WEBVTT

00:11.574 --> 00:21.874
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:09.300 --> 01:11.400
‫از سال 1965 تا سال 1973،

01:11.880 --> 01:14.780
‫یک عکاس از اعضای باشگاه موتورسواران
‫در ایالت‌های میانه، مصاحبه کرد.

01:14.820 --> 01:17.396
‫این فیلم برگرفته از کتابی‌ست که او نوشته.

01:27.622 --> 01:30.223
‫هی هنری
‫اون بچه‌ پرو رو ببین.

01:32.159 --> 01:34.361
‫فکر کرده چه خری‌ـه آخه!

01:36.463 --> 01:37.765
‫هی!

01:37.799 --> 01:40.367
‫این طرح لباسا رو، نمی‌تونی اینجا بپوشی.

01:42.402 --> 01:44.572
‫شنیدی داداشم چی گفت، رفیق؟

01:46.473 --> 01:48.643
‫بهت گفت این جلیقه‌ی تخمیتو درار.

01:48.676 --> 01:50.410
‫وگرنه قراره من این جلیقه رو از تنت درارم...

01:50.444 --> 01:52.179
‫و اون رو دور گردنِ کوفتیت بپیچمش

01:52.212 --> 01:53.715
‫و بعدم خفه‌ات کنم.

01:53.748 --> 01:55.315
‫شنیدی چی گفتم داداش؟

01:56.249 --> 01:58.418
‫توی این محله اجازه نداریم
‫همچین طرح لباسی بپوشیم.

01:58.452 --> 02:00.320
‫خودت جلیقه کیریت رو درار.

02:14.702 --> 02:16.269
‫چیه؟

02:19.607 --> 02:22.543
‫باید از روی جنازه‌ام رد بشین
‫تا این جلیقه رو درارین.

02:25.947 --> 02:28.683
‫از روی جنازه‌ی این جِقِله بچه؟

02:38.993 --> 02:40.628
‫بیا اینجا ببینم.

02:42.997 --> 02:44.565
‫پائولی، اون کوتاه نمیادا.

02:44.599 --> 02:46.299
‫بلند بشه، دعوا رو ادامه میده.

02:48.468 --> 02:50.672
‫بهتره کوتاه بیای دیگه، بچه پرو.

02:50.705 --> 02:52.573
‫خودم مجبورت می‌کنم کوتاه بیای.

02:53.608 --> 02:55.710
‫این موتور مال توئه، بچه کونی؟

03:01.516 --> 03:02.583
‫وای، گندش بزنن.
‫هنری!

03:07.989 --> 03:09.624
‫از وقتی با بنی آشنا شدم...

03:09.657 --> 03:10.892
‫همه‌اش دردسر بوده.

03:15.029 --> 03:16.597
‫بیشتر از قبل زندان رو دیدم...

03:16.631 --> 03:18.833
‫بیشتر توی دادگاه بودم و
‫با وکیلای بیشتری ملاقات کردم.

03:18.866 --> 03:20.467
‫پس این رابطه نمی‌تونه عشق باشه.

03:20.501 --> 03:22.402
‫بیشتر یه نوع حماقت‌ـه.

03:22.526 --> 03:28.226
«موتورسواران»

03:34.301 --> 03:36.401
[مصاحبه‌ی کتی]
[ سال 1965]

03:36.483 --> 03:38.452
‫تهشم میگن بخاطر بچه‌هاست
‫می‌گیرید چی میگم؟

03:38.485 --> 03:40.320
‫میگن همه باید بچه‌هاشون رو بیارن.

03:40.353 --> 03:42.857
‫ما بچه‌هامون رو میاریم
‫و شوهرا حسابی مست می‌کنن

03:42.890 --> 03:44.592
‫و زنای بدبختشون هم
‫حسابی بهشون غر می‌زنن.

03:44.625 --> 03:45.860
‫به نظر من که خوب نیست.

03:45.893 --> 03:47.327
‫- بخوایم بچه‌ها رو بیاریم
‫- هان؟

03:47.360 --> 03:48.029
‫آوردن بچه‌ها خوب نیست.

03:48.062 --> 03:49.496
‫آره.

03:49.530 --> 03:51.264
‫مخصوصاً که مردامون بخوان مشروب بخورن.

03:51.298 --> 03:52.466
‫خب، جانی اسمش رو گذاشته
‫"پیک‌نیک با خانواده"

03:52.499 --> 03:54.334
‫قراره بچه‌های خودشم بیاره.

03:54.367 --> 03:56.003
‫آره، ولی اون اینقدر مست نمیشه که
‫کنترلش رو از دست بده.

03:56.037 --> 03:57.471
‫نه، ولی پارسال، دینگی مست کرد ...

03:57.505 --> 03:58.740
‫راستش من هیچ‌کدوم از...

03:58.773 --> 04:00.541
‫آدم‌های اونجا رو نمی‌شناسم، خب؟

04:00.575 --> 04:03.410
‫کتی اون موقع رو یادته که بهم گفتی...

04:03.443 --> 04:04.879
‫وقتی اولین بار اون‌ها رو دیدی...

04:04.912 --> 04:06.379
‫- آره
‫- اینکه تو چطوری...

04:06.413 --> 04:08.348
‫خب، الان عوض شدم.
‫و اینجوریم.

04:08.381 --> 04:10.317
‫خیلی‌خب، چرا درباره‌اش باهام حرف نمی‌زنی؟

04:10.350 --> 04:12.019
‫خب، توی یک سال...
‫منظورم سال گذشته است...

04:12.053 --> 04:13.621
‫چیه؟
می‌خوای از همون اولش شروع کنم؟

04:13.654 --> 04:15.590
‫پارسال
‫دوستِ دخترم باهام تماس گرفت...

04:15.623 --> 04:17.759
‫بهم گفت بیا به سمت
‫خیابان «گرند اند دیویژن»

04:17.792 --> 04:20.528
‫یکم پول لازم داشت
‫و گفت یه مشروب‌فروشی اونجاست.

04:20.561 --> 04:24.766
‫و گفت با دوستامون اونجا دورهمی گذاشتیم.

04:24.799 --> 04:27.769
‫با اینکه هیچکس و هیچ‌چیزی رو
‫اونجا نمی‌شناختم، رفتم اونجا.

04:27.802 --> 04:29.804
‫تاحالا تو عمرم اینقدر احساس نکرده بودم
‫که مناسب اون جو نیستم.

04:34.341 --> 04:36.644
‫رفتم داخل مشروب‌فروشی.
‫یه شلوار جین سفید پوشیده بودم.

04:36.677 --> 04:38.646
‫با یه لباس کِش‌بافت.

04:38.679 --> 04:40.915
‫و همینجور که داشتم می‌گشتم
‫اولین کسی که دیدم، کورکی بود.

04:40.948 --> 04:42.717
‫سلام خوشگله.

04:42.750 --> 04:44.451
‫یه مرد برای همراهیت نمی‌خوای؟

04:45.953 --> 04:47.054
‫خب، خوشحال شدم باهات حرف زدم.

04:47.088 --> 04:48.656
‫راستش همشون رو دیدم...

04:48.689 --> 04:50.525
‫به گوششون، گوشواره انداخته بودن

04:50.558 --> 04:52.425
‫ناف‌هاشون رو انداخته بودن بیرون
‫نیمه برهنه بودن.

04:52.459 --> 04:54.562
‫منظورم اینه که از نظر من نیمه برهنه بودن.

04:54.595 --> 04:56.396
‫و همونجور که می‌دونی
‫هنوز نمی‌شناختمشون

04:56.429 --> 04:58.533
‫ولی...
‫کورکی و زیپکو...

04:58.566 --> 04:59.801
‫کل، واهو، بروسی...

04:59.834 --> 05:01.102
‫همشون رو اونجا دیدم.

05:01.135 --> 05:02.870
‫همشون داشتن حسابی سر و صدا می‌کردن.

05:02.904 --> 05:05.405
‫من رو حسابی ترسونده بودن.

05:05.438 --> 05:06.941
‫تا اینکه دوستم رو دیدم.
‫و رفتم پیشش.

05:06.974 --> 05:10.310
‫و همونجا نشستم.
‫و با همه‌ی اینا کنار اومدم.

05:12.847 --> 05:14.015
‫- بیا
‫- بهترینی

05:14.048 --> 05:15.983
‫- من باید برم
‫- تو که تازه رسیدی

05:16.017 --> 05:18.553
‫- اون سوسک‌ـه
‫- چی؟

05:18.586 --> 05:20.353
‫بهم میگن سوسک.

05:20.387 --> 05:22.489
‫چرا با همچین اسم احمقانه‌ای صدات میزنن؟

05:22.523 --> 05:23.925
‫چون عاشق خوردن حشراتم،
‫خب؟

05:23.958 --> 05:24.992
‫شاید به نظر شوخی بیاد.

05:25.026 --> 05:26.794
‫اما اینکار رو می‌کنم.
‫عاشق خوردنشونم.

05:26.828 --> 05:27.962
‫حشرات رو میگم!

05:27.995 --> 05:29.897
‫چه حال بهم زن!
‫من باید برم.

05:29.931 --> 05:31.065
‫اینا اونقدرام آدم بدی نیستن.

05:31.098 --> 05:33.100
‫یه دقیقه همینجا بشین.

05:33.134 --> 05:35.402
‫سلام عرض شد.

05:36.604 --> 05:38.072
‫دوست داری بیای با من زندگی کنی؟

05:38.105 --> 05:39.439
‫من چی؟
میای با هم بریم بیرون؟

05:39.472 --> 05:40.942
‫نه، ممنونم.

05:42.844 --> 05:44.011
‫من با یکی قرار دارم.

05:44.045 --> 05:45.980
‫- قرار داری؟
‫- آره، ساعت 12

05:46.013 --> 05:47.582
‫باید برم خونه.

05:47.615 --> 05:49.083
‫شنیدی چی گفت، سوسکی؟

05:49.116 --> 05:50.751
‫سیندرلامون یه قرار داره!

05:50.785 --> 05:53.453
‫آره، سیندرلا خانم ساعت 12 شب قرار داره!

05:53.486 --> 05:55.556
‫یواش یواش داره تبدیل به کدوتنبل میشه.
‫(اشاره به داستان سیندرلا)

05:55.590 --> 05:56.757
‫آره.

05:56.791 --> 05:58.759
‫فقط هم قرار نیست کدوتنبل بشه.

06:04.165 --> 06:05.867
‫دیدی؟
‫دارن نقشه می‌کشن.

06:05.900 --> 06:07.535
‫نگاهشون کن
‫چجوری دارن در گوشی حرف می‌زنن.

06:07.568 --> 06:09.369
‫- ها
‫- من که دیگه میرم

06:12.073 --> 06:13.975
‫و همونجا بود که بنی رو دیدم.

06:15.475 --> 06:17.678
‫پشت میز بیلیارد وایساده بود.

06:34.061 --> 06:35.462
‫رفیق، اون پسر خوشگله...

06:35.495 --> 06:37.632
‫- که پشت میز بیلیاردـه، کیه؟
‫- اوه

06:37.665 --> 06:39.000
‫کتی،
‫عمراً دلت بخواد با اون بری بیرون.

06:39.033 --> 06:40.501
‫برای چی؟

06:40.534 --> 06:41.903
‫هیچ شباهتی به بقیه این حیوونا نداره.

06:41.936 --> 06:43.738
‫چون هیچکس دلش نمی‌خواد با اون بره بیرون.

06:43.771 --> 06:45.206
‫برای چی؟

06:45.239 --> 06:47.541
‫چون با موتورش تصادف می‌کنه.

06:47.575 --> 06:49.043
‫هربار که سوار موتورش میشه...

06:49.076 --> 06:51.444
‫- یه بلایی سرش میاد
‫- عه، باشه

06:51.478 --> 06:53.648
‫بذار برم برات مشروب بیارم.

07:04.959 --> 07:05.993
‫سلام.

07:12.199 --> 07:13.868
‫من بنی‌ام.

07:13.901 --> 07:15.736
‫سلام.

07:22.977 --> 07:24.245
‫الان داریم چیکار می‌کنیم؟

07:24.278 --> 07:26.547
‫مثلاً...

07:26.580 --> 07:28.716
‫داریم با هم گپ می‌زنیم؟

07:30.217 --> 07:31.886
‫آره، به گمونم.

07:34.989 --> 07:36.991
‫خب، من باید برم خونه.

07:37.024 --> 07:38.993
‫اوه.

07:39.026 --> 07:40.460
‫خیلی‌خب.

07:54.809 --> 07:56.510
‫تو باید بری.

08:07.955 --> 08:09.957
‫اینجا دیگه کجاست، مگه رستورانِ گردون‌ـه؟
(رستورانی سلف سرویسی که میز غذاش می‌چرخه)

08:09.991 --> 08:12.026
‫اسمت چیه؟

08:12.059 --> 08:13.861
‫کتی.

08:14.662 --> 08:17.565
‫خب، کتی...

08:18.299 --> 08:19.567
‫نگران نباش!

08:19.600 --> 08:21.569
‫نگران چی نباشم؟

08:22.903 --> 08:24.605
‫هیچی.

08:24.638 --> 08:27.742
‫من جانی‌ام، رئیس این باشگاه.
‫و اینکه...

08:27.775 --> 08:31.012
‫این بچه‌ها، فقط می‌خوان یکم خوش بگذرونن
‫باشه؟

08:34.315 --> 08:36.751
‫ولی من نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته.

08:36.784 --> 08:38.786
‫عه، جداً؟
‫مگه قراره چه اتفاقی برام بیفته؟

08:38.819 --> 08:39.920
‫هیچی.

08:39.954 --> 08:42.056
‫هه هه، باشه
‫خب، بابتش ممنونم.

08:42.089 --> 08:44.892
‫از آشناییت خوشحال شدم.
‫من باید برم، خداحافظ.

08:52.099 --> 08:54.969
‫من خیلی آروم خواستم از در اونجا بزنم بیرون.

08:55.002 --> 08:56.937
‫و حدوداً پنج بار انگشتم کردن.

08:56.971 --> 08:59.040
‫و وقتی زدم بیرون
‫دیدم روی تمام شلوارم...

08:59.073 --> 09:01.308
‫جای دستاشون مونده.

09:01.342 --> 09:03.077
‫ای کثافـ...

09:04.612 --> 09:06.247
‫یه گوشه منتظر اتوبوس وایسادم
‫و با خودم گفتم...

09:06.280 --> 09:07.782
‫خدایا، می‌دونی چیه!

09:07.815 --> 09:09.784
‫انگار، قراره یه اتفاقی برام بیفته.

09:47.254 --> 09:48.856
‫- هی، یالا سیندرلا خانم
‫- خدای من

09:48.889 --> 09:50.224
‫بیا بریم موتورسواری.

09:50.257 --> 09:51.292
‫یالا دیگه...

09:51.325 --> 09:53.094
‫بیا بریم موتورسواری!

09:53.127 --> 09:54.128
‫نترس.

09:54.161 --> 09:55.396
‫سیندرلا!
‫سیندرلا!

09:57.331 --> 09:59.867
‫باشه، باشه.

09:59.900 --> 10:01.836
‫- باشه، باشه، باشه، باشه
‫- بهت آسیب نمی‌زنه

10:01.869 --> 10:03.237
‫- باشه
‫- جداً؟

10:03.270 --> 10:05.339
‫- برو موتورسواری
‫- نترس باشه؟

10:05.372 --> 10:06.874
‫فکر می‌کنین اینکار رو می‌کنه؟

10:13.814 --> 10:15.883
‫برو!

10:15.916 --> 10:18.219
‫هی، توی بزرگراه می‌بینیمتون.

10:18.252 --> 10:20.354
‫و اون تمام چراغ راهنماها رو رد کرد

10:20.388 --> 10:22.123
‫احتمالاً هم دلیلش این بود که
‫یه وقت من پیاده نشم.

10:22.156 --> 10:23.657
‫هرچند منم نمی‌خواستم پیاده بشم.

10:23.691 --> 10:24.992
‫مثل سگ ترسیده بودم.

10:25.025 --> 10:26.293
‫تاحالا توی تمام عمرم...

10:26.327 --> 10:27.862
‫سوار موتور نشده بودم.

10:27.895 --> 10:30.698
‫و بالاخره رفتیم توی بزرگراه...

10:30.731 --> 10:32.133
‫و  همون موقع بود که این اتفاقا افتاد.

10:32.166 --> 10:34.268
‫همون موقع بود که
‫همشون رو برای اولین بار دیدم.

10:34.301 --> 10:36.203
‫منظورم اینه که، واقعاً دیدمشون.

11:22.850 --> 11:24.285
‫باید اعتراف کنم...

11:24.318 --> 11:25.786
‫نفسم بند اومده بود.

11:35.530 --> 11:37.031
‫دیدی کتی؟

11:37.064 --> 11:38.899
‫بهت گفتم نیاز نیست نگران باشی.

11:38.933 --> 11:41.302
‫بچه‌هامون فقط می‌خواستن باهات برن بیرون
‫همین.

11:51.111 --> 11:52.947
‫مشروب می‌خوری؟

11:54.381 --> 11:55.849
‫اما من تا نزدیکای چهار صبح...

11:55.883 --> 11:57.318
‫نرفتم خونه.

11:57.351 --> 11:59.853
‫و قسم خوردم
‫دیگه هیچ‌وقت باهاشون بیرون نرم.

11:59.887 --> 12:01.922
‫چون مثل یه مشت حیوون بودن.

12:01.956 --> 12:03.891
‫آخه مثل من حرف نمی‌زدن.

12:03.924 --> 12:05.492
‫همه‌اش می‌گفتن فلان چیز رو گاییدم...

12:05.527 --> 12:08.229
‫ولی وقتی شب تموم شد
‫حس کردم دیگه گوشم پر شده از...

12:08.262 --> 12:10.798
‫گوش دادن به لاف زدن و خالی بندیاشون.

12:10.831 --> 12:12.299
‫خب، بنی من رو بُرد خونه

12:12.333 --> 12:15.402
‫و دوست پسرم
‫تو ایوان، منتظرم نشسته بود.

12:15.436 --> 12:17.204
‫خیلی‌خب.

12:17.238 --> 12:19.006
‫شب بخیر.
‫خداحافظ.

12:20.274 --> 12:21.842
‫کدوم گوری بودی؟

12:21.875 --> 12:23.511
‫دیگه دلم نمی‌خواد اونا رو ببینم.

12:23.545 --> 12:25.179
‫واقعاً احمق بودن.

13:34.948 --> 13:36.850
‫بنی تمام شب رو همونجا موند

13:36.884 --> 13:39.053
‫و نرفت خونه.

13:47.494 --> 13:48.962
‫عجب دیوونه‌ای‌ـه...

13:48.996 --> 13:50.532
‫دیگه بهتره بری خونه.

13:50.565 --> 13:52.299
‫اگه دوست پسرم از سرکار برگرده

13:52.333 --> 13:56.303
‫و تو هنوز اونجا نشسته باشی
‫به شدت عصبی میشه.

13:56.337 --> 13:57.338
‫عجب بچه‌ی دیوونه‌ای‌ـه.

13:57.371 --> 13:59.106
‫خیلی دیوونه‌ای!

14:09.917 --> 14:12.252
‫آره.
‫همونجا ولش کن.

14:34.007 --> 14:35.677
‫بهش گفتم بره
‫ولی اون نرفت.

14:35.710 --> 14:37.512
‫بهتره یه جوری از شرش خلاص بشی.

14:37.545 --> 14:40.381
‫خودت برو از شرش خلاص شو.
‫من قبلاً تلاشم رو کردم.

14:40.414 --> 14:43.050
‫- خیلی مسخره است پسر
‫- کجا میری؟

14:43.083 --> 14:45.252
‫حوصله‌ی این مسخره بازی‌ها رو ندارم
‫فهمیدی؟

14:45.285 --> 14:46.688
‫حوصله‌ی چی رو نداری؟

14:46.721 --> 14:47.955
‫خب میگی من چیکار کنم؟

14:47.988 --> 14:49.256
‫دیگه نیستم.

14:49.289 --> 14:51.425
‫- کجا داری میری؟
‫- من دیگه نیستم

15:06.674 --> 15:08.442
‫کونی!

15:40.207 --> 15:42.342
‫می‌خوای بری دورهمی؟

15:45.613 --> 15:47.682
‫پنج هفته بعدش، باهاش ازدواج کردم.

16:06.801 --> 16:08.235
‫آروم برو.

16:39.534 --> 16:41.101
‫وو-هو!

16:55.415 --> 16:58.418
‫وای،
‫نه، نه، نه، نه، نه.

17:13.601 --> 17:14.669
‫عه.

17:14.702 --> 17:16.136
‫گندش بزنن.

17:42.597 --> 17:44.398
‫چندین ماشین پلیس...

17:44.431 --> 17:48.302
‫و چند واحد پلیسِ موتورسوار
‫از پارک الموود، روستای نوریج

17:48.335 --> 17:50.572
‫روستای هاروود هایتس
‫و شهر سنت چارلز

17:50.605 --> 17:54.408
‫توانستن یک موتورسوار که
‫در روز پنجشنبه، خیلی بد موتورسواری می‌کرد را

17:54.441 --> 17:57.545
‫در بزرگراه 64،
‫و بین زمین‌های کشاورزی، متوقف کنن.

18:02.215 --> 18:04.318
‫بنجامین کراس...

18:04.351 --> 18:05.820
‫بنجامین؟

18:05.853 --> 18:06.854
‫چه باکلاس!

18:06.888 --> 18:09.591
‫بنجامین کراس از پارک الموود...

18:09.624 --> 18:13.595
‫به 18 تخلف راهنمایی و رانندگی
‫متهم و دستگیر شد.

18:13.628 --> 18:15.195
‫صرف نظر از سابقه‌های قبلی او...

18:15.228 --> 18:17.464
‫در این عملیات تعقیب و گریز
‫او از هفت چراغ قرمز عبور کرده

18:17.497 --> 18:20.267
‫با سرعت بیش از 85 مایل در ساعت،
‫موتورسواری کرده

18:20.300 --> 18:23.337
‫آن هم در دو منطقه‌ی نزدیک به مدرسه
‫که باید سرعت 20 مایل در ساعت داشته باشد

18:23.370 --> 18:26.239
‫و به چهار عدد از
‫خودروهای شهرداری...

18:26.273 --> 18:28.408
‫خسارت وارد کرده است.

18:28.442 --> 18:31.411
‫کراس با قید وثیقه 2500 دلاری آزاد شده

18:31.445 --> 18:34.816
‫و قرار است در نهم دسامبر
‫در دادگاه جرائم رانندگی شهر پارک ریج

18:34.849 --> 18:36.350
‫محاکمه شود.

18:36.383 --> 18:37.417
‫هی بچه جون.

18:37.451 --> 18:39.486
‫چند تا چراغ قرمز رو رد کردی؟

18:40.888 --> 18:42.724
‫اونا میگن هفت تا
‫ولی خب...

18:44.692 --> 18:45.693
‫خب چی؟

18:45.727 --> 18:47.729
‫منم فکر کنم همین حدودا باشه.

18:49.664 --> 18:51.431
‫ولی حس کردم بیشتره.

18:53.534 --> 18:56.269
‫جانی همیشه بنی رو دوست داشت.

18:56.871 --> 18:58.438
‫برای چی؟

18:58.472 --> 19:01.441
‫خب، چون جانی همیشه
‫چیزی که بنی داشت رو می‌خواست.

19:01.475 --> 19:02.777
‫و اون چی بود؟

19:02.810 --> 19:05.345
‫که به هیچ چیزی اهمیت نده.
‫هی!

19:05.379 --> 19:08.716
‫دینگی، به بچه‌ها بگو
‫موتوراشون رو از روی چمن بردارن

19:08.750 --> 19:11.351
‫خدای من.
‫هه.

19:11.385 --> 19:14.287
‫خانواده‌ی دوست پسر قبلیم
‫ اون طرف خیابون زندگی می‌کنن.

19:14.321 --> 19:16.256
‫و همیشه این موتورها رو می‌بینن.

19:16.289 --> 19:18.425
‫هی، میشه یکم بیشتر درباره‌ی جانی بهم بگی.

19:18.458 --> 19:20.460
‫- مثلاً چی بگم؟
‫- نمی‌دونم.

19:20.494 --> 19:22.329
‫مثلاً اینکه چطوری اون باشگاه رو راه انداخت!

19:22.362 --> 19:23.698
‫می‌دونی چطوری باشگاه رو راه انداخت؟

19:23.731 --> 19:25.399
‫اینطور که شنیدم
‫داشته تلویزیون می‌دیده.

19:25.432 --> 19:27.935
‫می‌دونی، جانی مثل بقیه این بچه‌ها نیست.

19:27.969 --> 19:29.336
‫می‌دونی که اون‌ها چقدر مُفت‌خور و عَلافن؟

19:29.369 --> 19:31.338
‫اون یه اُمل با افکار قدیمی نیست.

19:31.371 --> 19:33.273
‫ولی جانی کار خوبی داره. خب؟

19:33.306 --> 19:35.342
‫و از وقتی هم که می‌شناسمش این شغلش رو داره.

19:35.375 --> 19:37.210
‫- چه شغلی؟
‫- راننده کامیون‌ـه

19:37.244 --> 19:38.579
‫اون راننده کامیون‌ـه.

19:38.613 --> 19:40.347
‫مسیرهای کوتاهی هم میره.
‫مثل ایالت‌های میانه.

19:40.380 --> 19:41.883
‫ولی خب، خانواده هم داره.

19:41.916 --> 19:42.950
‫- که اینطور
‫- آره

19:42.984 --> 19:44.886
‫دو تا دختر داره
‫و همسرش، بتی...

19:44.919 --> 19:46.521
‫اون خیلی خوبه و خوشگله.

19:46.554 --> 19:48.422
خیلی از این دخترا از این بابت شاکین...
‫اوف

19:48.455 --> 19:51.391
تحمل ندارم کنارشون باشم
‫چون همیشه اینجوری میگن که...

19:51.425 --> 19:54.829
‫اون مردِ من‌ـه.
‫به مرد من نگاه نکنین!

19:54.862 --> 19:56.430
‫اما بتی، اصلاً اینجوری نیست.

19:56.463 --> 20:00.467
‫منظورت چی بود وقتی گفتی
‫جانی داشت تلویزیون نگاه می‌کرد؟

20:02.302 --> 20:04.337
‫داشت یکی از فیلم‌های مارلون براندو رو
‫توی تلویزیون نگاه می‌کرد.

20:04.371 --> 20:06.406
‫که ایده‌ی باشگاه به ذهنش رسید.

20:06.440 --> 20:07.942
‫راستش این چیزی‌ـه که من شنیدم.

20:07.975 --> 20:10.310
‫دخترا، دخترا...

20:10.343 --> 20:11.713
‫یکی بهم بگه این یعنی چی؟

20:11.746 --> 20:13.380
‫«ب.م.ش.س»
‫این یعنی چی؟

20:13.413 --> 20:14.982
‫باشگاه موتورسواران شورشیِ سیاه.

20:15.016 --> 20:16.751
‫بامزه نیست؟

20:16.784 --> 20:19.721
‫هی جانی، تو می‌خوای علیه چی شورش کنی؟

20:19.754 --> 20:20.888
‫چی داری که شورش کنم؟

20:22.023 --> 20:24.324
‫همم، چی داری؟

20:24.357 --> 20:26.259
‫چی؟

20:27.595 --> 20:28.529
‫هیچی.

20:29.564 --> 20:31.032
‫اما اینکه چطوری این باشگاه واقعاً شکل گرفت

20:31.065 --> 20:32.800
‫باید بگم اولش یه باشگاه مسابقه‌ای بود.

20:51.953 --> 20:53.921
‫تاحالا مسابقه دادن جانی رو ندیدم...

20:53.955 --> 20:55.422
‫ولی میگن کارش خوبه.

20:55.455 --> 20:56.791
‫اون با جیمی گودپستر...

20:56.824 --> 20:58.893
‫یه باشگاهِ مسابقه موتورسواری داشتن.

20:58.926 --> 21:00.027
‫- گودپستر؟
‫- آره

21:00.061 --> 21:01.662
‫می‌شناسیش.

21:01.696 --> 21:04.766
‫اون یه مغازه لباس و تجهیزات
‫کنار هاید پارک داشت.

21:04.799 --> 21:05.900
‫اوه، آره، آره، آره.

21:05.933 --> 21:07.367
‫- سبیلو
‫- چی؟

21:07.400 --> 21:08.870
‫- یه سبیل نازک داشت.
‫- آره

21:08.903 --> 21:11.038
‫آره، اون‌ها با هم
‫یه باشگاه مسابقه‌ی موتورسواری داشتن.

21:11.072 --> 21:14.041
‫داشتم فکر می‌کردم
‫یه باشگاهِ مسابقه موتورسواری راه بندازیم.

21:14.075 --> 21:15.576
‫برای چی؟

21:15.610 --> 21:17.979
‫نمی‌دونم.
‫گفتم یه کاری بکنیم.

21:18.012 --> 21:19.947
‫خب برای چی می‌خوای
‫یه باشگاه موتورسواری تشکیل بدی؟

21:19.981 --> 21:21.918
‫تمام کاری که
‫این باشگاه‌ها انجام میدن اینه که...

21:21.942 --> 21:23.962
‫دور هم میشینن
‫و درباره‌ی موتور حرف می‌زنن.

21:24.886 --> 21:26.353
‫ما هم همینکار رو می‌کنیم دیگه.

21:26.386 --> 21:28.656
‫آره، درباره‌اش حرف می‌زنیم
‫و بعدش باهاشون مسابقه میدیم.

21:28.689 --> 21:30.291
آخه چه فاییده داره دربارشون حرف بزنی

21:30.324 --> 21:31.692
و باهاشون مسابقه ندی؟

21:31.726 --> 21:34.929
‫بعدش اون دو تا از هم جدا شدن
‫و تقریباً 12 نفر دور هم جمع شدن...

21:34.962 --> 21:36.030
‫و باشگاه وَندال رو تشکیل دادن
‫(باشگاه خراب‌کاران)

21:36.063 --> 21:37.397
‫اون‌ها اولین عضو گروه بودن.

21:37.430 --> 21:38.533
‫و همین شد که بچه‌ها...

21:38.566 --> 21:40.034
‫حداقل اولین اعضای باشگاه...

21:40.067 --> 21:41.434
‫اولین اعضا از اینجا پیداشون شد.

21:41.468 --> 21:42.737
‫از باشگاه مسابقه موتورسواری.

21:42.770 --> 21:43.805
‫- جداً؟
‫- اوهوم

21:43.838 --> 21:45.673
‫حالا اولین اعضا کیا بودن؟

21:45.706 --> 21:48.543
‫خب واهو و کورکی بودن.
‫اینا رو می‌دونم.

21:48.576 --> 21:50.812
‫اسم من واهوئه.

21:50.845 --> 21:52.445
یه موتور مدل «هارلی دو گلاید» می‌رونم

21:52.479 --> 21:54.582
‫من اهل ایالت ایلینوی توی شیکاگوئم.

21:54.615 --> 21:56.884
‫پنج سالی میشه که عضو گروه وندالم.

21:57.985 --> 21:59.452
‫به من میگن کورکی.

21:59.486 --> 22:00.688
‫منم روی مامانِ واهو سوار میشم.

22:00.721 --> 22:03.356
‫اوه، خفه شو بابا.

22:03.390 --> 22:04.525
‫اینکار رو نمی‌کنه.

22:04.559 --> 22:06.459
‫بروسی هم یکی از اعضا بود.

22:06.493 --> 22:08.129
‫اون از همون اول دست راست جانی بود.

22:08.162 --> 22:10.031
‫اون یه برق‌کار بود.

22:10.064 --> 22:12.332
‫ولی همه می‌خوان بخشی از یه چیزی باشن.

22:13.601 --> 22:16.037
‫این چیزی‌ـه که واقعیته.

22:16.070 --> 22:17.705
‫این بچه‌ها دیگه به جایی تعلق ندارن.

22:17.738 --> 22:19.907
‫پس دیگه به هم تعلق دارن.
‫می‌گیری چی میگم!

22:21.576 --> 22:23.110
‫نمی‌تونم این رو به والدینم توضیح بدم.

22:23.144 --> 22:25.513
‫اون‌ها سبک زندگی من رو درک نمی‌کنن.

22:26.781 --> 22:28.415
‫چون موتورسوارها...

22:30.051 --> 22:31.752
‫اکثر آدم‌ها فکر می‌کنن که...

22:31.786 --> 22:34.354
‫موتور به چیزهای منفی ختم میشه.

22:35.156 --> 22:37.091
‫فکر می‌کنن به همین دلیله که
‫بچه‌ها سوار موتور میشن.

22:37.124 --> 22:39.861
‫از نظرشون به یه چیز
‫بد و شهوت‌انگیز ختم میشه.

22:39.894 --> 22:41.596
‫نمی‌دونم چرا، ولی...

22:42.697 --> 22:45.733
‫ولی کارهای غیراخلاقی
‫و موتور با هم ارتباط شدیدی دارن.

22:46.634 --> 22:48.803
‫به هر حال، این چیزی‌ـه که همه فکر می‌کنن.

22:48.836 --> 22:50.004
‫برای چی؟

22:50.037 --> 22:52.640
‫فکر کنم...

22:52.673 --> 22:54.909
‫همه به یه نفر نیاز دارن تا اذیتش کنن.

22:56.744 --> 22:58.613
‫به نظرت کسی بهتر از ما برای اینکار هست؟

23:01.082 --> 23:02.917
‫و کَل از کالیفورنیا هم بود.

23:02.950 --> 23:04.417
موتور اسکوتر اون رو دیدم
‫(نوعی موتور به سبک روروک)

23:04.451 --> 23:07.755
‫که کاملاً اصلاح شده بود پسر...

23:07.788 --> 23:10.490
‫هر قسمتِ روی اون رو،
‫یا خودش دست‌ساز درست کرده بود

23:10.524 --> 23:11.959
‫یا مخصوص اون خریده بودش.

23:13.194 --> 23:14.528
‫این رفیقمون رو که می‌بینی...

23:14.562 --> 23:16.197
‫اون رفیقمون یه وندال‌ـه.
‫(خرابکاره)

23:16.230 --> 23:18.766
‫فرض کن که یه یارویی هست

23:18.799 --> 23:21.468
‫که یه موتور جدید
‫با برند «هارلی دیویدسون» می‌خره.

23:21.502 --> 23:23.436
‫و کامل مجهزش کرده. خب؟

23:24.772 --> 23:28.743
‫بعد تصور کن که یه مادرجنده‌ای میاد

23:28.776 --> 23:31.846
‫و میگه: منم دقیقاً
‫یه موتور عین موتورت گرفتم.

23:31.879 --> 23:34.548
‫درسته که می‌تونه...

23:34.582 --> 23:36.050
‫دقیقاً یکی شبیهش رو بگیره.

23:36.083 --> 23:38.119
‫ولی تمام قطعاتشون با هم فرق داره.

23:38.152 --> 23:39.587
‫هر کدوم از قطعاتش فرق می‌کنه.

23:39.620 --> 23:41.656
‫مهم نیست اون‌ها رو چقدر شبیه هم درست کردی.

23:41.689 --> 23:43.057
‫- منظورمو می‌گیری؟
‫- اوهوم

23:43.090 --> 23:44.592
‫چون هوش همه آدم‌ها با هم فرق می‌کنه.

23:44.625 --> 23:48.029
‫وقتی 15 سالم بود

23:48.062 --> 23:49.230
‫پدرم برای من...

23:49.263 --> 23:50.965
‫یه چهار سیلندر هندی خرید.

23:52.099 --> 23:53.935
‫یه مدل موتور‌ـه.

23:53.968 --> 23:55.870
‫من عاشق اینم که کثیف بشم.

23:55.903 --> 23:58.539
‫و خب همه کار می‌کردم تا لباسام کثیف بشه.

23:58.572 --> 24:00.641
‫روی شلوارم خاک می‌ریختم
‫صورتم رو خاکی می‌کردم.

24:00.675 --> 24:03.577
‫موهام رو بهم می‌ریختم
‫و حشره‌ها رو می‌خوردم.

24:04.211 --> 24:05.947
‫خوردن حشره‌ها خیلی هم بد نیست.

24:05.980 --> 24:07.615
‫همه‌اش بستگی به افکار آدم داره.

24:07.648 --> 24:09.517
‫اگه یه ساندویچ گوشت خامِ گاو رو بخوری

24:09.550 --> 24:11.986
‫یا اینکه یه استیک خام رو بخوری

24:12.019 --> 24:13.587
‫دیگه خوردن حشره اذیتت نمی‌کنه.

24:13.621 --> 24:15.122
‫و زیپکو چی؟

24:15.156 --> 24:16.489
‫زیپکو چی؟

24:16.524 --> 24:18.259
‫چیزی درباره‌اش می‌دونی؟

24:18.292 --> 24:19.560
‫اوه، اون اهل جمهوری لتونی‌ـه.

24:19.593 --> 24:20.728
‫- آره
‫- خیلی‌خب

24:20.761 --> 24:23.564
‫می‌دونی اون کی عضو باشگاه شد؟

24:23.597 --> 24:25.232
‫زیپکو؟ خب، چِمی‌دونم.

24:25.266 --> 24:27.101
‫اون همیشه تو باشگاه بود.

24:27.134 --> 24:28.703
‫خب...

24:28.736 --> 24:30.871
‫درباره‌ی جانی بیشتر برام بگو.

24:30.905 --> 24:31.739
‫چی؟

24:35.209 --> 24:36.711
‫هیچ‌وقت نفهمیدم.

24:36.744 --> 24:38.012
‫تمام این بچه‌هایی که توی گروه هستن

24:38.045 --> 24:39.580
‫هیچ‌کدومشون از قانونی پیروی نمی‌کنن

24:39.613 --> 24:40.781
‫تا باهاش جونشون رو نجات بدن.

24:40.815 --> 24:42.249
‫کل نکته‌ای که درباره‌ی این بچه‌ها هست

24:42.283 --> 24:44.585
‫اینه که نمی‌تونن از قانون پیروی کنن.

24:44.618 --> 24:45.987
‫بعد اون‌ها رو دور هم جمع کرد
‫و وارد این باشگاه شدن.

24:46.020 --> 24:47.989
‫و یهویی اون‌ها شروع می‌کنن
به ساختن تمام این قوانین

24:48.022 --> 24:49.557
‫تا همه آدم‌ها ازش پیروی کنن.

24:49.590 --> 24:50.925
‫مسخره است.

24:50.958 --> 24:52.793
‫واقعاً هم خیلی مسخره است.
‫میگیری چی میگم؟

24:52.827 --> 24:54.862
‫ولی یه بار
‫یکی جانی رو...

24:54.895 --> 24:56.831
‫بابت رهبریِ باشگاه به چالش کشید.

24:56.864 --> 24:58.866
‫یکی از اون قوانین احمقانه اینه که...

24:58.899 --> 25:01.669
‫هرکسی بخواد می‌تونه
‫رهبریت جانی رو به چالش بکشه

25:01.702 --> 25:03.170
‫ولی خب مشخصه
‫هیچ‌کسی نمی‌خواد اینکار رو بکنه.

25:03.204 --> 25:04.605
‫چون اون‌ها همشون یه مشت مُفت‌خورن.

25:04.638 --> 25:05.873
‫و هیچ‌کدومشون مسئولیت قبول نمی‌کنن.

25:05.906 --> 25:07.742
‫ولی اون سری
‫این یارو، جک...

25:07.775 --> 25:09.010
‫یه گنده‌بک...
‫که به معنای واقعی گنده بود

25:09.043 --> 25:11.145
‫که بهش می‌گفتن جک گندهه.

25:11.178 --> 25:12.780
‫- جک توپولو
‫- چی؟

25:12.813 --> 25:14.215
‫- مگه جک توپولو رو نمیگی؟
‫- نه

25:14.248 --> 25:15.716
‫اون یارو مال ایالت تولیدو بود.

25:15.750 --> 25:17.618
‫ولی این یارو مال...نمی‌دونم بابا.

25:17.651 --> 25:20.154
‫به هر حال، این یارو که
‫بهش می‌گفتن جک توپولوی گنده‌بک...

25:20.187 --> 25:21.655
‫هی، من یه سوال دارم.

25:21.689 --> 25:23.958
‫وایسا تا نوبتت بشه.
‫اول بذار حرفم رو تموم کنم.

25:25.893 --> 25:27.661
‫خب، قراره که تلفن رو...

25:27.695 --> 25:29.730
‫پشت بار نصب کنیم.

25:29.764 --> 25:31.766
‫ولی جانی باید اون رو
با حساب شخصیش بخره.

25:31.799 --> 25:33.801
‫- چرا باید اینکار رو بکنه؟
‫- خب...

25:33.834 --> 25:35.269
‫نمی‌دونـ...
‫چون فقط از این راه...

25:35.302 --> 25:36.704
‫مخابرات، تلفن رو راه‌اندازی می‌کنه.

25:36.737 --> 25:38.039
‫باشگاه باید هزینه‌ی اینکار رو پرداخت کنه.

25:38.072 --> 25:39.306
‫آره.

25:39.340 --> 25:40.708
‫اینجوری هروقت که بخوایم
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

25:40.741 --> 25:41.842
‫- اینجوری جواب نمیده
‫- چرا؟

25:41.876 --> 25:43.010
‫- برای چی؟
‫- یه لحظه خفه‌شید

25:43.044 --> 25:44.645
‫دهنتونو ببندید.

25:46.380 --> 25:47.815
‫گوش کنین.

25:48.349 --> 25:49.850
‫یه تلفن اون پشت می‌خوایم...

25:49.884 --> 25:52.286
‫برای موقعی که یکیمون به دردسر بیفتیم
‫خیلی‌خب؟

25:52.319 --> 25:53.788
‫چه موقعی که افتاده باشید زندان

25:53.821 --> 25:56.090
‫یا وقتی که وثیقه لازم دارید
‫زنگ می‌زنین اینجا.

25:56.123 --> 26:00.694
‫اگه با موتورتون جایی گیر کردین
‫زنگ می‌زنین اینجا.

26:00.728 --> 26:04.031
‫ولی به محض اینکه قبض تلفن بیاد

26:04.065 --> 26:06.333
‫و ببینیم با این تلفن
‫زنگ زدین به دوست دختر خیکیتون

26:06.367 --> 26:08.736
‫که توی شرق‌ـه...

26:08.769 --> 26:10.137
‫اونموقع همین تلفن رو برمی‌داریم...

26:10.171 --> 26:12.673
‫و باهاش خفه‌تون می‌کنیم.

26:12.706 --> 26:13.674
‫مفهومه؟

26:13.707 --> 26:16.077
‫آره. ولی من یه سوال دارم.

26:16.110 --> 26:17.611
‫من یه سری دوست توی شهر میلواکی دارم.

26:17.645 --> 26:18.846
‫که خیلی با شما و کاراتون حال می‌کنن

26:18.879 --> 26:20.214
‫ازم خواستن که بپرسم
‫می‌تونن به ماها ملحق بشن

26:20.247 --> 26:22.850
‫و از راه دور به عنوان یکی از
‫نماینده‌های باشگاه وندال باشن؟

26:24.852 --> 26:26.120
‫نه.

26:26.153 --> 26:28.089
‫چرا نه؟

26:31.859 --> 26:33.394
‫چه نیازی به اون عوضیا داریم؟

26:33.427 --> 26:35.096
‫این باشگاهِ ماست.

26:35.129 --> 26:38.332
‫خب؟
‫ما توی این شهریم، اینجاییم.

26:38.365 --> 26:40.935
‫هممون اینجا با هم رفیقیم.

26:42.203 --> 26:44.238
‫ولی من اونا رو نمی‌شناسم.

26:44.271 --> 26:45.806
‫می‌شناسیشون.

26:45.840 --> 26:48.676
‫آخرین بار که به سمت شهر کلمبوس می‌رفتیم
‫باهاشون مشروب خوردیم.

26:49.877 --> 26:52.046
‫اوه، آره.

26:53.114 --> 26:55.049
‫گفتم که، نه.

26:59.153 --> 27:02.256
‫من که میگم بهشون اجازه بدیم
‫به نمایندگیمون کارشون رو شروع کنن.

27:03.190 --> 27:05.826
‫هی، خودت گفتی اگه یکی از ماها باهات مخالفه

27:05.860 --> 27:07.962
‫اونوقت اجازه داره تو رو به چالش بکشه.

27:09.196 --> 27:11.031
‫خب که چی؟

27:12.700 --> 27:15.002
‫به نظرم دارم به چالش می‌کشمت.

27:15.035 --> 27:17.738
‫برو درتو بذار بابا.

27:24.345 --> 27:25.946
‫با مُشت؟

27:28.716 --> 27:30.651
‫یا با چاقو؟

27:33.387 --> 27:35.656
‫خب، دلم نمی‌خواد بُکشمت.

27:36.323 --> 27:38.192
‫خب انتخابت چیه؟
‫مُشت؟

27:40.027 --> 27:41.228
‫آره؟

27:42.029 --> 27:43.731
‫آره.

27:44.798 --> 27:46.300
‫یه پیک‌نیک بود.

27:46.333 --> 27:48.202
‫- یه پیک‌نیکِ بزرگ خانوادگی
‫- خیلی‌خب

27:49.303 --> 27:51.705
‫خوب یادمه
‫چون اون روز هوا خیلی سرد بود.

27:53.340 --> 27:55.209
‫بچه‌ها این طرف و اون طرف می‌دویدن
‫مردا هم به شدت مست کرده بودن.

27:55.242 --> 27:57.211
‫زن‌ها و دوست دختراشون هم
‫همون اطراف می‌پلکیدن.

27:57.244 --> 27:59.313
‫و بقیه داشتن یه رکورد جدید می‌زدن.

28:00.781 --> 28:03.484
‫- یالا
‫- نابودش کن

28:03.518 --> 28:04.952
‫همه کل روز رو داشتن مشروب می‌خوردن.

28:04.985 --> 28:06.320
‫و تمام روز داشتن با موتوراشون...

28:06.353 --> 28:07.821
‫توی اون جاده، حرکت می‌کردن.

28:09.356 --> 28:10.758
‫و آخر روز...

28:10.791 --> 28:12.226
‫اونجا شبیه یه گودالِ گِلی بزرگ شده بود.

28:12.259 --> 28:14.295
‫و اونا همونجا کارشون رو انجام دادن.

28:40.955 --> 28:42.489
‫چیزی که درباره‌ی جانی هست اینه که...

28:42.524 --> 28:44.491
‫شاید اون همیشه از طرف مقابلش
‫توی دعوا گنده‌تر نباشه...

28:44.526 --> 28:46.360
‫ولی اون همیشه آدم بدجنس‌تری‌ـه.

29:03.210 --> 29:04.245
‫خوبی؟

29:04.278 --> 29:05.846
‫انگشت لعنتیمو شکستی.

29:05.879 --> 29:08.082
‫آره، آره.
‫خب کارمون تموم‌ـه؟

29:09.116 --> 29:09.984
‫هان؟

29:10.017 --> 29:11.919
‫حالا برو به دوستات که
‫توی شهر میلواکی‌ان بگو

29:11.952 --> 29:13.254
‫نمی‌تونن نماینده‌ای از ما باشن، باشه؟

29:13.287 --> 29:16.924
‫بهشون بگو خود جانی این رو گفت.
‫خیلی‌خب.

29:18.225 --> 29:20.160
‫حالت خوبه؟

29:22.162 --> 29:23.998
‫اگه می‌خوای بذاری اونا
‫نماینده‌ای از سمت ما باشن

29:24.031 --> 29:26.900
‫چرا به خودت زحمت دادی تا با اون مبارزه کنی؟

29:26.934 --> 29:28.503
‫اگه قرار باشه کسی ایده‌ای داشته باشه

29:28.536 --> 29:30.838
‫بهتره اون شخص خود من باشم، گرفتی؟

29:30.871 --> 29:33.007
‫الان، اون این موضوع رو درک می‌کنه.

29:33.040 --> 29:34.542
‫- خوبی؟
‫- آره

29:34.576 --> 29:36.277
‫از این بهتر نبودم.

29:36.310 --> 29:38.312
‫بعد از اون جریان
‫اعضای باشگاه هی بیشتر شد.

29:38.345 --> 29:40.781
‫خیلی سریع،
‫باشگاه، خیلی بزرگ شد.

29:45.319 --> 29:47.121
‫- خوبه؟
‫- باشه

30:04.204 --> 30:05.839
‫سر و کله‌ی نماینده‌ها...

30:05.873 --> 30:07.174
‫همه‌جا پیدا می‌شد.

30:07.207 --> 30:09.209
‫بقیه باشگاه‌ها هم،
‫درخواست دادن تا بهشون ملحق بشن.

30:47.047 --> 30:49.216
‫از توی خیابون گورتو گم کن اونور، بچه جون.

30:54.388 --> 30:55.356
‫خدا لعنتت کنه.

30:55.389 --> 30:56.857
‫داری چه غلطی می‌کنـ...

32:16.738 --> 32:19.707
‫به دوازدهمین نمایشگاهِ سالانه خودرو،
‫خوش‌آمدید.

32:55.510 --> 32:58.378
‫این آزادی‌خواه‌های خر خونِ مادرجنده رو باش.

32:59.781 --> 33:01.583
‫مادرجنده‌ها.

33:05.486 --> 33:07.488
‫شبیه داداشمن.
‫داداشم رو می‌شناسی؟

33:08.523 --> 33:11.492
‫من و داداشم
‫جفتمون توی زندگی با هم هم‌مسیر بودیم

33:11.526 --> 33:13.628
‫تنها فرقمون این بود که
‫اون آزادی‌خواه بود.

33:13.661 --> 33:16.731
‫یه چیزایی تو فکرش بود
‫که اشتباه بود.

33:16.764 --> 33:18.633
‫ولی وقتی مست می‌کرد
‫افکارش شبیه من میشد.

33:18.666 --> 33:20.768
‫وقتای دیگه، متفاوت با من فکر می‌کرد.

33:20.802 --> 33:23.370
‫منظورت از اینکه، آزادی‌خواه بود
‫چیه؟

33:24.304 --> 33:26.574
‫مگه قرار نیست عکس بگیری؟

33:26.608 --> 33:28.275
‫آره.

33:28.308 --> 33:31.245
‫پس چرا تمام مدت میکروفون گرفتی دستت؟

33:31.813 --> 33:33.447
‫نمی‌دونم.

33:33.480 --> 33:36.551
‫گفتم شاید بتونم حرفای آدما رو ضبط کنم.

33:36.584 --> 33:37.752
‫و در کنار تصویرشون ازش استفاده کنم.

33:37.785 --> 33:39.654
‫یه کتابی چیزی ازش بسازم.

33:39.687 --> 33:41.054
‫یه کتاب؟

33:41.088 --> 33:43.023
‫- آره، شاید
‫- باشه

33:43.825 --> 33:46.561
‫خب، منظورت از اینکه
‫گفتی اون یه آزادی‌خواه بود، چیه؟

33:46.594 --> 33:48.663
‫آزادی‌خواه بود دیگه.

33:48.696 --> 33:50.665
‫اهل درس و دانشگاه بود.

33:50.698 --> 33:52.299
‫اون‌ها کفش تنیس می‌پوشیدن
‫با شلوارای کوتاه...

33:52.332 --> 33:54.134
‫- می‌دونی که چه کسشعریه
‫- آها

33:54.167 --> 33:57.337
‫- برادرت چیکار می‌کرد؟
‫- توی نیروی هوایی بود

33:58.138 --> 33:59.774
‫نوامبر سال دیگه، میره تایلند.

33:59.807 --> 34:00.808
‫توی نیروی هوایی
‫به عنوان مکانیک کار می‌کنه.

34:00.842 --> 34:02.276
‫اون رو بردن کشورشون.

34:02.309 --> 34:04.478
‫ولی من رو تو کشورشون راه نمیدن.

34:04.512 --> 34:08.248
‫اون رو قبول کردن چون ظاهرش
‫خیلی شبیه پسرای آمریکایی‌ـه.

34:08.282 --> 34:10.685
‫با اون شلوارک کوتاه و کفش تنیس...

34:10.718 --> 34:12.554
‫من میرم بشاشم.

34:12.587 --> 34:15.557
‫وقتی یکسال از دانشگاه رفتن برادرم گذشت
‫بهش گفتم...

34:15.590 --> 34:19.694
‫گفتم: کثافت، تو نباید دانشگاه رو ول کنی.

34:19.727 --> 34:21.328
‫وگرنه جرت میدم.

34:21.763 --> 34:23.497
‫ولی اون انصراف داد.

34:23.531 --> 34:26.568
‫چون من بهش گفته بودم
‫هیچ آزادی‌خواهی رو توی خانوادمون نمی‌خوام.

34:26.601 --> 34:29.837
‫چون تحمل این مزخرفات رو ندارم.

34:29.871 --> 34:31.573
‫چون اگه نتونی به خودت تکیه کنی

34:31.606 --> 34:33.106
‫به هیچ دردی نمی‌خوری.

34:33.140 --> 34:35.475
‫هی، مرتیکه خر.

34:36.644 --> 34:39.179
‫آره، تو رو میگم نره خر.

34:39.212 --> 34:40.414
‫نره خر؟

34:40.447 --> 34:41.849
‫آره، خودت.
‫تو روی موتورم خط انداختی.

34:41.883 --> 34:43.216
‫هی، بیخیال.
‫بیخیال.

34:43.250 --> 34:45.787
‫دوست دارم کار کنم.

34:45.820 --> 34:47.421
‫من لاشی نیستم.

34:47.454 --> 34:50.123
دوست دارم رو پای خودم باشم

34:50.157 --> 34:51.893
‫برای پول در آوردنم به شدت کار می‌کنم

34:51.926 --> 34:53.695
‫اوه، آره، آره.

34:55.295 --> 34:57.197
‫تو چیکار می‌کنی؟

34:57.230 --> 34:59.634
‫من رشته عکاسی می‌خونم.

34:59.667 --> 35:01.368
‫توی دانشگاه.

35:04.572 --> 35:06.306
‫چرا روی موتورم خط انداختی؟

35:06.340 --> 35:08.876
‫من روی موتور کیریت خط ننداختم.

35:08.910 --> 35:11.211
‫خب، وقتی می‌رفتم
‫هیچ خطی روش نبود.

35:11.244 --> 35:12.479
‫الان اینجا دیدمت.

35:12.513 --> 35:14.147
‫و خیلی اتفاقی هم، روی موتورم خط افتاده.

35:14.181 --> 35:16.450
‫- خط؟
‫- چه خبره؟

35:17.619 --> 35:20.755
‫رفیق، داشتم کاربراتورِ موتور
‫این یارو رو نگاه می‌کردم.

35:20.788 --> 35:22.255
‫کاربراتورِ مدل جگوار داره.

35:22.289 --> 35:24.157
‫از اون کاربراتورهای بزرگِ ایتالیایی‌ـه.

35:24.191 --> 35:25.425
‫اوه، آره، آره، آره.

35:25.459 --> 35:27.595
‫و الان داره میگه روی موتورش خط انداختم.

35:27.629 --> 35:28.896
‫وای.

35:28.930 --> 35:30.932
‫من هیچ خطی روی این عتیقه‌ی کوفتی ننداختم.

35:30.965 --> 35:32.567
‫غلط کردی که میگی خط ننداختی.

35:32.600 --> 35:34.902
‫می‌خوای ناراحت بازی در بیاری مادرجنده؟
‫پس منم ناراحت میشم.

35:34.936 --> 35:36.771
‫خیلی‌خب.
‫وایسا، وایسا، وایسا.

35:36.804 --> 35:40.374
‫نه.
‫نه.

35:41.809 --> 35:43.410
‫شما رفقا مال کدوم باشگاهین؟

35:46.681 --> 35:47.882
‫گری.

35:47.915 --> 35:49.884
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونی...

35:50.818 --> 35:53.655
‫یه یارویی این اطراف هست به اسم «پیتِ تخمی»
‫می‌شناسیش؟

35:53.688 --> 35:55.657
‫مال همین طرفاست.

35:55.690 --> 35:56.824
‫آره.

35:56.858 --> 35:59.326
‫- آره، بعضی وقت‌ها باهامون موتورسواری می‌کنه
‫- اوه

35:59.359 --> 36:00.561
‫تو پیت تخمی رو از کجا می‌شناسی؟

36:00.595 --> 36:03.230
‫من؟ بعضی وقت‌ها با «پیتِ تخمی» کار می‌کنم.

36:03.263 --> 36:04.532
‫تو کار کامیونیم.

36:05.298 --> 36:07.702
‫حدوداً از پنج سال پیش تاحالا.

36:11.539 --> 36:13.675
‫قراره دوست پسرت تو دردسر بیفته.

36:13.708 --> 36:15.710
‫وای گندش بزنن.

36:15.743 --> 36:17.945
‫اسم باشگاهِ خودتون چیه؟

36:17.979 --> 36:19.647
‫سرکش‌ها.

36:20.014 --> 36:21.415
‫- سرکش‌های گری
‫- آها

36:21.448 --> 36:22.784
‫چند تا عضو دارید؟

36:24.686 --> 36:26.386
‫خیلی زیاد نیست، مگه نه؟

37:28.516 --> 37:29.684
‫خدای من.

37:38.391 --> 37:39.660
‫نه، نه!

37:40.895 --> 37:42.029
‫بنی، نه.
‫وایسا، وایسا.

37:42.063 --> 37:44.599
‫نه، نه، نه.

37:44.632 --> 37:45.666
‫نه.

37:46.701 --> 37:47.935
‫نه، خیلی‌خب؟

37:50.705 --> 37:52.405
‫خوبه.

37:53.040 --> 37:54.642
‫یا خود خدا.

37:54.675 --> 37:56.844
‫اون بچه واقعاً دیوونه است.

37:58.079 --> 37:59.379
‫آره.

37:59.412 --> 38:00.380
‫کیرم تو این وضع.

38:00.413 --> 38:01.783
‫بیاید یکم آبجو بخوریم.

38:02.917 --> 38:04.685
‫یالا.

38:09.957 --> 38:11.659
‫من یه ماشین با کاربراتور چهار دهانه داشتم.

38:11.692 --> 38:15.062
‫هر موتورش 80 اینچ مکعب جا می‌گرفت

38:15.096 --> 38:18.331
‫همراه با سوپاپ دو اینچی
‫که خوراک جریان هوا بود.

38:18.365 --> 38:20.802
‫و بزرگترین «بادامک» موجود رو روش بسته بودم.

38:20.835 --> 38:23.504
‫بزرگترین میل بادامکی بود
‫که توی موتور جا میشه.

38:24.471 --> 38:26.073
‫چطور تونستی روشنش کنی؟

38:26.107 --> 38:27.742
‫به کمک مکانیکم.

38:27.775 --> 38:29.610
‫مرتیکه 300 پوند وزنش بود.

38:29.644 --> 38:31.946
‫اون روشنش کرد.
‫با لگد کوبید بهش و روشن شد.

38:31.979 --> 38:33.413
‫لعنتی.

38:33.446 --> 38:36.083
‫اون موقع‌ها چیزای خوبی داشتی پس!

38:36.117 --> 38:37.885
‫خیلی خوب بودن.

38:37.919 --> 38:40.487
‫برای من که کافی بودن.
‫چون این من بودم که سوارشون می‌شدم.

38:40.521 --> 38:41.956
‫آره، ولی مشکلت دقیقاً همین بود.

38:41.989 --> 38:43.658
‫چون مجبور بودی اون یارو چاقالوئه رو هم
‫با خودت سوارشون کنی

38:43.691 --> 38:45.860
‫و مجبور می‌شدی بهش غذا بدی.

38:48.529 --> 38:50.665
‫چی با خودت فکر کردی؟

38:50.698 --> 38:51.732
‫که چی؟

38:52.867 --> 38:56.604
‫موقع دعوا.
‫وقتی اونجوری وارد دعوا شدی رو میگم.

38:58.773 --> 39:01.441
‫هیچی،
‫فقط اینکه دیدم داری با اونا دعوا می‌کنی.

39:01.474 --> 39:02.910
‫نیاز بود به چیزی جز این فکر کنم؟

39:06.147 --> 39:07.582
‫باشه.

39:08.516 --> 39:10.350
‫خودم و خودت رو عشقه، بچه جون.

39:12.620 --> 39:14.487
‫خودم و خودت رو عشقه، دیوونه‌ی لعنتی.

39:18.092 --> 39:19.560
‫- هوم
‫- آره

39:22.930 --> 39:24.832
‫خب، بنی همیشه دعوایی بود.

39:24.866 --> 39:26.868
‫و اونا به همچین چیزی
‫توی باشگاهشون نیاز داشتن.

39:26.901 --> 39:28.135
‫چون می‌دونی چیه؟

39:28.169 --> 39:30.504
‫- نصف آدم‌های توی باشگاه، بزدل بودن
‫- هوم

39:30.538 --> 39:32.907
‫آدم‌های بزدلِ زیادی توی اون باشگاه عضون.

39:34.108 --> 39:35.943
‫- می‌تونی با وجود اون راه بیای؟
‫- آره

39:35.977 --> 39:37.578
‫بزدل‌ها.

39:37.612 --> 39:40.480
‫به محض اینکه وارد دعوا بشن،
‫از زیرش در میرن.

39:40.514 --> 39:41.883
‫براشون مهم نیست اگه بخاطر...

39:41.916 --> 39:43.050
‫بهم زدن آرامش جامعه، برن زندان.

39:43.084 --> 39:44.619
‫نه، ولی محاله برای...

39:44.652 --> 39:46.754
‫یه کتک‌کاری حسابی یا همچین چیزی برن زندان.

39:46.787 --> 39:49.657
‫موتوراتون رو جابه‌جا می‌کنین؟

39:49.690 --> 39:50.591
‫بله، خانم.

39:50.625 --> 39:52.492
‫اوه، به‌به...

39:52.526 --> 39:55.029
‫از تمام اون جعبه،
‫فقط یه آبجو برای من گذاشتین بمونه.

39:55.062 --> 39:56.429
‫چقدر مهربونین.

39:56.463 --> 39:57.732
‫از شهر بل در کالیفورنیا

39:57.765 --> 39:59.000
‫ریچارد کانلی رو داریم.

40:01.535 --> 40:03.871
‫این موتورها رو از حیاطم بردارید.

40:05.006 --> 40:06.507
‫بنی که اینجا نیست.

40:06.540 --> 40:08.475
‫و همه‌ی این عوضیا به جاش اومدن.

40:08.509 --> 40:09.744
‫چون هیچ‌جایی هم برای رفتن ندارن.
‫می‌بینی که.

40:09.777 --> 40:11.545
‫برای همین میان و همینجا می‌شینن.

40:11.579 --> 40:12.947
‫و باعث میشن اینجا بد دیده بشه.

40:12.980 --> 40:15.616
‫همسایه‌ها، این و اون و اون رو می‌بینن.

40:19.687 --> 40:22.390
‫قبلاً آدم محترمی بودم.

40:24.759 --> 40:26.661
‫کتی، چرا فکر می‌کنی این آدم‌ها...

40:26.694 --> 40:29.964
‫وقتی پیش هم نیستن،
‫لباس‌ مخصوصشون رو نمی‌پوشن؟

40:29.997 --> 40:31.732
‫چرا؟

40:31.766 --> 40:33.868
‫چون وقتی تنها هستن، می‌ترسن.

40:33.901 --> 40:35.536
‫چون آدم‌های زیادی دنبالشونن.

40:35.569 --> 40:36.804
‫بخاطر یه چیز!

40:36.837 --> 40:38.205
‫آدم‌های زیادی ازشون کینه دارن.

40:38.239 --> 40:39.807
‫برای همین اگه یکی، یکی گیرشون بیارن...

40:39.840 --> 40:41.776
‫این همون بلایی‌ـه که سر بنی اومد.

40:41.809 --> 40:44.545
‫بنی همیشه لباس مخصوصش رو می‌پوشید
‫و روزی که اون لباس رو پوشیده بود

40:44.578 --> 40:46.080
‫و خودش تنها بود، توی دردسر افتاد.

40:46.113 --> 40:47.815
‫حتماً درباره‌ی اتفاقایی که برای بنی
‫توی شهر لیکساید افتاد

40:47.848 --> 40:49.250
‫- شنیدی؟
‫- آره، آره

40:49.283 --> 40:51.085
‫همین دیگه.

40:51.118 --> 40:52.553
‫بنی تنها بود.

40:52.586 --> 40:54.822
‫و بخاطر هیچکسی
‫لباس مخصوص باشگاهش رو در نیاورد.

40:54.855 --> 40:56.524
‫و همین مشکل‌ساز میشه.

40:56.557 --> 40:57.925
‫شنیدی داداشم چی گفت؟

40:57.959 --> 40:59.994
‫توی این محله اجازه نداریم
‫همچین طرح لباسی بپوشیم.

41:05.132 --> 41:06.534
‫پائولی، اون کوتاه نمیادا.

41:06.567 --> 41:08.669
‫بلند بشه، دعوا رو ادامه میده.

41:09.570 --> 41:10.972
‫بهتره کوتاه بیای دیگه، بچه پرو.

41:11.005 --> 41:12.840
‫خودم مجبورت می‌کنم کوتاه بیای.

41:12.873 --> 41:14.976
‫این موتور مال توئه، بچه کونی؟

41:16.610 --> 41:17.678
‫وای، گندش بزنن.
‫هنری!

41:19.914 --> 41:21.849
‫ای مادرجنده!

41:21.882 --> 41:23.718
‫- ای کسکش عوضی
‫- هنری

41:23.751 --> 41:25.586
‫هنری.

41:25.619 --> 41:26.821
‫آره، نگران نباش.

41:26.854 --> 41:28.723
‫این مادرجنده رو همین‌جا متوقف می‌کنم.

41:32.747 --> 41:35.347
«مصاحبه‌ی کتی»
«سال 1973»

41:38.299 --> 41:40.634
‫نزدیک بود پاش رو قطع کنه.

41:41.635 --> 41:43.537
‫بابام همیشه بهم می‌گفت...

41:43.571 --> 41:45.306
‫خیلی طول می‌کشه تا یه مرد گریه‌اش بگیره.

41:45.339 --> 41:47.041
‫و این خیلی افتضاحه.

41:47.074 --> 41:50.611
‫اینجوری نیست که تا یکی می‌زنه تو سرشون
‫بزنن زیر گریه.

41:50.644 --> 41:51.946
‫حداقل مردای واقعی اینجوری نیستن.

41:52.813 --> 41:55.149
‫من توی کل عمرم
‫دو بار دیدم که...

41:55.182 --> 41:57.585
‫بابام گریه می‌کنه.

41:57.618 --> 41:59.186
‫یه بار وقتی بود که پدرش فوت کرد.

41:59.220 --> 42:01.022
‫و یه بار هم وقتی بود که
‫تقریباً مادرم داشت می‌مُرد.

42:01.055 --> 42:03.024
‫منظورم یه گریه‌ی واقعیه.
‫می‌گیری چی میگم؟

42:03.057 --> 42:04.825
‫و من همیشه باور داشتم اون یه مرد واقعیه.

42:04.859 --> 42:06.827
‫در صورتی که بنی...

42:06.861 --> 42:09.964
‫وقتی با چماق به شدت کتک خورده بود، دیدمش.

42:09.997 --> 42:11.632
‫وقتی داشت بخیه می‌خورد هم دیدمش...

42:11.665 --> 42:13.034
‫و دیدم که هیچ اشکی در کار نبود.

42:13.067 --> 42:14.769
‫و دقیقاً مثل زمانی که داشتن بخیه‌اش می‌زدن

42:14.802 --> 42:16.637
‫در صورتی که اون کاملاً هوشیار بود

42:16.670 --> 42:19.206
‫امکان نداره ببینی که اون داره اشک می‌ریزه.

42:19.240 --> 42:23.110
‫تنها چیزی که دیدم نزدیک به گریه کردنش‌ـه
‫همون روز بود.

42:24.612 --> 42:27.048
‫بخاطر درد و این چیزا هم نبود.

42:27.081 --> 42:28.916
‫می‌دونی دلیلش چی بود؟

42:35.089 --> 42:38.793
‫نذار پام رو قطع کنن.

42:39.927 --> 42:41.328
‫باشه؟
‫بهشون این اجازه رو نده...

42:41.362 --> 42:43.197
‫که پام رو قطع کنن.

42:45.699 --> 42:48.669
‫اگه پام رو قطع کنن
‫دیگه نمی‌تونم موتورسواری کنم.

42:52.106 --> 42:53.340
‫دلیلش این بود.

42:53.374 --> 42:54.909
‫نمی‌خواست پاش رو از دست بده...

42:54.942 --> 42:56.844
‫چون بعدش دیگه نمی‌تونست موتورسواری کنه.

42:56.877 --> 42:58.679
‫ولی مهم نبود که به سرش ضربه خورده

42:58.712 --> 43:00.347
‫و تقریباً داشت پای این دیوونه قطع میشد

43:00.381 --> 43:01.715
‫اونم چون حاضر نبود
‫لباسش رو دراره.

43:01.749 --> 43:03.684
‫نه!
‫اینا مهم نبود...

43:03.717 --> 43:05.086
‫اون قرار نبود دیگه موتورسواری کنه...

43:05.119 --> 43:06.787
‫چون بخاطر اون موقعی که پلیس افتاد دنبالش...

43:06.821 --> 43:08.389
‫گواهی‌نامه‌اش به حالت تعویق درومده بود.

43:08.422 --> 43:11.025
‫باید بگم که...

43:11.058 --> 43:12.827
‫نه، نه، نه، نه.

43:12.860 --> 43:13.961
‫تمام چیزی که می‌تونه بهش فکر کنه...

43:13.994 --> 43:15.729
‫اینه که اون موتور مسخرش رو برونه.

43:15.763 --> 43:19.100
‫اگه اینقدر داستان غم‌انگیزی نبود
‫خیلی خنده‌دار میشد.

43:20.234 --> 43:22.169
‫جانی چی؟

43:25.005 --> 43:26.740
‫اوه، جانی.

43:27.775 --> 43:29.710
‫جانی دیوونه شد.

43:30.678 --> 43:33.147
‫جانی، بنی توی وضعیت بدیه.

43:33.180 --> 43:34.648
‫توی بیمارستان‌ـه.

43:34.682 --> 43:36.984
‫دو نفر بخاطر لباسش، ریختن سرش.

43:39.353 --> 43:41.322
‫تقریباً داشتن پاش رو قطع می‌کردن.

43:48.295 --> 43:49.830
‫کجا؟

43:51.432 --> 43:53.033
‫توی شهر لیکساید.

44:48.255 --> 44:50.124
‫دلم نمی‌خواد اینجا دردسری درست بشه.

44:54.028 --> 44:55.696
‫خب...

44:57.198 --> 45:00.167
‫اوایل امروز، یه پسر جوون
‫اینجا کتک خورده.

45:02.102 --> 45:03.337
‫و، عه...

45:03.370 --> 45:05.940
‫می‌دونی کار کی بوده؟

45:09.777 --> 45:11.946
‫چند تا از مشتری ثابت‌هام.

45:13.380 --> 45:15.115
‫چند تا مشتری ثابتت؟

45:16.450 --> 45:18.385
‫خیلی‌خب، باشه.

45:18.419 --> 45:20.788
‫اون مداد رو بردار...

45:20.821 --> 45:23.157
‫اسم و محل زندگیشون رو بنویس.

45:25.259 --> 45:27.094
‫بعدش می‌ذارم بری.

45:29.930 --> 45:32.833
‫اینجا مشروب‌فرشی من‌ـه.
‫من صاحب اینجام.

46:12.439 --> 46:13.874
‫چند تا از بچه‌ها رو بفرست

46:13.907 --> 46:16.110
‫کاری کنین که اون‌ها دیگه نتونن راه برن.

46:19.413 --> 46:21.282
‫مشروب‌فروشی چی میشه؟

46:21.315 --> 46:22.816
‫بسوزونیدش.

47:10.364 --> 47:11.932
‫باید بریم.

47:24.978 --> 47:26.046
‫نه، نباید بریم.

47:29.383 --> 47:31.118
‫اون‌ها ازمون می‌ترسن.

47:38.526 --> 47:40.928
‫به نظرم این موضوع، اون رو می‌ترسونه.

47:43.997 --> 47:47.134
‫اینکه بخاطر یه نفر اینقدر قدرتمند میشه.

47:47.167 --> 47:49.203
‫که مسئول تمام این اتفاقا میشه.

47:49.236 --> 47:51.038
‫این چیز‌ها باعث میشه فکرت درگیر بشه.

47:51.071 --> 47:53.374
‫- خامه بزنم؟
‫- نه

48:00.013 --> 48:02.015
‫بنی حالش بد بود.

48:04.952 --> 48:06.920
‫مجبور شدم سه هفته
‫توی یه مسافرخونه نگهش دارم.

48:06.954 --> 48:08.155
‫آخه نمی‌تونست راه بره.

48:08.188 --> 48:10.324
‫برای همین براش یه جا گرفتم
‫که پله نداشته باشه.

48:10.357 --> 48:12.893
‫اون همسرم‌ـه.
‫اون...

48:13.595 --> 48:14.962
‫درین...

48:16.263 --> 48:17.431
‫ما فقط داشتیم یا هم مشروب می‌خوردیم.

48:17.464 --> 48:19.099
‫توام یه کوکتل می‌خوای؟
‫(میکس چند نوع مشروب)

48:19.133 --> 48:21.201
‫.من یه مشروب مارتینی می‌خوام.

48:21.235 --> 48:23.170
‫میکس شده با شراب ایتالیایی
‫و عرقِ جوی سیاه اسپانیایی.

48:23.203 --> 48:25.105
میشه ‫زیتونم بغلش بذاری؟

48:25.139 --> 48:26.407
‫خب، فکر نکنم که هیچ‌کدوم از...

48:26.440 --> 48:28.442
‫زحمت نکش.

48:28.475 --> 48:30.010
‫خودم ترکیبش می‌کنم.

48:40.220 --> 48:41.422
‫سلام، کتی.

48:41.455 --> 48:43.190
‫بیا داخل.

48:44.425 --> 48:45.693
‫هی، نگاهش کن.

48:45.727 --> 48:47.394
‫کل روز رو لم دادی یه گوشه.

48:47.428 --> 48:48.630
‫مثل یه ملکه.

48:48.663 --> 48:50.431
‫به کی داری میگی ملکه؟

48:50.464 --> 48:53.333
‫خوب به نظر میای.
‫حالت خوبه انگاری.

48:53.367 --> 48:55.102
‫بچه‌ها فکر می‌کردن تو حال خودت نیستی.

48:55.135 --> 48:57.304
‫توی حال خودش نیست.
‫نمی‌تونه راه بره.

48:58.038 --> 48:59.507
‫جراحت چی گفت؟

48:59.541 --> 49:02.176
‫یکی از تاندون‌های پام رو قطع کردن.

49:02.209 --> 49:03.477
‫خدای من.

49:03.511 --> 49:05.012
‫یخمون تموم شده.

49:05.045 --> 49:06.046
‫عه، خیلی‌خب.

49:06.079 --> 49:07.448
‫قراره دوباره پیوندش بزنن یا چی؟

49:07.481 --> 49:09.049
‫- یه چیز تو همین مایه‌ها
‫- هوم

49:09.082 --> 49:11.418
‫- من میرم یکم یخ بیارم
‫- پس...

49:11.452 --> 49:13.487
‫تا کی قراره بخاطرش بیمارستان بمونی؟

49:13.521 --> 49:16.123
‫- سه یا چهار روز
‫- زمان زیادیه

49:29.637 --> 49:31.706
‫بچه‌ها می‌خوان
‫دوباره تو رو اون بیرون ببینن.

49:31.739 --> 49:33.474
‫قراره خیلی بزرگ باشه.

49:33.508 --> 49:34.742
‫شاید بزرگترینش تا الان باشه.

49:34.776 --> 49:36.310
‫بزرگترین چی؟

49:36.343 --> 49:38.111
‫پیک‌نیک.
‫جانی میگه همه قراره بیان.

49:38.145 --> 49:39.480
‫برای مسابقه‌ی شهر دایتون.

49:39.514 --> 49:41.215
‫اوه.

49:41.248 --> 49:42.684
‫چقدر وقت هست؟
‫سه هفته دیگه؟

49:42.717 --> 49:44.418
‫آره.

49:44.451 --> 49:46.320
‫تا اون موقع هنوز پام توی گچ‌ـه.
‫ولی...

49:46.353 --> 49:47.254
‫گچ؟

49:47.287 --> 49:49.089
‫گچ رو بیخیال.
‫می‌تونی با پای چپت دنده رو عوض کنی.

49:49.122 --> 49:50.357
‫می‌تونی به جای اینکه به پات فشار بیاری

49:50.390 --> 49:52.459
‫از ترمز جلو استفاده کنی.

49:53.327 --> 49:54.762
‫من بچه‌ها رو خوب می‌شناسم.
‫اون‌ها...

50:02.804 --> 50:04.772
‫مشروب می‌خوری جانی؟

50:04.806 --> 50:06.508
‫نه مرسی.

50:06.541 --> 50:09.009
‫بچه‌ها اگه اون بیرون ببیننت،
‫خیلی خوشحال میشن.

50:09.744 --> 50:11.445
‫اون‌ها واقعاً نگرانتن.

50:12.346 --> 50:15.415
‫- خودمو می‌رسونم.
‫- خیلی‌خب.

50:16.684 --> 50:17.819
‫من دیگه برم.

50:17.852 --> 50:20.354
‫می‌ذارم تو هم استراحت کنی.

50:20.387 --> 50:22.256
‫خیلی‌خب.

50:22.289 --> 50:23.558
‫کتی.

50:36.436 --> 50:38.138
‫جدی که نمی‌خوای بعد از 3 هفته

50:38.171 --> 50:39.641
‫موتورسواری رو باز شروع کنی، نه؟

50:39.674 --> 50:41.776
‫دکتر گفت 3 تا 4 ماه بدون اینکه
‫هیچ فشاری بهش بیاری باید استراحت کنی.

50:41.809 --> 50:43.176
‫نمی‌دونم.

50:43.210 --> 50:45.412
‫میشه صدای تلویزیون رو زیاد کنی؟

50:47.682 --> 50:49.584
‫نمی‌خوام موتورسواری کنی.

50:51.385 --> 50:53.821
‫آره، منو می‌ترسونه، بویژه بعد از جراحی.

50:53.855 --> 50:55.523
‫خوشم نمیاد.

50:57.457 --> 51:00.127
‫- ازش خوشت نمیاد.
‫- می‌ترسم.

51:06.634 --> 51:08.603
‫باید برم.

51:09.737 --> 51:11.305
‫باید از اینجا برم.

51:11.338 --> 51:13.440
‫- چی؟
‫- نه، اینطوری بهتره.

51:13.473 --> 51:15.710
‫- اینطوری به نفع توئه.
‫- تموم کن. تمومش کن.

51:15.743 --> 51:17.879
‫مجبور نیستی از من مراقبت کنی.

51:17.912 --> 51:19.614
‫- نگران من باشی.
‫- نه.

51:19.647 --> 51:21.348
‫نه.

51:22.416 --> 51:25.085
‫وقتی خوب شدم، از اینجا میرم.

51:56.383 --> 51:58.418
‫نمی‌خوام بری.

52:19.707 --> 52:23.343
‫از آزادراه خارج میشم
و به سمت ساحل گل یخ میرم

52:23.377 --> 52:24.879
‫نمی‌دونم می‌دونید گل یخ چیه یا نه.
‫(ساحلی در کالیفرنیا که این گل در آنجا رشد می‌کند)

52:24.912 --> 52:26.313
‫اگه رفتید کالیفرنیا

52:26.346 --> 52:27.649
‫خواستید به اونجا سر بزنید، اما...

52:27.682 --> 52:28.816
‫.سلام، کتی

52:28.850 --> 52:30.518
‫سلام، بروسی، گیل چطوره؟

52:30.551 --> 52:33.521
‫خوبه.
‫توی «اوک پارک» کاشت ناخن انجام میده.

52:33.554 --> 52:34.689
‫بهش سر میزنم.

52:34.722 --> 52:36.624
‫جانی، میشه صحبت کنیم؟

52:36.658 --> 52:38.425
‫اوهوم.

52:40.728 --> 52:43.497
‫همیشه این آقایون کنارت هستن
‫تا همه چیز رو بشنون؟

52:43.531 --> 52:45.867
‫- خب، چه حرفی برای گفتن داری؟
‫- یه حرفایی هست.

52:45.900 --> 52:47.635
‫اوه.

52:56.811 --> 52:58.579
‫چیزی نیاز داری کتی؟

53:01.716 --> 53:02.950
‫نمی‌تونه باهات بیاد.

53:02.984 --> 53:04.418
‫کی؟

53:04.451 --> 53:06.286
‫دقیقاً می‌دونی درباره‌ی کی حرف میزنم.

53:06.319 --> 53:07.421
‫بنی.
‫نمی‌تونه باهات بیاد.

53:07.454 --> 53:09.456
‫باشگاه نمی‌تونه اونو داشته باشه.
‫اون مال منه.

53:09.489 --> 53:11.291
‫میدونی اگه به موتورسواری ادامه بده

53:11.324 --> 53:12.560
‫می‌میره.

53:12.593 --> 53:13.795
‫قطعاً اونو به کشتن میده.

53:13.828 --> 53:15.328
‫و میدونی که این اتفاق میفته.

53:15.362 --> 53:16.864
‫من الان باید چی کار کنم؟

53:16.898 --> 53:20.968
‫من برای بنی تصمیم نمی‌گیرم
‫همونطور که تو براش تصمیم گیرنده نیستی..

53:21.002 --> 53:23.938
‫هیچکس نمی‌تونه به اون بچه بگه
‫چی کار کنه یا نکنه.

53:23.971 --> 53:25.873
‫اون بزرگ شده.

53:26.741 --> 53:29.409
‫اگه بخواد موتور برونه، پس میرونه.

53:29.443 --> 53:30.712
‫خب، نه اگه تو بهش بگی، جانی.

53:30.745 --> 53:32.312
‫نه اگه بهش بگی
‫از باشگاه بیرون انداخته شده.

53:32.345 --> 53:34.949
‫- بی‌خیال.
‫- نه، اون مال منه جانی. مال منه.

53:34.982 --> 53:36.349
‫من زنشم، نه تو.

53:36.383 --> 53:37.985
‫این چه کسشری بود الان؟

53:38.019 --> 53:39.721
‫خب، می‌دونم تو دوستش داری.
‫منم دوستش دارم.

53:39.754 --> 53:41.923
‫به همین دلیل باید این کار رو بکنی

53:44.592 --> 53:46.359
‫عه...

53:48.663 --> 53:50.698
‫حرفات، حرفات تموم شد؟

53:51.766 --> 53:52.867
‫نمی‌دونم. تموم شد؟

53:53.000 --> 53:54.001
‫اوه، حرف دیگه‌ای برای گفتن داری؟

53:54.035 --> 53:55.368
‫نه، حرفم رو زدم.

53:55.402 --> 53:57.004
‫خیلی‌خب، پس، حرفت تموم شده.

53:57.038 --> 53:58.740
‫حرفت...

53:58.773 --> 54:00.440
‫حرفت تموم شده.

54:11.953 --> 54:13.855
‫نمی‌تونی داشته باشیش!

54:21.929 --> 54:24.397
‫دهن کثیفتو ببند!

54:24.431 --> 54:26.534
‫چرا تو خفه نمیشی؟

54:29.036 --> 54:30.638
‫در گاله رو ببند!

54:30.671 --> 54:32.940
‫بخدا قسم کل کار تو جنده بازیه.

54:32.974 --> 54:34.909
‫همه‌اش کسشر، کسشر. کسشر!

54:34.942 --> 54:37.078
‫باید اون دهن کثیفتو ببندم برات.

54:37.111 --> 54:38.546
‫اگه این کار رو بکنی
‫اولین کاریه

54:38.579 --> 54:40.313
‫- که تا حالا تمومش کردی.
‫- خفه خون بگیرید!

54:40.347 --> 54:41.516
‫از کسشرات خسته شدم.

54:41.549 --> 54:42.784
‫...بی ارزش گوه.

54:42.817 --> 54:45.318
‫همیشه یه طوری رفتار می‌کنی
‫انگار خیلی سرسختی.

54:45.352 --> 54:46.821
‫اگه بخاطر کمر دردم نبود

54:46.854 --> 54:48.523
‫-کونت رو سیاه و کبود کرده بودم!
‫- باشه، بذار جلیقه‌ام رو بردارم.

54:48.556 --> 54:49.791
‫همه‌اش میگی کمرم! کمرم!

54:49.824 --> 54:51.391
‫- گفتم خفه خون بگیرید!
‫- بیا اینجا!

54:51.424 --> 54:52.627
‫معلوم شد...

54:52.660 --> 54:53.928
‫بیا اینجا!
‫می‌خوام با این کمربند آشنات کنم!

54:53.961 --> 54:54.962
‫یه تیکه عن بی ارزشی!

54:54.996 --> 54:56.463
‫- نه، نه، نه!
‫- بخور!

54:56.496 --> 54:57.899
‫- گفتم، خفه خون بگیر!
‫- بهت گفتم!

54:57.932 --> 54:59.399
‫- بهت گفتم!
‫- لعنتی!

55:00.500 --> 55:02.670
‫بهت گفته بودم، نه؟

55:02.703 --> 55:04.505
‫- بهت نگفته بودم؟
‫- نه.

55:04.539 --> 55:06.373
‫- تمومش کن! تمومش کن!
‫- نه!

55:06.406 --> 55:07.775
‫نه!

55:07.809 --> 55:10.077
‫بیا اینجا، بیا اینجا.

55:10.111 --> 55:11.546
‫- بجنب.
‫- نکن!

55:11.579 --> 55:13.080
‫نکن!

55:13.114 --> 55:16.017
‫نکن! داری می‌کُشیش!

55:16.050 --> 55:19.352
‫نکن! نکن!

55:21.889 --> 55:23.758
‫از اینجا گورتو گم کن!

55:23.791 --> 55:27.327
‫دیگه پاتو اینجا نذار!
‫به هیچ وجه!

55:35.502 --> 55:36.871
‫ببخشید.

55:36.904 --> 55:39.607
‫ببخشید.

55:39.640 --> 55:40.808
‫ببخشید.

55:40.842 --> 55:41.943
‫معذرت میخوام.

55:50.518 --> 55:52.419
‫کی میاد؟

56:18.045 --> 56:19.046
‫چی شده؟

56:28.222 --> 56:29.657
‫هی، هی.

56:32.026 --> 56:33.895
‫عضو باشگاه وندالی؟
‫(باشگاه خرابکاران)

56:33.928 --> 56:35.029
‫آفرین، درسته.

56:35.062 --> 56:36.429
‫خیلی‌خب، ما

56:36.463 --> 56:38.599
‫می‌خوایم عضو باشگاه شما بشیم.

56:38.633 --> 56:40.134
‫- می‌خواید عضو بشید...
‫- اوهوم.

56:40.167 --> 56:41.802
‫باید با رئیس حرف بزنید.

56:42.603 --> 56:44.505
‫جدی؟
‫حالا رئیس کیه؟

56:45.472 --> 56:47.440
‫رئیس کیه؟

56:52.046 --> 56:53.814
‫اون رئیسه.

56:56.684 --> 56:57.818
‫بجنب.

56:59.854 --> 57:02.455
‫هی، اینجا رو ببین.

57:02.489 --> 57:03.991
‫- خوش برگشتی.
‫- وای.

57:04.025 --> 57:06.093
‫کل راه رو با اون رانندگی کردی؟

57:06.127 --> 57:07.460
‫بسته بودمش به موتور.

57:07.494 --> 57:08.763
‫چون پاش شکسته بهش نیاز داره.

57:08.796 --> 57:10.064
‫- سلام، بتی.
‫- سلام، کتی.

57:10.097 --> 57:11.933
‫یه نوشیدنی میخوام.

57:11.966 --> 57:14.835
‫خب، موتورسواری با این چه حسی داره؟

57:32.820 --> 57:33.854
‫سلام، رفیق.

57:34.956 --> 57:37.024
‫بهم گفتن تو همونی هستی که
‫باید باهاش حرف بزنم.

57:38.926 --> 57:40.493
‫شاید.

57:40.528 --> 57:42.964
‫تا کالیفرنیا آوازه‌ات پیچیده.

57:42.997 --> 57:46.100
‫شنیده بودم یه پیک‌نیک بزرگ هست
‫گفتم یه سر بزنم.

57:46.133 --> 57:48.468
‫گفتن تو مسئولشی.

57:49.203 --> 57:51.105
‫من سانی هستم.

57:51.138 --> 57:52.606
‫امیدوار بودم شاید...

57:53.607 --> 57:55.810
‫...یه خرده غذا، نوشیدنی...

57:56.777 --> 57:59.146
‫...یه جای خواب برای یکی دو شب گیرم بیاد.

57:59.180 --> 58:01.649
‫می‌خواستم یه خرده سخاوت نشون بدم
‫و توی این مهمونی سهیم باشم.

58:01.682 --> 58:04.018
‫خیلی‌خب.
‫از خودت پذیرایی کن.

58:05.019 --> 58:06.253
‫این اینجا بروسی‌ـه.

58:06.287 --> 58:09.023
‫اینم که اینجا پوتین پوشیده بنی‌ـه.

58:09.056 --> 58:11.058
‫و منم جانی هستم.

58:11.092 --> 58:12.927
‫ما دسته‌ی وندال هستیم.

58:12.960 --> 58:14.595
‫خب...

58:15.296 --> 58:17.198
‫باعث خوشحالی منه
‫که چندتا خرابکار رو از نزدیک می‌بینم...

58:39.286 --> 58:41.055
‫وندال‌های، لعنتی!

58:42.323 --> 58:43.791
‫همیشه از خودم می‌پرسیدم

58:43.824 --> 58:45.726
‫موتورسوارای کالیفرنیا چطوری هستن.

58:46.727 --> 58:49.163
‫میتونی هزارتا از این لعنتی‌ها رو
‫کنار هم تصور کنی؟

59:01.776 --> 59:03.911
‫اونا همیشه منو یه احمق فرض می‌کردن.

59:03.944 --> 59:06.347
‫تا وقتی که وارد ارتش نشدم

59:06.380 --> 59:08.115
‫حتی یه کتاب کامیک هم نمی‌تونستم بخونم.

59:08.149 --> 59:10.284
‫کتاب کامیک چیه؟

59:10.317 --> 59:12.353
‫من توی کانادا به دنیا اومدم.

59:12.386 --> 59:13.921
‫منظورم اینه

59:13.954 --> 59:16.257
‫توی یه مدرسه‌ای که
‫کاملاً فرانسوی بود نه انگلیسی

59:16.290 --> 59:17.725
‫وارد کلاس چهارم شدم.

59:17.758 --> 59:19.627
‫و من، من همیشه در حال دست و پا زدن

59:19.660 --> 59:21.729
‫و تلاش برای یادگرفتن زبان بودن.

59:21.762 --> 59:23.864
‫- توی ارتش بودی؟
‫- آره.

59:23.898 --> 59:26.667
‫بخاطر پرخاشگر بودنم

59:26.700 --> 59:28.135
‫عذرمو خواستن.

59:29.003 --> 59:30.838
‫من می‌خواستم توی ارتش خدمت کنم.

59:30.871 --> 59:34.041
‫همیشه دلم می‌خواست به ویتنام اعزام بشم.

59:36.677 --> 59:39.814
‫برای مصاحبه‌ی ورود به ارتش ثبت نام کردم.

59:39.847 --> 59:44.318
‫شب قبلش یه مهمونی بزرگ
‫توی ساحل برپا کرده بودن

59:44.351 --> 59:45.820
‫که منم رفته بودم.

59:45.853 --> 59:50.124
‫و طرفای ساعت 4 رفتم خونه.

59:51.358 --> 59:53.060
‫مامانم اومد خونه.

59:54.028 --> 59:55.863
‫گفت:
‫«هنوز نرفتی؟»

59:58.065 --> 59:59.834
‫«هنوز نرفتی؟»

01:00:00.734 --> 01:00:02.670
‫هشدار ساعتم صدا میداد، من هنوز خمار بودم

01:00:02.703 --> 01:00:04.371
‫و سر و صورتم پر از مشروب بود

01:00:04.405 --> 01:00:06.040
‫و خب میدونین...

01:00:06.073 --> 01:00:08.242
‫...و مادرم، منو سوار یه تاکسی کرد

01:00:08.275 --> 01:00:11.112
‫منو رسوند اونجا و پیاده‌ام کرد.

01:00:12.813 --> 01:00:15.950
‫اونا، عه، اونا مرحله به مرحله
‫کارشون رو پیش بردن

01:00:15.983 --> 01:00:19.787
‫و تو هنوز اونجایی و مدام خوابت می‌بره.

01:00:22.756 --> 01:00:23.891
‫خب، آره، من قبول شدم.

01:00:23.924 --> 01:00:25.893
‫من از همه‌ی آزمون‌های لعنتیشون عبور کردم.

01:00:27.027 --> 01:00:29.130
‫و یارو می‌گفت
‫«هی، بخش جسمانی رو رد شدی.»

01:00:29.163 --> 01:00:32.867
‫گفتم: «چی گه می‌خوری؟
‫بخاطر گوشام میگی؟

01:00:32.900 --> 01:00:35.236
‫«درست نمی‌شنیدم یا چی؟»

01:00:35.269 --> 01:00:36.971
‫گفت

01:00:37.004 --> 01:00:39.240
‫«نه، آزمون، عه، آزمون اعصاب و روان رو رد شدی»

01:00:41.008 --> 01:00:42.776
‫پس اون دکتر یه نابغه‌ست.

01:00:42.810 --> 01:00:44.812
‫آره من به اندازه‌ی

01:00:44.845 --> 01:00:47.281
‫یه کارخونه‌ی مشروب‌سازی بو میدادم

01:00:47.314 --> 01:00:49.750
‫ولی، در جریانین که
‫جواب‌های خیلی خوبی بهش میدادم.

01:00:49.783 --> 01:00:52.419
بعدش اون گفت

01:00:52.453 --> 01:00:53.988
‫«همه چیز رو قبول شدی به جز این.»

01:00:54.021 --> 01:00:58.225
‫می‌گفت «شخصیت نامطلوبی داری.

01:01:01.061 --> 01:01:03.097
‫«تو رو نمیخوایم.»

01:01:03.964 --> 01:01:06.767
‫منم گفتم «میخوام برم»، فهمیدی؟

01:01:06.800 --> 01:01:08.769
‫و به اون عوضی
‫که این حرف رو بهم زد، فحش دادم.

01:01:08.802 --> 01:01:10.371
‫بهش گفتم «لعنتی مادرجنده‌ی

01:01:10.404 --> 01:01:12.773
‫حرومزاده‌ی کیرخور.»

01:01:17.211 --> 01:01:18.412
‫از اونجا اومدم بیرون.

01:01:18.445 --> 01:01:20.948
‫داشتم گریه می‌کردم.

01:01:21.815 --> 01:01:23.817
‫می‌خواستم اعزام بشم.

01:01:24.919 --> 01:01:26.954
‫آزادی‌خواهایی بودن که می‌خواستن اعزام بشن
‫ولی انتخاب نمی‌شدن

01:01:26.987 --> 01:01:28.756
‫و برگه‌ی مصاحبه‌شون رو پاره می‌کردن.

01:01:28.789 --> 01:01:30.991
‫پسر، این کارشون منو عصبی کرده بود.

01:01:41.402 --> 01:01:43.270
‫در جریانی، اینکه با این وضعیتت اومدی اینجا

01:01:43.304 --> 01:01:46.040
‫خیلی باارزشه برامون یا نه؟

01:01:47.374 --> 01:01:49.243
‫به این فکر می‌کردم، عه...

01:01:50.377 --> 01:01:52.112
‫من نمی‌تونم تاابد این باشگاه رو اداره کنم.

01:01:52.146 --> 01:01:55.416
‫میخوام یه نفر رو پیدا کنم، اوم...

01:01:55.449 --> 01:01:57.284
‫تا بهش واگذارش کنم.

01:02:00.287 --> 01:02:02.056
‫نظرت درباره‌ی بروسی چیه؟

01:02:02.089 --> 01:02:03.224
‫بروسی.

01:02:03.257 --> 01:02:04.858
‫عه...

01:02:04.892 --> 01:02:06.460
‫خب، میدونی، بروسی رو
‫مثل یه برادر دوست دارم.

01:02:06.493 --> 01:02:08.829
‫ولی اون شخص بروسی نیست.
‫بروسی نیست، نه.

01:02:09.564 --> 01:02:12.233
‫اینا بروسی رو زنده زنده می‌خورن.

01:02:12.266 --> 01:02:14.802
‫باید یکی باشه که...

01:02:16.538 --> 01:02:18.305
‫...بهش احترام بذارن.

01:02:19.406 --> 01:02:20.841
‫باید کسی باشه که...

01:02:20.874 --> 01:02:23.077
‫زورش به اینا برسه.

01:02:28.249 --> 01:02:30.217
‫اون شخص تویی.

01:02:34.088 --> 01:02:35.289
‫بی‌خیال.

01:02:45.432 --> 01:02:46.967
‫ببین.

01:02:47.968 --> 01:02:49.803
‫من این باشگاه رو از هیچی ساختم، خب؟

01:02:49.837 --> 01:02:51.405
‫من ساختمش.

01:02:51.438 --> 01:02:52.906
‫من برای این باشگاه

01:02:52.940 --> 01:02:54.275
‫ بیشتر از خانواده‌ام مایه میذارم، خب؟

01:02:54.308 --> 01:02:55.876
‫این خانواده‌ی منه.

01:02:56.977 --> 01:02:58.580
‫نمیدونم چی قراره بعد از این پیش بیاد.

01:02:58.613 --> 01:03:01.081
‫ولی میدونم یه سری اتفاقات میفته...

01:03:01.115 --> 01:03:02.249
‫افراد جدید میان.

01:03:02.283 --> 01:03:03.450
‫افراد جوون بهمون اضافه شده.

01:03:03.484 --> 01:03:06.387
‫بعضی‌هاشون رو
‫حتی نمی‌شناسم، اما...

01:03:06.420 --> 01:03:08.889
‫اونایی رو که می‌شناسم
‫حرف هیچکس رو گوش نمیدن

01:03:08.922 --> 01:03:11.992
‫مگر کسی که از پس خودش بر بیاد
‫میدونی چی میگم؟

01:03:14.295 --> 01:03:15.396
‫من رو ببین.

01:03:15.429 --> 01:03:18.032
‫من گاییده شدم.

01:03:18.065 --> 01:03:18.866
‫هوم.

01:03:18.899 --> 01:03:20.535
‫حتی نمی‌تونم حق عضویت
‫باشگاه رو پرداخت کنم.

01:03:20.568 --> 01:03:22.403
‫خب، گور بابای حق عضویت.

01:03:28.275 --> 01:03:30.210
‫تو یه مرد بالغی.

01:03:31.613 --> 01:03:34.281
‫خونه داری.
‫شغل داری.

01:03:34.315 --> 01:03:35.849
‫من اینا رو نمی‌خوام.

01:03:35.883 --> 01:03:37.818
‫این چیزا برای من اهمیتی نداره.

01:03:41.955 --> 01:03:44.124
‫آره خب، میدونی.

01:03:44.158 --> 01:03:45.627
‫ببین...

01:03:45.660 --> 01:03:47.394
‫بخاطر همینه انتخابم تویی.

01:03:49.029 --> 01:03:50.197
‫چی؟

01:03:50.998 --> 01:03:53.635
‫کسی هستی که همه‌ی اینایی که اینجان

01:03:53.668 --> 01:03:56.103
‫همه‌شون سعی دارن باشن.

01:03:57.505 --> 01:03:59.039
‫می‌بینی؟

01:04:02.644 --> 01:04:04.912
‫- جانی...
‫- چیه؟

01:04:07.915 --> 01:04:09.383
‫مال خودته.

01:04:13.053 --> 01:04:14.421
‫هوم.

01:04:25.933 --> 01:04:27.401
‫هی، خب میدونی...

01:04:28.402 --> 01:04:31.271
‫بهش فکر کن.

01:04:47.421 --> 01:04:49.456
‫سانی، تو، عه...

01:04:50.991 --> 01:04:52.393
‫...تو، توی کالیفرنیا
‫موتورسواری می‌کنی، درسته؟

01:04:52.426 --> 01:04:54.995
‫- باشگاهت اونجاست؟
‫- اوهوم.

01:04:56.296 --> 01:04:58.298
‫پس برای چی اومدی اینجا؟

01:05:00.735 --> 01:05:02.436
‫بخاطر اون اومدم.

01:05:04.606 --> 01:05:06.373
‫هنوز شخصیت واقعیش رو نشون نداده.

01:05:07.274 --> 01:05:10.110
‫شنیدیم با یه باشگاه دیگه
‫موتورسواری می‌کنه.

01:05:11.311 --> 01:05:14.381
‫من رو فرستادن تا کونشو جر بدم.

01:05:18.152 --> 01:05:19.987
‫پس، قراره، قراره...

01:05:20.555 --> 01:05:23.190
‫قراره کونشو جر بدی؟

01:05:27.494 --> 01:05:28.663
‫نه خیر.

01:05:28.696 --> 01:05:30.330
‫از شماها خوشم اومده.

01:05:31.331 --> 01:05:34.268
‫امیدوارم بتونم چند وقتی با شماها باشم.

01:05:48.248 --> 01:05:50.984
‫چه گوهی خوردید اینجا؟

01:05:52.052 --> 01:05:56.256
‫خب، فکر کنم، این، این سانیِ بامزه...

01:05:56.290 --> 01:05:57.991
‫باعث شد کَل برینه توی شلوارش.

01:06:01.763 --> 01:06:03.397
‫قیافه‌شو ببین.

01:06:06.366 --> 01:06:07.535
‫.ریدم توش مرد

01:06:07.569 --> 01:06:09.671
‫خدا لعنتت کنه.
‫لعنتی.

01:06:10.471 --> 01:06:13.474
‫یه بوهایی داره میاد.

01:06:17.712 --> 01:06:19.146
‫منظورم اینه... اون...

01:06:19.179 --> 01:06:21.081
‫میدونی، متوجهم.
‫آدم ترسناکیه.

01:06:32.259 --> 01:06:33.761
تنها چیزی که

01:06:33.795 --> 01:06:36.129
‫فکر می‌کردم بتونم انجام بدم
‫تغییر دادنش بود، خب؟

01:06:37.064 --> 01:06:39.299
‫خدای من.

01:06:39.333 --> 01:06:42.236
‫هر زنی فکر می‌کنه
‫میتونه یه مرد رو تغییر بده

01:06:42.269 --> 01:06:44.706
‫البته نه به شیوه‌ای که میخواد
‫ولی می‌تونه تغییری ایجاد کنه

01:06:44.739 --> 01:06:47.509
‫نه اینکه تغییر بزرگی ایجاد کنه‌ها،
‫بلکه...

01:06:47.542 --> 01:06:50.110
‫چمی‌دونم...
‫برای مثال،‌اون سرکش بود.

01:06:50.143 --> 01:06:52.514
‫فکر می‌کردم بهتر میشه، ولی...

01:06:52.547 --> 01:06:53.681
‫نشد.

01:06:54.582 --> 01:06:57.552
‫ولی بنی، همیشه درباره‌ی رفتن حرف میزنه.

01:06:57.585 --> 01:07:00.087
‫بعضی وقت‌ها آرزو می‌کنم کاش می‌رفت.

01:07:00.120 --> 01:07:01.455
‫چون هر بار که یه مشکلی براش پیش میاد

01:07:01.488 --> 01:07:03.257
‫اولین چیزی که به من میگه اینه که

01:07:03.290 --> 01:07:05.225
‫«خب، من میخوام برم»

01:07:05.259 --> 01:07:06.694
‫فکر می‌کنم اون این حرف رو بهم میزنه

01:07:06.728 --> 01:07:09.429
‫که بهش بگم، «نرو، نرو.»

01:07:09.463 --> 01:07:12.199
‫ولی داره به جایی میرسه که شاید بدون اینکه

01:07:12.232 --> 01:07:14.201
‫به من بگه بره،
‫فقط وسایلش رو برداره و بره.

01:07:14.234 --> 01:07:15.737
‫براش خیلی اذیت کننده نیست، میدونی؟

01:07:15.770 --> 01:07:19.273
‫ولی منم احساسات دارم.

01:07:19.306 --> 01:07:22.309
‫بنی هیچ احساسی نداره.
‫نمی‌دونم چرا اینطوری شده.

01:07:23.310 --> 01:07:25.547
‫شنیدم،‌ حتی وقتی پدرش فوت کرد

01:07:25.580 --> 01:07:27.180
‫هیچ احساساتی از خودش بروز نداد.

01:07:27.214 --> 01:07:28.448
‫گفت مردنش بهتر بود.

01:07:28.482 --> 01:07:30.284
‫بنی فکر می‌کنه وقتی می‌میری

01:07:30.317 --> 01:07:32.119
‫حالت از وقتی زنده‌ای بهتره.

01:07:32.152 --> 01:07:33.655
وقتی که پدرش مرد هم

01:07:33.688 --> 01:07:35.155
‫دقیقاً همین رو گفت.

01:07:35.188 --> 01:07:36.791
‫اینطوری براش بهتره.

01:07:36.824 --> 01:07:38.292
‫وقتی بروسی کشته شد

01:07:38.325 --> 01:07:40.327
‫گفت «اینطوری براش بهتره»

01:07:41.461 --> 01:07:42.462
‫بدون هیچ حسی.

01:07:44.331 --> 01:07:46.300
‫بروسی...
‫از وقتی بروسی مرد

01:07:46.333 --> 01:07:47.735
‫اوضاع گروه تغییر کرد.

01:07:47.769 --> 01:07:49.236
‫مگه نه؟

01:07:49.269 --> 01:07:50.605
‫اوهوم.

01:07:55.843 --> 01:07:58.111
‫دلم برای بروسی تنگ شده.

01:08:08.488 --> 01:08:09.591
‫هیچ مدرکی نیست.

01:08:09.624 --> 01:08:11.526
‫یهو تق.
‫همین.

01:08:12.894 --> 01:08:15.495
‫منظورم اینه، اینطوریه دیگه، میدونی.

01:08:15.530 --> 01:08:17.230
‫همیشه یکی هست.

01:08:18.432 --> 01:08:19.801
‫همیشه یکی هست که بیاد سراغت.

01:08:19.834 --> 01:08:21.301
‫یکی هست که میاد

01:08:21.335 --> 01:08:22.469
‫یکی که یهو از ناکجاآباد ظاهر میشه.

01:08:22.502 --> 01:08:23.738
‫همونیه که میاد سراغت.

01:08:23.771 --> 01:08:24.872
‫همین.

01:08:24.906 --> 01:08:26.507
‫یکی که از ناکجاآباد ظاهر میشه.

01:08:32.513 --> 01:08:33.548
‫هی، جانی.

01:08:34.582 --> 01:08:35.917
‫بله.

01:08:35.950 --> 01:08:37.685
‫یه تماس داشتیم.

01:08:38.886 --> 01:08:40.387
‫کی بود؟

01:08:41.288 --> 01:08:43.290
‫از محل تشییع جنازه.

01:08:43.323 --> 01:08:45.258
‫اونا گل‌ها رو تحویل نمی‌گیرن.

01:08:45.927 --> 01:08:47.461
‫چی؟

01:08:47.494 --> 01:08:49.396
‫گل‌هایی که فرستادی رو تحویل نمی‌گیرن.

01:08:49.429 --> 01:08:51.532
‫میگن خانواده‌اش گل‌ها رو نمیخوان.

01:08:57.304 --> 01:08:59.507
‫خب، به درک.
‫تو بفرستشون.

01:08:59.540 --> 01:09:01.676
‫اگه نمی‌گیرنشون
‫می‌تونن بخورنش.

01:09:01.709 --> 01:09:04.277
‫باشه.

01:09:05.713 --> 01:09:07.247
‫صبر کن.

01:09:07.280 --> 01:09:09.784
‫بچه‌ها رو جمع کن،‌ باشه؟

01:09:09.817 --> 01:09:12.486
‫خودمون می‌بریمشون.

01:10:10.878 --> 01:10:12.345
‫از اینجا برید.

01:10:23.591 --> 01:10:25.660
‫تدی سینگر رو یادتونه؟

01:10:25.693 --> 01:10:26.794
‫آره.

01:10:26.828 --> 01:10:28.228
‫آره.

01:10:28.996 --> 01:10:31.599
‫تدی سینگر

01:10:31.632 --> 01:10:33.835
‫توی راه برگشت از

01:10:33.868 --> 01:10:35.603
‫دعای روز سنت کریستوفر مُرد.

01:10:35.636 --> 01:10:38.773
‫آره. از مسیرش منحرف شد و
‫به یه ماشین که نزدیک معدن سنگ

01:10:38.806 --> 01:10:40.340
‫ پارک شده بود، برخورد کرد.

01:10:41.509 --> 01:10:42.910
‫مرد خوبی بود.

01:10:42.944 --> 01:10:47.014
‫آره، اون موتورِ، موتورِ

01:10:47.048 --> 01:10:49.316
‫خوشگل «ناکلهدی» رو می‌روند،
‫که...

01:10:49.349 --> 01:10:51.686
‫تماماً از کروم بود.
‫کلش از جنس کروم بود.

01:10:51.719 --> 01:10:53.955
‫پدرش چیزهای خاصی براشون درست می‌کرد.

01:10:53.988 --> 01:10:58.025
‫بخاطر اینکه پدرش یه...
‫یه قالب‌ساز ابزار بود.

01:10:58.059 --> 01:10:59.527
‫آره.

01:11:01.829 --> 01:11:03.330
‫بعد از مرگ تدی

01:11:03.363 --> 01:11:06.067
‫من، من به پدرش
‫پیشنهادی برای خرید موتور دادم

01:11:06.100 --> 01:11:09.269
‫بخاطر اینکه،‌ خوشگل بود.

01:11:11.005 --> 01:11:12.573
‫پول خوبی هم بهش پیشنهاد دادم.

01:11:12.607 --> 01:11:14.842
‫ولی اون نمی‌خواست،
‫نمی‌خواست...

01:11:16.544 --> 01:11:18.278
‫...نمی‌خواست بفروشتش.

01:11:21.649 --> 01:11:22.984
‫می‌فهمید چی میگم؟

01:11:24.919 --> 01:11:26.821
‫نمی‌خواست بفروشتش

01:11:26.854 --> 01:11:29.289
‫حتی سوارش هم نمی‌شد.

01:11:30.357 --> 01:11:31.793
‫موتور رو توی

01:11:33.426 --> 01:11:34.829
‫زیرزمینش نگه داشت.

01:11:36.564 --> 01:11:37.732
‫خب؟

01:11:40.802 --> 01:11:42.302
‫متوجه میشین؟

01:11:44.539 --> 01:11:45.740
‫آره؟

01:11:49.677 --> 01:11:50.711
‫به هر حال.

01:12:03.456 --> 01:12:05.760
‫کیر توش.
‫کیر توش.

01:12:28.883 --> 01:12:30.450
‫من میخوام اینطوری بمیرم.

01:12:30.483 --> 01:12:32.887
‫بی شک همینطوره.

01:12:32.920 --> 01:12:35.723
‫مادرم، بهم میگه...

01:12:35.756 --> 01:12:37.490
‫میگه «خب، توی این ماجرا غرق شدی.»

01:12:37.525 --> 01:12:39.760
‫«منظورم اینه مرگ افراد دیگه رو دیدی

01:12:39.794 --> 01:12:41.394
‫دیدی هر دو پسر عموهات با موتور فوت کردن.»

01:12:41.428 --> 01:12:43.764
‫«تو هم خودتو به کشتن میدی.»

01:12:43.798 --> 01:12:46.868
‫ولی من... من میخوام اینطوری بمیرم.

01:12:46.901 --> 01:12:49.871
‫و میخوام با موتور بمیرم.

01:12:49.904 --> 01:12:51.005
‫گاله رو ببند.

01:12:51.038 --> 01:12:52.506
‫- هیچ...
‫- گاله رو...

01:12:52.540 --> 01:12:54.175
‫- ...ببند
‫- چی؟

01:12:54.208 --> 01:12:55.710
‫جانی.

01:12:57.178 --> 01:12:58.813
‫سلام، میگن...

01:12:58.846 --> 01:13:01.582
‫میگن برای ملحق شدن
‫به باشگاه باید با تو حرف بزنیم.

01:13:09.123 --> 01:13:10.825
‫نه.

01:13:10.858 --> 01:13:12.793
‫نه. ما...

01:13:12.827 --> 01:13:14.095
‫ما بچه قبول نمی‌کنیم.

01:13:14.128 --> 01:13:15.930
‫ولی من بچه نیستم.
‫20 سالمه.

01:13:15.963 --> 01:13:17.131
‫بجنبید.
‫از اینجا برید.

01:13:17.164 --> 01:13:18.833
‫خیلی‌خب؟

01:13:19.767 --> 01:13:21.002
‫میشه فقط بیای یه نگاه به موتورهامون بندازی؟

01:13:21.035 --> 01:13:22.169
‫خودمون سر همشون کردیم.

01:13:22.203 --> 01:13:23.971
‫باشه.

01:13:30.611 --> 01:13:32.813
‫بیا موتورهامون رو ببین.

01:13:48.529 --> 01:13:50.831
‫بریم یه نگاه به این
‫موتورهای آشغالی بندازیم.

01:14:00.942 --> 01:14:02.877
‫خدای من.

01:14:02.910 --> 01:14:04.645
‫اینا واقعاً آشغالن.

01:14:04.679 --> 01:14:08.549
‫خب ما... تمام قطعات رو خودمون جمع کردیم.

01:14:08.582 --> 01:14:11.085
‫ما از هیچی تمام کاراشون رو انجام دادیم.

01:14:11.118 --> 01:14:13.587
‫تمام کاراشون رو خودمون کردیم.

01:14:16.157 --> 01:14:17.692
‫خیلی هم عالی.

01:14:18.793 --> 01:14:20.828
‫خودتون رو چی صدا می‌زنید؟

01:14:20.861 --> 01:14:22.462
‫مُرتَدین.

01:14:24.298 --> 01:14:26.634
‫از وقتی بچه بودیم،‌ موتورسواری کردیم.

01:14:28.970 --> 01:14:31.839
‫ببین، هر کاری لازم باشه انجام میدیم، خوبه؟

01:14:31.872 --> 01:14:34.208
‫اگه بخوای از کسی دزدی کنیم، می‌کنیم.

01:14:34.241 --> 01:14:35.576
‫اگه بخوای با کسی

01:14:35.609 --> 01:14:36.777
‫دعوا کنیم،‌ می‌کُشیمش.

01:14:37.912 --> 01:14:41.048
‫کل چیزی که می‌خوایم اینه که
‫با شما موتورسواری کنیم.

01:14:43.284 --> 01:14:45.853
‫خیلی برای این کار مشتاقی بچه جون، نه؟

01:14:45.886 --> 01:14:46.988
‫آره.

01:14:52.326 --> 01:14:54.028
‫شرط می‌بندم اگه بهت
‫پیشنهاد اداره‌ی این باشگاه رو بدم

01:14:54.061 --> 01:14:57.698
‫ توی صدم ثانیه قبول می‌کنی، نه؟

01:14:57.732 --> 01:14:59.033
‫چی؟

01:15:02.036 --> 01:15:03.604
‫هیچی.

01:15:05.039 --> 01:15:06.607
‫اوم...

01:15:09.143 --> 01:15:11.645
‫باشه، تو عضو میشی.

01:15:16.851 --> 01:15:18.052
‫ولی فقط تو.

01:15:20.921 --> 01:15:23.524
‫باید رفیقات رو ول کنی.

01:15:31.999 --> 01:15:33.601
‫باشه.

01:15:34.735 --> 01:15:35.403
‫نه.

01:15:35.436 --> 01:15:37.772
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.

01:15:37.805 --> 01:15:39.006
‫نه.

01:15:42.176 --> 01:15:44.045
‫نه.

01:15:44.078 --> 01:15:45.679
‫گورتو از اینجا گم کن و برو.

01:15:46.280 --> 01:15:49.050
‫تو دیگه چه عوضی‌ای هستی؟

01:15:49.083 --> 01:15:52.286
‫اینطوری رفیقات رو ول می کنی؟

01:15:54.955 --> 01:15:56.791
‫نه.

01:15:56.824 --> 01:15:58.092
‫از اینجا گورتو گم کن.

01:15:58.125 --> 01:15:59.894
‫دلم نمی‌خواد دیگه این اطراف ببینمت.

01:16:03.364 --> 01:16:04.965
‫- جانی!
‫- هی!

01:16:04.999 --> 01:16:06.367
‫- هی، تو...
‫- جانی، هی، هی!

01:16:12.673 --> 01:16:14.175
‫این گوه رو از اینجا جمع کنید

01:16:14.208 --> 01:16:15.810
‫و بزنید به چاک.

01:16:19.246 --> 01:16:22.216
‫خدای من.

01:16:24.885 --> 01:16:27.054
‫کیرخور حرومزاده.

01:16:28.155 --> 01:16:30.057
‫ولی تو رفتی.

01:16:30.091 --> 01:16:31.692
‫چی؟

01:16:31.725 --> 01:16:34.128
‫قبل از اینکه اوضاع خیلی خراب بشه، تو رفتی.

01:16:35.196 --> 01:16:37.998
‫فکر کنم سال 1969 بود، پس...

01:16:39.366 --> 01:16:40.768
‫خب، آره، مدرسه‌ام تموم شده بود

01:16:40.801 --> 01:16:43.104
‫منم جمع کردم و رفتم نیویورک.

01:16:44.872 --> 01:16:46.107
‫بخاطر همین می‌خواستم صحبت کنیم.

01:16:46.140 --> 01:16:48.008
‫می‌خواستم ببینم
‫چه اتفاقی برای بچه‌ها افتاد.

01:16:48.742 --> 01:16:50.711
‫چه بلایی سر باشگاه اومد.

01:16:52.746 --> 01:16:54.982
‫کم و بیش، یک سال بعد از
‫مرگ بروسی، بعد از اینکه رفتی

01:16:55.015 --> 01:16:56.917
‫اوضاع توی باشگاه خیلی تغییر کرد.

01:16:56.951 --> 01:16:58.619
‫اونا...

01:17:00.688 --> 01:17:02.389
‫باشگاه چند دسته شد.

01:17:02.423 --> 01:17:04.391
‫بین افراد قدیمی و جدید

01:17:04.425 --> 01:17:07.628
‫بین مشروب خورها و معتادها تقسیم شد

01:17:09.263 --> 01:17:10.731
‫و اون قوانین

01:17:10.764 --> 01:17:12.700
‫فقط چند تا چیز من درآوردی بودن

01:17:12.733 --> 01:17:14.268
‫ولی افراد جدید،‌ واقعاً بهشون ایمان داشتن.

01:17:14.301 --> 01:17:17.037
‫انگار روی یه تیکه سنگ حک شده بودن.

01:17:18.472 --> 01:17:20.941
‫یه یارویی هست که قبلاً
‫با ما موتورسواری می‌کرد.

01:17:22.376 --> 01:17:23.978
‫عکس می‌گرفت.

01:17:24.011 --> 01:17:26.847
‫میگه...
‫میگه قراره یه کتاب درست کنه.

01:17:27.748 --> 01:17:29.183
‫بهش میگم...

01:17:30.751 --> 01:17:32.720
‫«چیزی که همیشه می‌خواستم
‫اینه که مثل یه بربر وحشی

01:17:32.753 --> 01:17:35.156
‫ لباس بپوشم و ازم عکس گرفته بشه.»

01:17:35.189 --> 01:17:36.824
‫مثل یه بربر واقعی، میگیری چی میگم؟

01:17:36.857 --> 01:17:40.027
‫با پوست و تبر یا یه عنی اینطوری.

01:17:45.332 --> 01:17:47.034
‫بیشتر از این نمی‌تونم دیگه.

01:17:47.067 --> 01:17:51.305
‫من واقعاً گیج شدم.

01:17:51.338 --> 01:17:54.742
‫بنظر میاد این یارو می‌خواد
‫از موقعیت من سو‌استفاده کنه.

01:17:54.775 --> 01:17:56.177
‫و من از این مسئله خوشم نمیاد.

01:17:57.978 --> 01:18:00.247
‫این یارو منو ذله کرده دیگه.

01:18:01.315 --> 01:18:02.783
‫هی،‌ بامزه

01:18:02.816 --> 01:18:05.085
‫- یه خرده بی‌خیال اون مشروب شو
‫- اوم.

01:18:06.387 --> 01:18:07.855
‫خب من اینطوری بودم که...

01:18:07.888 --> 01:18:09.490
‫«ببین، رفیق. بهت هشدار میدم

01:18:09.524 --> 01:18:11.458
‫یه قدم دیگه نزدیکتر بشی

01:18:11.492 --> 01:18:14.195
‫من...
‫من دهنتو سرویس می‌کنم.

01:18:15.429 --> 01:18:16.830
‫اون لباس رو ببین پسر.

01:18:16.864 --> 01:18:18.933
‫مطمئنم اون لباس به من بیشتر میاد.

01:18:18.966 --> 01:18:21.202
‫آره.
‫حتماً همینطوره کتی.

01:18:21.235 --> 01:18:23.804
‫وقتی از کوره در برم، حرومزاده...

01:18:23.837 --> 01:18:28.042
‫مثل یه ساندویچِ مونده‌ی تخم مرغ
‫تند و زننده میشم.

01:18:28.075 --> 01:18:29.977
‫خوش شانس بود که عصبی نشدم‌، میدونی؟

01:18:30.010 --> 01:18:31.812
‫این همه عضو جدید داشت

01:18:31.845 --> 01:18:33.147
‫که نصفشون از جنگ ویتنام برگشته بودن.

01:18:33.180 --> 01:18:34.848
آدمایین که گل می‌کشن

01:18:34.882 --> 01:18:36.917
‫و این عضوای جدید با بقیه فرق دارن.

01:18:36.951 --> 01:18:38.819
‫خب، اونها گل می‌کشیدن دیگه.
‫مشخص بود.

01:18:38.852 --> 01:18:40.921
‫ولی چیزای دیگه‌ای هم مصرف می‌کردن.
‫موادای دیگه...

01:18:40.955 --> 01:18:43.157
‫مواد صنعتی مصرف می‌کردن،
‫اونا دیوونه‌‌ بودن.

01:18:43.190 --> 01:18:46.026
‫روی زمین خوابوندمش، خب؟

01:18:46.060 --> 01:18:47.861
‫و این رو دقیقاً گذاشتم پشت کله‌اش.

01:18:47.895 --> 01:18:50.130
‫گفت «چرا نمیذاری برم؟»

01:18:50.164 --> 01:18:52.466
‫گفتم «قرار نیست هیچ قبرستونی بری حرومزاده

01:18:52.499 --> 01:18:54.235
‫من گرفتمت.»

01:18:54.268 --> 01:18:57.905
‫«وقتی میری که من اجازه‌ی رفتنت رو بدم»

01:18:59.206 --> 01:19:01.809
‫فهمیدی با آقای سوسکی چی کار کردن؟

01:19:01.842 --> 01:19:03.511
‫ چی گفتی؟

01:19:03.545 --> 01:19:05.145
‫پلیس موتورسوار.

01:19:05.179 --> 01:19:08.916
‫همیشه می‌خواستم یه پلیس موتورسوار بشم.

01:19:08.949 --> 01:19:10.751
‫به همین خاطر باید...

01:19:11.885 --> 01:19:13.754
‫جلیقه‌ام رو پس بدم.

01:19:14.388 --> 01:19:16.123
‫یعنی داری از باشگاه خارج میشی؟

01:19:17.291 --> 01:19:18.392
‫آره.

01:19:18.425 --> 01:19:21.795
‫چه شغلی بهتر از این، نه؟

01:19:21.829 --> 01:19:24.265
‫چه شغلی بهتر از اینه که

01:19:24.298 --> 01:19:27.768
‫برای کل روز نشستن روی
‫موتور «هارلی دیویدسون» حقوق بگیری؟

01:19:28.603 --> 01:19:30.204
‫بهش گفتم.
‫باید به یه وکیل زنگ بزنه

01:19:30.237 --> 01:19:31.539
‫- میدونی چی میگم؟
‫- فکر نکنم این کار رو بکنه.

01:19:31.573 --> 01:19:32.873
‫هفته‌ی پیش بهش گفتم. اون...

01:19:32.906 --> 01:19:34.108
‫- کتی. بیا.
‫- عه.

01:19:35.109 --> 01:19:36.377
‫بیا.

01:19:36.410 --> 01:19:38.445
‫از کجا آوردیش؟

01:19:38.479 --> 01:19:39.880
‫اون دختر،‌ میخواد که این برای تو باشه

01:19:39.913 --> 01:19:41.315
‫سانی، اون الان چه کوفتی تنشه؟

01:19:41.348 --> 01:19:43.317
‫چند نفر رو با خودش برد طبقه‌ی بالا.
‫بهش احتیاجی نداره.

01:19:43.350 --> 01:19:45.352
‫نگران نباش.
‫داره بهشون خوش می‌گذره.

01:19:45.386 --> 01:19:46.588
‫گفت میخواد این برای تو باشه.

01:19:46.621 --> 01:19:49.023
‫اون گفت؟

01:19:49.056 --> 01:19:50.824
‫بپوشش.

01:19:56.063 --> 01:19:57.097
‫بجنب!

01:19:58.198 --> 01:20:01.135
‫- آره.
‫- ما مثل بابانوئلیم.

01:20:07.441 --> 01:20:08.576
‫اونا اهل کجان؟

01:20:08.610 --> 01:20:10.411
‫شهر کلمبوس.

01:20:10.444 --> 01:20:12.946
‫از دست این بچه‌های تازه وارد.

01:20:12.980 --> 01:20:14.882
‫بیشتر از این نمی‌تونم نگهش دارم.

01:20:15.617 --> 01:20:18.886
‫باید...
‫باید برم بشاشم.

01:20:43.177 --> 01:20:45.979
‫- لعنتی! لعنتی!
‫- میخوای بزنی بیرون لعنتی؟

01:20:46.013 --> 01:20:48.082
‫میخوای بزنی بیرون حرومزاده؟

01:20:51.985 --> 01:20:54.121
‫- آره.
‫- ایول.

01:20:57.424 --> 01:20:59.126
‫خیلی قشنگه.

01:21:00.060 --> 01:21:01.395
‫خیلی خوشگل شدی، کتی.

01:21:02.630 --> 01:21:04.998
‫قشنگه.

01:21:05.667 --> 01:21:07.167
‫بنی، بیا اینجا.

01:21:31.325 --> 01:21:33.160
‫چه خبر شده؟

01:21:37.699 --> 01:21:39.667
‫یکی دمار از روزگارش در آورده.

01:21:39.701 --> 01:21:41.168
‫- دیدی کی این کار رو کرده؟
‫- نه.

01:21:41.201 --> 01:21:42.436
‫خیلی‌خب، بیاید سوار ماشینش کنیم.

01:21:42.469 --> 01:21:45.005
‫شما دوتا، باید ببریدش بیمارستان.

01:21:45.038 --> 01:21:46.140
‫- بجنبید.
‫- باشه.

01:21:46.173 --> 01:21:48.409
‫بجنبید،‌ بلندش کنید.

01:22:04.158 --> 01:22:06.561
‫- کجا میری؟
‫- ولم کنید.

01:22:06.594 --> 01:22:07.629
‫- ولم کنید.
‫- ببخشید.

01:22:07.662 --> 01:22:08.663
‫- نکن!
‫- ببین چی پیدا کردیم.

01:22:08.696 --> 01:22:09.997
‫- نگران نباش.
‫- ولم کن.

01:22:10.030 --> 01:22:11.298
‫- ما مراقبت هستیم.
‫- نکن!

01:22:11.331 --> 01:22:13.000
‫- ازت مراقبت می‌کنیم.
‫- تمومش کن!

01:22:13.033 --> 01:22:15.737
‫نه! نه!

01:22:15.770 --> 01:22:17.337
‫- حواسمون بهت هست.
‫- نه.

01:22:18.506 --> 01:22:19.973
‫نه!

01:22:20.007 --> 01:22:22.209
‫- کوتاه بیا.
‫- نه.

01:22:23.010 --> 01:22:24.978
‫لعنت بهت دختر.

01:22:25.012 --> 01:22:26.581
‫بنی! بنی!

01:22:26.614 --> 01:22:28.048
‫نه! نه.

01:22:28.081 --> 01:22:30.083
‫-هی، هی، هی!
‫- نه!

01:22:31.586 --> 01:22:32.953
‫نه

01:22:33.521 --> 01:22:34.622
‫بنی!
‫بنی،‌ نه، نه.

01:22:34.656 --> 01:22:36.356
‫چه گوهی می‌خورید؟

01:22:36.390 --> 01:22:38.459
‫بی‌خیال،‌ داریم جایزه‌مون رو می‌گیریم.

01:22:40.728 --> 01:22:42.329
‫بی‌خیال، مرد.

01:22:42.362 --> 01:22:44.398
‫گفتن دختر با لباس قرمز
‫آماده‌‌ست برای طبقه‌ی بالا.

01:22:44.431 --> 01:22:45.733
‫فقط خواستیم یه خرده
‫خوش بگذرونیم.

01:22:45.767 --> 01:22:47.468
‫اونا گفتن دختر با لباس قرمز
‫برای این کار آماده‌ست.

01:22:50.504 --> 01:22:52.172
‫گورتو گم کن!

01:22:53.641 --> 01:22:56.343
‫لعنت بهت مرد.
‫اشتباه فهمیدی.

01:22:56.376 --> 01:22:57.579
‫گورتو گم کن.

01:23:04.384 --> 01:23:06.320
‫بنی کجاست؟

01:23:08.556 --> 01:23:11.091
‫خب، نیستش...

01:23:11.124 --> 01:23:13.260
‫اینجا نیست.
‫باید می‌رفت.

01:23:15.697 --> 01:23:18.198
‫باشه.

01:23:19.433 --> 01:23:21.235
‫چیزیت نیست.

01:23:52.165 --> 01:23:54.569
‫یخ بیشتر، مشروب کمتر.

01:23:56.403 --> 01:23:58.138
‫باشه،‌ولی انگار هر شب

01:23:58.171 --> 01:24:00.407
‫با یه بطری مشروب از در پشت میرن بیرون.

01:24:02.309 --> 01:24:03.176
‫جانی.

01:24:03.210 --> 01:24:05.813
‫اگه مشروبمون همینطوری گم بشه ما...

01:24:05.847 --> 01:24:07.682
‫نه، بهشون گفتم.

01:24:07.715 --> 01:24:09.216
‫باید باهات حرف بزنم.

01:24:12.720 --> 01:24:14.221
‫تنها.

01:24:15.389 --> 01:24:18.225
‫دوتا از دنده‌هامو شکوندن.

01:24:19.727 --> 01:24:21.461
‫این تازه واردهای عوضی.

01:24:23.363 --> 01:24:25.633
‫به نظرم دیوونه‌ان جانی.

01:24:28.903 --> 01:24:32.105
‫به مادرم گفتم،‌ جلیقه‌ام رو پس میدم.

01:24:35.142 --> 01:24:37.344
‫میخوام جلیقه‌ام رو پس بدم.

01:24:39.514 --> 01:24:41.081
‫از باشگاه خارج بشم.

01:24:43.751 --> 01:24:45.319
‫متوجهم.

01:24:46.721 --> 01:24:48.790
‫ولی،‌ جانی
‫اینا...

01:24:48.823 --> 01:24:51.291
‫این تازه واردهای عوضی...

01:24:54.596 --> 01:24:57.364
‫نگران اینم وقتی متوجه بشن،‌
‫من رو بکشن.

01:24:59.901 --> 01:25:01.569
‫کمک نیاز دارم.

01:25:04.471 --> 01:25:05.673
‫هوم.

01:25:09.744 --> 01:25:11.378
‫خودم هواتو دارم.

01:25:32.199 --> 01:25:34.501
‫یه اسلحه داری، درسته؟

01:25:37.404 --> 01:25:38.740
‫آره

01:25:38.773 --> 01:25:40.508
‫امشب با خودت بیارش.

01:25:43.711 --> 01:25:45.412
‫قراره چی کار کنیم؟

01:25:45.445 --> 01:25:47.447
‫باید بریم دیدن آقا سوسکِ.

01:26:08.736 --> 01:26:10.303
‫بنی؟

01:26:10.337 --> 01:26:12.339
‫- اینجایی؟
‫- آره.

01:26:13.306 --> 01:26:15.208
‫چی کار می‌کنی؟

01:26:16.544 --> 01:26:17.578
‫هیچی.

01:26:21.314 --> 01:26:23.885
‫باید یه چیزی بهت بگم.

01:26:23.918 --> 01:26:26.353
‫باید برم جایی.

01:26:26.386 --> 01:26:28.756
‫خب،‌ همه‌ی ما یه جایی برای رفتن داریم،‌ نه؟

01:26:32.627 --> 01:26:34.394
‫خیلی‌خب،‌ چی شده؟

01:26:46.306 --> 01:26:48.308
‫دیگه نمی‌تونم اینطوری زندگی کنم.

01:26:51.411 --> 01:26:53.648
‫و دیگه اینطوری زندگی نمی‌کنم.

01:26:57.018 --> 01:27:00.387
‫خب،‌ تو اونجا نبودی، بنی.
‫تو هیچی ندیدی.

01:27:00.420 --> 01:27:01.956
‫نمی‌دونم چی کار ممکن بود بکنم

01:27:01.989 --> 01:27:03.323
‫اگه من رو برده بودن بالا

01:27:03.356 --> 01:27:04.759
‫توی اتاق خواب.
‫من...

01:27:04.792 --> 01:27:06.359
‫جانی گفت حلش می‌کنه.

01:27:06.393 --> 01:27:07.929
‫- گفت هیچ اتفاقی نیفتاد.
‫- ولی واقعیت نداره.

01:27:07.962 --> 01:27:09.997
‫تو اونجا نبودی.
‫چیزی ندیدی.

01:27:10.031 --> 01:27:11.599
‫تو اونجا نبودی.

01:27:11.632 --> 01:27:13.801
‫میدونم.
‫من معذرت میخوام.

01:27:13.835 --> 01:27:15.737
‫اونجا نبودی!

01:27:17.939 --> 01:27:19.473
‫اگه منو برده بودن بالای پله‌ها

01:27:19.507 --> 01:27:20.875
‫فکر کنم اسلحه‌ات رو برمی‌داشتم

01:27:20.908 --> 01:27:22.342
‫و مغزمو می‌ترکوندم.

01:27:22.375 --> 01:27:24.311
‫- بی‌خیال.
‫- جدی میگم.

01:27:24.344 --> 01:27:26.480
‫همیشه میگم کسایی که

01:27:26.514 --> 01:27:28.348
‫خودکشی می‌کنن، باید دیوونه باشن.

01:27:28.381 --> 01:27:31.418
‫فکر کنم این دفعه ممکن بود من دیوونه بشم.

01:27:33.588 --> 01:27:35.823
‫بعد از همچین اتفاقی
‫کی ممکنه تو رو بخواد دیگه؟

01:27:35.857 --> 01:27:38.291
‫کی حتی حاضره بهت نگاه کنه؟

01:27:40.528 --> 01:27:41.929
‫ازم میخوای چی کار کنم؟

01:27:41.963 --> 01:27:45.800
‫ازت میخوام بی‌خیال موتورسواری بشی.
‫ازت میخوام بی‌خیال باشگاه بشی.

01:27:47.400 --> 01:27:49.537
‫همچین چیزی ازم نخواه.

01:27:50.838 --> 01:27:54.441
‫داشتم به این فکر می‌کردم
‫بریم یه جای دیگه. تو...

01:27:54.474 --> 01:27:56.443
‫گفتی یه پسرعمو توی فلوریدا داری

01:27:56.476 --> 01:27:57.912
‫یه گاراژ داره که میتونی اونجا کار کنی.

01:27:57.945 --> 01:28:00.915
‫بیا بریم اونجا.
‫بیا فقط بریم یه جای دیگه بنی.

01:28:04.552 --> 01:28:06.286
‫بنی.

01:28:11.092 --> 01:28:13.393
‫- بنی!
‫- چیه؟

01:28:16.063 --> 01:28:18.900
‫فکر می‌کنی به این راحتیه؟
‫هوم؟

01:28:21.501 --> 01:28:24.437
‫تا حالا اصلاً بهش فکر کردی همچین چیزی
‫میتونه امکان پذیر باشه یا نه؟

01:28:39.554 --> 01:28:40.922
‫بنی.

01:28:43.524 --> 01:28:45.325
‫باید برم جانی رو ببینم.

01:29:18.425 --> 01:29:20.728
‫هیچ کاری نکن.
‫فقط دنبالم بیا.

01:30:01.202 --> 01:30:02.937
‫آماده‌ای؟

01:30:05.840 --> 01:30:07.508
‫اسلحه رو بده من.

01:30:10.544 --> 01:30:12.914
‫لعنتی!
‫لعنتی!

01:30:20.187 --> 01:30:21.756
‫بذار خون‌ریزی کنه.

01:30:24.025 --> 01:30:25.726
‫الان برو.

01:30:26.694 --> 01:30:28.963
‫دیگه پیدات نشه.

01:30:34.902 --> 01:30:36.570
‫بجنب.

01:31:12.006 --> 01:31:13.908
‫این کارا برا چی بود؟

01:31:17.278 --> 01:31:19.714
‫این...

01:31:19.747 --> 01:31:22.616
‫این برای مراقبت از سوسکِ بود.

01:31:28.155 --> 01:31:30.558
‫همونطور که از کتی مراقبت کردی؟

01:31:36.664 --> 01:31:39.000
‫این چیزیه که این باشگاه بهش تبدیل شده؟

01:31:43.270 --> 01:31:45.806
‫این چیزیه که ما الان هستیم؟

01:31:50.277 --> 01:31:52.513
‫همینه.

01:32:08.963 --> 01:32:11.899
‫بنی.
‫بنی.

01:32:11.932 --> 01:32:14.135
‫اوم...

01:32:19.340 --> 01:32:21.075
‫این تازه واردها.

01:32:22.977 --> 01:32:24.678
‫این، عه...

01:32:26.280 --> 01:32:28.749
‫این جوونا، اونا...

01:32:33.654 --> 01:32:35.923
‫هیچ کدومشون، گوششون بدهکار نیست.

01:32:38.159 --> 01:32:41.962
‫من... من نمی‌تونم
‫نمی‌تونم دیگه این باشگاه رو اداره کنم.

01:32:48.369 --> 01:32:50.037
‫بهت...

01:32:53.107 --> 01:32:54.708
‫بهت نیاز دارم.

01:33:01.415 --> 01:33:03.050
‫میدونی...

01:33:04.819 --> 01:33:07.121
هیچ‌وقت ‫از هیچکس هیچ چیزی نخواستم.

01:33:09.957 --> 01:33:12.593
‫و از هیچکس هیچ چیزی نمیخوام.

01:33:15.229 --> 01:33:17.264
‫اون شخص من نیستم.

01:33:17.298 --> 01:33:19.934
‫هیچ‌وقت هم من نخواهم بود.

01:33:29.877 --> 01:33:31.078
‫اوم.

01:33:57.338 --> 01:33:58.806
‫بنی همیشه

01:33:58.839 --> 01:34:00.808
‫درباره‌ی رفتن صحبت می‌کرد

01:34:02.376 --> 01:34:04.044
‫و یهو غیبش زد.

01:34:06.313 --> 01:34:07.882
‫مثل همون چیزی شد که سانی بامزه بهم گفت.

01:34:07.915 --> 01:34:09.917
‫گفت «کتی، میخوام یه چیزی بهت بگم.»

01:34:09.950 --> 01:34:11.919
‫می‌گفت «وقتی با کسی از
‫گروه وندال بیرون بری.»

01:34:11.952 --> 01:34:15.122
‫«هیچ‌وقت سمت یه آدم دیگه نمیری.»

01:34:15.156 --> 01:34:17.992
‫و بنظرم این حقیقت داره
‫چون بعد از یه مدت

01:34:18.025 --> 01:34:19.760
‫دقیقاً مثل اونا میشی.

01:34:19.793 --> 01:34:22.163
‫شروع می‌کنی به فکر کردن
‫و عمل کردن مثل اونا.

01:34:22.196 --> 01:34:23.898
‫تو رو تغییر میدن.

01:34:23.931 --> 01:34:26.033
‫و بنی بیشتر از یک سال می‌شد
‫رفته بود، چون سال 1971 بود.

01:34:26.066 --> 01:34:28.969
‫زمانی بود که سر و کله‌ی یه بچه پیدا شد
‫و جانی رو به چالش دعوت کرد.

01:34:31.872 --> 01:34:33.307
‫چیزی ازش نشنیده بودم.

01:34:33.340 --> 01:34:35.676
‫یه بچه‌ی معمولی بود.

01:34:38.078 --> 01:34:39.813
‫سلام.

01:34:52.493 --> 01:34:54.261
‫من الان عضو وندال هستم.

01:34:54.295 --> 01:34:56.363
‫عضو کدوم گروه نماینده‌ای؟

01:34:56.397 --> 01:34:58.699
‫میلواکی.

01:35:00.267 --> 01:35:02.069
‫همه‌ی هم باشگاهی‌هام درباره‌ی

01:35:02.102 --> 01:35:04.138
‫اینکه دیگه نمی‌خوان تو همه چیز رو
‫اداره کنی حرف میزنن.

01:35:07.374 --> 01:35:09.043
‫اومدم به چالش دعوتت کنم.

01:35:12.846 --> 01:35:14.181
‫با مشت یا چاقو؟

01:35:16.083 --> 01:35:17.284
‫چاقو.

01:35:19.386 --> 01:35:20.955
‫هوم.

01:35:24.391 --> 01:35:26.026
‫خیلی‌خب.
‫یه...

01:35:27.995 --> 01:35:31.198
‫یه پارکینگ توی فولر هست.

01:35:32.166 --> 01:35:33.867
‫نزدیک دریاچه.

01:35:34.536 --> 01:35:36.203
‫فردا شب.

01:35:37.137 --> 01:35:38.305
‫باشه.

01:36:04.898 --> 01:36:06.500
‫ایده‌ای هم داری؟

01:36:06.534 --> 01:36:09.136
‫چندتایی دارم.

01:36:09.169 --> 01:36:12.039
‫ولی قبل از انجام دادنشون
‫میخوام یه نگاهی بندازم و آزمایششون کنم.

01:36:13.841 --> 01:36:15.075
‫عصرت چطور بود؟

01:36:15.109 --> 01:36:18.312
‫- دخترا کجان؟
‫- با دوستاشون بیرونن.

01:36:19.514 --> 01:36:21.282
‫خیلی‌خب، باید برم بیرون.

01:36:21.315 --> 01:36:23.083
‫شب بر می‌گردی؟

01:36:23.117 --> 01:36:24.818
‫آره.

01:36:24.852 --> 01:36:26.020
‫داری میای تخم مرغ میخری؟

01:36:26.053 --> 01:36:27.955
‫نمیخوام دوباره برم بیرون.

01:36:27.988 --> 01:36:30.424
‫بخاطر رفتارش معذرت میخوام استیو.

01:36:30.457 --> 01:36:31.892
‫همیشه دیره.

01:36:31.925 --> 01:36:33.127
‫کٍی مخالف بیرون اومدنمون بود.

01:36:33.160 --> 01:36:34.529
‫- آره.
‫- خیلی هم خوشحال بود.

01:36:36.598 --> 01:36:38.165
‫نمی‌تونست درک کنه چرا من اینطوری نبودم.

01:37:29.450 --> 01:37:31.251
‫سلام جانی!

01:37:34.589 --> 01:37:36.857
‫سلام کتی.

01:37:49.403 --> 01:37:51.105
‫بنی برنگشته؟

01:37:54.341 --> 01:37:55.909
‫نه.

01:37:57.378 --> 01:38:01.115
‫نه، اگه برگرده فکر کنم
‫زودتر از من ببینیش.

01:38:01.148 --> 01:38:02.883
‫نه.

01:38:04.552 --> 01:38:09.056
‫آخرین خبری که ازش داریم اینه که
‫با چند نفر به سمت ایندیانا می‌رفت.

01:38:11.358 --> 01:38:13.394
‫درسته.

01:38:15.597 --> 01:38:17.164
‫چی میخوای؟

01:38:21.368 --> 01:38:23.237
‫هیچی.

01:38:30.110 --> 01:38:32.413
‫فکر کنم هیچ کدوممون دیگه نداریمش.

01:38:37.451 --> 01:38:39.052
‫همینطوره.

01:38:50.565 --> 01:38:52.099
‫میدونی...

01:38:56.069 --> 01:38:59.039
‫هر کسی میتونه کل خودش رو صرف یه هدف بکنه.

01:38:59.072 --> 01:39:01.942
‫آره، میتونی تمام خودت رو برای یه چیز بذاری.

01:39:03.611 --> 01:39:06.447
‫ولی همچنان اتفاقی که باید بیفته،‌ میفته.

01:39:09.517 --> 01:39:11.084
‫اوم.

01:39:13.020 --> 01:39:16.123
‫چی؟
منظورت زندگی زناشویی منه؟

01:39:26.233 --> 01:39:28.335
‫بگو چی نیاز داری جانی؟

01:39:34.576 --> 01:39:36.243
‫گفتم که.

01:39:40.648 --> 01:39:42.249
‫هیچی.

01:39:51.826 --> 01:39:53.994
‫به خودت سخت نگیر، کتی.

01:39:58.499 --> 01:40:00.033
‫تو هم همینطور جانی.

01:40:14.281 --> 01:40:15.650
‫آخرای اکتبر بود.

01:40:15.683 --> 01:40:18.085
‫پس هوا سرد شده بود.

01:40:19.086 --> 01:40:20.387
‫براساس چیزی که شنیدم
‫چند تا از اعضای قدیمی وندال

01:40:20.420 --> 01:40:23.123
‫حتی موتورهاشون رو هم نبرده بودن.

01:40:23.156 --> 01:40:25.760
‫همینطور توی ماشینشون
‫نشسته بودن و نگاه می‌کردن.

01:40:25.793 --> 01:40:27.160
‫قانون هوبر.

01:40:27.194 --> 01:40:29.162
‫چی؟
یه چیز آلمانیه؟

01:40:29.864 --> 01:40:31.533
‫قانون هوبر برای وقتیه که میری کار می‌کنی

01:40:31.566 --> 01:40:32.767
‫و شب رو میری زندان می‌خوابی.

01:40:32.800 --> 01:40:35.235
‫منظورم این بود.

01:40:35.269 --> 01:40:36.738
‫به اون حمال‌ها

01:40:36.771 --> 01:40:38.105
‫ یه کار رو یاد میدن.

01:40:58.760 --> 01:41:01.328
‫خیلی‌خب، ‌بذار این داستان رو تموم کنم.

01:41:04.231 --> 01:41:06.066
‫دهنشو سرویس کن جانی.

01:41:16.343 --> 01:41:19.179
‫هوا داره خیلی سرد میشه.

01:41:32.192 --> 01:41:33.628
‫دوست داری چطوری باشه بچه جون؟

01:41:39.433 --> 01:41:40.635
‫لعنتی.

01:41:59.186 --> 01:42:01.756
‫شنیدم یه یارویی بعدش می‌گفت...

01:42:01.789 --> 01:42:04.358
‫یه موتورسوار بود، می گفت
‫کشته شدن جانی

01:42:04.391 --> 01:42:07.361
‫پایان عصر طلایی موتورسواری بود.

01:42:11.933 --> 01:42:13.534
‫بعدش، اون بچه همه چیز رو به دست گرفت.

01:42:13.568 --> 01:42:16.169
‫از باشگاه وندال یه باند تبهکاری خوب ساخت.

01:42:28.983 --> 01:42:30.985
‫حالا چه گوهی بخوریم؟

01:42:34.856 --> 01:42:36.524
‫هیچی.

01:42:46.500 --> 01:42:48.502
‫باندشون حتی بزرگ‌تر هم شد.

01:42:53.306 --> 01:42:55.877
‫الان سرتاسر سرزمین میانه نماینده‌هایی دارن.

01:42:55.910 --> 01:42:57.612
‫حتی دورتر از اون هم.

01:42:57.645 --> 01:43:00.280
‫شنیدم شروع کردن به قاچاق مواد از کانادا.

01:43:00.313 --> 01:43:02.784
‫قمار،‌ روسپی‌گری،
‫و هر چیزی که فکرش رو بکنی.

01:43:03.685 --> 01:43:05.720
‫شنیدم حتی آدم هم می‌کشن.

01:43:11.258 --> 01:43:12.560
‫حرف از باشگاه‌های دیگه که میشه

01:43:12.593 --> 01:43:13.995
‫آدم یاد سانی بامزه میفته، نه؟

01:43:14.028 --> 01:43:15.395
‫از کالیفرنیا اومده بود.

01:43:15.429 --> 01:43:17.364
‫این چیزا دیگه الان اتفاق نمیفته.

01:43:17.397 --> 01:43:18.599
‫الان توی روز روشن

01:43:18.633 --> 01:43:19.834
‫باشگاه‌ها به هم حمله می‌کنن.

01:43:19.867 --> 01:43:21.468
‫مایه‌ی سرافکندگیه.

01:43:23.871 --> 01:43:25.840
‫بقیه چی؟

01:43:25.873 --> 01:43:27.709
‫برای بقیه چه اتفاقی افتاد؟

01:43:27.742 --> 01:43:30.912
‫بعضی‌هاشون هنوز باهاشون موتورسواری می‌کنن.

01:43:30.945 --> 01:43:33.715
‫واهو و کورکی هم همینطور.

01:43:33.748 --> 01:43:35.717
‫هنوز عضو باشگاهن.

01:43:37.484 --> 01:43:40.621
‫گاییدمت.

01:43:40.655 --> 01:43:42.757
‫چون هوش افراد با هم متفاوته.

01:43:42.790 --> 01:43:44.859
‫- کَل، مرد.
‫- مثل هم فکر نمی‌کنن.

01:43:44.892 --> 01:43:46.426
‫میگن داشته

01:43:46.460 --> 01:43:48.029
‫توی لٍیک‌وود خونه رنگ می‌کرده.

01:43:48.062 --> 01:43:50.798
‫از روی پله افتاده و گردنش شکسته.

01:43:53.601 --> 01:43:56.269
‫یکی بهم گفت
‫سانی بامزه برای ساعتی 5 دلار

01:43:56.303 --> 01:43:57.739
‫بیرون یه سینما روی موتورش میشینه

01:43:57.772 --> 01:44:01.341
‫تا مردم رو دعوت کنه
‫برن فیلم «ایزی رایدر» رو ببینن.

01:44:01.943 --> 01:44:03.878
‫جون!

01:44:03.911 --> 01:44:05.012
‫همه چیز خیلی

01:44:05.046 --> 01:44:06.681
‫مسخره‌ست.

01:44:07.582 --> 01:44:09.483
‫آقا سوسکِ برگشت خونه.

01:44:09.517 --> 01:44:11.853
‫باورت میشه؟
‫الان یه پلیس موتورسواره.

01:44:11.886 --> 01:44:14.454
‫آره،‌ اونم بعد از همه‌ی این داستان‌ها.

01:44:15.690 --> 01:44:19.493
‫و زیپکو هم به تگزاس رفت
‫تا روی یه قایق صید میگو کار کنه.

01:44:19.527 --> 01:44:22.462
‫آخرین چیزیه که ازش شنیدم.
‫چیز دیگه‌ای نمیدونم.

01:44:25.365 --> 01:44:27.602
‫بنی چی؟

01:44:39.113 --> 01:44:40.480
‫هی بنی.

01:44:40.515 --> 01:44:43.283
‫- هوم.
‫-شنیدی چی شده؟

01:44:52.894 --> 01:44:56.396
‫الان بهم گفتن رئیس وندال کشته شده.

01:44:56.429 --> 01:44:58.398
‫یه یارو به اسم جانی.

01:44:59.667 --> 01:45:03.403
‫میگن یه بچه از راه رسیده و
‫توی پارکینگ بهش شلیک کرده.

01:45:05.773 --> 01:45:08.408
‫قبلاً با اون یارو موتورسواری می‌کردی؟

01:45:09.677 --> 01:45:10.845
‫اوم.

01:45:14.381 --> 01:45:16.017
امان از ‫این بچه‌های تازه به دوران رسیده.

01:47:36.757 --> 01:47:38.960
‫اومدیم اینجا توی فلوریدا.

01:47:41.195 --> 01:47:42.797
‫میدونی؟

01:47:44.265 --> 01:47:45.866
‫هنوز موتورسواری می‌کنه؟

01:47:45.900 --> 01:47:47.735
‫نه. نه.

01:47:48.769 --> 01:47:51.605
‫نه، از وقتی جانی مرد

01:47:51.639 --> 01:47:53.541
‫بنی دیگه موتورسواری نمی‌کنه.

01:47:54.608 --> 01:47:55.977
‫و، میدونی، من...

01:47:58.245 --> 01:48:00.081
‫فکر نکنم دلش براش تنگ شده باشه.

01:48:06.687 --> 01:48:08.622
‫و همه چیز واقعاً خوبه.

01:48:09.256 --> 01:48:11.592
‫حالمون خوبه.
‫خوشحالیم.

01:48:12.293 --> 01:48:13.661
‫بنی با پسرعموش کار می‌کنه.

01:48:13.694 --> 01:48:15.596
‫و همه چیز واقعاً عالیه.

01:48:18.332 --> 01:48:20.301
‫روش قسم می‌خورم.
‫منظورم روی ماشین‌هاست.

01:48:20.334 --> 01:48:21.969
‫خوشحالیم.

01:48:23.571 --> 01:48:25.139
‫...ماشین‌ جذابی داشت.

01:48:25.172 --> 01:48:27.775
اومد تو
و منم کامل بررسیش کردم

01:48:27.808 --> 01:48:30.044
‫و برگشتم و بهش گفتم که...

01:48:30.077 --> 01:48:31.679
هرکاری تا الان کرده
اشتباه بوده

01:48:31.712 --> 01:48:33.114
اصلاً قدر ماشینش رو نمی‌دونست

01:48:33.147 --> 01:48:35.716
ازش خوب نگه‌داری نکرده
و درست مراقبش نبوده

01:48:35.750 --> 01:48:38.152
‫بعدش اون عصبی شد و
‫سر من داد میزد...

01:48:38.185 --> 01:48:39.620
‫و بعدش...

01:48:39.644 --> 01:48:51.144
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:48:51.168 --> 01:49:01.268
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
