WEBVTT

00:01.700 --> 00:08.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

00:26.109 --> 00:27.709
‫وایسا

00:28.570 --> 00:29.571
‫« فـرمـان »

00:35.452 --> 00:40.624
‫« در صورت موفقیت‌آمیز نبودن پاکسازی
‫برای جنگ آماده شوید »

01:38.557 --> 01:40.157
‫کارل؟

01:46.023 --> 01:47.941
‫لطفاً داخل بمونین، عالی‌جناب

01:48.692 --> 01:49.901
‫چی شده؟

01:49.902 --> 01:51.502
‫کلانتر دوربین رو تمیز نکرد، خانم

01:55.574 --> 01:59.411
‫<i>با نهایت سرعت و سکوت
‫به خونه‌هاتون برگردین</i>

02:00.120 --> 02:02.706
‫<i>تنها نگرانی ما، امنیت شماست</i>

02:05.083 --> 02:08.503
‫<i>با نهایت سرعت و سکوت
‫به خونه‌هاتون برگردین</i>

02:09.545 --> 02:11.673
‫<i>تنها نگرانی ما، امنیت شماست</i>

02:14.259 --> 02:17.887
‫<i>با نهایت سرعت و سکوت
‫به خونه‌هاتون برگردین</i>

02:17.888 --> 02:19.222
‫نیکولز از تپه رد شد

02:19.223 --> 02:20.848
‫- می‌دونم
‫- نتونستم پیدات کنم

02:20.849 --> 02:22.099
‫هشدار رو به صدا درآوردم

02:22.100 --> 02:24.185
‫مامورهای خارج از شیفت
‫و ذخیره رو خبر کردم

02:24.186 --> 02:27.523
‫خوبه. یه منع رفت‌‌و‌آمد اضطراری
‫برای ساعت 8 شب اعلام کن

02:28.106 --> 02:30.525
‫معاون‌های کلانتر رو
‫تحت فرماندهی تو قرار میدم

02:30.526 --> 02:32.068
‫باید یکی حواسش به پدر نیکولز هم باشه

02:32.069 --> 02:33.486
‫مزاحمش نشین

02:33.487 --> 02:36.072
‫فقط ببینین با کی حرف می‌زنه
‫و کی باهاش حرف می‌زنه

02:36.073 --> 02:38.491
‫قرار بود بیرون فرستادن نیکولز برای
‫تمیز کردن، جلوی این اتفاقات رو بگیره

02:38.492 --> 02:40.243
‫اواخر امروز یه سخنرانی می‌کنم

02:40.244 --> 02:41.702
‫شنیدی چه خبر شده؟

02:41.703 --> 02:44.205
‫مردم میگن وقت یه شورش دیگه‌ست

02:44.206 --> 02:46.207
‫برای همین باید بدونن
‫امروز چه اتفاقی افتاده

02:46.208 --> 02:47.542
‫داریم در موردش تحقیق می‌کنیم

02:47.543 --> 02:49.252
‫داریم با تمام افرادی
‫که نیکولز رو می‌شناختن صحبت می‌کنیم

02:49.253 --> 02:50.853
‫می‌دونم چه اتفاقی افتاده

02:51.505 --> 02:53.464
‫می‌خوام دو تا از افراد
‫اعماق سیلو دستگیر بشن

02:53.465 --> 02:55.065
‫دستگیرشون کن

02:55.175 --> 02:57.093
‫مطمئنم اون پایین
‫دارن با این قضیه کیف می‌کنن

02:57.094 --> 02:58.694
‫هی!

02:59.429 --> 03:02.849
‫مردم، آروم باشین

03:02.850 --> 03:07.645
‫آروم باشین. لطفاً. ساکت

03:07.646 --> 03:08.980
‫گوش کنین چی میگم

03:08.981 --> 03:11.399
‫<i>با نهایت سرعت و سکوت
‫به خونه‌هاتون برگردین</i>

03:11.400 --> 03:13.901
‫نه، نمی‌تونی اعلانات رسمی رو قطع کنی

03:13.902 --> 03:15.502
‫<i>...تنها نگرانی ما</i>

03:15.988 --> 03:18.282
‫هی! نه. یالا، برید خونه‌هاتون

03:19.241 --> 03:20.324
‫بجنبین دیگه

03:20.325 --> 03:21.617
‫من که قوانین رو تعیین نکردم

03:21.618 --> 03:23.218
‫هنک، گور بابات!

03:23.620 --> 03:25.788
‫منم الان مثل شماها دیدمش

03:25.789 --> 03:27.389
‫از تپه گذشت

03:27.749 --> 03:29.418
‫این یعنی امنه

03:30.919 --> 03:32.628
‫منم می‌خوام برم بیرون

03:32.629 --> 03:34.755
‫همچین حرفی نزنین
‫نباید همچین حرفی بزنین

03:34.756 --> 03:38.050
‫لطفاً آروم باشین
‫نباید همچین حرفی بزنین

03:38.051 --> 03:39.177
‫برو کنار

03:39.178 --> 03:43.556
‫هنک، بیخیال شو دیگه

03:43.557 --> 03:45.975
‫- لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنت برداشتی
‫- آره!

03:45.976 --> 03:48.644
‫خفه‌خون بگیر و ببین مردم چی میگن

03:48.645 --> 03:49.562
‫آره!

03:49.563 --> 03:52.523
‫- حق داریم سوال بپرسیم
‫- آره!

03:52.524 --> 03:54.525
‫- مگه نه؟
‫- آره!

03:54.526 --> 03:57.821
‫الان شاهد چیزی بودیم
‫که هیچکس تابحال ندیده بود

03:58.864 --> 04:01.490
‫- و همه‌مون می‌خوایم بدونیم معنیش چیه
‫- آره

04:01.491 --> 04:03.869
‫جولیت نیکولز یکی از ماها بود

04:05.287 --> 04:07.039
‫پس چرا به اونا تحویلش دادی؟

04:17.382 --> 04:18.982
‫آره، دادم

04:23.847 --> 04:27.226
‫جولز مثل یه عضو خانواده‌م بود
‫ولی توی دوراهی گیر کرده بودم

04:29.728 --> 04:31.328
‫اونا می‌دونستن نیکولز اینجاست

04:32.439 --> 04:34.148
‫خونه‌هامون رو زیر و رو می‌کردن

04:34.149 --> 04:36.026
‫فقط دنبال بهونه‌ن

04:37.402 --> 04:40.029
‫فکر می‌کنن یه مشت حیوون بی‌عقلیم
‫باید بهشون نشون بدیم...

04:40.030 --> 04:43.658
‫وقتی برق رو قطع کردیم و کل سیلو رو
‫از کار انداختیم، حساب کار دستشون میاد

04:43.659 --> 04:45.785
‫آره!

04:45.786 --> 04:47.386
‫یه بار!

04:48.872 --> 04:50.832
‫فقط یه بار می‌تونیم
‫سیلو رو از کار بندازیم

04:51.667 --> 04:53.000
‫و بعدش اونا نابودمون می‌کنن

04:53.001 --> 04:55.003
‫همه‌مون دیدیم جولز از تپه گذشت

04:55.504 --> 04:58.215
‫دیگه به دروغ کسی گوش نمیدیم
‫حقیقت رو می‌خوایم

05:01.426 --> 05:03.026
‫گوش کنین چی میگم!

05:03.345 --> 05:04.945
‫گوش کنین

05:17.734 --> 05:20.487
‫اکثرمون کار و بار داریم
‫که باید بریم انجام بدیم، مگه نه؟

05:27.119 --> 05:28.719
‫بس کن

05:29.496 --> 05:31.096
‫اینجا عین انبار باروت می‌مونه

05:31.957 --> 05:33.457
‫این یه دستوره؟

05:33.458 --> 05:35.058
‫آره

05:43.782 --> 05:57.782
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

07:00.587 --> 07:02.673
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

07:05.697 --> 07:08.397
‫« ســیــلــو »

07:19.690 --> 07:21.290
‫دکتر؟

07:21.775 --> 07:23.375
‫دکتر نیکولز؟

07:27.364 --> 07:29.408
‫گریه‌ی بچه‌ی خانواده‌ی اندرسون قطع نمیشه

07:42.462 --> 07:44.214
‫چطوری اینطوری کردی، کوچولو؟

07:44.923 --> 07:46.523
‫چیکار کرده؟

07:46.717 --> 07:48.468
‫آرنجش از جا در رفته

07:52.639 --> 07:54.239
‫اینم از این

07:54.516 --> 07:56.116
‫درست شد

07:57.561 --> 07:59.161
‫می‌خوای خودم...؟

07:59.354 --> 08:00.954
‫دختر بیچاره

08:10.949 --> 08:12.549
‫دختر بیچاره

08:19.166 --> 08:20.766
‫جدی میگی؟

08:21.293 --> 08:23.586
‫دفتر کلانتری به تو جواب پس میده؟

08:23.587 --> 08:25.923
‫فعلاً. موقتیه، پاول

08:26.507 --> 08:28.549
‫و داریم آپارتمان کلانتر رو خالی می‌کنیم

08:28.550 --> 08:31.762
‫برنارد می‌خواد هرچه سریع‌تر
‫با خانواده‌ت برین اونجا زندگی کنین

08:32.638 --> 08:34.639
‫می‌خواد اوضاع به حالت عادی برگرده

08:34.640 --> 08:36.517
‫از تپه رد شد

08:37.726 --> 08:39.326
‫چطوری قراره اوضاع عادی بشه؟

08:40.020 --> 08:44.441
‫توسط ما
‫با خونسرد و آروم رفتار کردن همه‌مون

08:53.659 --> 08:56.410
‫برنارد نمی‌خواد بخش دیگه‌ای از
‫فرمان رو هم نادیده بگیره؟

08:56.411 --> 08:57.662
‫پاول، وضعیت اضطراریه

08:57.663 --> 09:00.122
‫و هنوزم باید گزارشم رو
‫در مورد پاکسازی نیکولز بنویسم؟

09:00.123 --> 09:01.723
‫معلومه

09:04.169 --> 09:05.921
‫هنوزم شهادتت رو نگرفتم

09:07.798 --> 09:09.925
‫در مورد اینکه
‫نیکولز گفت می‌خواد بره بیرون

09:16.932 --> 09:20.227
‫خیلی‌خب، اینم شهادت من

09:21.520 --> 09:25.190
‫برنارد باور داشت نیکولز
‫قوانین ممنوعیت عتیقه‌هامون رو زیر پا گذاشته

09:25.732 --> 09:29.151
‫اونو کشوند توی مزرعه‌ی ذرت
‫تا دستگیریش بی‌سروصدا باشه

09:29.152 --> 09:32.071
‫وقتی بهش گفت از قضیه‌ی
‫عتیقه‌ی سطح قرمزی که داره باخبره...

09:32.072 --> 09:33.489
‫عتیقه‌ای که بعداً نابودش کرد

09:33.490 --> 09:35.617
‫برای حفظ امنیت سیلو

09:37.035 --> 09:40.789
‫وقتی بهش گفت، که شخصاً شاهدش بودم
‫نیکولز گفت می‌خواد بره بیرون

09:41.456 --> 09:43.875
‫وقتی مامورها رفتن دستگیرش کنن، فرار کرد

09:43.876 --> 09:45.543
‫اونا هم تعقیب و دستگیرش کردن

09:45.544 --> 09:46.669
‫پایان شهادت

09:46.670 --> 09:48.270
‫همین خوبه؟

09:51.508 --> 09:53.108
‫فقط یه سوال

09:54.344 --> 10:00.100
‫اگر نیکولز تازه گفته بود می‌خواد بره بیرون
‫چرا فرار کرد؟

10:01.977 --> 10:03.577
‫نمی‌دونم

10:03.729 --> 10:05.647
‫حتماً نظرش عوض شده بود

10:12.487 --> 10:14.087
‫اگر هنوز زنده باشه چی؟

10:16.074 --> 10:19.577
‫وقتی ممکنه یه جایی اون بیرون باشه
‫نمی‌تونیم همینجا دست روی دست بذاریم

10:19.578 --> 10:21.178
‫زنده نیست

10:21.997 --> 10:24.166
‫اکسیژن توی اون لباس بالاخره تموم میشه

10:26.793 --> 10:28.795
‫یادداشتی که دادی بهش بدم چی بود؟

10:29.671 --> 10:31.271
‫فکر می‌کردم بخونیش

10:31.798 --> 10:34.800
‫معلومه که خوندمش
‫ولی... ولی نفهمیدم یعنی چی

10:34.801 --> 10:36.401
‫قرار نبود بفهمی

10:36.970 --> 10:39.681
‫یه جوک خصوصی بین خودم و دخترمه

10:41.099 --> 10:42.726
‫گفتی حسابی ازشون هست

10:44.144 --> 10:45.019
‫منظورت نوارچسب حرارتیه؟

10:45.020 --> 10:48.482
‫چرا تنهام نمی‌ذاری
‫تا بتونم یکم غصه بخورم؟

10:54.446 --> 10:56.046
‫معذرت می‌خوام، واک

10:58.283 --> 10:59.883
‫ولی...

11:00.327 --> 11:02.037
‫عزاداری کردن کافی نیست

11:12.631 --> 11:14.231
‫سلام، شرل

11:16.009 --> 11:17.609
‫چی می‌خوای؟

11:17.845 --> 11:20.514
‫باید تنهایی با واکر صحبت کنم

11:25.727 --> 11:27.327
‫برو

11:39.199 --> 11:40.718
‫چطوری؟

11:40.742 --> 11:42.493
‫خودت فکر می‌کنی چطورم؟

11:42.494 --> 11:45.746
‫آره. آره، سوال احمقانه‌ای بود. شرمنده

11:45.747 --> 11:47.347
‫ببین...

11:48.125 --> 11:49.417
‫متاسفم، واکر

11:49.418 --> 11:52.171
‫نگهبان‌های قوه‌ی قضاییه
‫یه سری سوال ازت دارن

11:53.547 --> 11:55.147
‫می‌دونن کجا می‌تونن پیدام کنن

11:55.716 --> 11:58.468
‫بهم گفتن بازداشتت کنم

11:59.219 --> 12:01.304
‫کلانتری حالا دیگه
‫برای قوه‌ی قضاییه کار می‌کنه؟

12:01.305 --> 12:03.348
‫از یک ساعت پیش، آره

12:05.642 --> 12:07.268
‫ باید باهام بیای، واک...

12:07.269 --> 12:08.869
‫و...

12:10.939 --> 12:12.649
‫باید قانع‌کننده بنظر بیاد

12:14.651 --> 12:15.735
‫امکان نداره

12:15.736 --> 12:18.071
‫همه‌شون گفتن تمیز نمی‌کنن
‫و همه‌شون تمیز کردن

12:18.572 --> 12:20.172
‫عالی‌جناب، خودم دیدمش

12:20.699 --> 12:24.203
‫دستمال رو آورد جلو
‫و یهویی انداختش روی زمین

12:26.622 --> 12:29.124
‫- ولی بعدش...
‫- چی شد؟ تصمیم گرفت بیخیال مردن هم بشه؟

12:31.502 --> 12:33.420
‫از تپه رفت بالا

12:37.966 --> 12:39.566
‫حرفتو باور نمی‌کنم

12:40.052 --> 12:41.652
‫همه دیدنش

12:45.015 --> 12:46.615
‫لطفاً برو

12:57.986 --> 12:59.586
‫حالا چی، برنارد؟

13:34.398 --> 13:37.526
‫فکر کردم به شما آشغال‌های
‫ بخش مکانیکی گفتیم این طرفا آفتابی نشین

13:41.738 --> 13:43.490
‫خوشحالم می‌بینمت، مرده‌شور برده

13:44.408 --> 13:46.008
‫دلم برات تنگ شده بود

13:46.785 --> 13:48.911
‫حرفای عجیب غریبی در مورد دست راستت شنیدم

13:48.912 --> 13:50.913
‫حتماً اون بالا کارد بزنی خونشون در نمیاد

13:50.914 --> 13:52.791
‫آره، دارن روی سر همه خراب میشن

13:54.042 --> 13:55.642
‫گور باباشون

13:55.836 --> 13:57.671
‫نیاز اونا به ما، بیشتر از نیاز ما به اوناست

14:00.090 --> 14:01.690
‫بنظر میاد این‌دفعه فرق می‌کنه

14:03.302 --> 14:06.221
‫آره، همینطور بنظر میاد
‫ولی خودت از پسش برمیای

14:07.222 --> 14:08.822
‫ناسلامتی پسر باباتی

14:10.642 --> 14:13.061
‫گاهی اوقات مطمئن نیستم
‫این چیز خوبیه یا چیز بدیه

14:13.854 --> 14:16.398
‫شک نکن، چیز خوبیه

14:17.608 --> 14:19.359
‫اگر بخاطر اون نبود، زنده درنمیومدم

14:27.618 --> 14:29.218
‫کمک لازم دارم

14:29.661 --> 14:31.261
‫باشه. اگر تونستم

14:32.289 --> 14:33.889
‫دو تا خواسته ازت دارم

14:33.999 --> 14:36.960
‫اگر کسی اومد سراغتون
‫و ازتون خواست سلاح بسازین، نسازین

14:37.461 --> 14:39.061
‫زیادی خطرناکه

14:45.010 --> 14:46.610
‫خواسته‌ی دومت چیه؟

14:58.732 --> 15:00.332
‫حتماً می‌دونی چرا اومدم اینجا

15:01.610 --> 15:03.210
‫کمابیش

15:20.087 --> 15:22.881
‫دلم می‌خواد برات یه لیوان نوشیدنی بریزم
‫ولی نمی‌خوام زیاد بمونی

15:25.217 --> 15:26.694
‫باشه

15:26.718 --> 15:29.136
‫اگر خواستی یه لیوان برای خودت بریز

15:29.137 --> 15:30.737
‫گذاشتمش کنار

15:32.391 --> 15:33.991
‫گذاشتیش کنار؟

15:36.520 --> 15:38.120
‫کِی؟

15:38.522 --> 15:40.122
‫امروز

15:46.488 --> 15:50.909
‫می‌خوام امروز با تمام مردم سیلو صحبت کنم
‫و می‌خوام توام پشتم باشی

15:52.744 --> 15:54.344
‫پشتت باشم؟

15:54.580 --> 15:57.332
‫برای نشون دادن وحدت‌مون
‫برای اطمینان خاطر دادن به مردم

15:59.168 --> 16:00.768
‫ولی بهم دستور نمیدی

16:03.005 --> 16:05.631
‫خب، حالا که جون 10 هزار نفر در خطره

16:05.632 --> 16:07.342
‫فکر نمی‌کردم لازم باشه بهت دستور بدم

16:10.512 --> 16:14.683
‫شخصاً اومدم ازت بخوام
‫بخاطر احترامی که برات قائلم

16:15.184 --> 16:17.603
‫می‌دونی چطوری از تپه رد شد؟

16:19.479 --> 16:20.646
‫حتماً بخاطر نوارچسب بوده

16:20.647 --> 16:22.941
‫دیر یا زود، بالاخره یکی
‫متوجه این نکته می‌شد

16:23.734 --> 16:26.904
‫اشتباه از من بود که وقتی نیکولز
‫نوارچسبه رو دزدید، نفرستادمش معادن

16:28.739 --> 16:30.339
‫وحشت کردی

16:31.491 --> 16:33.327
‫خب، هیچکس بهتر از تو منو نمی‌شناسه

16:34.786 --> 16:37.246
‫خب، تصور می‌کنی قراره مردم عصبانی

16:37.247 --> 16:40.291
‫بریزن اینجا و همه‌مون رو بکشن؟

16:40.292 --> 16:43.045
‫از چیزی که تصور می‌کنم نمی‌ترسم
‫از چیزی که دیدم می‌ترسم

16:44.213 --> 16:46.089
‫چیزی که اون دید، اون سمت تپه

16:46.673 --> 16:48.591
‫هزاران هزار جسد ریخته بود روی زمین

16:48.592 --> 16:50.192
‫تمام مردم یه سیلو مرده بودن

16:50.802 --> 16:53.346
‫انگار مردم سیلو
‫با همدیگه درگیر جنگ شده بودن

16:53.347 --> 16:54.639
‫این چیزیه که ازش می‌ترسم

16:54.640 --> 16:56.640
‫چون اگر اونجا اتفاق افتاده
‫ممکنه اینجا هم اتفاق بیفته

16:57.017 --> 16:59.394
‫"فرمان" عزیزت دستورالعمل‌هایی
‫برای اینجور مواقع داره

16:59.978 --> 17:01.771
‫که اگر کسی تمیز نکرد چیکار کنیم

17:01.772 --> 17:03.940
‫ولی فرمان نمیگه اگر کسی ول کرد و رفت

17:03.941 --> 17:05.943
‫باید چه غلطی بکنیم

17:06.818 --> 17:09.779
‫بنیان‌گذارها هیچوقت تصور نمی‌کردن
‫ اینطوری بشه یا اعتراف نکردن که شدنیه

17:09.780 --> 17:13.282
‫ولی امروز اتفاق افتاد
‫و مردم کل سیلو شاهدش بودن

17:14.034 --> 17:15.492
‫خب حالا می‌خوای چیکار کنی؟

17:15.493 --> 17:18.704
‫خب، برای همین اومدم اینجا
‫که یه راه‌حلی پیدا کنیم

17:20.582 --> 17:22.182
‫خب، کمکی از دست من برنمیاد

17:24.502 --> 17:26.127
‫تو دست راست من بودی

17:26.128 --> 17:29.132
‫- و بعدش منو گذاشتی کنار
‫- شرایط اضطراریه

17:36.723 --> 17:38.433
‫هیچوقت درکت نمی‌کنم

17:39.059 --> 17:40.659
‫چی بود، مری؟

17:41.728 --> 17:43.328
‫بیست و پنج سال این راز رو نگه داشتی

17:44.815 --> 17:46.415
‫چیه که اینقدر دو دستی چسبیدیش؟

17:48.026 --> 17:49.626
‫چیه که بهم نمیگی؟

17:50.946 --> 17:52.546
‫یه چیزی رو مخفی کردی

17:54.157 --> 17:56.118
‫خب، به کمکت احتیاج دارم

17:56.785 --> 17:58.703
‫و اگر حاضر نیستی
‫بخاطر رابطه‌ی دیرینه‌مون این‌کارو بکنی

17:58.704 --> 18:00.622
‫و حاضر نیستی بخاطر سیلو هم انجامش بدی

18:01.582 --> 18:03.182
‫پس چه کوفتی می‌خوای؟

18:04.459 --> 18:05.918
‫محل زندگی بزرگ‌تر؟

18:05.919 --> 18:07.519
‫که هر عتیقه‌ای خواستی برداری؟

18:07.754 --> 18:09.964
‫کارکنان بیشتر؟ چه کوفتی می‌خوای؟

18:09.965 --> 18:11.842
‫هنوزم منو نمی‌شناسی، مگه نه؟

18:15.095 --> 18:16.889
‫خب پس، بذار بهت بگم
‫چی در ازاش می‌خوام

18:22.436 --> 18:25.898
‫توی این داستان، یه جادوگر قادر مطلق هست
‫« جادوگر شهر اُز »

18:27.107 --> 18:28.859
‫که هیچوقت کسی نمی‌بینتش

18:30.319 --> 18:32.654
‫و وقتی می‌بیننش
‫یه شیاد از آب درمیاد...

18:33.780 --> 18:36.115
‫که پشت یه مشت ترفند
‫و حقه‌ی مسخره مخفی شده

18:36.116 --> 18:37.716
‫یعنی من شیادم؟

18:38.785 --> 18:40.871
‫نه، من شیادم

18:43.415 --> 18:47.711
‫و آخر داستان، سوار یه بالون میشه
‫ و پرواز می‌کنه و میره

18:50.172 --> 18:51.772
‫منم همینو می‌خوام

18:53.550 --> 18:55.153
‫می‌تونی این‌کارو برام بکنی؟

18:55.177 --> 18:57.554
‫چون اگر از دستت برمیاد، کمکت می‌کنم

18:58.764 --> 19:00.364
‫ولی اگر برنمیاد...

19:01.350 --> 19:02.976
‫پس برو گم شو

19:37.928 --> 19:41.056
‫اصلاً دلم نمی‌خواد همچین کاری باهات بکنم
‫ولی باید بندازمت توی سلول

19:42.516 --> 19:46.185
‫قضیه چیه، هنک؟
‫از کی تابحال پیرزن بازداشت می‌کنی؟

19:46.186 --> 19:49.815
‫از وقتی بهم دستور دادن جفتتون رو
‫برای بازجویی قوه‌ی قضاییه بازداشت کنم

19:56.947 --> 20:00.284
‫اگر چیزی لازم داشتین
‫اونقدر صدا بزنین تا کسی بیاد

20:04.162 --> 20:05.204
‫کجا دارین میرین؟

20:05.205 --> 20:08.667
‫باید بریم مطمئن بشیم
‫همه بیرونن تا بتونن سخنرانی شهردار رو بشنون

20:09.418 --> 20:12.003
‫اول میگن می‌خوان همه برن توی آپارتمان‌هاشون

20:12.004 --> 20:13.839
‫حالا می‌خوان بیان بیرون

20:14.464 --> 20:16.258
‫یالا. بیاین بریم

20:23.348 --> 20:25.684
‫خب، چی بهشون گفتی؟

20:27.019 --> 20:28.619
‫هیچی نگفتم

20:29.354 --> 20:30.954
‫فکر کردم تو چیزی گفتی

20:31.356 --> 20:32.956
‫خودت می‌دونی اهل این حرفا نیستم

20:42.367 --> 20:45.036
‫هنک انداختش توی سلول معاون کلانتر

20:45.037 --> 20:46.454
‫مک‌لین هم اونجاست

20:46.455 --> 20:48.055
‫حتماً بخاطر نوارچسبه

20:48.582 --> 20:50.875
‫نوارچسب بخش فناوری اطلاعات
‫که جولز دزدید آشغال بود، مگه نه؟

20:50.876 --> 20:55.088
‫فکر کنم والکر و مک‌لین
‫با نوارچسب حرارتی خودمون عوضش کردن

20:55.631 --> 20:59.050
‫وایسا ببینم، یعنی فکر می‌کنی
‫قوه‌ی قضاییه می‌دونست چسب لباس جواب نمیده؟

20:59.051 --> 21:00.676
‫حتماً می‌دونستن

21:00.677 --> 21:04.890
‫اگر بتونیم بریم سراغ واک
‫و ببینیم چی می‌دونه، مدرک پیدا می‌کنیم

21:05.557 --> 21:08.309
‫ولی چرا باید مردم به جای حرف قوه‌ی قضاییه
‫حرف واکر رو باور کنن؟

21:08.310 --> 21:11.271
‫چون تازه دیدن جولیت از تپه گذشت

21:17.027 --> 21:18.778
‫- قضیه اینه...
‫- یه نقشه دارم

21:18.779 --> 21:22.198
‫شاید قوه‌ی قضاییه شک برده باشه
‫کار ما بوده، ولی نمی‌تونن مطمئن باشن

21:22.199 --> 21:23.909
‫در مورد تو نمی‌تونن

21:24.660 --> 21:27.119
‫ولی رد اون نوارچسب مستقیماً می‌رسه به من

21:27.120 --> 21:28.996
‫- شاید، ولی...
‫- اما و اگه نداره

21:28.997 --> 21:33.334
‫جولیت اومد پیش من
‫التماسم کرد نوارچسبه رو عوض کنم

21:33.335 --> 21:34.836
‫تو هیچ ارتباطی با این قضیه نداشتی

21:34.837 --> 21:36.838
‫نه، نه. عمراً

21:36.839 --> 21:38.756
‫ساکت می‌مونیم

21:38.757 --> 21:41.092
‫مجبورشون می‌کنیم بگن
‫خودشون فکر می‌کنن قضیه چی بوده

21:41.093 --> 21:42.693
‫بعد همه‌چی رو تکذیب می‌کنم

21:43.011 --> 21:44.470
‫می‌دونن بخاطر نوارچسبه بوده

21:44.471 --> 21:46.557
‫فقط من و تو از این بابت مطمئنیم

21:47.641 --> 21:49.767
‫اگر ساکت بمونیم
‫می‌تونیم خودمونو بزنیم به اون راه

21:49.768 --> 21:51.769
‫پیرزن خرفت

21:51.770 --> 21:54.689
‫نیازی ندارن چیزی بهشون بگیم

21:54.690 --> 21:57.608
‫یه پست فطرتی رو پیدا می‌کنن
‫که بر علیهمون شهادت بده

21:57.609 --> 21:59.329
‫و جفتمون رو می‌فرستن معادن

21:59.353 --> 22:01.905
‫یا می‌فرستن بیرون دوربین رو تمیز کنیم

22:03.240 --> 22:05.898
‫تنها راهی که می‌تونیم دورشون بزنیم

22:05.922 --> 22:08.579
‫اینه که من اعتراف کنم کار من بوده

22:09.580 --> 22:12.791
‫عمراً حاضر نیستم بذارم بابت چیزی
‫مجازاتت ‌کنن که خودم شروعش کردم

22:13.876 --> 22:15.877
‫اینطوری جفتمون رو می‌کشن

22:15.878 --> 22:18.755
‫دیر یا زود همین‌کارو می‌کنن

22:20.716 --> 22:22.316
‫حداقل اینطوری، می‌تونیم با هم بمیریم

22:55.375 --> 22:59.003
‫می‌دونم خیلی‌هاتون بابت چیزی که امروز دیدین

22:59.004 --> 23:02.883
‫دودل شدین یا بهم ریختین

23:05.344 --> 23:07.897
‫ولی اومدم بهتون بگم

23:07.921 --> 23:10.474
‫امروز روز خوبی بوده

23:11.767 --> 23:16.188
‫امروز اولین روز از یک عصر جدیده

23:17.689 --> 23:19.942
‫تا جایی که به یاد داریم

23:20.692 --> 23:24.947
‫هرکس برای تمیز کردن دوربین رفت بیرون
‫ روی شیب اون تپه از دنیا رفت

23:25.739 --> 23:29.660
‫و توسط سموم خطرناک
‫یک دنیای ناامن کشته شد

23:31.245 --> 23:33.330
‫ولی امروز، این شرایط تغییر کرد

23:34.456 --> 23:38.042
‫کلانتر نیکولز درخواست کرد که بره بیرون

23:38.043 --> 23:39.962
‫کلانتر نیکولز رفت بیرون

23:42.297 --> 23:44.549
‫تصمیم گرفت دوربین رو تمیز نکنه

23:44.550 --> 23:48.679
‫- زنیکه خائنه
‫- نه، خائن نبود

23:49.847 --> 23:51.974
‫جولیت نیکولز روحیه‌ی جنگندگی داشت

23:52.683 --> 23:55.754
‫در مورد خیلی مسائل باهاش اختلاف نظر داشتم

23:55.778 --> 23:57.646
‫ولی براش احترام قائل بودم

23:58.313 --> 24:01.357
‫و امروز بیشتر از همیشه
‫براش احترام قائلم

24:01.358 --> 24:02.958
‫زنده‌ست

24:03.986 --> 24:05.586
‫نه

24:06.488 --> 24:08.949
‫نه. ای‌کاش اینطور بود...

24:10.284 --> 24:12.494
‫واقعاً ای‌کاش زنده بود

24:15.914 --> 24:21.545
‫ولی مثل یک قهرمان
‫جانش رو فدای سیلو کرد

24:22.462 --> 24:24.256
‫غیرممکنه

24:25.340 --> 24:29.428
‫می‌خواین داد و فریادهای
‫این آقایون رو گوش کنین؟

24:30.220 --> 24:34.057
‫یا می‌خواین بشنوین
‫چرا جولیت قهرمان بوده؟

24:37.144 --> 24:38.744
‫قبل از اینکه بره بیرون...

24:40.564 --> 24:43.192
‫از کلانتر نیکولز خواستم...

24:44.109 --> 24:46.694
‫که اگر میشه لباسش رو
‫با نوع جدیدی از نوارچسب ببندیم

24:46.695 --> 24:51.991
‫نوارچسبی که اخیراً توسط
‫متخصص‌های لباس نابغه‌مون تولید شده

24:51.992 --> 24:53.592
‫و اون...

24:54.828 --> 24:57.247
‫با شجاعت پذیرفت

25:00.375 --> 25:02.377
‫گذشتنش از اون تپه

25:03.212 --> 25:08.591
‫اثبات کرد که نوارچسب جدیدمون
‫در مقابل خطرات بیرون

25:08.592 --> 25:11.052
‫بهتر می‌تونه ازمون محافظت کنه

25:11.053 --> 25:14.748
‫و این اولین قدم رو به جلو

25:14.772 --> 25:17.726
‫در تمام طول عمر ماست

25:25.108 --> 25:26.818
‫و این تازه اول راهه

25:27.611 --> 25:32.574
‫مدام راه‌های جدیدی برای بهتر
‫و قوی‌تر کردن لباس‌هامون پیدا می‌کنیم

25:33.534 --> 25:39.163
‫و نوارچسبی تولید می‌کنیم
‫که شاید روزی، در مقابل خطرات بیرون

25:39.164 --> 25:40.764
‫از همه‌مون محافظت کنه

25:41.416 --> 25:43.988
‫و ما رو به هدف نهایی

25:44.012 --> 25:48.006
‫خروج‌ بی‌خطرمون از سیلو، نزدیک‌تر کنه

26:02.062 --> 26:06.191
‫می‌خوام از شهردار بابت این
‫پیشرفت جدید شایان تقدیر تشکر کنم

26:06.859 --> 26:12.363
‫و بابت رهبری قاطعش
‫در این برهه‌ی بحرانی

26:12.364 --> 26:14.032
‫ازش تشکر کنم

26:15.367 --> 26:20.162
‫بدین وسیله اعلام می‌کنم
‫با قدرت‌هایی که فرمان به من عطا کرده

26:20.163 --> 26:23.408
‫به مناسبت این دستاورد بزرگ

26:23.409 --> 26:26.837
‫پنج اعتبار به تمام خانوارها اعطا بشه

26:28.589 --> 26:33.342
‫فقط می‌تونیم امید داشته باشیم
‫که این نوارچسب جدید روزی روشن رو

26:33.343 --> 26:35.720
‫برای تک تک ماها به ارمغان بیاره

26:35.721 --> 26:37.321
‫دارن دروغ میگن

26:38.307 --> 26:40.829
‫جولیت متوجه شد که بخش فناوری اطلاعات

26:40.853 --> 26:43.728
‫داره عمداً از نوارچسب خراب استفاده می‌کنه

26:43.729 --> 26:45.287
‫این نوارچسب جدید نیست

26:45.311 --> 26:48.065
‫همون نوارچسب خوبیه که ماها استفاده می‌کنیم

26:48.066 --> 26:50.550
‫و اونا قصد نداشتن ازش استفاده کنن

26:50.574 --> 26:53.738
‫یکی از بچه‌های بخش مکانیک
‫ نوارچسب‌ها رو عوض کرد

26:53.739 --> 26:56.491
‫- شهردار داره دروغ میگه
‫- هی!

26:57.659 --> 26:59.953
‫- اسمت چیه؟
‫- جولیت نیکولز

27:02.956 --> 27:05.125
‫- بیا بریم
‫- مشکل چیه؟

27:06.543 --> 27:08.961
‫- یکی از افراد منه
‫- بازداشته

27:08.962 --> 27:11.381
‫- بکش عقب
‫- آروم

27:12.925 --> 27:14.927
‫اولین باریه میای طبقات زیر 120؟

27:17.346 --> 27:18.946
‫من "ناکس"ـم

27:21.099 --> 27:23.227
‫می‌تونم بهت قول بدم
‫اهل دردسر درست کردن نیست

27:23.936 --> 27:25.536
‫فقط امروز یکم ناراحته

27:26.647 --> 27:29.816
‫یکی از دوستانش رو از دست داده
‫و مشروب خورده

27:30.734 --> 27:32.903
‫ولی یکی از بهترین متخصص‌های کل سیلوئه

27:34.154 --> 27:35.821
‫این معاون کلانتر می‌تونه تضمینش کنه

27:35.822 --> 27:37.422
‫هنک؟

27:39.034 --> 27:41.787
‫دارم براش توضیح میدم
‫چرا الان نمی‌تونم شرلی رو از دست بدم

27:44.039 --> 27:45.790
‫آره، خودمون حواسمون بهش هست

27:45.791 --> 27:47.543
‫قبل از ساعت منع رفت‌وآمد میره خونه

27:50.212 --> 27:52.756
‫با این دهن گشادش، سر از معادن درمیاره

27:59.471 --> 28:01.306
‫ممنون. یکی طلبت

28:01.849 --> 28:03.449
‫بنظرم جفتتون مدیونم هستین

28:09.398 --> 28:11.899
‫بیا بریم. باید صحبت کنیم

28:11.900 --> 28:14.236
‫هیچ حرفی با هم نداریم

28:17.990 --> 28:19.590
‫گندش بزنن

28:20.784 --> 28:22.384
‫تعقیبش کن

28:29.251 --> 28:32.628
‫چند تا جمله‌ی اضافی هم گفتیم
‫که واقعی‌تر بنظر بیاد

28:32.629 --> 28:34.672
‫و پول منصفانه‌ای هم بابتش گرفتین

28:34.673 --> 28:36.758
‫اگر دوباره کارمون داشتی
‫فقط کافیه لب تر کنی

28:37.634 --> 28:39.720
‫تا خبرتون نکردم، دهنتونو بسته نگه دارین

28:40.679 --> 28:42.848
‫وگرنه برنمی‌گردین بازداشتگاه

28:58.280 --> 29:00.157
‫خیلی‌خب، ترتیب هوچی‌گرها رو دادم

29:01.200 --> 29:02.825
‫کارشون خیلی خوب بود

29:02.826 --> 29:04.426
‫آفرین

29:04.536 --> 29:06.136
‫ممنون

29:07.664 --> 29:09.123
‫می‌دونی چیه؟

29:09.124 --> 29:10.724
‫آره

29:11.126 --> 29:12.293
‫مهم بوده؟

29:12.294 --> 29:14.796
‫نه، ولی الان هست

29:16.298 --> 29:19.134
‫اون بیرون جَو چطوره؟
‫اتفاق خاصی نیفتاده؟

29:19.760 --> 29:22.553
‫مردم برگشتن خونه‌هاشون
‫هیچ خشونتی گزارش نشده

29:22.554 --> 29:24.639
‫معاون‌های کلانتر
‫ همه‌شون باهامون همکاری می‌کنن

29:24.640 --> 29:27.100
‫مراقب‌ها تمام آشوبگرهایی
‫ که می‌شناسیم رو زیر نظر دارن

29:27.726 --> 29:29.326
‫ورق رو برگردوندی

29:30.437 --> 29:32.037
‫موقتاً

29:32.272 --> 29:33.898
‫می‌دونی که لازم نیست
‫تنهایی این‌کارو بکنی

29:33.899 --> 29:36.776
‫اگر دست راستت بودم، می‌تونستم
‫مطمئن بشم اوضاع خوب پیش میره و...

29:36.777 --> 29:39.320
‫سخنرانیم یک یا نهایت 2 روز
‫برامون زمان خرید

29:39.321 --> 29:42.240
‫بحران تموم نشده
‫توی همین جایگاهی که هستی لازمت دارم

29:42.241 --> 29:43.992
‫خب، دیگه بهتره برم

29:44.701 --> 29:47.412
‫نمی‌خوام از منع رفت‌وآمد خودم سرپیچی کنم

30:00.509 --> 30:02.109
‫شما رو یادم نرفته

30:03.512 --> 30:05.681
‫شرمنده که نتونستین
‫سخنرانی شهردار رو بشنوین

30:08.350 --> 30:09.950
‫شما...

30:13.647 --> 30:15.247
‫آزادین

30:15.732 --> 30:18.068
‫سی دقیقه تا منع رفت‌وآمد وقت دارین. بجنبین

30:19.987 --> 30:21.904
‫گفتی قوه‌ی قضاییه ازمون سوال داره

30:21.905 --> 30:24.782
‫آره. قبلاً سوال داشتن
‫حالا دیگه ندارن

30:24.783 --> 30:27.953
‫حداقل شهردار توضیح داد
‫جولیت چطوری از تپه گذشته

30:28.912 --> 30:30.204
‫چی گفت؟

30:30.205 --> 30:32.624
‫یجور نوارچسب جدیده
‫که بخش فناوری درست کرده

30:35.627 --> 30:37.227
‫یالا

30:38.714 --> 30:40.314
‫ممنون

30:43.594 --> 30:45.136
‫- جناب شهردار
‫- جناب شهردار

30:45.137 --> 30:46.737
‫بابت خدماتتون ممنونم

30:51.518 --> 30:54.897
‫« ج.ز »

31:17.503 --> 31:19.103
‫ببخشید دیر کردم

31:19.463 --> 31:21.063
‫آنتونی خوابه؟

31:22.090 --> 31:24.050
‫آره، پرسید کجایی

31:24.051 --> 31:26.386
‫منم گفتم
‫"گمونم بابایی دیگه ما رو دوست نداره"

31:28.472 --> 31:30.072
‫عزیزم، دارم شوخی می‌کنم

31:30.849 --> 31:33.601
‫شرمنده. خیلی خسته و گیجم

31:33.602 --> 31:36.355
‫و تا پایان وضعیت اضطراری
‫اوضاع همینطور می‌مونه

31:38.357 --> 31:39.957
‫بیا

31:44.071 --> 31:45.671
‫شامت رو گرم می‌کنم

31:46.198 --> 31:47.798
‫ممنون

31:51.119 --> 31:53.371
‫فرصت کردی با برنارد صحبت کنی؟

31:53.372 --> 31:57.834
‫مستقیماً ازش خواستم، و گفت
‫توی این جایگاهم زیادی براش باارزشم

31:57.835 --> 31:59.435
‫حداقل فعلاً

32:01.505 --> 32:03.131
‫یه دست راست لازم داره

32:03.632 --> 32:04.924
‫حتی اگر من نباشم

32:04.925 --> 32:06.968
‫جفتمون می‌دونیم باید تو دست راستش بشی

32:06.969 --> 32:08.386
‫باید تو بشی

32:08.387 --> 32:10.222
‫اصلاً منتظر چیه؟

32:13.100 --> 32:14.700
‫منم دارم سعی می‌کنم همینو بفهمم

32:16.019 --> 32:17.937
‫می‌دونستی قراره مدوز هم توی سخنرانی باشه؟

32:17.938 --> 32:19.538
‫نه نمی‌دونستم

32:20.190 --> 32:22.818
‫و از هرکی می‌پرسم، نمی‌دونن چرا اونجا بوده

32:26.864 --> 32:29.157
‫یادم نمیاد آخرین بار
‫ کی سروکله‌ش پیدا شده بود

32:29.908 --> 32:31.508
‫مردم رو که حسابی به وجد آورد

32:34.872 --> 32:36.999
‫وقتی توی قوه‌ی قضاییه بودی
‫باهاش کار می‌کردی؟

32:37.499 --> 32:39.418
‫حتی نمی‌دونست زنده‌م

32:40.335 --> 32:43.380
‫ولی گفتن قبل از اینکه بره قوه‌ی قضاییه
‫توی بخش فناوری بوده

32:44.923 --> 32:47.467
‫مدوز و برنارد اون زمان همدیگه رو می‌شناختن؟

32:48.719 --> 32:49.927
‫آره، احتمالش هست

32:49.928 --> 32:52.346
‫اون زمان برنارد
‫رئیس بخش فناوری بود. چطور مگه؟

32:52.347 --> 32:54.807
‫به برنارد گفتم لازم نیست
‫تنهایی با این قضیه سروکله بزنه

32:54.808 --> 32:57.060
‫و بنظر نگران نمیومد

32:57.686 --> 33:00.731
‫که باعث میشه فکر کنم
‫شاید تنهایی باهاش سروکله نمی‌زنه

33:01.982 --> 33:04.109
‫بنظرت داره با مدوز صحبت می‌کنه؟

33:05.986 --> 33:07.586
‫نمی‌دونم

33:08.739 --> 33:11.450
‫ ولی طرز نگاه امروزش به مدوز
‫یه حالت خاصی داشت

33:18.957 --> 33:21.293
‫هنوزم خوب بلدی آدمو غافلگیر کنی

33:22.878 --> 33:24.478
‫بیا تو

33:32.346 --> 33:34.264
‫بابت حمایتت ممنونم

33:36.517 --> 33:38.117
‫چی باعث شد نظرت عوض بشه؟

33:39.394 --> 33:41.647
‫راستشو بخوای، اومدم که
‫شاهد شکست خوردنت باشم

33:42.648 --> 33:44.648
‫که ببینم چطور
‫همه‌چیز جلوی چشمات ویران میشه

33:45.192 --> 33:46.792
‫خب؟

33:48.987 --> 33:51.490
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫توی سیاست‌بازی استعداد داشته باشی

33:52.282 --> 33:55.911
‫ولی بعد از اجرای امروزت

33:57.329 --> 33:58.929
‫ممکنه اشتباه کرده باشم

34:00.707 --> 34:02.307
‫کارم بدک نبود، مگه نه؟

34:03.043 --> 34:06.128
‫گمونم هوچی‌گرها کار خودت بودن؟

34:06.129 --> 34:09.381
‫آره، نباید همچین چیزهایی رو
‫بسپاری به دست شانس و اقبال

34:09.382 --> 34:12.219
‫و بنظرم داستان ساختگیه قابل قبوله

34:13.094 --> 34:14.697
قابل قبوله؟

34:14.721 --> 34:16.321
‫مضحکه

34:17.224 --> 34:20.185
‫ولی با توجه به شرایط
‫به اون دردی که می‌خوای می‌خوره

34:22.020 --> 34:24.022
‫مثل یه معادله بهش نگاه کردم

34:25.732 --> 34:29.360
‫مردم شاهد یه معجزه بودن
‫و اگر بهشون می‌گفتم اتفاق نیفتاده

34:30.070 --> 34:32.613
‫بعضی‌ها باورشون می‌شد
‫ولی مردم می‌دونن چی دیدن

34:32.614 --> 34:36.868
‫برای همین یه داستان بهشون گفتم
‫که دو نوع نوارچسب متفاوت رو توضیح بده

34:36.869 --> 34:39.995
‫حالا، اگر کسی سعی کنه
‫داستان متفاوتی رو تعریف کنه

34:39.996 --> 34:42.206
‫مجبوره دروغ بودن داستان من رو اثبات کنه

34:43.792 --> 34:46.210
‫و اگر این جواب نداد

34:47.254 --> 34:49.005
‫همیشه میشه به زور متوسل شد

34:53.385 --> 34:56.596
‫زور تا یه مدت جواب میده، ولی...

34:56.597 --> 34:58.197
‫ولی چی؟

34:59.850 --> 35:01.852
‫باید چیزی بهشون بدی
‫که بهش باور داشته باشن

35:03.312 --> 35:05.313
‫برای همین به تو نیاز دارم

35:05.314 --> 35:06.981
‫به من نیازی نداری

35:06.982 --> 35:08.774
‫امروز همینو اثبات کردی

35:08.775 --> 35:12.821
‫وقتی داشتم میومدم این بالا
‫یه دیوارنگاره‌ی جدید رو سه بار دیدم

35:13.906 --> 35:15.574
‫"ج‌.ز"

35:16.491 --> 35:18.091
‫و تازه اینا این بالا بودن

35:18.619 --> 35:20.746
‫کی می‌دونه در اعماق سیلو چه خبره؟

35:21.788 --> 35:23.206
‫سخنرانیم چند روز برامون زمان خرید

35:23.207 --> 35:26.752
‫ولی بدون تو نمی‌تونم
‫این بحران رو حل و فصل کنم

35:27.920 --> 35:30.213
‫چون بجز تو، فقط من وارد اون اتاق شدم

35:30.214 --> 35:33.717
‫چون فقط به حرف تو گوش می‌کنم

35:34.760 --> 35:37.095
‫سعی کردم یه دست راست دیگه پیدا کنم، ولی...

35:40.849 --> 35:42.449
‫هیچکس به پای تو نمی‌رسه

35:43.018 --> 35:45.228
‫ببین، امروز که ازت کمک خواستم

35:45.229 --> 35:48.815
‫سعی کردم با انگیزه و رشوه راضیت کنم، و...

35:49.358 --> 35:52.611
‫متوجه شدم کارم توهین‌آمیز بود

35:53.237 --> 35:54.837
‫و تحقیرآمیز

35:56.031 --> 35:57.631
‫و بابتش...

35:58.367 --> 36:00.953
‫بابتش... معذرت می‌خوام

36:05.290 --> 36:06.890
‫ممنون

36:12.798 --> 36:14.398
‫می‌خوام یه چیزی رو ببینی

36:15.801 --> 36:18.344
‫با حرکت دست با هم ارتباط برقرار می‌کنیم

36:18.345 --> 36:21.723
‫اگر مردم بخش میانی بهمون ملحق بشن
‫راهش رو بهشون نشون میدیم

36:24.810 --> 36:26.352
‫هی!

36:26.353 --> 36:28.981
‫بیا توی نور
‫وگرنه میایم به زور می‌کشیمت بیرون

36:30.440 --> 36:32.040
‫منم

36:33.485 --> 36:35.195
‫اینجا چیکار می‌کنی، کوپر؟

36:40.325 --> 36:41.925
‫ناکس بهم گفت تعقیبت کنم

36:42.369 --> 36:44.453
‫جاسوسی می‌کنی، کوپ؟

36:44.454 --> 36:46.330
‫حدس می‌زدم

36:46.331 --> 36:49.543
‫خب، برو بهش بگو چی دیدی
‫و در مورد چی صحبت کردیم

36:50.127 --> 36:51.727
‫نمی‌تونه جلومون رو بگیره

36:52.337 --> 36:54.298
‫بهش میگم تا قبل از ساعت
‫منع رفت‌وآمد برگشتی خونه

36:56.008 --> 36:57.608
‫همه‌تون خونه بودین

36:59.011 --> 37:00.219
‫چرا باید همچین کاری کنی؟

37:00.220 --> 37:02.055
‫چون من دست راست جولیت بودم

37:02.848 --> 37:06.058
‫وقتی همه‌چی داشت به فنا می‌رفت
‫فقط من و اون توی اتاق ژنراتور بودیم

37:06.059 --> 37:07.811
‫اگر بخاطر اون نبود
‫الان همه‌مون مرده بودیم

37:09.730 --> 37:11.481
‫پس بخاطر ناکس نیومدم اینجا

37:13.483 --> 37:15.083
‫بخاطر جولیت اومدم

37:15.777 --> 37:17.738
‫و هرکاری دارین می‌کنین، منم هستم

37:28.415 --> 37:31.626
‫داستان برنارد در مورد نوارچسب دروغه

37:31.627 --> 37:33.794
‫می‌دونم واکر نوارچسب‌ها رو عوض کرده
‫چون یه یادداشت...

37:33.795 --> 37:35.395
‫هیچ کوفتی نمی‌دونی، دختر

37:39.092 --> 37:42.053
‫اگر همینطوری از این حرفا بزنی
‫همه‌مونو می‌فرستن معادن

37:42.054 --> 37:43.972
‫همه‌جا چشم و گوش دارن

37:46.642 --> 37:48.017
‫چطوری پیدامون کردی؟

37:48.018 --> 37:50.062
‫این عقل‌کل رو تعقیب کردم

37:51.647 --> 37:54.232
‫هیچکدومتون به درد این‌کارا نمی‌خورین

37:54.233 --> 37:58.277
‫اصلاً بلد نیستین چیکار کنین. پس اینقدر
‫در مورد نوارچسب و جولیت و اینا حرف نزنین

37:58.278 --> 38:00.572
‫برای سلامتیتون مضره

38:03.659 --> 38:04.742
‫باهامون هستی؟

38:04.743 --> 38:06.537
‫می‌خواین چیکار کنین؟

38:07.162 --> 38:08.746
‫می‌خوایم افرادی مثل خودمون رو پیدا کنیم

38:08.747 --> 38:10.623
‫کسایی که مثل ما فکر می‌کنن

38:10.624 --> 38:13.293
‫که می‌دونن دارن بهشون دروغ میگن
‫و می‌خوان حقیقت رو بفهمن

38:13.919 --> 38:15.838
‫وقتی تعدادتون کافی بود، بعدش چی؟

38:17.089 --> 38:18.464
‫ازشون جواب می‌خوایم

38:18.465 --> 38:22.009
‫آره، جوابی گیرتون نمیاد

38:22.010 --> 38:23.302
‫اونوقت می‌جنگیم

38:23.303 --> 38:24.930
‫برای همچین چیزی آماده‌ن

38:25.514 --> 38:28.851
‫تمام مامورها و معاون کلانترها رو که دیدین

38:29.476 --> 38:31.561
‫فقط منتظرن یکیتون حرکت اول رو بزنه

38:31.562 --> 38:34.313
‫- هرچی سلاحه دست اوناست
‫- خب، شاید بعضی از مامورها

38:34.314 --> 38:37.192
‫و معاون‌های کلانتر تصمیم بگیرن
‫اونا هم می‌خوان حقیقت رو بفهمن

38:38.068 --> 38:39.668
‫شاید

38:41.405 --> 38:44.448
‫چند مدت پیش، توی رادیو شنیدم
‫یه دیوارنگاره‌ی جدید

38:44.449 --> 38:46.326
‫داره همه‌جای سیلو ظاهر میشه

38:47.494 --> 38:49.094
‫"ج.ز"

38:50.747 --> 38:52.347
‫جولیت زنده‌ست

38:53.876 --> 38:55.476
‫خوبه

38:55.836 --> 38:57.629
‫خوبه، چون بنظرم حقیقت داره

38:58.130 --> 38:59.730
‫بنظرم زنده‌ست

39:01.049 --> 39:02.649
‫نظر تو چیه، واک؟

39:03.802 --> 39:07.264
‫خب، حالا که همه‌تون کمر همت بستین
‫حقیقت رو بفهمین، آره

39:09.391 --> 39:11.018
‫زنده‌ست

39:25.532 --> 39:29.953
‫برای اولین بار در 25 سال اخیر
‫دلم نمی‌خواد مست باشم

39:31.622 --> 39:34.750
‫می‌خوام از این به بعد
‫تا جای ممکن هشیار باشم

39:35.459 --> 39:38.170
‫و حواسم به این قضیه و تو باشه

39:40.714 --> 39:42.256
‫بهت کمک می‌کنم، برنارد

39:42.257 --> 39:43.966
‫ممنونم. می‌دونم که با همدیگه...

39:43.967 --> 39:47.011
‫قبلش، بذار بهت بگم
‫باید برای من چیکار کنی

39:47.012 --> 39:48.680
‫هرچی بخوای بهت میدم

39:49.556 --> 39:53.352
‫پس یکم از اون نوارچسب‌های خوب گیر بیار
‫و تا پایان بحران یه جا مخفیش کن

39:53.977 --> 39:55.061
‫چرا؟

39:55.062 --> 39:57.940
‫می‌خوام به آزادیم برسم

39:58.774 --> 39:59.899
‫نمی‌دونم می‌خوای...

39:59.900 --> 40:02.069
‫نتونستی بالون جادوگر رو برام جور کنی

40:03.070 --> 40:07.783
‫پس می‌خوام به همون چیزی که امروز
‫جولیت نیکولز بهش رسید برسم

40:11.203 --> 40:12.803
‫می‌خوام برم بیرون

40:15.827 --> 40:22.827
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

40:22.851 --> 40:36.851
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.
