WEBVTT

00:07.009 --> 00:17.009
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:17.049 --> 00:27.049
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:27.111 --> 00:37.111
« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی »
  .:: HosseinTL & AliMK_Sub ::.

00:46.213 --> 00:48.215
…نمی‌خوای بگی چرا -
میرید بیرون -

00:50.968 --> 00:52.900
باید سپیده‌دم شما رو بفرستم بیرون

00:54.184 --> 00:55.434
برای چی؟

00:55.436 --> 00:57.813
میریم اون یکی سیلو -
آره -

00:57.892 --> 01:01.311
به کامیل گفتم می‌فرستم‌تون تا
…بچه‌ها رو برگردونید ولی

01:01.312 --> 01:03.605
می‌خوای لوله‌ای که سم ازش میاد رو پیدا کنیم

01:03.606 --> 01:05.899
آره -
گرفتی ما رو؟ -

01:05.900 --> 01:07.901
ببین، می‌تونم تنها برم

01:07.902 --> 01:10.486
نه، باید دو نفری برید -
وایسا، بذار حدس بزنم -

01:10.487 --> 01:13.072
محض اینکه یه نفرمون بمیره -
آره، محض اینکه یکی‌تون بمیره -

01:13.073 --> 01:16.034
عالیـه -
کندی، درکت نمی‌کنم -

01:16.035 --> 01:19.037
«سه ماهـه همش میگی «بذارید بریم بیرون

01:19.038 --> 01:21.372
حالا دلت نمی‌خواد بری بیرون؟

01:21.373 --> 01:25.711
نه، نه. می‌خوام برم. فقط بقیه‌اش به کفتمـه

01:30.382 --> 01:35.303
،یه فکری. لوکی رو که رسوندم سیلوی ۱۷
می‌تونم هر کار خواستم بکنم؟

01:35.304 --> 01:36.554
همین رو می‌خوای؟

01:36.555 --> 01:41.601
هر جایی میرم جز یه سوراخ تخمیِ دیگه توی زمین

01:41.602 --> 01:43.937
خیلی‌خب، باشه

01:43.938 --> 01:48.150
،لوکاس رو برسون سیلوی ۱۷
بعدش هر کار خواستی بکن. واسم مهم نیست

01:48.901 --> 01:51.237
عالیـه. بریم لباس بپوشیم

01:55.845 --> 01:57.847
« خروجی »

02:19.473 --> 02:21.475
خیلی‌خب، نذار کسی اونا رو ببینه

02:22.351 --> 02:23.893
برو دنی بلای رو بیار

02:23.894 --> 02:27.146
می‌خوام صفحه‌نمایش کافه‌تریا رو
از کار بندازه. خب؟

02:27.147 --> 02:28.648
خیلی‌خب -
خیلی‌خب -

02:28.649 --> 02:29.733
زود برمی‌گردم

02:44.373 --> 02:45.708
سلام -
سلام -

02:46.292 --> 02:47.293
چی شده؟

02:49.837 --> 02:51.629
رفتم بخش تصفیه‌ی آب

02:51.630 --> 02:53.715
،چندتا نگهبان دم در بودن

02:53.716 --> 02:57.594
که یعنی دارو رو ریختن توی آب

02:57.595 --> 02:59.178
چقدر طول می‌کِشه اثر کنه؟

02:59.179 --> 03:01.724
طبق گفته‌ی برنارد فوراً اثر می‌کنه

03:02.641 --> 03:08.731
،جاش شیر بخورید، آب‌میوه، شراب
هر چیزی جز آبی که از شیر میاد

03:09.468 --> 03:12.680
هر کاری قراره بکنی، همین الان انجامش بده

03:17.087 --> 03:18.547
من رو می‌پائن

03:19.747 --> 03:22.556
هم تعقیبم می‌کنن، هم از طریق دوربین‌ها

03:23.644 --> 03:24.645
،پس

03:25.992 --> 03:28.337
دیگه نباید با هم در تماس باشیم

03:34.131 --> 03:35.799
میگم، رابرت

03:38.636 --> 03:39.720
مراقب باش

03:51.523 --> 03:52.942
شما دوتا اینجا چیکار می‌کنید؟

03:54.235 --> 03:56.569
وقتی معاون پیام داد پیش دنی بودیم

03:56.570 --> 03:57.863
اینجا چه خبره؟

03:58.447 --> 03:59.530
قراره برم بیرون

03:59.531 --> 04:01.366
جفتمون میریم

04:01.367 --> 04:03.826
آره. قراره بریم بیرون -
چی؟ چرا؟ -

04:03.827 --> 04:09.374
،خب، وقتی جولیت رفته بیرون
در اصل رفته یه سیلوی دیگه

04:09.375 --> 04:10.959
خبر دارن

04:10.960 --> 04:13.753
.عدد روی کلاه‌ها
.رفته سیلوی ۱۷

04:13.754 --> 04:18.007
،صحیح، سیلوی ۱۷ هم عملاً متروکه‌ست
،جز چندتا بچه

04:18.008 --> 04:20.343
جولیت هم قول داده اونا رو بیاره اینجا

04:20.344 --> 04:21.345
آره

04:23.389 --> 04:24.723
هنوز هم می‌خوای بری بیرون؟

04:25.933 --> 04:27.268
آره

04:28.519 --> 04:30.940
…کت، شاید تو دیگه دلت نخواد بری بیرون ولی

04:32.231 --> 04:36.785
ولی من و دنی فیلم پاکسازی رو دیدیم

04:38.362 --> 04:40.739
شاید توی شیشه‌ی کلاه‌ها چیزی گذاشتن

04:41.490 --> 04:42.615
نه

04:42.616 --> 04:44.117
گفتی امکانش هست

04:44.118 --> 04:46.495
من نمی‌دونم اوضاع بیرون چطوره

04:50.332 --> 04:53.061
یکی رو می‌شناسم که اگه می‌فهمید
قراره بری بیرون، حسابی ذوق می‌کرد

04:56.255 --> 04:57.381
آره

05:01.552 --> 05:03.470
تابحال زنِ کندی رو دیدید؟

05:06.223 --> 05:08.142
به نظرت اگه اینجا بود چی می‌گفت؟

05:09.786 --> 05:13.187
فقط توی مستی اون حرفا رو میزد

05:13.188 --> 05:15.690
«دوریس هرگز نمی‌گفت «می‌خوام برم بیرون

05:15.691 --> 05:18.027
باهوش‌تر از این حرفا بود -
از هر کی بگی باهوش‌تر بود -

05:18.920 --> 05:21.255
…می‌گفت اگه یه زمانی دست به قتل بزنه

05:23.889 --> 05:26.266
یحتمل اون رو می‌کُشه -
یحتمل -

05:26.495 --> 05:28.161
…و اگه زمانی مچش رو بگیرن

05:28.162 --> 05:29.954
قسر در میره

05:29.955 --> 05:34.126
می‌گفت اگه بفرستنش بیرون که
،پاکسازی کنه، می‌زنه زیر آواز

05:34.710 --> 05:37.796
خوشحال از اینکه آزاده و رفته بیرون

05:39.652 --> 05:41.821
حتی اگه واسه یه دقیقه‌ی کوفتی باشه

05:45.554 --> 05:47.056
یه دقیقه‌ی کوفتی

05:53.771 --> 05:55.314
متخصص‌های لباس‌ها حاضرن

05:58.859 --> 05:59.902
بریم تو کارش

06:30.975 --> 06:32.642
،می‌دونم گفتم تا سپیده‌دم وقت دارید

06:32.643 --> 06:34.645
ولی باید الان برید. یالا، عجله کنید

06:48.129 --> 06:49.130
خاموشـه

06:50.786 --> 06:53.621
خیلی‌خب. بی‌سیم تمام مدت روشن می‌مونه

06:53.622 --> 06:57.166
،توی از طریق کلاهت صدام رو می‌شنوی
،من هم از طریق بی‌سیم صدای تو رو

06:57.167 --> 06:58.856
ولی یادت باشه که رمزی حرف بزنی

06:58.858 --> 07:00.150
صدای من رو هم می‌شنوی؟

07:00.152 --> 07:01.235
ایشالا که نه

07:01.254 --> 07:02.755
چی؟ -
خب، اسم من چی بود؟ -

07:02.756 --> 07:05.383
تو مرکزی. من معاون تِرلی

07:05.384 --> 07:06.468
جولیت هم کرِین -
آره -

07:07.094 --> 07:08.386
عمراً اینا یادم بمونه

07:08.387 --> 07:10.430
میشه اسمم هر چیزی باشه جز کلسو؟ -
آهای، پاتریک. هی -

07:10.431 --> 07:12.974
آروم باش. وقتِ این کارها رو نداریم، خب؟

07:12.975 --> 07:16.561
.واک فقط با لوکاس حرف می‌زنه
.تو قراره برسونیش سیلوی ۱۷

07:16.562 --> 07:18.856
همین. خب؟

07:27.323 --> 07:28.324
هیچیش نمیشه

08:18.082 --> 08:21.710
.از مرکز به معاون تِرلی
صدام رو می‌شنوی؟

08:25.089 --> 08:26.173
…خب

08:28.467 --> 08:29.760
…وضعیت

08:33.556 --> 08:36.182
خیلی بزرگ‌تر از چیزیـه که انتظار داشتم

08:47.611 --> 08:48.862
هیچی اینجا نیست

08:51.073 --> 08:52.491
واقعاً هیچی نیست

08:53.492 --> 08:54.743
!هیچیِ هیچی

08:57.204 --> 08:58.205
!آهای

09:06.589 --> 09:08.132
اینا دیگه چه کوفتی‌ان؟

09:39.830 --> 09:41.290
معاون تِرلی صحبت می‌کنه

09:43.516 --> 09:45.711
داریم میریم طبقه‌ی بعدی

10:09.944 --> 10:10.945
مرکز

10:12.780 --> 10:15.950
خرابی‌ها رو… می‌بینیم

10:17.451 --> 10:19.328
بدتر از چیزیـه که فکر می‌کردیم

10:21.163 --> 10:23.374
ولی… میریم بررسی‌اش کنیم

10:24.208 --> 10:25.292
دریافت شد

11:03.080 --> 11:05.373
می‌شنوی؟ -
چی؟ -

11:05.374 --> 11:06.584
می‌شنوی؟

11:10.713 --> 11:14.633
.آهای، مرکز
.یه صدای وِز وِز می‌شنویم

11:15.175 --> 11:16.594
شما هم می‌شنوید؟

11:27.563 --> 11:29.773
!لعنتی. بدو! بدو

11:34.528 --> 11:38.657
.معاون تِرلی، مرکز صحبت می‌کنه
.اگه می‌شنوی جواب بده

11:42.286 --> 11:45.456
معاون کلسو، اگه می‌شنوی جواب بده

11:49.251 --> 11:50.668
چی شد؟

11:50.669 --> 11:52.921
صدای… شلیک میومد

11:52.922 --> 11:54.547
تفنگ بردن بیرون؟ -
نه -

11:54.548 --> 11:55.965
دوباره بی‌سیم بزن

11:55.966 --> 11:58.219
…هیچ پارازیتی نیست. فقط

12:07.061 --> 12:08.062
خیلی‌خب

12:09.480 --> 12:13.067
نمی‌دونم. دنی، میشه لطفاً دوباره
صفحه‌نمایش رو روشن کنی؟

12:14.902 --> 12:16.612
،نمی‌دونم. تو برو کارگاه

12:16.614 --> 12:18.956
من هم هر موقع تونستم میام پیشت، خب؟

12:19.573 --> 12:20.782
تو کجا میری؟ -
،نمی‌دونم -

12:20.783 --> 12:23.743
.ولی اگه فرار کنم، دستگیرم می‌کنه
.پس مجبورم بمونم

12:23.744 --> 12:26.537
،پس اگه… وقتی اومد اینجا

12:26.538 --> 12:29.208
سندی، میشه بهش بگی برگشتم خونه؟

12:29.708 --> 12:31.293
جری، رمز هنوز همونـه؟

12:42.179 --> 12:45.057
لوکاس کایل و پاتریک کنی نابود شدن

12:48.310 --> 12:49.395
چی شد؟

12:51.605 --> 12:54.550
فیلم اصلیِ پاکسازیِ نیکولز رو دیدی

12:55.067 --> 12:56.318
چی دیدی؟

12:56.819 --> 12:57.987
کلی جسد

12:59.488 --> 13:01.657
به اندازه‌ی کل یه سیلو

13:02.324 --> 13:04.076
چه نتیجه‌ای می‌گیری؟

13:14.211 --> 13:16.547
تونستن جلوی پادمان رو بگیرن

13:18.465 --> 13:20.300
حداقل موقتی

13:20.301 --> 13:22.683
نکته دقیقاً همینـه

13:24.263 --> 13:27.847
،برای صلاح سیلوت هم که شده
مهمـه بدونی که

13:28.350 --> 13:32.332
پادمان در واقع اجتناب‌ناپذیره

13:32.771 --> 13:36.418
چیزی که توی اون فیلم دیدی هم مدرکشـه

13:39.278 --> 13:40.529
…ولی

13:42.615 --> 13:44.783
نیکولز هم می‌خواد همین کار رو بکنه؟

13:45.534 --> 13:46.660
جلوی پادمان رو بگیره؟

13:47.745 --> 13:48.746
باهاش صحبت کن

13:49.580 --> 13:52.374
ببین نگرانی‌مون بی‌جاست یا نه

13:52.871 --> 13:54.183
اگه بی‌جا نبود چی؟

14:02.009 --> 14:04.302
قراره بود سپیده‌دم برن

14:04.303 --> 14:08.349
،آره، کندی کلافه شده بود
باید می‌فرستادمش بیرون

14:08.849 --> 14:09.850
که اینطور

14:10.768 --> 14:14.772
خب، متأسفانه باید به عرضت برسونم که
به سیلوی ۱۷ نرسیدن

14:19.193 --> 14:23.072
دلیل دیگه‌ای هم داشت که
می‌خواستی کسی رو بفرستی سیلوی ۱۷؟

14:23.572 --> 14:24.573
نه

14:25.574 --> 14:29.452
،اون بچه‌ها جونم رو نجات دادن
من هم می‌خواستم بیارمشون اینجا، همین

14:29.453 --> 14:31.372
دلیل مهم‌تری نداشتی؟ -
نه -

14:33.165 --> 14:36.752
چی مهم‌تر از نجات جونِ بچه‌ها، کامیل؟

14:39.171 --> 14:41.215
می‌دونی توی سیلوی ۱۷ چی شده؟

14:44.426 --> 14:46.262
نه، تو چی؟

14:47.721 --> 14:49.807
نمی‌دونم. واسه همین پرسیدم

14:53.477 --> 14:55.187
اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟

14:55.980 --> 14:57.397
برای لوکاس و کندی

14:57.398 --> 14:59.148
گمونم لباسشون نقص فنی داشته

14:59.149 --> 15:00.734
لباسشون؟ -
آره -

15:01.402 --> 15:02.945
وقتی عجله کنی همین میشه

15:05.823 --> 15:06.824
آره

15:07.866 --> 15:11.495
باید بیشتر وقت می‌دادیم تا
لباسشون رو ضدگلوله کنن

17:02.897 --> 17:05.545
« سیلو »
« فصل سوم »
« قسمت هفتم: بی‌سیم »

17:24.128 --> 17:25.212
شارلوت؟

17:26.213 --> 17:27.797
اینجا چه خبره؟ تو اینجا چیکار می‌کنی؟

17:27.798 --> 17:28.799
سلام

17:29.300 --> 17:32.343
نمی‌تونه بهت بگه -
مگه از تو پرسیدم؟ -

17:32.344 --> 17:33.345
خیلی‌خب

17:37.099 --> 17:38.183
خوبی؟

17:40.519 --> 17:41.937
آره، حالم خوبـه

17:43.647 --> 17:45.273
من رو می‌شناسی؟

17:45.274 --> 17:47.026
معلومـه، دنیل

17:47.943 --> 17:51.363
،ولی تا به حرف آنا گوش ندی
بیشتر از این نمی‌تونم بگم

17:52.148 --> 17:55.871
اگه ممکنـه دنبالم بیاید -
،خیلی‌خب. بعد از اون کاری که کردید -

17:55.873 --> 17:58.231
با هیچکس هیچ جا نمیریم -
پشت اون درها چیـه؟ -

17:58.233 --> 18:02.715
وکیل. کلی وکیل با قرارداد عدم افشا

18:02.717 --> 18:05.084
امضا که بکنید، سوار هواپیما میشیم و

18:05.085 --> 18:07.731
تا فردا همین موقع، همه چی رو می‌فهمید

18:07.733 --> 18:12.051
اگرچه، نمی‌تونید یه کلمه هم
…به کسی چیزی بگید

18:12.382 --> 18:13.779
تا وقتی ما اجازه بدیم

18:13.781 --> 18:15.059
…یعنی

18:18.085 --> 18:21.671
می‌خواید ازم شکایت کنید؟
چون کلاً ۷۰۰ دلار توی حسابمـه

18:21.673 --> 18:25.718
،گیتمو. نصف وکلای اونجا دولتی‌ان

18:25.720 --> 18:29.367
یعنی می‌تونن جدی‌جدی شما رو
روونه‌ی گوانتانامو کنن

18:31.281 --> 18:32.532
شوخی هم نمی‌کنم

18:33.781 --> 18:34.782
خودم قبلاً رفتم اونجا

18:35.574 --> 18:38.118
.راستش جای باصفاییـه
.شاید بخرمش

18:39.036 --> 18:43.727
جزیره رو. کل جزیره رو… نه فقط پایگاهش

18:46.596 --> 18:47.597
…خب

18:48.963 --> 18:50.547
بنده پِر استنسن هستم

18:50.548 --> 18:51.756
می‌شناسیمت

18:51.757 --> 18:55.426
.می‌دونم. فقط خواستم مؤدب باشم
.تیم روابط عمومی‌ام گفته لازمـه

18:55.427 --> 18:57.225
تو خبرنگاره‌ای، نه؟

18:57.429 --> 18:59.430
،بهم گفتن کلی سؤال داری

18:59.431 --> 19:01.267
ولی من یه سؤال از تو دارم

19:02.309 --> 19:03.686
:کدوم رو ترجیح میدی

19:05.012 --> 19:09.676
قرارداد عدم افشا رو امضا نکنی و
با یه مینی‌ونِ اجاره‌ای داغون

19:09.678 --> 19:12.238
…دست‌خالی از اینجا بری یا

19:12.240 --> 19:14.279
چندتا امضا بزنی و

19:14.280 --> 19:18.200
بزرگ‌ترین راز دنیا رو بفهمی؟

19:21.453 --> 19:26.082
،صد هزارتا هم می‌ذارم روش
اگه کارت راه میفته

19:26.083 --> 19:27.846
صد هزار دلار. البته

19:27.848 --> 19:29.460
،پولدارترین آدمِ دنیایی

19:29.461 --> 19:33.047
اونوقت می‌خوای بزرگ‌ترین راز دنیا رو
صد هزار دلار بهمون بفروشی؟

19:33.048 --> 19:34.716
خیلی‌خب. یه میلیون، نفری

19:34.717 --> 19:37.093
ای خدا… همه رو نمیشه خرید -
ولی به شرطی که امضا کنید -

19:37.094 --> 19:39.707
اگه امضا نکنید هیچی دست‌تون رو نمی‌گیره -
نمی‌دونم اینجا چه خبره -

19:39.709 --> 19:42.755
فقط می‌خوام بدونم چه بلایی سر خواهرم اومده

19:44.018 --> 19:45.269
تو امضا کردی؟

19:47.521 --> 19:51.108
آره، چون خودم هم می‌خواستم بدونم
چه بلایی سرم اومده

19:59.450 --> 20:00.451
باشه

20:02.202 --> 20:05.664
.نماینده‌ی کنگره که قبول کرد
جواب تو چیـه، خبرنگار؟

20:09.084 --> 20:12.754
چند وقت بعد اجازه دارم
در موردش بنویسم؟

20:12.755 --> 20:16.591
تا پنج سال دیگه نمیشه. ایشالا کمتر

20:16.592 --> 20:19.510
اغراق هم نکردم ها

20:19.511 --> 20:22.223
واقعاً قراره دنیا رو نجات بدیم

20:29.091 --> 20:30.147
چرا که نه؟

20:30.773 --> 20:32.233
بریم دنیا رو نجات بدیم

20:41.700 --> 20:42.701
اِد هاروود

20:45.204 --> 20:46.663
چی شده؟

20:46.664 --> 20:49.250
باید باهات صحبت کنیم، خصوصی

20:53.170 --> 20:56.921
فکر می‌کنیم اورلا کنت کُشته شده و
بعد جسدش جابجا شده

20:58.092 --> 21:01.886
ولی نمی‌دونیم چطوری جسدش
سر از اینجا درآورده

21:01.887 --> 21:05.682
خب، انگار دوربین‌هایی که گفتی
قراره خاموش بشن هنوز روشنن

21:05.683 --> 21:10.186
وگرنه از کجا مطمئنی
خودش از پله‌ها نیومده بالا؟

21:10.187 --> 21:12.772
…هیچ ایده‌ای نداری که

21:12.773 --> 21:15.775
چطوری یه جسد بدون اینکه
توی دوربین‌ها بیفته جابجا شده؟

21:15.776 --> 21:17.111
نخیر

21:18.612 --> 21:20.239
…مگر اینکه

21:22.074 --> 21:24.367
آره، یه یارویی توی طبقات وسط بود

21:24.368 --> 21:26.744
قبلاً واسه بچه‌ها نمایش اجرا می‌کرد

21:26.745 --> 21:30.874
یه چیزهایی رو ناپدید می‌کرد و
دوباره ظاهرشون می‌کرد

21:31.458 --> 21:33.085
می‌گفت جادوئـه

21:34.587 --> 21:38.090
شاید الان هم جادو شده

21:38.591 --> 21:42.243
…وقت نداریم. می‌خوای بری خونه

21:42.245 --> 21:46.705
ببین، کلانتر. تو اصلاً توی باغ نیستی

21:47.783 --> 21:51.906
توی معدن نهایتاً ۶تا مرد و ۲تا زن هستن که

21:51.908 --> 21:56.138
واقعاً جنایتکارن و حق‌شونـه اینجا باشن. باشه

21:56.459 --> 22:01.373
ولی اکثراً به خاطر یه کار احمقانه اینجان

22:01.396 --> 22:04.122
،اینجا هم یا آوار می‌ریزه روی سرشون

22:04.352 --> 22:07.849
یا سم‌پاش‌ها با مرگِ موش کارشون رو می‌سازن

22:08.333 --> 22:13.498
اونا یارویی که واسه بچه‌ها
تخم‌مرغ غیب می‌کرد

22:13.500 --> 22:18.631
قوه‌ی قضاییه بهش گفته بود
جادو یه عتیقه‌ی فرضیـه

22:19.290 --> 22:23.127
عتیقه‌ی فرضی، باورتون میشه؟

22:23.719 --> 22:27.271
،واسه همین فرستادنش اینجا
،نه به خاطر کاری که کرده بود

22:27.623 --> 22:29.919
فقط به خاطر فکری که توی سرش بود

22:31.143 --> 22:33.728
…عذابی که توی اون تونل‌ها می‌کِشن

22:34.210 --> 22:37.632
برای امثال اون طنابِ دار گزینه‌ی بهتریـه

22:38.043 --> 22:45.478
اما نه، رفقات توی قوه‌ی قضاییه
تک‌تک‌شون رو می‌فرستن اینجا

22:47.973 --> 22:48.974
…پس

22:51.038 --> 22:53.040
مثل اینکه برای من و نشانم
احترامی قائل نیستی

22:53.707 --> 22:54.750
معلومـه که نه

22:56.961 --> 22:58.378
واسه جولیت چی؟

22:58.379 --> 23:02.814
حداقل از بخش مکانیک اومده بود و
…می‌دونست کار کردن یعنی چی، ولی

23:02.816 --> 23:04.920
به عنوان کلانتر؟ نه

23:05.427 --> 23:09.138
هولستون چی؟ -
هولستون؟ اون رو قبول داشتم -

23:09.139 --> 23:12.977
،اگه یکی یه حماقتی می‌کرد
ممکن بود زیرسیبیلی رد کنه

23:13.561 --> 23:15.728
،به این فکر می‌کرد که اگه طرف بره معدن

23:15.729 --> 23:17.605
خانوادش چی می‌کِشن

23:17.606 --> 23:18.773
خوبـه

23:18.774 --> 23:25.649
خوشحالم قبولش داشتی چون
از نظرش یه خلافکار به‌دردنخور بودی

23:27.116 --> 23:31.745
هفت‌تا پرونده‌ی مختلف واست باز کرده

23:33.163 --> 23:34.665
دستگیرم هم کرده؟

23:38.627 --> 23:41.916
خب، پس همچین خلافکار به‌دردنخوری هم نبودم

23:42.627 --> 23:44.382
دیدمت که یه روز قبل از اینکه

23:44.383 --> 23:47.552
،جسدِ اورلا کنت توی معادن پیدا شه
…باهاش جر و بحث می‌کردی. دخترت

23:47.553 --> 23:50.555
،دخترم قرار بود رئیسِ بعدیِ بخش تدارکات بشه

23:50.556 --> 23:53.349
تا اینکه اورلا کنت جاش رو گرفت

23:53.350 --> 23:55.435
پس آره، ناراحت بودم

23:55.436 --> 23:58.897
گلندا می‌تونست خودش رو
از این منجلاب نجات بده

23:58.898 --> 24:02.025
ولی چون خیلی‌ها توی این خراب‌شده

24:02.026 --> 24:04.819
آدم‌ها رو از روی اصل‌ونسب و

24:04.820 --> 24:07.030
،دوروبری‌هاشون قضاوت می‌کنن

24:07.031 --> 24:12.405
فرصتِ گلندا رو ازش گرفتن و
دودستی دادن به خانم کنتِ عزیز

24:13.120 --> 24:15.398
حرفم رو بهش زدم و رفتم

24:16.081 --> 24:20.336
پس، اگه مدرک دیگه‌ای
،به جز محتویات اون پوشه نداری

24:20.920 --> 24:25.758
محترمانه ازتون می‌خوام
گورتون رو گم کنید

24:33.057 --> 24:35.516
.خیلی‌خب، بالاخره اومدی
.بیا یه نگاهی به این بنداز

24:35.517 --> 24:37.882
کلی باروت از شورش برامون مونده

24:37.884 --> 24:39.907
بعد از ساعت کاری
…یه تیم می‌فرستیم قوه‌ی قضاییه

24:39.909 --> 24:42.166
صحیح -
،با لباس نیروهای خدماتی -

24:42.168 --> 24:44.984
باروت‌ها رو در امتدادِ
دیوارِ لوله‌ها کار می‌ذاریم و

24:44.985 --> 24:48.863
به همراه لوله‌ی حاویِ سم می‌فرستیم هوا

24:48.864 --> 24:52.408
خیلی‌خب، ولی سم آزاد میشه، بعدش چی؟
چند دقیقه بیشتر زنده نمی‌موند

24:52.409 --> 24:53.751
،می‌تونیم زیر لباس‌هامون -
نه -

24:53.753 --> 24:55.411
لباس مخصوص پاکسازی بپوشیم -
بیخیال -

24:55.412 --> 24:56.579
فکر می‌کنن تعمیرکاریم

24:56.580 --> 24:58.122
کلاً ۶تا لباسِ دیگه داریم

24:58.123 --> 25:01.693
ببین، سختـه ولی با یه تیمِ خوب شدنیـه

25:01.695 --> 25:02.863
کلاه از کجا بیاریم؟

25:03.504 --> 25:04.754
من می‌تونم جور کنم

25:04.755 --> 25:08.967
چطوری ۶ نفر رو با بمب و کلاه
وارد قوه‌ی قضاییه کنیم؟

25:08.968 --> 25:11.094
چون بعید می‌دونم فقط لباس کار کافی باشه

25:11.095 --> 25:13.513
سیمز می‌تونه برامون کارت ورود جور کنه؟ -
ولی گاز چی؟ -

25:13.514 --> 25:15.974
ممکنـه بی‌بو باشه. حتی بی‌رنگ، خب؟

25:15.975 --> 25:19.662
جولز، این لباس‌های جدید
یه ساعت بهشون فرصت میده

25:19.664 --> 25:21.818
آره، توی یه ساعت خیلیا ممکنـه بمیرن

25:21.820 --> 25:24.190
بهش فکر کردید؟ چند نفر می‌میرن؟

25:24.191 --> 25:27.235
بستگی داره چقدر طول بکِشه
جلوی لوله رو ببندن و

25:27.236 --> 25:30.071
چند نفر توی طبقات بالا و پایین باشن

25:30.072 --> 25:33.242
.اون طبقات مسکونی‌ان
.ملت توی خونه‌هاشون خوابن

25:35.395 --> 25:36.860
یه عدد حدودی بگو

25:40.040 --> 25:41.416
…یه چیزی بین صد تا

25:41.417 --> 25:43.002
ممکنـه هزار نفر بمیرن

25:44.587 --> 25:46.839
هزار نفر. نه

25:49.758 --> 25:51.677
بهتر از ۱۰ هزار نفره

25:52.428 --> 25:57.266
شاید بهتره آب بخوریم و
به کل همه چی رو فراموش کنیم

26:00.269 --> 26:02.396
رأی‌گیری کنیم؟ -
نه -

26:03.647 --> 26:10.279
مردم سیلو رأی دادن و
جولیت رو شهردار کردن

26:14.617 --> 26:16.451
…باید فکر کنم. نمی‌تونم

26:16.452 --> 26:19.997
میشه یه نقشه‌ای بکِشید که
توش هزاران نفر سَقط نشن؟

26:31.383 --> 26:32.468
روبراهی؟

26:35.638 --> 26:37.692
یه کاری هست که باید انجامش بدم

26:45.606 --> 26:50.988
از جدیدترین خاطراتم شروع کردیم؛
دوران نیروی دریایی، مأموریتم

26:51.820 --> 26:54.031
ایران. خیال می‌کردم اون رو بهت نگه

26:55.366 --> 26:57.867
گفت بهتره خاطراتم رو تا لحظه‌ای که

26:57.868 --> 26:59.889
…سوار هواپیما شدم به یاد بیارم

27:01.747 --> 27:04.999
…ولی بقیه‌اش یه جایی تهِ ذهنم محفوظـه. پس

27:05.000 --> 27:07.670
،می‌دونم رفتم مأموریت
می‌دونم خوب پیش نرفته

27:09.004 --> 27:13.424
می‌دونم چی شده ولی انگار خاطراتِ یکی دیگه‌ست

27:13.425 --> 27:14.843
حالت خوبـه؟

27:15.344 --> 27:17.011
بهترم

27:17.012 --> 27:19.222
می‌دونی، ویکتور کمکم کرد به یاد بیارم

27:19.223 --> 27:20.808
خودش کاری کرد که فراموش کنی

27:24.061 --> 27:25.563
می‌خوام سعی کنم یکم بخوابم

27:27.231 --> 27:28.232
باشه

27:30.317 --> 27:33.098
.خب، منظورم این بود پاشو برو اونور
.می‌خوام روی صندلیت دراز بکِشم

27:35.781 --> 27:36.782
خیلی‌خب

27:43.789 --> 27:44.873
حالش چطوره؟

27:46.166 --> 27:48.252
…خب، یکم بهم متلک انداخت، پس

27:49.336 --> 27:50.546
بهتر شده؟

27:51.422 --> 27:52.506
شاید

27:53.090 --> 27:55.134
یه حسی بهم می‌گفت امروز روز نحسیـه

27:55.634 --> 27:57.051
بابام چطوری مُرد؟

27:57.052 --> 27:58.614
نه سلامی، نه علیکی

27:58.616 --> 27:59.700
چطوری مُرد؟

27:59.787 --> 28:01.454
مگه نرفتی معدن؟

28:01.557 --> 28:03.391
‫هاروود گفت تونل روی سرش خراب شده

28:03.392 --> 28:05.060
‫- پس همینـه دیگه
‫- نه

28:05.978 --> 28:08.480
‫قبل از گفتن مکث کرد.
‫قضیه چیز دیگه‌ایـه.

28:11.525 --> 28:12.693
‫خواهش می‌کنم

28:14.958 --> 28:15.959
‫کُشتنش؟

28:16.530 --> 28:17.615
‫نه

28:20.241 --> 28:21.326
‫نمُرده

28:23.037 --> 28:26.123
‫یه نفر توی معدن دفن شد،
‫ولی بابات نبود

28:27.953 --> 28:29.037
‫اونطور که من شنیدم،

28:30.336 --> 28:32.668
‫پدرت یه چیزی واسه هاروود طراحی کرده

28:32.670 --> 28:37.671
‫در عوض، نفر بعدی‌ای که توی معدن می‌مُرد،
‫مرگش ثبت نمیشد و

28:38.177 --> 28:39.701
بابات جاش رو می‌گرفت

28:39.703 --> 28:41.132
اسم طرف چیـه؟

28:41.134 --> 28:43.719
‫اگه زیاد توی کارهای هاروود سرک بکشی،

28:43.721 --> 28:45.890
احتمالاً خودت هم توی
یه چاله‌ی عمیق گم و گور بشی

28:48.593 --> 28:49.719
‫اسمش رو می‌دونی؟

28:54.818 --> 28:56.028
‫با من کار داشتی؟

28:59.698 --> 29:03.827
‫می‌دونی دفتر خاطرات «میشِن» کجاست؟

29:06.712 --> 29:10.157
من دیگه خطری واست ندارم

29:12.372 --> 29:13.874
ترک عادت موجب مرضـه

29:15.143 --> 29:19.147
‫اگه می‌دونی کجاست و دست کیـه،

29:20.109 --> 29:22.236
‫جفتشون رو بیار اینجا

29:24.723 --> 29:25.724
‫لطفاً

29:34.478 --> 29:35.646
‫خوابت نبرد؟

29:40.656 --> 29:45.243
،تو که مینی‌ون رو می‌روندی
من و دنیل صندلی عقب خوابیدیم

29:45.244 --> 29:48.978
‫من نمی‌روندمش،
‫همچنین می‌دونم که نخوابیدید

29:50.775 --> 29:52.244
میکروفون کار گذاشته بودید؟

29:55.838 --> 29:56.881
‫خیلی‌خب

29:57.506 --> 30:00.843
قضیه‌ی مقاله‌ات برای پست رو نمی‌دونستم

30:01.507 --> 30:02.715
‫آفرین بهت

30:02.732 --> 30:05.609
‫آره، خب، به کسی نگو

30:06.225 --> 30:07.851
قراردادهای عدم افشا همه چی رو درباره‌ی

30:07.852 --> 30:09.982
‫همه‌ی کسایی که به این ماجرا ربط دارن،
در برمی‌گیرن

30:11.896 --> 30:13.022
‫داستانت چیـه؟

30:15.566 --> 30:16.858
‫می‌خوای ازم گزارش بنویسی؟

30:16.859 --> 30:20.154
‫من کلاً اینطوری‌ام.
‫همه برام جالبن.

30:21.209 --> 30:25.088
‫۲۰ سال توی اطلاعات نظامی خدمت کردم

30:25.855 --> 30:29.233
‫استعفا دادم. یه شرکت راه انداختم ‫که
خیلی موفق بود

30:31.916 --> 30:33.334
تا اینکه با کله خورد زمین

30:34.501 --> 30:36.086
‫کاملاً هم تقصیر خودم بود

30:36.756 --> 30:39.920
‫یه سری عیب و ایراد شخصیتی داشتم که
‫بهشون رسیدگی نکرده بودم

30:40.716 --> 30:42.884
‫همون موقع بود که… سناتور رو دیدم

30:42.885 --> 30:45.095
‫اولین کمپین انتخاباتیش برای کنگره بود

30:46.972 --> 30:48.182
‫من راننده‌اش بودم

30:50.647 --> 30:54.154
الان شدی… نوچه‌ی وفادارش؟

30:54.602 --> 30:56.107
کارم اسم نداره

30:56.109 --> 30:59.567
‫فقط حواسم هست که سناتور ‫و
دخترش صحیح و سالم باشن

30:59.568 --> 31:00.778
‫یعنی چی؟

31:03.447 --> 31:04.740
‫یعنی خیلی چیزها

31:20.130 --> 31:21.423
چرا اومدی بیرون؟

31:22.591 --> 31:26.010
‫- خوبی؟
‫- اومدم چون مهمون داریم

31:26.011 --> 31:30.223
‫تجربه‌ای داشته که به تو بی‌شباهت نبوده

31:30.224 --> 31:32.934
‫منظورت چیـه؟
‫کامیل به اون هم دارو خورونده؟

31:32.935 --> 31:34.019
‫کامیل نه

31:35.062 --> 31:36.230
‫من و رابرت…

31:38.107 --> 31:39.857
‫داروش رو قطع کردیم که

31:39.858 --> 31:42.570
‫به پرستار توی عوض کردن ‫قرص‌هات کمک کنه

31:43.516 --> 31:46.367
‫چون اون تنها کسیـه که…

31:48.160 --> 31:51.205
واقعاً می‌تونه درکت کنه

31:51.912 --> 31:58.252
‫به نظرم دیدگاه منحصربه‌فردی
‫در مورد آینده‌ی پیش رومون داره

32:03.549 --> 32:04.925
‫جولیت نیکولز

32:06.510 --> 32:07.845
‫گلوریا هیلدبرنت

32:12.182 --> 32:13.767
‫اشکال نداره اگه من رو یادت نمیاد

32:14.268 --> 32:15.768
‫اینقدر زمان زیادی بهم دارو دادن که

32:15.769 --> 32:18.916
‫فکر نمی‌کردم حتی یک نفر ‫رو هم به خاطر بیارم

32:18.918 --> 32:23.339
‫از خانم هیلدبرنت دعوت کردم بیاد ‫چون
باید درباره‌ی حافظه صحبت کنیم

32:24.458 --> 32:26.877
‫همچنین به خاطر چیزی که در دست داره

32:27.844 --> 32:29.541
‫وقتی من رئیس آی‌تی بودم،

32:30.524 --> 32:34.063
‫من و رابرت ردِ عتیقه‌هایی رو می‌زدیم ‫که

32:34.065 --> 32:41.416
‫شایعه شده بود برای
یه گروه مخفی شهروندان ‫به نام شعله‌داران

32:41.418 --> 32:42.854
مقدس هستن

32:44.251 --> 32:46.815
‫مادر جرج از ما بود

32:48.354 --> 32:53.065
‫افرادی که تهدید به حساب میومدن؛
‫کسانی که می‌خواستن از گذشته سر دربیارن و…

32:53.634 --> 32:58.638
این امید رو زنده کنن که در آینده میشه
روی سطح زمین زندگی کرد

32:58.687 --> 33:01.607
‫ما هم مثل تو دنبال حقیقت بودیم

33:02.274 --> 33:04.568
‫دو قلمی که بیشتر از همه دنبالشون بودیم…

33:05.236 --> 33:08.989
‫هر دو، سند زندگی از یه دوره‌ی خاص بودن

33:09.490 --> 33:12.659
‫یه دفترچه‎ی سیمی که

33:12.660 --> 33:17.581
‫رئسای پیشین آی‌تی ‫سیصد سال تمام دنبالش بودن

33:18.207 --> 33:19.374
‫هیچوقت پیداش نکردن

33:19.375 --> 33:22.468
‫اون یکی مشغله‌ی ذهنی خودم بود

33:23.879 --> 33:25.894
‫دفتر خاطرات میشِن
‫(به معنای مأموریت هم هست)

33:26.465 --> 33:27.775
‫چه مأموریتی؟

33:27.777 --> 33:31.719
‫میشِن اسمش بوده.
‫۱۴۰ سال پیش باربر بوده و

33:31.720 --> 33:33.339
‫در حین شورش بزرگ،

33:33.341 --> 33:37.005
‫مواد منفجره‌ای رو که باهاش راه‌پله رو
‫منفجر کردن، جابجا کرده

33:37.285 --> 33:39.676
‫دوستان تو اولین کسایی نبودن ‫که
این کار رو کردن

33:39.678 --> 33:43.723
‫خانم هیلدبرنت،
‫میشه از بخش‌های پایانیش برامون بخونی؟

33:55.911 --> 34:01.125
‫«من روی گردنم علامتی دارم،
‫و روی شکمم جای زخمی

34:01.568 --> 34:04.543
‫و نمی‌دانم از کجا آمده‌اند.

34:04.866 --> 34:08.233
‫حس می‌کنم قبلاً می‌دانستم،
‫شاید حتی همین دیروز،

34:08.235 --> 34:10.737
‫اما حالا دیگر دیروز را هم به یاد ندارم.

34:12.011 --> 34:13.261
‫می‌ترسم.

34:14.430 --> 34:16.514
‫همه‌مان خیلی چیزها را فراموش کرده‌ایم.

34:16.515 --> 34:20.603
‫پزشکان مدام می‌گویند ویروس است و
‫از بین خواهد رفت،

34:21.562 --> 34:22.897
‫اما از بین نرفته.

34:23.730 --> 34:25.816
‫چیزها مدام از خاطرم پاک می‌شوند.

34:26.298 --> 34:30.780
‫هرآنچه را هم که هنوز به یاد دارم،
‫همچون خواب مبهم شده است.

34:30.946 --> 34:34.699
‫نمی‌دانم اگر اَلی نبود چه می‌کردم.
‫ما یکدیگر را داریم.

34:34.700 --> 34:40.242
‫اما شنیده‌ام کسانی که تنها زندگی می‌کنند،
‫دست از غذا خوردن کشیده‌اند.

34:41.915 --> 34:46.212
‫و آنقدر از پله‌ها به پایین پریده‌اند که
‫شروع کرده‌اند به نصب تورهای ایمنی.

34:46.809 --> 34:52.239
‫قسم می‌خورم اگر روزی اَلی را فراموش کنم،
‫من هم به دنبال آن‌ها خود را پرت خواهم کرد.»

34:54.634 --> 34:57.501
آخرین جمله‌اش همین بوده

34:59.627 --> 35:01.379
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی و…

35:02.743 --> 35:06.230
‫آره. خیلی غم‌انگیزه.
‫ولی… بهت که گفتم.

35:06.232 --> 35:08.524
‫حاضر نیستم هزار نفر رو بکشم

35:08.526 --> 35:12.153
‫سالوادور کوئین،
‫رئیس وقت آی‌تی،

35:12.154 --> 35:15.990
‫ترجیح داد سیلو رو چیزخور کنه ‫تا
جلوی پادمان رو بگیره

35:15.991 --> 35:19.452
هیچوقت نپرسید اصلاً چرا باید
،حافظه‌ی مردم رو پاک کرد

35:19.453 --> 35:21.247
‫اما بهاش رو هم حاشا نکرد

35:21.687 --> 35:27.410
‫کوئین حساب کرد که
وحشت ‫و سرگردانیِ ناشی از داروی فراموشی

35:27.419 --> 35:30.593
‫منجر به مرگ دو هزار نفر شده

35:32.888 --> 35:37.388
‫اگه اقدام نکنی،
‫این بها رو می‌پردازیم

35:38.514 --> 35:43.102
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد کسی باشی ‫که
تصمیم می‌گیره

35:43.646 --> 35:44.834
‫- می‌دونم
‫- واقعاً؟

35:45.854 --> 35:49.567
اما بارش به گردن توئـه

36:06.166 --> 36:08.064
‫- خوبی؟
‫- آره

36:09.920 --> 36:12.630
‫یکم بی‌قرار به نظر میای

36:16.330 --> 36:18.123
شاید از پرواز خوشت نمیاد

36:18.804 --> 36:19.930
خوشم نمیاد

36:20.973 --> 36:22.349
‫مگه اینکه خودم خلبان باشم

36:23.853 --> 36:26.227
‫- پس وسواس کنترل داری؟
‫- نه، اصلاً

36:26.228 --> 36:28.221
‫فقط می‌خوام هر کاری درست انجام بشه

36:29.223 --> 36:32.435
‫- خودت چطور؟ نمی‌خوابی؟
‫- نه، فقط…

36:34.486 --> 36:35.613
‫فردا روز بزرگیـه

36:36.322 --> 36:38.406
‫آره. قراره چی ببینیم؟

36:38.407 --> 36:40.117
‫تو جنبه‌ی شعبده‌بازی نداری

36:40.784 --> 36:42.533
‫یهو میگی «اینقدر ادا اطوار درنیار»

36:42.535 --> 36:44.447
‫آره، خرگوشه رو بیار بیرون بره دیگه

36:57.968 --> 36:59.428
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

37:00.679 --> 37:02.306
‫- نه
‫- باشه

37:04.016 --> 37:06.018
‫ولی می‌تونی پاهام رو بمالی

37:22.576 --> 37:26.454
‫- شرمنده بابت… ماجرای…
‫- نه

37:26.455 --> 37:28.289
‫فقط فکر می‌کردم تو دکترِ شارلوتی

37:28.290 --> 37:30.917
‫- الان یهو فهمیدم که توی این قضیه دست داری
‫- نه، نه، من…

37:30.918 --> 37:35.338
‫نه، دکتر شارلوت هستم.
‫هنوز هم به کمکت نیاز دارم تا

37:35.339 --> 37:37.465
‫خاطرات کودکیش رو بازیابی کنیم…

37:37.466 --> 37:40.260
‫اگه تا آخر عمر فقط همین دو هفته ‫رو
یادش بیاد چی؟

37:40.261 --> 37:41.594
‫نه، جواب میده

37:41.595 --> 37:43.388
‫ولی خودت گفتی تضمینی در کار نیست

37:43.389 --> 37:46.642
‫آره، اما این دوتا همدیگه رو رد نمی‌کنن

37:47.268 --> 37:49.687
‫پیشرفت خیلی خوبی کرده.
‫جدی میگم.

38:00.197 --> 38:02.408
‫وقتی ساکن لس‌آنجلس بودم،

38:02.915 --> 38:07.211
دخترم لولو یه بند درباره‌ی
گرند کنیون صحبت می‌کرد

38:08.679 --> 38:12.328
‫یک ماه هر روز التماسمون کرد که بریم ببینیمش

38:13.189 --> 38:14.899
‫من و مامانش بالاخره وا دادیم

38:15.588 --> 38:18.299
‫یه جمعه شب بعد از کار،
‫نشستیم توی ماشین و راه افتادیم

38:20.801 --> 38:23.887
‫می‌خواستم قبل از طلوع آفتاب،

38:23.888 --> 38:25.430
‫برسیم به بخش جنوبیش و

38:25.431 --> 38:28.183
‫همش به این فکر می‌کردم ‫که
لولو چقدر خوشحال میشه

38:28.934 --> 38:29.935
‫آره

38:34.023 --> 38:37.693
‫نباید اینقدر عجله می‌کردم.
‫خسته بودم.

38:39.445 --> 38:41.030
‫کوین بیشاپ هم همینطور

38:42.692 --> 38:47.952
‫وقتی دیدم کامیونش از خط وسط رد شده که
‫دیگه کار از کار گذشته بود

38:52.333 --> 38:56.544
‫دنیل، تمام تکنیک‌هایی که دارم
‫روی شارلوت به کار می‌گیرم،

38:56.545 --> 38:58.588
‫داروهاش، روش درمانش،

38:58.589 --> 39:03.219
‫همش رو سی سال پیش برای خودم ‫درست کردم چون
می‌خواستم فراموش کنم

39:03.886 --> 39:07.847
‫- فراموش هم کردم…
‫- ولی نکردی. همین الان برام تعریف کردی

39:07.848 --> 39:11.393
‫چون به موقع متوجه شدیم که
‫می‌تونی انتخاب کنی…

39:12.811 --> 39:15.564
‫چی رو نگه داری ‫و چی رو حذف کنی

39:16.857 --> 39:18.859
‫گزارش اورژانس نوشته بود که…

39:28.953 --> 39:32.039
‫دخترم توی بغل خودم از دنیا رفته

39:36.835 --> 39:39.797
‫نمی‌خواستم اینو یادم بمونه.
‫و نمونده.

39:40.631 --> 39:41.924
‫جواب میده

39:51.350 --> 39:52.393
‫کجاییم؟

40:03.487 --> 40:04.488
‫آتلانتا

40:09.493 --> 40:11.995
‫یادت نره،
‫آنتونی امروز باید ژاکت بپوشه

40:11.996 --> 40:13.079
‫مامان، نه!

40:13.080 --> 40:16.291
‫توی عکس کلاسی قبلی‌تون،
‫همه ژاکت تنشون بود

40:16.292 --> 40:18.001
‫اون پنج سال پیش بود

40:18.002 --> 40:19.336
‫خیلی خوشتیپ شده بودی

40:19.837 --> 40:21.379
‫عکاس کارش خیلی خوب بود

40:21.380 --> 40:23.172
‫- کامیل
‫- چیـه؟

40:23.173 --> 40:24.800
‫مجبورش نکن

40:26.051 --> 40:27.844
‫دیگه این هم تصمیمش با توئـه؟

40:27.845 --> 40:29.680
به نظرم تصمیمش با خودشـه

40:35.895 --> 40:37.062
‫باشه

40:38.564 --> 40:39.732
‫به درک

40:54.288 --> 40:56.540
‫حتماً مامانت دسته‌کلیدش رو جا گذاشته

41:00.252 --> 41:02.004
‫چه گوهی می‌خوری اینجا؟

41:03.088 --> 41:06.634
‫- به نیکولز گفتم دیگه تماس بی تماس
‫- آره، گفت اینجا دوربین نداره

41:07.134 --> 41:09.260
‫برای قوه‌ی قضاییه جواز ورود می‌خوایم

41:09.261 --> 41:10.803
‫برای چی؟

41:10.804 --> 41:13.890
‫نگفت، ولی اگه نیاز نداشت
‫بهم نمی‌گفت که

41:13.891 --> 41:15.476
‫صد طبقه رو بیام بالا

41:19.605 --> 41:23.691
‫آنتونی، برنامه‌مون عوض شد

41:23.692 --> 41:25.235
‫ژاکت رو می‌بری

41:25.236 --> 41:27.529
‫- بابا، خودت گفتی…
‫- بگو چشم

41:29.156 --> 41:32.158
‫اگه کس دیگه‌ای نپوشیده بود،
‫تو هم نپوش

41:32.159 --> 41:37.331
‫مامانت سر کار بهش سخت می‌گذره،
‫اما این خوشحالش می‌کنه

41:38.178 --> 41:39.179
‫باشه؟

41:41.335 --> 41:42.752
‫از اینا سه‌تا موجود دارم

41:42.753 --> 41:45.256
‫ببخشید. شرمنده.
‫یه ژاکت مدرسه می‌خوام.

41:46.173 --> 41:48.092
‫باشه. چه سایزی؟

41:48.676 --> 41:49.968
‫نمی…

41:49.969 --> 41:51.345
‫خب، قدش تا اینجاست

41:54.807 --> 41:56.474
‫الان دیرمون میشه

41:56.475 --> 41:59.603
‫ببخشید. اگه بخوای می‌تونم
‫ژاکتت رو برات بیارم

42:01.814 --> 42:03.357
‫سر وقت می‌رسیم، باشه؟

42:05.025 --> 42:06.401
‫- ببخشید؟
‫- بله؟

42:06.402 --> 42:08.361
‫این برای آنتونی سیمزه

42:08.362 --> 42:11.447
‫جناب قاضی فهمید که صبح
‫ژاکت اشتباهی رو بهش داده

42:11.448 --> 42:13.741
‫مطمئنم همینی که آنتونی الان داره
‫مشکلی نداره

42:13.742 --> 42:16.328
‫اون ژاکت قبلیشـه. کوچیکـه براش

42:17.538 --> 42:18.746
‫میشه اون یکی رو بدید بهم؟

42:18.747 --> 42:20.666
‫قاضی گفت ببرمش برای بازیافت

42:21.375 --> 42:22.501
‫یه لحظه

42:27.131 --> 42:28.507
‫- گرفتی؟
‫- بیا

42:29.008 --> 42:30.009
‫عالیـه

42:30.551 --> 42:31.677
‫مرسی

42:34.972 --> 42:36.056
‫کار رو راه میندازن؟

42:36.724 --> 42:37.849
‫- آره
‫- آره؟

42:37.850 --> 42:38.851
‫عالی‌ان

42:38.954 --> 42:40.038
‫تو خوبی؟

42:40.040 --> 42:42.774
‫می‌دونی آخرین بار کِی توی یه روز
‫اینقدر پله رو بالا پایین رفتم؟

42:42.776 --> 42:44.652
‫هیچوقت، تا حالا این کار رو نکردم

42:55.492 --> 42:57.661
‫- بریم. خیلی‌خب
‫- خیلی‌خب. رسیدیم

42:59.914 --> 43:01.414
‫بالگرد؟

43:01.415 --> 43:04.125
‫آره، بخش بعدیِ تورمون می‌طلبه که
‫آروم و کم‌ارتفاع حرکت کنیم

43:04.126 --> 43:05.501
‫کجا میریم؟

43:05.502 --> 43:07.670
‫یکی از املاکم که خیلی دور نیست

43:07.671 --> 43:11.216
‫مساحتش ۳۰۰ هزار جریبـه.
‫یعنی هزار کیلومتر مربع.

43:11.217 --> 43:14.677
‫قبلاً ۴۲ مزرعه‌ی مستقل بود

43:14.678 --> 43:17.598
‫۴۲تا کشاورز جورجیایی رو راضی کردی که
‫زمینشون رو بدن؟

43:18.682 --> 43:20.725
‫ثروتی بهشون دادم که

43:20.726 --> 43:23.687
‫نوه‌های نوه‌هاشون رو هم تأمین می‌کنه

43:27.942 --> 43:31.444
‫باید بپرسم، اون شایعه واقعیـه؟

43:31.445 --> 43:32.987
‫من ربات نیستم

43:32.988 --> 43:34.782
‫نه، اون یکی

43:35.491 --> 43:38.534
‫- اسب تک‌شاخ
‫- آهان، اون درستـه

43:38.535 --> 43:41.037
‫مامان، ما با اون عقبیه میریم، باشه؟

43:41.038 --> 43:44.165
‫- فکر می‌کردم شوخیـه
‫- نه، نه، علمش رو داریم

43:44.166 --> 43:47.126
‫برای خودمون فناوری ویرایش ژن ساختیم

43:47.127 --> 43:49.879
‫کریسپر جلوش شبیه اسباب‌بازی می‌مونه

43:49.880 --> 43:54.676
‫با دی‌ان‌ایِ اسب، ناروال و کرگدن
‫یه کارهای جالبی کردیم

43:54.677 --> 43:57.054
‫کار هم می‌کرد، ولی لغوش کردم

43:58.514 --> 44:01.559
‫حالا این جای نامعلوم و سریِ توی جورجیا

44:02.059 --> 44:04.227
‫چقدرش ایده‌ی توئـه،
‫چقدرش ایده‌ی اون؟

44:04.228 --> 44:08.606
‫مغز متفکر اونـه. من فقط بهش باور دارم و
‫هر کاری ازم بربیاد انجام میدم

44:08.607 --> 44:14.196
‫پس امیدوارم تو هم وقتی در جریان قرار گرفتی،
بهش باور پیدا کنی

44:16.198 --> 44:17.283
‫بریم

44:22.004 --> 44:26.120
‫یه لحظه به سرت زد که از نقش
‫دانشمند دیوانه بیای بیرون؟

44:26.378 --> 44:29.502
‫با دهمین مرد ثروتمند دنیا صحبت کردم و

44:29.503 --> 44:33.673
‫گفت بهم یه میلیارد دلار میده
‫اگه وقتی اسب تک‌شاخم رو خلق کردم،

44:33.674 --> 44:35.259
‫بذارم بره شکارش کنه

44:36.510 --> 44:38.012
‫میلیاردرهای کیری

44:38.971 --> 44:40.806
‫همه چی رو خراب می‌کنن!

44:52.943 --> 44:54.068
‫سلام

44:54.069 --> 44:55.653
‫ژاکتت رو بردی؟

44:55.654 --> 44:56.780
‫بابا مجبورم کرد

44:57.656 --> 44:58.782
‫چطور بود؟

44:59.450 --> 45:02.076
‫من تنها کسی بودم که
‫اصلاً ژاکت همراهش بود

45:02.077 --> 45:03.161
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

45:03.162 --> 45:04.245
‫- ببخشیـ…
‫- هی

45:04.246 --> 45:05.372
‫- هی
‫- آنتونی!

45:07.291 --> 45:08.667
‫باهاش حرف می‌زنم

45:12.658 --> 45:15.493
‫بعد از شام،
‫یه کمکی ازت می‌خوام

45:15.502 --> 45:18.212
‫باید برم انفرادیِ قضاییه

45:18.214 --> 45:21.134
‫پرستاری که به امرسون سوزن زد اونجاست و
‫باید باهاش حرف بزنم

45:21.972 --> 45:23.682
‫می‌خوام تو هم بعنوان شاهد حاضر باشی

45:26.685 --> 45:28.270
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

45:34.026 --> 45:36.152
‫درضن، ممنون که راضیش کردی
‫ژاکتش رو ببره

45:36.153 --> 45:37.154
‫خواهش می‌کنم

45:40.449 --> 45:42.659
‫از دانی به مرکز

45:42.661 --> 45:44.163
‫بگو، دانی

45:44.722 --> 45:46.932
‫داریم میریم محموله رو تحویل بدیم

45:46.971 --> 45:48.347
‫دریافت شد

46:54.899 --> 46:57.275
‫آره. دوباره دانی صحبت می‌کنه

46:57.276 --> 46:59.652
‫تحویل محموله یه مشکلی پیدا کرده

46:59.653 --> 47:01.487
‫مشکل چیـه، دانی؟

47:01.488 --> 47:03.866
‫الان دوتا سگ بزرگ رو دیدم ‫که
رفتن توی آپارتمان

47:04.533 --> 47:06.659
‫سگ خیلی بزرگ

47:06.660 --> 47:08.792
‫- یعنی چی؟
‫- سگ

47:08.794 --> 47:10.788
‫سگ رو به لات‌ولوت‌های قوه‌ی قضاییه نمیگن؟

47:10.789 --> 47:12.832
‫- چی؟
‫- منظورش سیمزه؟

47:12.833 --> 47:15.544
‫- زنش؟
‫- چی؟ نه، نه، نه

47:21.008 --> 47:22.592
‫نمی‌تونیم…

47:22.593 --> 47:24.678
‫مطمئنی فرصت دیگه‌ای گیرت میاد؟

47:35.981 --> 47:36.982
‫فقط…

47:38.359 --> 47:39.401
‫انجامش بدید

47:41.654 --> 47:42.779
‫دریافت شد، دانی

47:42.780 --> 47:44.281
‫محموله رو تحویل بدید

47:54.333 --> 47:55.334
‫این چیـه؟

47:56.085 --> 47:59.922
‫رئیس گفته طبقه به طبقه
‫همه‌ی پمپ‌ها رو سرویس کنیم

48:03.425 --> 48:06.469
‫- شیش نفر لازم داره؟
‫- توی طبقات دیگه نه

48:06.470 --> 48:09.306
‫اما برای قوه‌ی قضاییه بهمون گفتن
‫یه‌شبه تمومش کنیم

48:42.172 --> 48:43.173
‫هی

49:09.116 --> 49:10.242
‫هی

49:10.910 --> 49:12.453
‫دانی، چیـه؟

49:12.953 --> 49:14.747
‫دانی کدوم خریـه؟

49:18.125 --> 49:19.210
‫شما؟

49:20.920 --> 49:22.129
‫معاون کلسو صحبت می‌کنه

49:23.088 --> 49:25.424
‫- توی طبقه‌ی ۱۷ هستم
‫- پاتریکـه

49:27.760 --> 49:32.388
‫کلسو، معاون… کرین صحبت می‌کنه.
‫لطفاً ادامه بده.

49:32.389 --> 49:33.806
‫معا… معاون کرین، باشه، حلـه

49:33.807 --> 49:38.145
‫اینجا یکم به مشکل خوردیم،
‫ولی بچه‌ها حالشون خوبـه

49:41.523 --> 49:44.859
‫دانی؟ دانی، صدام رو داری؟
‫مرکز صحبت می‌کنه

49:44.860 --> 49:48.948
‫تحویل دیگه ضرورتی نداره.
‫لطفاً به پایگاه برگردید.

49:49.531 --> 49:50.532
‫لعنتی!

49:51.200 --> 49:53.493
‫- دانی کیـه؟
‫- کلسو، میشه تو قطع کنی؟

49:53.494 --> 49:55.495
‫لطفاً خفه شو. دانی، شنیدی؟

49:55.496 --> 49:58.706
‫می‌شنوی؟
‫تحویل محموله دیگه ضروری نیست

49:58.707 --> 50:01.000
‫نکن! نکنید!

50:01.001 --> 50:02.711
‫لطفاً به پایگاه برگردید

50:04.296 --> 50:07.758
‫- نکن! نکن!
‫- نکن! نکن!

50:09.385 --> 50:10.386
‫- نکن!
‫- نکن!

50:13.681 --> 50:14.806
‫دانی صحبت می‌کنه

50:14.807 --> 50:18.519
‫- بله. بگو، دانی
‫- لغو شد. به پایگاه برمی‌گردیم

50:26.610 --> 50:27.611
‫بله

50:28.560 --> 50:32.146
‫مارتا، نوشیدنی داری؟

50:32.538 --> 50:34.373
‫الان بطری خوب‌ها رو میارم

50:40.541 --> 50:43.835
‫کلسو. کلسو، کرین صحبت می‌کنه

50:43.836 --> 50:45.212
‫صدام رو می‌شنوی؟

50:54.805 --> 50:57.432
‫میشه لطفاً بگید جریان چیـه؟

50:57.433 --> 50:59.601
‫لطفاً. چه بلایی قراره سرم بیاد؟

50:59.602 --> 51:02.270
‫ایمی، تو خفه‌خون بگیر. خب؟

51:02.271 --> 51:04.063
‫کامیل، اینجا چیکار می‌کنیم؟

51:04.064 --> 51:05.316
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

51:08.694 --> 51:12.948
‫می‌خواستم جایی باشیم ‫که
دیده یا شنیده نشیم

51:13.699 --> 51:15.034
‫چون باید حرف بزنیم

51:17.036 --> 51:18.454
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

51:19.371 --> 51:23.583
‫رابرت، ازت خواستم دست برداری،

51:23.584 --> 51:24.793
ولی گوشت بدهکار نبود

51:25.294 --> 51:27.170
‫واقعاً نمی‌دونم منظورت چیـه

51:27.171 --> 51:29.757
‫تو از پسرمون سوءاستفاده کردی!

51:30.901 --> 51:33.862
‫ژاکتی که آنتونی باهاش اومد خونه…

51:34.464 --> 51:35.591
‫مال خودش نیست

51:41.018 --> 51:42.394
‫آره

51:49.818 --> 51:54.030
‫اگه جلوی ریختن داروی فراموشی
‫توی آب رو می‌گرفتی…

51:54.031 --> 51:55.281
‫چیکار داری می‌کنی؟

51:55.282 --> 51:57.867
‫- فقط می‌خوام دارو رو نریزی
‫- داری چیکار می‌کنی، راب؟

51:57.868 --> 52:01.287
‫- بگو. بگو هدفت چیـه
‫- دست بردار. بس کن

52:01.288 --> 52:03.310
‫- اون دارو می‌تونه…
‫- بگو چی توی سرتـه!

52:04.708 --> 52:07.795
‫میشه بریم یه جای دیگه که
‫این نباشه صحبت کنیم؟

52:08.313 --> 52:10.623
‫ایمی؟ کون لق ایمی

52:11.298 --> 52:13.675
‫- نه، نه! خواهش می‌کنم!
‫- نه، نه!

52:13.676 --> 52:16.177
‫- نه. لطفاً این کارو… خواهش می‌کنم!
‫- راستش رو بگو. راستش رو بگو

52:16.178 --> 52:17.179
‫خواهش می‌کنم

52:19.795 --> 52:21.866
‫نه که خودت از این کارها نکردی

52:24.812 --> 52:26.355
‫بدترش رو کردم

52:28.232 --> 52:29.441
‫آره

52:30.734 --> 52:33.612
‫چه حق با تو باشه… چه با من…

52:36.660 --> 52:39.371
‫چه پسرمون من رو یادش بمونه، چه نه…

52:42.621 --> 52:49.378
‫حقشـه از بین پدر و مادرش،
‫دستِ‌کم یکی‌شون کسی رو نکُشته باشه

53:09.401 --> 53:10.705
‫اون چیـه دیگه؟

53:12.129 --> 53:13.650
‫دنیل می‌دونه

53:28.959 --> 53:29.960
مته‌ست

53:31.629 --> 53:34.840
‫یه مته‌ی خیلی بزرگ

53:34.842 --> 53:40.842
‫« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی »
‫ .:: HosseinTL & AliMK_Sub ::.

53:40.866 --> 53:53.846
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

53:53.848 --> 54:02.848
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
