WEBVTT

00:00.022 --> 00:01.230
‫آنچه در ریچر گذشت...

00:01.255 --> 00:02.674
‫فلش رو بده من، ریچر.

00:05.899 --> 00:07.693
‫اسلحه!

00:11.012 --> 00:13.221
‫گرفتمش. حرکت کن.

00:13.222 --> 00:15.724
‫یه تیرخوردگی به قفسه‌ی سینه داریم.

00:15.725 --> 00:17.434
‫یکی از هموناست.

00:17.435 --> 00:19.352
‫ایست!
‫بخواب رو زمین! همین الان بخواب رو زمین!

00:19.353 --> 00:21.813
‫جیکوب. یا خدا.

00:21.814 --> 00:24.441
‫- الان دیگه جات امنه، بچه.
‫- چرا معطل کردی، مانتی؟

00:24.442 --> 00:25.567
‫خیلی دوستت دارم، جیکوب.

00:25.568 --> 00:26.568
‫- این به صلاحته.
‫- نه، نه، نه.

00:26.569 --> 00:27.986
‫- خواهش می‌کنم نذار منو ببرن.
‫- خفه شو کثافت.

00:27.987 --> 00:29.863
‫- اگه بیفتم زندان، میان سراغم.
‫- خفه...

00:29.864 --> 00:31.531
‫چقدر طول می‌کشه تا بفهمن
‫همه‌ش به هم ربط داره،

00:31.687 --> 00:33.146
‫به اندونزی و آنا مریک؟

00:33.229 --> 00:34.326
‫اون فراریه.

00:34.327 --> 00:36.912
‫تنها راهش اینه که
‫بره سراغ اون یارو توی عکس.

00:36.913 --> 00:39.013
‫اون مرد رو پیدا کنی،
‫جک ریچر رو پیدا کردی.

00:39.038 --> 00:40.872
‫باید با لئو آلکوئیست صحبت کنیم، لطفا.

00:40.958 --> 00:42.334
‫می‌خوام بدونم توی این سرورها چیه،

00:42.335 --> 00:43.919
‫و چه ربطی به اون عکسی داره که توش هستی.

00:43.920 --> 00:45.462
‫- تکون نخور.
‫- پس اون مزدورها

00:45.463 --> 00:48.151
‫- تمام مدت آدم‌های تو بودن.
‫- باید سه روز پیش

00:48.176 --> 00:50.634
‫از اون اداره‌ی پلیس می‌زدی بیرون
‫و فیلی رو ترک می‌کردی.

00:50.635 --> 00:52.594
‫توی دفتر حسابشون رو نرسید.
‫ببرینشون یه جای دیگه.

00:52.595 --> 00:55.181
‫می‌خوان ما رو ببرن وسط جنگل
‫و بعدش بکشنمون.

00:57.146 --> 00:58.147
‫وقت مردنه.

00:59.188 --> 01:09.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:14.952 --> 01:16.870
‫به سر شلیک نکنید.

01:16.942 --> 01:19.402
‫کمتر کثیف‌کاری میشه.

01:22.345 --> 01:24.096
‫سلام.

01:24.121 --> 01:25.914
‫می‌تونید بهم کمک کنید؟

01:25.962 --> 01:29.339
‫داشتم دنبال دریاچه می‌گشتم،
‫بدجوری راه رو گم کردم.

01:29.340 --> 01:31.800
‫آره، اشتباه اومدی رفیق.
‫اینجا ملک خصوصیه.

01:31.801 --> 01:34.261
‫- پسر، حتما یه جا رو اشتباه پیچیدم.
‫- باید بهش هشدار بدیم.

01:34.262 --> 01:37.180
‫- اگه داد بزنیم، می‌کشنش.
‫- اینجا خیلی گیج‌کننده‌ست.

01:37.181 --> 01:38.932
‫شاید خودش بره.

01:38.933 --> 01:41.476
‫برو دور بزن،
‫از همون راهی که اومدی برگرد.

01:41.477 --> 01:44.104
‫ببین، مسئله همینه،
‫حتی نمی‌دونم جاده‌ی اصلی کجاست.

01:44.105 --> 01:46.231
‫می‌شه یه نگاهی
‫به نقشه‌م بندازید؟

01:46.256 --> 01:48.592
‫آره، حتما. بذار ببینیم.

01:48.982 --> 01:50.483
‫نه!

01:59.338 --> 02:00.922
‫ریچر. خانم.

02:00.947 --> 02:03.832
‫پس سمپسون می‌دونست
‫کی توی اون عکسه.

02:03.833 --> 02:05.543
‫نه تا قبل از اینکه زنگ بزنی.

02:06.307 --> 02:08.767
‫از چندتا منبع قدیمی آمار گرفت،

02:08.838 --> 02:10.672
‫فهمید که آلکوئیسته.

02:10.673 --> 02:12.966
‫منو فرستاد اینجا تا باهاش حرف بزنم.

02:12.967 --> 02:16.511
‫رسیدم جلوی ساختمونش و دیدم
‫اینا دارن شما دوتا رو سوار ون می‌کنن،

02:16.512 --> 02:19.181
‫واسه همین... تعقیبتون کردم.

02:21.767 --> 02:23.518
‫بازمون کن.

02:23.519 --> 02:25.938
‫یه صحبتی داریم
‫که باید با آلکوئیست تمومش کنیم.

02:59.722 --> 03:01.641
‫آخر خطه.

03:16.822 --> 03:19.032
‫- راه بیفت.
‫- نه. ولم کن.

03:19.033 --> 03:20.451
‫راه بیفت.

03:21.744 --> 03:23.286
‫- خیلی خب.
‫- باشه.

03:23.287 --> 03:25.246
‫- ته راه، همون گوشه.
‫- گوش کن. بهم گوش کن.

03:25.247 --> 03:26.331
‫- گوش کن...
‫- من...

03:26.332 --> 03:27.958
‫هرکاری بهت می‌گم رو بکن.

03:27.959 --> 03:29.584
‫مجبور نیستی این کارو بکنی.

03:41.889 --> 03:43.975
‫خیلی خب. حالا بهتر شد.

03:47.478 --> 03:49.063
‫باشه. روتو بکن به من.

04:01.534 --> 04:02.951
‫باشه.

04:02.952 --> 04:04.662
‫از اینجا برو.

04:06.690 --> 04:08.357
‫فکر کردم می‌خوای بکشیم.

04:08.382 --> 04:11.718
‫فکر کردی من چه جور پلیس عوضی‌ای هستم؟

04:11.743 --> 04:14.077
‫نمی‌دونم. چه جوری هستی؟

04:14.102 --> 04:16.648
‫از اونایی که نزدیک بود
‫سه بار سر ماشین رو کج کنه

04:16.673 --> 04:18.466
‫تا واقعا بازداشتت کنه.

04:18.551 --> 04:20.552
‫- پس چرا نکردی؟
‫- به خاطر اون یارو

04:20.553 --> 04:22.762
‫که ریچر گوشش رو کند.

04:22.763 --> 04:23.972
‫فکر کردیم مأموره.

04:23.973 --> 04:25.473
‫معلوم شد
‫هیچ‌کس نمی‌تونه توی سیستم پیداش کنه.

04:25.474 --> 04:27.976
‫بعدش هم دیدیم این عوضی‌های سی‌آی‌ای

04:27.977 --> 04:30.770
‫اومدن بردنش و
‫بهمون گفتن همچین اتفاقی نیفتاده.

04:30.771 --> 04:32.230
‫دقیقا عین مردان سیاه‌پوش.

04:32.231 --> 04:33.606
‫و اون کثافت تک‌گوش،

04:33.607 --> 04:36.526
‫یه تفنگ بیهوش‌کننده
‫و کلید سلول ریچر دستش بود.

04:36.527 --> 04:38.236
‫به نظرت معنیش چیه؟

04:38.237 --> 04:39.612
‫اینکه می‌خواستن بکشنش.

04:39.613 --> 04:42.616
‫س، همکارم خودشو توی
‫چه دردسری انداخته؟

04:44.118 --> 04:47.412
‫خیلی... پیچیده‌ست.

04:47.413 --> 04:49.789
‫پس شمرده‌شمرده بگو.

04:49.790 --> 04:52.959
‫شبی که خواهرم مُرد،

04:52.960 --> 04:56.337
‫یه فلش همراهش بود که
‫اطلاعات حساس دولتی توش بود.

04:56.338 --> 04:57.964
‫همونی که مأمورای فدرال‌ دنبالش بودن؟

04:57.965 --> 04:59.966
‫فقط اونا نبودن که دنبالش بودن.

04:59.967 --> 05:02.510
‫اون دوتا زن اندونزیایی، سی‌آی‌ای،

05:02.511 --> 05:04.095
‫و چندتا مأمور کارکشته.

05:04.096 --> 05:05.847
‫ولی ما اول پیداش کردیم.

05:05.848 --> 05:08.433
‫همین‌طوری کارمون
‫به اون تیراندازی توی رستوران کشید؟

05:08.434 --> 05:09.601
‫آره.

05:09.602 --> 05:11.436
‫آخرش افتاد دست زنا.

05:11.437 --> 05:12.854
‫می‌دونی توش چیه؟

05:12.855 --> 05:14.689
‫یه عکس قدیمی مال چند دهه پیش.

05:14.690 --> 05:16.983
‫تامارا و ریچر رفتن با یکی
‫از مردهای توی عکس حرف بزنن،

05:17.008 --> 05:19.844
‫یه شیمی‌دان به اسم لئو آلکوئیست.

05:20.905 --> 05:22.113
‫شیمی‌دان؟

05:22.114 --> 05:25.033
‫- چیه؟
‫- یه سری وسایل شیمی

05:25.034 --> 05:28.578
‫توی رستوران پیدا کردیم،
‫مثل بشر و چراغ بنزن و این‌جور چیزا.

05:28.579 --> 05:30.456
‫انگار یکی قصد داشته یه چیزی بسازه.

05:31.323 --> 05:32.740
‫این اصلا خوب نیست.

05:32.780 --> 05:34.406
‫خب، این آلکوئیست کجاست؟

05:34.502 --> 05:35.752
‫دوور.

05:35.753 --> 05:37.170
‫یه ذره از حوزه‌ی استحفاظی من خارجه،

05:37.171 --> 05:40.215
‫ولی اگه توی فیلی کمک خواست،
‫بهش بگو بهم زنگ بزنه.

05:40.216 --> 05:41.634
‫هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.

05:42.718 --> 05:45.136
‫می‌دونی چی شد که تامارا تهش

05:45.137 --> 05:46.930
‫با یه کارمند
‫معمولی مثل من همکار شد؟

05:46.931 --> 05:50.141
‫چون اصرار داشت کار درست رو انجام بده.

05:50.142 --> 05:53.521
‫می‌دونی، خیلی رو اعصابه،
‫ولی شریف‌ترین پلیسیه که می‌شناسم.

05:54.105 --> 05:57.398
‫و می‌دونستم هر چی توی
‫اخبار درباره‌ش می‌گن چرت و پرته.

05:57.399 --> 05:59.651
‫سر این کار تو دردسر نمی‌افتی؟

05:59.760 --> 06:02.012
‫اگه بتونم جلوشو بگیرم، نه.

06:05.449 --> 06:06.575
‫هی.

06:07.034 --> 06:08.618
‫باشه. دقیقا همین‌جا.

06:08.619 --> 06:09.745
‫دقیقا همین‌جا.

06:11.080 --> 06:13.414
‫- همین‌جا چی؟
‫- با ته تفنگ،

06:13.415 --> 06:16.209
‫بزن همین‌جا که پوستش کشیده شده، باشه؟

06:16.210 --> 06:18.253
‫داستان این می‌شه که تو تظاهر کردی تشنج کردی،

06:18.254 --> 06:20.171
‫من اومدم چکت کنم، تو حمله کردی،

06:20.172 --> 06:22.841
‫بهم کله زدی، گیجم کردی و بعدش فرار کردی.

06:22.842 --> 06:24.509
‫تو ۱۵ سال از من جوون‌تری.

06:24.510 --> 06:27.011
‫باورشون می‌شه که تونستی
‫از پس من پیرمرد بربیای.

06:27.012 --> 06:29.764
‫شاید تفنگ رو هم با خودم بردم؟

06:29.765 --> 06:31.558
‫نه، دیگه زیاده‌روی نکن، باشه؟

06:31.559 --> 06:34.853
‫همین‌طوریش هم به خاطر این کار دهنم سرویس می‌شه،
‫دیگه نمی‌خوام تفنگم رو هم از دست بدم، باشه؟

06:34.854 --> 06:36.772
‫بریم تو کارش. وقت نمایشه، باشه؟

06:42.862 --> 06:44.571
‫- باشه، خیلی خب، خوبه، خوبه.
‫- باشه. حالت خوبه؟

06:44.572 --> 06:46.781
‫خوبه. دمت گرم، دمت گرم.

06:46.782 --> 06:49.576
‫خیلی خب، حالا راه بیفت، سرت هم پایین باشه.

06:49.577 --> 06:51.452
‫می‌تونی یه لطفی بهم بکنی؟

06:51.453 --> 06:54.289
‫مطمئنم همین الانش هم دارم یه لطف بزرگ بهت می‌کنم.

06:54.290 --> 06:56.040
‫یه سری به راسل پلام بزن.

06:56.041 --> 06:57.876
‫به خاطر زخم گلوله توی بیمارستان پن پرزبی بستری شده.

06:57.877 --> 06:58.984
‫باشه؟ بهش بگو...

06:59.785 --> 07:02.036
‫...ببخشید که توی کتابخونه تنهاش گذاشتم.

07:02.131 --> 07:03.716
‫آره، حتما.

07:05.759 --> 07:06.968
‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم.

07:06.969 --> 07:09.888
‫کافیه گورت رو گم کنی.
‫ما با هم رفیق نیستیم، باشه؟

07:09.889 --> 07:11.807
‫قرار نیست اینجا
‫صحنه‌ی رمانتیک بسازیم. بزن به چاک.

07:22.067 --> 07:23.276
‫مشترک مورد نظر

07:23.277 --> 07:25.361
‫- در حال حاضر در دسترس نمی‌باشد.
‫- داری شوخی می‌کنی دیگه.

07:25.362 --> 07:26.946
‫لطفا پیغام بگذارید.

07:26.947 --> 07:29.324
‫کدوم گوری هستی؟

07:29.325 --> 07:30.825
‫باید تأیید کنی

07:30.826 --> 07:32.453
‫که مأموریتت رو تموم کردی، تا بتونیم...

08:02.175 --> 08:04.343
‫فرصت نشد حرفمون رو تموم کنیم.

08:07.148 --> 08:12.851
‫

08:29.593 --> 08:30.969
‫چطوری پیدام کردی؟

08:30.970 --> 08:32.387
‫دیدم چقدر هارد درایو واسه خرد کردن مونده،

08:32.388 --> 08:34.847
‫واسه همین بیرون دفترت منتظر موندم
‫تا کارت تموم شه و بعدش تعقیبت کردم.

08:34.848 --> 08:36.683
‫می‌تونم برات پول جور کنم. پول می‌خوای؟

08:36.684 --> 08:38.726
‫- برات پول میارم.
‫- من جواب می‌خوام.

08:38.727 --> 08:40.311
‫توی اون عکس چی هست که این‌قدر مهمه

08:40.336 --> 08:42.755
‫که تو و بقیه حاضرید به خاطرش آدم بکشید؟

08:45.109 --> 08:47.069
‫یادت میاد گفتم قراره به حرف بیارمت؟

08:48.320 --> 08:49.988
‫نه، نه، نـ...

08:49.989 --> 08:51.864
‫لعنتی!

08:51.865 --> 08:53.700
‫لامصب!

08:53.701 --> 08:56.035
‫نه، نه، نه! صبر کن، صبر کن، صبر کن.

08:56.036 --> 08:58.579
‫می‌گم... هر چی بخوای بدونی رو بهت می‌گم. نکن...

08:58.580 --> 09:00.164
‫اون عکس.

09:01.155 --> 09:02.906
‫حاوی فرمول

09:03.018 --> 09:05.436
‫یه سلاح شیمیایی کشتار جمعیه.

09:05.461 --> 09:07.212
‫توی اون عکس هیچ فرمولی نیست.

09:07.298 --> 09:09.007
‫اونجاست. فقط نمی‌تونی ببینیش.

09:10.342 --> 09:12.010
‫- درست حرف بزن بفهمم چی می‌گی!
‫- باشه، باشه.

09:12.011 --> 09:13.761
‫بذار توضیح بدم.

09:13.762 --> 09:14.972
‫بگو.

09:18.684 --> 09:22.854
‫بعد از حملات گاز سارین
‫سال ۹۵ توی متروی توکیو،

09:22.855 --> 09:25.773
‫آمریکا به این نتیجه رسید که سلاح‌های شیمیایی

09:25.774 --> 09:29.320
‫انتخاب بعدی بدترین تروریست‌های
‫جهان برای کشتار جمعی می‌شه...

09:30.404 --> 09:33.364
‫...واسه همین سیا مخفیانه با دارپا قرارداد بست.

09:33.365 --> 09:35.199
‫من اونجا کار می‌کردم،

09:35.200 --> 09:38.494
‫یه دستیار بودم که تازه درسم تموم شده بود.

09:38.495 --> 09:41.289
‫من رو فرستادن سر یه پروژه، عملیات منگوس.

09:41.290 --> 09:44.042
‫قرار بود سلاح‌های شیمیایی بسازیم

09:44.043 --> 09:46.252
‫و بعد مهندسی معکوس‌شون کنیم

09:46.253 --> 09:48.338
‫تا بتونیم پادزهر و اقدامات متقابل براشون پیدا کنیم.

09:48.339 --> 09:52.467
‫پروتکل ژنو و کنوانسیون
‫سلاح‌های شیمیایی ممنوعشون کرده بود.

09:54.003 --> 09:55.962
‫همه‌ش غیررسمی و مخفیانه بود.

09:55.987 --> 09:59.156
‫یه ژنرال ارتش اندونزی به اسم پوترا...

09:59.266 --> 10:03.394
‫داشت سعی می‌کرد نیروهای ویژه آمریکا رو بیاره
‫تا یه مدتی به نیروهاش آموزش بدن.

10:03.395 --> 10:08.441
‫خب، پوترا آدم مشکوکی بود، اما واشینگتن
‫این رو یه فرصتی برای معامله دید.

10:08.442 --> 10:11.944
‫در ازای آموزش، پوترا به
‫سی‌آی‌ای اجازه می‌داد که...

10:11.945 --> 10:14.322
‫یه آزمایشگاه مخفی سلاح‌های شیمیایی
‫توی جنگل‌های بارانی بسازه.

10:14.323 --> 10:16.032
‫جان سمپسون از این موضوع خبر داشت؟

10:16.033 --> 10:18.034
‫نه.
‫به ما گفته بودن که از سمپسون...

10:18.059 --> 10:19.874
‫و آدم‌های زیردستش مخفی نگهش داریم.

10:21.337 --> 10:22.755
‫پایین بمونین.

10:24.064 --> 10:25.524
‫پایین بمونین.

10:26.919 --> 10:28.461
‫پایین بمونین.

10:30.420 --> 10:33.068
‫پایین بمونین. پایین بمونین.

10:33.092 --> 10:35.176
‫حرکت، حرکت، حرکت.

10:35.177 --> 10:36.844
‫سمپسون آدم خیلی قانون‌مندی بود.

10:36.845 --> 10:38.930
‫اگه می‌فهمید داریم قوانین بین‌المللی رو زیر پا می‌ذاریم،

10:38.931 --> 10:40.348
‫حتما قضیه رو لو می‌داد.

10:40.349 --> 10:42.726
‫فکر می‌کرد اونجا داریم روی بیماری مالاریا تحقیق می‌کنیم.

10:43.727 --> 10:46.562
‫تنها کسی از گروه دلتا که می‌دونست
‫ واقعا داریم چیکار می‌کنیم،

10:46.563 --> 10:49.316
‫فرمانده‌شون، کیهیل بود.

10:53.112 --> 10:54.779
‫اون کمکمون کرد که روش سرپوش بذاریم.

10:54.780 --> 10:57.281
‫پس، واسه همین بود که کیهیل اون شب توی مترو بود؟

10:57.282 --> 10:59.909
‫- هنوزم سعی دارن همه‌ی اینا رو مخفی کنن؟
‫- بله.

10:59.910 --> 11:01.869
‫وقتی اون کارمند، مریک، فایل‌های دلتا رو دزدید،

11:01.894 --> 11:04.272
‫حتما باعث شده یه سیستم
‫هشدار توی شبکه فعال بشه.

11:13.841 --> 11:17.594
‫وزارت دفاع چندتا از آدم‌هاشو فرستاد تا تعقیبش کنن...

11:18.512 --> 11:20.139
‫...تا ببینن اطلاعات دزدیده شده رو کجا می‌بره.

11:22.270 --> 11:25.023
‫ردش رو چندتا بلوک دورتر از محل کارش زدن.

11:25.602 --> 11:29.606
‫فکر می‌کردن چیز مهمی نیست،
‫چون مربوط به سال ۹۸ توی اندونزی بود.

11:30.622 --> 11:33.486
‫اصلا روحشون هم خبر نداشت
‫اون عکس چه بلایی می‌تونه به پا کنه.

11:35.555 --> 11:38.701
‫از سر احترام با دفتر سمپسون تماس گرفتن.

11:38.726 --> 11:40.602
‫دیر وقت بود.

11:40.627 --> 11:43.129
‫- کیهیل تنها کسی بود که اونجا بود.
‫- کیهیل.

11:43.309 --> 11:45.393
‫می‌دونست اگه اون فایل‌ها هدف قرار گرفتن،

11:45.418 --> 11:48.045
‫حتما یه مدرک جرمی توشون هست.

11:48.070 --> 11:51.114
‫طولی نکشید که فهمید موضوع چیه.

11:51.139 --> 11:53.557
‫کیهیل به مامورهای فدرالی
‫ که مریک رو تعقیب می‌کردن رسید،

11:53.589 --> 11:56.424
‫راهشون رو گرفت
‫باعث شد توی بزرگراه یه تصادف جزئی بکنن

11:56.425 --> 11:59.177
‫تا ردش رو گم کنن.

11:59.178 --> 12:02.181
‫مأمورای فدرال‌ اصلا ندیدنش،
‫و اونم به تعقیب آنا ادامه داد.

12:03.682 --> 12:05.391
‫اون عضو نیروی دلتا بود.

12:05.392 --> 12:07.560
‫این‌جور کارها تخصصش بود.

12:07.561 --> 12:10.146
‫تا خود مترو تعقیبش کرد.

12:10.147 --> 12:13.816
‫می‌خواست به محض اینکه باهاش تنها شد،
‫فلش رو ازش بگیره.

12:13.817 --> 12:15.819
‫بعدش همه‌چیز به هم ریخت.

12:17.738 --> 12:19.739
‫اما تو اون بخش رو می‌دونی، مگه نه؟

12:21.896 --> 12:25.203
‫پس وقتی پلیس‌ها اومدن،
‫کیهیل جیم زد و زنگ زد تا بهت هشدار بده.

12:25.204 --> 12:26.621
‫اون دوتا تماس گرفت.

12:26.622 --> 12:28.539
‫یکی به من و یکی به فاستر،

12:28.540 --> 12:32.084
‫مامور سی‌آی‌ای
‫که عملیات منگوس رو اداره می‌کرد.

12:32.085 --> 12:34.921
‫فاستر رو می‌شناسم. گوشش رو کندم.

12:34.922 --> 12:37.048
‫زنگ زدن به فاستر منطقی بود،

12:37.049 --> 12:40.176
‫چون کیهیل می‌خواست هر چی توی اون
‫فلش هست هرگز فاش نشه،

12:40.177 --> 12:43.596
‫و کیهیل فکر می‌کرد سی‌آی‌ای بهترین شانس رو
‫داره که بی صدا تمومش کنه.

12:43.597 --> 12:45.390
‫اما چرا به تو زنگ زد؟

12:45.980 --> 12:48.227
‫همون‌طور که گفتی،
‫تو فقط یه دستیار بودی.

12:52.689 --> 12:54.316
‫بشکون اون کوفتی رو.

12:55.359 --> 12:56.651
‫نه! نه! نه!

12:56.652 --> 12:59.612
‫اون زنگ زد چون من داشتم از چیزایی
‫که توی جنگل یاد گرفته بودیم استفاده می‌کردم،

12:59.613 --> 13:01.030
‫و کیهیل این رو می‌دونست.

13:01.031 --> 13:02.199
‫از کجا می‌دونست؟

13:03.008 --> 13:06.494
‫بعد از اینکه از راه آفت‌کش‌ها میلیاردها دلار
‫به جیب زدم و شرکتم بزرگ شد،

13:06.495 --> 13:09.205
‫اسمم زیاد توی مطبوعات می‌اومد

13:09.206 --> 13:11.666
‫و کیهیل من رو از زمان اندونزی شناخت.

13:11.667 --> 13:13.626
‫سال‌ها پیش باهام تماس گرفت،

13:13.627 --> 13:17.588
‫نگران بود که نکنه کاری کنم
‫که عملیات منگوس لو بره.

13:17.589 --> 13:20.341
‫بهش گفتم که این آخرین
‫چیزیه که اجازه می‌دم اتفاق بیفته.

13:20.342 --> 13:24.178
‫چیزی که توی اون عملیات غیرقانونی ساختیم
‫پایه و اساس کل کسب‌وکار من بود.

13:24.179 --> 13:25.888
‫اگر اون لو بره، همه‌مون نابود می‌شیم.

13:25.889 --> 13:28.474
‫واسه همین بود که اون مزدورها رو استخدام کردی.

13:28.475 --> 13:30.810
‫می‌خواستی مطمئن بشی که کار تموم می‌شه.

13:30.811 --> 13:34.522
‫اما اگه هدفشون با سی‌آی‌ای یکی بود...
‫یعنی مخفی کردن فلش...

13:34.523 --> 13:36.607
‫چرا مامورهای سی‌آی‌ای رو توی واشینگتن کشتن؟

13:36.608 --> 13:39.610
‫شرکت من توی بعضی از
‫خطرناک‌ترین جاهای دنیا تجارت کرده،

13:39.611 --> 13:42.697
‫و واسه همین مجبور شدیم بعضی از
‫خطرناک‌ترین آدم‌های دنیا رو استخدام کنیم.

13:42.698 --> 13:44.448
‫بعضی وقت‌ها زیاده‌روی کردن.

13:44.473 --> 13:46.474
‫من هرگز نمی‌خواستم کسی رو بکشن.

13:48.317 --> 13:50.359
‫به جز شاید اون دوتا زن رو.

13:50.455 --> 13:52.124
‫می‌دونی اونا واقعا کی هستن؟

13:53.125 --> 13:56.003
‫آدم‌های من از طریق بعضی از منابعشون فهمیدن.

13:57.045 --> 13:58.963
‫اون بزرگتره که خودش رو آمیشا صدا می‌زنه،

13:58.964 --> 14:01.007
‫قبلا توی واحد نیروهای ویژه پوترا بوده.

14:01.008 --> 14:03.217
‫تا جایی که من فهمیدم، می‌پرستیدش.

14:03.218 --> 14:06.345
‫اون جوون‌تره، لایلا، نوچه‌شه.

14:06.346 --> 14:08.472
‫هردوشون به شدت خطرناکن.

14:08.473 --> 14:11.517
‫می‌شه بهشون گفت
‫فرصت‌طلب‌های جنایتکار بین‌المللی.

14:11.518 --> 14:13.311
‫اونا معمولا پولی کار می‌کنن،

14:13.312 --> 14:15.313
‫به جز این مورد، که یه فرصت دیدن...

14:15.314 --> 14:17.273
‫تا کلی پول به جیب بزنن و پیگیرش شدن.

14:17.298 --> 14:19.425
‫و دوباره برمی‌گردیم سر اون عکس.

14:23.989 --> 14:26.866
‫سمپسون داشت از تمرینات
‫برای واشینگتن مستند تهیه می‌کرد.

14:31.038 --> 14:33.289
‫فکر کنم بی‌احتیاطی کرده بودیم،

14:33.290 --> 14:37.126
‫ولی خب کارایی می‌کردیم که هیچ‌کدوم
‫از سربازای اونجا سر در نمی‌آوردن.

14:37.127 --> 14:40.422
‫از بالا بهشون نگاه می‌کردیم،
‫فکر می‌کردیم زیاد باهوش نیستن.

14:41.321 --> 14:43.698
‫احتمالا باید مسائل امنیتی رو
‫بیشتر رعایت می‌کردیم.

14:44.885 --> 14:48.179
‫قربان، ژنرال پوترا می‌خواد با هر دوی ما عکس بگیره.

14:48.180 --> 14:49.430
‫باشه، ولی بیا بریم بیرون بگیریم.

14:49.431 --> 14:50.973
‫نه، نه، نه، نه. خیلی روشنه.

14:51.004 --> 14:53.757
‫اینجا خیلی بهتر می‌شه. بیا.

14:54.811 --> 14:57.730
‫حالا اینو بفرست واشینگتن دی‌سی تا همیشه بدونن

14:57.731 --> 15:01.108
‫که چه دوست خوبی مثل من دارن، مگه نه؟

15:01.109 --> 15:02.861
‫البته، ژنرال.

15:06.239 --> 15:08.157
‫کیهیل بعدش عکس رو نابود می‌کرد،

15:08.158 --> 15:10.933
‫ولی وقتی ظاهر شد، دید که اون تخته‌سفید

15:10.958 --> 15:14.462
‫که فرمولمون روش بود، توی پس‌زمینه افتاده و تاره.

15:15.600 --> 15:17.976
‫و اینطوری شد که اون عکس،
‫یکی از هزاران عکس دیگه،

15:18.001 --> 15:21.671
‫شد بخشی از اسناد رسمی دوران حضورمون توی اونجا.

15:21.672 --> 15:24.590
‫هر اطلاعات حساسی هم کاملا ناخوانا شده بود.

15:24.591 --> 15:26.342
‫توی دهه‌ی ۹۰ ناخوانا بود.

15:26.343 --> 15:28.886
‫آره. هوش مصنوعی جدید،

15:28.887 --> 15:31.305
‫وقتی برای بازسازی تصویر به کار بره

15:31.306 --> 15:35.142
‫می‌تونه در واقع لنز رو به صورت دیجیتالی دوباره فوکوس کنه.

15:35.143 --> 15:38.522
‫پس چیزی که دیروز ناواضح بود، امروز واضحه.

15:39.356 --> 15:41.774
‫خب. فرض کنیم الان فرمول رو دارن.

15:41.775 --> 15:43.317
‫ساختن این چیزا چقدر سخته؟

15:43.318 --> 15:46.862
‫بدون اون سم بیولوژیکی پایه غیرممکنه.

15:46.863 --> 15:48.280
‫آبرین.

15:48.281 --> 15:50.533
‫هفتاد برابر کشنده‌تر از رایسینه.

15:50.534 --> 15:52.451
‫پیدا کردن نمونه‌های قوی توی آمریکا سخته،

15:52.452 --> 15:55.416
‫ولی توی جنگل‌های بارانی اندونزی نسبتا زیاده.

15:56.415 --> 15:59.000
‫از یه گیاه به اسم چشم خروس به دست آوردیمش.

16:00.293 --> 16:02.169
‫- لعنتی.
‫- چی شده؟

16:02.170 --> 16:03.714
‫لایلا از اون دانه‌های چشم خروس داره.

16:04.506 --> 16:06.091
‫دیدمشون.

16:07.092 --> 16:11.054
‫مادرم وقتی ۱۶ سالم بود این دستبند رو بهم داد.

16:11.638 --> 16:14.891
‫توی هر جعبه دوتا دونه.

16:16.017 --> 16:18.895
‫من و اون، همیشه با هم.

16:19.958 --> 16:21.981
‫اگه فرمول مخفی بود، لایلا و آمیشا چطوری

16:21.982 --> 16:23.858
‫قبل از اینکه عکس رو به دست بیارن،
‫از دونه ها خبر داشتن؟

16:23.859 --> 16:26.527
‫ما از سربازای پوترا برای جمع کردنشون استفاده کردیم،

16:26.528 --> 16:30.699
‫واسه همین حدس می‌زنم لابد
‫می‌دونستن که این دانه‌ها یه جورایی حیاتی‌ان.

16:31.742 --> 16:33.159
‫خیلی حماقت بزرگی بود.

16:33.160 --> 16:34.244
‫خفه شو.

16:35.049 --> 16:36.800
‫نیروی کار مجانی بودن.

16:36.825 --> 16:38.284
‫خب، پس دونه‌ها رو دارن.

16:38.309 --> 16:40.101
‫برای ساختن سلاح به چی نیاز دارن؟

16:40.126 --> 16:43.170
‫مواد شیمیایی که توی هر فروشگاهی پیدا می‌شه.

16:43.271 --> 16:46.982
‫ولی نحوه‌ی فرآوری اونا با دانه‌هاست
‫که انقدر کشنده‌ش می‌کنه.

16:47.007 --> 16:49.175
‫یعنی ممکنه همین الان در حال ساختش باشن؟

16:50.343 --> 16:52.553
‫ممکنه تا الان ساخته باشنش.

17:23.794 --> 17:25.420
‫هی.

17:27.881 --> 17:29.466
‫خب، این همون کمک‌مونه؟

17:31.360 --> 17:33.987
‫گفتن دنبال یکی می‌گردی

17:34.012 --> 17:36.388
‫که یه جور هروئین جدید رو امتحان کنه.

17:36.389 --> 17:37.599
‫مـ... من پایه‌م.

17:40.101 --> 17:41.852
‫ولی کارای جنسی انجام نمی‌دم.

17:41.853 --> 17:44.104
‫نه. خبری از کارای جنسی نیست.

17:44.105 --> 17:46.650
‫فقط بهترین نئشگی‌ایه که تا حالا تجربه کردی.

17:47.734 --> 17:48.944
‫بشین.

17:50.611 --> 17:52.779
‫از این خوشت میاد.

18:12.592 --> 18:14.135
‫چیکار می‌کنه؟

18:15.762 --> 18:18.849
‫باعث می‌شه همه‌ی مشکلاتت یادت بره.

19:19.200 --> 19:22.202
‫سموم وقتی علیه یه هدف واحد به کار برن، فوق‌العاده مؤثرن.

19:22.203 --> 19:23.871
‫گفتی داشتی روی سلاح‌هایی تحقیق می‌کردی

19:23.872 --> 19:25.664
‫که بشه توی حملات دسته‌جمعی ازشون استفاده کرد.

19:25.665 --> 19:28.042
‫هیچ‌کس تا حالا نفهمیده چطوری می‌شه به طور مؤثر

19:28.043 --> 19:31.670
‫سموم شیمیایی رو توی یه فضای باز گسترده پخش کرد.

19:31.671 --> 19:33.088
‫ما فهمیدیم.

19:33.089 --> 19:37.051
‫وقتی به صورت آیروسل دربیاد،
‫این ماده مثل مه توی هوا معلق می‌مونه،

19:37.052 --> 19:39.803
‫و اونقدر سبکه که با جریان هوا حرکت کنه.

19:39.804 --> 19:41.597
‫واسه همین سریع پخش می‌شه.

19:41.598 --> 19:44.808
‫اگه یه بمب‌گذار انتحاری رو با اون مواد
‫که بهش وصل شده بفرستی به میدان تایمز،

19:44.809 --> 19:46.602
‫همه‌ی مردم تا شعاع ده بلوک اون‌طرف‌تر رو می‌کشی.

19:46.603 --> 19:48.020
‫اکثرشون در عرض چند ثانیه.

19:48.021 --> 19:51.482
‫گفتی کل این پروژه برای این بود که
‫جلوی همچین اتفاقایی گرفته بشه.

19:51.483 --> 19:54.902
‫ما سعی داشتیم بدترین سناریوی ممکن رو بسازیم،

19:54.903 --> 19:56.820
‫چیزی که بیشتر از همه ازش می‌ترسیدیم،

19:56.821 --> 20:00.783
‫و بعد مهندسی معکوس کنیم
‫تا راهی برای خنثی کردنش پیدا کنیم.

20:00.784 --> 20:02.284
‫پس پادزهری وجود داره؟

20:02.285 --> 20:04.078
‫هیچ‌وقت تا اونجا پیش نرفتیم.

20:04.079 --> 20:08.374
‫پروژه لغو شد چون پوترا یه جوری
‫فهمید اونجا داریم چیکار می‌کنیم،

20:08.375 --> 20:10.709
‫و اونم سلاح رو دزدید.

20:10.710 --> 20:13.754
‫یه روستای کامل رو قتل‌عام کرد چون رهبراش

20:13.779 --> 20:16.614
‫با دشمن‌های سیاسی پوترا متحد شده بودن.

20:28.269 --> 20:30.188
‫آمریکا همه‌ش رو ماست‌مالی کرد.

20:31.189 --> 20:34.776
‫وجهه‌ی بدی داشت، حتی اگه قصد ما این نبود.

20:36.384 --> 20:39.469
‫و حالا لایلا و آمیشا می‌خوان
‫اونو به خدا می‌دونه کیا بفروشن.

20:39.494 --> 20:41.954
‫هدفمون دفاع بود، نه حمله.

20:42.033 --> 20:44.576
‫من دانشجو بودم پسر.
‫داشتم وام‌های دانشجوییم رو صاف می‌کردم.

20:44.577 --> 20:46.297
‫می‌دونی، فقط داشتم
‫کاری رو می‌کردم که بهم گفته بودن.

20:46.322 --> 20:47.496
‫آره، کاری که بهت گفته بودن.

20:47.497 --> 20:49.665
‫از اون فرمول استفاده کردی
‫تا خودت رو پولدار کنی.

20:49.666 --> 20:50.874
‫من اصلاحش کردم.

20:50.875 --> 20:55.338
‫آفت‌کش‌های من فقط برای
‫اون کرم‌های غوزه کیری کشنده‌ن.

20:56.559 --> 20:58.643
‫من جلوی قحطی رو می‌گیرم.

20:58.721 --> 21:00.555
‫می‌فهمی؟

21:00.635 --> 21:02.720
‫مردم به خاطر من غذا می‌خورن.

21:02.721 --> 21:04.805
‫مردم به خاطر تو مُردن...

21:04.806 --> 21:07.266
‫تویی که فقط به فکر نجات جون خودت
‫و حساب بانکیت بودی.

21:07.267 --> 21:08.517
‫چی از دست دادیم؟

21:08.518 --> 21:10.102
‫یه کارمند دولت؟

21:10.103 --> 21:12.062
‫یه فوتبالیست لعنتی؟

21:12.063 --> 21:14.690
‫چندتا مامور رده‌میانی سی‌آی‌ای؟

21:14.691 --> 21:16.859
‫نجات دادن دنیا هزینه داره.

21:16.860 --> 21:19.611
‫خب،
‫با این عوضی چیکار کنیم؟

21:19.612 --> 21:21.447
‫حتی اگه فلش رو
‫از لایلا و آمیشا بگیریم،

21:21.448 --> 21:23.490
‫بازم می‌تونن پیداش کنن
‫و دستورالعمل رو ازش بگیرن.

21:23.491 --> 21:25.368
‫من هیچی بهشون نمی‌گم.

21:28.413 --> 21:29.747
‫قسم می‌خورم.

21:29.748 --> 21:32.125
‫تو که با چهارتا انگشت شکسته
‫همه‌چی رو لو دادی.

21:33.017 --> 21:34.852
‫من دیدم این زنا چه بلایی سر مردم میارن.

21:35.625 --> 21:37.459
‫حرف می‌زنی.

21:39.549 --> 21:41.341
‫صبر کن. صبر کن!

21:41.342 --> 21:42.260
‫صبر کن، صبر کن، ص...

21:43.180 --> 21:45.181
‫یا عیسی مسیح، ریچر.

21:45.206 --> 21:46.722
‫من رئیس تیم امنیتی مردی هستم

21:46.723 --> 21:49.516
‫که ممکنه رئیس‌جمهور بعدی
‫ایالات متحده‌ی آمریکا باشه.

21:49.517 --> 21:52.061
‫نمی‌تونی جلوی من از این غلطا بکنی.

21:52.062 --> 21:54.230
‫نجات دادن دنیا هزینه داره.

21:56.191 --> 21:57.817
‫من باهاش مشکلی ندارم.

22:15.001 --> 22:17.212
‫اون‌قدری بساز که هزاران نفر رو بکشه.

22:28.973 --> 22:31.392
‫متاسفم. معذرت می‌خوام.

22:48.660 --> 22:50.370
‫...هرچه زودتر آمارش رو دربیار.

23:15.228 --> 23:16.813
‫لعنتی.

23:34.289 --> 23:36.665
‫جیکوب. از پلام چه خبر؟

23:36.666 --> 23:37.749
‫نمی‌دونم.

23:37.750 --> 23:40.377
‫پلیس‌های توی بیمارستان شناساییم کردن،
‫و مجبور شدم فرار کنم.

23:40.378 --> 23:42.588
‫آخرین باری که دیدمش، حالش خوب به نظر نمی‌رسید.

23:42.589 --> 23:44.089
‫لعنتی.

23:44.090 --> 23:45.716
‫- خوبی؟
‫- نه واقعا،

23:45.717 --> 23:47.843
‫چون تازه فهمیدم
‫لایلا داره فلش رو

23:47.844 --> 23:50.346
‫توی دارک‌وب،
‫فردا ساعت ۱۰ صبح به حراج می‌ذاره.

23:50.930 --> 23:52.055
‫از کجا می‌دونی؟

23:52.056 --> 23:55.225
‫پلام توی یه تالار گفتگو به رابط‌هاش سپرده بود

23:55.226 --> 23:57.144
‫که دنبال اطلاعاتی درباره‌ی فلش باشن؟

23:57.145 --> 24:00.522
‫خب، گوشیش دست منه و یکی
‫از دوستای خبرنگارش بهش خبر داد.

24:00.523 --> 24:02.900
‫این یارو توی دارک وب یه آگهی حراج پیدا کرده

24:02.901 --> 24:05.819
‫و طبق حرف‌هایی که شنیده،
‫به نظر می‌رسه

24:05.820 --> 24:08.280
‫بیشتر آشغال‌های کله‌گنده‌ی دنیا
‫قراره توی مزایده شرکت کنن.

24:08.281 --> 24:10.365
‫خب، تونستی بفهمی
‫دقیقا چی برای فروشه؟

24:10.366 --> 24:13.118
‫فرمول یه سلاح کشتار جمعی شیمیایی.

24:13.119 --> 24:14.494
‫لعنتی.

24:14.495 --> 24:16.121
‫آره، اوضاع خیته.

24:16.122 --> 24:17.873
‫شاید بدتر از اون چیزی باشه که فکر می‌کنی.

24:17.874 --> 24:21.104
‫توی آگهی حراج به یه
‫نمایش اثبات عملکرد اشاره شده.

24:21.140 --> 24:24.684
‫پلیس‌ها هم توی اون رستوران قدیمی
‫تجهیزات شیمیایی پیدا کردن.

24:24.709 --> 24:25.917
‫منطقیه.

24:25.942 --> 24:28.193
‫کسی میلیاردها دلار بابت سلاح نمی‌ده،
‫مگر اینکه بدونه جواب می‌ده.

24:28.218 --> 24:30.594
‫اگه حراج رو راه انداختن، حتما
‫تا الان اون مواد رو ساختن.

24:30.595 --> 24:34.973
‫واسه همینه که آنا رو مجبور کردن
‫بعد از دزدیدن فایل، پاکش کنه.

24:34.974 --> 24:38.685
‫اگه فقط یه نسخه از فرمول وجود داشته باشه،
‫ارزشش خیلی بیشتر می‌شه.

24:38.686 --> 24:42.315
‫اگه حراج فرداست، پس امشب قراره
‫چند نفر رو بکشن تا ثابت کنن کار می‌کنه.

24:42.875 --> 24:44.459
‫وقتشون خیلی کم نیست؟

24:44.484 --> 24:47.194
‫نمی‌تونن حراج رو عقب بندازن؟

24:47.195 --> 24:49.655
‫نه اگه بعضی از خریدارها
‫تاکید کرده باشن که نمی‌خوان عقب بیفته.

24:49.656 --> 24:52.783
‫و آخرین چیزی که لایلا و آمیشا
‫میخوان اینه که ضعیف به نظر بیان.

24:52.784 --> 24:55.118
‫قول فروش دادن،
‫پس می‌فروشنش.

24:55.119 --> 24:58.163
‫فقط انتظار نداشتن خواهرت
‫کل عملیاتشون رو به گند بکشه.

24:58.164 --> 25:02.334
‫توی اینترنت بگرد، ببین توی فیلی
‫خبری هست که بتونه یه هدف مناسب باشه.

25:02.335 --> 25:04.086
‫از کجا می‌دونی حمله همین‌جاست؟

25:04.087 --> 25:06.171
‫اینجا ششمین شهر بزرگ آمریکاست.

25:06.172 --> 25:08.215
‫آمار تلفات خیلی بالایی می‌گیرن.

25:08.216 --> 25:09.508
‫و همون‌جاییه که قرار بود با آنا ملاقات کنن.

25:09.509 --> 25:11.760
‫تجهیزات شیمیایی رو هم
‫آماده داشتن.

25:11.761 --> 25:14.096
‫ریسک ساختن یه سلاح و استفاده از اون توی همون منطقه خیلی کمتره

25:14.097 --> 25:16.682
‫تا اینکه بخوای یه چیز به این کشندگی رو
‫منتقل کنی.

25:16.683 --> 25:18.684
‫مخصوصا الان که
‫پلیس، ما، مزدورها

25:18.685 --> 25:20.686
‫و سی‌آی‌ای، همه دنبالشونیم.

25:20.687 --> 25:22.521
‫سعی می‌کنن تا جای ممکن آفتابی نشن.

25:22.522 --> 25:25.065
‫توی فیلی می‌سازنش و توی فیلی هم فعالش می‌کنن.

25:25.066 --> 25:26.608
‫دقیقا دنبال چی باید بگردم؟

25:26.609 --> 25:30.237
‫یه فضای باز که نشون بده
‫سم توی هوای آزاد چقدر خوب عمل می‌کنه.

25:30.238 --> 25:31.905
‫استادیوم سیتیزن بنک پارک؟

25:31.906 --> 25:34.658
‫نه. من آخرین بازی تیم فیلیز رو
‫قبل از سفرشون دیدم.

25:34.659 --> 25:37.577
‫جشنواره‌ی فانوس‌های چینی توی میدان فرانکلین.

25:37.578 --> 25:39.204
‫بنرهاش رو دیدم.

25:39.205 --> 25:40.659
‫آخر هفته‌ی دیگه‌ست.
‫این یکی چی؟

25:40.684 --> 25:41.665
‫ارکستر فیلادلفیا

25:41.666 --> 25:43.500
‫موسیقی فیلم‌ها رو در مرکز من اجرا می‌کنن.

25:43.501 --> 25:45.961
‫فضای بازه، ۱۴ هزار نفر ظرفیت داره.

25:45.962 --> 25:47.212
‫امشب برنامه‌ی دیگه‌ای نیست.

25:47.213 --> 25:49.298
‫- خودشه.
‫- خبر می‌دم.

25:49.299 --> 25:52.092
‫فدرال و پلیس فیلادلفیا دنبال‌مونن.

25:52.093 --> 25:53.386
‫کی حرف‌مونو باور می‌کنه؟

25:54.115 --> 25:55.950
‫داکرتی.

25:55.975 --> 25:58.227
‫منو بازداشت کرده بود ولی گذاشت برم.

25:58.850 --> 25:59.933
‫چرا همچین غلطی کرد؟

25:59.934 --> 26:02.227
‫به‌خاطر تو.
‫اون گوش می‌ده

26:02.252 --> 26:04.671
‫اگه بهش زنگ بزنی، تامارا.

26:07.155 --> 26:08.531
‫در ضمن، باید بیاید دنبالم.

26:31.001 --> 26:33.884
‫واسه یه شب تابستونی
‫هوا یکم سرده

26:33.885 --> 26:35.261
‫انگار طوفان تو راهه.

26:36.637 --> 26:40.223
‫پس آمیشا می‌دونست فرمول روی تخته تار افتاده

26:40.224 --> 26:41.641
‫چون خودش عکس رو گرفته بود؟

26:41.642 --> 26:44.394
‫- درسته.
‫- و وقتی تکنولوژی به اندازه‌ی کافی پیشرفت کرد،

26:44.395 --> 26:47.272
‫فهمید که حالا می‌تونه فرمول رو خوانا کنه.

26:47.273 --> 26:49.394
‫ولی عکس توی فایل‌های قدیمی

26:49.425 --> 26:51.777
‫توی مقر دلتا فورس در فورت لیبرتی، کارولینای شمالی ذخیره شده بود.

26:51.778 --> 26:53.320
‫نفوذ به اونجا غیرممکن بود.

26:53.321 --> 26:56.114
‫اما وقتی کنگره تصمیم گرفت
‫فایل‌های قدیمی دولتی رو دیجیتالی کنه،

26:56.115 --> 26:57.866
‫آمیشا فرصت رو غنیمت شمرد.

26:57.867 --> 26:59.576
‫فایل‌ها رو از پایگاه خارج کردن

26:59.577 --> 27:02.412
‫و بردن به یه مرکز دولتی که امنیتش اونقدر بالا نیست.

27:02.413 --> 27:03.705
‫آمیشا تحقیق می‌کنه،

27:03.706 --> 27:06.876
‫می‌فهمه کدوم کارمند نقطه‌ضعفی داره
‫ که بشه ازش سوءاستفاده کرد.

27:07.241 --> 27:09.160
‫مثل یه مادر مجرد که یه پسر داره.

27:12.840 --> 27:15.884
‫باید هزار تا اتفاق می‌افتاد تا از دستشون بدم

27:18.030 --> 27:20.615
‫و ممنون که اومدید، فیلادلفیا.

27:20.640 --> 27:22.849
‫شب فوق‌العاده‌ای داشته باشید.

27:22.850 --> 27:23.935
‫لعنتی.

27:25.186 --> 27:27.021
‫مشکلی نیست. داکرتیه.

27:33.694 --> 27:34.903
‫خب، اینم که گندش دراومد.

27:34.904 --> 27:37.197
‫وجب به وجب اینجا پر از پلیس و سگه.

27:37.198 --> 27:40.534
‫هر کی وارد می‌شد رو می‌گشتن، اجرا رو عقب انداختن،

27:40.535 --> 27:42.702
‫مسئولای سالن رو شاکی کردن،
‫گند زدن به اعصاب یه سری از مقامات شهری

27:42.703 --> 27:45.705
‫که با خانواده‌های کوفتی‌شون اومده بودن اینجا.

27:45.706 --> 27:48.834
‫و می‌دونی چقدر باید خفت
‫و خواری تحمل می‌کردم

27:48.835 --> 27:51.294
‫و وانمود می‌کردم یه پلیس دهاتی ازم جلو زده؟

27:51.295 --> 27:53.547
‫حالا نصف اداره رو کشوندم اینجا

27:53.548 --> 27:55.215
‫واسه یه مأموریت الکی و بیخود.

27:55.240 --> 27:57.169
‫بهت اعتماد کردم و تو گذاشتی درم.

27:58.010 --> 28:00.429
‫عمدی نبود.

28:00.430 --> 28:02.013
‫مثل یه تصادف؟

28:02.014 --> 28:04.308
‫مثل همون اتفاقی که واسه اون یارو، آلکوئیست افتاد؟

28:04.892 --> 28:07.436
‫اخبار رو دیدم، احمق‌ها.

28:07.437 --> 28:10.939
‫آلکوئیست امروز بعدازظهر توی یه تصادف مُرد.

28:10.940 --> 28:13.442
‫از ماشین پرت شد بیرون، گردنش شکست.

28:13.467 --> 28:15.469
‫تو هم تو این کار دست داشتی؟

28:18.489 --> 28:19.824
‫به یه گوزن زدم.

28:21.159 --> 28:22.367
‫هی، تو... تو

28:22.368 --> 28:23.743
‫رفتی پلام رو ببینی؟

28:23.744 --> 28:26.705
‫هنوز تو اتاق عمله. موقع برگشت
‫به خونه یه سری بهش می‌زنم.

28:27.957 --> 28:31.460
‫ببینید، چرا قبل از اینکه کسی
‫ بشناستتون از اینجا نمی‌رید؟

28:31.461 --> 28:34.296
‫یا شاید هم بعد از این بازی‌ای که درآوردید،

28:34.297 --> 28:36.883
‫خودم لوتون بدم.

28:48.394 --> 28:49.687
‫نمی‌فهمم.

28:50.730 --> 28:52.564
‫تمام شرایط رو داشت.

28:52.565 --> 28:55.275
‫فضای باز، جمعیت زیاد، توی فیلادلفیا.

28:55.276 --> 28:57.652
‫- چی رو جا انداختیم؟
‫- باید بریم.

28:57.653 --> 29:00.198
‫الان اینجا ترافیک سنگینی درست می‌شه.

29:01.407 --> 29:03.366
‫صبر کن.

29:03.367 --> 29:05.243
‫ترافیک.

29:05.244 --> 29:07.496
‫می‌خوان به بزرگراه حمله کنن.

29:07.497 --> 29:08.872
‫بر چه اساسی؟

29:08.873 --> 29:10.248
‫مزایده ساعت ۱۰ صبحه.

29:10.249 --> 29:11.958
‫اینجا رو نمی‌زنن، پس بهترین فرصت بعدی‌شون

29:11.959 --> 29:14.197
‫واسه کشتن هزاران نفر توی فضای باز چیه؟

29:14.500 --> 29:15.751
‫ساعت شلوغی صبح.

29:16.845 --> 29:18.673
‫ترافیک سنگین از حدود ۷:۳۰ شروع می‌شه.

29:18.674 --> 29:19.883
‫منطقیه.

29:19.884 --> 29:22.427
‫هم‌زمان که مردم دارن روی سلاح‌هاشون قیمت می‌ذارن،
‫شبکه‌های خبری ۲۴ ساعته

29:22.428 --> 29:24.971
‫دارن کشت‌وکشتاری که راه انداختن رو زنده پخش می‌کنن.

29:24.972 --> 29:27.098
‫ولی چطوری به یه بزرگراه حمله می‌کنی؟

29:27.099 --> 29:29.017
‫یه کامیون یخچال‌دار رو دست‌کاری
‫می‌کنن تا سیستم اگزوزش

29:29.018 --> 29:30.560
‫سموم رو از پشت بیرون بفرسته.

29:30.561 --> 29:32.145
‫این سم مستقیم می‌ره توی
‫ سیستم تهویه‌ی تمام ماشین‌هایی

29:32.146 --> 29:33.563
‫که کیلومترها سپر‌به‌سپر هم تو ترافیک موندن.

29:33.564 --> 29:35.524
‫یه هواپیمای سم‌پاش اجاره می‌کنن
‫و روی بزرگراه بین‌شهری پرواز می‌کنن.

29:35.525 --> 29:38.026
‫این اطراف چی هست؟ ۹۵؟

29:38.027 --> 29:40.487
‫۹۵، بلوار روزولت، اسکول‌کیل.

29:40.488 --> 29:42.322
‫صبح‌ها همه جا قفله.

29:42.323 --> 29:44.324
‫هر ماشین تبدیل به یه تابوت می‌شه.

29:44.325 --> 29:46.034
‫کی به حرف‌مون گوش می‌ده؟

29:46.035 --> 29:49.955
‫ما همین الان اعتبارمون رو پیش تنها پلیسی
‫که بهمون گوش می‌داد از دست دادیم،

29:49.956 --> 29:52.499
‫ و می‌تونیم بزرگراه‌های بین‌ایالتی رو
‫خودسرانه ببندیم.

29:52.500 --> 29:54.000
‫نمی‌تونیم.

29:54.025 --> 29:56.236
‫دولت فدرال شاید بتونه این کارو بکنه.

30:12.186 --> 30:13.562
‫هی، نیک، کالین.

30:13.563 --> 30:15.898
‫ممنون که اومدین بچه‌ها.
‫قدردانتون هستیم.

30:19.652 --> 30:20.735
‫دان.

30:20.736 --> 30:22.153
‫- هی، جان، چطوری؟
‫- دسته‌چکت رو دربیار رفیق.

30:22.154 --> 30:24.281
‫از دیدنت خوش‌حالم.

30:24.282 --> 30:26.116
‫لعنتی. ممنون که اینجا هستین.

30:26.117 --> 30:27.034
‫جناب نماینده.

30:27.827 --> 30:29.661
‫- مایک دانستون هستم.
‫- هی، آقای دانستون.

30:29.662 --> 30:32.205
‫لطفا مایک صدام کن.
‫فقط می‌خواستم خودم رو معرفی کنم.

30:32.206 --> 30:33.623
‫توی مزایده‌ی شام با شما،
‫من برنده‌ شدم.

30:33.624 --> 30:35.458
‫ممنونم. مشتاقانه منتظرشم.

30:35.459 --> 30:37.836
‫- و ایشون کی باشن؟
‫- این پسرم کایله.

30:37.837 --> 30:40.839
‫- از دیدنت خوشوقتم، کایل.
‫- سلام قربان.

30:40.864 --> 30:43.825
‫کایل، چطوره چند دقیقه‌ای
‫اونجا بشینی؟

30:46.596 --> 30:49.681
‫می‌دونم سر شام وقت برای حرف زدن داریم،
‫اما فقط می‌خواستم یه ذهنیتی برات ایجاد کنم.

30:49.682 --> 30:51.766
‫من صاحب شرکت هایدرومید پاور هستم.

30:51.767 --> 30:53.935
‫ما نیروگاه‌های برق‌آبی
‫فوق‌پیشرفته می‌سازیم،

30:53.936 --> 30:56.146
‫- و یه پروژه‌ی جدید داریم که...
‫- آره، در جریانش هستم.

30:56.147 --> 30:59.232
‫خب، پس می‌دونی که هم برای شبکه‌ی
‫برق خوبه و هم برای محیط‌زیست.

30:59.233 --> 31:00.734
‫چیزایی که دیدم امیدوارکننده به نظر می‌رسن،

31:00.735 --> 31:03.633
‫اما کمک مالی شما به خیریه‌ی همسرم
‫روی رأی من تأثیری نمی‌ذاره.

31:03.661 --> 31:05.537
‫فقط باید مطمئن بشم که توی این مورد
‫تکلیفمون با هم روشنه، مایک.

31:05.562 --> 31:07.063
‫البته، البته، من فقط...

31:07.158 --> 31:08.742
‫ببخشید، نماینده.

31:09.952 --> 31:11.953
‫کمیسیون نظارته.
‫باورت می‌شه؟

31:11.954 --> 31:13.788
‫الآن برمی‌گردم.

31:13.789 --> 31:15.416
‫کاملا درک می‌کنم.

31:20.202 --> 31:22.787
‫باورم نمی‌شه بابات

31:22.812 --> 31:24.880
‫برای یه شام با یه نماینده‌ی مجلس پیر و کسل‌کننده
‫توی مزایده شرکت کرده

31:24.967 --> 31:26.594
‫ولی نرفته صندلی های وی‌آی‌پی رو بخره.

31:28.220 --> 31:29.638
‫طرفدار پر و پا قرص فیلیز هستی؟

31:29.639 --> 31:32.515
‫نه واقعا. فقط تا حالا
‫با بابام نرفتم بازی رو ببینم.

31:32.516 --> 31:33.933
‫از بیسبال خوشش نمیاد؟

31:33.934 --> 31:35.685
‫همیشه سرش با کار گرمه.

31:40.149 --> 31:42.192
‫می‌فهمم چی می‌گی.

31:43.444 --> 31:44.861
‫بابت اون قضیه متأسفم.

31:44.862 --> 31:46.863
‫ببین مایک، یه ایده‌ای دارم.

31:46.864 --> 31:49.925
‫چطوره به جاش، من و تو و کایل
‫بریم یه مسابقه‌ی بیسبال ببینیم؟

31:49.950 --> 31:51.910
‫چطوره؟ شام که می‌تونه کسل‌کننده باشه،
‫تیم فیلیز هم...

31:51.911 --> 31:54.579
‫اون پسره رو داره که می‌تونه توپ رو
‫با سرعت ۱۷۰ کیلومتر در ساعت پرتاب کنه.

31:54.580 --> 31:56.081
‫چندتا هات‌داگ تگزاسی و دوتا آبجو،

31:56.082 --> 31:58.667
‫اون وقت من و تو حتی می‌تونیم
‫یکم درباره‌ی کار هم گپ بزنیم.

31:58.668 --> 31:59.876
‫خوبه؟

31:59.877 --> 32:01.961
‫اوم، عالیه.

32:01.962 --> 32:03.838
‫می‌گم دفترم هماهنگش کنه.

32:03.839 --> 32:04.923
‫ببخشید...

32:04.924 --> 32:06.966
‫فقط یه دقیقه‌ی دیگه.

32:06.967 --> 32:08.386
‫آره؟

32:09.183 --> 32:11.267
‫من تا دور چهارم بازی می‌رم.

32:11.292 --> 32:13.835
‫اون وقت دیگه کل وقتش مال توئه.

32:22.358 --> 32:23.775
‫ریچر.

32:23.776 --> 32:26.236
‫اسپرینگ‌فیلد بهم گفت
‫توی دلاور چه اتفاقی افتاده.

32:26.237 --> 32:29.032
‫نمی‌تونم بگم روشی که باهاش
‫کارت رو پیش می‌بری تأیید می‌کنم.

32:29.057 --> 32:30.766
‫به دلایلی مطمئنیم اون سمی که
‫آلکوئیست درباره‌اش بهمون گفت

32:30.791 --> 32:32.542
‫قراره فردا صبح موقع اوج ترافیک...

32:32.567 --> 32:34.901
‫- توی یکی از بزرگراه‌های فیلادلفیا استفاده بشه
‫- بر چه اساسی؟

32:35.037 --> 32:37.330
‫اون زن‌هایی که خودشون رو
‫لایلا و آمیشا هوث معرفی کردن

32:37.331 --> 32:40.608
‫برای فروش فرمول شیمیایی، ساعت ۱۰ صبح
‫به وقت محلی یه مزایده توی دارک‌وب راه انداختن.

32:42.086 --> 32:45.506
‫و می‌خوان قبل از اون یه حمله‌ی موفق داشته باشن
‫تا قیمت مزایده رو بالا ببرن.

32:46.590 --> 32:49.384
‫لعنتی. با وزارت امنیت تماس می‌گیرم.

32:50.846 --> 32:53.364
‫هفته‌ی دیگه که واشینگتن بودم
‫بیا با هم ناهار بخوریم.

32:53.389 --> 32:54.807
‫باشه، حتما.

32:55.787 --> 32:58.372
‫هی. اسپرینگ‌فیلد رو ندیدی؟

32:58.436 --> 33:01.104
‫آره، چند دقیقه‌ی پیش رفت
‫سمت ورودی بخش خدمات.

33:01.105 --> 33:04.733
‫نگهبان‌های اونجا بی‌سیم رو جواب نمی‌دن
‫و اونم بدجوری شاکیه.

33:04.758 --> 33:06.152
‫چی، هیچ‌کس از تیم امنیتی جواب نداده؟

33:06.657 --> 33:08.491
‫توی ورودی خدمات که نیستن.

33:08.516 --> 33:11.519
‫احتمالا چون سرویس شام تموم شده،
‫زود کارت زدن و رفتن.

33:12.783 --> 33:14.534
‫دلیل جواب ندادنشون این نیست.

33:14.535 --> 33:16.161
‫لازمه که برگردی به هتل.

33:16.162 --> 33:18.163
‫- چرا؟
‫- وقت ندارم توضیح بدم.

33:18.164 --> 33:19.832
‫فقط همین الان برو.

33:24.502 --> 33:27.671
‫- آره. - اونا قرار نیست
‫فردا به بزرگراه‌ها حمله کنن.

33:27.696 --> 33:29.656
‫اونا همین امشب به همین‌جایی که من هستم حمله می‌کنن.

33:29.759 --> 33:30.967
‫کجایی؟

33:30.968 --> 33:32.552
‫پنز لندینگ توی فیلادلفیا.

33:32.553 --> 33:35.054
‫یه مراسم خیریه‌ی فضای بازه،
‫آدم‌های زیادی اینجان.

33:35.055 --> 33:37.307
‫نه به اندازه‌ی اونایی که می‌تونستن
‫توی ترافیک صبحگاهی بکشن.

33:37.308 --> 33:39.392
‫چرا باید به یه مراسم خیریه‌ی کوچیک‌تر
‫حمله کنن؟

33:39.393 --> 33:41.060
‫چون این مراسم خیریه‌ی همسر منه.

33:41.061 --> 33:42.688
‫می‌دونن که من اینجا هستم.

33:43.045 --> 33:46.531
‫قبلا اینو بهت نگفتم
‫چون ربطی به موضوع نداشت،

33:46.650 --> 33:47.859
‫اما وقتی گفتم

33:47.860 --> 33:50.653
‫نیروهای دلتا ژنرال پوترا رو
‫تعقیب کردن و از پا درآوردن،

33:50.678 --> 33:53.399
‫من بودم که ماشه رو کشیدم.

34:09.006 --> 34:10.381
‫نه!

34:34.821 --> 34:38.490
‫اون زنی که به
‫خودش میگفت آمیشا، دید که این کارو کردم.

34:38.515 --> 34:40.809
‫اون عاشق پوترا بود.

34:42.211 --> 34:45.166
‫اگه بخواد یه جا رو توی فیلی انتخاب کنه
‫تا سلاحش رو نشون بده،

34:45.167 --> 34:47.961
‫چرا مراسمی نباشه
‫که بتونه توش انتقام هم بگیره؟

34:47.962 --> 34:50.004
‫هم پول می‌گیره، هم انتقام.

34:50.005 --> 34:51.506
‫امتیاز خوبیه.

34:51.507 --> 34:53.174
‫دلیلی نداره که مراسم شمارو انتخاب نکنه.

34:53.175 --> 34:54.634
‫پنز لندینگ  زیاد دور نیست.

34:54.635 --> 34:56.094
‫یه لحظه صبر کن.

34:59.682 --> 35:02.309
‫هی، پشت خط بمون.

35:03.352 --> 35:04.519
‫اسپرینگ‌فیلد.

35:04.520 --> 35:06.187
‫قربان، یه مشکلی داریم.

35:06.188 --> 35:07.730
‫بذار حدس بزنم.

35:07.731 --> 35:10.441
‫نگهبان ورودی خدمات مرده.

35:10.442 --> 35:11.651
‫گلوش رو بریدن.

35:11.652 --> 35:13.403
‫لعنتی.

35:13.404 --> 35:15.322
‫اوضاع اینجا به‌زودی خیلی خراب می‌شه.

35:18.681 --> 35:20.891
‫می‌خوای السپت رو بفرستم خونه؟

35:20.995 --> 35:22.954
‫خودم فرستادمش.

35:22.955 --> 35:25.748
‫منفیه. همین الان داره میاد سمت من.

35:25.749 --> 35:27.709
‫لعنت بهت، الی.

35:27.734 --> 35:30.111
‫ببین، از اینجا ببرش بیرون. من باید برم.

35:33.257 --> 35:34.257
‫ریچر،

35:34.258 --> 35:35.675
‫اینجا یه نگهبان امنیتی داریم که کشته شده.

35:35.676 --> 35:36.885
‫همین الان داره اتفاق می‌افته.

35:36.886 --> 35:38.052
‫محل رو تخلیه کنین.

35:38.053 --> 35:40.305
‫اگه ببینن مردم دارن فرار می‌کنن،
‫سلاح رو زودتر فعال می‌کنن.

35:40.306 --> 35:41.723
‫فعلا نمی‌دونن که ما باخبریم.

35:41.724 --> 35:43.516
‫بهترین شانس‌مون اینه که حمله رو خنثی کنیم.

35:43.517 --> 35:46.269
‫چطوری؟ ما حتی نمی‌دونیم
‫چطوری می‌خوان سم رو پخش کنن.

35:46.270 --> 35:48.479
‫چرا، می‌دونیم. آلکوئیست بهمون گفته.

35:48.480 --> 35:50.398
‫گفت یه بمب‌گذار انتحاری
‫میاد میدان تایمز رو نابود میکنه.

35:50.399 --> 35:52.358
‫برای پنز لندینگ هم
‫احتمالا همین کافی باشه.

35:52.359 --> 35:55.361
‫لایلا و آمیشا قرار نیست خودشون رو فدا کنن.

35:55.362 --> 35:57.405
‫اونا دنبال پولن، نه مردن.

35:57.406 --> 35:59.657
‫اما اگه با تروریست‌ها در ارتباط باشن
‫تا سلاح‌ها رو بهشون بفروشن،

35:59.658 --> 36:01.659
‫شاید از یکی از اون گروه‌ها یه آدم متعصب قرض گرفتن.

36:01.660 --> 36:04.370
‫اونا هم مدرک کارکرد سم رو می‌گیرن و هم اعتبار حمله رو.

36:04.371 --> 36:06.664
‫وقتی فلش رو از صندوق پستم برداشتم،

36:06.665 --> 36:08.291
‫پلام گفت...

36:08.292 --> 36:11.502
‫لایلا یه نفر رو از کشور جیبوتی با هواپیما آورده.

36:11.503 --> 36:13.212
‫یارو رو دیدی؟

36:13.213 --> 36:14.346
‫نه.

36:14.371 --> 36:16.706
‫نیازی به عکس نیست. سمپسون، تو توی دلتا بودی.

36:16.731 --> 36:18.274
‫لابد لیست رو بلدی؟

36:19.144 --> 36:20.145
‫معلومه که بلدم.

36:21.472 --> 36:22.848
‫بگو ببینم.

36:23.432 --> 36:26.726
‫شماره یک: لباس‌های نامناسب.

36:26.727 --> 36:30.189
‫گشاد و بزرگ، برای مخفی کردن مواد منفجره.

36:31.190 --> 36:33.232
‫شماره دو: حرکت نامتعادل

36:33.233 --> 36:35.777
‫به‌خاطر وزن دستگاه یا تحت تأثیر مواد بودن.

36:35.778 --> 36:38.697
‫شماره سه: حمل کردن کیف...

36:40.926 --> 36:43.385
‫...کوله یا کیف دستی.

36:43.410 --> 36:44.494
‫شماره چهار:

36:44.495 --> 36:46.829
‫مشت گره‌کرده دور چاشنی انفجار.

36:46.854 --> 36:48.106
‫چراغ رو رد کن.

36:50.834 --> 36:52.627
‫شماره پنج:

36:52.628 --> 36:55.421
‫رفتار عصبی، مضطرب بودن.

36:55.422 --> 36:57.340
‫شماره شش:
‫زیر لب حرف زدن،

36:57.341 --> 36:59.175
‫احتمالا دعا خوندن.

36:59.176 --> 37:01.010
‫شماره هفت:

37:01.011 --> 37:02.512
‫الگوهای تنفسی عجیب.

37:02.513 --> 37:03.763
‫شماره هشت:

37:03.764 --> 37:06.391
‫فقط به جلو نگاه کردن، برای اینکه
‫مجبور نشی ببینی که قراره کی رو بکشی.

37:06.392 --> 37:08.810
‫شماره نه: تمرکز شدید.

37:08.811 --> 37:11.569
‫شماره ده: راه رفتن با هدف مشخص.

37:17.736 --> 37:18.904
‫تقریبا رسیدیم.

37:19.989 --> 37:21.484
‫دیگه خیلی دیر می‌شه.

37:21.582 --> 37:22.708
‫چرا؟

37:23.701 --> 37:25.536
‫چون پیداش کردم.

37:30.850 --> 37:32.768
‫باعث افتخاره که می‌بینمتون.

37:32.793 --> 37:36.754
‫نمی‌دونیم چطوری بابت فداکاری‌تون تشکر کنیم

37:36.779 --> 37:39.449
‫و همیشه مدیون شما خواهیم بود.

37:39.933 --> 37:41.810
‫باید برم، ریچر.

37:42.803 --> 37:44.430
‫قطع کرد.

38:06.410 --> 38:08.286
‫هی. صبر کن.

38:08.287 --> 38:10.622
‫ورودی اصلی.
‫یه غول تشن همین الان از اینجا رد شد.

38:29.266 --> 38:30.517
‫هی!

38:31.817 --> 38:42.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
