزایش بود.

01:00:28.040 --> 01:00:30.920
‫چون چیزی نمونده بود
‫و عنوان قهرمانی داشت از دست‌مون در می‌رفت.

01:00:30.920 --> 01:00:34.640
‫یک اشتباه، یک پاس بد می‌تونست
‫کارمون رو یک‌سره کنه.

01:00:34.640 --> 01:00:38.120
‫حالا سراغ وقت‌های اضافه‌ی
‫فینال ملت‌های اروپا می‌ریم.

01:00:40.800 --> 01:00:42.960
‫امرسون حمله می‌کنه.

01:00:43.000 --> 01:00:45.680
‫توپ برمی‌گرده!
‫ولی بیرون از چارچوبه.

01:00:47.160 --> 01:00:50.680
‫توی نیمه‌ی دوم وقت‌های اضافه،
‫ایتالیا تونست بازی خودش رو قالب کنه،

01:00:50.680 --> 01:00:52.320
‫ولی موفق به گلزنی نشد.

01:00:52.320 --> 01:00:55.160
‫و تقریباً لحظاتی قبل از سوت پایان بازی،

01:00:55.160 --> 01:00:57.680
‫ساوتگیت آخرین تعویض‌های خودش رو انجام میده.

01:00:58.720 --> 01:01:01.800
‫راشفورد و سانچو رو به زمین میاره،

01:01:01.840 --> 01:01:05.040
‫که تنها دلیلش برای زدن
‫ضربات پنالیتی می‌تونه باشه.

01:01:05.800 --> 01:01:08.280
‫به‌نظر تصمیم بزرگی می‌اومد.

01:01:08.280 --> 01:01:11.520
‫حتماً این دو نفر توی تمریناتِ پنالتی...

01:01:11.520 --> 01:01:14.520
‫شاهکار کردن، چون جفت‌شون
‫بازیکن‌های جَوونی هستن.

01:01:14.520 --> 01:01:17.960
‫داور سوت رو می‌زنه،
‫و حالا نوبت پنالتی‌هاست.

01:01:19.000 --> 01:01:20.800
‫چرا این‌ها با اون‌ها درگیرن؟

01:01:20.800 --> 01:01:23.520
‫- اون‌ها نمی‌ذارن ما وارد شیم.
‫- قرار هم نیست وارد شید.

01:01:23.520 --> 01:01:25.720
‫- آره، می‌دونم.
‫- خب، پس مشکل چیه؟

01:01:26.400 --> 01:01:28.400
‫یه نگاه به مردمی که بیرونِ ورزشگاه‌ان میندازم.

01:01:28.400 --> 01:01:30.560
‫اگه انگلیس برنده شه، می‌خوان داخل بیان.

01:01:30.560 --> 01:01:34.120
‫می‌خوان لحظه‌ی بالای سر بردن جام رو تماشا کنن.

01:01:34.120 --> 01:01:36.920
‫الان نمی‌تونن بیان
‫چون تمام ورودی‌ها بسته‌ست.

01:01:36.920 --> 01:01:41.720
‫با اینحال، یه دوراهی بزرگ جلومه
‫که امنیت جون ۶۷ هزار نفر به عهد‌ه‌ی منه.

01:01:41.720 --> 01:01:44.240
‫و برای امنیت این ۶۷ هزار نفر هم شده،

01:01:44.240 --> 01:01:48.320
‫باید پایان مسابقه درهای خروجی رو باز کنم.

01:01:49.000 --> 01:01:51.960
‫ولی الان یه تیم از پلیس‌های ضدشورش
‫و شیش هزار نفر آدم اون بیرون دارم.

01:01:52.000 --> 01:01:53.880
‫اگه ببینن که درها دارن باز می‌شن،

01:01:54.480 --> 01:01:57.560
‫و صدای پیروزی انگلیس رو بشنون،

01:01:58.080 --> 01:01:59.480
‫ممکنه داخل بیان؟

01:01:59.480 --> 01:02:02.200
‫این‌ها هوادارهای انگلیس نیستن.
‫هوادارهای فوتبال نیستن.

01:02:02.200 --> 01:02:03.520
‫نمی‌دونم چی هستن!

01:02:03.520 --> 01:02:06.440
‫فقط یه مشت آدم هستن
‫که می‌خوان به زور وارد ورزشگاه شن.

01:02:08.040 --> 01:02:11.000
‫دارین به این فکر می‌کنین
‫که اگه انگلیس برنده شه چه اتفاقی ممکنه بیفته.

01:02:11.720 --> 01:02:16.880
‫و مطمئن‌ترین نتیجه... باخت انگلیسه.

01:02:20.240 --> 01:02:22.000
‫نگرانن یا نه؟

01:02:22.000 --> 01:02:25.400
‫انگلیس یک‌بار دیگه به ضربات پنالتی می‌رسه.

01:02:26.000 --> 01:02:27.480
‫مردم می‌گن پنالتی شانسیه.

01:02:27.480 --> 01:02:29.480
‫که همه‌شون مزخرف می‌گن.
‫به هیچ عنوان شانسی نیست.

01:02:29.480 --> 01:02:31.800
‫پنالتی یه هنر ماهرانه...

01:02:31.800 --> 01:02:35.480
‫توی محیطی با فشار روحی بالاست
‫که شما حتی نمی‌تونین متصور شین.

01:02:42.880 --> 01:02:45.560
‫برای پنالتی زدن،
‫شما باید جرئت داشته باشین.

01:02:45.560 --> 01:02:49.280
‫هر اتفاقی ممکنه.
‫آدم‌ها تحت فشار می‌شکنن.

01:02:49.320 --> 01:02:52.560
‫مخصوصاً وقتی مقابل کشورتون
‫توی فینال قراره برنده شین.

01:02:55.880 --> 01:02:58.440
‫از خط میانیِ زمین تا محوطه‌ی جریمه،

01:02:58.440 --> 01:03:00.360
‫انگار کیلومترها فاصله‌ست.

01:03:01.520 --> 01:03:04.840
‫خواهش می‌کنم خدایا. برام مهم نیست
‫کی گل بزنه، کی پنالتیش رو خراب کنه.

01:03:04.840 --> 01:03:07.400
‫- برام مهم نیست کی قهرمان بازیه.
‫- یالا، هری!

01:03:07.400 --> 01:03:09.120
‫فقط دعا می‌کنم برنده شیم.

01:03:15.200 --> 01:03:17.440
‫نتیجه یک یک مساوی.

01:03:24.720 --> 01:03:26.960
‫توپ رو می‌گیره!

01:03:27.720 --> 01:03:30.040
‫انگلیس جلو میفته.

01:03:40.360 --> 01:03:41.720
‫بونوچی نفر بعده.

01:03:45.920 --> 01:03:47.400
‫خب، نتیجه ۲-۲ مساوی بود.

01:03:48.480 --> 01:03:50.760
‫نفر بعدی یاد...

01:03:50.760 --> 01:03:51.840
‫مارکوس رشفورد.

01:03:51.840 --> 01:03:54.160
‫مارکوس رشفورد برای انگلیس پنالتی رو می‌زنه.

01:03:57.960 --> 01:03:59.480
‫و به تیرک می‌خوره!

01:04:02.920 --> 01:04:06.960
‫و یهو همه با دست‌هاشون سرشون رو گرفتن.

01:04:14.040 --> 01:04:17.280
‫انگلیس برای اینکه
‫به رقابت برگرده باید توپ رو گل کنه.

01:04:18.400 --> 01:04:20.080
‫جیدون سانچو پشت توپ.

01:04:27.440 --> 01:04:29.800
‫انگلیس در یک قدمی شکست.

01:04:34.480 --> 01:04:37.520
‫الان بهت نیاز دارم.
‫پیکفورد، می‌خوام دروازه رو نجات بدی.

01:04:39.640 --> 01:04:42.480
‫و توپ رو می‌گیره!

01:04:42.480 --> 01:04:44.600
‫دوباره یه انرژی تازه گرفتن.

01:04:45.720 --> 01:04:47.840
‫دوباره دارین ایمان میارین.

01:04:52.520 --> 01:04:57.320
‫یه شانس دوباره‌ای بهمون داده شده،
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که گلش کنیم.

01:04:58.440 --> 01:05:00.400
‫و ناگهان دوباره بازی شروع می‌شه.

01:05:01.040 --> 01:05:02.960
‫بوکایو ساکا میره که پنالتی رو بزنه.

01:05:06.000 --> 01:05:08.120
‫"فقط خرابش نکن. خراب نکن، خراب نکن."

01:05:08.120 --> 01:05:10.800
‫"نه به‌خاطر پیروزی تیم،

01:05:10.800 --> 01:05:12.640
‫به‌خاطر خودت هم شده خرابش نکن."

01:05:23.040 --> 01:05:24.400
‫بوکایو ساکا...

01:05:25.440 --> 01:05:27.000
‫جوان ۱۹ ساله‌ای که...

01:05:28.320 --> 01:05:30.760
‫قراره رؤیای یک ملت رو زنده نگه داره.

01:05:39.800 --> 01:05:43.840
‫قهرمان جام ملت‌های اروپای ۲۰۲۰،

01:05:43.840 --> 01:05:46.280
‫ایتالیا!

01:05:56.200 --> 01:05:58.760
‫گرت ساوتگیت مستقیم سمت ساکا میره.

01:06:01.320 --> 01:06:03.640
‫مشخصاً الان به کمک نیاز داره.

01:06:15.960 --> 01:06:17.800
‫این پایانی نبود که می‌خواستیم.

01:06:19.240 --> 01:06:22.000
‫پایان بازی، بارون اومد.

01:06:22.000 --> 01:06:25.880
‫و توی اون لحظه، هوادارها برگشتن،

01:06:25.880 --> 01:06:30.040
‫انگار که همه‌شون
‫یه پیام مشابه‌ای دریافت کردن.

01:06:30.040 --> 01:06:33.680
‫همگی برگشتن و رفتن.

01:06:34.320 --> 01:06:37.600
‫و این احساس رهایی
‫احساسی وحشتناکیه.

01:06:37.600 --> 01:06:40.960
‫رهایی حس غلطیه،
‫ولی تنها حسیه که داشتیم.

01:06:44.000 --> 01:06:47.160
‫حس می‌کردیم جهان داره روی سرمون خراب می‌شه.

01:06:47.160 --> 01:06:49.160
‫می‌دونین، از اون باوری که داشتیم...

01:06:49.160 --> 01:06:51.600
‫و اون همه کاری که برای رسیدن به فینال کردیم،

01:06:51.600 --> 01:06:53.560
‫اتحادی که همه داشتن،

01:06:53.560 --> 01:06:55.400
‫همگی نابود شد.

01:06:57.040 --> 01:06:59.600
‫مردم مودشون تغییر کرد،
‫از اون...

01:07:00.320 --> 01:07:02.920
‫شور و هیجان به حرص خوردن.

01:07:04.440 --> 01:07:06.880
‫به عنوان یه آسیایی.

01:07:06.880 --> 01:07:09.960
‫وقتی می‌دیدم سه‌تا بازیکن سیاه‌پوست تیم
‫پنالتی‌هاشون رو از دست دادن،

01:07:09.960 --> 01:07:12.360
‫شکی نداشتم که اذیت‌شون می‌کنن.

01:07:12.360 --> 01:07:14.120
‫می‌دونستم که این اتفاق میفته.

01:07:14.720 --> 01:07:16.640
‫[فقط سیاه‌پوست‌ها پنالتی‌ها رو خراب کردن.]

01:07:17.160 --> 01:07:21.360
‫به بازیکن انگلیسیِ سیاه‌پوست جَوون
‫و بااستعداد تیم‌مون توهین کردن.

01:07:21.400 --> 01:07:23.160
‫[هرگز دیگه پات رو توی زمین نذار.]

01:07:23.560 --> 01:07:26.800
‫اگه خوب بازی کنین و نظرها مثبت باشه،

01:07:26.800 --> 01:07:27.920
‫اون‌وقت یکی از مایی،

01:07:27.920 --> 01:07:30.040
‫و به محض اینکه گند بزنی،
‫اون‌وقته که دیگه از ما نیستی.

01:07:30.040 --> 01:07:33.440
‫همون آش و همون کاسه.
‫همون آش و همون کاسه.

01:07:37.760 --> 01:07:39.080
‫[بیا موزهاتو بردار.]

01:07:40.280 --> 01:07:41.440
‫[از کشور من برو بیرون.]

01:07:43.120 --> 01:07:44.960
‫مادرم بهم پیام داد:

01:07:44.960 --> 01:07:47.400
‫"هر وقت خونه رسیدی خبرم کن، خب؟"

01:07:48.600 --> 01:07:51.080
‫هر حرف زشتی رو راحت می‌زدن،

01:07:51.080 --> 01:07:54.360
‫و درکش برای کسایی که هرگز توی...

01:07:54.360 --> 01:07:55.680
‫اون موقعیت نبودن سخته.

01:07:55.680 --> 01:07:57.760
‫بنابراین منم با کسی چشم توی چشم نمی‌شدم،

01:07:57.760 --> 01:07:59.760
‫از ارتباط با مردم اجتناب می‌کردم.

01:07:59.760 --> 01:08:01.960
‫چون نمی‌خواستم اتفاقی
‫با یکی برخوردی داشته باشم،

01:08:01.960 --> 01:08:04.760
‫و اونم برگرده و یکی بخوابونه زیر چشمم.

01:08:04.760 --> 01:08:07.400
‫بازی که تموم شد، می‌خواستم بیرون بیام.

01:08:07.400 --> 01:08:09.680
‫می‌تونستی صدای
‫شعارهای نژاد‌پرستانه رو بشنوی.

01:08:09.720 --> 01:08:12.720
‫هوادارها بیرون اومده بودن
‫و داشتن اظهار نظر می‌کردن.

01:08:12.760 --> 01:08:15.560
‫"این سیاه‌پوسته، اون کاکاسیاهه."

01:08:15.560 --> 01:08:18.080
‫من کلاهم رو سرم گذاشتن و به راهم ادامه دادم.

01:08:18.080 --> 01:08:19.120
‫خونه رفتم.

01:08:25.840 --> 01:08:30.320
‫دیشب، بعد از مسابقه،
‫این نقاشی از مارکوس رشفورد تخریب شد.

01:08:30.320 --> 01:08:34.840
‫باری دیگر فوتبال در مرکز
‫یک دغدغه‌ی اجتماعی گسترده.

01:08:36.640 --> 01:08:40.280
‫مارکوس رشفورد سیاست دولت...

01:08:40.280 --> 01:08:43.840
‫برای مراقبت از کودکان فقیر رو تغییر داد،

01:08:44.520 --> 01:08:49.040
‫و نقاشی‌ای که برای حمایت
‫از اون کشیده شده بود تخریب شد.

01:08:49.880 --> 01:08:52.680
‫اینجور چیزهاست
‫باعث می‌شه کشوری که...

01:08:52.680 --> 01:08:54.280
‫توش زندگی می‌کنین رو زیر سؤال ببرین.

01:08:54.280 --> 01:08:56.280
‫این کاملاً یه کار وحشیانه‌ست.

01:08:56.280 --> 01:08:57.920
‫کاملاً وحشیانه!

01:08:58.480 --> 01:09:01.160
‫واو، چه کارها که اون واسه مردم‌مون نکرده!

01:09:01.160 --> 01:09:04.120
‫اون می‌دونست امروز
‫قراره چه اتفاقی بیفته، فاجعه‌ست.

01:09:04.120 --> 01:09:06.000
‫مارکوس رشفورد تمام تلاشش رو کرد...

01:09:06.000 --> 01:09:09.080
‫تا انگلیس جام رو برنده شه
‫و این شادی رو تقدیم ما کنه.

01:09:09.080 --> 01:09:13.000
‫یهو اون شخصیت منفی داستان شد
‫و از همه ترس داره.

01:09:13.360 --> 01:09:14.960
‫ظالمانه‌ست.

01:09:15.880 --> 01:09:20.320
‫حسی که دارم فراتر از فوتباله.

01:09:21.080 --> 01:09:25.640
‫نژادپرستی محض و غیرقابل چشم‌پوشیه.

01:09:26.520 --> 01:09:28.520
‫نیازی بهش نیست...

01:09:28.600 --> 01:09:33.160
‫پوست هیچکس ربطی به پنالتی زدن‌شون نداره.

01:09:33.160 --> 01:09:36.080
‫چی از این دست‌تون یاد؟

01:09:36.120 --> 01:09:39.120
‫"بیخیال، رفیق. خودت رو
‫جمع و جور کن. یکم بزرگ شو!"

01:09:39.600 --> 01:09:41.200
‫من شوکه شده بودم...

01:09:41.520 --> 01:09:46.040
‫که این حجم از مردم
‫انقدر آشکار نژادپرست بودن.

01:09:47.120 --> 01:09:52.240
‫می‌دونید، من توی "برِنت" کار می‌کنم.
‫توی یه محله‌ی چندنژادی زندگی می‌کنم،

01:09:53.120 --> 01:09:57.600
‫و فکرش رو نمی‌کردم چنین اتفاقی بیفته.

01:09:57.600 --> 01:10:01.600
‫و این نشون میده
‫که ممکنه توی حباب زندگی کرده باشین.

01:10:01.600 --> 01:10:05.520
‫این آدم‌ها بین ما زندگی می‌کنن.
‫گفتنش هم حس عجیبی داره.

01:10:05.520 --> 01:10:07.880
‫ولی همین‌طوره،
‫اون‌ها جامعه‌ی ما رو فاسد کردن،

01:10:07.880 --> 01:10:11.480
‫و هر روز روی آدم‌ها تأثیر می‌ذارن.

01:10:11.480 --> 01:10:14.240
‫و سؤالِ من اینجاست که...

01:10:14.240 --> 01:10:17.960
‫"با این وضع قراره چیکار کنیم؟"
‫"چه برنامه‌ای براش داریم؟"

01:10:19.320 --> 01:10:21.080
‫امیدوارم بازیکن‌ها اون حمایت‌های...

01:10:21.080 --> 01:10:25.160
‫بزرگی که ازشون شده بود رو دیده باشن.

01:10:25.160 --> 01:10:26.160
‫[عوضی‌های نژادپرست لکه‌ی ننگی
‫برای انگلیسن، هشتگ سه شیرها]

01:10:26.200 --> 01:10:27.200
‫[اسم خودتون رو هوادار می‌ذارین؟]

01:10:27.240 --> 01:10:28.480
‫[به افتخار دست‌آوردشون تشویق‌شون کنین.]

01:10:28.480 --> 01:10:29.720
‫[معرکه بود]

01:10:29.760 --> 01:10:31.120
‫[کارشون حرف نداشت.]

01:10:31.120 --> 01:10:32.280
‫[همگی باید بهشون افتخار کنیم]

01:10:32.320 --> 01:10:33.560
‫[هرکی هوادار واقعیه پشت‌تونه]

01:10:33.560 --> 01:10:34.600
‫[سرتون رو بالا بگیرین.]

01:10:34.640 --> 01:10:36.720
‫یه عکسیه همه‌جا پخش شده بود...

01:10:36.720 --> 01:10:40.720
‫که سه‌تا بازیکنی که پنالتی‌شون رو
‫از دست دادن روی سرشون تاج بود،

01:10:40.720 --> 01:10:42.240
‫و اون‌ها پادشاه‌ان.

01:10:46.280 --> 01:10:47.280
‫[قهرمان]

01:10:48.040 --> 01:10:49.640
‫[تحسین‌تون می‌کنیم]

01:10:50.600 --> 01:10:53.160
‫فکر کنم باید می‌دیدین مردم...

01:10:53.160 --> 01:10:57.720
‫چطور پشت رشفورد،
‫سانچو و ساکا در اومدن.

01:10:58.320 --> 01:11:00.400
‫فکر می‌کنم حس بزرگ‌تری از جامعه،

01:11:00.400 --> 01:11:03.800
‫وحدت و هدف رو توی این کشور نشون دادن.

01:11:04.480 --> 01:11:06.960
‫جواب‌شون امیدوارم کرد.
‫معلومه که کرد.

01:11:07.440 --> 01:11:10.520
‫مردم اومدن تا محبت
‫و حمایت‌شون رو نشون بدن...

01:11:10.520 --> 01:11:13.280
‫و به این بازیکن‌ها که...

01:11:13.280 --> 01:11:15.560
‫فکر می‌کردن همه ازشون متنفرن
‫نشون بدن...

01:11:15.560 --> 01:11:17.480
‫که هر حسی شاید داشته باشن
‫ولی متنفر نیستن!

01:11:19.840 --> 01:11:22.920
‫اخبار داغ امشب،
‫در ۱۰ دقیقه‌ی گذشته،

01:11:22.920 --> 01:11:24.720
‫مارکوس رشفورد بعد از شکست...

01:11:24.720 --> 01:11:27.280
‫در ضربات پنالتی مقابل ایتالیا
‫سکوت خودش رو شکوند.

01:11:27.280 --> 01:11:29.080
‫رشفورد توی پستش نوشت:
‫"اگه نقدی از عملکردم دارین،

01:11:29.080 --> 01:11:30.840
‫تمام روز می‌تونم بهتون گوش بدم."

01:11:30.880 --> 01:11:34.840
‫اما هرگز از کسی که هستم
‫و از جایی که اومدم عذرخواهی نمی‌کنم."

01:11:34.840 --> 01:11:38.000
‫پیام‌هایی که امروز دریافت کردم
‫به‌طرز غیرقابل وصفی مثبت بوده،

01:11:38.000 --> 01:11:41.320
‫و دیدن جواب مردم اشکم رو درآورد.

01:11:44.680 --> 01:11:49.400
‫در حالی که شاید در اون لحظه
‫مرهمی واسه درد باشه،

01:11:49.920 --> 01:11:51.640
‫ولی همچنان...

01:11:53.240 --> 01:11:55.840
‫منو راضی نکرد.

01:11:57.600 --> 01:11:59.720
‫انقدر سنی ازم گذشته که...

01:11:59.720 --> 01:12:03.640
‫باور داشتم قهرمانی لیگ ملت‌های اروپا...

01:12:03.640 --> 01:12:06.760
‫می‌تونست مثل معجونی جادویی
‫مشکلات جامعه‌مون رو حل کنه.

01:12:06.800 --> 01:12:09.440
‫لحظه‌ای رو برامون فراهم کرد.

01:12:09.480 --> 01:12:13.720
‫زمانی رو برامون فراهم کرد
‫تا دورهم جمع بشیم.

01:12:13.720 --> 01:12:17.440
‫ولی در رابطه با حل مشکلات،
‫هرگز قرار نبود چنین کاری رو کنه.

01:12:17.440 --> 01:12:20.480
‫پس به عنوان یه کشور
‫چه چیزی بهمون می‌گه؟

01:12:20.480 --> 01:12:22.920
‫می‌گه هنوز خیلی کارها داریم...

01:12:23.800 --> 01:12:24.960
‫که باید بهش رسیدگی کنیم.

01:12:33.120 --> 01:12:36.440
‫هرگز نمی‌خوام اتفاقاتی که
‫اون روز برام افتاد تکرار شن.

01:12:36.440 --> 01:12:39.440
‫راستش رو می‌گم،
‫هنوز از ذهنم بیرون نرفته، چون درد داره.

01:12:40.920 --> 01:12:42.680
‫واقعاً درد داره.

01:12:43.920 --> 01:12:46.240
‫چیزهایی رو دیدیم که تابحال ندیده بودیم.

01:12:48.480 --> 01:12:50.480
‫روز بعدش، با خودت می‌گی...

01:12:51.680 --> 01:12:53.080
‫"چطور کسی کشته نشد؟"

01:12:54.240 --> 01:12:57.960
‫خیلی شانس باهامون یار بود که کسی کشته نشد،

01:12:57.960 --> 01:12:59.200
‫به‌نظر من البته.

01:13:00.000 --> 01:13:02.720
‫بی‌سابقه بود.
‫منزجرکننده بود.

01:13:02.720 --> 01:13:05.280
‫ورزشگاه به خوبی از پسش براومد،

01:13:05.280 --> 01:13:08.120
‫می‌دونین، تحت بدترین شرایط.

01:13:08.920 --> 01:13:12.360
‫تصاویری از هواداران منتشر شده
‫که درحال نفوذ از موانع به داخل ورزشگاه هستن،

01:13:12.360 --> 01:13:15.440
‫و با سرعت از پله‌ها به سمت ورزشگاه می‌رن.

01:13:16.040 --> 01:13:19.640
‫وقتی صبح روز بعدش بیدار شدم،
‫و شبکه‌ی اسکای اسپورت رو دیدم،

01:13:19.640 --> 01:13:21.000
‫یه کلمه هم دروغ نمی‌گم،

01:13:21.640 --> 01:13:23.680
‫اولین ویدئویی که دیدم...

01:13:23.680 --> 01:13:27.320
‫ویدئوی هوادارهایی بود که خودم همراه‌شون بودم،

01:13:27.320 --> 01:13:30.480
‫و توی اخبار داشت می‌گفت
‫که قراره تحت پیگرد قانونی قرار بگیرن.

01:13:30.480 --> 01:13:32.160
‫قراره تمام دوربین‌ها رو بررسی کنن.

01:13:32.160 --> 01:13:34.880
‫و من توی شوک فرو رفتم.

01:13:34.880 --> 01:13:36.920
‫به خودم گفتم: "این چه کاری بود کردم؟"

01:13:37.440 --> 01:13:39.160
‫از کاری که کردی خجالت می‌کشی؟

01:13:40.600 --> 01:13:42.920
‫از کارم خجالت نمی‌کشم.

01:13:43.440 --> 01:13:47.400
‫توی سال ۲۰۲۰
‫همه توی خونه‌هامون قرنطینه بودیم،

01:13:47.400 --> 01:13:48.720
‫جایی رو نداشتیم که بریم،

01:13:48.720 --> 01:13:52.080
‫مدت کمی می‌تونستیم برای ورزش بیرون بریم.

01:13:52.080 --> 01:13:54.400
‫و تمام اون مدت،

01:13:54.400 --> 01:13:56.960
‫سران کشورمون بیرون بودن و مهمونی می‌گرفتن.

01:13:57.440 --> 01:14:00.600
‫چطور ممکنه حس کنم اشتباهی کردم؟

01:14:03.200 --> 01:14:06.760
‫برای تماشای قهرمانی انگلیس
‫بعد از سال ۱۹۶۶،

01:14:07.400 --> 01:14:10.440
‫هر جور شده ورزشگاه می‌رفتم.

01:14:19.000 --> 01:14:22.360
‫هنوز فکر می‌کنم که انگلیس و مردمش،

01:14:22.360 --> 01:14:24.120
‫مردم مهربون و روشن‌فکری هستن،

01:14:24.120 --> 01:14:26.680
‫در برخورد با مرد و فرهنگ‌های دیگه خیلی صبورن.

01:14:27.640 --> 01:14:30.160
‫ولی اون روز...

01:14:30.160 --> 01:14:32.440
‫انگلیس چیزی نمونده بود دشمن‌مون شه،

01:14:32.440 --> 01:14:35.960
‫به‌خاطر طرز برخوردی که
‫اون روز هوادارهاش با ما داشتن.

01:14:37.560 --> 01:14:40.480
‫و اغلب فکر می‌کنم که یه لطفی به من کردن.

01:14:41.720 --> 01:14:46.280
‫وقتی مایا راجع‌به چیزی
‫مربوط به ایتالیا حرف می‌زنه،

01:14:46.280 --> 01:14:48.720
‫می‌گه: "ولی بابا، ما ایتالیایی‌ها..."

01:14:48.720 --> 01:14:50.280
‫"ولی ما ایتالیایی‌ها آخه..."

01:14:53.320 --> 01:14:57.880
‫وقتی می‌گم فراتر از فوتباله،
‫برای من واقعاً فراتر از فوتبال بود.

01:14:59.240 --> 01:15:03.440
‫اوه! اینم مایا خانم!
‫چه سورپرایزی، خب...

01:15:04.120 --> 01:15:07.240
‫چی آوردی؟
‫پرچمی که اون روز داشتیم.

01:15:11.360 --> 01:15:12.200
‫هان؟

01:15:12.200 --> 01:15:13.400
‫داره به رُم میاد.
‫[فوتبال داره به رُم میاد]

01:15:17.360 --> 01:15:19.520
‫وقتی فیلم خودم روی اتوبوس رو برام فرستادن،

01:15:19.520 --> 01:15:21.640
‫توی فیس‌بوک پستش کردم.

01:15:21.640 --> 01:15:25.080
‫فکر کنم همون موقع بود که بابا بهم گفت
‫توی فینال ۱۹۹۶ لیگ ملت‌های اروپا،

01:15:25.080 --> 01:15:28.960
‫اون رفته بود روی سقف
‫غذاخوری محلی استنفورد.

01:15:30.800 --> 01:15:32.920
‫پس، فکر کنم بالا رفتن از جاهای مختلف...

01:15:32.920 --> 01:15:35.200
‫توی خون ماست.
‫فکر کنم این رو از پدرم به ارث بردم.

01:15:38.320 --> 01:15:39.880
‫از اون روز حس خوبی دارم.

01:15:39.880 --> 01:15:42.720
‫بعدها عکس خودم که روی اتوبوسم
‫رو به بچه‌هام نشون میدم.

01:15:43.240 --> 01:15:44.880
‫و حتی به نوه‌هام.

01:15:44.880 --> 01:15:47.280
‫هیچ پشیمونی‌ای از اون روز ندارم.

01:15:47.320 --> 01:15:49.200
‫البته به غیر از شکست تیم‌مون.

01:15:52.160 --> 01:15:53.520
‫دوباره کار آغاز شد،

01:15:53.560 --> 01:15:57.120
‫انگلیس رقابت خودش در جام
‫ملت‌های اروپای ۲۰۲۴ رو شروع می‌کنه.

01:15:57.160 --> 01:16:01.360
‫این بار می‌تونن نتیجه‌ی بهتری کسب کنن
‫و قهرمان رقابت‌ها بشن؟

01:16:01.360 --> 01:16:03.640
‫یه روزی دوباره میرم
‫بازی انگلیس رو تماشا می‌کنم،

01:16:03.680 --> 01:16:06.760
‫چون تیم و سرمربی...

01:16:06.760 --> 01:16:09.360
‫و بازیکن‌هایی که توی زمین رفتن
‫هیچ بدی‌ای در حق من نکردن.

01:16:10.000 --> 01:16:12.000
‫توپ رو می‌فرسته برای مارکوس رشفورد.

01:16:12.920 --> 01:16:14.240
‫رشفورد برای انگلیس گل می‌زنه!

01:16:16.360 --> 01:16:19.320
‫اگه انگلیس میزبانی یه
‫رقابت مهم رو بگیره و به فینال بره،

01:16:19.320 --> 01:16:20.800
‫و توی ومبلی باشه،

01:16:20.800 --> 01:16:23.960
‫شک نکنین که پولم رو
‫جمع می‌کنم تا بلیطش رو بگیرم.

01:16:23.960 --> 01:16:26.080
‫چون انگلیسه،
‫اونم توی یه رقابت بزرگ.

01:16:26.080 --> 01:16:28.280
‫همیشه باور خواهم داشت
‫که انگلیس می‌تونه برنده شه.

01:16:29.600 --> 01:16:30.560
‫ساکا.

01:16:31.840 --> 01:16:33.160
‫ساکا میره برای هت‌تریک!

01:16:35.640 --> 01:16:38.400
‫بوکایو ساکا بعد از بازی
‫باید توپ رو به یادگار با خودش ببره.

01:16:40.640 --> 01:16:42.600
‫تنها با ۲۱ سال سن.

01:16:42.600 --> 01:16:46.400
‫و بوکایو یاکا اولین هت‌تریک
‫کارنامه‌اش رو انجام میده.

01:16:46.400 --> 01:16:48.680
‫و با پیراهن انگلیس این کارو می‌کنه.

01:16:55.880 --> 01:17:00.400
‫[در فینال لیگ ملت‌های اروپای ۲۰۲۰
‫تعداد ۱۹ افسر پلیس مجروح و...

01:17:00.440 --> 01:17:02.640
‫تعداد ۸۶ نفر به جرم بی‌نظمی‌های
‫مربوط به مسابقه بازداشت شدند.]

01:17:03.040 --> 01:17:06.400
‫[گزارشی بی‌طرف از شجاعتِ مسئولین امنیتی،
‫مأمورین پلیس و کارمندان شورای برنت،

01:17:06.440 --> 01:17:10.920
‫اتحادیه فوتبال انگلستان و ومبلی،
‫علی‌رغم خشونت‌های غیرطبیعی قدردانی کرد.]

01:17:11.640 --> 01:17:15.280
‫[در سال ۲۰۲۲، تیم ملی بانوان انگلیس قهرمان
‫لیگ ملت‌های فوتبال بانوان اروپا در ومبلی شد،

01:17:15.320 --> 01:17:19.040
‫و اولین جام بزرگ این کشور
‫از سال ۱۹۶۶ رو به ارمغان آورد.]

01:17:19.040 --> 01:17:27.040
www.Doostihaa.com
