WEBVTT

00:05.840 --> 00:17.840
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو
.:: FilmKio.Com ::.

00:17.864 --> 00:29.864
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@FilmKio

00:29.888 --> 00:40.888
«مترجمان: امیرحسین ترکاشوند و شقایق آزادی»
::. Hiz3n & Dark Angel .::

00:41.208 --> 00:44.375
در حومه دنیای مادر

00:44.458 --> 00:49.416
ماه کوچکی به اسم ولت
در مدار سیاره گازی مارا بود

00:49.500 --> 00:55.541
در اونجا یک دهکده با مردمی کشاورز
و ساده‌زیست وجود داشت

00:55.625 --> 00:59.875
تا این که یک روز جنگ گریبان‌گیر اون‌ها شد

01:01.125 --> 01:04.125
فرمانده سفینه یعنی آدمیرال نوبل

01:04.208 --> 01:06.916
توقعاتی بیش از حد توان مردم ولت
از اون‌ها داشت

01:07.000 --> 01:11.000
از این رو، زنی به اسم کورا
و مردی به اسم گونار

01:11.083 --> 01:12.833
به دنبال جنگجویانی

01:12.916 --> 01:17.083
برای مقابله با دردنات از دهکده خارج شدند

01:18.458 --> 01:22.125
در نیو ودی، تاراک قدرتمند به اون‌ها ملحق شد

01:22.208 --> 01:25.875
در معادن داگوس، نمسیس بی‌رحم

01:25.958 --> 01:29.875
در کلوسیم پالاکس، ژنرال شورشی تایتس

01:29.958 --> 01:31.666
و در سیاره شاران

01:31.750 --> 01:35.000
داریان بلاداکس و دستیارش میلیوس

01:36.333 --> 01:39.083
طی یک حمله ناگهانی
در اسکله‌های شناور گاندیوال

01:39.166 --> 01:42.125
کورا بر آدمیرال نوبل پیروز شد

01:42.208 --> 01:45.458
و بدن متلاشی شده اون
رو در ساحل سنگی رها کرد

01:46.250 --> 01:50.541
جنگجویان برای دریافت پاداش خود
به ولت برگشتند

01:50.625 --> 01:53.333
...دیگه دردنات اون‌ها رو تهدید نمی‌کرد

01:57.250 --> 01:59.041
البته این، خیالی بیش نبود

02:04.708 --> 02:06.583
فرمانده کاسیوس

02:09.125 --> 02:11.500
اون زنده‌ست؟ -
آره -

02:12.333 --> 02:13.333
به سختی

02:14.208 --> 02:15.791
اما وضعیت خوبی نداره

02:15.815 --> 02:25.308
کانال تلگرام زیرنویس‌های ما
@SubKio

02:25.333 --> 02:28.041
تا مدتی عملکرد مغزی نداشت

02:29.750 --> 02:32.208
نمی‌دونیم تا چه‌حد صدمه دیده

02:33.750 --> 02:37.416
وقتی از پیله بیرون بیاریمش
می‌فهمیم چیزی ازش مونده یا نه

03:12.458 --> 03:14.000
مجاری تنفسیش که خوبن

03:14.083 --> 03:16.166
خودش می‌تونه نفس بکشه

03:18.208 --> 03:19.208
آدمیرال

03:20.500 --> 03:21.875
آدمیرال، منم

03:24.750 --> 03:26.333
کاسیوس؟

03:26.416 --> 03:27.416
بله

03:29.208 --> 03:30.458
من کجام؟

03:31.375 --> 03:32.875
در سفینه‌تون هستید، قربان

03:33.916 --> 03:35.125
نگاه پادشاه

03:35.875 --> 03:38.250
داریم در مدار گاندیوال می‌چرخیم

03:38.333 --> 03:40.208
به امید این که خوب بشید، قربان

03:41.208 --> 03:45.083
و شکر خدایان کهن، دعاهامون مستجاب شدن

03:46.041 --> 03:47.375
کاسیوس، بهم گوش کن

03:49.958 --> 03:51.083
اون توی ولته

03:53.291 --> 03:54.500
کی؟

03:55.583 --> 03:56.916
کی رو می‌گید؟

03:59.583 --> 04:00.791
زخم‌زننده

04:04.375 --> 04:05.791
اون توی ولته

04:07.375 --> 04:08.875
به سمت ولت حرکت کنید

04:09.666 --> 04:10.791
بله، آدمیرال

04:11.583 --> 04:12.583
اطاعت می‌شه

04:23.388 --> 04:30.224
[ماه سرکش]
[قسمت دوم: زخم‌زننده]

05:20.125 --> 05:21.125
من هیگن هستم

05:22.250 --> 05:23.416
این هم دنه

05:23.500 --> 05:26.250
به دهکده حقیر ما خوش اومدید

05:26.333 --> 05:28.208
حتما خسته و گرسنه هستید

05:28.791 --> 05:30.041
و البته تشنه

05:30.125 --> 05:33.750
توی کلبه اجتماع براتون آب و غذا آماده کردیم

05:34.375 --> 05:37.791
بیاید و شاهد مهمون‌نوازی مردم من باشید

05:41.375 --> 05:43.458
بیاید یوراکی‌ها رو ببریم توی استبل

05:48.208 --> 05:49.250
اون‌ها برگشتن

05:50.916 --> 05:53.083
چه‌طور به نظر می‌رسن؟

05:53.791 --> 05:56.541
مثل جنگجوها قوی دیگه

05:57.125 --> 05:58.916
چند نفرن؟ -
شیش -

05:59.000 --> 06:00.708
با کورا و گونار -
شیش -

06:02.083 --> 06:05.083
ولی خب مهم نیست که چه‌قدر قوی هستن
درسته؟

06:32.208 --> 06:33.250
فرمانده کاسیوس

06:34.000 --> 06:37.041
سرباز. امیدوارم همه‌چی مرتب باشه

06:37.125 --> 06:39.708
بله، قربان
همه‌چیز به نحو احسنت پیش می‌ره

06:39.791 --> 06:41.791
اتفاق غیرعادی‌ای نیفتاده؟

06:41.875 --> 06:43.750
نه، قربان -
خیلی‌خب -

06:43.833 --> 06:46.583
اطمینان حاصل کن که برداشت
طبق برنامه باشه و برای فرود ما

06:46.666 --> 06:49.625
در پنج روز آینده، آماده باشه

06:56.583 --> 06:58.416
پنج روز؟

07:22.291 --> 07:23.833
بیاید

07:25.750 --> 07:30.125
بفرمایید، حتما همه‌تون خیلی گرسنه‌اید

07:30.208 --> 07:31.333
خیلی‌خب

07:31.416 --> 07:35.125
اهالی دهکده، به نشان قدردانی

07:35.208 --> 07:39.583
ضیافتی از نوشیدنی و غذا براتون تدارک دیدن

07:40.708 --> 07:42.375
پس بقیه کجان؟

07:46.291 --> 07:48.000
خودتون چه احساسی بهتون دست می‌داد؟

07:48.916 --> 07:53.791
اگه توانایی دفاع از خونه خودتون رو نداشتید؟

07:55.083 --> 07:58.291
و باید از بقیه بخواید تا از جون‌شون
براتون مایه بذارن

07:59.041 --> 08:02.541
نباید از حضور ما خجالت بکشن

08:02.625 --> 08:04.625
همین که غرور رو زیرپا بذارن
و درخواست کمک کنـن

08:04.708 --> 08:06.083
خودش شجاعته

08:07.791 --> 08:09.583
ممنون -
بله -

08:11.041 --> 08:14.750
و از قرار معلوم، نیاز نیست
کسی از جونش مایه بذاره

08:15.500 --> 08:17.125
نیازی به دفاع نیست

08:20.125 --> 08:21.958
آدمیرال نوبل مرده -
چی؟ -

08:22.041 --> 08:23.541
مرده؟ -
واقعا؟ -

08:24.791 --> 08:27.375
باید دوباره بگی
باور نمی‌کنه

08:27.458 --> 08:29.375
اون مرده

08:31.250 --> 08:34.250
به‌نظرتون دوباره برنمی‌گردن؟

08:34.333 --> 08:35.333
نه

08:35.375 --> 08:38.375
پروتکل امپراتوری به این شرحه
که در صورت مرگ یک آدمیرال

08:39.083 --> 08:42.041
سریعا به دنیای مادر برگردن

08:42.125 --> 08:44.583
...پس از این هم بیشتر مدیون‌تون ش

08:44.666 --> 08:45.666
اشتباه می‌کنید

08:46.708 --> 08:47.833
همین‌الان بهم خبر رسید

08:49.625 --> 08:51.583
تا پنج روز دیگه میان اینجا

08:55.916 --> 08:57.083
این حقیقت داره؟

08:57.166 --> 08:58.208
پنج روز؟ -
بله -

08:58.291 --> 09:01.083
مگه نگفتی آدمیرال نوبل رو کشتی

09:01.166 --> 09:04.666
کشتمش. بدنش روی سنگ‌ها له شد
اون مرده

09:04.750 --> 09:08.916
اگه بدون فرماندهی یه آدمیرال
به اینجا بیان، پروتکل رو زیرپا گذاشتن، درسته؟

09:09.000 --> 09:10.250
درسته؟

09:10.333 --> 09:14.166
برای اجرا شدن نقشه‌های دنیای مادر
مرگ بازندارنده کافی‌ای نیست

09:14.250 --> 09:17.916
حتما از چیزی که فکر می‌کنیم
بیشتر به این غلات نیاز دارن

09:19.791 --> 09:21.583
هیگن؟ -
بله؟ -

09:21.666 --> 09:24.333
اهالی دهکده رو خبر کن
بذار باهاشون حرف بزنم

09:24.416 --> 09:25.416
باشه

09:51.041 --> 09:54.041
روزهای بدی پیش رو داریم

09:54.750 --> 09:56.041
وقتش که برسه

09:57.750 --> 10:00.500
باید در نبرد مثل برادر

10:00.583 --> 10:02.625
کنار هم ایستادگی کنیم

10:04.750 --> 10:06.291
برای موفقیت

10:06.375 --> 10:08.458
باید بین‌مون اعتماد باشه

10:10.166 --> 10:13.000
به موقعش، بهتون مبارزه رو یاد می‌دیم

10:13.875 --> 10:17.541
اما قبلش باید قوت‌تون رو نشون‌مون بدید

10:17.625 --> 10:19.666
شناخت‌تون بر زمین

10:22.750 --> 10:27.333
اگر سریع عمل نکنیم
نابودی دهکده‌تون

10:28.041 --> 10:29.500
حتمیه

10:30.208 --> 10:33.541
چه‌قدر طول می‌کشه تا محصولات‌تون
رو جمع‌آوری کنید؟

10:33.625 --> 10:35.375
نصف یک دوران مارا

10:36.000 --> 10:39.000
نه، باید طی سه روز انجام بشه

10:39.083 --> 10:40.583
چی؟ -
غیرممکنه -

10:42.291 --> 10:45.291
به همه مردان و زنانی قادر
به این کار هستن، نیاز داریم

10:45.375 --> 10:49.750
این غلات قوی‌ترین سلاح ماست

10:50.333 --> 10:51.458
بدون اون

10:52.083 --> 10:55.500
می‌تونـن ما رو از صفحه روزگار حذف کنـن

10:56.166 --> 10:57.916
اگه سریع جمع‌آوریش کنیم

10:59.166 --> 11:02.791
می‌تونیم ازش به عنوان ابزار مبادله
و یک سپر دفاعی استفاده کنیم

11:05.291 --> 11:07.083
حالا استراحت کنید

11:07.166 --> 11:09.166
کارمون از سحر شروع می‌شه

11:09.916 --> 11:11.250
شنیدید دیگه

11:12.166 --> 11:13.458
سحر

11:23.583 --> 11:25.791
به‌نظرت قراره اعتماد به همدیگه
رو یاد بگیرن یا نه؟

11:27.375 --> 11:28.458
اون‌ها از بیگانه‌ها

11:29.833 --> 11:33.875
و از نبردی که جون‌شون
رو تهدید می‌کنه، ترسیدن

11:34.875 --> 11:36.000
ولی نمی‌دونم اعتماد می‌کنـن یا نه

11:37.166 --> 11:41.125
امیدوارم اگه پاش افتاد، شجاعت ایستادگی
و جنگیدن رو داشته باشن

11:41.208 --> 11:43.625
من هم اصلا نمی‌دونستم جنگیدن چه شکلیه

11:45.041 --> 11:46.416
چه‌قدر قراره من رو بترسونه

11:49.416 --> 11:51.166
از مرگ می‌ترسیدی

11:51.250 --> 11:53.458
عیبی نداره
همه می‌ترسن

11:55.041 --> 11:57.291
اون موقع اصلا به مرگ فکر نمی‌کردم

11:58.583 --> 12:00.375
اگه ازم می‌پرسیدی چه احساسی دارم

12:00.458 --> 12:02.250
می‌گفتم مثل سگ ترسیدم

12:03.500 --> 12:05.041
و واقعا هم می‌ترسیدم

12:07.375 --> 12:09.500
تو زندگیم این اولین باری بود
که این‌قدر ترس داشتم

12:12.083 --> 12:13.875
اگه مرگ نبوده

12:14.833 --> 12:16.333
از چی این‌قدر می‌ترسیدی؟

12:20.291 --> 12:21.291
از تو

12:25.125 --> 12:26.333
می‌ترسیدم تو رو از دست بدم

12:51.041 --> 12:52.166
راستی نوبل گفت

12:53.750 --> 12:57.666
تو تحت‌تعقیب‌ترین جنایتکار جهان شناخته‌شده
هستی

13:01.916 --> 13:05.166
فکر نکنم فقط با فرار کردن
به همچین چیزی تبدیل بشی

13:12.791 --> 13:15.958
یادته بهت گفتم من رو بلساریوس بزرگ کرده؟

13:16.500 --> 13:17.500
آره

13:17.583 --> 13:19.166
نایب‌السلطنه امپراتور

13:22.125 --> 13:25.208
و این که بادیگارد شاهدخت عیسی بودم

13:25.291 --> 13:26.291
آره

13:27.333 --> 13:29.500
و یه جنگجوی پرافتخار بودی

13:30.875 --> 13:32.750
دوست خانواده سلطنتی بودی

13:34.416 --> 13:35.541
چی شد؟

13:38.875 --> 13:41.166
پادشاه تحت تاثیر شفابخش دخترش

13:41.250 --> 13:44.333
به خیلی چیزها از بعد دیگه‌ای نگاه می‌کرد

13:52.208 --> 13:53.916
مراسم واگذاری آخرین سفینه جنگی
کلاس دردنات

13:54.000 --> 13:56.083
بود

13:56.875 --> 13:59.000
یه پایان نمادین برای یه دوره گسترش

14:00.791 --> 14:04.708
طبق سنت، پادشاه هر سفینه رو واگذار می‌کنه

14:05.750 --> 14:07.208
اما این دفعه، نه

14:10.791 --> 14:14.041
این قرار بود اولین وظیفه سلطنتی شاهدخت باشه

14:14.666 --> 14:16.250
اولین اقدام رسمیش

14:21.333 --> 14:24.833
سفینه، مصلح نام‌گذاری شد
و مهر سلطتنی اون روش بود

14:29.958 --> 14:31.916
اشتباه نکن

14:32.000 --> 14:34.958
من دختر وفادار پردخوانده‌م بودم

14:36.041 --> 14:39.208
نمی‌تونستم ازش سرپیچی یا بهش خیانت کنم

14:42.666 --> 14:45.208
بهم گفت شاهدخت باید بمیره

14:46.083 --> 14:47.666
و خواهد مرد

14:58.125 --> 15:01.166
پدرم گفت دست روی دست نمی‌ذاره

15:01.250 --> 15:04.666
تا این بچه، این ماشین جنگی
که این همه براش مایه گذاشتیم

15:04.750 --> 15:07.375
رو از بین ببره

15:09.500 --> 15:13.750
باور داشتم که بلساریوس از من
و امپراتوری‌ای که این‌قدر دوست‌دارشه

15:13.833 --> 15:15.875
محافظت می‌کنه

15:16.958 --> 15:18.166
!توجه! توجه

15:40.083 --> 15:41.083
عجیبه

15:45.750 --> 15:46.833
یه جای کار می‌لنگه

15:48.750 --> 15:49.750
بلساریوس

15:50.875 --> 15:54.208
کالی کجاست؟ چرا کوره‌ها خاموشه؟

15:56.375 --> 15:59.291
بلساریوس، با توئم

16:00.500 --> 16:01.500
جوابم رو بده

16:28.333 --> 16:30.833
عیسی، فرار کن

16:31.666 --> 16:33.208
حرومزاده

16:35.333 --> 16:36.458
نه

16:58.416 --> 16:59.416
بجنب دیگه

16:59.958 --> 17:01.583
منتظر چی هستی؟

17:03.875 --> 17:06.000
منتظر چی هستی، دختر؟ برو

17:07.333 --> 17:08.333
بدو -
نه -

17:08.875 --> 17:11.333
نه -
بجنب. بکشـش -

17:13.208 --> 17:15.625
بکشـش -
نه -

17:19.916 --> 17:21.041
من می‌بخشمت

17:23.250 --> 17:24.333
این کار رو نکن

18:02.041 --> 18:03.541
چی کار کردی؟

18:06.750 --> 18:07.875
چی کار کردی؟

18:09.625 --> 18:10.833
دستگیرش کنید

18:13.291 --> 18:15.541
بفرمایید، آقایون

18:15.625 --> 18:17.833
قاتب خانواده سلطنتی

18:19.375 --> 18:20.833
یه بیگانه

18:23.291 --> 18:26.166
یک سرطان پر از ناخالصی‌های نژادی

18:27.041 --> 18:28.458
قاتل

18:28.541 --> 18:30.666
قاتل -
قاتل -

18:30.750 --> 18:33.125
قاتل -
قاتل -

18:33.208 --> 18:35.916
خیانتکار -
مارموز -

18:36.000 --> 18:37.041
آشغال

19:09.541 --> 19:11.750
تونستم خودم رو به شاتل برسونم

19:17.666 --> 19:20.541
از اون موقع به عنوان یه قانون‌شکن
زندگی می‌کنم

19:22.708 --> 19:26.208
چند باری به فکرم زده که بذارم
من رو بکشن یا دست از جنگیدن بردارم

19:30.500 --> 19:33.208
...ولی آخرین حرف‌های اون بچه

19:35.000 --> 19:36.333
بخشـش اون

19:37.125 --> 19:40.041
گفتم تنها راهی که می‌تونم
بهش ادای احترام کنم، فرار کردنه

19:42.291 --> 19:43.916
...و این که سعی کنم

19:47.291 --> 19:48.500
چیزی بیشتر از یه سلاح باشم

19:53.208 --> 19:54.458
بیشتر از یه سلاح باشم

19:56.750 --> 19:58.416
همه‌مون سعی داریم همین باشیم

20:03.583 --> 20:04.583
خب هستی

20:12.708 --> 20:13.916
صبح‌به‌خیر

20:14.000 --> 20:15.666
صبح‌به‌خیر

20:17.500 --> 20:20.291
صبح شده، همگی بیدار شید

20:20.375 --> 20:21.791
پاشید ببینم

20:22.708 --> 20:24.708
وقت کاره

20:26.500 --> 20:29.458
پاشید تنبل‌ها

20:29.541 --> 20:31.375
وقت زیادی نداریم

22:18.708 --> 22:21.125
فرمانده، تکنسین ارشد پزشکی
تماس گرفته

22:21.791 --> 22:23.041
وصلش کن

22:23.791 --> 22:25.458
آزادم کنید

22:25.541 --> 22:27.458
فرمانده، فکر کنم باید
یه سر تشریف بیارید اینجا

22:27.541 --> 22:30.500
این خیانته، فرمانده این سفینه، منم

22:30.583 --> 22:34.500
به خدایان کهن قسم، همه‌تون
رو به دادگاه نظامی ارجاع می‌دم

22:34.583 --> 22:37.500
قسم می‌خورم! همه‌تون خواهید مرد
به هیچ‌کدوم‌تون نیازی ندارم

22:37.583 --> 22:39.500
همین‌حالا بیاید اینجا

22:39.583 --> 22:40.583
دارم میام

22:40.625 --> 22:43.250
همه‌تون رو با دست‌های خودم می‌کشم

22:43.375 --> 22:46.041
آدمیرال، شما آمادگیش رو ندارید

22:47.000 --> 22:50.000
من هنوز هم فرمانده این سفینه‌م

22:50.083 --> 22:53.291
چرا همین‌طوری بهم زل زدید، بزدل‌ها

22:54.166 --> 22:56.583
این خیانته -
خوش برگشتید، قربان -

22:57.416 --> 22:59.166
آماده ادامه فرماندهی‌تون هستید؟

22:59.250 --> 23:02.583
معلومه که هستم
حالا به این احمق‌ها بگو آزادم کنـن

23:02.666 --> 23:05.125
قربان، همون‌طور که بهتون گفتم

23:05.208 --> 23:08.125
قبل از این که برگردید به فرماندهی سفینه
باید پروتکل‌هایی انجام بشه

23:08.208 --> 23:12.333
باید آزمایشاتی انجام بشه
...تا ببینیم شما از نظر ذهنی

23:17.125 --> 23:19.916
بذار تو ارزیابیت کمکت کنم

23:31.541 --> 23:32.541
آزادشون کنید

23:41.208 --> 23:42.416
چه‌قدر با ولت فاصله داریم؟

23:44.208 --> 23:45.375
چند روز دیگه می‌رسیم، قربان

23:48.125 --> 23:51.833
آدمیرال، بابت زخمی
که این تیم پزشکی بی‌عرضه

23:51.916 --> 23:54.041
زدن، معذرت می‌خوام

23:54.125 --> 23:56.000
مطمئنم خوب شدنیه

23:58.291 --> 23:59.291
نه

24:01.083 --> 24:02.125
نه، ولش کن

24:03.250 --> 24:04.250
اون بهم این زخم رو داد

24:06.708 --> 24:08.208
وقتی بدمش دست بلساریوس

24:08.291 --> 24:11.125
و جسدش در ساختمان سنا به نمایش در بیاد

24:12.583 --> 24:14.125
سینه‌م رو آشکار می‌کنم

24:15.250 --> 24:16.708
و این نمادی بر این خواهد شد

24:16.791 --> 24:20.125
که این من بودم که زخم‌زننده
رو به سزای اعمالش رسوندم

24:20.958 --> 24:23.916
و به‌عنوان ناجی مردمـم از من یاد خواهد شد

27:21.000 --> 27:25.375
برداشت چه‌طور پیش می‌ره؟
اهالی دهکده اعتراضات نداشتن؟

27:25.458 --> 27:26.458
نه، قربان

27:27.458 --> 27:29.125
همه‌چیز طبق برنامه پیش می‌ره

27:29.208 --> 27:32.875
توی گزارش‌هات فاونوس و مارکوس رو ندیدم

27:33.583 --> 27:35.791
اون‌ها سرگرم نظارت به اهالی دهکده‌ن، قربان

27:37.000 --> 27:39.416
تا جایی که می‌شه ازشون کار می‌کشن

27:40.416 --> 27:41.416
خوبه

27:41.916 --> 27:43.583
کار، شبانه‌روز ادامه داره

27:43.666 --> 27:45.500
این‌طور که پیش می‌ره تا شما برسید

27:45.583 --> 27:47.166
تمام غلات رو آسیاب کردیم

27:47.708 --> 27:48.958
آفرین، سرباز

27:49.041 --> 27:52.083
و اگه اهالی دهکده به قول‌شون عمل کرده باشن

27:52.166 --> 27:54.041
شاید در بهشون رحم بشه

27:54.125 --> 27:57.375
لیاقت این سگ‌ها، لیس زدن چکمه‌هامونه

27:57.458 --> 27:58.833
که این‌طور؟

28:00.833 --> 28:01.833
وقتی که کار به سرانجام رسید

28:03.083 --> 28:04.416
خواهیم دید

28:06.750 --> 28:08.083
برای پادشاه مرحوم

28:08.708 --> 28:10.000
برای پادشاه مرحوم

28:18.333 --> 28:20.625
مشخصه که فاونوس و مارکوس

28:20.708 --> 28:22.250
و بقیه افراد، مردن

28:23.583 --> 28:25.125
زخم‌زننده پیش‌شونه

28:28.166 --> 28:30.750
و ظاهرا سرباز جوان‌مون طرف خودش
رو انتخاب کرده

29:39.875 --> 29:41.458
...یه لحظه توجه

29:42.333 --> 29:44.833
می‌خواستم به دوستان جدیدمون خوش‌آمد بگم

29:46.583 --> 29:49.166
می‌خواستم این هدایای کوچیکی
براتون درست کردم رو بهتون بدم

29:49.750 --> 29:51.083
می‌دونم همه‌تون از جاهای غنی‌تر

29:51.166 --> 29:53.958
و آراسته‌تری میاید

29:54.041 --> 29:57.875
پس امیدوارم از سادگی هدایام ناراحت نشید

29:57.958 --> 30:00.041
این‌ها رو به نشان سپاس درست کردم

30:02.041 --> 30:04.833
اولین باری که به دهکده‌مون اومدید

30:05.750 --> 30:09.333
ژنرال تایتس رو مثل کوه‌ها می‌دیدم

30:10.166 --> 30:12.666
محکم و ثابت

30:15.208 --> 30:16.208
ممنون

30:21.791 --> 30:22.916
تاراک

30:24.083 --> 30:26.625
روحیه‌تون سرکشه

30:27.666 --> 30:29.916
اما بزرگواری‌تون غیرقابل‌انکار

30:30.958 --> 30:32.291
مثل گوزن برفی

30:33.875 --> 30:35.708
ممنون

30:42.875 --> 30:44.000
میلیوس جوان

30:45.125 --> 30:49.083
که مثل خورشید به صورت‌هامون می‌تابه

30:49.166 --> 30:51.208
و با خودش راحتی و گرما میاره

30:52.041 --> 30:54.208
استوار و سزاوار

30:55.541 --> 30:56.541
ممنون

30:58.708 --> 30:59.708
نمسیس

31:01.875 --> 31:04.500
مثل طوفان و رعد و برق‌هاش، درنده

31:05.166 --> 31:07.000
اما با خودش بارون حیات‌بخش داره

31:08.625 --> 31:10.125
منبع زندگی‌مونه

31:11.458 --> 31:13.583
طوفان، مادر همه ماست

31:18.666 --> 31:19.666
ممنون

31:25.458 --> 31:26.458
گونار

31:28.500 --> 31:29.666
تو قلب مایی

31:30.958 --> 31:32.083
به ما امید می‌دی

31:40.250 --> 31:42.958
زیباست. ممنون

31:48.166 --> 31:49.166
اینجا رو ببین

31:52.541 --> 31:53.791
و کورا

31:57.500 --> 32:00.875
تو با دندان‌های تیز خودت
گرگ محافظ ما هستی

32:02.041 --> 32:04.625
از ما در برابر نابودی محافظت می‌کنی

32:06.541 --> 32:09.333
قدرت همه ما، در یک تن هستی

32:22.875 --> 32:23.916
بریم غذا بخوریم

32:59.791 --> 33:00.791
خوبی؟

33:04.041 --> 33:05.625
خوبی؟ -
آره -

33:06.333 --> 33:07.333
به سلامتی

33:23.333 --> 33:26.375
دن، دوباره اون حرکت رو نشون‌مون بده -
آماده‌ای؟ -

33:28.208 --> 33:30.250
خودشه

34:01.929 --> 34:03.327
فـیـلـمـکـیـو رو توی گوگل سرچ کن :)

35:49.708 --> 35:51.083
خیلی‌خب

35:51.166 --> 35:54.125
امروز، اقدامات دفاعی‌مون رو شروع می‌کنیم

35:54.208 --> 35:57.291
با بردن غلات به دهکده شروع می‌کنیم

35:57.375 --> 36:01.791
این‌طوری اگه بخوان از مدار بهمون شلیک کنـن
مجبور می‌شن خطر نابود کردن غلات رو هم بپذیرن

36:05.791 --> 36:08.333
سلاح‌هایی که نیروی امپراتوری به جا گذاشته

36:08.416 --> 36:10.375
بهمون کمک می‌کنـن تا از خودمون دفاع کنیم

36:10.458 --> 36:12.541
بمب‌های قوی زره کاو

36:13.541 --> 36:15.625
ابزار ارتباطاتی هم داریم -
خوبه -

36:17.458 --> 36:20.291
خونش راحت پاک نمی‌شه
ولی می‌تونیم سعی خودمون رو بکنیم

36:20.916 --> 36:23.833
نه، عیبی نداره. ولش کن
باز هم داریم؟

36:24.541 --> 36:25.541
آره

36:27.291 --> 36:30.083
همه اسلحه‌های شکاری
همه چاقو‌ها

36:31.000 --> 36:32.208
همه مهمات داخل دهکده

36:32.875 --> 36:35.375
رو جمع‌آوری و شمارش کنید

36:50.916 --> 36:54.916
باید موقعیت‌های دفاعی درست کنیم
تا بتونیم غافل‌گیرشون کنیم

36:55.000 --> 36:56.750
خیلی‌خب

37:01.791 --> 37:03.583
آسترید، نشون‌مون بده چی تو چنته داری

37:06.083 --> 37:07.083
وایسا

37:10.416 --> 37:11.416
آرنجت رو جمع کن

37:12.208 --> 37:13.041
جفت چشم‌ها باز

37:17.541 --> 37:22.416
خب. امروز اصول دفاع و حمله
رو یاد خواهیم گرفت

37:22.500 --> 37:25.000
ابزار کشاورزی‌تون رو تبدیل به سلاح کردیم

37:25.083 --> 37:27.643
...پس یه‌جورایی می‌خوایم این

37:28.416 --> 37:29.416
کار رو بکنیم

37:29.958 --> 37:30.958
آره

37:41.208 --> 37:42.458
حرفه‌ای بود

37:49.041 --> 37:50.041
عالی

37:50.625 --> 37:52.166
آفرین

37:52.250 --> 37:53.500
استعداد خوبی داره

38:15.916 --> 38:16.916
بیا

38:18.125 --> 38:19.125
برو

38:27.166 --> 38:28.250
داره میاد

38:33.791 --> 38:35.291
اون سفینه کوراست

38:36.416 --> 38:38.625
وقتی آوردمش بیرون
اوضاع خوبی نداشت

38:39.750 --> 38:40.875
چند وقته اینجاست؟

38:40.958 --> 38:43.291
شش ماه -
بریم -

38:45.708 --> 38:50.000
سفینه‌ای که کورا درونش پیدا شد
هنوز در کوه‌های شرقه

38:52.666 --> 38:56.583
می‌تونیم با هم و با تلاش
بیرون بیاریمش

38:56.666 --> 38:58.333
می‌تونه مهره ارزشمندی باشه

39:29.083 --> 39:30.916
واو، هنوز کار می‌کنه

39:38.291 --> 39:39.333
وایسا

40:27.791 --> 40:29.991
چند تاست -
پونزده تا تفنگ داریم -

40:30.041 --> 40:32.125
ولی مهم نیست چند تا داریم

40:32.208 --> 40:34.125
...چند نفر بلدن باهاشون

40:34.208 --> 40:37.048
آیوار نباید تفنگ دستش باشه -
کاملا موافقم -

40:37.083 --> 40:38.458
همه چاقوها رو تیز می‌کنیم

40:38.541 --> 40:39.901
...فقط باید بفهمیم

40:39.958 --> 40:42.291
گوش کنید

40:47.041 --> 40:49.625
من خیلی به اعتراف کردن، عادت ندارم

40:54.500 --> 40:57.375
حالا می‌دونیم کار هرکدوم‌مون چیه

40:59.583 --> 41:03.875
آوردم‌تون اینجا تا بهتون بگم
دارید با کی می‌جنگید

41:05.250 --> 41:08.625
همه باید حقیقت رو بگن

41:10.458 --> 41:11.625
اول خودم می‌گم

41:16.833 --> 41:17.833
سارائو

41:22.000 --> 41:24.041
نایب‌السلطنه بلساریوس من و سفینه‌م

41:24.125 --> 41:25.916
رو فرستاد برای نمایش قدرت

41:26.000 --> 41:29.125
بالای ساختمان مجلس شورای سارائو پرواز کنیم

41:29.791 --> 41:33.333
تا رای موافقت یا مخالفت
برای استقلال از امپراتوری

41:33.416 --> 41:34.500
مشخص بشه

41:35.916 --> 41:39.541
اما مردم شجاع اون دنیا
به استقلال رای دادند

41:39.625 --> 41:43.291
و در جواب این کارشون، به من دستور داده شد
ساختمان رو به رگبار ببندم

41:45.625 --> 41:48.791
من سرپیچی کردم و سفینه‌م رو نابود کردن

41:50.500 --> 41:51.750
از زیر آوار بیرون اومدیم

41:51.833 --> 41:55.583
تا آخرین گلوله‌مون
با نیروهای دنیای مادر جنگیدیم

41:57.041 --> 41:59.708
می‌دونستم افرادم تا پای مرگ کنارم می‌جنگن

42:00.666 --> 42:02.500
بنابراین یک معامله کردم

42:02.583 --> 42:05.958
خواستم جون خودم رو بدم
تا افرادم زنده بمونـن

42:07.166 --> 42:10.041
به نایب‌السلطنه التماس کردم
که جون‌شون رو ببخشه

42:11.000 --> 42:13.833
اما نایب‌السلطنه بلساریوس
رحم و بخشش در کارش نیست

42:21.041 --> 42:25.333
به عنوان مجازات، افرادم
رو جلوی چشم‌هام کشتن

42:26.500 --> 42:30.375
تصمیم سرپیچی از دستورات بلساریوس
رو من به تنهایی گرفته بودم

42:31.541 --> 42:36.541
هر روز خدا به این فکر می‌کنم که اون افراد
به خاطر من مردن

42:37.416 --> 42:41.916
و این که چه‌طور تسلیم شدنم، توهینی
به شجاعت اون‌ها بود و به مرگ‌شون ختم شد

42:43.791 --> 42:45.083
دیگه هرگز

42:46.500 --> 42:48.625
تسلیم نخواهم شد

42:49.500 --> 42:53.125
قبل از این که فردا ازم فرمانبرداری کنید
باید این رو می‌دونستید

43:04.000 --> 43:07.833
من تاحالا تو نبردی
به بزرگی نبرد فردامون نبودم

43:09.333 --> 43:12.250
ولی توی همچین جایی بزرگ شدم

43:13.541 --> 43:16.208
وقتی سر و کله سفینه‌ها
توی آسمون دنیام، پیدا شد

43:16.291 --> 43:19.291
خواستم واکنش ریش‌سفیدهای قبیله‌م
رو ببینم

43:20.416 --> 43:21.791
همه‌شون ترسیدن

43:21.875 --> 43:25.625
تسلیم شدن و هر چی که می‌خواستن
رو بهشون دادن، چون شجاعت جنگیدن رو نداشتن

43:26.250 --> 43:30.125
می‌گفتن: ما در برابر قدرت دنیای مادر
هیچ‌ایم

43:30.750 --> 43:34.791
افراد پیر و ناتوانی که قادر
به کار کردن نبودن، کشته شدن

43:36.750 --> 43:40.958
بقیه‌مون رو توی اردوگاه‌های کار
تو سراسر جهان اسیر کردن

43:41.916 --> 43:44.125
خانواده‌ها از هم پاشیدند

43:44.791 --> 43:47.125
انگار مردمِ من اصلاً وجود نداشتند

44:37.791 --> 44:40.458
اردوگاهم توسط مقاومت آزاد شد

44:42.500 --> 44:45.791
و خانواده‌ای جدید پیدا کردم
که راه دیگه‌ای بهم نشون داد

44:47.041 --> 44:48.500
...تا وقتی زمانش برسه

44:50.333 --> 44:53.416
اگه لازم بود
جونم رو ببخشم تا از این دهکده محافظت کنم

44:54.750 --> 44:57.541
تا ایستادگی کنم و برای مکانی که
میشه بهش گفت خونه، بمیرم

44:59.125 --> 45:02.541
آدم برای چه پایانِ شرافتمندانه‌تری می‌تونه امیدوار باشه؟

45:06.875 --> 45:08.833
قبلاً زندگی خودم رو داشتم

45:12.208 --> 45:13.500
...خیلی قبل

45:15.041 --> 45:16.166
انگار

45:28.500 --> 45:30.416
ما یه دهکده‌ی صیّادی کوچیک بودیم

45:32.041 --> 45:37.333
نیروهای پادشاهی هرچیز و هرکس رو قتل‌عام کردن

45:48.875 --> 45:50.916
ما مردم صلح‌طلبی بودیم

45:53.083 --> 45:55.041
ولی همیشه نه

45:58.208 --> 46:00.083
...یه زمانی، مدت‌ها قبل

46:03.125 --> 46:04.916
مردم جنگ‌طلبی بودیم

46:07.375 --> 46:09.541
،تا اون موقع آدم نکشته بودم

46:11.333 --> 46:13.125
،هرگز خون نریخته بودم

46:14.500 --> 46:16.083
تا وقتی خون خودم رو ریختم

46:27.583 --> 46:30.250
درد من به خشم تبدیل شد

46:33.000 --> 46:37.000
و خشمم به انتقام تبدیل شد

46:38.416 --> 46:43.750
اما خون‌خواهیِ اجدادم
هنوز در اون دستکش‌های باستانی پابرجا بود

46:44.458 --> 46:46.791
خونِ من اون‌ها رو بیدار کرد

46:47.791 --> 46:50.458
نحوه‌ی جنگیدن رو یادم دادن

46:51.375 --> 46:52.958
و از نو متولد شدم

46:54.250 --> 46:56.166
،ولی از اون روز به بعد

46:56.958 --> 46:59.166
موجودی انتقام‌جو بودم

47:01.750 --> 47:02.750
...و بله

47:05.041 --> 47:07.000
بله، می‌کشم‌شون

47:17.416 --> 47:19.541
هیچکدوم از ما نمی‌تونیم والدین‌مون رو انتخاب کنیم

47:22.916 --> 47:26.291
و والدین من بر حسب اتفاق
شدن یه شاه و ملکه

47:28.375 --> 47:30.416
،پدرم، شاه

47:30.500 --> 47:36.166
اصرار داشت شرایط‌مون رو
به ارتش‌های دنیای مادر ارائه کنیم

47:37.041 --> 47:41.458
و جواب‌شون این بود که جسدش رو
با وعده‌ی حمله پس بدن

47:43.500 --> 47:47.291
،اون موقع مادرم بهم گفت
...پسر مرد نمیشه

47:47.958 --> 47:49.958
تا وقتی پدرش بمیره

47:50.041 --> 47:52.625
سپس شاهزاده شاه میشه

47:54.375 --> 47:55.958
آخرین باری بود که گریه کردم

48:02.791 --> 48:07.041
خیلی زود بعدش، سفینه‌هاشون
آسمونِ ما رو سیاه کردن

48:14.666 --> 48:18.208
و مادرم، به خاطر شرف، حاضر نبود فرار کنه

48:18.875 --> 48:22.208
،می‌خواستم بمونم که ازش محافظت کنم

48:23.041 --> 48:27.000
ولی ملکه می‌دونست باید شجره و تاج و تخت رو حفظ کنه

48:33.666 --> 48:35.083
...اون روز

48:36.750 --> 48:38.291
مادرم و دنیام رو از دست دادم

48:46.375 --> 48:48.333
،به خارج از سیاره قاچاق شدم

48:48.416 --> 48:52.500
با مخفی شدن توی یک سفینه‌ی انتقال پناهندگان
به مقصد یک ستاره‌ی درخشان نزدیک

48:54.083 --> 48:55.916
،به خاطر وظیفه فرار کردم

48:56.000 --> 49:00.958
برای حفظ قلمرو و شجره‌ای
که دیگه وجود نداره

49:04.000 --> 49:07.000
موقعیتم برای دفاع ازشون ازم گرفته شد

49:09.125 --> 49:11.625
،ولی دیگه نه. وقتی کارمون اینجا تموم بشه

49:12.500 --> 49:13.875
میرم اونجا

49:16.375 --> 49:17.375
خونه

49:19.375 --> 49:20.666
...که به خاطر

49:23.000 --> 49:25.375
اشتباهِ شرفِ گمشده، جبران کنم

49:30.916 --> 49:31.958
کورا

49:32.541 --> 49:35.250
.از تو نشنیدیم
ماجرای تو چیه؟

49:39.416 --> 49:40.958
من یه یتیم جنگی هستم

49:43.916 --> 49:46.333
نظم زندگی ارتشی برام مناسب بود

49:46.875 --> 49:50.250
توی سفینه‌ای خدمت می‌کردم
که خیلی مشابه نگاه پادشاه بود

49:56.500 --> 49:59.416
،به خاطر اینکه هرگز خانواده‌ای نداشتم
فکر می‌کردم یکی پیدا کردم

50:03.458 --> 50:05.708
تا وقتی به اینجا در وِلت رسیدم

50:07.125 --> 50:12.708
اینجا یادم داد که خونه و خانواده
واقعاً می‌تونه چی باشه

50:15.375 --> 50:17.458
چیز دیگه‌ای هست که بخوای اضافه کنی؟

50:19.916 --> 50:21.166
هوم؟

50:24.083 --> 50:25.083
نه

50:28.458 --> 50:29.458
مطمئنی؟

50:30.333 --> 50:31.958
آب چشمه چطوره؟

50:32.041 --> 50:33.041
چی؟

50:33.916 --> 50:35.333
،الان چند روز میشه

50:35.416 --> 50:37.291
،تایتِس تظاهر به آب خوردن می‌کنه

50:37.375 --> 50:41.208
چون نمی‌خواد بفهمیم
چقدر به جنگِ پیش‌ِرو اهمیت میده

50:50.083 --> 50:51.083
واقعاً آبه

50:55.708 --> 50:59.000
تعریف داستان‌های قدیمی می‌تونه سخت باشه

50:59.708 --> 51:00.750
بله، می‌تونه

51:02.708 --> 51:03.708
...دوستان

51:05.750 --> 51:07.166
...فقط می‌تونم بگم

51:09.041 --> 51:11.625
،ممنون که به این دهکده اومدین

51:11.708 --> 51:13.166
و به ما امید دادین

51:15.375 --> 51:16.375
ممنونم

51:18.333 --> 51:22.416
نمی‌دونم تا پایانِ روز فردا
چه اتفاقی واسه همه‌مون میوفته

51:23.750 --> 51:27.625
فقط می‌تونم دعا کنم
که گذشته‌هاتون کمتر آزارتون بده

51:30.375 --> 51:32.208
.خوب گفتی
به سلامتیش می‌نوشیم

51:32.291 --> 51:33.833
دهکده آماده است

51:33.916 --> 51:36.500
...خوبه. هر تعداد انگشت‌شماری افسر بفرستن

51:36.583 --> 51:38.416
،واسه جمع‌آوری غلات

51:38.500 --> 51:39.875
از پا درشون میاریم

51:40.833 --> 51:44.208
،با تمام قدرتی که داریم
،بدون رحم

51:44.291 --> 51:46.708
هیچکسی رو نمی‌بخشیم
که پا توی زمین‌تون گذاشتن

51:47.500 --> 51:48.500
بعدش چی؟

51:48.875 --> 51:50.708
واسه مبادله، مذاکره کنیم؟

51:50.791 --> 51:52.291
به نظرت گوش‌شون بدهکاره؟

51:53.708 --> 51:54.708
آره

51:55.458 --> 51:57.708
،ولی اگه همه‌چیز اشتباه پیش بره
،که احتمالش هم هست

51:58.958 --> 52:01.458
...مطمئن بشید نیروبَرها هنوز آماده کاره

52:01.541 --> 52:04.000
و اول صبحی از نظرها پوشیده باشه

52:04.083 --> 52:05.125
باشه

52:10.500 --> 52:11.666
آب

52:13.541 --> 52:15.083
واقعاً تایتِس؟

52:15.166 --> 52:17.625
میشه ژنرال تایتِس

52:17.708 --> 52:19.541
البته -
واسه شما -

54:20.291 --> 54:21.416
سلام جیمز

54:26.125 --> 54:29.041
می‌دونی، آخرین فردی
...که اونجوری صدام کرد

54:29.125 --> 54:32.541
...فرمانده‌ی قدیمی ارتش مکانیکی بود

54:32.625 --> 54:34.708
وقتی در آغوشم مُرد

54:35.708 --> 54:37.000
متأسفم

54:37.666 --> 54:40.833
.مشکلی نیست
از صداش خوشم میاد

54:40.916 --> 54:44.500
باعث میشه چیزی جز نومیدی رو حس کنم

54:46.583 --> 54:47.583
...ببین

54:48.166 --> 54:52.000
خاطرات دنیایی بهم داده شد
،که هرگز نخواهم دید

54:52.083 --> 54:54.875
...وفاداری به شاهی که نمی‌تونم بهش خدمت کنم

54:54.958 --> 54:59.000
و عشق به بچه‌ای که نتونستم نجات بدم

55:00.750 --> 55:03.375
...ولی صدای اون اسم، جوری که تو میگیش

55:03.458 --> 55:06.083
...می‌ذاره حداقل به کوچک‌ترین حالت، حس کنم

55:08.375 --> 55:10.583
چرا اصلاً وجود دارم

55:12.166 --> 55:14.375
واسه همین سم رو نجات دادی؟

55:15.208 --> 55:16.333
مطمئن نیستم

55:17.750 --> 55:21.833
فقط می‌دونم فکر صدمه دیدن
...یا نابود شدنش

55:21.916 --> 55:26.083
،بخشی از وجودم رو باز کرد
که بسته شده بود

55:29.333 --> 55:31.250
داری جانب‌داری می‌کنی، جیمز

55:32.333 --> 55:35.625
،من و تو مثل همیم
طراحی شدیم که براشون بکُشیم

55:37.000 --> 55:40.833
بفهم، کابوس‌شون
اینه که من و تو باهم بجنگیم

55:41.916 --> 55:44.375
،نه چون بهمون دستور یا فرمان داده شده

55:45.208 --> 55:47.375
بلکه برای محافظت از چیزی که دوستش داریم

55:53.583 --> 55:56.250
باید بدونی که نمی‌تونی برنده بشی

56:21.916 --> 56:23.083
همه چیز آماده است

56:35.708 --> 56:36.750
دِرِدنات

56:42.208 --> 56:44.791
!تمومش کنید! کار رو تموم کنید
!کار رو تموم کنید! زودباشید

56:44.875 --> 56:46.458
!سریع، سریع، سریع

56:47.916 --> 56:51.166
!کارتون رو تموم کنید
!موقعیت‌هاتون رو پیدا کنید

56:52.708 --> 56:54.041
!روش رو بپوشونید

57:07.875 --> 57:09.500
این آرایش‌های جدیده

57:11.500 --> 57:12.625
غلاته

57:14.833 --> 57:17.666
ببینید، کنار یه ساختمون جمعش کردن
تا نتونیم نابودشون کنیم

57:17.750 --> 57:22.541
،و اونجا و اونجا
باهاش سنگر بستن که ازشون تیراندازی کنن

57:22.625 --> 57:23.750
هوشمندانه است

57:23.833 --> 57:25.208
هوم

57:25.291 --> 57:27.208
یقیناً برنامه‌های یک کشاورز نیست

57:28.083 --> 57:31.166
،انگار ژنرال تایتِس هنوز با اعتیاد به الکل
هوشش رو از دست نداده

57:31.750 --> 57:32.750
اینجا رو ببینید

57:33.875 --> 57:36.625
تصویربرداری گرمایی دسته‌هایی از مردم رو
...نشون میده که در بالای دهکده

57:36.708 --> 57:38.208
در کلبه اجتماعی جمع شدن

57:38.291 --> 57:40.208
بی‌شک زنان و کودکان باشن

57:42.291 --> 57:46.541
هوم. خوبه. تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم
که با پیش‌دستی کردن، نبردی شدید در دهکده انجام بدیم

57:47.750 --> 57:49.958
،وقتی من مذاکره می‌کنم
...کریپتیا رو اعزام می‌کنیم

57:50.041 --> 57:51.666
تا زنان و کودکان رو بگیره

57:52.541 --> 57:54.500
یک دسته کوچک از حامل‌های زرهی رو می‌فرستیم

57:55.208 --> 57:58.583
،وقتی ببینن روی گلوی ارزشمندترین‌هاشون چاقو هست
بهشون نیاز پیدا نمی‌کنیم

57:59.916 --> 58:02.250
بعدش ببینیم چقدر واسه جنگیدن انگیزه دارن

59:27.750 --> 59:29.041
!همه دیگه برن داخل

59:29.125 --> 59:31.541
برید. زودباشید -
یالا دوستان. سریعتر -

59:31.625 --> 59:34.041
!برید داخل. بریم. برو، برو

01:01:28.041 --> 01:01:29.916
خوش‌آمدگوییِ دهکده‌ای نداریم، نه؟

01:01:31.875 --> 01:01:34.416
پذیراییِ گرمم کو؟

01:01:35.833 --> 01:01:38.000
اون لیوان آبجو هیچوقت بهم داده نشد، می‌دونی

01:01:39.291 --> 01:01:40.333
آرتلِیس

01:01:42.750 --> 01:01:44.666
بگو هدف چیه

01:01:44.750 --> 01:01:46.791
همون چیزی که تو سریِ قبل ملاقات‌مون داشتیم

01:01:47.791 --> 01:01:48.791
من تو رو می‌کشم

01:01:50.166 --> 01:01:51.166
بله

01:01:52.333 --> 01:01:53.625
چه افتخاری بود

01:01:58.583 --> 01:02:02.708
یه زخم. از خودِ شخص زخم‌زننده

01:02:02.791 --> 01:02:05.041
نیاز نیست امروز اینجا خونی ریخته بشه

01:02:05.125 --> 01:02:07.666
بهت یک فرصت میدم
تا از کشتار اجتناب کنی

01:02:08.458 --> 01:02:10.833
متوجهی که نایب‌السلطنه بلساریوس
...بهم چه چیزی میده

01:02:10.916 --> 01:02:12.875
وقتی تو رو شکست‌خورده نزدش ببرم؟

01:02:12.958 --> 01:02:15.791
گمونم دنبال یک جایگاه در مجلس سنا باشی

01:02:16.541 --> 01:02:17.583
حقمه

01:02:17.666 --> 01:02:19.708
...اگه اینجوریه، غلاتِ موردنیاز برای تغذیه افرادت رو بردار

01:02:19.791 --> 01:02:21.625
و دنیای مادری برگرد

01:02:21.708 --> 01:02:23.750
نه بیشتر و نه کمتر

01:02:24.416 --> 01:02:26.125
آسیبی به مردم دهکده نمی‌زنی

01:02:26.208 --> 01:02:29.458
به بلساریوس هم گزارش کن
جنگجویانی که دنبال‌شون بودی، فرار کردن

01:02:29.541 --> 01:02:31.291
و نباید هیچی ببرم، آره؟

01:02:33.083 --> 01:02:34.083
کلاً هیچی؟

01:02:34.666 --> 01:02:35.958
جون‌تون رو می‌برید

01:02:37.083 --> 01:02:38.125
فرصتت اینه

01:02:39.000 --> 01:02:43.500
،سیه‌رویی و تبعید
یا کَنده شدنِ سرت از شونه‌هات

01:02:43.583 --> 01:02:45.250
سفینه‌تون میشه قبرتون

01:02:45.333 --> 01:02:47.583
...خانواده‌هاتون و تمام دنیای مادری می‌فهمن

01:02:47.666 --> 01:02:50.750
رعایای وِلت شما رو کشتار کردن

01:02:51.541 --> 01:02:54.541
به من وظیفه دادن
که افتخار رو به دنیای مادری برگردونم

01:02:55.708 --> 01:02:58.250
قصد دارم اون وظیفه رو انجام بدم

01:02:59.125 --> 01:03:01.375
می‌دونی چه چیزی خیلی برام جالبه؟

01:03:01.958 --> 01:03:05.458
فکر می‌کنی قدرتی برای مذاکره داری؟
نداری

01:03:07.208 --> 01:03:09.875
فکر می‌کنی نمی‌دونم زنان و کودکان‌تون رو مخفی کردین؟

01:03:09.958 --> 01:03:12.916
،همین‌جا که وایسادی باهام حرف می‌زدی
نقشه‌ات داره خراب میشه

01:03:14.791 --> 01:03:18.458
خب، البته مگر اینکه شاید بتونیم یه توافق دیگه‌ای بکنیم

01:03:19.458 --> 01:03:21.416
می‌تونم غلاتی که پیشنهاد دادی رو بردارم

01:03:22.625 --> 01:03:25.958
می‌تونم کاری که گفتی رو بکنم
و جون اهالی دهکده رو نگیرم

01:03:27.125 --> 01:03:29.791
گرچه این ارفاق یک هزینه داره

01:03:32.375 --> 01:03:33.666
اون هزینه هم تویی

01:03:35.625 --> 01:03:39.541
البته تمام اعضای گروهت
،پاداش عظیمی از پادشاهی دریافت می‌کنه

01:03:39.625 --> 01:03:41.833
...ولی نمیشه انکار کرد بیشترین چیزی

01:03:41.916 --> 01:03:44.416
که نایب‌السلطنه‌ی محترم می‌خوادش، تویی

01:03:45.208 --> 01:03:46.833
شخصِ آرتلِیس

01:03:52.875 --> 01:03:54.666
پس انتخابت اینه

01:03:56.250 --> 01:03:57.833
آرتلِیس، تسلیم شو

01:04:00.708 --> 01:04:02.625
تا اجازه بدم اهالی دهکده زنده بمونن

01:04:04.750 --> 01:04:06.541
،گرچه، اگه قبول نکنی

01:04:07.125 --> 01:04:09.083
،عزیزترین‌های این دهکده

01:04:09.708 --> 01:04:11.666
،سالمندان، کودکان

01:04:12.333 --> 01:04:14.583
،که الان در اون کلبه‌ی اجتماعی پناه گرفتن

01:04:14.666 --> 01:04:17.000
توسط افرادم که الان دارن میرن، قتل‌عام میشن

01:04:18.166 --> 01:04:21.500
تا حالا به اندازه‌ی کافی
توی اون ساختمان زیبا، خون ریخته نشده؟

01:04:23.375 --> 01:04:26.625
واقعاً آماده‌ای اجازه بدی
این وضعیت به نام تو ادامه پیدا کنه؟

01:04:28.541 --> 01:04:29.875
وقتشه، آرتلِیس

01:04:34.583 --> 01:04:35.625
چیه؟

01:04:37.500 --> 01:04:38.625
کورا

01:04:45.166 --> 01:04:46.625
کورا، چی‌کار می‌کنی؟

01:04:48.333 --> 01:04:49.708
فکرش رو می‌کردم

01:04:49.791 --> 01:04:51.875
چطوره با دوستت خدافظی کنی؟

01:04:52.500 --> 01:04:53.875
پدرت منتظرته

01:04:54.625 --> 01:04:55.750
کورا، نگام کن

01:04:57.833 --> 01:04:59.000
ها؟

01:04:59.791 --> 01:05:01.431
جریان چیه، ها؟

01:05:04.833 --> 01:05:05.916
متأسفم

01:05:06.958 --> 01:05:08.958
اجازه نمیدم اینجا به خاطر من بمیره

01:05:09.541 --> 01:05:10.958
می‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم

01:05:11.041 --> 01:05:12.125
داره بهت دروغ میگه

01:05:12.208 --> 01:05:14.625
!فقط بذار برم. فقط بذار برم -
!نه -

01:05:25.291 --> 01:05:26.708
نه. نه

01:05:26.791 --> 01:05:27.791
!نه

01:05:30.541 --> 01:05:32.375
ها؟

01:05:35.791 --> 01:05:37.250
!نه. نه -
زودباش -

01:05:57.666 --> 01:05:58.833
!برو! برو

01:06:23.250 --> 01:06:26.958
!زودباش کورا
باید به اون سفینه برسونیمت

01:06:29.958 --> 01:06:31.958
زودباش. تو تنها فرصت مایی

01:06:34.916 --> 01:06:35.916
بریم

01:06:40.250 --> 01:06:41.250
!برو. برو

01:07:08.291 --> 01:07:10.666
!پاشو سرباز -
نمی‌تونم -

01:07:10.750 --> 01:07:11.875
!بریم

01:07:14.000 --> 01:07:15.416
!مستقیم به سمت جلو

01:07:17.375 --> 01:07:19.375
اِی‌اِی۷۷، فوراً از اونجا خارج شو

01:07:19.458 --> 01:07:20.958
!پرواز. همین الان باید بلند بشیم

01:07:36.125 --> 01:07:37.458
اسلحه‌ی اصلی رو آماده کنید

01:07:49.833 --> 01:07:50.833
لعنتی

01:08:06.791 --> 01:08:08.166
!برو -
!زودباش -

01:08:29.833 --> 01:08:30.916
!مقاومت کنید

01:08:57.208 --> 01:08:58.250
!نگاه‌ها به راست

01:09:24.791 --> 01:09:26.500
!آماده است! برو

01:09:52.708 --> 01:09:54.166
!بریم

01:11:28.750 --> 01:11:29.916
محکم بچسب

01:11:39.500 --> 01:11:40.500
!اینجا

01:11:43.333 --> 01:11:44.458
وارد آرایش میشیم

01:11:48.208 --> 01:11:50.250
وقتی سیگنال دادم، دود رو روشن کن

01:11:50.833 --> 01:11:52.250
پشمام

01:11:54.083 --> 01:11:55.833
کورا، مطمئنی؟

01:11:56.541 --> 01:11:58.500
حالا. الان روشنش کن

01:12:39.625 --> 01:12:41.375
در حال پهلو گرفتن

01:12:41.458 --> 01:12:43.125
اون سفینه صدمه دیده

01:12:44.208 --> 01:12:45.875
تلفات دارم

01:12:45.958 --> 01:12:47.750
ابزارم پاسخ نمیدن

01:12:49.916 --> 01:12:51.541
کنترل رو تسلیم می‌کنم

01:12:51.625 --> 01:12:53.250
هوات رو داریم، سرباز

01:12:53.333 --> 01:12:55.208
...میارمت پایین به آشیانه‌ی اصلی

01:12:55.291 --> 01:12:57.666
برای تعمیرات و استخراج پزشکی

01:13:21.666 --> 01:13:25.166
زمان برای هر آنچه که دوست دارید فرا رسیده

01:13:25.250 --> 01:13:26.625
برای خونه‌تون

01:13:26.708 --> 01:13:29.833
از همدیگه محافظت کنید
و هیچ رحمی بهشون نکنید

01:13:29.916 --> 01:13:31.291
!به خاطر سیندری

01:13:47.250 --> 01:13:49.958
نباید بذاریم تایتِس و بقیه تمام زحمات رو بکشن

01:13:50.625 --> 01:13:51.458
آماده‌اید؟

01:13:51.541 --> 01:13:53.791
!برای مبارزه و جنگیدن

01:13:55.416 --> 01:13:57.333
!مرگ رو برای دشمنان‌تون بذارید

01:14:52.458 --> 01:14:54.833
...آدمیرال، کریپتیا تا حالا

01:14:54.916 --> 01:14:56.916
باید زنان و کودکان رو دستگیر کرده باشه

01:14:57.000 --> 01:14:59.875
هنوز منتظر خبر هستیم، قربان

01:16:19.583 --> 01:16:21.083
!یه زخمی توی انبار داریم

01:16:21.916 --> 01:16:24.125
صدام رو می‌شنوی؟ -
هی. حالت خوبه؟ -

01:16:24.208 --> 01:16:26.166
می‌خوام الان جابجات کنم

01:16:26.250 --> 01:16:28.166
دارمت. خوب میشی

01:16:29.000 --> 01:16:29.916
باشه

01:16:30.000 --> 01:16:32.916
چیزی نیست -
!دوتا زخمی، فاقد واکنش -

01:16:33.000 --> 01:16:34.291
!برانکاردها رو بیارید

01:16:36.291 --> 01:16:38.958
.سوارش کن
باشه زودباش، ببرش

01:16:39.041 --> 01:16:41.250
.شونه‌اش رو بگیر
خیلی‌خب، پاهاش رو من می‌گیرم

01:16:41.333 --> 01:16:42.791
دستش رو بلند کن. ببریمش

01:16:44.000 --> 01:16:46.958
.خیلی‌خب، بریم
باشه، گزارشش می‌کنم

01:16:47.041 --> 01:16:50.208
،یکم صدمه‌ی شرپنل داشته
سرباز پیاده‌نظام انگار دچار زخم مهماتی کوچیک شده

01:16:50.916 --> 01:16:52.958
.دو دقیقه فاصله داریم
بازرسی بصری روی آسانسور

01:16:53.833 --> 01:16:54.916
بریم

01:17:11.958 --> 01:17:12.958
نه

01:18:39.208 --> 01:18:40.458
چیزی نیست

01:18:47.041 --> 01:18:48.833
خوب عمل کردی

01:21:56.041 --> 01:21:57.041
آره؟

01:22:11.875 --> 01:22:14.083
.کمک کن کلاه‌خودش رو در بیاریم
مراقب گردنش باش

01:22:17.541 --> 01:22:19.166
عجیبه. هیچ زخمی نمی‌بینم

01:22:19.250 --> 01:22:21.166
اون یکی چطوره؟ پایداره؟

01:22:21.250 --> 01:22:22.250
ضربانش بالاست

01:22:22.333 --> 01:22:24.416
این هم زخمی نداره، ولی یکم خون رخیته

01:22:24.500 --> 01:22:25.583
شاید زیر زرهشه

01:22:25.666 --> 01:22:27.666
کلاه بالاکلاواش رو بردار. زخم داره

01:22:27.750 --> 01:22:28.750
نبضش رو می‌گیرم

01:22:31.541 --> 01:22:33.000
نبض این یکی خیلی ضعیفه

01:22:33.666 --> 01:22:35.333
...صبرکن. اون

01:22:50.041 --> 01:22:51.291
چاشنی‌ها رو بده

01:22:51.958 --> 01:22:53.625
چاشنی‌ها -
صبرکن -

01:22:56.916 --> 01:22:59.083
برگرد به سفینه‌مون و راهش بنداز

01:22:59.166 --> 01:23:01.708
وقت زیادی نداریم
تا قبل از منفجر شدنش فرار کنیم

01:23:01.791 --> 01:23:02.791
باشه

01:23:12.833 --> 01:23:14.041
منتظرتم

01:23:17.541 --> 01:23:20.458
یه آسانسور باید انتهای این راهرو باشه -
باشه. سریع باش -

01:23:21.250 --> 01:23:24.250
تمام پرسنل، گوش به زنگ باشید

01:24:43.375 --> 01:24:45.625
...دریافت شد. هدف‌گیری

01:27:29.833 --> 01:27:32.125
هشدار نفوذی. تکرار می‌کنم. هشدار نفوذی

01:27:33.125 --> 01:27:36.041
.در حال ارسال پشتیبانی
طبیعت و تعداد نفوذی‌ها چیه؟

01:27:36.125 --> 01:27:37.250
تیراندازی شده

01:27:37.333 --> 01:27:38.333
سربازها تیر خوردن

01:27:38.375 --> 01:27:40.125
...یه زنه، تکرار می‌کنم

01:27:42.916 --> 01:27:46.708
چی؟ جریان چیه؟

01:27:46.791 --> 01:27:49.458
توی موتورخونه یه مشکلی داریم

01:27:49.541 --> 01:27:52.250
گفت یه زن به سفینه نفوذ کرده

01:27:56.125 --> 01:27:57.208
آرتلِیس

01:27:59.500 --> 01:28:01.333
آرتلِیس سوار این سفینه شده

01:28:02.041 --> 01:28:03.416
غیرممکنه

01:28:04.166 --> 01:28:05.208
نه، خودشه

01:28:05.791 --> 01:28:07.208
اون اومده پیش ما

01:28:07.291 --> 01:28:08.541
عالیه

01:28:08.625 --> 01:28:11.166
.به تمام بخش‌ها هشدار بدید
می‌خوام فوراً دستگیر بشه

01:28:12.166 --> 01:28:13.625
کاسیوس چی؟

01:28:13.708 --> 01:28:15.333
می‌تونید به دهکده شلیک کنید

01:28:17.333 --> 01:28:19.500
قربان، غلات

01:28:20.666 --> 01:28:22.375
الان نیازی به غلات نداریم

01:28:23.416 --> 01:28:25.000
زخم‌زننده اومده پیشِ ما

01:28:28.458 --> 01:28:30.208
ولی سربازهامون روی زمین هستن

01:28:31.875 --> 01:28:35.458
بله. تعداد نونخورها کمتر میشه

01:28:36.125 --> 01:28:39.250
،وقتی زخم‌زننده رو گرفتیم
...یک‌راست به دنیای مادری بر می‌گردیم

01:28:40.250 --> 01:28:41.916
و به غلات نیاز نداریم، درسته؟

01:28:43.166 --> 01:28:44.166
نابودش کنید

01:28:48.958 --> 01:28:51.583
شنیدین آدمیرال چی گفت. توپ‌ها رو شارژ کنید

01:28:52.875 --> 01:28:53.875
اسلحه‌ی اصلی

01:28:54.666 --> 01:28:56.166
بله قربان -
دهکده رو هدف بگیرید -

01:28:56.250 --> 01:28:57.791
توپ‌ها رو شارژ کنید

01:28:57.875 --> 01:28:59.208
فوراً، قربان

01:29:05.416 --> 01:29:07.208
دستور داریم سطح رو هدف بگیریم

01:29:12.500 --> 01:29:14.625
ارتباط با موتورخونه رو از دست دادیم

01:29:14.708 --> 01:29:16.416
اون کجاست؟ -
داریم می‌گردیم -

01:29:16.500 --> 01:29:18.291
داره از طبقه منفی سه به چهار میره

01:29:18.375 --> 01:29:20.291
!بهم بگید چه خبره

01:29:20.375 --> 01:29:23.166
،تمام پرسنل امنیتی در دسترس
به موتورخونه برید

01:29:24.083 --> 01:29:25.666
!همین الان به خبر نیاز دارم

01:29:30.958 --> 01:29:31.958
قربان

01:29:33.333 --> 01:29:34.541
ستوان، قربان

01:29:44.708 --> 01:29:47.875
تمام فرماندهان آمارگیری‌شون رو به فرماندهی گزارش کنند

01:30:10.375 --> 01:30:13.291
!به پیش! به پیش -
!بریم -

01:30:28.500 --> 01:30:29.500
!نه

01:30:30.083 --> 01:30:32.458
!دارم میرم -
!برو، برو، برو -

01:30:55.458 --> 01:30:57.250
تیر خوردی؟ خوبی؟ زودباش

01:31:25.833 --> 01:31:28.250
فکر کردم فقط می‌خوام در نبرد بمیرم

01:31:30.000 --> 01:31:31.375
در حین مبارزه واسه چیزی

01:31:33.375 --> 01:31:34.833
فکر کنم اشتباه می‌کردم

01:31:36.375 --> 01:31:38.250
فکر نکنم اصلاً بخوام بمیرم

01:31:42.458 --> 01:31:44.208
...ولی اگه لازمه

01:31:46.833 --> 01:31:47.958
باهمدیگه

01:31:49.916 --> 01:31:51.166
زودباش

01:34:14.375 --> 01:34:17.791
کورا. کورا، کجایی؟

01:34:17.875 --> 01:34:20.208
.موتور روشنه
منتظرتم

01:34:20.291 --> 01:34:21.958
وقت‌مون داره تموم میشه

01:34:22.666 --> 01:34:23.958
چیزی نمونده بهت برسم

01:34:24.875 --> 01:34:25.916
باشه، خوبه

01:34:53.500 --> 01:34:54.916
گوش به زنگ باشید

01:34:55.000 --> 01:34:56.500
یک فراری روی سفینه داریم

01:37:03.541 --> 01:37:04.875
آرتلِیس

01:37:06.541 --> 01:37:10.333
گمونم باید تشکر کنم
که پیشنهاد تسلیمم رو نپذیرفتی

01:37:11.000 --> 01:37:13.333
وقتی در نبرد بکشمت، تصنیف بهتری ازش در میاد

01:37:16.416 --> 01:37:17.916
خوب کار کردی که تا اینجا پیش اومدی

01:37:19.708 --> 01:37:21.250
خیلی بهتر از انتظارم بودی

01:37:23.041 --> 01:37:27.166
خیلی بهتر از چیزی که می‌شد
از یه مشت کشاورز تخمی انتظار داشت

01:37:29.625 --> 01:37:30.625
آره

01:37:32.291 --> 01:37:33.583
هوم؟

01:37:40.291 --> 01:37:41.375
هدف دریافت شد

01:37:43.083 --> 01:37:44.291
روی دهکده قفل کردیم

01:37:44.375 --> 01:37:45.375
تأیید میشه

01:37:48.333 --> 01:37:49.458
!قربان

01:37:57.708 --> 01:37:58.958
چیه؟

01:38:00.708 --> 01:38:03.083
اسلحه شارژ شده و آماده‌ی شلیکه

01:38:03.166 --> 01:38:05.000
وای نه

01:38:14.583 --> 01:38:15.916
آتش به اختیار

01:38:49.791 --> 01:38:51.041
!کوراست

01:38:53.625 --> 01:38:54.625
بزنش

01:38:58.916 --> 01:39:00.125
!نه! نه

01:40:27.083 --> 01:40:28.375
!کورا! کورا

01:41:05.375 --> 01:41:07.416
!بیا اینجا

01:41:21.541 --> 01:41:25.125
.چشم‌هات رو باز کن
!چشم‌هات رو باز کن

01:41:29.333 --> 01:41:30.916
!نگام کن

01:42:25.458 --> 01:42:28.041
!زودباش

01:42:57.916 --> 01:42:58.916
زودباش

01:43:55.958 --> 01:43:58.916
هی. هی

01:43:59.000 --> 01:44:02.250
.هی، هی، هی
بیا اینجا، بیا اینجا

01:44:03.250 --> 01:44:04.250
بیا اینجا

01:44:19.541 --> 01:44:20.625
صبرکن. باشه

01:44:30.375 --> 01:44:32.666
هی. باهام بمون

01:44:33.500 --> 01:44:36.625
باهام بمون. باهام بمون. باهام بمون

01:44:37.208 --> 01:44:39.416
چرا نمیشه این یه چیز رو داشته باشم؟

01:44:41.916 --> 01:44:44.500
باهام بمون. خواهش می‌کنم -
نه. چیزی نیست -

01:44:44.583 --> 01:44:46.208
ببین چی‌کار کردی

01:44:47.666 --> 01:44:48.916
نجات‌مون دادی

01:44:50.333 --> 01:44:51.375
همه‌مون رو

01:44:54.000 --> 01:44:55.000
هی

01:45:00.333 --> 01:45:01.750
عاشقتم

01:45:01.833 --> 01:45:02.875
خواهش می‌کنم

01:45:04.833 --> 01:45:05.708
خواهش می‌کنم

01:45:05.791 --> 01:45:07.291
می‌دونم چی هستی

01:45:09.166 --> 01:45:10.416
و عاشقتم

01:45:14.125 --> 01:45:15.166
خواهش می‌کنم

01:45:24.833 --> 01:45:25.833
!ببین

01:45:31.083 --> 01:45:32.541
!همراه من آرایش بگیرید

01:45:32.625 --> 01:45:34.083
بله فرمانده. همراه شما

01:45:34.166 --> 01:45:36.291
!اون نیروبَرها رو هدف بگیرید

01:45:36.375 --> 01:45:37.666
بله فرمانده. به همراه شما

01:45:39.750 --> 01:45:42.750
،اسکادران بلک مانتِن
اون جنگنده‌ها رو بزنید

01:47:10.000 --> 01:47:14.416
!تایتِس! آره

01:47:16.875 --> 01:47:18.166
!آره

01:47:28.500 --> 01:47:32.666
ببین، دِورا بلاداکس
و تمام ناوگان یاغی اومدن

01:47:32.750 --> 01:47:35.208
...واقعاً تموم شد. دیگه

01:47:39.000 --> 01:47:40.666
نه

01:47:42.708 --> 01:47:43.750
نه

01:47:56.666 --> 01:47:57.875
عاشقتم

01:47:59.125 --> 01:48:00.250
عاشقتم

01:48:12.541 --> 01:48:15.875
از دنیاهای دیگر اومدن که برامون بجنگن

01:48:18.208 --> 01:48:19.375
که برامون بمیرن

01:48:23.000 --> 01:48:24.916
امیدوارم به آرامش برسن

01:48:26.458 --> 01:48:30.458
حالا به تنها شکلی که می‌تونیم
به اون‌ها ادای احترام می‌کنیم

01:48:32.250 --> 01:48:34.166
...با به یاد سپردن نام‌شون

01:48:35.333 --> 01:48:39.208
بار بعد که برداشت کردیم

01:48:41.958 --> 01:48:46.416
یک فصل دیگه، صد فصل

01:48:48.666 --> 01:48:50.625
و با ادامه‌ی زندگی

01:48:52.500 --> 01:48:54.416
با ادامه‌ی زندگی

01:49:09.833 --> 01:49:13.583
همه‌تون، به کشته‌ها ادای احترام کنید

01:49:15.916 --> 01:49:18.875
به برادرم و شجاعتش ادای احترام کنید

01:49:20.708 --> 01:49:24.083
وقتی حرف از احترام و شجاعت می‌زنید
نامی از من نیارید

01:49:26.625 --> 01:49:27.958
بهت دروغ گفتم

01:49:28.750 --> 01:49:29.875
به همه‌تون دروغ گفتم

01:49:34.333 --> 01:49:35.333
تایتِس

01:49:40.500 --> 01:49:41.583
می‌دونم فرزندم

01:49:43.125 --> 01:49:44.208
می‌دونم

01:49:46.875 --> 01:49:48.625
می‌دونی من آرتلِیس هستم؟

01:49:49.666 --> 01:49:52.333
دخترخوانده‌ی نایب‌السلطنه بلساریوس؟

01:49:54.125 --> 01:49:56.375
و قاتل شاهدخت ایسا؟

01:49:58.291 --> 01:50:00.833
اسمت رو می‌شناسم. بله

01:50:09.250 --> 01:50:11.291
...ولی تو قاتلش نبودی

01:50:12.708 --> 01:50:15.333
چون شاهدخت هنوز زنده است

01:50:20.041 --> 01:50:22.333
فکر کردی به این راحتی کشته میشه؟

01:50:24.333 --> 01:50:27.416
نه. اون از مرگ بیشتره

01:50:31.666 --> 01:50:32.833
باید چی‌کار کنم؟

01:50:35.083 --> 01:50:37.500
حالا علتی داری، نه؟

01:50:37.583 --> 01:50:39.375
که پیداش کنی و بجنگی؟

01:50:41.875 --> 01:50:44.000
،اگه تصمیم گرفتی بجنگی

01:50:45.708 --> 01:50:47.833
من ازت حمایت می‌کنم

01:50:53.541 --> 01:50:54.541
همه‌مون

01:50:56.666 --> 01:50:58.125
همینطور من

01:51:08.000 --> 01:51:09.625
...اگه کاری از دستم بر اومد

01:51:11.958 --> 01:51:13.416
من هم این رو دارم

01:51:17.375 --> 01:51:21.541
می‌خوای با ما بجنگی، ربات؟
کمک کنی این شاهدخت گمشده رو پیدا کنیم؟

01:51:22.250 --> 01:51:27.083
اگه حرف‌تون درست باشه
،و شاهدخت زنده باشه

01:51:27.208 --> 01:51:29.250
چاره‌ای ندارم

01:51:29.333 --> 01:51:33.833
.من خادمِ نوادگان شاه مقتولم
جنگیدن افتخارمه

01:51:37.333 --> 01:51:40.083
برای پیدا کردنش و مبارزه کردن

01:51:59.458 --> 01:52:03.541
برای پیدا کردنش و مبارزه کردن

01:52:03.565 --> 01:52:15.565
«مترجمان: امیرحسین ترکاشوند و شقایق آزادی»
::. Hiz3n & Dark Angel .::

01:52:15.589 --> 01:52:27.589
دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین
.:: FilmKio.Com ::.
