WEBVTT

00:01.421 --> 00:08.421
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

00:28.643 --> 00:35.643
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

00:46.568 --> 00:47.610
‫هی

00:49.195 --> 00:52.114
‫هی هی هی هی

00:52.115 --> 00:53.783
‫هی هی

00:57.287 --> 00:59.413
‫- اون چه کوفتی بود دیگه؟
‫- چی؟

00:59.414 --> 01:01.082
‫پشت بی‌سیم چیزی نگفتن؟

01:02.959 --> 01:04.417
‫نمی نمی‌دونم

01:04.418 --> 01:06.461
‫- نمی‌دونم، کار نمی‌کنه
‫- لعنتی تیر خوردی

01:06.462 --> 01:07.754
‫- چی؟
‫- حسش نمی‌کنی؟

01:07.755 --> 01:11.800
‫- وای لعنت، کمکم کن بلند شم
‫- گندش بزنن، از بی‌سیم رد شده

01:11.801 --> 01:13.302
‫- یالا، باید بریم
‫- وای لعنت

01:13.303 --> 01:15.430
‫خوبی، طوری‌ت نیست یالا، یالا، خوبی

01:21.269 --> 01:22.352
‫جلو پات رو بپا

01:22.353 --> 01:24.146
‫- آره
‫- قدم به قدم، باشه؟

01:24.147 --> 01:25.148
‫خوبم

01:30.111 --> 01:31.404
‫یالا، یالا

01:32.614 --> 01:33.615
‫لعنتی

01:34.199 --> 01:35.782
‫- خوبی؟
‫- خوبم، خوبم

01:35.783 --> 01:36.784
‫در رو باز کن

01:40.955 --> 01:42.415
‫هی

01:45.585 --> 01:46.586
‫هی

01:48.880 --> 01:50.048
‫راهمون بدین تو

01:50.840 --> 01:51.841
‫لعنت

02:04.395 --> 02:06.648
‫هی هی

02:07.649 --> 02:09.148
‫کی هستین و چی می‌خواین؟

02:09.149 --> 02:11.693
‫- ژولیت ما رو فرستاده
‫- در رو باز کن

02:11.694 --> 02:13.612
‫از کجا بدونم سمی نشدین؟

02:13.613 --> 02:15.072
‫چون تیر خوردم

02:15.073 --> 02:17.491
‫اگه سمی روم بود،
‫از سوراخ تیر می‌رفت تو بدنم

02:17.492 --> 02:19.536
‫- تا الان مرده بودم
‫- درِ لعنتی رو باز کن

02:20.411 --> 02:22.746
‫گرفتمت، حواسم هست، آماده‌ای؟

02:22.747 --> 02:24.249
‫طوری نیست، یالا

02:27.919 --> 02:28.920
‫کمکم کن

02:32.048 --> 02:36.135
‫خب پس، گلوله اول خورده به
‫بی‌سیم و بعد رفته تو بدنش

02:38.137 --> 02:39.639
‫باشه، خیلی‌خب

02:46.020 --> 02:47.105
‫باشه

02:50.024 --> 02:51.317
‫حال ژولیت خوبه؟

02:52.861 --> 02:55.404
‫آره، معلومه که خوبه صحیح و سالم خونه‌شه

02:55.405 --> 03:00.994
‫این ماییم که یه آشغال کوفتی
‫توی آسمون داره بهمون شلیک می‌کنه

03:02.120 --> 03:04.246
‫باشه، فشارش فشارش بده

03:04.247 --> 03:05.582
‫باشه

03:23.808 --> 03:25.018
‫می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟

03:27.437 --> 03:28.438
‫کتابه بلده

04:28.373 --> 04:29.374
‫هی

04:31.626 --> 04:32.627
‫برو اون‌یکی رو بیار

04:41.094 --> 04:42.636
‫- هی
‫- درستش کردی؟

04:42.637 --> 04:43.720
‫آره

04:43.721 --> 04:45.556
‫می‌خوای می‌خوای باهاشون حرف بزنی؟

04:45.557 --> 04:46.640
‫- من؟
‫- آره

04:46.641 --> 04:49.685
‫نه، نه، باید رمزی حرف
‫بزنی قرار نبود کار من باشه

04:49.686 --> 04:51.144
‫- نه، من
‫- حرف بزن

04:51.145 --> 04:53.564
‫- حرف بزن، دکمه رو بگیر
‫- باشه، گرفتم، گرفتم

04:53.565 --> 04:54.566
‫هی

04:55.733 --> 04:57.277
‫آره دانی، چیه؟

04:59.070 --> 05:00.363
‫دانی دیگه کدوم خریه؟

05:01.739 --> 05:02.740
‫کیه داره حرف می‌زنه؟

05:04.617 --> 05:06.828
‫وای لعنت، اسمم اسمم یادم نمی‌آد

05:09.205 --> 05:10.582
‫معاون کالسو هستم،

05:11.374 --> 05:14.043
‫از طبقه ۱۷

05:16.880 --> 05:19.798
‫کالسو، معاون کرین هستم

05:19.799 --> 05:21.675
‫- ژولیت؟
‫- لطفاً ادامه بدین

05:21.676 --> 05:22.885
‫معاون کرین؟ آره، باشه

05:22.886 --> 05:25.220
‫خب خب اینجا یه مشکل کوچیک داشتیم،

05:25.221 --> 05:26.763
‫ولی حال بچه‌ها خوبه

05:26.764 --> 05:29.725
‫دانی دانی صدام رو می‌شنوی؟
‫از مرکز پیام می‌دم

05:29.726 --> 05:33.896
‫دیگه نیازی به تحویل مرسوله
‫نیست لطفاً برگرد به پایگاه

05:33.897 --> 05:35.272
‫دانی دانی دیگه کیه؟

05:35.273 --> 05:37.691
‫کالسو، می‌شه بیای از خط بیرون؟ خفه شو

05:37.692 --> 05:39.568
‫- خفه شم؟
‫- دانی، متوجه شدی؟

05:39.569 --> 05:42.571
‫دیگه نیازی به تحویل مرسوله نیست

05:42.572 --> 05:44.365
‫لطفاً برگرد به پایگاه

05:44.866 --> 05:46.576
‫دانی هستم قطع شد

05:47.577 --> 05:48.703
‫دارم برمی‌گردم پایگاه

05:52.081 --> 05:55.417
‫کالسو، کالسو، کرین هستم

05:55.418 --> 05:56.668
‫صدام رو می‌شنوی؟

05:56.669 --> 05:58.003
‫هی

05:58.004 --> 05:59.087
‫هی

05:59.088 --> 06:03.550
‫کارت توی طبقه ۱۷ عالی
‫بود معاون جیمز اونجاست؟

06:03.551 --> 06:04.927
‫- با توئه
‫- چی؟

06:04.928 --> 06:06.137
‫باید باید رمزی حرف بزنی

06:06.721 --> 06:08.890
‫- آخه بلد نیستم
‫- باید بگی

06:11.976 --> 06:13.894
‫- معاون جیمی هستم
‫- کد

06:13.895 --> 06:14.896
‫جیمز

06:16.189 --> 06:21.568
‫سلام، از وقتی که انتقالی گرفتم ندیدمت

06:21.569 --> 06:24.614
‫خانواده خانواده چطورن؟
‫اونا همه خوبن؟

06:27.033 --> 06:29.410
‫خانواده‌م، حالشون خوبه

06:31.079 --> 06:32.246
‫باشه، عالیه

06:32.247 --> 06:35.959
‫خب ترلی چی معاون ترلی حالش چطوره؟

06:36.543 --> 06:37.961
‫ترلی؟

06:38.461 --> 06:42.297
‫فهمیدم، آره همه‌چی روبه‌راهه
‫معاون ترلی یکم خورده زمین

06:42.298 --> 06:44.384
‫اما اون حالش خوبه

06:45.552 --> 06:46.761
‫باشه

06:47.303 --> 06:48.721
‫خوبه، خوشحال شدم شنیدم

06:51.224 --> 06:54.310
‫جیمز، یادته درمورد مادرت باهام حرف زدی؟

06:56.104 --> 06:59.565
‫می‌خوام درمورد اتفاقی که براش
‫افتاده یه پرونده تحقیق باز کنی

06:59.566 --> 07:02.318
‫کاش می‌تونستم دلیلم رو بگم،
‫ولی وقت ندارم، واسه همین

07:02.944 --> 07:04.904
‫کالسو برات توضیح می‌ده، باشه؟

10:01.414 --> 10:04.416
‫حفاری که دیدی، نمونه اولیه بود

10:04.417 --> 10:06.084
‫نه تای دیگه دارن ساخته می‌شن

10:06.085 --> 10:09.463
‫ده تا دستگاه حفار،
‫که هرکدوم پنج تا سیلوی دیگه حفر می‌کنن

10:09.464 --> 10:10.965
‫روی هم رفته پنجاه تا سیلو

10:11.466 --> 10:13.092
‫سیلوها برای چی‌ان؟

10:17.472 --> 10:18.597
‫بذرها

10:18.598 --> 10:21.184
‫مثل بانک بذر سوالبارد؟

10:22.310 --> 10:23.560
‫یه جورایی

10:23.561 --> 10:25.562
‫ببخشید، چرا ده تا حفار؟

10:25.563 --> 10:28.482
‫تا بتونیم هم‌زمان ده تا سیلو رو حفر کنیم

10:28.483 --> 10:30.400
‫وقتی حفاری تموم بشه،

10:30.401 --> 10:33.238
‫حفارها رو می‌کشیم بیرون،
‫و می‌بریمشون سراغ ده تای بعدی

10:33.988 --> 10:36.240
‫توی یگان مهندسی ارتش یه شوخی داشتیم

10:36.241 --> 10:39.701
‫مهندس لیوان رو نیمه‌پر
‫می‌بینه یا نیمه‌خالی؟

10:39.702 --> 10:42.412
‫خب، حدس می‌زنم که مهندسه خوش‌بین باشه

10:42.413 --> 10:43.664
‫نیمه‌پر

10:43.665 --> 10:46.543
‫مهندس لیوان رو دو برابر
‫چیزی که لازمه بزرگ می‌بینه

10:49.587 --> 10:52.006
‫- حفارهای بیشتری لازم داری
‫- چقدر بیشتر؟

10:52.549 --> 10:55.635
‫خب، ۵۰ تا سیلو می‌خوای
‫به ۵۰ تا حفار هم نیاز داری

10:57.595 --> 11:01.431
‫خب دنیل، من پولدارم، ولی ۵۰ تا حفار

11:01.432 --> 11:03.433
‫استفاده دوباره از حفارها روی کاغذ منطقیه،

11:03.434 --> 11:07.145
‫ولی می‌دونی، بالا کشیدنشون از
‫چاه‌های چند کیلومتری هم خرج داره

11:07.146 --> 11:10.232
‫از مدیر پروژه‌ت بپرس اگه بعد
‫از کارشون همون‌جا ولشون کنیم،

11:10.233 --> 11:13.069
‫چقدر از هزینه حفارهای اضافه جبران می‌شه

11:13.653 --> 11:15.572
‫۵۰ تا سیلو، بذرِ خیلی زیادی می‌شه

11:16.114 --> 11:17.865
‫خب، فقط بذر واقعی نیست

11:17.866 --> 11:21.451
‫قراره بهترین آثار هنری،
‫ادبیات و علوم جهان رو

11:21.452 --> 11:23.036
‫هم ذخیره کنیم

11:23.037 --> 11:26.708
‫واسه انبار بذر و کتابخونه
‫نیازی به منطقه پرواز ممنوع نیست

11:33.131 --> 11:36.134
‫اینا برای یه نوع بذر دیگه هم هستن

11:36.718 --> 11:37.844
‫آدم‌ها

11:38.845 --> 11:40.805
‫برای احیای دوباره جمعیت زمین

11:45.059 --> 11:46.435
‫احیای جمعیت؟

11:46.436 --> 11:48.562
‫ما داریم با پایان جهان روبه‌رو می‌شیم

11:48.563 --> 11:50.565
‫و نمی‌شه جلوش رو گرفت

11:51.941 --> 11:53.401
‫فقط می‌شه ازش جون سالم به در برد

12:03.077 --> 12:04.662
‫چه حسی داری؟

12:05.413 --> 12:06.623
‫چه حسی دارم؟

12:07.332 --> 12:09.792
‫چرا؟ سطح کورتیزولم بالاست؟

12:10.627 --> 12:12.544
‫فهمیدی شوهرت بهت خیانت کرده

12:12.545 --> 12:15.215
‫می‌خوای بدونی چه حسی دارم؟ حس خستگی

12:16.549 --> 12:18.551
‫قابل درکه

12:19.636 --> 12:22.596
‫متأسفانه الان وقتی برای خوابیدن نداری

12:22.597 --> 12:24.056
‫ساعت چهار صبحه

12:24.057 --> 12:26.643
‫شناسایی هوایی‌مون
‫دوباره سیلوی ۱۷ رو چک کرد

12:27.852 --> 12:30.855
‫جسدای کندی و لوکاس غیبشون زده

12:32.607 --> 12:33.857
‫کمیل،

12:33.858 --> 12:36.986
‫باید بفهمی دلیل واقعی
‫فرستاده شدنشون به ۱۷ چی بوده

12:48.373 --> 12:51.918
‫سلام پیری، خیلی وقته ندیدمت

12:52.502 --> 12:53.670
‫چطوری پیدام کردی؟

12:54.671 --> 12:56.673
‫دوستات اون‌قدرا هم که
‫فکر می‌کنی باهات خوب نیستن

12:58.341 --> 12:59.384
‫چی می‌خوای؟

13:06.015 --> 13:07.016
‫هاروود

13:08.309 --> 13:10.978
‫بهت یه زندگی تازه داد
‫چون یه چیزی براش ساختی

13:10.979 --> 13:13.814
‫فقط می‌خوام بدونم تو انتقال کالاهای سرقتی

13:13.815 --> 13:15.733
‫از تدارکات دست داشته یا نه

13:16.818 --> 13:18.278
‫گورت رو از اینجا گم کن

13:23.366 --> 13:24.450
‫می‌دونی تمام عمرم

13:25.785 --> 13:29.080
‫می‌خواستم یه سؤال ازت بپرسم

13:29.831 --> 13:31.207
‫چه مزه‌ای می‌ده؟

13:32.125 --> 13:34.043
‫چه غلطی داری می‌کنی؟ چی می‌گی؟

14:02.197 --> 14:03.573
‫هی بیاین اینجا

14:06.784 --> 14:10.163
‫هی، اینجا هم هست تا اون ته پایینه

14:12.790 --> 14:13.916
‫چیه؟

14:13.917 --> 14:16.919
‫من نقاشم و رنگ دور این پنل اکسید شده،

14:16.920 --> 14:18.587
‫انگار حرارت دیده باشه

14:18.588 --> 14:22.007
‫انگار مثلاً جوشش داده باشن تا بسته بمونه

14:22.008 --> 14:24.635
‫جای جوش نمی‌بینم، واسه همین فکر کنم

14:24.636 --> 14:26.471
‫از داخل جوش خورده

14:37.690 --> 14:38.691
‫ممنون

14:43.738 --> 14:44.948
‫آنتونی چطوره؟

14:48.159 --> 14:49.244
‫خوبه

14:51.913 --> 14:54.415
‫انگار خوشحاله اوضاع برگشته به قبل

14:55.583 --> 14:58.294
‫وقتی شبا من می‌اومدم خونه و تو نمی‌اومدی

15:02.298 --> 15:07.345
‫حواسم بهش بوده ببینم داروی
‫فراموشی اثر کرده یا نه

15:08.346 --> 15:12.225
‫به امید اینکه فقط
‫همه‌چیزو فراموش کنه، می‌دونی؟

15:14.561 --> 15:17.272
‫این اتفاقا رو فراموش می‌کنه،
‫همه‌چی بین خودمون رو

15:20.525 --> 15:22.777
‫ولی هم‌زمان ازش وحشت هم دارم

15:27.407 --> 15:29.367
‫اون بچه نود درصد بدنش از آبه

15:31.578 --> 15:33.913
‫آخرین نفر از ماست که فراموش می‌کنه

15:39.752 --> 15:40.753
‫آره

15:44.507 --> 15:49.053
‫گفتی یه راهی هست
‫که نذاریم سیلو ۱ همه‌مون رو بکشه

15:53.600 --> 15:56.643
‫ژولیت می‌خواست دوستاش
‫رو بفرسته اون یکی سیلو

15:56.644 --> 15:59.689
‫گفت اونجا
‫گفت اونجا بچه‌هایی هستن که کمک می‌خوان

16:04.194 --> 16:06.987
‫به جاشون لوکاس و کندی
‫رفتن و جون سالم به در نبردن

16:06.988 --> 16:09.615
‫- می‌خوام بدونم چرا فرستادشون
‫- گفتی بچه اونجا بوده

16:09.616 --> 16:12.160
‫می‌دونم چی گفتم، بی‌خیال راب

16:14.829 --> 16:19.125
‫دارم ازت می‌پرسم چرا فرستادشون

16:20.251 --> 16:24.214
‫اصلاً چرا حاضر شد
‫نزدیک‌ترین دوستاش رو بفرسته؟

16:27.091 --> 16:28.092
‫راب

16:33.598 --> 16:36.017
‫سعی کردی بلایی رو که
‫اونجا سرش اومد پاک کنی

16:37.101 --> 16:41.523
‫اما شکست خوردی،
‫همون‌طور که امیدوارم اینجا هم شکست بخوری

16:43.024 --> 16:44.817
‫اون بچه‌ها چیزای وحشتناکی دیدن

16:45.652 --> 16:49.697
‫اگه نمی‌تونی باور کنی که اون از ته
‫دل می‌خواد به اون بچه‌ها کمک کنه

16:51.574 --> 16:53.409
‫پس دیگه اصلاً نمی‌شناسمت

17:18.810 --> 17:20.395
‫آره، بازش کردم، بیا

17:21.937 --> 17:24.107
‫آره، از داخل جوش خورده

17:34.909 --> 17:35.910
‫چی؟

17:37.620 --> 17:40.874
‫متأسفم جیمی،
‫یه جنازه توی لباس تمیزکاری اینجاست

17:48.172 --> 17:50.425
‫خودشو اون تو جوش داده؟

17:53.386 --> 17:56.389
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟
‫چون لابد می‌دونسته

17:59.267 --> 18:00.685
‫باید جابه‌جاش کنیم

18:02.687 --> 18:04.105
‫لوله رو مسدود کرده

18:12.947 --> 18:13.948
‫باشه

18:19.787 --> 18:21.789
‫- باشه، بریم
‫- نه، نه، نه

18:23.917 --> 18:27.253
‫مردم سیلوی من قراره بمیرن

18:28.546 --> 18:30.924
‫یعنی تک‌تک‌شون به فنا می‌رن

18:31.716 --> 18:34.219
‫اگه جیمی راضی نباشه مادرش جابه‌جا بشه،

18:35.136 --> 18:36.429
‫بهش دست نمی‌زنیم

18:41.601 --> 18:42.602
‫لعنتی

18:43.561 --> 18:44.979
‫بیاین فقط خواهش می‌کنم

18:53.238 --> 18:54.613
‫چی می‌خوای؟

18:54.614 --> 18:56.823
‫رفیقت هاروود داره وسایل می‌دزده

18:56.824 --> 18:59.201
‫پس چرا اومدی سراغ من؟
‫من از این چیزا خبر ندارم

18:59.202 --> 19:00.786
‫چون کاری براش کردی

19:00.787 --> 19:03.664
‫که از معدن نجاتت داد و یه
‫زندگی کاملاً تازه بهت بخشید

19:03.665 --> 19:05.792
‫من اصلاً نمی‌فهمم اون
‫داره چه چرت‌وپرتایی می‌گه

19:07.210 --> 19:11.588
‫از پسرت درباره‌ت آمار خواستم،
‫بهم گفت گورمو گم کنم

19:11.589 --> 19:14.383
‫بعد ده دقیقه پیش اومد اداره معاون‌ها

19:14.384 --> 19:16.134
‫و گفت پیدات کرده

19:16.135 --> 19:21.515
‫دوستم گفت یه دختر به قتل رسیده
‫و اگه می‌تونم کمکی بکنم باید بکنم

19:21.516 --> 19:23.809
‫این اولین باره دارم همچین چیزی می‌شنوم

19:23.810 --> 19:25.185
‫من هیچی درمورد

19:25.186 --> 19:27.813
‫من و هنک تازه فهمیدیم وسایلی که دزدیده شده

19:27.814 --> 19:30.692
‫ممکنه باعث بشه همه‌مون تو تاریکی بمیریم

19:31.985 --> 19:37.323
‫این قضیه این‌قدر بزرگ و
‫داغونه که حتی تو کتم نمی‌ره

19:38.616 --> 19:43.245
‫ولی چیزی که می‌فهمم اینه
‫زنی که فقط یه بار دیدمش،

19:43.246 --> 19:46.957
‫آدم خوب و بافکری به نظرم اومد

19:46.958 --> 19:50.669
‫و تمام هدفش پیدا کردن دزد این وسایل بود

19:50.670 --> 19:53.882
‫تا نذاره بمیریم، و اون به قتل رسید

19:54.716 --> 19:57.801
‫و حس می‌کنم هر کاری که با هاروود کردی

19:57.802 --> 20:00.179
‫- بی‌ربط به این نبوده
‫- لعنت

20:06.019 --> 20:07.687
‫چه غلطی کردی؟

20:08.855 --> 20:13.026
‫ببین، تا وقتی اورلا کنت رو نکشته باشی،
‫برام مهم نیست چه غلطی کردی

20:15.987 --> 20:19.616
‫هر چی بهت بگم، قول می‌دی که

20:20.783 --> 20:23.161
‫شرش دامن‌گیرم نشه؟

20:23.745 --> 20:25.163
‫بهت قول شرف می‌دم

20:29.375 --> 20:34.171
‫یه شب با هاروود نشسته بودیم
‫چرت‌وپرت می‌گفتیم و چند پیک می‌زدیم

20:34.172 --> 20:36.090
‫بعد این ایده به سرم زد

20:37.926 --> 20:40.511
‫نباید به زبون می‌آوردمش، اما گفتم

20:42.764 --> 20:45.516
‫چند ماه بعد، هاروود دوباره اومد سراغم

20:48.019 --> 20:52.565
‫گفت: «نقشه‌شو بکش،
‫منم یه زندگی تازه بهت می‌دم»

20:54.108 --> 20:55.276
‫ساختش؟

20:56.778 --> 20:58.112
‫اصلاً روحمم خبر نداره

21:01.199 --> 21:02.242
‫بکشش

21:04.244 --> 21:05.662
‫این سیلو ۱ هست

21:06.663 --> 21:09.832
‫هفت‌تا گروه هستن که دورش رو گرفتن

21:10.416 --> 21:11.834
‫این گروه ماست

21:15.129 --> 21:16.422
‫اینم ماییم

21:18.132 --> 21:20.217
‫حالا اگه تو سیلو ۱ باشی،

21:20.218 --> 21:25.473
‫چطور به هر سیلو یه لوله سم می‌رسونی؟

21:28.226 --> 21:31.728
‫من ۴۹ تا لوله نمی‌کشیدم،
‫چون ریسک خرابیش خیلی بالاست

21:31.729 --> 21:37.318
‫واسه همین، هفت‌تا خط اصلی می‌کشیدم،
‫یکی واسه هر گروه

21:39.612 --> 21:45.577
‫بعد هفت‌تا لوله دیگه می‌فرستادم
‫واسه تک‌تک سیلوها

21:48.830 --> 21:50.582
‫ولی اصلاً چرا همچین چیزی تعبیه کردن؟

21:53.126 --> 21:55.295
‫چرا باید بخوان یه سیلو رو بکشن؟

21:55.837 --> 21:59.590
‫نمی‌دونم، ولی حداقل باید احتمال بدیم

21:59.591 --> 22:02.968
‫که دلیل موجهی دارن

22:02.969 --> 22:06.805
‫پس یعنی چی،
‫جون همه توی سیلو رو به خطر بندازیم

22:06.806 --> 22:08.724
‫اونم وقتی از نیت‌شون خبر نداریم؟

22:08.725 --> 22:09.726
‫آره

22:11.603 --> 22:14.771
‫- چرا؟
‫- چون اگه بتونیم لوله‌ها رو کور کنیم

22:14.772 --> 22:17.609
‫و توانایی کشتنمون رو ازشون بگیریم،

22:18.693 --> 22:22.113
‫اون وقت می‌تونیم باهاشون حرف بزنیم

22:23.489 --> 22:29.787
‫و اگه دلایل‌شون واسه داشتن
‫قدرت نابودی سیلوها منطقی بود،

22:30.663 --> 22:36.544
‫لوله‌ها رو وصل می‌کنیم
‫و آب فراموشی رو می‌نوشیم

22:37.462 --> 22:43.343
‫اما نمی‌تونم تصور کنم چه دلیلی
‫می‌تونه کارهاشون رو توجیه کنه

22:45.637 --> 22:47.639
‫تموم سال‌هایی که خدمتم رو می‌کردم

22:49.891 --> 22:52.018
‫و اغلب کارهای وحشتناکی انجام می‌دادم

22:54.354 --> 22:58.566
‫همیشه به خودم می‌گفتم

22:59.442 --> 23:05.448
‫کاری که می‌کنم درست و اخلاقیه

23:13.331 --> 23:17.627
‫من به یه زن سم دادم

23:20.547 --> 23:26.344
‫زنی که به شیوه خودم دوسش داشتم

23:29.013 --> 23:30.431
‫مری مدوز

23:32.684 --> 23:38.731
‫بهم گفتن مرگش لازمه

23:39.566 --> 23:42.777
‫تا جلوی خودکشی دسته‌جمعی یه سیلو گرفته بشه

23:50.326 --> 23:51.828
‫اما همه‌ش دروغ بود

23:57.417 --> 24:01.462
‫نمی‌تونم گذشته‌م رو جبران کنم

24:03.965 --> 24:09.304
‫اما هر کاری بتونم می‌کنم
‫تا جلوی این استبداد رو بگیرم

24:11.931 --> 24:13.141
‫از این حس بدم میاد

24:16.144 --> 24:17.353
‫از چی؟

24:21.232 --> 24:22.358
‫اینکه ازت بدم نمیاد

24:31.492 --> 24:33.286
‫چیزی که دارم می‌بینم

24:34.871 --> 24:37.290
‫انعکاس حال خودمه یا حال تو؟

24:37.832 --> 24:39.917
‫شوهرت نقشه‌هاشون رو بهت گفت؟

24:39.918 --> 24:43.129
‫نه، اما می‌دونیم می‌خوان
‫برنامه صیانت رو متوقف کنن

24:43.963 --> 24:47.050
‫چیزی که باید بدونم اینه
‫که چطور ممکنه این کارو بکنن

24:47.926 --> 24:49.552
‫نمی‌تونم اینو بهت بگم

24:50.220 --> 24:51.221
‫باشه

24:52.597 --> 24:57.434
‫باشه، خب پس چطوره همین
‫الان همه‌مون رو بکشی؟

24:57.435 --> 25:03.107
‫چون تا نگی چطور ممکنه این کارو بکنن،
‫نمی‌تونم جلوشون رو بگیرم

25:06.986 --> 25:12.491
‫تهدیدهایی که باهاشون روبه‌روییم: جنگ اتمی،
‫فروپاشی اقلیمی،

25:12.492 --> 25:15.869
‫همه‌گیری ویروسی، برخورد شهاب‌سنگ، هوش
‫مصنوعی، و چندتایی که هنوز به فکرمون نرسیده

25:15.870 --> 25:17.747
‫اما اونی که

25:18.289 --> 25:20.708
‫اونی که از همه خطرناک‌تره همون دلیلیه

25:21.834 --> 25:24.754
‫که من پولدارترین آدم تاریخم

25:26.339 --> 25:27.840
‫نانوفناوری

25:28.716 --> 25:33.638
‫نه فقط چون نامرئیه،
‫بلکه چون می‌دونستم من

25:34.722 --> 25:40.561
‫می‌دونستم یه دولت متخاصم خیلی زود می‌فهمه

25:40.562 --> 25:45.942
‫ساخت سلاح نانو خیلی ارزون‌تر
‫از سلاح اتمی تموم می‌شه

25:47.235 --> 25:50.571
‫تهدید فوری و مستقیمی
‫از طرف هیچ‌کدومشون هست؟

25:50.572 --> 25:54.992
‫اینکه بالاخره یه اتفاقی
‫می‌افته اجتناب‌ناپذیره

25:54.993 --> 25:58.245
‫وقتی خطر بیخ گوشمون برسه،
‫اصلاً زمان مناسبی

25:58.246 --> 26:00.289
‫برای شروع پروژه‌ای به این بزرگی نیست

26:00.290 --> 26:01.748
‫چه بلایی سرمون آوردی

26:01.749 --> 26:04.251
‫فـ فکر کردیم داریم می‌ریم تو دل مرگ

26:04.252 --> 26:07.505
‫آره، چون می‌خواستیم درکش کنین

26:08.131 --> 26:12.926
‫می‌خواستیم فقط یکی از تهدیدهایی
‫که باهاش روبروییم رو حس کنین

26:12.927 --> 26:14.386
‫چرا فقط بهمون نگفتین؟

26:14.387 --> 26:16.763
‫چون اگه خبر این پروژه سیلو درز کنه،

26:16.764 --> 26:18.807
‫می‌تونه دو تا نتیجه داشته باشه

26:18.808 --> 26:22.603
‫شاید دشمنامون دست از نابود کردن ما بکشن،

26:22.604 --> 26:25.689
‫چون می‌فهمن به‌زودی می‌تونیم دورشون بزنیم

26:25.690 --> 26:27.316
‫یا اینکه برعکس عمل کنن

26:27.317 --> 26:29.109
‫- قبل از آماده شدنش نابودش کنن
‫- درسته

26:29.110 --> 26:31.904
‫- حالا ظرف یک یا دو سال دیگه
‫- یا سه چهار سال دیگه

26:31.905 --> 26:34.740
‫وقتی خبر کاری که داریم
‫اینجا می‌کنیم درز کنه

26:34.741 --> 26:36.450
‫و ما کاری می‌کنیم که درز کنه

26:36.451 --> 26:38.536
‫بهش می‌گن حماقت استنسن

26:39.245 --> 26:41.496
‫و ترتیبی می‌دیم که این‌طوری بشه

26:41.497 --> 26:45.000
‫تا کل دنیا فکر کنن اینا فقط

26:45.001 --> 26:49.297
‫توهمات یه دیوونه‌ست که پول زیادی داشته

26:50.298 --> 26:54.968
‫بزرگ‌ترین دعامون هم اینه
‫که واقعاً حماقت استنسن باشه

26:54.969 --> 26:57.137
‫و هیچ‌وقت به کار نیاد

26:57.138 --> 27:01.808
‫ولی همون‌طور که بابام همیشه موقع حمل

27:01.809 --> 27:03.727
‫اون جعبه‌ابزار گنده‌ش می‌گفت:

27:03.728 --> 27:07.941
‫«ابزار داشته باشی و لازم نشه،
‫بهتر از اینه لازم بشه و نداشته باشی»

27:09.359 --> 27:12.569
‫وقتی می‌گی دولت‌های متخاصم،
‫شامل ایران هم می‌شه؟

27:12.570 --> 27:17.241
‫آره، همون‌طور که می‌ترسیدم،
‫اونا برنامه نانو راه انداختن

27:17.242 --> 27:20.869
‫سعی کردیم باهاشون مذاکره کنیم،
‫تهدیدشون کردیم

27:20.870 --> 27:23.705
‫و اونا تو قطب فناوری دالس یه بمب زدن

27:23.706 --> 27:26.041
‫تا هوش مصنوعی و نانوی ما رو عقب بندازن

27:26.042 --> 27:29.711
‫به مردم گفتیم بمب کثیف بوده
‫چون درکش براشون راحت‌تر بود

27:29.712 --> 27:33.799
‫اما در واقع سلاح نانو
‫بود و ما رو کشوند به جنگ

27:33.800 --> 27:36.301
‫می‌شه بریم سر اتفاقی که
‫برای اسکادران من افتاد؟

27:36.302 --> 27:40.806
‫مأموریت شما کمک کرد یه مرکز مخفی نانو
‫که ایران توی کوه‌ها ساخته بود نابود بشه

27:40.807 --> 27:43.809
‫- نزدیک مرز ترکمنستان
‫- مأموریت ما به هدف نرسید

27:43.810 --> 27:45.227
‫یه توده ابر اونجا بود

27:45.228 --> 27:48.647
‫ابری که از توش رد شدین،
‫نانوی اونا بود و تو چند ثانیه

27:48.648 --> 27:50.566
‫کنترل هواپیماتون رو به دست گرفت

27:50.567 --> 27:53.068
‫ما به هدفمون نرسیدیم

27:53.069 --> 27:54.695
‫- نقشه جایگزین داشتیم
‫- درسته

27:54.696 --> 27:57.406
‫دوستات، دنیل، توی مهندسی نیروی زمینی دو

27:57.407 --> 28:00.534
‫سال وقت گذاشتن و یه تونل ۱۲۰ کیلومتری

28:00.535 --> 28:03.662
‫از ترکمنستان تا درست
‫زیر تأسیسات ایران کندن

28:03.663 --> 28:06.415
‫همون لحظه‌ای که به گروهتون حمله شد،

28:06.416 --> 28:11.337
‫ما پایگاهشون رو با یه کلاهک
‫هسته‌ای ضعیف منفجر کردیم

28:11.880 --> 28:12.963
‫یه لحظه صبر کن

28:12.964 --> 28:17.426
‫آدم برای یه نقشه یدکی نمیاد تونل ۱۲۰
‫کیلومتری بکنه و بمب اتم بفرسته توش

28:17.427 --> 28:19.803
‫هدف مأموریت شارلوت این
‫بود که اونا رو تحریک کنه

28:19.804 --> 28:23.390
‫تا ببینین فناوری نانوی
‫ایران چقدر پیشرفته‌ست، درسته؟

28:23.391 --> 28:25.434
‫می‌دونستین تیمش هیچ‌وقت به هدف نمی‌رسه،
‫ولی براتون مهم نبود

28:25.435 --> 28:27.853
‫چون بمب اتم در هر صورت منفجر می‌شد

28:27.854 --> 28:30.272
‫- شارلوت، حالت خوبه؟
‫- که یعنی خدای من

28:30.273 --> 28:32.650
‫شارلوت و دوستاش فقط گوشت دم توپ بودن

28:37.906 --> 28:40.366
‫این کار لعنتی اصلاً قرار
‫بود چه فایده‌ای داشته باشه؟

28:42.744 --> 28:44.287
‫- شارلوت
‫- شارلوت

28:49.125 --> 28:50.542
‫چه خوب پیش رفت

28:50.543 --> 28:51.586
‫شارلوت

28:52.503 --> 28:53.588
‫شارلوت

28:56.507 --> 28:58.176
‫شارلوت، طوری نیست

28:59.427 --> 29:01.512
‫طوری نیست، هی، هی

29:02.847 --> 29:05.390
‫- بذار ویکتور کارشو بکنه
‫- به من نگاه کن، طوری نیست

29:05.391 --> 29:06.725
‫- آره
‫- جات امنه، حالت خوبه

29:06.726 --> 29:08.228
‫بیا تمرینا رو انجام بدیم، باشه؟

29:10.813 --> 29:12.814
‫نگهش دار، آفرین

29:12.815 --> 29:13.858
‫بده بیرون

29:15.068 --> 29:16.611
‫- دوباره انجامش بده
‫- باشه

29:17.529 --> 29:18.821
‫- خوبه
‫- عالی پیش رفتی

29:19.405 --> 29:21.074
‫- باشه
‫- حالت خوبه

29:26.704 --> 29:29.248
‫- باید عذرخواهی کنم
‫- آره، واقعاً باید بکنی

29:29.249 --> 29:30.750
‫فقط یه لحظه بهش فرصت بده

29:32.460 --> 29:36.089
‫خواهرت الان به یادآوریِ خاطره
‫پدر و مادرتون احتیاج داره

29:37.298 --> 29:39.258
‫آره، حتماً

29:39.259 --> 29:41.510
‫چیزی یادم نمیاد، ولی

29:41.511 --> 29:43.429
‫تو مزرعه بزرگ شدی، نه؟

29:44.556 --> 29:45.932
‫- درسته
‫- آره

29:48.935 --> 29:50.435
‫این کارِ دو نفره‌ست، قبول

29:50.436 --> 29:52.437
‫تهش به همین ختم می‌شه

29:52.438 --> 29:54.314
‫باید جفتمون بریم باهاش
‫حرف بزنیم با هم حلش کنیم

29:54.315 --> 29:56.775
‫چون یارو یه‌جورایی
‫یه کم چندشم می‌شه ازش، ترسناکه

29:56.776 --> 29:58.485
‫- پاتریک
‫- اون چشم عجیبش و

29:58.486 --> 30:00.154
‫- کلاً همه چیش رو اعصابه
‫- تو از پسش برمیای

30:00.864 --> 30:02.698
‫از کجا می‌دونی که از پسش برمیام؟

30:02.699 --> 30:07.286
‫نمی‌دونم،
‫لابد باید می‌گفتم مجبوری از پسش بربیای

30:07.287 --> 30:10.706
‫لوکاس، من آدمش نیستم تو آدمشی، باشه؟

30:10.707 --> 30:12.791
‫من همونم که فکر می‌کرد بیرون هوا خوبه

30:12.792 --> 30:13.876
‫- خیلی خب
‫- و

30:13.877 --> 30:15.043
‫- و پاتریک
‫- آره

30:15.044 --> 30:19.756
‫تو همون کسی هم هستی که
‫خیلی‌ها رو راضی کرد دنبالت بیان

30:19.757 --> 30:22.467
‫- دقیقاً، من آدم خالی‌بندی‌ام
‫- آره

30:22.468 --> 30:25.429
‫آره، پس فقط برو خالی ببند

30:25.430 --> 30:27.682
‫نمی‌دونم کجاست

30:28.349 --> 30:29.350
‫من می‌دونم

30:38.526 --> 30:40.402
‫هاروود واقعاً اینجا رو ساخته؟

30:40.403 --> 30:42.947
‫- فکر می‌کنیم آره
‫- خیلی چیزا رو توضیح می‌ده

30:43.531 --> 30:46.533
‫بابام آدم عوضیه ولی مهندس فوق‌العاده‌ایه

30:46.534 --> 30:48.995
‫پس چرا نصف عمرش رو توی معدن گذروند؟

30:49.913 --> 30:51.622
‫چون آدم عوضیه

30:51.623 --> 30:52.874
‫کجاست؟

30:53.499 --> 30:56.501
‫شنیدم اورلا با شهردار
‫درباره انبار مصالح حرف می‌زد

30:56.502 --> 30:58.212
‫کجا؟ من حتماً می‌دیدمش

30:58.213 --> 31:01.006
‫باید اون‌طرف دیوار
‫باشه پس حتماً یه دری هست

31:01.007 --> 31:04.302
‫فکر می‌کنیم اورلا پیداش
‫کرد واسه همین کشتنش

31:05.970 --> 31:08.097
‫می‌ترسیدن به جرم دزدی لوشون بده

31:09.140 --> 31:11.809
‫فقط ساختن همینم می‌تونه
‫بفرستتشون واسه تمیزکاری

31:38.628 --> 31:39.629
‫هی

31:55.603 --> 32:00.024
‫توی سیلوی من، مردم از حرفام
‫درباره بیرون خوششون می‌اومد

32:02.569 --> 32:06.072
‫و اینکه اون بیرون واقعاً
‫خوبه و بهمون دروغ گفتن

32:07.073 --> 32:08.992
‫معلوم شد همش چرت و پرت بوده

32:13.454 --> 32:16.416
‫دوریس اگه بود، از خنده غش می‌کرد

32:18.334 --> 32:20.086
‫وقتی زنده بود، اون کسی بود

32:21.045 --> 32:23.256
‫که همه دنبالش راه می‌افتادن

32:24.007 --> 32:25.717
‫اون کسی بود که من دنبالش رفتم

32:31.848 --> 32:33.766
‫هیچ‌وقت هیچ گوهی رو نتونستم بهش ثابت کنم

32:35.310 --> 32:37.269
‫فکر کنم اگه هنوز زنده بود،

32:37.270 --> 32:39.272
‫حالمو حالمو جا میاره، اون

32:40.815 --> 32:41.858
‫به هر حال

32:42.483 --> 32:47.447
‫توی سیلوی شما، رسمی دارین که
‫موقعی که یکی می‌میره انجام بدین؟

32:52.744 --> 32:55.371
‫من هیچ‌وقت کسی رو نمی‌شناختم که بمیره

32:58.833 --> 33:00.793
‫تا اینکه همه مُردن

33:04.047 --> 33:05.131
‫درسته

33:09.510 --> 33:15.265
‫ما یه رسمی داریم که همه
‫توی باغ جمع می‌شن، خب؟

33:15.266 --> 33:17.477
‫بعد روی جسد یه پارچه می‌کشن،

33:18.311 --> 33:20.605
‫بعدش می‌ذارنش توی یه چاله

33:21.397 --> 33:24.692
‫بعد مردم از خوبی‌های اون مرحوم می‌گن

33:25.443 --> 33:28.111
‫یه گاز از یه میوه می‌زنن
‫و بقیشو می‌ندازن اون تو

33:28.112 --> 33:29.822
‫خیلی خیلی قشنگه

33:34.911 --> 33:36.788
‫دوریس زیر یه درخت هلو دفن شده

33:38.915 --> 33:40.583
‫اون هیچ‌وقت بیرون رو نمی‌بینه

33:42.043 --> 33:45.295
‫ولی می‌دونی، بدنش غذای اون درخته

33:45.296 --> 33:51.552
‫و شاید یه روزی کسایی که اون میوه
‫رو می‌خورن بتونن بیرون زندگی کنن

33:51.553 --> 33:53.972
‫و یه تیکه کوچیک از اون
‫رو همراه خودشون ببرن

33:55.807 --> 34:00.394
‫به هر حال، فکر کردم می‌تونیم
‫برای مادرت هم همین کارو بکنیم

34:00.395 --> 34:03.605
‫آخه اون بچه‌ها، مرگ‌های زیادی دیدن

34:03.606 --> 34:06.025
‫فکر کردم شاید این روش خوبی باشه

34:07.026 --> 34:09.903
‫که بتونن مرده‌ها رو به شکل جدیدی یاد کنن

34:25.920 --> 34:29.048
‫جیمی، تو باید با اونا بری باشه؟
‫ما به کارای اینجا می‌رسیم

34:32.218 --> 34:34.095
‫خیلی دلم می‌خواد بدونم چی شده

34:37.390 --> 34:38.391
‫باشه

34:40.517 --> 34:41.519
‫آره

34:47.316 --> 34:48.901
‫لعنتی

34:49.611 --> 34:51.196
‫می‌شه یه کم نور بندازی؟

34:57.118 --> 34:58.536
‫لوله رو می‌بینم

34:59.245 --> 35:01.915
‫به نظر میاد با اره دستی بُریدتش

35:02.790 --> 35:06.961
‫به نظرم موقع بُریدن،
‫از مشعل جوشکاریش استفاده کرده

35:07.587 --> 35:09.463
‫تا گاز سمّی رو بسوزونه،

35:09.464 --> 35:13.301
‫تا وقتی که بتونه درپوش رو به لوله جوش بده

35:14.385 --> 35:17.889
‫نمی‌دونم، لابد بیشتر از چیزی
‫که فکر می‌کرده سم می‌زده بیرون

35:22.977 --> 35:24.604
‫کپسول‌های جوشکاری خالین

35:25.563 --> 35:27.272
‫- می‌تونی کمکم کنی بیام بالا؟
‫- آره

35:27.273 --> 35:28.358
‫گرفتمت

35:28.900 --> 35:30.276
‫آروم بیا، آروم بیا

35:33.029 --> 35:38.617
‫مادرت فهمید که سوختش داره تموم می‌شه، خب؟

35:38.618 --> 35:39.619
‫واسه همین تصمیم گرفت

35:40.954 --> 35:43.622
‫خودشو اون تو حبس کنه و جوش بده

35:43.623 --> 35:46.417
‫چون تنها راهی بود که جلوی نفوذ سم رو بگیره

35:47.877 --> 35:50.630
‫جیمی، پدرت جونشو داد تا تو رو نجات بده

35:52.131 --> 35:54.884
‫مادرتم جونشو داد تا سیلوی شما رو نجات بده

36:08.314 --> 36:10.983
‫طبق گفته لوکاس، مادر جیمی لوله رو اره کرده

36:10.984 --> 36:13.652
‫حتی با وجود شعله هم یه
‫مقدار سم بیرون می‌زده

36:13.653 --> 36:16.154
‫پس به جای اره کردن، لوله رو له می‌کنیم

36:16.155 --> 36:19.616
‫له کردن مانع نفوذ هوا می‌شه،
‫ولی برای اطمینان بیشتر،

36:19.617 --> 36:22.953
‫پایین‌ترش رو هم می‌بُریم،
‫درپوش می‌ذاریم و جوشش می‌دیم

36:22.954 --> 36:26.164
‫چطوری بهش دسترسی پیدا کنیم؟
‫اونا سوراخش کردن

36:26.165 --> 36:27.375
‫دریل چکشی

36:28.084 --> 36:29.167
‫خیلی صدا داره

36:29.168 --> 36:31.545
‫درسته؟ پس سعی نمی‌کنیم پنهونش کنیم

36:31.546 --> 36:34.840
‫یه نفر رو به عنوان ناظر
‫«جی‌دبلیو‌پی» می‌فرستیم

36:34.841 --> 36:37.634
‫تا کار تدی و گروهش رو بررسی کنه

36:37.635 --> 36:39.845
‫می‌گن برای جلوگیری از آب‌گرفتگی طبقه،

36:39.846 --> 36:42.265
‫نیاز دارن یه نفر دریل‌کاری کنه

36:43.766 --> 36:45.517
‫فکر بدی نیست

36:45.518 --> 36:47.144
‫خب، کی رو بفرستیم بالا؟

36:47.145 --> 36:49.021
‫کسی که بشه به عنوان ناظر جاش زد

36:49.022 --> 36:51.524
‫من می‌رفتم، ولی جلب توجه می‌کنم، پس

37:03.453 --> 37:06.039
‫هر چیزی رو که دو نفر بتونن
‫جابه‌جا کنن، جابه‌جا کردیم

37:07.916 --> 37:09.417
‫شاید اینجا نباشه

37:10.210 --> 37:12.044
‫شاید توی بخش بحرانه

37:12.045 --> 37:14.130
‫خب، پس بریم بخش بحران

37:15.715 --> 37:18.675
‫اگه چیزی که در رو پنهون
‫کرده با دو نفر جابه‌جا می‌شد،

37:18.676 --> 37:21.512
‫ممکن بود یکی اتفاقی پیداش کنه

37:23.973 --> 37:25.600
‫سنگین‌ترین چیز اینجا چیه؟

37:36.319 --> 37:37.320
‫بچه‌ها

37:43.993 --> 37:44.994
‫صبر کنین

37:46.454 --> 37:47.455
‫ناکس

38:14.607 --> 38:16.900
‫- وای، لعنتی
‫- چی شده؟

38:16.901 --> 38:19.153
‫فکر کنم فرستادیمش سراغ پنل اشتباهی

38:20.363 --> 38:22.573
‫فرض کنیم این تقریباً درسته

38:22.574 --> 38:26.410
‫اینجا جاییه که لوله‌ها
‫وارد هر کدوم از سیلوها می‌شن

38:26.411 --> 38:29.538
‫پس، این جهتیه که دوربین
‫ما به سمت بیرون نشونه رفته

38:29.539 --> 38:32.792
‫اینم جهتیه که من راه رفتم،
‫تقریباً روی یه خط مستقیم

38:33.293 --> 38:37.505
‫وقتی رسیدم به تپه نزدیک ۱۷،
‫تونستم دوربین اونا رو ببینم

38:38.006 --> 38:39.966
‫جهتش این سمتیه

38:43.469 --> 38:45.387
‫کل سیلوی اونا چرخیده

38:45.388 --> 38:48.098
‫شرلی داره می‌ره این پنل رو باز کنه،

38:48.099 --> 38:50.226
‫در صورتی که باید بره سراغ اون یکی پنل

38:52.645 --> 38:54.647
‫خیلی خب، باید جلوشو بگیرم

39:00.653 --> 39:05.241
‫به خاطر حرفی که زدم از
‫شارلوت معذرت‌خواهی کردم

39:06.075 --> 39:08.285
‫عصبانی بودم، ولی عصبانیتم از دست

39:08.286 --> 39:09.495
‫خب

39:10.288 --> 39:13.290
‫من معمولاً تمایلم به
‫حقیقت‌گویی در برابر قدرت رو

39:13.291 --> 39:15.627
‫فقط جلوی کسایی خرج می‌کنم
‫که واقعاً در رأس قدرتن

39:17.170 --> 39:18.421
‫باشه

39:19.214 --> 39:20.339
‫چیه؟

39:20.340 --> 39:21.465
‫آهان، این مقدمه‌چینیته

39:21.466 --> 39:24.010
‫فکر کردی اولین خبرنگاری هستی
‫که این‌طوری پاپیچ من می‌شه؟

39:24.844 --> 39:27.305
‫بگو، هر چی داری رو کن، راحت باش

39:27.931 --> 39:28.932
‫باشه

39:30.433 --> 39:33.143
‫هزینه نگهداری این پروژه سالی چقدر می‌شه؟

39:33.144 --> 39:35.521
‫سیلوها طوری طراحی شدن که خودکفا باشن

39:35.522 --> 39:36.855
‫- و مستقل باشن، پس
‫- نه، نه، نه

39:36.856 --> 39:41.152
‫آخرالزمان می‌شه و همه‌چیز گل‌وبلبله،
‫قبول تا قبل اون چی؟

39:44.113 --> 39:46.949
‫اصلاً می‌دونی یه تریلیون یعنی چقدر؟

39:46.950 --> 39:49.035
‫یعنی هزار میلیارد

39:49.536 --> 39:53.038
‫درسته؟ پس وقتی حفاری و ساخت تموم بشه،

39:53.039 --> 39:56.209
‫توی هر کدوم از سیلوها صد نفر آدم می‌ذاریم

39:56.709 --> 40:00.963
‫می‌شه ۵۰۰۰ تا کارمند،
‫نفری ۲۰۰ هزار دلار در سال

40:00.964 --> 40:04.384
‫که حقوق خیلی خوبی واسه
‫تست کردن یه پناهگاهه

40:04.926 --> 40:07.719
‫پنج هزار کارمند

40:07.720 --> 40:11.848
‫فقط سالی یه میلیارد دلار هزینه حقوقشونه

40:11.849 --> 40:17.564
‫یعنی منظورم اینه که من فقط
‫تا هزار سال می‌تونم پولشو بدم

40:18.147 --> 40:22.276
‫و به همین سادگی،
‫یه رقم نجومیِ دیگه خرج این کار می‌شه

40:22.277 --> 40:26.030
‫ولی پول خودمه، نه مال شماست،
‫نه مالیات‌دهنده‌ها، مال خودمه

40:26.531 --> 40:29.158
‫با پولی که داری خرج می‌کنی
‫می‌تونستی بی‌خانمانی رو ریشه‌کن کنی؟

40:30.326 --> 40:31.410
‫آره

40:31.411 --> 40:33.579
‫آلزایمر رو درمان کنی؟

40:33.580 --> 40:35.331
‫آره، خیلی بهش نزدیکم

40:35.999 --> 40:37.125
‫سرطان چی؟

40:38.418 --> 40:40.460
‫فقر توی کل دنیا رو چی؟

40:40.461 --> 40:44.131
‫ببینین خانم درو،
‫همه اینا اهداف والایی هستن

40:44.132 --> 40:47.134
‫امیدوارم محقق بشن،
‫واقعاً می‌گم ولی هدف من نیستن

40:47.135 --> 40:52.265
‫می‌تونم با پول جلوی این جنگ رو بگیرم؟
‫شاید ایران رو بخرم، اون وقت در امانیم؟

40:52.932 --> 40:54.224
‫یعنی در امان از ایران،

40:54.225 --> 40:57.144
‫ولی در برابر اون مریضی که
‫توی زیرزمین خونه مامانش نشسته

40:57.145 --> 40:59.605
‫و تصمیم می‌گیره به سامانه موشکی نفوذ کنه

40:59.606 --> 41:01.440
‫و جنگ جهانی سوم راه بندازه نه،

41:01.441 --> 41:04.484
‫یا ویروسی رو که با کریسپر ساخته پخش کنه،

41:04.485 --> 41:09.448
‫یا خدای نکرده با ۳۰۰
‫دلار یه سلاح نانو بسازه

41:09.449 --> 41:13.827
‫که تو و بقیه مردم کره
‫زمین رو به خاکستر تبدیل کنه

41:13.828 --> 41:17.706
‫هر کدوم از اینا یعنی انقراض نسل بشر

41:17.707 --> 41:19.042
‫خیلی خب، باشه

41:20.126 --> 41:21.127
‫قبول

41:22.587 --> 41:23.922
‫پس چرا ما اینجاییم؟

41:26.466 --> 41:27.716
‫ما که نمی‌تونیم به کسی بگیم، ما

41:27.717 --> 41:32.263
‫هلن، تو اینجایی چون دلمون
‫می‌خواد به این پروژه ملحق بشی

41:54.577 --> 41:56.411
‫ممنون، سلام

41:56.412 --> 41:57.579
‫چرا معطلم کردی؟

41:57.580 --> 41:59.164
‫- یه چیزی دستگیرمون شد
‫- چی؟

41:59.165 --> 42:01.500
‫فرستاده بودیمت جای اشتباهی

42:01.501 --> 42:02.502
‫بیا بریم

42:08.967 --> 42:10.175
‫داری شوخی می‌کنی با من؟

42:10.176 --> 42:11.301
‫چی؟

42:11.302 --> 42:13.887
‫- کِی می‌خواستی بهم بگی؟
‫- چی رو بگم؟

42:13.888 --> 42:14.973
‫فکر کردی متوجه نمی‌شم؟

42:15.682 --> 42:17.349
‫بابای من دکتر بود

42:17.350 --> 42:20.394
‫بچه به دنیا می‌آره چرا بهم نگفتی؟

42:20.395 --> 42:22.479
‫چون می‌دونستم کاری رو
‫می‌کنی که الان می‌خوای بکنی،

42:22.480 --> 42:24.273
‫یعنی می‌گی نمی‌تونم تو این قضیه باشم

42:24.274 --> 42:27.860
‫نمی‌خواستم این کار رو بکنم
‫فرستاده بودیمت سمت دریچهٔ اشتباهی

42:27.861 --> 42:28.945
‫بیا

42:31.698 --> 42:32.740
‫لعنتی

42:35.493 --> 42:36.536
‫کار ناکسه؟

42:38.329 --> 42:39.455
‫آره، خودشه

42:41.624 --> 42:43.542
‫اون دستگاه ضدبارداری رو درآورد یا خودت؟

42:43.543 --> 42:44.626
‫- اون درآورد
‫- اون؟

42:44.627 --> 42:46.087
‫- خیلی خوشت می‌اومد؟
‫- تعریف کن

42:46.838 --> 42:49.882
‫یه سری وسیله از دندون‌پزشکی
‫آوردیم هیچی حس نکردم

42:49.883 --> 42:52.092
‫- ولی اون یه بند گریه می‌کرد
‫- نه

42:52.093 --> 42:56.306
‫همین‌طور که داشت تنم رو می‌برید
‫می‌گفت: «آخ، شرل، خیلی شرمنده‌ام»

43:39.015 --> 43:40.808
‫ای بابا، لعنت بهش

43:44.312 --> 43:47.565
‫داری چه غلطی می‌کنی؟ بهت گفتم نیا بالا

43:48.525 --> 43:49.817
‫کلانتر داره

43:50.985 --> 43:53.446
‫کلانتر چی، آقای هاروود؟

43:55.865 --> 44:00.369
‫سرپرست جنکینز هستم جوشکاری
‫که خواسته بودم رسید؟

44:00.370 --> 44:01.704
‫رالف ملبی؟

44:02.705 --> 44:05.833
‫نه، شرلی کمپبل پیشمه چطور؟

44:06.626 --> 44:08.294
‫باشه، کارش خوبه

44:09.712 --> 44:10.922
‫می‌بینمت

44:11.798 --> 44:13.091
‫رالف ملبی کیه؟

44:15.093 --> 44:16.636
‫یه جوشکاره که قرار بود بفرستن

44:18.930 --> 44:20.348
‫ببرینش انفرادی

44:22.225 --> 44:25.519
‫برخلاف صد نفر اصلی هر سیلو،

44:25.520 --> 44:30.650
‫لازم نیست تو خود سایت زندگی کنی، فقط
‫حدود ۵۰ کیلومتریش باشی کافیه آتلانتا خوبه

44:31.150 --> 44:34.653
‫هلن، اون کار تو روزنامهٔ تایمز واقعیه

44:34.654 --> 44:37.322
‫تو دفتر آتلانتا مستقر می‌شی

44:37.323 --> 44:40.742
‫وقتی زمانش برسه که پروژهٔ
‫سیلو رو به دنیا اعلام کنیم،

44:40.743 --> 44:42.245
‫تو انجامش می‌دی

44:44.080 --> 44:45.081
‫یا خدا

44:46.332 --> 44:47.584
‫پیشنهاد خیلی خوبیه

44:49.210 --> 44:52.589
‫ولی حس می‌کنم

44:54.048 --> 44:59.679
‫اگه یه درصد دربارهٔ
‫آخرالزمان درست گفته باشی

45:02.473 --> 45:04.434
‫ترجیح می‌دم با یه بمب اتم تکه‌تکه بشم

45:05.018 --> 45:06.852
‫یا با نانو به لجن خاکستری تبدیل بشم،

45:06.853 --> 45:09.104
‫تا اینکه بمونم

45:09.105 --> 45:13.568
‫توی مهمونی زیرزمینی
‫موش‌کورهای پساآخرالزمانی شما

45:17.947 --> 45:19.282
‫شارلوت، تو چی؟

45:19.949 --> 45:22.075
‫یه هدایت‌کنندهٔ پهپاد ماهر لازم داریم

45:22.076 --> 45:24.661
‫ویکتور هم قبول کرده قرارداد ببنده،

45:24.662 --> 45:27.498
‫پس می‌تونین با هم کار کنین

45:37.425 --> 45:38.593
‫باشه

45:41.387 --> 45:44.933
‫دنیل، مشخصه که از نمایندهٔ
‫مجلس بودن لذت نمی‌بری

45:45.767 --> 45:48.186
‫اومدی که اصلاحات زیرساختی
‫رو تصویب کنی، مگه نه؟

45:49.771 --> 45:52.898
‫این یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های زیرساختی

45:52.899 --> 45:54.566
‫در کل تاریخ بشریته

45:54.567 --> 45:58.154
‫دنیل، اگه واقعاً فکر می‌کنی
‫به ۵۰ تا حفار احتیاج داریم،

45:59.072 --> 46:00.448
‫برات ۵۰ تا حفار جور می‌کنم

46:01.366 --> 46:04.368
‫خب ببخشید، باید اوبر بگیرم یا چطوریه

46:04.369 --> 46:08.038
‫هنری توی مزرعه‌ست، می‌رسونتت به هلیکوپتر،

46:08.039 --> 46:09.748
‫هر جا که بخوای بری می‌برتت

46:09.749 --> 46:10.875
‫ممنون

46:11.751 --> 46:13.795
‫اون یک میلیون دلار هم مال خودت

46:15.672 --> 46:16.673
‫عالی شد

46:17.549 --> 46:18.967
‫موفق باشین، زیرزمینی‌ها

46:25.515 --> 46:27.141
‫باید چند لحظه با خواهرم حرف بزنم

46:31.521 --> 46:33.815
‫جولز، صبر کن می‌شه آروم‌تر بری؟

46:34.607 --> 46:35.816
‫- هی، صبر کن
‫- صبر کن

46:35.817 --> 46:37.484
‫وقت پیغام شنیدن ندارم

46:37.485 --> 46:40.737
‫هیچ پیغام کوفتی‌ای ندارم، فقط

46:40.738 --> 46:42.115
‫می‌خوام بدونم چه خبره

46:44.033 --> 46:46.869
‫بیلینگز رفت پیش دوستاش
‫توی قضایی و با یه اسم برگشت

46:46.870 --> 46:48.121
‫رالف ملبی

46:50.915 --> 46:51.999
‫چی؟

46:52.000 --> 46:53.458
‫رالف ملبی

46:53.459 --> 46:55.752
‫این اسم همون یاروییه که
‫قضایی پاپوش براش درست کرد،

46:55.753 --> 46:57.547
‫موقعی که من و سندی همکار بودیم

46:58.339 --> 47:00.049
‫سندی داشت بهمون هشدار می‌داد

47:00.884 --> 47:04.429
‫ببین، اگه گیر بیفته و ما فرار کنیم،
‫می‌افتن دنبال ما

47:07.265 --> 47:08.765
‫- تو باید بری
‫- دوتامون باید بریم

47:08.766 --> 47:10.976
‫نه، دیگه فرصتی برای تموم کردن کارم ندارم

47:10.977 --> 47:13.145
‫- تو هنوز می‌تونی در بری
‫- عمراً اگه تنهات بذارم

47:13.146 --> 47:16.065
‫شرلی، گوش کن
‫اصلاً نمی‌دونم چه غلطی می‌خوام بکنم

47:17.150 --> 47:19.444
‫باید یه راه دیگه برای
‫تموم کردنش پیدا کنی برو

47:38.129 --> 47:39.464
‫چرا؟

47:40.423 --> 47:41.506
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟

47:41.507 --> 47:43.508
‫شاید تفاوت بین حبس ابد توی معدن یا رفتن

47:43.509 --> 47:44.636
‫برای تمیزکاری باشه

47:45.428 --> 47:47.137
‫فکر می‌کنی سر این قضیه
‫بهش حبس ابد تو معدن می‌دن؟

47:47.138 --> 47:48.555
‫لعنت بهش

47:48.556 --> 47:50.599
‫چقدر طول می‌کشه تا دوباره همه‌کاره بشه؟
‫می‌ره برای تمیزکاری

47:50.600 --> 47:53.478
‫باشه، باشه، باشه
‫خیلی خب می‌خوای بدونی چرا؟

47:54.479 --> 47:55.897
‫از زمان شورش شروع شد

47:56.731 --> 47:59.775
‫ترسیدم یه مشت عوضی بریزن توی بخش تدارکات

47:59.776 --> 48:05.532
‫واسه همین می‌خواستم مطمئن بشم یه
‫سری چیزا در امان می‌مونن، مثل لامپ‌ها

48:06.115 --> 48:09.785
‫بد نیست، ولی فکر نکنم جلوی مرگت رو بگیره

48:09.786 --> 48:11.745
‫لعنت بهش

48:11.746 --> 48:15.582
‫بابات هم قرار بود اون دهن
‫گشاد لعنتیش رو بسته نگه داره

48:15.583 --> 48:16.584
‫آره

48:17.085 --> 48:18.628
‫خیلی عوضیه، نه؟

48:20.088 --> 48:22.465
‫- ولی اون دختری رو نکشت
‫- من نکشتمش

48:24.592 --> 48:26.094
‫دخترم هم نکشت

48:27.845 --> 48:30.765
‫حدس می‌زنم وقتی بهت گفت
‫کار اون نبوده، گفت کی کشته

48:51.369 --> 48:52.745
‫چی می‌خوای بگی؟

48:53.413 --> 48:55.331
‫اینکه احمقم که موندم؟

48:56.249 --> 48:58.083
‫یه چیزی برات آوردم

48:58.084 --> 49:00.253
‫چیزی که ویکتور ازم خواست پیداش کنم

49:03.089 --> 49:04.424
‫یه گیاه قدیمی

49:05.633 --> 49:08.761
‫بوش کن بگو ببینم تو رو یاد چیزی می‌ندازه؟

49:14.100 --> 49:15.101
‫لطفاً

49:20.732 --> 49:21.858
‫رزماری

49:22.859 --> 49:24.027
‫خب، که چی؟

49:28.865 --> 49:32.410
‫مرغ بریونی که مامان هر هفته
‫برای شام یکشنبه درست می‌کرد

49:37.957 --> 49:39.250
‫چون من اصرار داشتم

49:41.753 --> 49:43.212
‫تو اصرار داشتی؟

49:43.213 --> 49:44.296
‫آره دیگه

49:44.297 --> 49:46.215
‫یکی تو مدرسه بهت گفته بود

49:46.216 --> 49:48.675
‫شام یکشنبه یعنی باید هر
‫یکشنبه همون غذا رو بخوری،

49:48.676 --> 49:51.054
‫واسه همین دو سال تمام مجبور بودیم هر هفته

49:52.096 --> 49:53.223
‫مرغ بریون بخوریم،

49:53.890 --> 49:55.642
‫وگرنه از اتاقت بیرون نمی‌اومدی

50:03.441 --> 50:04.776
‫یادش افتادم

50:36.182 --> 50:37.308
‫برو اون‌ورتر

50:38.560 --> 50:41.061
‫- می‌خوای سعی کنی منو برای موندن قانع کنی؟
‫- چی؟

50:41.062 --> 50:43.356
‫می‌خوای سعی کنی منو برای موندن قانع کنی؟

50:44.065 --> 50:45.774
‫عمراً

50:45.775 --> 50:47.360
‫استنسن رد داده

50:48.778 --> 50:50.404
‫دیگه هیچ‌کس این اصطلاح رو نمی‌گه

50:50.405 --> 50:52.656
‫اگه طرف واقعاً مخش تاب داشته باشه، می‌گن

50:52.657 --> 50:55.617
‫اگه یه احمقی دنیا رو
‫تبدیل به لجن خاکستری کنه،

50:55.618 --> 50:58.955
‫نمی‌خوام با پر استنسن و
‫روزالیند تورمن زیر زمین گیر بیفتم

50:59.539 --> 51:01.416
‫می‌خوام با تو تبدیل به لجن خاکستری بشم

51:02.083 --> 51:03.458
‫چی؟

51:03.459 --> 51:06.462
‫می‌خوام با تو تبدیل به لجن خاکستری بشم

51:41.915 --> 51:43.082
‫بوم

51:51.591 --> 51:53.509
‫من و هنک به خواهر اورلا گفتیم

51:54.427 --> 51:55.595
‫چی تونستین بهش بگین؟

51:56.221 --> 52:00.224
‫فقط اینکه مایک داشت دزدی می‌کرد،
‫اورلا مچش رو گرفت و اونم کشتش

52:00.225 --> 52:02.936
‫چیزی درباره بالابر، یا لامپ‌ها نگفتیم

52:04.395 --> 52:08.316
‫می‌دونم خیلی شبیه
‫مظلوم‌نمایی به نظر می‌رسه

52:11.319 --> 52:13.988
‫ولی بدترین قسمتش برام این
‫بود که همهٔ اینا رو تنهایی

52:17.158 --> 52:18.159
‫کشیدم

52:20.578 --> 52:21.913
‫هنک و ناکس پیشت بودن

52:25.041 --> 52:26.292
‫تو رو نداشتم

52:37.387 --> 52:39.097
‫وقتی از پشت بی‌سیم شنیدم،

52:40.473 --> 52:42.433
‫که کندی و لوکاس اون
‫بیرون دارن می‌میرن، من

52:45.228 --> 52:46.980
‫سندی و دانی رو داشتم، ولی

52:51.317 --> 52:52.610
‫منو نداشتی

53:57.508 --> 53:58.968
‫انتخابت رو کردی

54:12.273 --> 54:15.150
‫ژولز رو گرفتن ژولز رو گرفتن

54:15.151 --> 54:16.152
‫چطور؟

54:16.861 --> 54:19.197
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم

54:20.114 --> 54:21.406
‫لعنتی

54:21.407 --> 54:23.992
‫برمی‌گردیم به نقشه قبلی،
‫قضایی رو منفجر می‌کنیم

54:23.993 --> 54:25.370
‫وقتی ژولز اون توئه؟

54:25.912 --> 54:28.331
‫باید سر لوله رو ببندیم

54:29.249 --> 54:31.543
‫ژولیت می‌خواست یه کاری بکنیم

54:32.168 --> 54:34.796
‫منم قصد ندارم اون‌قدر
‫زنده بمونم که فراموشش کنم

54:34.820 --> 54:41.820
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

54:41.844 --> 54:45.844
نظرتون درمورد کیفیت ترجمه چی بود ؟
تو کامنتا بهمون بگین

54:46.244 --> 54:53.244
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.
