WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

00:15.557 --> 00:16.558
‫لعنتی!

00:42.626 --> 00:43.627
‫یالا.

01:49.860 --> 01:50.861
‫خیلی خب.

02:01.955 --> 02:02.956
‫یالا.

02:15.469 --> 02:16.470
‫زود باش.

03:54.000 --> 03:59.000
سیلو
فصل دوم، قسم هشتم

05:09.000 --> 05:11.600
«کوپر»

05:15.824 --> 05:22.824
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

05:29.955 --> 05:31.373
‫این صندلی کسیه؟

05:33.292 --> 05:34.293
‫نه.

05:35.127 --> 05:36.753
‫بفرما، بشین.

05:41.717 --> 05:43.010
‫شما خیلی شجاع هستی.

05:43.719 --> 05:44.719
‫چطور مگه؟

05:44.720 --> 05:46.972
‫ما معمولاً از بیسکویت‌های میو
‫برای وزنه استفاده می‌کنیم.

05:47.681 --> 05:50.099
‫دو تا از دوستام وقتی می‌خواستن گازش بزنن
‫دندوناشون شکست.

05:50.100 --> 05:52.728
‫زنم همیشه بهم میگه
‫غذاتو بیشتر بجو.

05:53.395 --> 05:54.771
‫ورزش خوبی بود.

05:57.274 --> 05:59.650
‫خب، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

05:59.651 --> 06:01.777
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم تا جواب بگیرم.

06:01.778 --> 06:02.905
‫اینجا؟

06:03.572 --> 06:05.948
‫- مگه هنوز کلانتری؟
‫- تا وقتی که بهم نگن نیستم.

06:05.949 --> 06:08.618
‫پس داری قایم می‌شی؟

06:08.619 --> 06:09.703
‫نه.

06:12.956 --> 06:14.041
‫شاید.

06:15.876 --> 06:19.087
‫خب، فعلاً چرا یه کار مفید نمی‌کنی؟

06:20.464 --> 06:21.756
‫به ما کمک کن.

06:21.757 --> 06:24.258
‫تا جایی که پیمان اجازه بده.

06:24.259 --> 06:25.551
‫یه سوال ازت دارم.

06:25.552 --> 06:30.014
‫پیمان در مورد آدمایی که
‫یکی رو با چاقو می‌زنن

06:30.015 --> 06:31.432
‫و بعدش می‌خوان گردن یکی دیگه بندازن، چی میگه؟

06:31.433 --> 06:33.684
‫- من به مدرک نیاز دارم که...
‫- مزخرف نگو.

06:33.685 --> 06:35.312
‫می‌دونی که هیچ‌وقت ثابت نمی‌شه.

06:36.355 --> 06:39.607
‫شهردار و سیمز،
‫به تلاش مسخره تو

06:39.608 --> 06:41.860
‫برای اجرای عدالت،
‫کلی می‌خندن.

06:42.444 --> 06:45.989
‫در حالی که واکر و ناکس و من
‫از پل متصل به قضایی آویزون می‌شیم.

06:46.907 --> 06:48.449
‫بنیانگذارا یه پروسه رو تعیین کردن...

06:48.450 --> 06:50.409
‫- یه روند قانونی.
‫- بنیانگذارا؟

06:50.410 --> 06:54.830
‫تا حالا فکر کردی
‫که بنیانگذارا،

06:54.831 --> 06:56.457
‫هر کی که بودن،

06:56.458 --> 06:59.502
‫در مورد همه چی دروغ می‌گفتن؟

06:59.503 --> 07:00.963
‫نه.

07:02.005 --> 07:03.090
‫نه.

07:09.054 --> 07:12.808
‫اگه به قوانین احترام نذاریم،
‫همه چی از هم می‌پاشه.

07:14.601 --> 07:17.436
‫پیمان تنها چیزیه که داریم.

07:17.437 --> 07:19.731
‫اینا کلماتی هستن که باهاشون زندگی می‌کنیم.

07:20.399 --> 07:25.779
‫یه وقتایی می‌رسه که باید
‫جلوی مزخرفات وایسی.

07:42.588 --> 07:43.589
‫خیلی خب.

08:05.027 --> 08:06.528
‫هی، تو چه خری هستی؟

08:07.112 --> 08:08.113
‫لوکاس کایل.

08:09.364 --> 08:11.616
‫معاون رئیس فناوری اطلاعات.

08:11.617 --> 08:13.367
‫هالند معاون نداره.

08:13.368 --> 08:14.660
‫یعنی می‌تونی گورتو گم کنی.

08:14.661 --> 08:18.582
‫- اوه، نه. من یه...
‫- هی، ما مودبانه ازت خواستیم بری.

08:19.625 --> 08:21.668
‫می‌خوای مجبورت کنیم؟

08:24.713 --> 08:25.796
‫آبیه.

08:25.797 --> 08:27.257
‫آره، رنگ‌ها رو می‌شناسم.

08:28.800 --> 08:29.800
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

08:29.801 --> 08:33.596
‫شهردار هالند ازم خواسته یه چیزی رو
‫تو آپارتمان قاضی پیدا کنم.

08:33.597 --> 08:35.681
‫- چی؟
‫- نمی‌تونم بهت بگم.

08:35.682 --> 08:39.352
‫قاضی سیمز بهمون دستور داده همه چی رو
‫جمع کنیم و ببریم قضایی.

08:40.062 --> 08:41.647
‫نمی‌دونم می‌خوای بهش چی بگی،

08:43.315 --> 08:47.069
‫ولی باید تنها باشم.

08:49.613 --> 08:50.614
‫همین الان.

09:42.000 --> 09:44.000
«نوادگان سالوادور کوئین»

10:10.000 --> 10:12.000
«ترنس پنبروک»

10:12.446 --> 10:15.156
‫خب می‌خوای چیکار کنی؟
‫دوباره می‌خوای اره کنی بری بالا؟

10:15.157 --> 10:16.991
‫نه، می‌خوایم دیر بریم.

10:16.992 --> 10:19.911
‫از طرف بالا بریم، با اون صندلی‌هایی که جول
‫و کوپ برای ژنراتور استفاده کردن.

10:19.912 --> 10:21.370
‫و یه جوری،

10:21.371 --> 10:24.749
‫بدون اینکه کسی بفهمه،
‫می‌خواین برین تو انبار دارو

10:24.750 --> 10:28.085
‫و جوری که کسی بهتون شک نکنه،
‫یهویی همه چی رو درست کنین؟

10:28.086 --> 10:29.587
‫همه‌چیمون داره تموم میشه، واک.

10:29.588 --> 10:32.256
‫به جایی رسیدیم که پارچه‌ها رو پاره
‫و به عنوان باند استفاده می‌کنیم،

10:32.257 --> 10:34.050
‫از مشروب بنجل هم به جای بی‌حسی.

10:34.051 --> 10:35.510
‫اگه دخترت اینجا بود،

10:35.511 --> 10:36.928
‫به این احمقا می‌گفت که

10:36.929 --> 10:38.721
‫اگه بخوان این نقشه رو عملی کنن، دیوونه‌ان.

10:38.722 --> 10:41.390
‫- می‌تونی یه ایده بهتر بدی؟
‫- معلومه که می‌تونم.

10:41.391 --> 10:43.684
‫لازم نیست برای پیدا کردن باند
‫بری انبار دارو.

10:43.685 --> 10:46.104
‫باید مک‌لین رو برگردونی،
‫تا اون باند پیدا کنه.

10:46.688 --> 10:50.858
‫آزاد کردن مک‌لین از بازداشتگاه
‫۲۰۰٪ سخت‌تر از دزدی از انبار داروئه.

10:50.859 --> 10:52.777
‫به احتمالاتش کاری ندارم.

10:52.778 --> 10:54.321
‫حداقل باید امتحان کنیم.

10:54.905 --> 10:57.448
‫اون خودشو برای ما بی‌عرضه‌ها فدا کرد.

10:57.449 --> 10:58.950
‫این باید یه معنایی داشته باشه.

10:58.951 --> 11:01.703
‫- معلومه که داره. ولی...
‫- ولی و زهرمار.

11:02.454 --> 11:03.913
‫شما برید و این کارو بکنید،

11:03.914 --> 11:06.457
‫خودتونو بندازید زندان یا شاید هم بکشنتون.

11:06.458 --> 11:07.625
‫و بعدش چی؟

11:07.626 --> 11:10.169
‫مک‌لین هنوز زندان می‌مونه،
‫و ما بدبخت‌تر می‌شیم.

11:10.170 --> 11:11.754
‫واک، مسئله اینه که ما باید
‫این کارو...

11:11.755 --> 11:14.215
‫می‌دونی چیه؟
‫از مغازه‌ام گورتونو گم کنید بیرون.

11:14.216 --> 11:17.885
‫برید یه جای دیگه بازی مسخره خودتونو بکنید.
‫من کار دارم.

11:17.886 --> 11:20.138
‫- بیخیال، واک!
‫- شنیدید چی گفتم. برید بیرون.

11:30.524 --> 11:33.235
‫ما همه می‌دونیم مک‌لین
‫چقدر برات عزیزه، واک.

11:34.278 --> 11:35.279
‫حتما شوخیت گرفته!

11:54.339 --> 11:56.049
‫شوخی می‌کنی.

12:46.642 --> 12:49.393
‫دو تا از افراد من
‫داشتن آپارتمان مدوز رو جمع می‌کردن

12:49.394 --> 12:54.107
‫که لوکاس کایل، اون آشغالی که
‫من و تو فرستادیمش معدن، سر می‌رسه،

12:55.275 --> 12:57.318
‫کارت شناسایی آبی جدیدشو نشون میده،

12:57.319 --> 12:59.112
‫میگه از طرف برنارد اومده.

12:59.905 --> 13:01.156
‫داره چیکار می‌کنه؟

13:02.449 --> 13:03.450
‫نمی‌دونم.

13:03.951 --> 13:06.995
‫و اگه هم می‌دونستم، نمی‌تونستم بهت بگم.

13:08.205 --> 13:10.290
‫تا جایی که می‌دونم،
‫تو برای بخش قضایی کار می‌کنی.

13:11.708 --> 13:16.338
‫و چون من قاضی سیمز هستم،
‫یعنی تو برای من کار می‌کنی.

13:17.714 --> 13:18.715
‫ول کن، راب.

13:19.341 --> 13:20.425
‫وقتی تو کار من رو داشتی،

13:20.926 --> 13:22.719
‫به قاضی مدوز گزارش می‌دادی؟

13:23.387 --> 13:24.721
‫جز روی کاغذ؟

13:33.689 --> 13:34.981
‫واک!

13:34.982 --> 13:37.401
‫صبر کن. هی، وایسا.

13:38.151 --> 13:40.404
‫- کجا میری؟
‫- به تو ربطی نداره.

13:41.321 --> 13:42.530
‫در واقع، داره.

13:42.531 --> 13:45.825
‫چون اگه می‌خوای بیشتر از
‫ده طبقه بری پایین، به محافظ نیاز داری.

13:45.826 --> 13:47.494
‫یه پیام رو کامپیوترم اومد.

13:47.995 --> 13:49.287
‫پیام‌رسانی رو قطع کردن.

13:49.288 --> 13:50.746
‫خب، برای من بازش کردن.

13:50.747 --> 13:51.998
‫کی؟

13:51.999 --> 13:53.457
‫بخش تخلیه آب‌های زیرزمینی.

13:53.458 --> 13:55.918
‫یه درخواست برای خدمات دارن.

13:55.919 --> 13:57.962
‫پمپ طبقه ۹۰ کار نمی‌کنه.

13:57.963 --> 14:00.381
‫آخرین باری که اونو تعمیر کردم،
‫تو هنوز پوشک می‌بستی.

14:00.382 --> 14:01.883
‫واک، این یه تله‌ست.

14:01.884 --> 14:04.135
‫به من تضمین عبور امن دادن.

14:04.136 --> 14:07.638
‫برای کسی که گفتن به توطئه
‫برای قتل قاضی ربط داره؟

14:07.639 --> 14:10.725
‫گفتن تعمیر و نگهداری پمپ
‫از همه چی مهم‌تره.

14:10.726 --> 14:12.060
‫من هنوز فکر می‌کنم تله‌ست.

14:12.561 --> 14:15.647
‫خب، اگه بندازنم تو سلول،
‫شاید پیش کارلا بذارنم.

14:16.481 --> 14:19.860
‫حداقل چند ساعتی از دست
‫شما و نقشه‌های احمقانه‌تون راحت می‌شم.

15:16.750 --> 15:18.960
‫- چیه؟
‫- چند تا سوال دارم.

15:18.961 --> 15:20.045
‫خوش به حالت.

15:24.174 --> 15:25.342
‫نه، نه.

15:30.013 --> 15:32.890
‫ببین، به رئیست بگو که پشمش رو
‫قبل از تمیزکاری بعدی تحویل می‌گیره، باشه؟

15:32.891 --> 15:35.561
‫باشه. خانم،
‫این موضوع هیچ ربطی به پشم نداره.

15:36.895 --> 15:39.730
‫این در مورد یه چیز خیلی مهم
‫برای سیلوئه.

15:39.731 --> 15:40.941
‫یعنی مثل پشم؟

15:41.608 --> 15:43.193
‫در مورد سالوادور کوئین سوال دارم.

15:44.236 --> 15:45.612
‫کسی رو با این اسم نمی‌شناسم.

15:47.322 --> 15:50.950
‫باشه، خب، ترنس پنبروک اینجا زندگی می‌کنه؟

15:50.951 --> 15:54.328
‫اون پدرزنمه،
‫ولی الان تو مزرعه‌ست، پس...

15:54.329 --> 15:56.622
‫باشه. خب، پدرزن شما
‫از نوادگان مستقیم

15:56.623 --> 15:58.292
‫- سالوادور...
‫- کیه، جوزی؟

15:59.626 --> 16:00.627
‫از بخش فناوری اطلاعات اومده.

16:01.128 --> 16:03.797
‫میگه باید باهات
‫در مورد سالوادور کوئین حرف بزنه.

16:05.132 --> 16:08.093
‫دیگه چی می‌خوای در مورد اون
‫حروم‌زاده بدونی؟

16:09.219 --> 16:11.012
‫آقا، می‌تونم بیام تو؟ این...

16:11.013 --> 16:13.681
‫نه، باید برم به گوسفندا برسم.
‫دیگه دیرم شده.

16:13.682 --> 16:18.854
‫آقا، فکر نمی‌کنم
‫خوب به این نگاه کرده باشید،

16:19.521 --> 16:21.023
‫به رنگش.

16:22.399 --> 16:26.361
‫می‌خوای برای یه بازجویی رسمی ببرنت بالا؟

16:31.241 --> 16:32.326
‫ممنون.

16:36.705 --> 16:38.956
‫شما پشم برای پاکسازی درست می‌کنید، درسته؟

16:38.957 --> 16:41.877
‫بله، آقا. چهار نسل.

16:42.461 --> 16:44.295
‫برندون نسل پنجم میشه.

16:44.296 --> 16:46.088
‫البته، ما کارمون فقط به این محدود نمیشه.

16:46.089 --> 16:49.300
‫ما پتو هم درست می‌کنیم...
‫بیشتر برای بالایی‌ها.

16:49.301 --> 16:50.384
‫چی می‌خوای؟

16:50.385 --> 16:54.472
‫یه سری اموال از بایگانی فناوری اطلاعات گم شده،

16:54.473 --> 16:56.849
‫اموالی که آقای کوئین
‫بدون اجازه برداشته

16:56.850 --> 17:00.437
‫و ما فکر می‌کنیم
‫هنوز دست نوادگانش هست.

17:02.648 --> 17:03.899
‫من چیزی در موردش نمی‌دونم.

17:04.691 --> 17:05.692
‫نه.

17:06.193 --> 17:08.819
‫نه کاغذ...

17:10.571 --> 17:11.865
‫یادگاری...

17:12.782 --> 17:14.326
‫- کتاب؟
‫- کتاب؟

17:15.368 --> 17:17.662
‫همه کتاب‌ها تو شورش نابود شدن.

17:17.663 --> 17:20.206
‫و اصلاً چرا باید
‫چیزی از اون نگه داریم؟

17:20.207 --> 17:24.794
‫اسم سالوادور کوئین فقط
‫شرم و بی‌آبرویی برای این خانواده آورده.

17:24.795 --> 17:29.383
‫من حرفتو باور می‌کنم و کاش
‫همین کافی بود،

17:31.051 --> 17:33.845
‫ولی متاسفانه، مجبورم
‫یه تیم بازرسی قضایی خبر کنم.

17:33.846 --> 17:36.430
‫- چی؟ نه، ما چیزی نداریم.
‫- هی، یه لحظه صبر کن.

17:36.431 --> 17:41.603
‫باشه، خب، پس شاید بهتره
‫یه جستجوی کامل انجام بدید تا مطمئن بشید.

17:42.187 --> 17:44.522
‫من یه قهوه می‌گیرم
‫و بعد برمی‌گردم.

17:44.523 --> 17:46.942
‫بیخیال. ما چیزی نداریم.

17:59.371 --> 18:00.622
‫هی!

18:03.125 --> 18:04.585
‫می‌تونم یه نصیحت بهت بکنم؟

18:05.085 --> 18:06.836
‫آقا، همونطور که براتون توضیح دادم...

18:06.837 --> 18:09.715
‫زیاد نیست که این نشان رو گرفتی،
‫درسته؟

18:11.300 --> 18:14.635
‫می‌بینم که خیلی تلاش می‌کنی
‫یه آدم سرسخت باشی،

18:14.636 --> 18:17.306
‫ولی این تو نیستی.

18:18.849 --> 18:20.517
‫آدم‌های سرسخت واقعی،

18:21.310 --> 18:23.270
‫اصلاً حرف نمی‌زنن.

18:26.273 --> 18:28.400
‫ما در مورد سالوادور کوئین حرف نمی‌زنیم.

18:30.068 --> 18:32.862
‫خانواده من خیلی وقت پیش
‫از شر اون اسم خلاص شدن.

18:32.863 --> 18:33.946
‫باشه.

18:33.947 --> 18:38.660
‫می‌دونی چرا ما پشم برای پاکسازی
‫درست می‌کنیم؟

18:39.244 --> 18:40.453
‫نه، چرا؟

18:40.454 --> 18:44.457
‫۱۴۰ سال گذشته و ما هنوز داریم
‫تلاش می‌کنیم

18:44.458 --> 18:48.420
‫تا جبران کنیم که با مردی که
‫تقریباً سیلو رو نابود کرد، فامیل هستیم.

18:58.430 --> 19:00.474
‫میراث شکست کوئین ادامه داره.

19:01.099 --> 19:02.684
‫خانواده‌اش هیچ کمکی نکردند.

19:03.227 --> 19:06.813
‫سالوادور کوئین یه آدم شکست خورده نبود.

19:07.689 --> 19:11.108
‫اون گذاشت شورشی‌ها سرورها رو پاک کنن
‫و کتاب‌ها رو بسوزونن.

19:11.109 --> 19:15.364
‫این چیزیه که به ما گفتن،
‫ولی حقیقت نداره.

19:17.115 --> 19:19.743
‫سالوادور کوئین سیلو رو نجات داد.

19:20.661 --> 19:24.623
‫قبل از اون، هر ۲۰ سال
‫یه شورش اتفاق می‌افتاد.

19:25.791 --> 19:28.918
‫و هر شورش، خطر باز شدن
‫هوابند رو داشت

19:28.919 --> 19:30.963
‫و البته مرگ ۱۰،۰۰۰ نفر.

19:32.047 --> 19:34.675
‫کوئین فهمید بخشی از مشکل

19:35.217 --> 19:38.762
‫این بود که مردم از شورش‌های
‫قبلی خبر داشتن،

19:39.429 --> 19:44.309
‫برای همین یه راه حل اساسی پیدا کرد:
‫قطع ارتباط سیلو با تاریخش.

19:45.018 --> 19:47.020
‫اون دسترسی به سرورها رو قطع کرد،

19:47.813 --> 19:49.398
‫کتاب‌ها رو ضبط کرد،

19:50.858 --> 19:52.525
‫و بعدش شورشی‌ها رو مقصر جلوه داد.

19:52.526 --> 19:55.444
‫پس چطور هیچکس نمی‌دونست
‫که اون این کارو کرده؟

19:55.445 --> 19:57.906
‫- حتماً یه نفر...
‫- اون یه چیزی تو آب ریخت.

19:58.448 --> 20:00.032
‫یه ترکیب شیمیایی.

20:00.033 --> 20:02.286
‫یه داروی فراموشی.

20:02.870 --> 20:04.662
‫نه یهویی.

20:04.663 --> 20:08.667
‫طی هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها.

20:10.460 --> 20:12.880
‫و نتیجه این کار...

20:14.715 --> 20:17.301
‫۱۴۰ سال صلح و آرامش بود.

20:20.888 --> 20:21.972
‫البته تا الان.

20:52.503 --> 20:53.587
‫خدای من!

20:54.588 --> 20:56.590
‫مزه‌اش مثل زیر بغل داداشمه.

20:58.717 --> 21:01.928
‫نمی‌پرسم از کجا می‌دونی
‫زیر بغل داداشت چه مزه‌ای میده،

21:01.929 --> 21:03.721
‫ولی در هر صورت باید بخوریش.

21:03.722 --> 21:05.056
‫اصلاً توش چیه؟

21:05.057 --> 21:08.392
‫یه دستور قدیمیه که نسل به نسل
‫منتقل شده

21:08.393 --> 21:10.394
‫شاید حتی از قبل از عهد قدیم.

21:10.395 --> 21:13.232
‫به نظر می‌رسه تو و شوهرت
‫خیلی چیزها در مورد عهد قدیم می‌دونید.

21:19.821 --> 21:20.822
‫چطور مگه؟

21:21.823 --> 21:22.908
‫اون صفحه رو بهم نشون داد...

21:25.202 --> 21:26.203
‫با اون همه درخت...

21:27.996 --> 21:29.122
‫سرسبزی‌ها.

21:35.629 --> 21:36.755
‫نظرت در موردش چی بود؟

21:37.923 --> 21:39.341
‫چیز خاصی بود.

21:41.134 --> 21:42.469
‫آره، چیز خاصی بود.

21:59.778 --> 22:00.821
‫هی!

22:01.530 --> 22:04.533
‫نمی‌دونم کجایی
‫و برام مهم هم نیست، خب؟

22:05.325 --> 22:07.953
‫ولی اون مردی که بردی،
‫یه چیزی داره که من بهش نیاز دارم.

22:18.130 --> 22:19.131
‫وایسا!

22:22.759 --> 22:24.594
‫اون مردی که بردی
‫یه چیزی داره که من بهش نیاز دارم!

22:24.595 --> 22:25.761
‫- من کشتمش...
‫- چی؟

22:25.762 --> 22:27.722
‫و اگه از اینجا نری
‫تورو هم می‌کشم.

22:27.723 --> 22:30.601
‫نه. گوش کن، بذار باهاش حرف بزنم، خواهش می‌کنم.

22:31.226 --> 22:32.644
‫بهت هشدار دادم.

23:06.929 --> 23:08.638
‫سلام غریبه.

23:08.639 --> 23:09.931
‫کامیل.

23:09.932 --> 23:12.266
‫فرصت کردی یه قهوه لطفا. تلخ باشه.

23:12.267 --> 23:13.185
‫حتماً.

23:13.769 --> 23:16.103
‫پس، حتماً حسابی سرت شلوغه.

23:16.104 --> 23:17.522
‫شب و روز کار می‌کنی.

23:17.523 --> 23:19.024
‫تقریباً ۲۴ ساعته.

23:19.566 --> 23:20.859
‫حتماً برای مارسی سخته.

23:21.818 --> 23:23.946
‫آره، می‌دونم چی می‌کشه.

23:25.322 --> 23:28.491
‫راحت نبود که همه‌اش برات سوال باشه
‫راب کی میاد خونه؟

23:28.492 --> 23:29.952
‫اصلاً میاد خونه یا نه؟

23:30.577 --> 23:33.580
‫مارسی زیاد گله نمی‌کنه.

23:34.748 --> 23:37.626
‫اونموقع که شما دوتا
‫برای شام اومدید خونمون رو یادمه.

23:38.293 --> 23:39.461
‫تازه با هم دوست شده بودید.

23:40.212 --> 23:42.129
‫آره، همون موقع فهمیدم
‫که یه دختر قویه.

23:42.130 --> 23:43.507
‫آره، همینطوره.

23:44.508 --> 23:47.552
‫می‌دونی اون اولین باری بود
‫که راب یکی از ماموراشو دعوت کرد خونش؟

23:47.553 --> 23:50.013
‫و حالا چی؟
‫یه بچه هم تو راه دارین.

23:50.514 --> 23:51.681
‫دو ماه دیگه به دنیا میاد.

23:51.682 --> 23:52.975
‫عالیه.

23:53.976 --> 23:54.810
‫یه نعمته.

23:55.936 --> 23:59.857
‫با این حال، من نگران بچه‌هامون هستم.

24:01.859 --> 24:04.236
‫- نمی‌فهمم منظورت چیه.
‫- اوضاع از کنترل خارج شده.

24:04.778 --> 24:06.404
‫تو بهتر از هر کسی می‌تونی اینو ببینی.

24:06.405 --> 24:08.030
‫ما به زودی همه چی رو درست می‌کنیم.

24:08.031 --> 24:09.657
‫به خاطر مکانیک‌های کوفتی
‫از پایین که...

24:09.658 --> 24:11.368
‫اون‌ها اوضاع رو آسون‌تر نمی‌کنن.

24:12.953 --> 24:14.663
‫ولی مشکل اصلی تو فناوری اطلاعات نیست؟

24:16.248 --> 24:17.958
‫نه، فکر نمی‌کنم.

24:18.709 --> 24:21.294
‫معاون جدید شهردار یه یاروئه

24:21.295 --> 24:24.089
‫که تا چند وقت پیش داشت
‫تو معدن سنگ می‌شکست

24:24.673 --> 24:26.758
‫و ما چند ثانیه
‫با یه شورش تمام عیار فاصله داریم.

24:27.384 --> 24:31.262
‫- برنارد می‌دونه داره چیکار می‌کنه.
‫- امیدوارم، ولی مردم شک دارن.

24:31.263 --> 24:34.224
‫تو همه طبقات، نه فقط پایینی‌ها.

24:35.225 --> 24:39.229
‫من فقط دارم کارم رو می‌کنم،
‫مثل شوهرت که داره کارش رو می‌کنه.

24:43.567 --> 24:45.444
‫اگه مراقب نباشیم، همه‌مون می‌میریم.

24:46.195 --> 24:48.863
‫شوهرم به نفع سیلو کار می‌کنه.

24:48.864 --> 24:50.073
‫باید اینو باور کنی.

24:51.992 --> 24:55.287
‫اون ازت می‌خواد بفهمی
‫معاون برنارد داره چیکار می‌کنه.

24:56.371 --> 24:57.664
‫حتی اگه بخوام کمک کنم...

25:00.083 --> 25:01.960
‫- اگه برنارد بفهمه...
‫- فقط همین یکی.

25:03.795 --> 25:05.297
‫ازت فقط همین یه کارو می‌خواد.

25:06.340 --> 25:09.218
‫- لوکاس کایل رو تعقیب کن.
‫- من قسم خوردم، کامیل.

25:10.093 --> 25:12.470
‫مثل همه‌مون. قاضی سیمز هم همینطور.

25:12.471 --> 25:14.139
‫تو فقط به یه نفر قسم نخوردی.

25:15.724 --> 25:17.017
‫به سیلو قسم خوردی.

25:17.976 --> 25:19.728
‫و الان، سیلو به کمک تو نیاز داره.

25:21.980 --> 25:22.980
‫باید برم.

25:22.981 --> 25:24.274
‫متاسفم.

25:51.301 --> 25:52.344
‫آقای شهردار.

25:53.554 --> 25:55.264
‫شنیدم پمپ نیاز به تعمیر داره.

25:56.306 --> 25:57.432
‫دیگه نه.

26:02.437 --> 26:03.688
‫چه راحت.

26:03.689 --> 26:05.190
‫شنیدم می‌خواستی منو ببینی.

26:06.650 --> 26:07.985
‫از کجا این فکر رو کردی؟

26:08.569 --> 26:11.112
‫مثلا دوربینتو دوباره روشن کردی.

26:11.113 --> 26:12.197
‫اون...

26:13.323 --> 26:14.449
‫اون یه اشتباه بود.

26:15.158 --> 26:18.703
‫خب، ببین، من اینو به عنوان یه دعوت در نظر گرفتم.

26:18.704 --> 26:22.707
‫برای چی؟ برای چرت و پرت گفتن؟
‫چون ما خیلی با هم رفیقیم و اینا؟

26:22.708 --> 26:24.251
‫همه اینا، بله.

26:24.835 --> 26:29.673
‫ولی چیزی که من واقعاً بهش امیدوار بودم
‫فرصتی برای مذاکره بود.

26:57.910 --> 26:59.036
‫یالا.

28:09.000 --> 28:11.000
‫«قاضی سیمز، داشتم به وقتی که اومدید مراسم تشییع پدرم
‫فکر می‌کردم.»

28:11.024 --> 28:13.024
‫«گاها برایم این سوال پیش می‌آید که چطور آن
‫درخت سیب کوچک اینقدر بزرگ شده. با احترام، اندرسون»

28:34.173 --> 28:36.091
‫سعی کردم میوه این درخت رو بخورم.

28:36.967 --> 28:38.051
‫خیلی تلخ بود.

28:38.802 --> 28:41.555
‫فکر کنم منطقیه،
‫چون پدرم یه آدم بدجنس بود.

28:43.807 --> 28:46.351
‫یه ردیابی روی لوکاس کایل انجام دادم.

28:46.894 --> 28:48.394
‫خیلی ازت ممنونم.

28:48.395 --> 28:50.730
‫اون از خونه قاضی مدوز
‫به یه آپارتمان تو طبقات پایینی بخش میانه

28:50.731 --> 28:52.815
‫که ترنتس پنبروک توش زندگی می‌کرد رفت.

28:52.816 --> 28:54.650
‫- بعدش رفت اداره برنارد.
‫- داشت چیکار می‌کرد؟

28:54.651 --> 28:56.819
‫دنبال یه چیزی می‌گشت. یه کتاب.

28:56.820 --> 28:58.447
‫کتاب سالوادور کوئین.

28:59.281 --> 29:01.032
‫- چه کتابی؟
‫- نمی‌دونم.

29:01.033 --> 29:02.116
‫فکر نکنم اونم بدونه.

29:02.117 --> 29:03.618
‫الان کجاست؟

29:03.619 --> 29:05.536
‫پله‌ها، داره میره پایین.

29:05.537 --> 29:07.163
‫خب، وقتی رسید بهم خبر بده
‫کجاست...

29:07.164 --> 29:08.414
‫نه.

29:08.415 --> 29:10.751
‫و دیگه زنت رو نفرست
‫دنبال لطف و منت.

29:12.044 --> 29:15.714
‫من این کار رو برای تو کردم، قاضی سیمز،
‫فقط همین یه بار...

29:17.716 --> 29:19.009
‫چون بهت مدیون بودم.

29:20.344 --> 29:22.638
‫ولی دیگه تموم شد.

29:37.402 --> 29:40.029
‫مک‌لین خیلی لجبازه.

29:40.030 --> 29:41.615
‫خیلی لجباز.

29:42.241 --> 29:45.285
‫ولی بازداشت برای بیشتر آدما راحت نیست،

29:45.953 --> 29:47.579
‫مخصوصاً کسی به سن اون.

29:48.997 --> 29:51.040
‫نمی‌دونم چقدر می‌تونه دووم بیاره.

29:51.041 --> 29:52.708
‫پس، آزادش کن.

29:52.709 --> 29:54.418
‫- خب...
‫- نه، جدی میگم.

29:54.419 --> 29:57.129
‫با اذیت کردن یه مشت پیرزن

29:57.130 --> 29:59.841
‫که اتفاقی تو زمان و مکان نامناسب بودن
‫می‌خوای به چی برسی؟

29:59.842 --> 30:01.050
‫بیخیال.

30:01.051 --> 30:03.470
‫خوب می‌دونی که اینطور نیست.

30:04.680 --> 30:08.099
‫خب، حدس می‌زنم
‫اگه واقعاً چیزی می‌دونستی،

30:08.100 --> 30:10.018
‫لازم نبود اینطوری
‫مسخره‌بازی دربیاری.

30:10.727 --> 30:13.396
‫فکر کنم نمی‌دونی باید چیکار کنی
‫یا از کجا شروع کنی

30:13.397 --> 30:16.649
‫و فقط داری تیری تو تاریکی میندازی
‫و امیدواری به یه چیزی بخوره.

30:16.650 --> 30:19.361
‫دارم سعی می‌کنم سیلو رو نجات بدم، مارتا.

30:20.529 --> 30:22.905
‫و مجبورم برای این کار
‫به هر کاری دست بزنم.

30:22.906 --> 30:24.824
‫خب، آفرین به تو.

30:24.825 --> 30:29.370
‫کاری که بخش مکانیکی داره می‌کنه...
‫رک بگم، باعث مرگ همه‌مون میشه.

30:29.371 --> 30:30.788
‫تو راست میگی.

30:30.789 --> 30:35.043
‫معلومه. و اینم میگم
‫که قبل از اینکه بذارم این اتفاق بیفته،

30:35.878 --> 30:37.753
‫زنت دردی رو حس خواهد کرد

30:37.754 --> 30:40.132
‫که نمی‌تونه برای این زندگی تصور کنه.

30:40.757 --> 30:42.050
‫اون نمی‌میره

30:42.593 --> 30:46.721
‫ولی به بنیانگذارا التماس می‌کنه
‫که بذارن بمیره.

30:46.722 --> 30:48.098
‫خواهش می‌کنم این کارو نکن.

30:49.308 --> 30:51.059
‫نمی‌خوام خیلی دراماتیک باشه،

30:52.769 --> 30:56.732
‫ولی زندگیش دست توئه.

30:59.234 --> 31:00.693
‫چی می‌خوای؟

31:00.694 --> 31:05.031
‫اگه یه نفر رو داشتم
‫که از قبل بهم می‌گفت

31:05.032 --> 31:08.784
‫گروه کوچیک شورشی‌هاتون
‫چه نقشه‌هایی دارن،

31:08.785 --> 31:13.165
‫اونوقت شاید بتونم
‫اوضاع رو به حالت عادی برگردونم.

31:16.793 --> 31:18.045
‫سلام.

31:19.838 --> 31:21.798
‫- سلام.
‫- کلر کجاست؟

31:22.424 --> 31:25.135
‫- خوابه.
‫- لعنتی، اینقدر دیر شده؟

31:29.598 --> 31:30.641
‫همه چی روبراهه؟

31:36.563 --> 31:37.773
‫راستش نه.

31:39.483 --> 31:40.526
‫چیه؟

31:42.152 --> 31:43.319
‫چی شده؟

31:43.320 --> 31:45.155
‫من امروز برای پاتریک کندی غذا بردم.

31:46.823 --> 31:48.115
‫خب؟

31:48.116 --> 31:51.703
‫یه صفحه از یه کتاب
‫که مربوط به عهد قدیمه رو بهش نشون دادی.

31:52.704 --> 31:53.872
‫درسته؟

31:55.582 --> 31:58.084
‫باید می‌دونستم
‫که نمی‌تونه دهنشو ببنده.

31:58.085 --> 31:59.253
‫درسته؟

32:00.712 --> 32:03.130
‫- بله.
‫- به اون نشون دادی ولی به من نه؟

32:03.131 --> 32:04.715
‫من نباید به کسی نشون می‌دادم

32:04.716 --> 32:06.717
‫ولی باید متقاعدش می‌کردم
‫که بهم بگه چی لازم...

32:06.718 --> 32:08.345
‫برام مهم نیست چرا!

32:08.971 --> 32:11.389
‫چرا یه همچین چیز به این مهمی رو

32:11.390 --> 32:14.392
‫- به من نشون ندادی؟
‫- چون خطرناکه.

32:14.393 --> 32:16.645
‫برام مهم نیست چقدر خطرناکه!

32:22.150 --> 32:23.610
‫درسته...

32:25.696 --> 32:29.783
‫که یه دنیای زیبا اون بیرون وجود داشته؟

32:34.162 --> 32:35.539
‫بهم نشونش بده.

32:37.165 --> 32:39.042
‫- کتلین، تو...
‫- بهم نشونش بده!

33:11.158 --> 33:14.244
‫یه کتاب کامل پر از عکس هست.

33:17.414 --> 33:18.707
‫آدما.

33:19.291 --> 33:20.417
‫آسمون.

33:21.376 --> 33:22.669
‫حیوونا.

33:23.587 --> 33:24.755
‫بچه‌ها.

33:29.176 --> 33:30.802
‫چی شده، پاول؟

33:31.428 --> 33:32.554
‫نمی‌دونم.

33:35.265 --> 33:36.433
‫نمی‌دونم.

33:39.478 --> 33:41.396
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم، عزیزم. من...

33:44.525 --> 33:45.984
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

33:49.571 --> 33:51.657
‫باید بابت قبل عذرخواهی کنم.

33:53.784 --> 33:57.996
‫من دارم سعی می‌کنم یه چیزی رو بفهمم
‫و خیلی مهمه، ولی...

33:59.998 --> 34:02.376
‫این توجیهی برای رفتارم نیست.

34:05.921 --> 34:07.922
‫حقیقت اینه که من یه بچه
‫از طبقات پایینی بخش میانه هستم

34:07.923 --> 34:11.926
‫و شانسی این کار و
‫یه کارت شناسایی شیک گیر آوردم.

34:11.927 --> 34:13.218
‫و...

34:13.219 --> 34:17.558
‫اشتباه کردم که فکر می‌کردم
‫شاید من آدم خاصیم،

34:18.225 --> 34:20.643
‫ولی نیستم.

34:21.978 --> 34:22.980
‫به هیچ وجه نیستم.

34:25.399 --> 34:28.944
‫سالوادور کوئین... اون خاصه.

34:29.945 --> 34:32.488
‫- اون یه قهرمان بود.
‫- می‌دونستم.

34:32.489 --> 34:34.073
‫به ما دروغ نگو، پسرم.

34:34.074 --> 34:39.329
‫آقا، کاش می‌تونستم بهتون بگم از کجا می‌دونم،
‫ولی نمی‌تونم.

34:39.955 --> 34:43.916
‫و شاید با توجه به اینکه قبلاً چه آدم عوضی‌ای بودم
‫براتون سخت باشه که بهم اعتماد کنید.

34:43.917 --> 34:48.922
‫ولی دارم بهتون میگم،
‫اون سیلو رو نجات داد.

34:50.799 --> 34:54.344
‫وقتی قاضی مدوز به ما سر زد،
‫سعی کرد همینو بهمون بگه.

34:56.929 --> 34:59.224
‫قاضی مدوز اینجا اومد؟

35:00.601 --> 35:01.602
‫کی؟

35:02.394 --> 35:04.979
‫سال‌ها پیش. قبل از اینکه برندون به دنیا بیاد.

35:04.980 --> 35:07.190
‫فکر کنم قبل از اینکه قاضی بشه.

35:07.191 --> 35:09.401
‫چی می‌خواست؟

35:13.488 --> 35:14.531
‫کتاب.

35:15.199 --> 35:16.574
‫مثل تو.

35:16.575 --> 35:18.202
‫مهم نبود که یادگاری باشن.

35:18.827 --> 35:20.870
‫گفت ما به دردسر نمی‌افتیم.

35:20.871 --> 35:23.582
‫یه کارت شناسایی آبی داشت، مثل تو.

35:24.208 --> 35:26.709
‫گفت حاضره یه معامله کنه.

35:26.710 --> 35:29.588
‫- و تو...
‫- برندون.

35:46.104 --> 35:49.232
‫چه کتاب‌هایی رو با اینا معامله کردی؟

35:49.233 --> 35:50.317
‫فقط یکی.

35:50.901 --> 35:52.485
‫یه نسخه قدیمی از پیمان.

35:52.486 --> 35:53.945
‫مال کوئین بود.

35:53.946 --> 35:55.988
‫حداقل، اسمش داخلش بود.

35:55.989 --> 35:57.074
‫همین، درسته؟

35:57.616 --> 35:58.825
‫فقط همینو می‌خواست.

35:59.409 --> 36:00.619
‫دیگه هیچ‌وقت ندیدمش.

36:02.704 --> 36:06.458
‫درسته که توسط یه مشت مکانیک به قتل رسید؟

36:08.001 --> 36:09.211
‫این چیزیه که میگن.

36:10.754 --> 36:11.755
‫نمی‌دونم.

36:12.798 --> 36:13.799
‫ممنون.

36:18.345 --> 36:22.348
‫حداقل اینو بدون که
‫۱۰،۰۰۰ نفر از مردم سیلو

36:22.349 --> 36:25.143
‫از همکاریت ممنون هستن.

36:27.604 --> 36:28.897
‫الان می‌تونم ببینمش؟

36:29.606 --> 36:30.982
‫البته.

36:30.983 --> 36:32.484
‫قول قوله.

37:39.051 --> 37:40.177
‫اینجاست.

37:41.386 --> 37:42.387
‫یالا.

37:43.263 --> 37:44.264
‫از اینجا.

37:50.646 --> 37:52.688
‫- بن، تو داروها رو بزن.
‫- حله.

37:52.689 --> 37:54.066
‫سارا، تو بان...

38:09.248 --> 38:10.457
‫باهاش چیکار کردین؟

38:11.667 --> 38:13.836
‫باید بگی اون با خودش چیکار کرده.

38:16.255 --> 38:17.506
‫کارلا!

38:18.715 --> 38:19.841
‫کارلا!

38:19.842 --> 38:21.134
‫نمی‌تونه صداتو بشنوه.

38:26.473 --> 38:28.851
‫گفتم که می‌تونی ببینیش،
‫و حالا دیدی.

38:29.560 --> 38:32.186
‫- چی؟
‫- می‌بینی که زنده‌ست.

38:32.187 --> 38:33.938
‫و اگه می‌خوای همینطور بمونه،

38:33.939 --> 38:36.608
‫باید تو بخش زیرین
‫چشم و گوش من باشی.

38:37.276 --> 38:39.027
‫قول قوله چی شد؟

38:39.903 --> 38:41.445
‫بهت قول میدم...

38:41.446 --> 38:45.242
‫اگه به همکاریت ادامه بدی،
‫هیچ آسیبی بهش نمی‌رسه.

38:45.951 --> 38:49.413
‫و وقتی این آشفتگی تموم شد،

38:50.539 --> 38:54.626
‫دوباره با عشق واقعیت
‫ملاقات می‌کنی.

38:56.753 --> 38:59.047
‫تو خیلی حرومزاده‌ای. نه؟

39:00.215 --> 39:01.758
‫بله یا نه؟

39:06.388 --> 39:07.806
‫بله، لعنتی.

39:08.557 --> 39:10.767
‫- بله.
‫- خوبه.

39:13.103 --> 39:14.229
‫و...

39:15.606 --> 39:17.441
‫اینطور نیست که بهت اعتماد ندارم...

39:18.192 --> 39:19.317
‫در واقع، ندارم.

39:19.318 --> 39:22.945
‫ولی تو بخش زیرین
‫چشم و گوش‌هایی هست

39:22.946 --> 39:27.659
‫که مطمئن میشن
‫به قولت عمل می‌کنی.

39:28.785 --> 39:33.457
‫و همچنین ازت می‌خوام
‫که دوربینتو دوباره روشن کنی.

39:34.291 --> 39:37.961
‫و تا وقتی این موضوع تموم نشده،
‫تو کارگاهت می‌مونی.

40:05.697 --> 40:06.865
‫باشه.

40:27.553 --> 40:28.762
‫لعنتی!

40:44.444 --> 40:46.780
‫ادامه بده...

40:48.490 --> 40:52.660
‫۲۰ قدم... ۲۰ قدم...

40:52.661 --> 40:55.913
‫۲۰ قدم به... به... جلو.

40:55.914 --> 40:59.751
‫۲۰ قدم به جلو، بعد دو تا.

41:05.924 --> 41:07.134
‫صفحه ۹۹.

41:08.802 --> 41:09.803
‫یالا دیگه.

41:10.596 --> 41:11.680
‫یالا، لوکاس.

41:27.237 --> 41:31.074
‫«اگه تا اینجا اومدی،
‫پس می‌دونی که این بازی ناعادلانه‌ست.»

41:41.919 --> 41:44.295
‫مامورای من رو
‫از این آپارتمان بیرون کردی.

41:44.296 --> 41:46.339
‫- تو کیف چیه؟
‫- تو نمی‌تونی بهم دست بزنی.

41:46.340 --> 41:48.258
‫من سایه برنارد هالند هستم.

41:49.468 --> 41:52.846
‫تو نمی‌دونی من چه کارهایی می‌تونم بکنم.

42:01.855 --> 42:02.981
‫پیمان.

42:03.941 --> 42:05.441
‫شهردار هالند ازم خواسته ببرمش پیشش.

42:05.442 --> 42:06.360
‫چرا؟

42:07.861 --> 42:08.946
‫مال اون بوده.

42:11.448 --> 42:13.658
‫تا جایی که به تو مربوط می‌شه
‫تظاهر نمی‌کنم که می‌دونم

42:13.659 --> 42:15.326
‫تو ذهن برنارد چی می‌گذره.

42:15.327 --> 42:18.496
‫ولی هر چی که هست، باید بدونی،
‫وقتی اون چیزی که ازت می‌خواد رو گرفت،

42:18.497 --> 42:20.874
‫دوباره میندازتت تو معدن.

42:25.170 --> 42:27.923
‫یه روزی به یه دوست نیاز پیدا می‌کنی.

42:29.550 --> 42:30.883
‫یه دوست مثل تو؟

42:30.884 --> 42:33.595
‫شاید فکر کنی می‌دونی اون چی می‌خواد.

42:34.471 --> 42:35.973
‫منم فکر می‌کردم می‌دونم.

42:37.599 --> 42:39.852
‫ولی اون همیشه چهار قدم
‫از تو جلوتره.

42:41.770 --> 42:42.896
‫مراقب خودت باش.

42:43.605 --> 42:44.982
‫این نصیحت منه.

42:46.859 --> 42:47.984
‫ممنون.

42:47.985 --> 42:49.735
‫حالا اگه اشکالی نداره، من باید برم.

42:49.736 --> 42:53.949
‫مادرت، تو آسایشگاه طبقه ۸۵ کار می‌کنه،
‫درسته؟

42:55.409 --> 42:59.121
‫حدس می‌زنم از اینکه پسرش
‫بیمارش باشه، بدش میاد.

43:38.619 --> 43:39.745
‫چطور پیش رفت؟

43:40.913 --> 43:42.456
‫مشکل پمپ حل شد؟

43:43.332 --> 43:44.583
‫خازنش سوخته بود.

43:45.250 --> 43:46.418
‫می‌تونست بدتر از این باشه.

43:47.794 --> 43:49.129
‫اینجا که دیگه بدتر از این نمی‌شه.

43:49.838 --> 43:51.256
‫باید به حرفت گوش می‌کردیم، واک.

43:52.216 --> 43:54.593
‫- در مورد چی؟
‫- دزدی از انبار دارو.

43:56.386 --> 43:57.386
‫گرفتنشون.

43:57.387 --> 43:59.431
‫تدی و تیمش دستگیر شدن.

44:03.310 --> 44:04.602
‫کسی کشته شده؟

44:04.603 --> 44:06.480
‫راستش، ما نمی‌دونیم.

44:07.814 --> 44:13.152
‫ممکنه، ولی ما نمی‌تونیم هیچ اطلاعاتی بگیریم.

44:13.153 --> 44:14.279
‫لعنتی.

44:15.030 --> 44:17.491
‫ناکس و من مطمئن نیستیم
‫چطور مهاجم‌ها فهمیدن.

44:18.200 --> 44:22.287
‫می‌دونی، باید یه نفر اینجا باشه، یه خبرچین.

44:23.872 --> 44:27.376
‫می‌دونی، ما فکر می‌کردیم مراقب بودیم،
‫ولی انگار نه.

44:35.342 --> 44:36.426
‫خوبی؟

44:37.177 --> 44:38.387
‫آره، فقط خسته‌ام.

44:38.887 --> 44:40.013
‫پیاده‌روی طولانی بود.

44:40.722 --> 44:43.058
‫فکر نمی‌کنم دوباره بتونم این کارو بکنم.

44:44.643 --> 44:45.978
‫چیزی دیدی؟

44:46.979 --> 44:48.689
‫مردم داشتن سکته می‌کردن.

44:50.023 --> 44:52.191
‫مهاجم‌ها تو هر طبقه،
‫تا دندون مسلح،

44:52.192 --> 44:54.527
‫منتظر بودن یه نفر
‫یه حرکت اشتباه بکنه.

44:54.528 --> 44:57.281
‫- همین؟
‫- آره. برات کافی نیست؟

45:00.367 --> 45:04.246
‫ببین، متاسفم، فقط خیلی خسته‌ام.

45:04.955 --> 45:07.331
‫- می‌تونم یه چیزی برات بیارم؟
‫- نه، من فقط...

45:07.332 --> 45:09.168
‫ببین، فقط به استراحت نیاز دارم، باشه؟

45:09.668 --> 45:10.669
‫ممنون.

45:16.383 --> 45:17.551
‫باشه.

45:19.303 --> 45:20.387
‫خب...

45:22.639 --> 45:25.100
‫- می‌دونی کجا پیدام کنی.
‫- همیشه.

46:18.362 --> 46:19.363
‫هی!

46:27.329 --> 46:28.413
‫صبر کن! صبر...

46:31.124 --> 46:32.125
‫نه!

46:44.304 --> 46:45.305
‫هی!

46:49.601 --> 46:51.894
‫من قبلاً یه تیر زدم تو شونه‌ات.

46:51.895 --> 46:54.273
‫یه حرکت دیگه بکنی، این یکی
‫مستقیم میره تو قلبت.

46:59.321 --> 47:06.321
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

47:06.345 --> 47:13.345
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.
