WEBVTT

00:00.521 --> 00:07.521
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

00:07.570 --> 00:10.990
‫بذارید بیان! بذارید بیان!
‫بذارید بیان!

00:33.888 --> 00:35.180
‫چه خبر شده؟

00:35.181 --> 00:37.182
‫مهاجم‌ها جلوی بارمون رو گرفتن.

00:37.183 --> 00:39.017
‫- بذارید بیان!
‫- چه باری؟

00:39.018 --> 00:43.313
‫همه رو. بذارید بیان!
‫بذارید بیان!

00:43.314 --> 00:45.942
‫بذارید بیان! بذارید بیان!

00:49.863 --> 00:50.864
‫آروم.

00:53.157 --> 00:54.534
‫محکم لمس نکردم.

00:56.119 --> 00:57.119
‫درد می‌کنه؟

00:57.120 --> 00:58.997
‫معلومه که خیلی درد می‌کنه.

01:00.915 --> 01:04.459
‫باید همه رو بیاریم اینجا.
‫بذاریم ببینن داری برای یه خراش گریه می‌کنی.

01:06.796 --> 01:08.298
‫میشه یه کم آروم‌تر باشی؟

01:11.175 --> 01:13.011
‫- ممنون.
‫- بهم بدهکاری.

01:15.430 --> 01:18.600
‫واک، می‌ریم مک‌لین رو میاریم.

01:20.184 --> 01:22.186
‫اون رئیس تدارکاته.
‫خیلی مهمه.

01:22.770 --> 01:27.442
‫اون دشمنشونه، مثل ما.
‫پس رئیس هرچی باشه، مهم نیست.

01:29.319 --> 01:31.821
‫اون کلانتر دنبالته،
‫پس بهتره راه بیفتی.

01:32.822 --> 01:34.240
‫آره، دنبال تو هم هست، واک.

01:35.074 --> 01:36.992
‫خب، پس کارش راحت میشه، نه؟

01:36.993 --> 01:38.453
‫چون من هیچ جا نمی‌رم.

01:52.300 --> 01:53.300
‫این کیه؟

01:53.301 --> 01:57.471
‫مارک، این شرلی هست.
‫اون دو برابر من مکانیکه.

01:57.472 --> 01:58.932
‫خب، این که کاری نداره.

01:59.432 --> 02:00.974
‫منتظر بودم کی برمی‌گردی.

02:00.975 --> 02:02.726
‫چه بساطی راه انداختی اینجا.

02:02.727 --> 02:04.771
‫آره، کوچیکیم، ولی کار رو راه می‌ندازیم.

02:06.105 --> 02:07.106
‫لی.

02:16.950 --> 02:17.951
‫لعنتی.

02:21.037 --> 02:24.123
‫من از مارک خواستم
‫به هرکسی که ازش اسلحه می‌خواد، جواب رد بده.

02:25.542 --> 02:26.626
‫و فقط برای تو بسازه؟

02:27.961 --> 02:30.547
‫مهاجم‌ها جلوی بارها رو گرفتن،

02:31.589 --> 02:35.218
‫از جمله غذا و... فقط این نیست.

02:37.011 --> 02:40.055
‫اومدم برای صبحونه
‫انبارگردانی کنم که رو همه چی دیدمش.

02:40.056 --> 02:44.102
‫میوه‌ها. سبزیجات. گوشت. حتی تخم‌مرغ‌ها.

02:44.978 --> 02:46.270
‫چیه؟

02:46.271 --> 02:48.480
‫فقط یه چیز
‫این رنگ آبی خاص رو داره.

02:48.481 --> 02:49.732
‫مرگ موش.

02:51.985 --> 02:53.527
‫مطمئنی؟

02:53.528 --> 02:55.572
‫یه چیز دیگه قبل از من اینجا رسیده.

02:57.615 --> 03:01.201
‫نکته اینه که، یکی این کار رو کرده.

03:01.202 --> 03:03.620
‫شاید این به
‫متوقف شدن بارهای غذا ربط داشته باشه.

03:03.621 --> 03:05.289
‫بعید نیست کار برنارد باشه،

03:05.290 --> 03:08.543
‫اما این یعنی یکی اینجا
‫داره برای اون کار می‌کنه.

03:09.377 --> 03:11.254
‫در هر صورت، به یه نقشه جدید نیاز داریم.

03:13.172 --> 03:14.464
‫بذارید بیان!

03:14.465 --> 03:16.676
‫یه حقیقتی وجود داره، آقای آموندسن،

03:17.218 --> 03:21.431
‫که از قدیم الایام تا الان
‫در مورد تمدن بشری صدق می‌کنه.

03:22.348 --> 03:28.062
‫فقط ۹ وعده غذایی از دست رفته
‫یه جامعه کارآمد رو از هرج و مرج جدا می‌کنه.

03:35.586 --> 03:49.586
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

04:57.021 --> 05:01.021
سیلو
فصل دوم، قسمت ششم

05:11.583 --> 05:12.833
‫این دیگه کیه؟

05:12.834 --> 05:15.753
‫این فلیکس هست.
‫داشته زیر نظر دکترمون کار می‌کرده.

05:17.088 --> 05:19.339
‫یعنی فکر می‌کنی چون
‫من یه خلافکارم

05:19.340 --> 05:22.301
‫که من... من به دکتر احتیاج ندارم؟
‫فقط یه سایه بهم می‌رسه؟

05:22.302 --> 05:26.597
‫نه. دکتر فیلان
‫رفته پیش خانوادش تو بخش میانی.

05:26.598 --> 05:27.682
‫معلومه که رفته.

05:29.142 --> 05:31.978
‫اصلا چند سالته، بچه؟
‫تا حالا ریش تراشیدی؟

05:32.562 --> 05:33.937
‫بزرگ شدی؟

05:33.938 --> 05:37.107
‫دکتر اگه فکر نمی‌کرد
‫سایه‌اش آماده‌ست، نمی‌رفت.

05:37.108 --> 05:38.610
‫و از این مطمئنی؟

05:39.736 --> 05:41.196
‫از پسش برمیای، نه؟

05:45.158 --> 05:46.159
‫فقط گلوله رو دربیار.

05:51.497 --> 05:54.082
‫وایسا، یه لحظه صبر کن.
‫یه لحظه کوفتی صبر کن.

05:54.083 --> 05:55.293
‫یه چیزی رو فراموش نکردی؟

05:57.295 --> 05:59.087
‫دارو، فلیکس.

05:59.088 --> 06:02.257
‫قبل از اینکه این تو رو زیر و رو کنی،
‫باید بهم دارو بدی.

06:02.258 --> 06:03.760
‫و کلی هم بهم بدی.

06:06.512 --> 06:08.348
‫فقط دکترها جنسای قوی دارن.

06:10.433 --> 06:11.434
‫آسپرین دارم.

06:13.937 --> 06:14.979
‫آسپرین داره.

06:21.087 --> 06:23.087
«وقتی دریافت کردی، پیام بده»

06:23.112 --> 06:27.784
‫واقعا می‌خوای دستگیرشون کنی؟
‫ناکس، شرلی، واکر؟

06:29.869 --> 06:31.954
‫من قسم خوردم که از پیمان محافظت کنم.

06:31.955 --> 06:34.207
‫ناکس و شرلی باید دستگیر بشن

06:34.231 --> 06:35.184
«سی خوابه. حالت خوبه؟»
«یه دکتر می‌خوام. ولی نه واسه خودم»

06:35.208 --> 06:37.502
‫برای صلاح خودشون
‫و صلاح سیلو.

06:37.526 --> 06:39.026
«یه نفرو می‌شناسم»
«بفرستش کلانتری بخش مکانیکی»

06:39.050 --> 06:41.050
«می‌خوای بیام؟»
«امن نیست. دوست دارم، سی رو جای من بغل کن»

06:51.975 --> 06:55.019
‫اگه فکر می‌کنی باید این کار رو بکنیم،
‫من می‌تونم کمکت کنم پیداشون کنی.

06:56.896 --> 06:57.981
‫مشخصه که تو هم‌نظر نیستی.

06:59.107 --> 07:00.650
‫مهم نیست من چی فکر می‌کنم.

07:01.442 --> 07:03.819
‫وقتی کلانتر هولستون ازم خواست
‫که دستم رو روی پیمان بذارم،

07:03.820 --> 07:05.029
‫قسم خوردم.

07:05.572 --> 07:09.576
‫هنک... اگه اونا شهروندای
‫درست حسابی هستن که میگی،

07:10.159 --> 07:11.411
‫میان خودشون رو تحویل میدن.

07:15.999 --> 07:17.833
‫حالا همه ساکت!

07:17.834 --> 07:20.043
‫خودتون رو تحویل بدید! خودتون رو تحویل بدید!

07:20.044 --> 07:21.462
‫همه خفه شید!

07:25.383 --> 07:29.012
‫همتون شنیدید چی گفتن.
‫اینکه ما قاضی مدوز رو کشتیم.

07:29.721 --> 07:32.348
‫به جون خودم قسم، که دروغه.

07:33.933 --> 07:37.519
‫ما رفتیم بالا که باهاش حرف بزنیم
‫و جسدش رو پیدا کردیم.

07:37.520 --> 07:41.273
‫برنارد هالند و رابرت سیمز
‫برامون پاپوش درست کردن،

07:41.274 --> 07:43.442
‫و ما خوش شانس بودیم که زنده برگشتیم.

07:43.443 --> 07:45.486
‫ما تا کی زنده می‌مونیم؟

07:47.030 --> 07:50.407
‫من دوتا بچه دارم،
‫و من گرسنگی می‌کشم تا اونا بتونن غذا بخورن،

07:50.408 --> 07:53.119
‫اما وقتی چیزی برای اونا هم نمونه چی میشه؟

07:53.745 --> 07:56.414
‫واقعا می‌خوای
‫بچه‌های ما به خاطر تو گرسنگی بکشن؟

07:59.417 --> 08:01.836
‫به نظر من که انگار اونا بردن.

08:03.922 --> 08:05.172
‫فقط به خودمون نگاه کنید،

08:05.173 --> 08:09.135
‫آماده‌ایم که دوتا از خودی هارو اگه خودشون رو
‫برای مردن تحویل ندن، تیکه تیکه کنیم.

08:11.012 --> 08:13.389
‫می‌دونی، شاید می‌خواین منم برم.

08:13.932 --> 08:14.974
‫می‌تونین مجبورم کنین.

08:15.850 --> 08:17.267
‫اما بعد، تا چند روز دیگه،

08:17.268 --> 08:21.897
‫همه‌مون رو اون بیرون روی اون تپه می‌بینین،
‫افتاده، جایی که سعی کردیم دنبال جولیت بریم.

08:21.898 --> 08:25.026
‫یا ما رو با طناب
‫بیرون بخش قضایی دار می‌زنن.

08:26.528 --> 08:28.530
‫اما بارهای غذاییتون رو خواهید داشت.

08:29.155 --> 08:31.532
‫برنارد رو خواهید داشت
‫که سرتون رو نوازش می‌کنه و میگه،

08:31.533 --> 08:33.952
‫«آفرین. حالا برگردید سر کار.»

08:36.329 --> 08:38.121
‫این حس برد بهتون میده؟

08:38.122 --> 08:41.833
‫نه. خب، مطمئناً به اونا این حس رو میده
‫چون اونا دقیقاً اینو برامون می‌خوان،

08:41.834 --> 08:45.254
‫در حال جنگ با خودمون،
‫از قوانینشون پیروی کنیم،

08:45.255 --> 08:48.550
‫باور کنیم که هر اتفاق بدی که می‌افته
‫تقصیر ماست.

08:49.509 --> 08:51.010
‫چون همیشه همینطور بوده،

08:52.679 --> 08:54.514
‫اما این درستش نمی‌کنه.

08:55.515 --> 08:58.810
‫ما بخش مکانیکی هستیم.
‫ما سر غذا دعوا نمی‌کنیم، با هم تقسیمش می‌کنیم.

08:59.811 --> 09:01.895
‫ما همدیگه رو برای کمبودها سرزنش نمی‌کنیم،

09:01.896 --> 09:04.523
‫منابعمون رو جمع می‌کنیم،
‫کمربندهامون رو سفت‌تر می‌بندیم، ما...

09:04.524 --> 09:07.735
‫ما نمی‌خوایم از گرسنگی بمیریم!
‫ما نمی‌خوایم از گرسنگی بمیریم!

09:17.453 --> 09:21.833
‫گوش کنید! گوش کنید!
‫هیچکس گرسنگی نمی‌کشه. امروز نه، تدی.

09:25.378 --> 09:28.298
‫همونطور که هرکسی که تا حالا
‫تو اتاق بازیافت کار کرده می‌دونه،

09:29.382 --> 09:33.803
‫هر چیزی که از کانال میاد پایین آشغال نیست.

09:45.398 --> 09:50.485
‫به سلامتی دوستانمون در بخشمکانیکی.
‫ممنون که همیشه برق رو روشن نگه می‌دارید.

09:50.486 --> 09:55.116
‫از طرف دوستانتون در ۱۲۲. جولیت زنده‌ست.

10:00.955 --> 10:01.998
‫دکتر نیکولز؟

10:04.209 --> 10:05.335
‫کتلین.

10:07.128 --> 10:09.964
‫چی شده اومدی اینجا؟ کلر خوبه؟

10:10.590 --> 10:13.801
‫کلر خوابه، پس من خوبم.

10:15.553 --> 10:16.804
‫شوهرم یه لطفی ازتون می‌خواد.

10:19.474 --> 10:21.351
‫هنوز تو بخش مکانیکیه؟

10:21.935 --> 10:22.936
‫هست.

10:25.647 --> 10:27.732
‫یه نفر اون پایین هست
‫که به دکتر احتیاج داره.

10:32.904 --> 10:35.113
‫فکر کنم یه روالی برای درخواست دکتر

10:35.114 --> 10:36.866
‫از طریق اداره کلانتری هست.

10:39.661 --> 10:41.329
‫اون ترجیح میده اینطوری نباشه.

10:55.718 --> 10:58.972
‫قربان، شنیدیم که متحدان مکانیکی
‫دارن از کانال‌های زباله غذا میندازن پایین.

10:59.556 --> 11:02.474
‫زودتر از موعد، که خبر خوبیه.

11:02.475 --> 11:04.351
‫این جدول زمانی ما رو تسریع می‌کنه.

11:04.352 --> 11:06.436
‫تو هر نقطه دسترسی کانال
‫مهاجم بذارید.

11:06.437 --> 11:08.564
‫- بله قربان.
‫- هر غذایی که دریافت کردن

11:08.565 --> 11:09.983
‫به زودی تموم میشه.

11:17.866 --> 11:21.452
‫خب، وقتی دوباره تموم بشه، همین میشه؟

11:22.370 --> 11:23.371
‫تسلیم می‌شیم؟

11:26.749 --> 11:28.126
‫مانع کدوم طبقه‌ست؟

11:28.793 --> 11:29.794
‫۱۳۰.

11:34.048 --> 11:35.300
‫اگه تو ۱۲۰ بود چی؟

12:00.200 --> 12:01.867
‫اون پایین بهت نیاز دارن.

12:01.868 --> 12:03.578
‫حالا بیشتر از همیشه.

12:06.831 --> 12:08.624
‫خیلی خب. خیلی خب!

12:08.625 --> 12:12.002
‫می‌خوای در رو از جا بکنی؟

12:12.003 --> 12:13.421
‫انقدرها هم کر نیستم.

12:14.255 --> 12:16.341
‫واکر، من کلانتر بیلینگز هستم.

12:18.635 --> 12:22.222
‫تو معاون مسئول جولیت بودی.
‫اومدی اینجا که منو دستگیر کنی؟

12:23.223 --> 12:28.018
‫اول، می‌خوام ازت چند تا سوال در مورد
‫اتفاقی که برای قاضی مدوز افتاد بپرسم.

12:28.019 --> 12:29.854
‫من از کجا بدونم؟ من نرفتم که.

12:30.688 --> 12:32.981
‫- از ناکس و شرلی بپرس.
‫- اونا حتماً بهت گفتن چی شده.

12:32.982 --> 12:36.360
‫ببین، من در مورد هیچکس حرف نمی‌زنم،
‫چه برسه به قاضی مدوز،

12:36.361 --> 12:39.572
‫تا وقتی که بفهمی
‫مک‌لین رو کجا نگه می‌دارن.

12:40.490 --> 12:42.908
‫کارلا مک‌لین. رئیس تدارکاته.

12:42.909 --> 12:45.619
‫آخرین باری که دیدمش تو کافه ۷۰ بود.

12:45.620 --> 12:47.162
‫شک ندارم که الان دیگه دستگیرش کردن.

12:47.163 --> 12:50.250
‫و می‌خوام بدونم
‫که زنده‌ست و آسیبی ندیده.

12:50.917 --> 12:52.125
‫اگه اینطوره، باهات حرف می‌زنم.

12:52.126 --> 12:55.796
‫اگه نه، فکر کنم بهتره بری ناکس و شرلی رو پیدا کنی.

12:55.797 --> 12:58.174
‫- صبر کن.
‫- من در مورد یه قتل سوال دارم...

13:08.101 --> 13:09.519
‫عبور از اینجا ممنوعه.

13:10.186 --> 13:11.186
‫من دکترم.

13:11.187 --> 13:13.480
‫یه فوریت پزشکی پیش اومده.
‫از من خواستن کمک کنم.

13:13.481 --> 13:14.983
‫برگرد.

13:15.775 --> 13:17.359
‫کلانتر بیلینگز از من درخواست کرده.

13:17.360 --> 13:20.154
‫من چیزی در مورد این نمی‌دونم،
‫پس نمی‌تونی رد بشی.

13:24.033 --> 13:25.952
‫برگرد بالا.

13:26.536 --> 13:29.955
‫- یه زن داره زایمان می‌کنه. اورژانسیه.
‫- تو کی هستی؟

13:29.956 --> 13:33.167
‫کتلین بیلینگز.
‫شوهرم کلانتره.

13:34.335 --> 13:36.129
‫می‌دونی سزارین چیه؟

13:36.629 --> 13:38.840
‫اینه که شکم مادر رو پاره می‌کنن
‫و بچه رو در میارن.

13:39.424 --> 13:42.509
‫دو تا دکتر تو سیلو هستن
‫که می‌تونن این عمل رو انجام بدن.

13:42.510 --> 13:43.802
‫دکتر نیکولز یکیشونه.

13:43.803 --> 13:44.887
‫ببین، من دستور دارم...

13:44.888 --> 13:47.307
‫اگه برای این زن اتفاقی بیفته،

13:48.182 --> 13:53.562
‫تو قانون پیمان رو نقض کردی،
‫بخش ۱۲، بند ۶،

13:53.563 --> 13:56.441
‫«محروم کردن یه شهروند
‫از دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی نجات بخش.»

14:00.904 --> 14:02.405
‫دو نفر دارن میان!

14:02.947 --> 14:04.199
‫خب، و یه بچه!

14:04.991 --> 14:06.783
‫سه نفر دارن میان! برید عقب!

14:06.784 --> 14:09.411
‫اگه رد بشید، شاید دیگه نتونید برگردید!

14:09.412 --> 14:13.290
‫- راه رو باز کنید! بریم! راه رو باز کنید!
‫- برید عقب! گفتم برید عقب!

14:13.291 --> 14:14.500
‫راه رو باز کنید!

14:15.710 --> 14:17.211
‫طوری نیست.

14:17.212 --> 14:20.215
‫عقب وایسید! الان برگردید پایین.

14:27.222 --> 14:33.102
‫اول، سعی کردم
‫یه حرف رو ببرم جلوتر، مثلاً هر A بشه B،

14:33.686 --> 14:35.437
‫اما به هیچ چیزی نرسید.

14:35.438 --> 14:38.190
‫بعد فکر کردم، خب،
‫اگه یه حرف برگرده عقب چی؟

14:38.191 --> 14:39.983
‫این هم بهت چیزی نداد.

14:39.984 --> 14:41.902
‫نه. خب...

14:41.903 --> 14:45.864
‫فکر کردم، اگه می‌دونی،
‫دو یا سه تا حرف جابجا بشه چی؟

14:45.865 --> 14:46.949
‫یا حتی چهار یا پنج تا؟

14:46.950 --> 14:49.826
‫و شروع کردم به انجام دادنش با دست،

14:49.827 --> 14:51.036
‫اما فکر کردم، می‌دونی،

14:51.037 --> 14:53.540
‫- نوشتن یه برنامه سریع‌تره.
‫- هوشمندانه‌ست.

14:54.207 --> 14:56.709
‫کاری که می‌کنی بخش میگن
‫جابجایی سزار.

14:58.503 --> 15:00.421
‫جریانش مفصله.

15:02.173 --> 15:03.174
‫ادامه بده.

15:23.152 --> 15:24.153
‫خانم سیمز.

15:24.988 --> 15:25.989
‫شهردار هالند.

15:33.580 --> 15:35.707
‫کامیل، شنیدم که

15:37.000 --> 15:40.336
‫اون روز به قاتلان قاضی مدوز کمک کردی.

15:45.550 --> 15:50.178
‫من به یه درخواست
‫برای گزارش همه مهاجمان سابق برای انجام وظیفه

15:50.179 --> 15:51.347
‫و کمک به شکار پاسخ دادم.

15:51.848 --> 15:55.851
‫وقتی رسیدم به ۹۰، متوجه شدم
‫که یه عده از مردم محلی دارن دوتا شهروند رو اذیت می‌کنن.

15:55.852 --> 15:57.352
‫بردمشون یه جای امن.

15:57.353 --> 15:58.937
‫بعد به امنیت قضایی بی‌سیم زدم،

15:58.938 --> 16:01.190
‫بهشون گفتم کجا هستن
‫و یه تیم تخلیه بفرستن،

16:01.191 --> 16:02.482
‫و رو پله‌ها می‌بینمشون.

16:02.483 --> 16:05.152
‫چرا صبر نکردی
‫تا تیم برسه اونجا؟

16:05.153 --> 16:06.487
‫چون هیچ تیمی فرستاده نشد.

16:07.280 --> 16:08.572
‫به من غیررسمی گفته شد

16:08.573 --> 16:11.951
‫که عدالت باید از طرف
‫شهروندان سیلو اجرا بشه.

16:13.620 --> 16:16.246
‫یه گروه از این شهروندها
‫اومدن سراغم،

16:16.247 --> 16:19.124
‫چندتاشون مهاجمایی بودن که می‌شناختم،
‫لباس شخصی پوشیده بودن،

16:19.125 --> 16:21.501
‫و پرسیدن اون دو تا مظنون رو کجا قایم کردم.

16:21.502 --> 16:23.212
‫اما بهشون نگفتی.

16:23.213 --> 16:24.588
‫معلومه که نه.

16:24.589 --> 16:28.218
‫من از دوران کارم تو قضایی می‌دونستم
‫که اجرای عدالت توسط مردم مغایر قانونه.

16:29.510 --> 16:31.054
‫و همه‌مون باید از قانون اطاعت کنیم.

16:31.554 --> 16:32.555
‫بله.

16:43.441 --> 16:48.530
‫می‌دونی، این شوهرت بود
‫که به جمعیت دستور داد برن دنبالشون.

16:52.909 --> 16:58.915
‫کنجکاوم بدونم وقتی این رو بهش گفتی
‫واکنشش چی بود.

17:01.167 --> 17:03.962
‫اون الان قاضیه. درک کرد.

17:05.838 --> 17:07.048
‫معلومه که درک کرد.

17:10.969 --> 17:11.970
‫بله.

17:26.192 --> 17:28.862
‫فعلاً اوضاع رو تحت کنترل داریم. بیخیال!

17:31.990 --> 17:34.617
‫برید تو کافه یه غذای گرم بخورید.
‫ما اوضاع رو تحت کنترل داریم.

17:38.121 --> 17:39.789
‫این دیگه چه خر تو خریه ؟

17:40.999 --> 17:43.584
‫به آموندسن بی‌سیم بزن.
‫به تجهیزات دفاع تاکتیکی نیاز داریم.

17:43.585 --> 17:45.753
‫- دفاع تاکتیکی؟
‫- اسلحه. به اسلحه نیاز داریم.

17:48.006 --> 17:50.049
‫آقای آموندسن. واحد ۱۹ هستم.

17:50.842 --> 17:52.050
‫آموندسن هستم. بگو.

17:52.051 --> 17:54.636
‫قربان، ممکنه اینجا
‫یه اتفاقی در حال رخ دادن باشه.

17:54.637 --> 17:56.890
‫ما به تجهیزات دفاع تاکتیکی پیشرفته
‫نیاز داریم.

18:00.476 --> 18:01.351
‫لعنتی.

18:01.352 --> 18:03.980
‫- قربان، عمه‌ام تو ۱۳۵ همین الان...
‫- الان نه.

18:05.690 --> 18:07.066
‫باشه.

18:31.090 --> 18:33.426
‫- بیمار کجاست؟
‫- اونجاست.

18:33.968 --> 18:35.010
‫متشکرم.

18:35.011 --> 18:36.137
‫عزیزم.

18:40.391 --> 18:42.851
‫عزیزم، داری چیکار می‌کنی؟

18:42.852 --> 18:44.102
‫دکتر نیکولز می‌تونه از کمک من استفاده کنه.

18:44.103 --> 18:46.063
‫بهت گفتم، اینجا امن نیست.

18:46.064 --> 18:47.607
‫پاول، هیچ جا امن نیست.

18:48.525 --> 18:49.526
‫هی.

18:51.194 --> 18:52.653
‫چه دیدار خانوادگی تاثیرگذاری .

18:52.654 --> 18:54.905
‫اما فکر می‌کنی شاید بتونیم
‫این گلوله لعنتی رو دربیاریم؟

18:54.906 --> 18:55.989
‫عالی میشه.

18:55.990 --> 18:58.825
‫هی، بیا بغلم.

18:58.826 --> 19:00.453
‫- باشه.
‫- خوبی؟

19:01.079 --> 19:02.372
‫دلم برات تنگ شده بود.

19:04.457 --> 19:07.418
‫مامان رو می‌بینی؟ داری نگاه می‌کنی؟

19:18.346 --> 19:19.639
‫من اینجا چیکار می‌کنم، دیگو؟

19:20.306 --> 19:23.100
‫بخش مکانیکی داره برای حمله به مانع
‫نیرو جمع می‌کنه.

19:23.101 --> 19:24.560
‫اسلحه و زره دارن...

19:24.561 --> 19:26.645
‫مطمئنم آقای آموندسن خبر داره.

19:26.646 --> 19:28.857
‫خبر داره، اما چیزی که من می‌دونم رو نمی‌دونه.

19:29.941 --> 19:33.443
‫از وقتی دوربین‌های زیر ۱۲۰ از کار افتادن
‫ما به شنونده‌ها متکی بودیم.

19:33.444 --> 19:34.779
‫من بهشون اعتماد ندارم.

19:35.905 --> 19:38.074
‫کسی که بهش اعتماد دارم عمه‌ام هست.

19:38.741 --> 19:40.701
‫اون تو ۱۳۵ هست و یه پیام فرستاد

19:40.702 --> 19:43.161
‫که یه مشت از ته چاهی‌ها
‫با اسلحه دارن میان بالا...

19:43.162 --> 19:44.788
‫مگه این رو قبلاً بهم نگفتی؟

19:44.789 --> 19:47.666
‫گفت یه گروه دوم هم هست
‫که دارن به سمت دیگه می‌رن.

19:47.667 --> 19:50.128
‫اسلحه و اره داشتن.

19:52.130 --> 19:53.672
‫عمه‌ام تو ساخت و سازه.

19:53.673 --> 19:56.551
‫گفت از اون اره‌هایی بوده
‫که برای بریدن بتن استفاده می‌شه.

20:19.949 --> 20:20.950
‫امنه.

20:38.968 --> 20:39.969
‫ببخشید مزاح...

20:40.720 --> 20:42.597
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

20:43.139 --> 20:45.182
‫قرار بود تو معدن باشی.

20:45.183 --> 20:46.893
‫شهردار هالند به کمک من نیاز داشت.

20:48.144 --> 20:49.229
‫برای چی؟

20:51.147 --> 20:52.272
‫یه برنامه‌نویسی.

20:52.273 --> 20:53.358
‫کجاست؟

20:53.942 --> 20:54.776
‫نمی‌دونم.

21:23.930 --> 21:25.764
‫می‌تونی این رو حس کنی، آقای کندی؟

21:25.765 --> 21:27.767
‫آره، می‌تونم. فقط برام مهم نیست.

21:39.612 --> 21:40.780
‫ایناهاش.

21:45.743 --> 21:48.162
‫فکر می‌کنی یه تیم دارن
‫از تو کف میان بالا؟

21:50.582 --> 21:52.500
‫و نه آموندسن و نه برنارد خبر ندارن؟

21:56.754 --> 21:57.796
‫هیچ اشکالی نداره

21:57.797 --> 21:59.757
‫که بذاریم مردم
‫تاوان اشتباهات خودشون رو بدن.

22:00.633 --> 22:03.760
‫تا زمانی که این اشتباه
‫بقیه رو به خطر نندازه،

22:03.761 --> 22:05.638
‫از جمله پسر ما.

22:07.849 --> 22:10.852
‫تو نمی‌تونی کاری بکنی.
‫الان قاضی هستی.

22:13.271 --> 22:16.941
‫می‌دونم. علاوه بر این، من هیچوقت مهاجم نبودم.

22:43.009 --> 22:44.426
‫- دارن چیکار می‌کنن؟
‫- نمی‌تونیم ببینیم.

22:44.427 --> 22:45.719
‫انگار داشتن دریل می‌کردن.

22:45.720 --> 22:47.638
‫آره، می‌دونم
‫صدای دریل کردن چطوریه، درک.

22:47.639 --> 22:48.931
‫اسلحه‌ها کجان؟

22:48.932 --> 22:50.225
‫همین الان از اسلحه‌خونه خارج شدن.

22:56.022 --> 22:57.607
‫به ریه‌ات نخورده.

22:58.191 --> 22:59.441
‫خیلی خوش شانسی.

22:59.442 --> 23:02.779
‫بله، قربان. خودمم.
‫آقای خوش شانس.

23:04.405 --> 23:06.449
‫من به قولم عمل کردم، آقای کندی.

23:08.409 --> 23:09.410
‫حرف بزنیم.

23:10.161 --> 23:13.706
‫جدی می‌گفتی؟
‫من فقط می‌خواستم گلوله رو دربیارم.

23:14.499 --> 23:15.875
‫یالا دیگه، آقای کندی.

23:17.126 --> 23:20.880
‫معاون هنک تو روز شلوغش وقت جور کرد
‫تا بشنوه چی می‌خوای بگی.

23:21.839 --> 23:22.923
‫یه کم گیجم،

23:22.924 --> 23:25.551
‫واسه داروها و اینکه یه گلوله ازم درآوردن.

23:25.552 --> 23:26.719
‫می‌دونی، شاید فردا.

23:28.179 --> 23:29.514
‫بانداژ خوبه؟

23:31.558 --> 23:32.559
‫من بچه رو می‌برم.

23:37.730 --> 23:38.815
‫بفرما.

23:44.320 --> 23:45.321
‫دکتر نیکولز،

23:46.322 --> 23:47.991
‫می‌خوام با بیمار صحبت کنم.

23:55.707 --> 23:57.040
‫تو هم احتمالاً باید بری، هنک.

23:57.041 --> 23:58.376
‫شاید بهتره بمونه.

23:59.002 --> 24:01.253
‫می‌دونی، با این همه وقتی که گذاشتی و اینا.

24:01.254 --> 24:02.547
‫من بهش میگم.

24:05.592 --> 24:06.593
‫باشه.

24:10.346 --> 24:11.556
‫ای وای .

24:12.515 --> 24:14.058
‫انگار بابا رو عصبانی کردم.

24:16.978 --> 24:18.062
‫نه واقعا.

24:20.899 --> 24:22.066
‫تو یه خلافکاری.

24:23.067 --> 24:24.527
‫انتظار زیادی ندارم.

24:26.196 --> 24:27.697
‫اما به چیزی که نیاز دارم، نیاز دارم،

24:29.741 --> 24:33.745
‫که یعنی باید چیزی که گفتی می‌خوای
‫بهم بگی رو الان بگی.

24:44.339 --> 24:45.590
‫چون اگه نگی...

24:49.177 --> 24:50.595
‫به قاضی سیمز بی‌سیم می‌زنم.

24:51.721 --> 24:53.096
‫چی؟

24:53.097 --> 24:54.307
‫درسته.

24:55.266 --> 24:56.601
‫اون الان قاضیه.

24:57.894 --> 25:00.522
‫بهش میگم کجا هستی،
‫و کی می‌دونه؟

25:02.357 --> 25:04.734
‫شاید دوباره برگردوندت تو اون جعبه.

25:05.818 --> 25:06.903
‫یا بدتر.

25:07.904 --> 25:10.615
‫باشه. باشه.

25:12.617 --> 25:14.284
‫نمی‌خوای بشنوی
‫چی می‌خوام بگم.

25:14.285 --> 25:18.206
‫- چرا؟
‫- چون زندگیت رو به گند می‌کشه .

25:21.125 --> 25:22.585
‫وقتی نیکولز فراری بود،

25:23.211 --> 25:25.213
‫و خاموشی شد
‫احیانا نزدیک یه کامپیوتر بودی؟

25:27.382 --> 25:29.967
‫- می‌دونی چرا خاموش شدن؟
‫- راه اندازی مجدد سیستم بود.

25:29.968 --> 25:33.721
‫این چیزیه که گفتن،
‫اما اونا هر مزخرفی میگن.

25:36.099 --> 25:37.849
‫خاموش شدن چون نیکولز
‫دوستم دنی رو وادار کرد

25:37.850 --> 25:40.477
‫یه چیزی رو
‫روی همه کامپیوترهای سیلو بذاره

25:40.478 --> 25:43.188
‫برای ده ثانیه قبل از اینکه خاموشش کنن.

25:43.189 --> 25:44.107
‫چی گذاشت؟

25:45.483 --> 25:47.360
‫شرط می‌بندم هرکسی که دیده بودش رو جمع کردن.

25:48.319 --> 25:49.362
‫من و دنی...

25:51.030 --> 25:52.865
‫کی می‌دونه چه بلایی سرش آوردن؟

25:52.866 --> 25:55.576
‫دهنمون رو بستن و انداختنمون تو گونی
‫که نتونیم به کسی چیزی بگیم.

25:55.577 --> 25:56.786
‫به کسی چی بگی، رفیق ؟

26:02.333 --> 26:03.418
‫مثل اون صفحه‌ست...

26:05.503 --> 26:08.923
‫فقط یه میلیون برابر زیباتر.

26:10.550 --> 26:14.345
‫اگه خیلی هم تلاش کنم نمی‌تونم توصیفش کنم.

26:19.726 --> 26:21.436
‫سیمز اینجا چه نقشی داره؟

26:22.645 --> 26:27.233
‫یه مدت کوتاه بعد از اینکه نیکولز رو بیرون فرستادن،
‫سیمز میاد پیش من، می‌خواد یه معامله بکنه.

26:28.151 --> 26:31.321
‫میگه لباس کثیف بپوشم
‫برم گریستاون،

26:32.739 --> 26:34.449
‫یه بمب آتش‌زا پرت کنم تو ایستگاه هنک.

26:37.702 --> 26:40.455
‫در عوض، بهم دارو بده.

26:41.915 --> 26:44.542
‫کاری می‌کنه هر اتفاقی که
‫تو ۲۲ سال گذشته برام افتاده رو فراموش کنم.

26:46.878 --> 26:49.881
‫مشخصه که هیچوقت قصد نداشت
‫به قولش عمل کنه.

26:51.424 --> 26:53.800
‫و اون داروهای جادویی فراموشی
‫احتمالاً چرنده،

26:53.801 --> 26:56.179
‫اما وقتی سرم رو پوشونده بودن
‫انتخاب‌های زیادی نداشتم.

27:00.141 --> 27:01.726
‫حالا، بذار یه سوال ازت بپرسم.

27:04.562 --> 27:07.315
‫یه ذره هم شده دلت نمی‌خواد
‫که کاش هیچوقت این رو بهت نمی‌گفتم؟

27:13.154 --> 27:16.616
‫اگه جای ما عوض می‌شد،

27:17.784 --> 27:19.536
‫تو هم همین کار رو می‌کردی؟

27:32.966 --> 27:34.801
‫اگه شکست می‌خوردم چی، مری؟

27:40.557 --> 27:44.268
‫۱۴۰ سال ثبات،

27:44.269 --> 27:49.899
‫و همه چی می‌تونست تو دوره من تموم بشه.

27:51.985 --> 27:52.986
‫من...

27:55.446 --> 27:57.657
‫من محاسبات رو انجام دادم، من...

28:01.411 --> 28:03.788
‫من همه چیز رو برنامه‌ریزی کردم.

28:05.415 --> 28:09.085
‫بعد... اتفاقات

28:10.753 --> 28:11.838
‫منو مجبور کرد...

28:16.384 --> 28:18.177
‫که تو رو هم...

28:21.139 --> 28:22.724
‫تو محاسبه وارد کنم.

28:36.154 --> 28:39.991
‫بابت این، واقعاً متاسفم.

29:01.054 --> 29:02.847
‫اینجا یه آرایش تاکتیکی بچینید.

29:04.182 --> 29:05.558
‫دو خط. زود باشید!

29:38.800 --> 29:40.760
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- قراره یه کمین اتفاق بیوفته.

29:41.469 --> 29:43.805
‫- از کجا؟
‫- دارن از تو کف میان بالا.

29:45.682 --> 29:46.515
‫چی؟

29:46.516 --> 29:48.268
‫این طبقه ماست!

29:49.894 --> 29:50.812
‫بچه‌ها!

30:01.030 --> 30:01.948
‫اونجا!

30:04.784 --> 30:05.618
‫الان!

30:14.043 --> 30:15.168
‫می‌خوان ما رو قیچی کنن.

30:15.169 --> 30:16.796
‫عقب‌نشینی کنید! برید!

30:27.348 --> 30:28.682
‫برید، برید، برید!

30:28.683 --> 30:30.643
‫بیاید!

30:44.574 --> 30:45.783
‫ایست!

31:06.804 --> 31:08.473
‫ده نفر از ما رو می‌کشید...

31:10.391 --> 31:11.601
‫اما ما همه‌تون رو می‌کشیم...

31:14.229 --> 31:15.730
‫و پله‌ها رو می‌گیریم.

31:22.570 --> 31:24.780
‫نظرتون چیه
‫که این طبقه رو مرز جدید کنیم؟

31:24.781 --> 31:26.157
‫قبوله؟

31:50.265 --> 31:52.766
‫آقای شهردار، ایده‌آل نبود،
‫اما اونا فقط ده تا طبقه گرفتن.

31:52.767 --> 31:54.269
‫ایده‌آل نبود.

31:55.436 --> 31:58.106
‫مانع جدید کدوم طبقه‌ست؟

31:58.940 --> 31:59.983
‫۱۰۰... ۱۲۰.

32:00.483 --> 32:03.319
‫و تو طبقه ۱۲۲ چی هست؟

32:04.654 --> 32:06.656
‫بدون نگاه کردن به نقشه. کسی می‌دونه؟

32:07.782 --> 32:08.992
‫چی هست تو ۱۲۲؟

32:09.576 --> 32:12.704
‫مزرعه زیر بخش میانی. یه طبقه مزرعه‌ست.

32:14.122 --> 32:17.875
‫ما داریم سعی می‌کنیم با گرسنگی
‫وادارشون کنیم تسلیم بشن و حالا یه مزرعه دارن.

32:17.876 --> 32:21.087
‫خب، آره، ایده‌آل نبود.

32:28.094 --> 32:30.762
‫شنیدم یه جور جنگ رو پله‌ها بوده.

32:30.763 --> 32:31.889
‫نباید اونجا باشی؟

32:31.890 --> 32:36.102
‫من درگیر فهمیدن این بودم که
‫چه اتفاقی برای کارلا مک‌لین افتاده.

32:43.484 --> 32:46.862
‫اون تو اون کافه تو ۷۰ دستگیر شد.

32:46.863 --> 32:48.698
‫آره، جایی که من ولش کردم.

32:49.657 --> 32:50.700
‫خب، الان کجاست؟

32:51.534 --> 32:54.329
‫معمولاً مردم برای پردازش
‫به ما منتقل می‌شن،

32:54.996 --> 32:57.497
‫اما هنک همه ایستگاه‌ها رو چک کرده.

32:57.498 --> 32:58.708
‫هیچ کدومشون اون رو ندارن.

32:59.334 --> 33:00.335
‫خب، کجاست؟

33:01.127 --> 33:02.128
‫تو بیمارستان؟

33:03.171 --> 33:07.716
‫بعضی وقتا،
‫وقتی مهاجم‌ها یه مظنون مهم،

33:07.717 --> 33:11.471
‫و خطرناک دارن،
‫می‌برنش تو انفرادی.

33:12.138 --> 33:15.224
‫نه، نباید این کار رو بکنن.
‫نه، کارلا مشکل سلامتی داره.

33:15.225 --> 33:16.392
‫زنده نمی‌مونه.

33:17.560 --> 33:19.729
‫ببین، تو کلانتر هستی.
‫می‌تونی کاری بکنی.

33:20.230 --> 33:23.690
‫شاید بتونم بیارمش بیرون،
‫اما فقط اگه بتونم تبرئه‌اش کنم.

33:23.691 --> 33:27.403
‫پس، خواهش می‌کنم بگو
‫چه اتفاقی برای قاضی مدوز افتاد؟

33:34.327 --> 33:35.744
‫چه نقشه باحالی شد.

33:35.745 --> 33:38.914
‫خب، نشنیدی؟
‫من دو برابر تو مکانیکم.

33:38.915 --> 33:40.249
‫کدوم احمقی این رو بهت گفته؟

33:40.250 --> 33:44.711
‫یعنی دو برابر فکر می‌کنم،
‫دو برابر مهندسم.

33:44.712 --> 33:46.881
‫ببین، برای همینه که
‫تعریف بقیه رو نمی‌کنم.

34:00.853 --> 34:01.855
‫به افتخار کار گروهی.

34:04.858 --> 34:05.942
‫به افتخار شریک‌های عالی.

34:25.503 --> 34:27.589
‫ما دستگیر شدیم، کلانتر؟

34:30.216 --> 34:33.803
‫مارتا واکر شرحش رو از اتفاقی که
‫در رابطه با مدوز افتاد به من داده.

34:34.595 --> 34:36.513
‫یا حداقل چیزی که میگه تو بهش گفتی.

34:36.514 --> 34:39.225
‫که شما وارد شدید
‫و قاضی رو مرده پیدا کردید.

34:40.184 --> 34:43.771
‫گفتی برنارد هالند
‫و رابرت سیمز براتون پاپوش درست کردن.

34:44.898 --> 34:47.025
‫به پیمان قسم می‌خوری که این درسته؟

34:48.484 --> 34:49.485
‫تک تک کلماتش.

34:54.115 --> 34:56.242
‫از کلانتر بیلینگز به شهردار هالند.

34:58.620 --> 35:00.246
‫از کلانتر بیلینگز به شهردار هالند.

35:02.790 --> 35:03.790
‫خودم هستم.

35:03.791 --> 35:05.418
‫فراری‌ها رو پیدا کردم.

35:05.919 --> 35:08.379
‫خبر عالی‌ای هست، کلانتر.
‫متشکرم. کجا هستن؟

35:14.302 --> 35:16.137
‫من در حال حاضر مکانشون رو
‫فاش نمی‌کنم.

35:17.680 --> 35:20.015
‫اول، باید یه تحقیق کامل
‫در مورد اتفاقاتی که

35:20.016 --> 35:21.433
‫منجر به مرگ قاضی مدوز شد، باز کنم،

35:21.434 --> 35:23.644
‫- و همچنین یه تحقیق جدید...
‫- همه ارتباطات رادیویی

35:23.645 --> 35:25.270
‫- تو سیلو رو همین الان قطع کنین.
‫- حمله به ایستگاه معاونت

35:25.271 --> 35:27.439
‫توطبقه زیرین که دو نفر کشته شدن و...

35:27.440 --> 35:30.859
‫لعنتی. همین الان کلانتر رو از دست دادم.

35:30.860 --> 35:31.945
‫شهردار؟

35:36.324 --> 35:37.325
‫متشکرم.

35:39.702 --> 35:40.703
‫برای چی؟

35:42.580 --> 35:46.376
‫من طرفدار شهردار،
‫یا قاضی، یا تو نیستم.

35:48.962 --> 35:50.255
‫من طرفدار قانون هستم.

36:01.391 --> 36:03.893
‫پاول، خوبی؟

36:07.939 --> 36:09.607
‫امروز خیلی کار شجاعانه‌ای کردی.

36:10.775 --> 36:11.818
‫شجاعانه؟ شاید.

36:12.902 --> 36:14.445
‫احمقانه؟ قطعاً.

36:17.490 --> 36:19.409
‫شک دارم که بیشتر از این کلانتر بمونم.

36:20.118 --> 36:22.661
‫احمقانه نبود
‫و کار درستی بود.

36:22.662 --> 36:23.830
‫مردم این رو می‌بینن.

36:25.498 --> 36:27.333
‫مطمئن نیستم که درست هم بوده باشه.

36:33.631 --> 36:35.258
‫آخرین باری که
‫داروهات رو خوردی کی بود؟

36:38.136 --> 36:39.970
‫ببخشید عزیزم، یادم رفت.

36:39.971 --> 36:41.723
‫انتقاد نمی‌کنم.

36:44.058 --> 36:46.477
‫- می‌تونی اون لیوان آب رو بدی به من؟
‫- باشه، آره.

36:53.443 --> 36:54.568
‫داری...

36:54.569 --> 36:55.653
‫نگاه کن.

36:59.199 --> 37:00.283
‫فکر می‌کنی چرا اینطوریه؟

37:02.577 --> 37:03.494
‫من...

37:03.995 --> 37:05.872
‫چند روزه داروهات رو نخوردی.

37:11.753 --> 37:13.213
‫اما نمی‌دونم چی تغییر کرده.

37:13.796 --> 37:14.881
‫شاید تو تغییر کردی.

37:17.091 --> 37:18.842
‫خب، این کد کوئین هست،

37:18.843 --> 37:23.263
‫اما با حروف الفبا برعکس
‫و سه تا حرف جابجا شده.

37:23.264 --> 37:25.015
‫شبیه هیچ چیزی نیست.

37:25.016 --> 37:26.100
‫یه مشت چرندیاته.

37:26.684 --> 37:29.311
‫درسته، به جز اینجا...

37:29.312 --> 37:30.271
‫سیلو.

37:32.398 --> 37:36.068
‫شک دارم که سالوادور کوئین
‫سیلو رو اشتباه بنویسه.

37:36.069 --> 37:38.111
‫منم همین فکر رو کردم. خب، باشه.

37:38.112 --> 37:44.536
‫این یه تکرار دیگه‌ست، هنوز برعکسه،
‫اما ده تا جابجا شده.

37:50.333 --> 37:51.417
‫الی.

37:53.878 --> 37:56.839
‫اسم دختر کوئین الی بود.
‫شاید به یه چیزی رسیدی.

37:57.674 --> 37:58.758
‫درسته.

37:59.509 --> 38:04.179
‫به جز اینکه هیچ کدوم از کلمات دیگه،
‫می‌دونی، منسجم نیستن.

38:04.180 --> 38:09.643
‫خب، این خیلی فراتر از یه جابجایی سزار هست.

38:09.644 --> 38:11.354
‫این پیچیده‌ست.

38:12.146 --> 38:13.940
‫یه کد توی یه کد هست.

38:15.108 --> 38:17.819
‫برای رمزگشایی، باید...

38:21.406 --> 38:22.407
‫چی؟

38:23.533 --> 38:25.034
‫باید میراث رو ببینی.

38:25.743 --> 38:28.746
‫میراث؟ من نمی‌دونم اون چیه.

38:29.455 --> 38:31.416
‫بلند شو. بلند شو!

38:33.668 --> 38:36.004
‫لوکاس کایل،
‫من تو رو به عنوان شاگردم انتخاب می‌کنم.

38:36.588 --> 38:38.673
‫لطفاً دست راستت رو روی پیمان بذار.

38:40.341 --> 38:41.342
‫قبول می‌کنی؟

38:44.387 --> 38:45.388
‫بله.

38:45.889 --> 38:46.890
‫بعد از من تکرار کن.

38:48.308 --> 38:50.768
‫من، لوکاس کایل...

38:58.735 --> 39:01.613
‫اگه دوستی، بیا تو.
‫اگه نه، برو.

39:05.575 --> 39:07.577
‫امیدوارم هنوز منو دوست خودت بدونی.

39:12.790 --> 39:14.417
‫خیلی وقته گذشته.

39:18.880 --> 39:22.592
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم
‫که این همه سال ازش مراقبت کردی.

39:23.176 --> 39:25.887
‫می‌دونی، اون بود که از ما مراقبت کرد.

39:27.472 --> 39:29.014
‫یکی از مهندسا بهم گفت

39:29.015 --> 39:32.060
‫تو کاری کردی که یه نوار دیگه
‫برای پاکسازی جولیت استفاده بشه.

39:33.436 --> 39:34.312
‫این درسته؟

39:35.688 --> 39:36.689
‫بله.

39:38.191 --> 39:40.109
‫برای همینه که تونست
‫از دیدرس خارج بشه؟

39:45.698 --> 39:47.283
‫فکر می‌کنی هنوز زنده‌ست؟

39:49.577 --> 39:50.578
‫نه.

39:51.663 --> 39:53.414
‫پس چرا به ما امید واهی دادی؟

39:55.375 --> 39:57.168
‫این کار رو برای اون کردم، دکتر.

39:58.545 --> 40:01.338
‫و برای تو و من و برای همه کسایی که
‫اینجا می‌شناختنش و دوستش داشتن،

40:01.339 --> 40:04.092
‫و آره، بعضی روزها می‌خواستن خفه‌اش کنن.

40:06.135 --> 40:11.391
‫این کار رو کردم چون می‌دونستم که اون نمی‌خواد
‫هیچ کدوم از ما مرگش رو روی اون تپه ببینیم.

40:16.938 --> 40:18.815
‫اما فکر نمی‌کنی که هنوز زنده‌ست.

40:20.650 --> 40:21.776
‫نمی‌دونم چطور ممکنه زنده باشه.

40:37.125 --> 40:38.293
‫هی.

40:39.460 --> 40:41.129
‫بیدار شدی. خوبه.

40:46.217 --> 40:48.761
‫عفونت کرده بودی. عفونت بدی داری.

40:51.848 --> 40:54.474
‫چه خوب که اون آنتی بیوتیک‌ها جواب دادن.

40:54.475 --> 40:57.895
‫همه‌شون رو خودم چند وقت پیش ساختم.

40:57.896 --> 40:59.063
‫یه کلاه ایمنی داشتم.

41:00.607 --> 41:03.443
‫کجاست؟ باید برم.
‫باید لباسم رو بپوشم.

41:06.321 --> 41:08.823
‫آره، در مورد لباس...

41:09.991 --> 41:11.909
‫امنه.

41:11.910 --> 41:13.203
‫پسش می‌گیری.

41:13.703 --> 41:16.039
‫اول، باید اون پمپ رو درست کنی.

41:17.373 --> 41:18.374
‫چی؟

41:18.875 --> 41:22.002
‫گفتی اگه می‌تونستی به پمپ زیر سطح

41:22.003 --> 41:23.587
‫- برق برسونی...
‫- نه.

41:23.588 --> 41:25.047
‫می‌تونی جلوی بالا اومدن آب رو بگیری.

41:25.048 --> 41:27.133
‫لباس من رو بده.

41:28.343 --> 41:29.760
‫خیلی خب. خب...

41:29.761 --> 41:33.972
‫بهش به چشم یه لطف نگاه کن،
‫من جون تو رو نجات دادم، تو جون من رو نجات بده،

41:33.973 --> 41:35.140
‫و بعد بی‌حساب میشیم.

41:35.141 --> 41:36.225
‫- بی‌حساب؟
‫- آره.

41:36.226 --> 41:38.810
‫تو یه نفری.
‫۱۰،۰۰۰ نفر کوفتی...

41:38.811 --> 41:40.771
‫آره، ۱۰،۰۰۰ نفر
‫که ممکنه الان هر روز بمیرن.

41:40.772 --> 41:42.606
‫دقیقاً مثل مردمی که تو این سیلو مردن.

41:42.607 --> 41:46.109
‫ببین، می‌تونی وقتت رو با بحث کردن با من تلف کنی

41:46.110 --> 41:49.447
‫یا می‌تونی شروع کنی به فکر کردن درمورد
‫اینکه که چطوری می‌خوای اون پمپ رو درست کنی.

41:51.324 --> 41:52.325
‫تصمیم با خودته.

41:52.349 --> 41:59.349
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

41:59.373 --> 42:13.373
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.
