WEBVTT

00:00.086 --> 00:12.086
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

00:14.310 --> 00:22.480
استودیو شوچیکو

00:58.990 --> 01:02.950
رئیس اداره‌ی چوب
توی بخش فروش برای کار اومده.

01:06.250 --> 01:08.080
میتونم با این کاغذها بهتون کمک کنم؟

01:08.250 --> 01:11.040
اشکالی نداره...
اینها اسناد خیلی مهمی هستن.

01:20.590 --> 01:21.550
سلام!

01:22.470 --> 01:26.060
از آخرین باری که پسرتو دیدم مدتی میگذره.
اون در تحصیلاتش چطوره؟

01:26.230 --> 01:27.760
میگه داره مدیریت میکنه...

01:27.770 --> 01:30.890
نمیخواست دو سال متوالی مردود بشه،
بنابراین به مدرسه دیگه‌ای رفت.

01:31.100 --> 01:34.220
که به مدرسه‌ی دیگه‌ای رفت...
اونوقت وارد کدوم دانشگاه شد؟

01:34.520 --> 01:36.440
دانشگاه خودمون

01:38.950 --> 01:40.980
پس... چیز دیگه‌ای هم هست؟

01:41.160 --> 01:44.900
گردهمایی مجدد فارغ التحصیلان دانشگاه ما
در راهه، و این بار، من مسئولش هستم.

01:45.450 --> 01:48.160
ولی به این فکر کردم که چطوری مدیریتش کنم.
من گزینه‌های زیادی رو در نظر گرفتم.

01:48.290 --> 01:49.740
بیا با هم در موردش بحث کنیم.

01:49.910 --> 01:51.910
- اشکالی نداره
-امشب خوبه؟

01:53.000 --> 01:54.410
امشب...

01:55.130 --> 01:56.630
- هارا خانم.
- بله؟

01:56.750 --> 01:59.370
آیا امشب طبق برنامه
با مدیر اجرایی کوبوتا شام میخورید؟

01:59.510 --> 02:01.040
فردا شبه

02:01.300 --> 02:02.300
فردا...

02:02.930 --> 02:04.430
خوب پس، اجازه بده همونجوری باقی بمونه.

02:04.550 --> 02:05.380
باشه.

02:06.430 --> 02:08.890
هارا خانم چرا نمیای؟
خوبه گاهی بیرون بیای و تفریح کنی

02:09.060 --> 02:10.300
اشکالی نداره من میگذرم...

02:10.560 --> 02:13.720
شایعاتی شنیدم از اینکه میتونی
بدون مست شدن، مشروب بنوشی

02:14.060 --> 02:15.270
اوه نه، به هیچ عنوان.

02:17.230 --> 02:20.020
پس... ساعت 7:00 در مکان همیشگی میبینمت.

02:20.280 --> 02:21.190
بسيار خوب.

02:40.170 --> 02:42.000
-بیا بیا...
- خوب خوب.

02:42.090 --> 02:43.300
خودم میتونم بریزم

02:43.420 --> 02:46.130
اوه، بیا، تو رئیس پرسنل هستی
اینو نگو

02:46.300 --> 02:49.040
قبلاً گفتم، با من کمتر رسمی باش.

02:49.760 --> 02:52.970
و علاوه بر این، نگفتی که میخوای
در مورد گردهمایی مجدد کلاس با من صحبت کنی؟

02:53.140 --> 02:56.760
آره... در مورد این گردهمایی مجدد فارغ التحصیلان،
من یه نظری دارم.

02:57.600 --> 03:00.390
همه ما به پنجاه سالگی نزدیک میشیم.

03:00.570 --> 03:05.310
موقع انتخاب یک مکان، نمیتونیم سراغ جایی
خیلی کهنه یا خیلی معمولی بریم ما نمیتونیم همه رو مجبور کنیم که مشروب ارزان بنوشن.

03:05.860 --> 03:08.850
دارم فکر میکنم... باید یک یاکاتابونه
در رودخانه سومیدا اجاره بدیم!

03:10.030 --> 03:11.650
وای خیلی عالیه

03:12.080 --> 03:14.660
همگی کنار رودخانه خواهیم بود،
نسیم ملایمی که می‌وزه و مقداری آبجو مینوشیم...

03:14.790 --> 03:18.200
و بعد... تماشای سقوط شکوفه‌های گیلاس
در فنجان‌مون، چقدر رمانتیک میشه؟

03:18.920 --> 03:20.000
این در واقع ایده خوبیه.

03:20.580 --> 03:24.750
تو در اطراف رودخانه سومیدا بزرگ شدی،
آیا صاحب یاکاتابونه رو میشناسی؟

03:25.260 --> 03:27.000
من واقعا نمیشناسمش.

03:27.170 --> 03:29.840
اما مادرم ممکنه اونو بشناسه.

03:30.010 --> 03:31.340
مامانت...

03:32.100 --> 03:34.550
اون کاملاً ... سرزنده‌ست، نه؟

03:34.560 --> 03:36.840
اون واقعا زیباست!

03:37.020 --> 03:38.220
خیلی زیبا؟

03:38.350 --> 03:40.090
خیلی زیبا!

03:40.480 --> 03:43.890
وقتی جوان بود،
به "رودخانم سومیدا" معروف بود!

03:44.020 --> 03:45.060
وای…

03:45.190 --> 03:47.310
میدونی تو اصلا شبیه اون نیستی

03:47.610 --> 03:49.070
شاید بخاطر اینه که یک نسل گذشته.

03:49.610 --> 03:51.190
حتما جهش ژنتیکی داشتم

03:52.110 --> 03:56.110
دخترت هم خیلی خوشگله...
مای اخیرا چطور بوده؟

03:56.950 --> 04:00.120
راستش... مثل همیشه جوان و بی‌پرواست.

04:00.370 --> 04:02.860
خب این چیزی نیست
جوانی به معنای بی‌پروائیه.

04:05.290 --> 04:09.960
در مورد روز گردهمایی فارغ التحصیلان... بیا روزی رو تعیین کنیم که یاکاتابونه در دسترس باشه

04:10.090 --> 04:13.880
میدونم. در حال حاضر یک دوره حیاتی برای پرسنله
تغییرات و تجدید ساختار سازمانی ...

04:13.890 --> 04:16.470
اما تو باید حتما شرکت کنی، مدیر!

04:24.940 --> 04:26.970
- چرا در نزدی!
- متاسفم!

04:30.110 --> 04:32.690
- من یک بطری دیگه میخوام
- حتما، یک بطری دیگه!

04:34.910 --> 04:38.110
خب... میتونم مرخص بشم؟

04:38.240 --> 04:41.780
آه... البته راحت باش.
متاسفم که به اینجا کشوندمت.

04:41.910 --> 04:43.070
مشکلی نیست...

04:49.630 --> 04:53.710
در واقع... جمعه گذشته در زمان استراحت ناهار،

04:54.090 --> 04:57.550
رئیس بخش کیبه حتی دعوتم کرد تا چای بخورم.

04:57.840 --> 04:59.080
جدی دعوتت کرد؟

04:59.890 --> 05:03.000
همینطور گفت ... ظاهراً شرکت ما
در حال تهیه لیستی از کارکنان برای کاهش نیرو هست.

05:03.020 --> 05:05.300
از من پرسید که آیا حقیقت داره؟

05:05.560 --> 05:07.770
درحالیکه شایعاتی شنیده بودم بهش گفتم

05:08.270 --> 05:13.440
من چیزی رسمی درباره این موضوع نشنیدم
در بخش منابع انسانی

05:15.240 --> 05:16.770
این تمام چیزیه که باید بگی.

05:17.280 --> 05:18.190
بسيار خوب.

05:18.490 --> 05:19.700
بابت زحمات شما سپاسگزاریم.

05:19.820 --> 05:20.690
تو هم همینطور.

05:21.620 --> 05:22.610
بعداً می‌بینمتون!

05:36.410 --> 05:44.370
"مامان، خودتی؟!"
(سلام مامان)

05:45.658 --> 05:54.743
فیلمی از
یوجی یامادا

06:06.410 --> 06:08.400
جای نگرانی نیست...

06:08.750 --> 06:09.910
آره

06:13.250 --> 06:16.240
- در مورد چیزی که قبلا ازت خواستم...
- آره، ما سفارش رو گرفتیم.

06:17.210 --> 06:19.290
این یکی 22.5 سانتی متره.

06:19.760 --> 06:21.870
حتی با سایز بندی قدیمی هنوز 9 و نیمه.

06:24.510 --> 06:26.420
الان شروع به یادگیری چای کردی؟

06:26.550 --> 06:30.390
خب، حدس میزنم میتونی بگی که هرگز
برای یادگیریت دیر نیست. دانش هیچ حد و مرزی نمیشناسه.

06:30.520 --> 06:31.850
من واقعا بهت حسادت میکنم.

06:32.230 --> 06:33.720
متشکرم.

06:35.650 --> 06:39.730
شوهرت خیلی خوش تیپه

06:53.250 --> 06:54.950
خیلی خوش تیپه واقعا...

06:59.540 --> 07:01.580
چی افتاد...

07:08.300 --> 07:09.420
صبح بخیر.

07:09.550 --> 07:11.420
خوش اومدین.

07:14.100 --> 07:15.340
مامان!

07:19.020 --> 07:21.060
آکیو...چی شده؟

07:21.400 --> 07:22.810
چی شده...

07:23.070 --> 07:26.150
از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم خیلی گذشته...
میخواستم خوشحالت کنم

07:26.820 --> 07:31.230
اوه ... واقعاً انتظار اینو نداشتم ... متاسفم.

07:31.740 --> 07:34.110
- اول تو برو بالا.
- باشه.

07:37.410 --> 07:38.990
برو بالا...

07:45.460 --> 07:47.040
مامان موهاتو رنگ کردی؟

07:47.170 --> 07:48.380
این بده؟

07:48.630 --> 07:53.050
نه...خوب به نظر میرسه. خیلی خوبه که تو
به ظاهر خودت اهمیت میدی

07:53.180 --> 07:56.010
برخلاف برخی از افراد که با افزایش سن،
فقط بلدن روی ترشی سبزیجات مشغول باشن،

07:56.010 --> 07:58.550
فقط تنها زندگی کنن
لطفا تو اینطور نباش

07:58.810 --> 08:00.170
وضعیت سلامتیت خوبه؟

08:00.350 --> 08:02.060
حالم خوبه

08:02.440 --> 08:04.470
خانواده‌ات چطورن؟

08:04.650 --> 08:06.890
خب... همه چیز خوبه.

08:07.940 --> 08:10.690
مای الان در دانشگاهه، درسته؟

08:10.860 --> 08:12.900
مدام کلاس‌ها رو حذف میکنه...

08:13.200 --> 08:14.610
و تومومی چطور؟

08:14.820 --> 08:18.740
اون توی شرکت دوستش
الان مشغول به کاره

08:18.870 --> 08:21.330
من در تلویزیون دیدم

08:21.460 --> 08:24.370
افرادی هستن که
در حال حاضر توی نظافت خانه‌ها تخصص داشته باشن.

08:24.630 --> 08:26.620
اونها خیلی کارآمد تمیز میکنن.

08:26.750 --> 08:29.740
من فکر کردم کسی رو استخدام کنم
تا خونه‌ی ما رو مرتب کنه

08:29.880 --> 08:35.590
کشوها پر شده هستن
از کاغذ و پارچه برای بسته بندی،

08:36.430 --> 08:39.840
اما مردم نسل ما
تمایلی به دور انداختن اونها ندارن.

08:40.640 --> 08:43.050
تومومی اتفاقاً در خلاص شدن از شر چیزها،
مهارت خاصی داره

08:43.230 --> 08:44.140
اوه؟

08:44.390 --> 08:47.310
احساس میکنم روزی حتی منم از خونه بیرون بندازه.

08:47.310 --> 08:48.690
به این میگن "رها کردن"

08:48.860 --> 08:50.520
چه بیمعنی...

08:51.530 --> 08:54.520
مامان امشب ببرمت آساکوسا مارماهی بخوری؟

08:54.650 --> 08:55.890
چیزی دارم که بهت بگم.

09:01.830 --> 09:04.200
متاسفم، امشب امکان پذیر نیست.

09:05.370 --> 09:06.410
مشکل چیه؟

09:07.500 --> 09:08.620
کار برای انجام دادن وجود داره.

09:09.380 --> 09:10.460
چه نوع کاری؟

09:10.590 --> 09:13.000
صبح بخیر فوکو

09:13.130 --> 09:14.340
لطفا بفرمایید داخل.

09:14.800 --> 09:16.960
اینها اعضای ما هستن
"انجمن پامچال عصرگاهی."

09:17.260 --> 09:19.970
ما فعالیت‌های داوطلبانه انجام میدیم
برای حمایت از بی‌خانمان‌ها

09:20.100 --> 09:23.300
خانه ما مقر سازمانه،
و من رئیس دفتر اداری هستم.

09:23.310 --> 09:24.920
من باید بعداً برای همه جلسه بذارم.

09:25.390 --> 09:27.430
یک جلسه... اینجا؟

09:27.850 --> 09:30.390
ما باید در مورد وظیفه شبانه بحث کنیم.

09:31.020 --> 09:31.810
بیا تو.

09:31.940 --> 09:33.600
آخه ما مهمون داریم

09:34.780 --> 09:37.390
اوه... این آکیو نیست!

09:37.950 --> 09:40.530
آه ... خیلی وقته که ندیده بودم!

09:41.160 --> 09:43.770
اینم خاله موموی توست،
از مغازه پنکیک فروشی

09:43.950 --> 09:47.240
اوه واقعا... متاسفم.

09:47.450 --> 09:49.830
قبلا خیلی نزدیک بودیم

09:49.960 --> 09:52.320
دست در دست هم راه میرفتیم
حتی به مدرسه میبردمش.

09:52.460 --> 09:53.160
آره.

09:53.290 --> 09:57.460
آکیو، این خواهرته، کینوکو.
شوهرش سوئدیه.

09:57.630 --> 10:00.460
شوهرش خیلی خوش تیپه
با پل بینی بلند

10:00.720 --> 10:02.250
به هر حال اون اهل موسیقیه،
اما واقعا توش پیشرفت نکرده.

10:02.430 --> 10:04.920
این اولین دیدار ماست،
اما خاله فوکو اغلب از شما میگه.

10:05.060 --> 10:07.550
ایشون میگه شما رئیس بخش هستید
در یک شرکت بزرگ!

10:07.640 --> 10:09.680
از بین همه افرادی که با اونها به مدرسه رفتیم،
تو بیشترین دستاورد رو داشتی!

10:10.480 --> 10:13.090
از اونجایی که پسرش این همه راه رو اومده،

10:13.230 --> 10:14.840
بیا عجله کنیم و جلسه رو تمام کنیم.

10:14.980 --> 10:17.810
مزاحم نباش آکیو، برو بالا و استراحت کن

10:17.940 --> 10:19.810
درست نیست.
چطور میشه گفت که اون مزاحمه؟

10:19.820 --> 10:21.480
اون یک فرد خارق العاده‌ست.

10:21.610 --> 10:25.360
خب... مامان من یه کم میرم بیرون
و جایی برای خوردن قهوه پیدا میکنم.

10:25.490 --> 10:26.400
بله بفرما.

10:26.530 --> 10:28.490
- اینجا، چند کلوچه بخور.
- ممنون.

10:28.830 --> 10:30.610
شما ادامه بدین، من مشغول میشم.

10:30.790 --> 10:33.370
- ببخشید آکیو.
- مشکلی نیست...

10:37.250 --> 10:38.830
صبح بخیر.

10:39.170 --> 10:42.080
استاد... این همه راه اومدی
خیلی ممنونم.

10:43.300 --> 10:45.590
این پسر من، آکیو هست.

10:46.140 --> 10:49.000
اون امروز بدون اطلاع قبلی برگشت.

10:49.180 --> 10:51.590
پس این پسری هست که همیشه ازش تعریف میکنی.

10:51.890 --> 10:57.350
آکیو، این عمو اوگیسو هست،
کشیش کلیسای اوشیما

10:57.480 --> 11:00.310
سازمان ما کمک زیادی
از ایشون دریافت کرده

11:00.440 --> 11:02.270
چیزی نیست...واقعا.

11:02.490 --> 11:06.650
من فقط سهم خودمو برای کمک به فوکو و دیگران انجام میدم.

11:07.990 --> 11:10.530
ممنون که همیشه مراقب مامانم هستید

11:10.700 --> 11:12.280
نام خانوادگی من اوگیسو هست ...

11:13.250 --> 11:15.830
آه ... این یک شرکت بسیار شناخته شده‌ست.

11:16.460 --> 11:20.170
رئیس پرسنل بودن
باید واقعاً سخت باشه.

11:20.290 --> 11:24.580
اما ... کار من احتمالاً کاملاً
متفاوت از کشیش کلیساست.

11:24.710 --> 11:29.050
نه لزوما... بالاخره،
درهای کلیسا به روی همه بازه.

11:29.470 --> 11:30.930
باشه بیا داخل

11:31.050 --> 11:32.210
لطفا بفرمایید داخل.

11:37.770 --> 11:39.470
شما اینجا هستین!

11:40.230 --> 11:42.270
ممنون که با وجود مشغله زیاد اومدین
من بابتش احساس بدی دارم.

11:42.400 --> 11:47.020
نه، در واقع، افراد زیادی وجود ندارن
کلیسا اخیرا خیلی شلوغ نیست که حیفه.

11:47.240 --> 11:49.070
این اواخر حال همه چطور بود؟

11:49.360 --> 11:50.940
همه ما از برکت بهشت ​​برخوردار شدیم.

11:52.620 --> 11:53.820
آکیو!

11:55.450 --> 11:56.490
مشکل چیه؟

11:57.830 --> 11:59.620
به نظر میرسه کمی وزن کم کردی.

12:00.540 --> 12:01.700
آره

12:01.880 --> 12:04.120
کار در شرکتت چطوری پیش میره؟

12:04.250 --> 12:07.490
خب، خوبه... در مدیریت،
همیشه مشغول هستم

12:07.510 --> 12:09.670
گاهی اوقات ممکنه خیلی آزاردهنده باشه ...

12:10.300 --> 12:12.420
گاهی اوقات ممکنه خیلی آزاردهنده باشه ...

12:13.050 --> 12:16.390
آه... حتی اگه این چیزها رو بهت بگم،
احتمالا متوجه نمیشی

12:16.720 --> 12:19.100
- من میرم بیرون.
- باشه.

12:22.810 --> 12:24.430
این همه به چی میخندین؟

12:24.690 --> 12:25.850
ها؟ چه خبره؟

12:26.070 --> 12:27.270
به من گوش کن...

12:34.530 --> 12:40.780
مناظر بهاری رودخانه سومیدا
زیباست با گردشگران شاد...

12:40.910 --> 12:42.410
لا لا لا لا لا لا...

12:42.580 --> 12:49.540
امواج شفاف موج میزند، دریاچه جذاب است،
قایق به آرامی از اطراف عبور میکند ...

12:50.460 --> 12:56.880
پاروها بالا و پایین میروند،
آب زیاد میپاشند...

13:08.360 --> 13:11.310
چاره‌ای نداشتم جز اینکه بروم تنهایی مارماهی بخورم.

13:11.440 --> 13:13.600
بعد از شام یک فیلم تماشا کردم
و بعدش به خانه رفتم.

13:15.740 --> 13:17.570
من دوباره شروع به احساس گرسنگی کردم.

13:29.880 --> 13:33.370
چگونه دوباره گلها ریختند...

13:34.340 --> 13:37.380
تو یک ربات هستی، فقط کار خودتو انجام بده
و به درستی تمیز کن ...

13:37.380 --> 13:40.090
تو واقعا بی مصرفی

13:49.730 --> 13:50.760
اینجا.

13:50.940 --> 13:54.060
من در حال تحویل دادن غذای شما هستم!
لطفا بفرمایید داخل.

13:54.610 --> 13:55.770
متاسفم برای نگه داشتن شما در انتظار.

14:00.570 --> 14:02.150
اینم آش رشته داغ و ترش.

14:04.620 --> 14:06.320
اینم آش رشته داغ و ترش.

14:07.000 --> 14:08.860
هنوز دانشجو هستی؟

14:09.000 --> 14:10.360
بله من سال چهارم دانشگاه هستم.

14:10.500 --> 14:13.790
اوه... آیا در نمایشگاه‌های کار
برای فارغ‌التحصیلان شرکت کردی؟

14:13.920 --> 14:15.450
میخواستم برم...

14:15.460 --> 14:17.500
اما من هنوز مشغول پایان نامه‌ام هستم
بنابراین در حال حاضر، من فقط میتونم به صورت پاره وقت کار کنم.

14:17.630 --> 14:19.960
خب... سخت به نظر میرسه.

14:20.470 --> 14:21.380
ادامه بده

14:21.510 --> 14:22.590
خیلی ازت ممنونم.

14:22.930 --> 14:23.880
خداحافظ.

14:41.820 --> 14:42.780
سلام؟

14:42.950 --> 14:44.980
سلام بچه اومده خونه‌ات؟

14:46.240 --> 14:48.400
بچه... یعنی مای؟

14:48.740 --> 14:53.200
البته... دختر عزیزمون.
اون به خونه‌ات نیومد؟

14:53.620 --> 14:54.830
نیومد

14:55.250 --> 14:58.660
کجا میتونه رفته باشه؟!
سه روزه که به خونه نیومده!

15:00.130 --> 15:01.240
تلفنشو جواب نمیده؟

15:02.010 --> 15:05.500
مهم نیست چند بار زنگ میزنم،
جواب نمیده، این هرگز اتفاق نیفتاده بود!

15:05.630 --> 15:08.170
مهم نیست که الان بهش چی میگم،
اون فقط گوش نمیده ...

15:08.300 --> 15:10.040
هر بار سعی میکنم یک گفتگوی جدی داشته باشم
باهاش، هرگز به خوبی تموم نمیشه.

15:11.350 --> 15:13.510
پس چرا نمیذاری بیاد خونه من؟

15:13.980 --> 15:16.640
اگر خودش بیاد اونجا،
من مجبور نیستم باهاش بحث کنم.

15:17.310 --> 15:22.230
این بچه مای... واقعا داره باعث دردسرمه.

15:23.150 --> 15:26.140
میتونی در چنین زمانی دست از طعنه زدن برداری؟

15:26.990 --> 15:29.020
چه طعنه‌ای؟ دیوونه‌ای؟!

15:29.160 --> 15:31.400
خب اگه اون خونه‌ی تو نیومده...

15:31.410 --> 15:33.870
دوستی به نام ایتو داره،
ممکنه خونه دوستش باشه.

15:34.040 --> 15:37.370
یا شاید... به اوشیما رفت،
به خونه مادربزرگش...

15:37.500 --> 15:39.580
اغلب بی‌دلیل به اونجا زنگ میزنه...

15:41.090 --> 15:44.330
الان چیکار میکنی؟
چرا این همه هیاهو؟

15:45.260 --> 15:47.170
دارم آش رشته داغ و ترش میخورم...

15:54.180 --> 15:56.720
چرا دیگه نمیتونم صادقانه بگم؟

15:57.140 --> 16:00.810
دروغ میگم به همکلاسی‌های قدیمی...
دروغ به همسرم...دروغ به دخترم...

16:01.310 --> 16:03.350
و حالا به مامانم دروغ میگم

16:06.980 --> 16:10.850
تنها کسی که میتونم باهاش ​​صادق باشم...
این ربات جاروبرقیه.

16:34.590 --> 16:38.260
خب... رئیس بخش چوب
مدتیه که منتظر شماست

16:44.440 --> 16:46.970
متاسفم که منتظر موندی، چه خبر؟

16:54.110 --> 16:57.980
موقع ناهار... رئیس نومورا به دیدن من اومد.

16:57.990 --> 17:00.530
اون میخواست متقاعدم کنه که استعفا بدم.

17:02.200 --> 17:06.570
بهش گفتم... در مورد حضور در لیست
تعدیل نیرو، آیا از قبل در موردش اطلاع داشتی؟

17:06.710 --> 17:08.490
صبر کن ... در مورد این موضوع ...

17:08.630 --> 17:11.460
تو رئیس پرسنل هستی،
در مورد چیزی به این بزرگی نمیدونی؟

17:12.090 --> 17:13.590
کی فهمیدی؟

17:13.720 --> 17:16.380
گفتم... چرا زودتر چیزی نگفتی؟

17:16.720 --> 17:18.550
ما رفیقیم، نه؟!

17:19.970 --> 17:22.180
این محرمانه شرکته ...

17:22.770 --> 17:24.430
با اینکه دوستای خوبی هستیم...

17:24.560 --> 17:27.350
من نمیتونم اطلاعات رو به تو درز کنم،
برای تو استثنا قائل بشم

17:27.560 --> 17:29.890
تو باید چیزی شبیه به اینو درک کنی.

17:30.690 --> 17:32.850
این چه طرز فکریه؟

17:33.610 --> 17:34.560
هِی!

17:35.740 --> 17:40.200
ما قبل اینکه بیایم این شرکت،
با هم دوست بودیم!

17:40.620 --> 17:42.360
بحث کردن اینجا، در دفتر بسه!

17:42.490 --> 17:44.280
بیا امشب یه نوشیدنی بخوریم و درست صحبت کنیم.

17:44.410 --> 17:47.280
با کسی که نمیتونه صادقانه صحبت کنه،
کی میخواد باهات مشروب بخوره؟!

17:52.130 --> 17:55.960
من... هرگز داوطلبانه استعفا نمیدم!

17:59.970 --> 18:00.960
ببخشید!

18:25.740 --> 18:27.240
مای!

18:28.870 --> 18:30.950
این مال توئه، درسته؟

18:31.120 --> 18:32.080
هوم...

18:32.750 --> 18:34.790
این حمام خیلی خوبه

18:42.930 --> 18:47.920
اوه...چرا چراغ ها هنوز روشنه؟
یادمه خاموششون کردم

18:54.190 --> 18:55.390
یک دزد؟

18:55.650 --> 18:58.350
دزد چراغ‌ها رو روشن نمیکنه...

19:01.650 --> 19:04.190
توی کی هستی؟
چرا بدون حرف وارد شدی...

19:04.320 --> 19:05.480
چه خبره...

19:06.370 --> 19:08.860
مادر بزرگ! این پدر منه!

19:10.330 --> 19:11.820
مشکل چیه؟

19:12.700 --> 19:15.240
چرا اینقدر دیر اومدی؟

19:16.250 --> 19:20.120
داری دردسر درست میکنی، نه؟
خیلی دیر بدون هیچ حرفی وارد اینجا شدی...

19:20.250 --> 19:21.710
مستی؟

19:22.050 --> 19:24.660
اگه میای،
حداقل قبلش زنگ بزن

19:25.720 --> 19:28.000
چرا زنگ نزدی و به من خبر ندادی؟

19:28.470 --> 19:30.760
اگه مامانت بهم نمیگفت
که میای پیش مادربزرگ...

19:30.760 --> 19:33.000
میدونی چقدر نگران بودم؟

19:33.930 --> 19:35.920
اگه دیگه نمیخوای با مامانت زندگی کنی

19:36.060 --> 19:38.100
نمیتونی بیای پیش بابات؟

19:39.440 --> 19:40.850
چرا نیومدی؟

19:40.860 --> 19:42.850
تخت تو، اتاق تو،
من به هیچ کدومشون دست نزدم

19:43.070 --> 19:46.060
بیشتر کفش‌های جاکفشی مال توئه...

19:48.820 --> 19:51.060
اگه اونها رو آزاردهنده میدونی،
فقط دورشون بریز!

19:52.620 --> 19:54.570
از کی شروع کردی فقط سرمون فریاد بزنی؟

19:54.700 --> 19:55.910
بسيار خوب...

19:56.870 --> 19:58.780
از چی ناراضی هستی؟

19:59.830 --> 20:01.290
به من بگو!

20:07.720 --> 20:08.960
مامانم اون...

20:09.970 --> 20:13.510
بهش گفتم که کلاس‌های دانشگاه چقدر خسته کننده‌ست...
ولی اون فقط به من میگه

20:14.970 --> 20:18.390
تنها کاری که الان میتونی انجام بدی اینه که سخت مطالعه کنی،
نمرات خوب بگیری،

20:19.060 --> 20:22.020
بزرگ بشی و به یک شرکت بزرگ بپیوندی،
درست مثل پدرت و برای خودت اسم و رسمی بسازی.

20:22.150 --> 20:23.680
اگه نمیخوای ...

20:24.360 --> 20:28.220
پس باید هدفت ازدواج با یک فرد موفق باشه
"مردی که در یک شرکت بزرگ کار میکنه."

20:29.990 --> 20:32.070
بابا تو هم همینطور فکر میکنی، نه؟

20:32.780 --> 20:35.940
هر دوی شما فکر میکنید زندگی من فقط میتونه به این سطح برسه!

20:37.040 --> 20:40.950
این درست نیست! من اصلا اینطور فکر نمیکنم!

20:41.080 --> 20:43.820
تو دروغ میگی! تو همیشه دروغ میگی!

20:56.550 --> 20:59.040
بحث رو کنار بذاریم، باشه؟

20:59.180 --> 21:01.920
مای، اول برو بالا.

21:12.690 --> 21:16.060
چیزی که مای بهم گفت ... منو شوکه کرد!

21:16.240 --> 21:20.530
تو و تومومی...
نیم ساله که از هم جدا شدین؟

21:20.700 --> 21:22.740
چرا به من نگفتی؟

21:23.580 --> 21:26.870
مامان... حتی اگه بهت بگم چیکار میتونی بکنی؟

21:27.500 --> 21:30.040
این مشکل بین من و تومومی هست.

21:30.170 --> 21:32.790
مامان میدونه ... تو ازدواج

21:32.800 --> 21:34.790
هر دو طرف باید دلایل خاص خودشونو داشته باشن،

21:35.090 --> 21:37.380
اما مای چطور؟

21:37.630 --> 21:42.800
برای بچه جدایی والدین
چیز بسیار تاسف باریه...

21:42.810 --> 21:44.840
این خیلی باعث ناراحتیش میشه ...

21:44.980 --> 21:46.510
پس به نظر تو باید چه کار کنیم؟

21:46.600 --> 21:48.560
نمیدونم...فقط میخوام بگم...

21:48.690 --> 21:50.850
میتونیم الان تمومش کنیم؟

21:52.940 --> 21:55.180
وقتی دفعه قبل اومدی
احساس کردم چیزی اشتباهه

21:56.280 --> 21:59.820
خیلی بی‌حال به نظر میرسیدی

22:00.450 --> 22:02.480
با اینکه قبلا خیلی پرحرف بودی

22:05.080 --> 22:06.320
بسيار خوب...

22:07.330 --> 22:09.320
یه تاکسی برام بگیر، الان برمیگردم!

22:10.830 --> 22:14.370
فردا کار نمیکنی،
حداقل شب رو اینجا بمون!

22:31.440 --> 22:33.300
بیست و نه سانتی متر

22:34.360 --> 22:36.690
سایز قدیمی معادل 12 و نیمه.

22:36.820 --> 22:38.180
- بفرمایید.
- متشکرم.

22:38.320 --> 22:40.400
لطفاً سلام منو به استادتون برسونید!

22:40.530 --> 22:43.650
اون همیشه به کار ما رسیدگی میکنه.
من واقعاً ازش ممنونم!

22:43.780 --> 22:45.820
فهمیدم. خب پس من دیگه برم

22:45.950 --> 22:47.410
متشکرم.

22:47.540 --> 22:49.200
آه... اون آکیو هست؟

22:49.450 --> 22:51.490
شما بچه‌ها واقعاً خوب کار میکنید!

22:51.620 --> 22:53.860
- بیا دیگه!
- ممنون!

22:55.790 --> 22:59.750
واقعا عالیه... تماشای سومو
واقعاً تحریکت میکنه،

22:59.880 --> 23:02.250
اما اینجا هیچ هیجانی نداریم...

23:03.880 --> 23:05.750
- صبح بخیر!
- صبح بخیر!

23:05.890 --> 23:06.720
اون چیه؟

23:06.850 --> 23:08.550
اینها همه تکه‌های شکسته پنکیک هستن
و خرده پنکیک.

23:08.560 --> 23:10.010
اونها رو نمیشه در مغازه فروخت.

23:10.010 --> 23:12.350
من به این فکر میکنم که اونها رو در کیسه‌های کوچک بسته‌بندی کنم

23:12.480 --> 23:15.340
و امشب به پیرمردهای بی‌خانمان بدم
احتمالاً از دریافتش خوشحال بشن.

23:15.480 --> 23:18.060
در واقع، اونها ممکنه طعم بهتری مثل این داشته باشن

23:18.190 --> 23:20.020
آیا میتونم اینکارو توی خونه‌ی تو انجام بدم؟

23:20.150 --> 23:23.190
مطمئناً، ادامه بده و اینکارو اینجا انجام بده.
آکیو هم اینجاست.

23:23.280 --> 23:25.520
وای، پدر مای اینجاست!

23:41.210 --> 23:42.870
صبح بخیر!

23:43.300 --> 23:45.410
صبح شما هم بخیر.

23:45.720 --> 23:48.580
اوضاع چطوره، مای؟
از دیدن بابا خوشحالی؟

23:48.760 --> 23:50.090
نادیده میگیره منو...

23:50.260 --> 23:53.250
عالی، بیا با هم چای و میان وعده بخوریم.

23:53.470 --> 23:55.050
- چه تنقلاتی؟
- خرده پنکیک.

23:55.390 --> 23:59.300
ما در حال برنامه‌ریزی هستیم تا امشب
این چای رو به افراد بی‌خانمان بدیم

23:59.440 --> 24:00.600
اوه…

24:01.610 --> 24:02.440
بفرمایید.

24:02.570 --> 24:04.770
اوه اونا خوشمزه به نظر میرسن...

24:04.940 --> 24:07.900
اینا ساخت شوهرم هستن
که خیلی سخت کار میکنه

24:08.030 --> 24:11.770
روی اون چهارپایه چوبی کوچیک میشینه،
صبح تا شب جلوی اجاق گاز.

24:11.910 --> 24:14.150
دستانش هرگز بیکار نمی‌مونن،
مدام آتیش رو شعله‌ور میکنن.

24:14.330 --> 24:17.360
در مقایسه با اون،
شغل آکیو توی این شرکت واقعاً چشمگیره.

24:17.500 --> 24:19.410
راحت روی یک صندلی بزرگ نشسته،

24:19.410 --> 24:21.870
میتونه به راحتی به خیلی از زیردستان فرمان بده.

24:22.000 --> 24:23.370
این فقط...

24:33.050 --> 24:36.140
همش تقصیر توست...
نمیبینی چه خبره؟

24:45.060 --> 24:46.180
سلام.

24:46.320 --> 24:47.810
آه خوش اومدی

24:48.150 --> 24:51.360
خاله، از آخرین باری که همدیگه رو ملاقات کردیم، مدت زیادی میگذره.

24:51.360 --> 24:54.230
من کیبه هستم، دوست آکیو.

24:55.320 --> 24:59.190
آه... کیبه، هر دوی شما با هم
به شرکت ملحق شدین، درسته؟

24:59.700 --> 25:01.910
پس هنوز یادت هست!

25:02.330 --> 25:05.570
موقع دانشگاه، حتی یک بار اینجا موندم.

25:05.880 --> 25:08.790
اون موقع خاله، خیلی خوشگل بودی...

25:09.000 --> 25:12.340
آه ... البته الان هنوزم خوشگلی!

25:12.920 --> 25:15.460
نیازی نیست اینقدر رسمی باشی.

25:15.800 --> 25:17.670
آکیو امروز توی خونه‌ست؟

25:17.800 --> 25:21.170
اون توی خونه‌ست ... میتونی بیای داخل و پیداش کنی.

25:23.140 --> 25:24.220
لطفا بفرما داخل.

25:25.640 --> 25:27.020
ببخشید بابت ناراحتی.

25:33.240 --> 25:36.940
سلام به همه من کیبه هستم!

25:37.910 --> 25:41.990
از کجا فهمیدی من اینجا هستم؟

25:42.370 --> 25:44.410
من به خونه‌ات رفتم، اما اونجا نبودی.

25:44.540 --> 25:46.790
پس به تومومی زنگ زدم،

25:47.040 --> 25:48.950
و اون بهم گفت شما دو نفر از هم جدا شدید!

25:49.080 --> 25:52.080
کیبه لطفا بشین من برم چایی بریزم

25:52.250 --> 25:53.750
متشکرم.

25:54.170 --> 25:59.090
امروز... من یک موضوع بزرگ برای بحث با کیبه دارم!

25:59.220 --> 26:02.300
کیبه، بیا بریم بالا تا صحبت کنیم.

26:03.260 --> 26:07.630
با عرض پوزش بابت وقفه،
واقعا متاسفم.

26:07.980 --> 26:08.970
سریع بریم!

26:09.400 --> 26:10.430
بابت مزاحمت شرمنده!

26:13.940 --> 26:16.100
آه... مای هم اینجاست.

26:16.570 --> 26:20.810
الان واقعا زیباست
این واقعاً یک میراث نسلیه.

26:22.370 --> 26:23.650
اون شخص کیه؟

26:23.740 --> 26:25.230
دوست آکیو.

26:25.240 --> 26:27.730
اونها دوستانی هستن که با هم سرِ کار رفتن،
اونها رابطه خوبی دارن

26:27.870 --> 26:31.200
آیا رابطه‌شون واقعا خوبه ...
خیلی هم ترسناک به نظر میرسه!

26:31.460 --> 26:34.620
مای... میدونی چه خبره؟

26:35.130 --> 26:36.960
نمیدونم و نمیخوام بدونم

26:37.090 --> 26:38.830
آه... این بچه واقعا...

26:38.970 --> 26:41.130
از کجا یاد گرفته که اینجوری رفتار کنه؟

26:41.260 --> 26:45.130
ولی آکیو در بخش منابع انسانیه...
ممکنه به اخراج ربط داشته باشه؟

26:45.680 --> 26:48.640
شرکت‌های بزرگ امروزه در حال مبارزه هستن.

26:48.810 --> 26:51.770
مای، مادر کوتوکو قبلاً
دختر رئیس بود

26:51.890 --> 26:53.850
پدرش رئیس یک شرکت بزرگ بود!

26:53.980 --> 26:57.350
حتی یک کادیلاک و یک راننده هم
برای رفت و آمدش به مدرسه میفرستادن.

26:57.480 --> 26:59.970
من واقعاً ازش متنفر بودم ... بنابراین عصیان کردم.

27:00.110 --> 27:03.100
بعدش با یک مرد مدل هیپی آشنا شد.

27:03.110 --> 27:04.570
کمی فقیر بود ولی خوش تیپ بود!

27:04.700 --> 27:07.150
بنابراین من با اون مرد بیچاره ازدواج کردم.

27:07.280 --> 27:09.110
و آخرش، ازدواج یک شکست بزرگ بود.

27:09.540 --> 27:11.150
اون پسر سوئدی بود؟

27:11.290 --> 27:14.830
نه، بعد جدایی از اون مرد هیپی.
اون موقع طلاق گرفته بود.

27:14.960 --> 27:17.490
اما این بار بر اساس ظاهر انتخاب کردم.

27:17.630 --> 27:20.840
حتی اگه دماغش سربالا باشه... باز هم بیچاره‌ست!

27:25.430 --> 27:26.760
به مردم از بالا نگاه نکن!

27:26.930 --> 27:29.260
اصلا میفهمی چه حسی دارم؟

27:33.520 --> 27:36.760
چرا باید اخراج بشم؟

27:37.730 --> 27:39.810
بس کن عمو نزن!

27:39.940 --> 27:41.520
اینجا خونه مادربزرگ منه!

27:43.780 --> 27:46.230
میخوای چیکار کنی؟
حرفم تموم نشده!

27:51.620 --> 27:55.330
خاله، آکیو خیلی بیرحمه.

27:55.330 --> 27:57.320
اون سالها دوستی ما رو نادیده میگیره!

27:57.460 --> 27:59.290
چی میگی تو...
خیلی جلو رفتی!

27:59.420 --> 28:01.870
آروم باش...بیا بشین.

28:03.840 --> 28:06.540
این مرد توی شرکت میچرخه ​​...

28:06.550 --> 28:08.500
به تنهایی همه رو متقاعد به ترک میکنه!

28:08.630 --> 28:10.090
خواه همکارانش باشن یا زیردستانش.

28:10.090 --> 28:11.420
اون حتی میخواد پیشکسوتان حامیشم
از کار برکنار کنه!

28:11.550 --> 28:12.790
اما این چیزی نیست که بتونم به تنهایی تصمیم بگیرم!

28:12.930 --> 28:15.470
بازم دروغ میگی! خودت لیست اخراج رو انتخاب کردی!

28:15.560 --> 28:19.020
به خاطر تو، من هر روشی رو امتحان کردم.

28:19.140 --> 28:20.350
حتی قرار گذاشتم که به واحد جدید بری...

28:20.350 --> 28:21.810
دارم سعی میکنم راهی پیدا کنم
برای گرفتن حقوق بیشتر برای تو ...

28:21.900 --> 28:24.600
خاله، شرکت میخواد منو اخراج کنه.

28:24.730 --> 28:27.110
نه نه! این من هستم که میخوام شرکت رو اخراج کنم!

28:27.240 --> 28:29.400
اخراج کنی؟ منظورت از اخراج چیه؟
هیچکس نگفت میخوان اخراجت کنن.

28:29.530 --> 28:30.810
من نمیفهمم چی میگی...

28:30.820 --> 28:32.440
ولی الان دیگه شانسی نیست
برای نجات وضعیت؟

28:32.570 --> 28:34.030
چرا نمیری دوباره با همه حرف بزنی؟

28:34.160 --> 28:36.270
این مکان یک شرکته،
مثل خونه‌ی خاله نیست که هر کاری دلت بخواد بکنی!

28:36.410 --> 28:38.530
فکر میکنید افرادی مثل شما مجانی کار میکنن؟ لطفا شفاف سازی کنید!

28:38.660 --> 28:41.830
اینجوری نباش...
نمیتونی تظاهر کنی کار ما بی‌اهمیته!

28:41.960 --> 28:44.870
و چیزی که میگی باعث میشه فعالیت‌های ما
مخصوصاً کودکانه به نظر برسه.

28:45.000 --> 28:45.960
لطفا، فقط تمومش کنید.

28:46.090 --> 28:47.620
لطفا خفه شو

28:47.750 --> 28:48.790
آکیو کانزاکی!

28:49.260 --> 28:53.040
اگه میخوای منو متقاعد کنی که برم،
پس من مطلقاً بهت گوش نمیدم!

28:54.430 --> 28:57.670
اگه قبولش نداری،
عواقبش چی میشه؟

28:58.470 --> 29:02.390
حتی اگه توی شرکت بمونی،

29:03.140 --> 29:04.550
اونها هیچ وظیفه‌ای بهت محول نمیکنن.

29:04.560 --> 29:06.470
اونها تو رو در یک بخش مبهم قرار میدن،
جایی که منزوی بشی

29:06.980 --> 29:08.310
هیچ مدرکی بهت نمیدن،

29:08.320 --> 29:11.730
و از هیچ جلسه ای مطلع نمیشی
بزرگ یا کوچیک

29:11.940 --> 29:16.280
تمام روز رو کنار پنجره میشینی و هیچ کاری نمیکنی!

29:17.370 --> 29:18.980
واقعاً اشکالی نداره؟

29:20.330 --> 29:22.280
فکر میکنی میتونی منو بترسونی؟

29:23.870 --> 29:27.990
تا آخر میجنگم! به یاد بیار!

29:28.710 --> 29:31.580
من ترک میکنم!

29:34.670 --> 29:36.590
کیبه... بس کن... کیبه!

29:36.890 --> 29:39.750
تو خائنی!

29:41.100 --> 29:41.880
سلام!

29:42.020 --> 29:44.180
هی...کیبه!

29:49.110 --> 29:52.770
این شخص... کفش اشتباهی پوشیده
و مال منو برداشته.

29:52.900 --> 29:53.890
اوه؟

29:54.320 --> 29:56.430
مای! سریع برو کفش‌ها رو ازش پس بگیر!

29:56.570 --> 29:58.980
- نیازی نیست...
- سریع کفششو در بیار!

30:05.450 --> 30:06.610
درسته، درسته

30:17.920 --> 30:19.710
کفش‌های بابات خیلی خوبه

30:20.340 --> 30:21.880
فقط با نگاه کردن به کفش‌هامون،

30:21.890 --> 30:25.220
میتونی ببینی که این شکاف چقدر بزرگه
بین من و پدرت

30:27.140 --> 30:30.350
در واقع به خاطر اینه که پددم
از کفش‌هاش به خوبی مراقبت میکنه

30:31.480 --> 30:34.220
بالاخره پدربزرگ من یک تابی بود
(فروشنده جوراب ژاپنی).

30:34.480 --> 30:38.070
آره، اونها یک فروشگاه طبی راه اندازی کردن.

30:38.690 --> 30:39.680
آره

30:40.530 --> 30:42.320
من واقعاً یک بار با پدرش ملاقات کردم.

30:42.870 --> 30:47.330
اون همیشه جدی به نظر میرسید، هیچ کلمه‌ای نمیگفت،
فقط به ساختن تابی ادامه میداد.

30:49.750 --> 30:53.080
پدر اودتون چیکار میکرد عمو؟

30:54.250 --> 30:56.990
اون معلم ریاضی راهنمایی بود.

30:58.510 --> 31:01.500
هر کاری رو جدی می‌گرفت.

31:03.090 --> 31:06.550
حتی وقتی باهام بحث میکرد
توی خونه شخص دیگه‌ای،

31:06.550 --> 31:08.510
بیرحم سرم داد میزد...

31:09.640 --> 31:11.970
و همیشه باعث خجالت من میشد.

31:16.520 --> 31:19.100
به خاطر من از مادربزرگت عذرخواهی کن

31:19.400 --> 31:20.940
بهش بگو متاسفم

31:22.950 --> 31:24.360
پس خداحافظ.

31:35.670 --> 31:38.500
البته اینو میدونم...

31:38.500 --> 31:40.580
اون در لیست اخراجه.

31:41.380 --> 31:43.120
اما در کار منابع انسانی ...

31:43.130 --> 31:45.210
احساسات شخصی نباید یک عامل باشه.

31:48.930 --> 31:52.760
این برای شرکت خوب نیست.

31:56.810 --> 32:01.020
آکیو الان احساس ناراحتی میکنه، میفهمم.

32:01.900 --> 32:03.980
اگرچه مغازه ما بزرگ نیست،

32:04.110 --> 32:06.600
هر زمان که مجبور شدیم
کارگران رو تعلیق موقت کنیم...

32:06.820 --> 32:09.110
احساس بی‌رحمی زیادی میکنم.

32:09.870 --> 32:13.320
شب‌ها نمیتونم بخوابم... واقعاً ناراحت کننده‌ست.

32:17.290 --> 32:19.540
ممنون که به من آرامش دادی

32:23.670 --> 32:25.540
این پنکیک‌ها واقعا خوشمزه هستن.

32:28.090 --> 32:30.920
پس بیشتر بخور، هر چقدر که میخوای بخور.

32:36.020 --> 32:37.430
پنکیک...

32:37.430 --> 32:40.520
اونها برای آرامش قلب وجود دارن.

32:41.440 --> 32:44.020
به جای پر کردن معده،
روح رو غنی میکنن.

32:44.820 --> 32:49.310
بنابراین پنکیک ... برای آرامش قلب ساخته شده.

32:50.950 --> 32:53.650
حتی در بدترین لحظات زندگی،

32:53.660 --> 32:56.650
یک لقمه پنکیک میتونه
لحظه ای آرامش فراهم کنه.

32:57.240 --> 32:58.700
شوهرت...

32:58.830 --> 33:01.700
موقع درست کردن پنکیک ...

33:01.710 --> 33:03.620
هر پنکیک رو از احساسات واقعی پر میکنه.

33:03.960 --> 33:05.660
تو خیلی مهربونی...

33:05.880 --> 33:09.170
شوهرم حتما میخواد
این کلمات رو شخصاً بشنوه.

33:12.010 --> 33:15.340
راستی... کاش میتونستم پنکیک درست کنم.

33:18.010 --> 33:19.670
حداقل پنکیک درست میکردم...

33:20.640 --> 33:22.760
به دوستانم خیانت نمیکردم

33:39.910 --> 33:42.620
کارکنان یقه سفید هم سختی دارن...

33:42.830 --> 33:45.910
بالاخره آکیو مردم رو اخراج میکنه...

33:49.750 --> 33:51.580
در مقایسه با کسانی که بیکار شدن...

33:51.880 --> 33:53.840
شاید بیشتر احساس آرامش کنم

34:05.270 --> 34:09.600
شب بخیر! ما از انجمن یوگائو هستیم!

34:09.940 --> 34:11.550
آقای فوجی!

34:13.440 --> 34:17.180
شب سردتر میشه، حالت خوبه؟

34:17.780 --> 34:19.610
بفرما، این یک گلوله برنجی بنتو برای توست.

34:21.700 --> 34:23.610
و پنکیک خانگی ما.

34:24.040 --> 34:26.700
بفرمائید، لذت ببرید. اونها خوشمزه هستن.

34:27.200 --> 34:29.460
بفرما، بگیرش. شب بخیر.

34:30.790 --> 34:32.170
شب بخیر!

34:33.340 --> 34:34.620
کسی اینجا هست؟

34:35.960 --> 34:39.460
شب بخیر! ما از انجمن یوگائو هستیم!

34:39.800 --> 34:41.710
یوکو اینجاست؟ اگه باشه عالی میشه.

34:41.970 --> 34:43.800
بفرمائید! یک گلوله برنجی بنتو براتون آوردیم.

34:45.970 --> 34:48.130
براتون چای داغ هم داریم.

34:48.270 --> 34:51.300
- اشکالی نداره بعدا میایم.
- سرما نخور.

35:02.820 --> 35:05.530
باشه... بابا الان باید برگرده.

35:06.160 --> 35:08.860
با اینکه مادربزرگ گفت خوبه
فردا از اینجا برم سر کار...

35:09.040 --> 35:10.820
ولی من باید برم خونه و پیراهنمو عوض کنم.

35:12.040 --> 35:15.620
راستش... تا کی قراره اینجا بمونی؟

35:20.340 --> 35:23.550
حتی اگه به خونه برگردم،

35:23.550 --> 35:25.420
همچنان باید هر مرحله رو طی کنم
از باز کردن قفل در بگیر...

35:25.800 --> 35:28.840
تا سوار آسانسور شدن...
واقعا آزاردهنده‌ست.

35:29.890 --> 35:32.380
اما اینجا، ما بندرت درو قفل میکنیم.

35:33.390 --> 35:36.430
کافیه یکی سلام کنه،
براحتی میتونه بیاد داخل.

35:36.900 --> 35:39.480
کنار هم برای چای میشینیم،
با هم پنکیک میخوریم...

35:40.690 --> 35:43.150
از موندن اینجا احساس راحتی بیشتری میکنم.

35:43.530 --> 35:47.360
ولی مادربزرگ برای زندگی خودش به حقوق بازنشستگی متکیه.

35:47.490 --> 35:49.480
در مورد هزینه‌های غذات چطور؟

35:49.620 --> 35:51.900
من این موضوع رو درک میکنم.

35:52.490 --> 35:54.530
قبلاً در موردش با مادربزرگ صحبت کردم.
من قرار شد کار کنم و درآمد کسب کنم.

35:54.660 --> 35:58.950
ولی مادربزرگ گفت،
کمک توی کارِ خونه کافیه

36:18.940 --> 36:21.310
پس حداقل باید در دانشگاه خوب عمل کنی.

36:35.620 --> 36:38.990
برادر اینو... گلوله برنج آوردیم.

36:40.120 --> 36:42.280
برادر اینو، شب بخیر!

36:47.960 --> 36:50.670
نادیده میگیری منو، ها؟

36:51.380 --> 36:53.630
بفرما، یک گلوله برنجی بنتو برات آوردیم.

36:55.890 --> 36:57.300
سردته؟

36:58.100 --> 37:00.590
به پتو نیاز داری؟
یکی هم آوردیم

37:02.230 --> 37:04.340
اول یک فنجان چای داغ بنوش.

37:05.820 --> 37:08.850
برادر اینو قبلاً در این مورد صحبت کرده بودیم.

37:08.980 --> 37:11.150
تو هم پیر میشی

37:11.280 --> 37:14.270
بهتره جایی پیدا کنی
برای خواب شب

37:14.450 --> 37:18.490
بنابراین هنوز باید مزایای تامین اجتماعی رو بپذیری.

37:19.950 --> 37:20.990
من نمیخوام.

37:21.120 --> 37:22.240
چرا که نه؟

37:22.500 --> 37:24.330
حداقل اینجوری قدر و منزلت دارم.

37:25.630 --> 37:28.000
من نیازی ندارم که دولت ازم مراقبت کنه.

37:28.250 --> 37:30.710
اونوقت نمیخوای جایی
برای زندگی پیدا کنی؟

37:30.880 --> 37:32.340
من نمیخوام.

37:39.430 --> 37:41.050
واقعا خسته کننده‌ست...

37:44.140 --> 37:46.130
باشه پس

37:48.650 --> 37:50.600
شب بخیر، اینو سان.

37:55.490 --> 37:58.400
- بذار برات حملش کنم.
- متاسفم.

38:02.790 --> 38:04.320
شب بخیر…

38:06.040 --> 38:07.750
کی به شما نیاز داره؟

38:15.720 --> 38:17.750
چرا مادربزرگت تا دیروقت بیدار می‌مونه؟

38:18.340 --> 38:20.830
داره پیر میشه
تو باید بهش توصیه کنی زیادی به خودش فشار نیاره.

38:20.970 --> 38:22.930
اون زیادی به خودش فشار نمیاره.

38:23.060 --> 38:26.140
برای مادربزرگ، این ممکنه یک قرار ملاقات باشه.

38:28.730 --> 38:30.590
- قرار ملاقات؟
- آره

38:30.770 --> 38:31.760
با چه کسی؟

38:32.190 --> 38:34.980
این پدربزرگ اوسیگو هست،
کشیش از کلیسا

38:34.980 --> 38:37.940
خوش تیپه و صدای خوبی داره.

38:38.240 --> 38:39.850
من هم دیدمش

38:40.160 --> 38:43.770
فکر میکنم هر دو همدیگه رو دوست دارن!

38:44.450 --> 38:47.610
منظورت از "همدیگه رو دوست دارن" چیه؟

38:47.830 --> 38:49.620
ما در مورد مادربزرگت صحبت میکنیم.

38:50.000 --> 38:53.710
پس چی؟ خوب نیست که
مادربزرگ کسی رو داشته باشه دوستش داره؟

38:56.090 --> 38:57.170
این خوب نیست!

38:57.340 --> 38:58.540
چرا که نه؟

38:58.670 --> 39:00.130
چرا فکر میکنی...

39:01.090 --> 39:03.250
به هر حال خوب نیست!

39:11.850 --> 39:15.060
بذار بهت بگم... وقتی مادربزرگ برمیگرده

39:15.230 --> 39:17.060
بهش در مورد من میگی...

39:17.070 --> 39:18.930
دخترم از خونه فرار کرده
زنم طلاق میخواد،

39:19.110 --> 39:21.850
و در مورد مسائل پرسنلی شرکت
هم استرس دارم!

39:22.030 --> 39:23.860
با تمام این اتفاقات،
بیشتر از این به من فشار نیار!

39:25.160 --> 39:28.820
چه چیزی برای استرس وجود داره؟
این چیز خوبی نیست؟

39:29.830 --> 39:30.820
این...

39:32.540 --> 39:34.620
این چه جور چیز خوبیه؟
شوخی میکنی؟

39:38.920 --> 39:40.660
شوخی نمیکنم...

39:44.630 --> 39:49.880
کیبه اخطار شرکت رو نادیده میگیره
و هنوزم هر روز سرِ کار میاد.

39:50.180 --> 39:55.970
بنابراین شرکت دیگه،
کاری براش تعیین تکلیف نمیکنه.

39:57.190 --> 39:59.430
منم دیگه نمیخوام ببینمش...

39:59.440 --> 40:02.270
و سعی میکنم از برخورد باهاش جلوگیری کنم.

40:17.120 --> 40:18.660
اتفاق بزرگی برای شرکت افتاد!

40:18.790 --> 40:22.410
کیبه، رئیس فروش،
با یه نفر توی شرکت دعواش شد!

40:22.550 --> 40:24.330
طرف مقابل رو هم مجروح کرد.

40:24.670 --> 40:25.660
چه کسی کتک خورد؟

40:25.920 --> 40:29.760
هنوز کاملا مطمئن نیستم... اما به نظر میرسه
اونودرا معاون رئیس بوده باشه.

40:32.550 --> 40:33.380
اون کجاست؟

40:33.510 --> 40:35.470
در اتاق کنفرانس سوم
بخش فروش

40:53.410 --> 40:54.650
لطفا،

40:55.490 --> 40:56.700
مراقب خودت باش!

40:59.000 --> 41:00.990
هی کیبه کجاست؟ اون کجاست؟

41:01.120 --> 41:02.410
در اتاق جلسه سوم.

41:15.600 --> 41:16.800
چی شد؟

41:17.510 --> 41:19.130
امروز جلسه فروش داشتیم

41:19.270 --> 41:21.930
تمرکز کردن بر پروژه‌ای که خودم رهبری میکردم.

41:22.060 --> 41:24.640
کاملاً منو نادیده گرفتن،

41:24.900 --> 41:27.510
حتی تصدیقم نکرد
و بدون من جلسه رو شروع کردن.

41:27.690 --> 41:29.150
به امید شرکت اومده بودم

41:29.280 --> 41:32.390
اما بعداً اونودرا معاون رئیس اومد

41:32.400 --> 41:34.360
و سعی کرد منو بیرون کنه!

41:34.530 --> 41:36.910
پس درو بستم،

41:37.030 --> 41:40.030
ولی متوجه نشدم که دستش لای اون گیر کرده!

41:42.620 --> 41:46.610
ولی اون بود که سعی کرد منو بیرون کنه!

41:47.250 --> 41:50.370
برای این کار حتی آمبولانس هم صدا کردن!

41:50.500 --> 41:51.620
این مسخره‌ست!

41:51.800 --> 41:54.080
میبینم... فکر کنم الان فهمیدم.

41:55.090 --> 41:56.960
بذار بعداً در موردش بیشتر صحبت کنیم.

42:02.640 --> 42:04.260
به چی نگاه میکنی؟

42:05.310 --> 42:06.390
هِی!

42:20.620 --> 42:21.730
اومد.

42:24.160 --> 42:25.150
بفرما داخل.

42:25.330 --> 42:26.690
متاسفم منتظرتون گذاشتم.

42:29.580 --> 42:31.740
اینجا دو کاسه رشته سوپ داغ و ترشه.
لطفا بگیریدشون.

42:31.880 --> 42:35.170
دوباره تو هستی کار پیدا کردی؟

42:37.380 --> 42:40.920
بله، به لطف کمک یه نفر،
من به صورت داخلی توسط یک شرکت استخدام شدم.

42:41.220 --> 42:42.210
وای!

42:42.350 --> 42:44.510
اما این فقط یک شرکت فناوری اطلاعات کوچکه.

42:44.640 --> 42:46.130
تبریک بهت!

42:46.270 --> 42:47.470
متشکرم!

42:47.640 --> 42:49.350
- بیا دیگه!
- متشکرم.

42:55.940 --> 42:58.560
اگرچه شرکت این بار
جریمه‌ات کرده...

42:58.940 --> 43:02.360
خوشبختانه مصدومیت کیبه جدی نیست.

43:03.030 --> 43:04.990
حداقل راهی برای خروج از هر موقعیتی وجود داره.

43:05.660 --> 43:09.370
وقتی به خونه رسیدی،
فعلا این موضوع رو به همسر و فرزندانت نگو.

43:14.040 --> 43:18.080
دست از گریه بردار و نودلت رو بخور!

43:18.880 --> 43:21.590
من نمیتونم توی خونه گریه کنم.
ولی میتونم اینجا پیش تو گریه کنم.

43:22.090 --> 43:26.960
چطوری میتونم اجازه بودم همسرم و بچه‌ها
منو اینطوری ببینن؟

43:34.020 --> 43:37.390
چرا اینقدر شلخته میخوری؟
صورتت رفته داخل سوپ.

43:37.570 --> 43:40.900
نگران نباش، به هر حال این مال خودمه.

43:45.030 --> 43:48.110
هِی، سرکه سیاه توی خونه داری؟

43:48.740 --> 43:50.200
سرکه سیاه توی خونه نیست

43:50.990 --> 43:53.200
اگه سرکه سیاه اضافه کنی،
باعث افزایش طعم میشه

43:56.330 --> 43:59.040
اما... این آش داغ و ترش
و نودل واقعاً خوشمزه‌ست

44:00.920 --> 44:01.880
میدونی،

44:02.550 --> 44:06.010
میدونی، "ادویه" در "تند و ترش"
از کدوم کلمه میاد؟

44:06.760 --> 44:08.590
از "فلفل" هست...

44:08.720 --> 44:10.180
ساکت شو و نودلت رو بخور!

44:17.390 --> 44:20.060
"مهمان‌نوازی از غریبه ها را فراموش نکنید،

44:20.560 --> 44:24.560
"زیرا با این کار برخی از مردم بدون اینکه بدانند از فرشتگان مهمان‌نوازی کرده‌اند."

44:25.150 --> 44:29.240
این از عبرانیان 13:2 هست.

44:31.120 --> 44:34.530
در طول زندگیمون،
با انواع مختلف مردم روبرو میشیم

44:34.870 --> 44:37.610
در بین اونها، ممکنه افرادی وجود داشته باشن که ازشون متنفریم.

44:38.080 --> 44:40.910
اما این افراد میتونن کسانی باشن که خدا فرستاده.

44:40.920 --> 44:42.530
ممکنه فرشته باشن

44:43.290 --> 44:45.710
معنای این قطعه همینه.

44:46.710 --> 44:51.330
در میان حاضران، ممکنه فرشتگان هم باشن.

44:51.590 --> 44:52.550
با این حال...

44:52.680 --> 44:54.790
اگه کسی فکر میکنه که باید یک فرشته باشه،

44:54.810 --> 44:56.470
پس احتمالاً نیست.

45:00.890 --> 45:03.270
پس، بیاین سرود 301 رو بخونیم

45:03.270 --> 45:05.100
با هم خدا رو ستایش کنیم.

45:15.700 --> 45:28.040
"در تاریکی، به دنبال چراغ راهنمایی‌ هستم
که به جلو هدایتم کند"

45:29.050 --> 45:40.920
"در ژرفای شب، که از خانه دور هستم
مرا جلو ببرد"

45:41.980 --> 45:49.270
"من به دنبال این نیستم که بدانم چه چیزی پیش رویم است."

45:49.780 --> 45:58.270
"فقط دعا میکنم که خداوند قدم به قدم مرا راهنمایی کند..."

46:12.300 --> 46:15.330
آه، معلم، توی نجاری هم مهارت داری.

46:16.220 --> 46:18.750
اگرچه میتونم کمک بگیرم
یک فروشگاه مبلمان،

46:18.890 --> 46:21.090
اما بازم هزینه زیادی داره.

46:21.720 --> 46:23.300
آه ببخشید،

46:23.430 --> 46:24.970
میتونی به من کمک کنی این قسمت رو فشار بدم؟

46:25.100 --> 46:26.310
حتما...

46:34.780 --> 46:38.820
اولین باری که در زندگیم به کلیسا رفتم،
کف با تشک‌های تاتامی پوشیده شده بود.

46:38.950 --> 46:39.980
آه؟

46:40.530 --> 46:42.400
کلیسایی با تشک تاتامی؟

46:43.660 --> 46:45.900
اون زمان هنوز مدرسه‌ای بودم.

46:46.160 --> 46:49.620
من مجذوب کونیو یاناگیتا بودم
"قصه های تونو"

46:49.620 --> 46:52.790
پس به تونو رفتم و راه افتادم
از طریق روستا ...

46:53.710 --> 46:56.670
به یک مزرعه رفت و
یک کلیسای کوچک وسطش پیدا کردم

46:56.800 --> 46:58.300
میشنیدم که همگی داخلش سرود میخوندن...

46:58.300 --> 47:00.130
من به داخل کلیسا کشیده شدم.

47:01.220 --> 47:02.670
بعدش…

47:03.430 --> 47:07.300
بعدش آقایان و خانم‌های مؤمن دیدم
همگی روی تشک‌های تاتامی نشسته بودن.

47:07.600 --> 47:11.930
کشیش روی تشک تاتامی نشسته بود
مثل یک راهب که سرود میخوند.

47:13.560 --> 47:15.140
با خودم فکر کردم...

47:16.480 --> 47:19.570
وای، حتی در چنین روستایی دورافتاده،

47:19.570 --> 47:22.530
خیلی‌ها در خلوت
منتظر پاسخ خدا هستن

47:23.030 --> 47:26.440
با این فکر کردن، عمیقا متاثر شدم.

47:28.870 --> 47:30.660
حالا به گذشته نگاه میکنم،

47:31.210 --> 47:34.910
شاید اون تجربه
آغاز سفر ایمانی من بود

47:42.510 --> 47:44.120
خیلی ممنونم.

47:44.510 --> 47:47.590
واقعا کار سختیه.
تو همه کارها رو خودت انجام میدی.

47:47.970 --> 47:49.510
بهش عادت کردم.

47:49.720 --> 47:52.260
من باید برم مواد غذایی بخرم
و شام رو آماده کنم.

47:52.480 --> 47:54.470
اگرچه مواد غذایی رو میخرم،
مجبور نیستم خودم آشپزی کنم.

47:54.600 --> 47:55.730
من یک ابزار براش دارم.

47:55.850 --> 47:58.190
تمام مواد رو در یک کاسه کوچک میریزم

47:58.190 --> 48:00.350
و میتونه بقایای توفو، کیک کولا و موارد دیگه درست کنه.

48:00.940 --> 48:03.560
بیا با هم بریم خرید مواد غذایی

48:04.780 --> 48:07.110
- خوبه؟
- به هر حال توی راه خونه‌ست.

48:07.490 --> 48:09.150
به نظر عالی میاد!

48:09.830 --> 48:12.440
پس بذار اول لباس عوض کنم!

48:23.260 --> 48:25.090
متاسفم منتظرت نگه داشتم.

48:27.220 --> 48:29.080
اوه ... اینو سانه؟

48:29.850 --> 48:31.710
بار سنگینی رو با خودش حمل میکنه...

48:33.810 --> 48:37.140
اون واقعاً به حرفم توجه نمیکنه.

48:37.690 --> 48:40.640
شاید اون کسی باشه که خدا برای ما فرستاده.

48:41.060 --> 48:43.270
گاهی این حس رو دارم...

48:44.650 --> 48:48.690
شاید... اینو سان واقعاً یک فرشته‌ست.

48:50.740 --> 48:53.610
اوه... حالش خوب نیست؟

49:00.830 --> 49:03.620
مشکل چیه؟ حالت خوبه؟

49:05.210 --> 49:07.330
احساس ناخوشی میکنی؟
باید برات آمبولانس صدا کنم؟

49:07.460 --> 49:09.330
من خوبم. بذارید تو حال خودم باشم.

49:09.590 --> 49:12.420
اجازه بدین سوار آمبولانس بشم
برای من بهتره فقط بمیرم.

49:12.550 --> 49:13.460
ولی…

49:13.800 --> 49:15.260
یک لیوان آب به من بدین

49:15.560 --> 49:16.800
مشکلی نیست.

49:17.310 --> 49:19.800
خانم لطفا برای من یک لیوان آب بیار.

49:19.930 --> 49:21.470
فورا میگیرمش!

49:24.230 --> 49:25.600
تو خیلی احساس ناراحتی میکنی، اینطور نیست؟

49:27.570 --> 49:31.280
لازم نیست اینجوری باشی
ولم کن. دستت باید کثیف باشه

49:31.450 --> 49:34.440
چی میگی؟
دست از گفتن این حرف‌های نامناسب بردار.

49:39.580 --> 49:41.860
خانم لطفا منو تنها بذار.

49:43.330 --> 49:47.120
اگه شوهرت اینو ببینه حسودی میکنه...

49:47.250 --> 49:49.960
اینو سان خیلی بد فهمیدی

49:50.090 --> 49:52.750
اون شوهر من نیست

49:53.090 --> 49:55.210
پس ... شریک زندگیته؟

49:55.340 --> 49:59.090
نه، نیست... اون کشیش کلیساست.

49:59.680 --> 50:01.640
یک کشیش...

50:03.100 --> 50:07.090
اما یک کشیش... بالاخره یک مرده.

50:07.400 --> 50:10.600
چی میگی تو؟
از گفتن حرف‌های احمقانه دست بردار

50:10.730 --> 50:15.480
برادر اینو یه کم آب آوردم زود بنوش.

50:24.080 --> 50:25.490
الان چه احساسی داری؟

50:25.710 --> 50:27.320
من در حال حاضر خوبم...

50:34.130 --> 50:35.920
الان واقعا خوبم

50:42.760 --> 50:44.170
کمکم نکن!

50:46.100 --> 50:49.180
اگه نتونم تنهایی از پس چنین موضوع کوچیکی بربیام،

50:49.190 --> 50:51.140
پس کارم تمومه.

51:08.160 --> 51:11.080
اینو سان بهت چی گفت؟

51:12.080 --> 51:16.750
به نظر میرسه اون تو رو اشتباه گرفته...
به عنوان شوهرم

51:17.590 --> 51:18.870
این واقعا بی‌ادبیه.

51:21.550 --> 51:23.010
این ظالمانه‌ست!

51:23.680 --> 51:26.040
اگه در مورد من صحبت کنه،
دیگه برام مهم نیست

51:26.180 --> 51:28.090
اما با تو، زیادی بی‌ادب بود.

51:28.560 --> 51:31.340
دفعه بعد که ببینمش حتما سرزنشش میکنم!

51:31.770 --> 51:34.100
حتی فرشته‌ها هم اینطور رفتار نمیکنن!

51:57.540 --> 52:00.290
آه، تو اینجایی، منو ترسوندی.

52:01.010 --> 52:02.420
من یه چرت زدم.

52:03.380 --> 52:06.370
این هنوز دکمه‌ای هست، واقعا قدیمیه.

52:06.510 --> 52:07.300
آره

52:07.430 --> 52:09.890
باتری گذاشتم، به نظر میرسه هنوز هم میتونه پخش کنه.

52:14.520 --> 52:16.100
مامان این آهنگ رو یادت هست؟

52:16.230 --> 52:19.310
هوم... این آهنگی نیست
که همیشه گوش میدادی؟

52:23.110 --> 52:27.520
"یک بار دیگر عمیقاً میبوسیم
با اشک در چشمانمان"

52:27.740 --> 52:32.150
"من تو را بیشتر از هر کس دیگری دوست دارم."

52:32.330 --> 52:37.410
"حتی اگر این آخرین بار باشد که تو را میبوسم..."

52:39.670 --> 52:41.120
دلم برات خیلی تنگ شده!

52:41.880 --> 52:43.790
یادمه یه شب این آهنگو زدم

52:43.800 --> 52:46.290
و بابا یورش برد تو اتاقم

52:46.420 --> 52:50.010
رادیو رو به شدت از پنجره به بیرون پرت کرد.

52:50.720 --> 52:53.680
نگاه کن... هنوز میتونی نشانه‌های سقوط رو ببینی

52:54.600 --> 52:56.180
اون شب فکر کردم

52:56.180 --> 52:59.220
وقتی به دانشگاه برم،
هرگز به این خونه برنمیگردم.

52:59.440 --> 53:01.390
اون موقع مصمم بودم

53:03.150 --> 53:05.140
اما حالا که فکر میکنم...

53:05.360 --> 53:10.650
شب خیلی سرد بود و بابا بیدار تا دیروقت،
جوراب تابی میدوخت. زمان شلوغی براش بود.

53:10.910 --> 53:13.820
اما بعدش این آهنگ بلند شد
از طبقه دوم، خیلی بلند.

53:14.410 --> 53:16.530
خیلی هم آزاردهنده بود

53:16.700 --> 53:17.490
آره

53:17.620 --> 53:19.610
تا اینکه بچه خودمو به دنیا آوردم...

53:19.750 --> 53:22.740
که اون موقع احساسش رو درک کردم.

53:24.380 --> 53:28.210
میدونی،
زمانیکه برای اولین بار به این شرکت ملحق شدی ...

53:28.510 --> 53:30.880
بابات چی گفت؟

53:31.220 --> 53:32.210
چی گفت؟

53:33.010 --> 53:35.250
گفت: حالا میتونم بهش اعتماد کنم.

53:35.970 --> 53:39.510
درحالیکه با خوشحالی مشروب میخورد گفت.

53:40.770 --> 53:41.970
اوه؟

53:42.850 --> 53:45.970
پس بابام همچین چیزی گفته؟

53:46.980 --> 53:50.470
اما در حال حاضر، کار توی شرکت ...
باید سخت باشه، درسته؟

53:50.690 --> 53:52.680
کیبه چطوره؟ اون چیکار میکنه؟

53:54.240 --> 53:59.700
خوب، بعد از اینکه بهش توصیه کردم که بره،
او دوباره به دردسر افتاد.

54:00.200 --> 54:03.690
ممکنه... این بار ممکنه اخراج بشه.

54:04.120 --> 54:07.540
اخراج بشه؟ یعنی برکنارش میکنن؟

54:08.090 --> 54:10.080
ولی اون آدم بدی نیست.

54:10.210 --> 54:14.130
باقی موندن توی شرکت،
ربطی به خوبی یا بد بودن نداره

54:14.720 --> 54:16.460
باید راه حلی پیدا کنی...

54:16.590 --> 54:19.880
آکیو، تو باید بتونی کمک کنی
اون در موقعیت توئه، درسته؟

54:20.010 --> 54:22.500
من تمام تلاشمو برای کمک بهش انجام دادم.

54:22.520 --> 54:24.720
شب‌ها به خاطرش نمیتونم بخوابم.

54:25.230 --> 54:28.060
اما ... کار منابع انسانی شرکت ...

54:28.190 --> 54:31.900
با نان دادن یا پتو دادن
به افراد بی‌خانمان، یکسان نیست

54:32.030 --> 54:35.310
به اون سادگی نیست. اونقدرها هم پاک نیست.

54:36.030 --> 54:39.400
آکیو، فکر نکن مواجه شدن با افراد بی‌خانمان،
به همین راحتی‌هاست!

54:39.740 --> 54:43.200
تو فکر میکنی منابع انسانی در شرکت‌های بزرگ،
سخت و پیچیده‌ست

54:43.370 --> 54:46.830
اما مشکلات کسانی که جایی ندارن بمونن
و حتی نمیتونن یک غذای گرم بخورن...

54:46.830 --> 54:49.120
فقط ساده و سطح پایین هستن، نه؟

54:50.750 --> 54:52.410
من اینطور فکر نکردم.

54:53.130 --> 54:54.630
حتی اگه اینطور فکر نمیکنی ...

54:56.380 --> 54:59.090
به هر حال...چی بگم؟

55:00.390 --> 55:02.220
مامان، اون افرادی که بهشون کمک کردی

55:02.390 --> 55:05.090
در واقع کسانی هستن که عقب نشینی کردن
از رقابت شدید توی جامعه

55:05.350 --> 55:07.930
یا کسانی بودن که
توسط این جامعه طرد شدن

55:08.520 --> 55:11.350
این یک دنیای کاملاً متفاوته
نسبت به جایی که ازش میایم...

55:13.560 --> 55:15.650
خیلی آزار دهنده‌ست!

55:19.610 --> 55:22.730
آکیو، تو امشب اینجا بمون.

55:23.070 --> 55:26.070
مای هم اینجاست.
بیا با هم شام بخوریم

55:26.990 --> 55:28.780
بیا سوکیاکی بخوریم

55:30.330 --> 55:32.370
آکیو...بیا.

55:32.670 --> 55:34.950
باشه، مای، بیشتر بخور.

55:35.130 --> 55:36.710
کمی سخته.

55:37.460 --> 55:39.950
سبزیجات بیشتری اضافه کنید...

55:41.970 --> 55:43.550
خوب بخوریم

56:09.120 --> 56:10.360
بابام برام پیامک فرستاد

56:10.580 --> 56:13.360
گفت بعد اینکه از حموم بیرون اومد،
میره مشروب بخوره

56:13.830 --> 56:15.740
چرا توی خونه مشروب نمیخوره؟

56:16.370 --> 56:18.790
اونها هرگز توی خونه مشروب نمیخورن.

56:18.790 --> 56:22.130
نمیدونم چرا همیشه مردها
باید برای نوشیدنی بیرون برن

56:22.800 --> 56:23.960
ها؟

56:24.920 --> 56:27.670
چی میدوزی؟ دمپایی درست میکنی؟

56:28.720 --> 56:30.880
من قصد دارم به پدربزرگ کشیش یک جفت از اینا بدم.

56:31.180 --> 56:33.170
اونایی که الان پوشیده
کاملاً فرسوده هستن.

56:33.180 --> 56:36.050
انگشتان پاهاش بیرون زدن.

56:37.900 --> 56:40.230
مادربزرگ، تو واقعاً ماهری.

56:40.980 --> 56:43.720
بالاخره من با استاد جوراب تابی ازدواج کردم.

56:43.980 --> 56:46.020
آه... بله.

56:47.950 --> 56:51.440
پدربزرگ اینجا پای مهمان‌ها رو اندازه میگرفت،

56:51.700 --> 56:53.740
ساخت و فروش جوراب تابی.

56:54.040 --> 56:56.400
پدربزرگت رو یادت هست؟

56:57.620 --> 57:01.960
من کاملاً ازش میترسیدم.
اون همیشه ساکت بود، هیچ کلمه‌ای نمیگفت.

57:03.670 --> 57:08.380
اون واقعاً زیاد صحبت نمیکرد.
پدرت با اون خیلی فرق داره.

57:10.340 --> 57:13.260
شما دوتا ازدواج عاشقانه داشتید؟

57:15.930 --> 57:17.510
یا ازدواج سنتی بود؟

57:18.640 --> 57:21.130
خانواده من کاملا مخالف بودن.

57:21.650 --> 57:23.020
چرا؟

57:24.480 --> 57:27.720
چون پدربزرگت واقعا یتیم بود.

57:28.780 --> 57:33.360
در جریان بمباران توکیو،
تمام خانواده‌شو از دست داد.

57:33.910 --> 57:38.370
اون در یک پرورشگاه بزرگ شد
و فقط دوره راهنمایی رو به پایان رسوند.

57:39.250 --> 57:44.410
خانواده من سرسخت بودن و میگفتن هرگز نمیذارن
دخترشون با کسی مثل اون ازدواج کنه.

57:46.250 --> 57:50.000
خب پس چطوری ازدواج کردی؟

57:52.130 --> 57:55.420
خب... از من خواستگاری کرد!

57:56.510 --> 58:00.220
پدربزرگ چی گفت؟
اون به سختی صحبت میکنه.

58:02.730 --> 58:07.690
خانواده من یک رستوران داشتن
و چند کارگر استخدام کرده بودن.

58:07.860 --> 58:10.390
پدربزرگت اون زمان جوان بود،

58:10.400 --> 58:13.360
فقط یک جوراب‌ساز تابی
که اغلب در رستوران ما شام میخورد.

58:14.570 --> 58:16.400
در جشن بلوغ من،

58:16.410 --> 58:19.610
وقتی بالاخره تونستم یک لباس زیبا بپوشم،
به وجد اومده بودم.

58:20.290 --> 58:22.650
اون زمان توی رستوران بود
و از من پرسید

58:23.200 --> 58:26.870
"دوست دارید جوراب‌های تابی شما چطوری ساخته بشن؟"

58:27.830 --> 58:31.080
اونجا بود که متوجه شدم
جوراب‌های تابی رو فراموش کردم.

58:31.800 --> 58:35.330
بنابراین، گفتم: "برای ساختن اونها شما رو به زحمت میندازم."

58:36.090 --> 58:42.090
بعدش ازم خواست جوراب‌هامو دربیارم
و پاهامو دراز کنم

58:43.220 --> 58:44.680
و گفت...

58:46.140 --> 58:50.600
مای برو اونجا
جوراب خودتو دربیار و پاهای خودتو دراز کن.

58:51.060 --> 58:52.650
- جوراب‌هامو دربیارم؟
- آره

58:58.780 --> 59:00.360
اون زمان ...

59:00.870 --> 59:05.400
یک مداد و یک خط کش از جیبش بیرون آورد
و شروع کرد به اندازه گیری پاهام.

59:05.750 --> 59:08.110
اینطوری پاهامو لمس کرد

59:10.000 --> 59:14.210
طول پاها و انگشتانمو اندازه گرفت،

59:14.210 --> 59:16.460
و بعد قرار بود پای دیگه‌ام رو اندازه بگیره.

59:18.840 --> 59:21.210
مثل این... اندازه گیری دقیق.

59:21.390 --> 59:25.850
همین... با دقت اندازه گیری کرد

59:28.480 --> 59:32.060
مای، چه حسی داشتی؟

59:33.480 --> 59:37.640
کمی احساس غریبی کردم... و خجالت کشیدم.

59:39.190 --> 59:41.480
مادربزرگ... اشکالی نداره.

59:43.950 --> 59:45.480
در اون لحظه...

59:46.120 --> 59:48.280
احساس میکردم توی این عمر،
فقط میتونم با اون باشم.

59:48.740 --> 59:53.240
نمیدونم چرا ولی من فقط همین حس رو داشتم.

59:54.380 --> 59:56.740
واقعا یادم نیست
بعدش چه اتفاقی افتاد،

59:57.880 --> 01:00:02.290
ولی وقتی به خودم اومدم،
دیدم صاحب مغازه جوراب فروشی تابی هستم.

01:00:06.050 --> 01:00:07.290
خیلی شدید بود...

01:00:07.800 --> 01:00:09.800
پیشنهاد پدربزرگ خیلی شدید بود.

01:00:10.850 --> 01:00:12.590
قلبم تند تند میزد!

01:00:17.270 --> 01:00:20.140
الان دارم از چرخ خیاطی استفاده میکنم
که پدربزرگت اون زمان استفاده میکرد.

01:00:20.480 --> 01:00:24.400
با جدیت برای پدربزرگ کشیش دمپایی درست میکنم.

01:00:25.150 --> 01:00:27.240
پدربزرگت اگه میدونست عصبانی میشد، درسته؟

01:00:29.950 --> 01:00:31.410
اون عصبانی نمیشد!

01:00:31.540 --> 01:00:34.490
پدربزرگ من قطعاً آدم مهربانیه،

01:00:34.750 --> 01:00:37.990
بنابراین ... قطعا اینو می‌پذیره.

01:00:39.210 --> 01:00:40.420
آره، این درسته.

01:00:41.750 --> 01:00:43.090
بنابراین…

01:00:45.340 --> 01:00:48.630
مادربزرگ، اون پدربزرگ کشیش رو دوست داری؟

01:00:57.640 --> 01:01:01.930
در واقع من تا به حال مردی مثل اونو ندیده بودم.

01:01:02.770 --> 01:01:05.860
در مورد خیلی چیزها بطور جدی با من صحبت میکنه،

01:01:06.360 --> 01:01:08.570
حتی چیزی که درباره‌اش نمیدونم،

01:01:09.990 --> 01:01:13.650
یا امور دیگران، مسائل اجتماعی...

01:01:15.830 --> 01:01:19.660
از بودن باهاش احساس خوشبختی میکنم.

01:01:23.170 --> 01:01:24.540
عالیه!

01:01:25.210 --> 01:01:28.630
آیا بهش گفتی که ... اعتراف کردی؟

01:01:31.720 --> 01:01:33.300
چه زمانی قصد داری؟

01:01:34.430 --> 01:01:35.640
قصد ندارم بگم

01:01:36.310 --> 01:01:37.720
چرا که نه؟

01:01:38.930 --> 01:01:41.550
منتظرم اون اول حرف بزنه!

01:01:42.190 --> 01:01:44.390
آه ... فوق العاده‌ست!

01:01:48.780 --> 01:01:49.770
من برگشتم

01:01:53.160 --> 01:01:56.320
همونطور که انتظار میره، بعد حموم،
هیچ چیز بهتر از یک آبجوی سرد نیست!

01:01:56.450 --> 01:01:57.490
خوش برگشتی.

01:01:58.240 --> 01:02:01.990
مامان، من اون کشیش رو توی حموم ملاقات کردم.

01:02:02.120 --> 01:02:03.280
واقعا...

01:02:03.420 --> 01:02:06.030
ما یک گفتگوی صریح داشتیم، رُک و راست.

01:02:06.340 --> 01:02:07.580
باهاش ​​حرف زدم

01:02:07.790 --> 01:02:09.080
درمورد چه چیزی صحبت کردی؟

01:02:09.340 --> 01:02:13.830
بهش گفتم چطور وقتی جوان بودم،
مادرم منو به این حموم میاورد

01:02:14.380 --> 01:02:18.250
در اون زمان مادرم جوان، سرزنده و بامزه بود.

01:02:18.390 --> 01:02:22.300
ناگهان صورتش قرمز شد.
من انتظار نداشتم که کاملاً پاک باشه!

01:02:22.430 --> 01:02:23.760
بچه‌ی بد!

01:02:23.940 --> 01:02:25.970
به اندازه کافی مشروب خوردی
برو بالا و بخواب.

01:02:26.100 --> 01:02:27.680
من اونقدر ننوشیدم

01:02:27.810 --> 01:02:29.900
مای برو یه تخت برای بابات آماده کن

01:02:31.070 --> 01:02:32.770
باشه سریع برو بالا

01:02:34.950 --> 01:02:38.690
چرا در مورد برهنه بودن حرف میزنیم...
ذره‌ای نجابت نداره

01:02:44.500 --> 01:02:46.160
آیا تو به مدرسه رفتی؟

01:02:47.960 --> 01:02:50.200
به هر حال، کلاس هنوز جالبه، درسته؟

01:02:51.750 --> 01:02:53.290
اصلا جالب نیست

01:02:58.180 --> 01:03:00.960
هِی... لطفا آهسته‌تر حرکت کن.

01:03:01.050 --> 01:03:02.590
اینقدر گرد و غبار درست کردی

01:03:11.230 --> 01:03:12.440
اجازه بده بهت بگم...

01:03:13.070 --> 01:03:16.900
هرگز از اون پدربزرگ کشیش بد صحبت نکن
جلوی مادربزرگ، باشه؟

01:03:18.200 --> 01:03:19.400
مشکل چیه؟

01:03:20.070 --> 01:03:22.480
هنوز باید بپرسی... میدونی درسته؟

01:03:24.450 --> 01:03:26.360
چی میخوای بگی؟

01:03:30.170 --> 01:03:35.210
مادربزرگ... اون کشیش رو دوست داره.

01:03:37.130 --> 01:03:38.670
که چی؟

01:03:38.840 --> 01:03:42.250
همه دوستش دارن چون آدم خوبیه.

01:03:43.220 --> 01:03:44.380
نه!

01:03:45.220 --> 01:03:46.260
مادربزرگ من دوستش داره!

01:03:47.890 --> 01:03:49.300
عالیه!

01:03:49.770 --> 01:03:52.550
و چه کسی میدونه ... اونها ممکنه ازدواج کنن!

01:03:52.690 --> 01:03:54.520
بابا چی فکر میکنه

01:03:55.150 --> 01:03:57.890
میتونی دست از این حرفا برداری؟

01:03:58.570 --> 01:04:00.100
تو اجازه نداری باهاش مخالفت کنی.

01:04:00.610 --> 01:04:03.770
حق خود مادربزرگه که تصمیم بگیره
با کی ازدواج کنه!

01:04:04.280 --> 01:04:05.270
فهمیدم؟

01:04:06.280 --> 01:04:08.020
عالیه...

01:04:13.620 --> 01:04:16.710
این دو ... کاملاً جفت هستن!

01:04:18.040 --> 01:04:19.200
آخ!

01:04:20.840 --> 01:04:22.210
تقریباً همینه!

01:04:53.830 --> 01:04:58.570
بعد از نوشیدن میتونی بطری رو به من بدی؟
میخوام بطری‌های خالی رو جمع کنم.

01:04:59.380 --> 01:05:00.330
مطمئنا.

01:05:09.300 --> 01:05:13.800
نوشیدن آبجو در روز روشن...
تو خیلی زیاده خواه هستی

01:05:16.560 --> 01:05:19.430
چه اشکالی داره؟
فقط نوشیدن یک آبجو در یک روز تعطیل.

01:05:19.730 --> 01:05:22.470
و من چیزهای زیادی برای نگرانی دارم.

01:05:22.610 --> 01:05:23.890
مرتبط با کار؟

01:05:25.650 --> 01:05:26.560
کم و بیش، تقریبا.

01:05:26.780 --> 01:05:28.980
یا ... در مورد زنانه؟

01:05:32.700 --> 01:05:34.740
خب... تا حدودی.

01:05:35.450 --> 01:05:38.440
برخورد با زنان ... آسان نیست.

01:05:42.710 --> 01:05:43.570
بفرمایید.

01:05:45.170 --> 01:05:46.910
خیلی گرمه مراقب باشید.

01:05:47.840 --> 01:05:51.750
- اونی که الان دو تا کاسه دیگه میخواد.
- بیاین، خوشمزه‌ست.

01:05:53.090 --> 01:05:54.080
لطفا، ادامه بده.

01:05:55.680 --> 01:05:59.010
آقا حتما شما هم مشکلات خودت رو داشتی...
در مورد زنان

01:06:00.480 --> 01:06:05.090
در گذشته فکر میکردم ...
مشکل داشتن زن باشه

01:06:05.610 --> 01:06:07.190
اما حالا...

01:06:08.320 --> 01:06:09.820
حالا چی؟

01:06:10.030 --> 01:06:13.520
حالا که نمیتونم زنی پیدا کنم...
دردسر واقعیه

01:06:18.490 --> 01:06:21.740
چه زن باشه چه نباشه،
زندگی به اندازه کافی دردسرسازه

01:06:22.540 --> 01:06:23.900
زندگی خودش دردسرسازه.

01:06:25.420 --> 01:06:27.250
کاملا حق با شماست.

01:06:29.090 --> 01:06:32.330
به نظر میاد همگی دارن
جعبه‌های ناهارشونو اینجا جمع میکنن...

01:06:33.590 --> 01:06:34.920
اونها رو بگیرید.

01:06:35.930 --> 01:06:38.130
آقا این لباس بهت میاد

01:06:39.260 --> 01:06:41.170
مال من یه ذره پر زرق و برقه...

01:06:41.310 --> 01:06:44.640
مزخرف. مردم نمیتونن بهت حسادت نکنن.

01:06:46.310 --> 01:06:48.600
همه بیاین اینجا لباس جمع کنین.

01:06:48.770 --> 01:06:52.730
اگه لباس زیر و جوراب میخواین اینجا صف بکشید!

01:06:53.070 --> 01:06:55.930
کسانی که لباس جمع میکنن،
لطفا بیاین اینجا و صف بکشید!

01:07:03.490 --> 01:07:06.700
وای ... اینها کاملاً جا میشن!

01:07:06.910 --> 01:07:07.990
وای!

01:07:08.370 --> 01:07:11.710
بالاخره من پاهاتو اندازه گرفتم.

01:07:13.710 --> 01:07:16.880
این به دست خودت برای من ساخته شده
گره به گره.

01:07:17.010 --> 01:07:19.710
استاد به شرطی که راضی باشی

01:07:21.220 --> 01:07:22.720
ممنون!

01:07:24.260 --> 01:07:26.550
من برای همیشه اینو گرامی میدارم!

01:07:26.980 --> 01:07:30.840
نیازی بهش نیست.
وقتی فرسوده شد، برات یکی جدید درست میکنم.

01:07:34.860 --> 01:07:35.970
من برگشتم

01:07:36.190 --> 01:07:37.180
اون برگشت.

01:07:38.440 --> 01:07:40.060
برگشتی.

01:07:43.370 --> 01:07:46.320
کشیش کلیسا هم اینجاست.

01:07:51.540 --> 01:07:55.370
این واقعا یک مزاحمته.
دیشب در حمام با هم آشنا شدیم.

01:07:58.670 --> 01:07:59.660
سلام.

01:08:00.380 --> 01:08:02.870
امروز رفتیم برای سرو غذا
با خاله مومو و دیگران.

01:08:02.880 --> 01:08:05.170
همین الان اینجا
یک گردهمایی کوچک برای تشویق همدیگه داشتیم.

01:08:05.350 --> 01:08:08.380
امروز افراد زیادی بودن، کمی خسته کننده بود.

01:08:08.930 --> 01:08:12.100
نمیدونم این چیز خوبیه یا بد.

01:08:12.520 --> 01:08:14.430
من برم قهوه بریزم

01:08:15.100 --> 01:08:16.810
آیا مای برای سرو غذا با شما رفت؟

01:08:17.320 --> 01:08:18.560
آره.

01:08:19.730 --> 01:08:24.020
کیمورا گفت که این داوطلب کوچک واقعاً توانمنده.

01:08:25.320 --> 01:08:30.610
پس از اتمام کارشون،
اونها برای دیدن اسکای تری رفتن.

01:08:32.410 --> 01:08:35.200
به نظر میرسه کیمورا یک دانشجو
از دانشگاه قبلیم بوده باشه

01:08:35.620 --> 01:08:37.160
واقعا...

01:08:38.880 --> 01:08:40.240
آکیو

01:08:40.920 --> 01:08:44.130
ایشون قبلاً استاد دانشگاه بوده.

01:08:45.090 --> 01:08:45.960
واقعا؟

01:08:52.260 --> 01:08:55.720
خب، چه چیزی در دانشگاه تدریس می‌کردید؟

01:08:56.060 --> 01:08:57.930
من ادبیات فرانسه تدریس میکردم.

01:08:59.060 --> 01:09:01.400
پس آیا مدرسه رو رها کردید تا کشیش بشید...

01:09:01.520 --> 01:09:02.930
و تدریس رو متوقف کردید؟

01:09:04.740 --> 01:09:06.240
در واقع من از اونجا متنفر بودم.

01:09:08.280 --> 01:09:09.900
محیط دانشگاه ...

01:09:10.030 --> 01:09:13.820
مدام از من میخواست
واکنش همه اطرافیانم رو بسنجم

01:09:13.950 --> 01:09:16.200
به جای مطالعه ادبیات...

01:09:16.330 --> 01:09:20.370
بیشتر شبیه مطالعه روحیات اساتید بود.

01:09:20.580 --> 01:09:23.750
تحقیق در مورد چگونگی پیشرفت به کرسی استادی

01:09:24.000 --> 01:09:26.620
هم دردناک بود و هم خسته کننده.

01:09:26.630 --> 01:09:28.920
با گذشت زمان، من حتی احترام خودمو از دست دادم.

01:09:30.510 --> 01:09:32.920
مشاغل یقه سفید هم همینطور.

01:09:33.390 --> 01:09:37.760
به عنوان یک کارمند معمولی شروع میکنی، بعدش سعی میکنی
صعود کنی به رهبر تیم، دستیار مدیر، مدیر...

01:09:37.770 --> 01:09:40.470
تو باید مدام،
روحیات مافوق یاد بگیری

01:09:41.350 --> 01:09:43.970
درک این افراد سخت‌ترینه.

01:09:44.110 --> 01:09:47.940
و الان، این شرکت تعداد بیشتری رو استخدام میکنه
و کارگران موقت و اعزام بیشتر.

01:09:48.150 --> 01:09:51.360
این افراد ممکنه هر لحظه اخراج بشن.

01:09:52.990 --> 01:09:54.900
حتی من دارم از این محیط خسته میشم.

01:09:55.330 --> 01:09:58.530
نه، من واقعاً خسته شدم!

01:09:59.790 --> 01:10:03.530
من حتی میخوام کارمو ترک کنم و
یک کشیش در آینده بشم

01:10:04.290 --> 01:10:07.710
من اینو توصیه نمیکنم ...

01:10:07.800 --> 01:10:09.050
چرا که نه؟

01:10:09.170 --> 01:10:10.910
البته که نه!

01:10:11.050 --> 01:10:15.920
این چیزی نیست که بتونی از عهده‌اش بربیای ...
خیلی بی‌احترامیه

01:10:17.560 --> 01:10:19.970
پس من دیگه برم

01:10:20.640 --> 01:10:22.850
آکیو، بیا بعدا صحبت کنیم.

01:10:32.610 --> 01:10:34.190
استاد...

01:10:35.110 --> 01:10:37.730
واقعا متاسفم.

01:10:39.620 --> 01:10:43.610
آکیو... حتما از درون احساس ناراحتی میکنه.

01:10:44.580 --> 01:10:47.410
چیزهای نامناسبی گفت.
واقعا متاسفم.

01:10:48.170 --> 01:10:51.630
ولی هنوز جوانه. میتونه از نو شروع کنه

01:10:52.050 --> 01:10:53.580
واقعا...

01:10:54.590 --> 01:10:59.080
اون هنوز کاملاً جوانه.
زندگی میتونه از نو شروع بشه.

01:11:00.050 --> 01:11:06.220
راستش من واقعاً بهش حسادت میکنم.

01:11:07.270 --> 01:11:11.180
مردم نباید تموم فشارها رو روی شونه‌هاشون حمل کنن
اونها باید هر روز شاد زندگی کنن.

01:11:11.270 --> 01:11:13.510
درست مثل خودت، خیلی خوشبین.

01:11:14.440 --> 01:11:17.280
خیلی ممنون بابت این دمپایی‌ها

01:11:29.250 --> 01:11:31.460
مردم میگن تو هنوز جوان هستی.

01:11:31.790 --> 01:11:33.700
"تو میتونی از نو شروع کنی."

01:11:34.210 --> 01:11:36.540
"تو باید هر روز شاد زندگی کنی."

01:11:36.670 --> 01:11:39.380
"درست مثل خودت، خیلی خوشبین."

01:11:40.220 --> 01:11:41.750
من همه اینها رو شنیدم.

01:11:45.100 --> 01:11:46.710
باشه الان برمیگردم

01:11:47.720 --> 01:11:50.180
برمیگردم؟ فقط خودم موندم!

01:11:57.150 --> 01:11:59.810
آیا با تومومی تماس گرفتی؟

01:12:00.530 --> 01:12:01.610
نه

01:12:08.370 --> 01:12:10.080
اون به خونه‌ی ما میاد.

01:12:11.910 --> 01:12:12.740
آه؟

01:12:14.420 --> 01:12:17.200
من در اصل نمیخواستم بهت بگم.

01:12:17.420 --> 01:12:19.960
شنبه گذشته اومد.

01:12:21.510 --> 01:12:23.500
تومومی... اومده؟

01:12:24.680 --> 01:12:25.670
برای چی؟

01:12:28.970 --> 01:12:31.960
منو مبهوت کرد؛ حتی قبلش زنگ نزد

01:12:32.430 --> 01:12:36.770
اون در ورودی مغازه ایستاده بود و لبخند میزد،
گفت که میخواد بطور خاص برای دیدن من بیاد.

01:12:36.980 --> 01:12:38.640
بنابراین، بهش اجازه ورود دادم.

01:12:38.770 --> 01:12:41.390
مدتی در مورد چیزهای روزمره گپ زدیم.

01:12:41.530 --> 01:12:44.810
بعدش گفت که میخواد عکس‌های تو رو ببینه.

01:12:45.150 --> 01:12:46.310
بهش نشون دادی؟

01:12:46.950 --> 01:12:49.860
تومومی عکس‌های تو رو دید،
نتونست جلوی لبخندشو بگیره

01:12:50.540 --> 01:12:55.200
یک عکس ازت هست که شلوارک پوشیدی
رنگش بنفشه، همزمان داری گریه میکنی.

01:12:55.670 --> 01:12:58.910
اونو دید و نیشخندی زد و گفت:
"پس وقتی گریه میکنه اینطور به نظر میرسه"

01:12:59.130 --> 01:13:02.080
اولین بار بود که گریه تو رو دید.

01:13:04.380 --> 01:13:06.840
تومومی اون عکس رو هم دید...

01:13:07.180 --> 01:13:08.790
به اون یکی هم خندید.

01:13:09.680 --> 01:13:11.630
از سال اولت بود.

01:13:12.100 --> 01:13:15.890
اون موقع موهات بلند بود
مثل یک زن میانسال موی فر داشتی

01:13:17.060 --> 01:13:19.720
دوتایی که بهش نگاه میکردیم خندیدیم...

01:13:22.150 --> 01:13:24.140
بعد...چیزی نگفتین؟

01:13:25.230 --> 01:13:28.600
اون باید چیز مهمی در مورد من داشته باشه
تا بهت بگه.

01:13:31.320 --> 01:13:32.860
چیزی نگفت؟

01:13:35.120 --> 01:13:38.780
فقط برای دیدن عکس‌ها اومده بود،
کمی صحبت کرد و بعد رفت؟

01:13:38.960 --> 01:13:39.950
آره

01:13:41.330 --> 01:13:42.830
همینطور؟

01:13:45.420 --> 01:13:48.410
بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلند،
نگاهی به من انداخت

01:13:48.550 --> 01:13:51.130
و گفت: مامان خداحافظ.

01:13:51.340 --> 01:13:53.460
اون لحظه نتونستم خودمو نگه دارم...

01:13:54.220 --> 01:13:58.930
ازش پرسیدم: "تومومی،
آیا میتونی با آکیو از نو شروع کنی؟"

01:14:14.070 --> 01:14:15.190
و بعدش؟

01:14:16.240 --> 01:14:18.030
تومومی چی گفت؟

01:14:19.120 --> 01:14:20.980
یه لحظه ساکت شد...

01:14:21.410 --> 01:14:22.620
و بعد...

01:14:22.960 --> 01:14:27.200
به من گفت: "مامان، متاسفم" و بعد ...

01:14:27.500 --> 01:14:31.620
دیدم اشک در چشمانش حلقه زده

01:14:31.760 --> 01:14:34.720
انگار میخواست فرار کنه

01:14:38.220 --> 01:14:40.090
فقط درو بست و رفت...

01:14:40.770 --> 01:14:46.640
توی اون لحظه با خودم فکر کردم ...
آه... ممکنه تومومی یکی دیگه رو تو قلبش داشته باشه؟

01:14:56.780 --> 01:14:58.070
می‌بینم...

01:14:59.780 --> 01:15:01.440
پس قبلاً چنین اتفاقی افتاده ...

01:15:03.500 --> 01:15:06.450
من بیش از حد فضول بودم؟
نباید اینو میگفتم...

01:15:09.080 --> 01:15:11.080
حتی اگه مامان واقعی من باشی...

01:15:11.880 --> 01:15:13.910
اینجوری تو کار ما دخالت نکن!

01:15:14.420 --> 01:15:16.330
- متاسفم!
- این مشکل...

01:15:16.970 --> 01:15:19.800
این یک مشکل بین ما بعنوان یک زوجه!

01:15:47.040 --> 01:15:48.320
ممنون که امروز صبح با من بودی

01:15:48.410 --> 01:15:51.660
روز ۱۰ مارس ۱۹۴۵ بود!

01:15:52.170 --> 01:15:53.200
ها؟

01:15:53.540 --> 01:15:56.500
بمب افکن بی-۲۹ در ارتفاع بسیار پایین داشت پرواز میکرد...

01:15:56.630 --> 01:16:00.840
یکی پس از دیگری، ۱۷۰۰ تن بمب
روی زمین مینداخت

01:16:00.970 --> 01:16:03.670
آه... منطقه مرکز شهر واقعا بمباران شد...

01:16:03.890 --> 01:16:05.750
شهر در آتش میسوخت...

01:16:06.220 --> 01:16:10.310
شهروندان بیرحمانه سوزانده میشدن
مثل خوراک توپ!

01:16:13.520 --> 01:16:15.730
به کجا میتونستیم فرار کنیم؟

01:16:16.190 --> 01:16:19.680
همه روی پل بودن...
می‌دویدن از موکوجیما به آساکوسا...

01:16:19.990 --> 01:16:22.020
و بعدش می‌دویدن به عقب
از آساکوسا تا موکوجیما!

01:16:22.280 --> 01:16:27.240
همه با هم،
هل میدادن و هل میدادن، هل میدادن و هل میدادن...

01:16:27.910 --> 01:16:29.520
جهنم بود روی زمین!

01:16:30.160 --> 01:16:31.200
خیلی گرم!

01:16:31.830 --> 01:16:33.660
- من خیلی گرممه!
- حالت خوبه؟

01:16:33.830 --> 01:16:35.870
- گرممه!
- حالت خوبه؟

01:16:36.130 --> 01:16:38.540
پدرم منو به پشت خودش حمل میکرد،
تلاش میکرد برای فرار از همه جهات

01:16:41.710 --> 01:16:43.300
اما گلوله‌های آتشین همه جا پرواز میکردن!

01:16:44.380 --> 01:16:46.290
موهای بابام آتیش گرفت...

01:16:50.850 --> 01:16:51.630
همه‌ش آتش گرفت.

01:16:51.810 --> 01:16:52.760
هی، آقا، آقا!

01:16:52.770 --> 01:16:54.720
راه رو نبند، برو اون طرف.

01:16:55.560 --> 01:16:57.220
خطر خطر خطر…

01:16:57.810 --> 01:17:00.430
در جریان بمباران بزرگ مرکز شهر...

01:17:00.650 --> 01:17:04.560
اون از این پل به داخل رودخانه پرید
و به سختی جان سالم به در برد.

01:17:04.740 --> 01:17:05.400
بیا دیگه.

01:17:05.530 --> 01:17:07.140
تو اونوقت چیکار میکردی؟

01:17:07.570 --> 01:17:09.980
تو پلیسی،
چرا کاری نکردی

01:17:10.120 --> 01:17:12.320
من اون موقع نبودم

01:17:12.450 --> 01:17:13.910
باشه لطفا ادامه بده

01:17:14.040 --> 01:17:17.660
آقا، متاسفم که بدون شنیدن حرفت رفتم.
من اول میرم

01:17:17.870 --> 01:17:22.830
عجله کن، پیرمرد، زن و بچه‌ات گرسنه،
منتظر اومدنت به خونه هستن!

01:17:22.960 --> 01:17:24.330
باشه، باشه... عجله کن.

01:17:25.090 --> 01:17:27.170
به هر حال کسی منتظر من نیست!

01:17:28.180 --> 01:17:29.710
منم مثل تو هستم...

01:17:29.890 --> 01:17:31.670
آه... نه، نه، خیلی خطرناکه.

01:17:31.890 --> 01:17:33.750
حالت خوبه؟

01:17:33.930 --> 01:17:34.890
میتونی بایستی؟

01:17:49.530 --> 01:17:50.860
سلام.

01:17:50.990 --> 01:17:51.980
سلام

01:17:52.120 --> 01:17:54.070
آه، امروز تمیز کردن بهاریه.

01:17:54.200 --> 01:17:56.360
تو با اون پارچه خیلی جذاب به نظر میرسی!

01:17:56.490 --> 01:17:58.450
برای مادربزرگت چیزهایی آوردیم.

01:17:58.540 --> 01:17:59.490
لطفا بفرمایید داخل.

01:18:02.130 --> 01:18:06.370
اینها لوازمی هستن که توسط داروخانه ارائه میشه.

01:18:06.500 --> 01:18:09.790
صابون، ضد عفونی کننده، حوله و مسواک
داخلش وجود داره ...

01:18:09.920 --> 01:18:13.130
بیا فعلا اینجا بذاریمشون.

01:18:13.340 --> 01:18:15.880
اوه من خیلی تشنه‌ام
چای جو میخورم.

01:18:16.010 --> 01:18:17.250
اوه

01:18:19.180 --> 01:18:20.640
مادربزرگت کجاست؟

01:18:21.100 --> 01:18:22.760
- سرِ قراره.
- چی؟

01:18:22.980 --> 01:18:23.970
با چه کسی؟

01:18:24.440 --> 01:18:27.480
معلوم نیست؟ با پدربزرگ کشیش

01:18:27.820 --> 01:18:29.270
وای کجا رفتن

01:18:29.570 --> 01:18:32.810
به تالار موسیقی سومیدا رفتن
برای گوش دادن به کنسرت پیانو

01:18:32.950 --> 01:18:34.110
پیانو!

01:18:34.240 --> 01:18:35.980
این قابل توجهه!

01:18:36.120 --> 01:18:38.230
مردم این اطراف معمولاً برای قرار،
میرن سراغ پنکیک مدل اوزاکایی

01:18:38.240 --> 01:18:39.950
حداکثر کارائوکه

01:18:40.040 --> 01:18:42.120
اما این یک کنسرت پیانوست!

01:18:42.290 --> 01:18:45.500
هی... کی از کی خواست؟

01:18:47.130 --> 01:18:48.910
پدربزرگ کشیش خواست.

01:18:49.170 --> 01:18:52.130
میگن یه مرد مؤمن دو بلیط بهش داد.

01:18:52.260 --> 01:18:54.250
مادربزرگم خیلی خوشحال بود.

01:18:54.380 --> 01:18:56.540
اون مثل یک دختر دبیرستانی هیجان‌زده بود
خیلی دوست داشتنی!

01:18:58.930 --> 01:19:01.050
اما... اشکالی نداره؟

01:19:01.220 --> 01:19:02.340
چی؟

01:19:02.680 --> 01:19:05.640
توی سن اونها ... اگه همه چیز جدی بشه چی؟

01:19:05.770 --> 01:19:07.980
هر دو فرزند و نوه دارن!

01:19:08.150 --> 01:19:10.890
به خودت نگاه کن چی میگی...

01:19:12.280 --> 01:19:15.140
سن چه ربطی به این داره؟

01:19:15.320 --> 01:19:20.160
طبیعیه که زن عاشق مرد بشه.

01:19:20.450 --> 01:19:22.360
مثل عشق بین افراد مسن...

01:19:22.490 --> 01:19:25.740
در سوئد هم خیلی رایجه.

01:19:25.960 --> 01:19:28.370
وای واقعا؟

01:19:29.290 --> 01:19:32.000
آیا مادربزرگت...خوش پوشیده؟

01:19:32.960 --> 01:19:35.120
آره کیمونو پوشید

01:19:35.210 --> 01:19:35.920
وای!

01:19:36.050 --> 01:19:37.630
و به خصوص جوراب تابی سفید پوشید!

01:19:37.760 --> 01:19:39.250
وای! ! !

01:19:40.010 --> 01:19:42.920
مادربزرگت باید فوق‌العاده زیبا به نظر برسه!

01:19:43.140 --> 01:19:44.590
کاملا زرق و برق دار!

01:19:44.720 --> 01:19:46.300
واو واو واو!

01:19:46.430 --> 01:19:48.640
بیا به سلامتی قرارشون بنوشیم!

01:19:50.020 --> 01:19:51.310
- به سلامتی!
- به سلامتی!

01:20:24.930 --> 01:20:26.630
راستش وقتی کوچیک بودم...

01:20:26.930 --> 01:20:30.720
من قبلاً رویای بازی توی اون کشتی رو داشتم.

01:20:30.980 --> 01:20:32.260
وای…

01:20:32.480 --> 01:20:36.520
کاملاً غیر معموله، اینطور نیست؟
به خصوص که من در کنار رودخانه زندگی میکنم.

01:20:39.150 --> 01:20:41.440
آه، بیا سوار بشیم.

01:21:23.780 --> 01:21:25.640
وای واقعا عالیه!

01:21:26.570 --> 01:21:29.860
رویای سالها پیش من بالاخره محقق شد!

01:21:30.370 --> 01:21:32.230
ده‌ها سال گذشته، اینطور نیست؟

01:21:32.490 --> 01:21:33.730
فکر کنم پنجاه سال

01:21:35.450 --> 01:21:37.120
در واقع...

01:21:43.920 --> 01:21:47.910
لطفا اول بیا داخل
برات چای میریزم

01:22:04.190 --> 01:22:06.100
این بچه واقعا
اهمیتی نمیده به تمیز کردن

01:22:27.630 --> 01:22:32.460
چرا اونجا ایستادی؟
بیا داخل، گرچه کمی آشفته‌ست.

01:22:38.390 --> 01:22:40.550
فوکو، در واقع ...

01:22:41.730 --> 01:22:42.640
چیه؟

01:22:42.770 --> 01:22:45.150
یه چیز خیلی مهم دارم بهت بگم

01:22:48.650 --> 01:22:49.890
چیه؟

01:22:52.860 --> 01:22:57.730
من باید به زودی این کلیسا رو ​​ترک کنم.

01:22:57.950 --> 01:22:59.560
ترک کنی؟

01:23:05.540 --> 01:23:10.280
شاید قبلا ذکر کرده باشم،
زادگاه من در هوکایدو هست.

01:23:11.340 --> 01:23:16.080
نزدیک شیرتوکو، در مکانی به نام بتسوکای.
شهر من کنار دریاست.

01:23:17.050 --> 01:23:22.800
کشیش کلیسای اونجا اخیراً بیمار شده و
دیگه نمیتونه به کارش ادامه بده.

01:23:23.390 --> 01:23:28.430
بنابراین، فرقه‌ی ما
منو به اون کلیسا منصوب کرده.

01:23:29.770 --> 01:23:33.310
به عبارت کارمند اداری، این یک "انتقال" هست.

01:23:34.860 --> 01:23:36.850
اینقدر ناگهانی؟

01:23:37.450 --> 01:23:42.110
نه واقعا... فرقه مورد بحث
خیلی وقت پیش با من بود

01:23:42.620 --> 01:23:47.660
اما تو در چنین سن پیری هستی و
چطور میتونن به هوکایدوی سرد منتقلت کنن؟

01:23:50.290 --> 01:23:51.750
وقتی جوان بودم...

01:23:51.880 --> 01:23:56.250
دوست داشتم زادگاهمو ترک کنم،
بدون اینکه به عقب نگاه کنم

01:23:57.090 --> 01:23:59.710
در سالهای آخر زندگی، باید برگردم.

01:24:00.760 --> 01:24:04.550
من واقعاً میخوام به شهر خودم برگردم
جایی که به دنیا اومدم، به کلیسای اونجا کمک کنم

01:24:06.020 --> 01:24:10.680
تعالیم خداوند رو
به مؤمنان زادگاهم آموزش بدم.

01:24:10.980 --> 01:24:16.850
احساس میکنم این کاریه که باید انجام بدم،
و من از قبل تصمیم گرفتم

01:24:18.650 --> 01:24:23.440
اول میخواستم در موردش بهت بگم.

01:24:25.830 --> 01:24:30.950
من نمیخواستم آخرش
از شخص دیگه‌ای بفهمی

01:24:33.170 --> 01:24:36.000
خودم میخواستم بهت بگم

01:24:39.130 --> 01:24:44.420
امروز گفتی بیام بیرون... تا در این مورد صحبت کنی، درسته؟

01:24:47.930 --> 01:24:49.760
وقتی به من نگفته بودی...

01:24:50.680 --> 01:24:54.520
هنوز احساس میکردم امروز،
روز بسیار مبارکیه برای من ...

01:25:02.780 --> 01:25:03.610
آه

01:25:15.750 --> 01:25:17.450
پس من میرم

01:26:00.620 --> 01:26:02.080
من برگشتم!

01:26:09.760 --> 01:26:11.340
مادر بزرگ!

01:26:11.840 --> 01:26:15.550
چرا لباساتو عوض نکردی؟
احساس ناخوشی میکنی؟

01:26:15.850 --> 01:26:20.390
من خوبم... امروز کمی بیشتر راه رفتم
احساس خستگی میکنم

01:26:23.520 --> 01:26:25.100
کنسرت چطور بود؟

01:26:25.270 --> 01:26:28.440
فوق العاده بود
اونها "شب" شوپن رو اجرا کردن.

01:26:28.860 --> 01:26:29.850
می‌بینم.

01:26:31.400 --> 01:26:35.020
امشب برای بیرون رفتن شام
با کیمورا برنامه ریزی کردم

01:26:35.160 --> 01:26:37.990
آه... عالیه خوش بگذره

01:26:38.330 --> 01:26:41.320
لازم نیست نگران من باشی

01:26:43.420 --> 01:26:44.750
متاسفم.

01:26:49.550 --> 01:26:52.410
چراغ‌ها رو روشن نکن
بذار اینجوری باشه

01:27:02.180 --> 01:27:03.510
حالت خوبه؟

01:27:04.890 --> 01:27:06.270
من خوبم.

01:27:14.490 --> 01:27:18.860
اون شب دخترم مای با من تماس گرفت.

01:27:19.660 --> 01:27:23.200
گریه میکرد و به من می‌گفت که
مادربزرگ خیلی ناراحت و غمگین شده

01:27:23.200 --> 01:27:25.820
وقتی شنیدم که در این مورد بهم گفت ...

01:27:26.370 --> 01:27:30.790
با اینکه دلم برای مامانم میسوخت
احساس آرامش کردم.

01:27:31.210 --> 01:27:34.500
من همچنین متوجه شدم که مای،
دخترم خیلی به مادربزرگش اهمیت میده.

01:27:34.510 --> 01:27:38.370
انگار واقعاً بزرگ شده. من خیلی خوشحالم.

01:27:49.230 --> 01:27:51.440
اوم... لطفا بشینید و بیاید صحبت کنیم.

01:27:56.440 --> 01:28:00.730
این در مورد ماجرای کیبه هست.
اداره کل با من تماس گرفت.

01:28:00.910 --> 01:28:04.870
اونها پرسیدن که در این مورد،
چرا حقوق بازنشستگی زودهنگام اینقدر زیاد در نظر گرفته شده

01:28:05.040 --> 01:28:06.650
مردم گمان میکنن که مشکلی وجود داره.

01:28:08.660 --> 01:28:10.150
حق دارن...

01:28:10.580 --> 01:28:14.920
اون از قبل مجازات انضباطی هم داشته.
چرا باید حقوق بیشتری دریافت کنه؟

01:28:16.090 --> 01:28:17.870
برنامه‌ات چیه؟

01:28:23.220 --> 01:28:27.090
من این بار در مورد کیبه احساس میکنم،

01:28:27.850 --> 01:28:31.140
مستحق یک اقدام انضباطی نیست
درسته؟

01:28:32.400 --> 01:28:35.980
این فقط یک تصادف بود.
از عمد اینکارو نکرد.

01:28:36.690 --> 01:28:39.230
کیبه توی شرکت ما،
به مدت 26 سال کار کرده

01:28:39.240 --> 01:28:42.570
کمک زیادی به توسعه استراتژی فروش داشته.

01:28:42.740 --> 01:28:45.400
و فقط به خاطر این تصادف کوچک،
داره اخراج میشه...

01:28:45.530 --> 01:28:49.450
رُک بگم... به نظر من این اقدام پرسنلی ناعادلانه‌ست!

01:28:51.290 --> 01:28:53.450
پس چی میخوای؟

01:28:54.370 --> 01:28:58.490
به قضاوت من... از اقدام انضباطیش لغو میکنم،

01:28:58.920 --> 01:29:03.710
و بعدش بهش توصیه میکنم زود بازنشست بشه،
و به مراحلش رسیدگی میکنم

01:29:03.970 --> 01:29:06.330
به چی فکر میکنی؟

01:29:06.890 --> 01:29:09.420
آه... بذار فعلاً از این کار اجتناب کنم.

01:29:09.560 --> 01:29:10.540
حتما.

01:29:13.680 --> 01:29:17.800
اما مجازات کیبه
تصمیم هیئت مدیره بود!

01:29:18.310 --> 01:29:24.230
فکر می‌کنی میتونی لغوش کنی؟
به نظرت امکان پذیره؟

01:29:26.320 --> 01:29:32.070
من بعنوان رئیس بخش منابع انسانی، مسئولت‌هامو انجام میدم
و به مراحلش رسیدگی میکنم.

01:29:34.660 --> 01:29:37.580
چه... تو حاضری چه مسئولیتی رو به عهده بگیری؟

01:29:39.790 --> 01:29:42.790
مهم نیست چه مجازاتی بهم میدن ...
من اینو میپذیرم.

01:29:46.970 --> 01:29:51.080
مطمئنا ... شما نمیتونی
به عنوان رئیس بخش ادامه بدی.

01:29:53.760 --> 01:29:54.670
بسيار خوب.

01:29:59.350 --> 01:30:00.640
آقای کوبوتا...

01:30:02.560 --> 01:30:04.350
من هم واقعا خسته‌ام

01:30:06.110 --> 01:30:10.150
شاید موقعیت فعلیم ...
برام من مناسب نیست

01:30:12.450 --> 01:30:13.660
من دیگه میرم

01:30:25.380 --> 01:30:29.960
هرگز فکر نمیکردم...
یک روز منم این کلمات رو بگم.

01:30:32.680 --> 01:30:34.760
بعد ناهار از ساختمان خارج شدم.

01:30:34.890 --> 01:30:38.850
بعد از فصل بارندگی،
حالا بیرون آسمان صاف و آفتاب بی‌پایانه.

01:31:06.130 --> 01:31:11.040
یه لطف دیگه بهت مدیونم... واقعا متاسفم.

01:31:11.340 --> 01:31:14.080
چرا "دیگه"؟ قبلا اتفاقی افتاده بود؟

01:31:14.800 --> 01:31:19.260
زمانیکه ما در مدرسه بودیم،
حتی به من کمک کرد تا نامه‌های عاشقانه بنویسم.

01:31:19.930 --> 01:31:21.840
چون دست خطم خیلی زشت بود.

01:31:22.390 --> 01:31:25.800
شخصی که اون زمان نامه‌های عاشقانه رو دریافت کرد،
الان همسر منه.

01:31:26.900 --> 01:31:31.140
ساکی کانزاکی همیشه به من میگه که مراقب تو باشم.

01:31:31.730 --> 01:31:34.020
اون میگه، بالاخره،
من در جایگاهی بالاتر از تو هستم

01:31:34.190 --> 01:31:36.940
چند بار باید اینو تکرار کنی؟

01:31:38.700 --> 01:31:42.820
قرار بود من اخراج بشم...
اما الان میتونم دوباره در یک شرکت تابعه کار کنم.

01:31:43.290 --> 01:31:46.950
ولی تو که هیچ اشتباهی نکرده بودی...
الان استعفا دادی و شغلتو ازدست دادی.

01:31:47.290 --> 01:31:49.660
تو مدرسه هم اینطوری بود...

01:31:50.960 --> 01:31:53.250
توی مدرسه چی گذشت؟

01:31:54.260 --> 01:31:58.500
نامه عاشقانه‌ای که نوشتم رو گرفت
و ازش برای خواستگاری با شخص دیگه‌ای استفاده کرد.

01:31:58.930 --> 01:32:02.710
اما در واقع، من اون زمان ساکی رو دوست داشتم.

01:32:03.180 --> 01:32:09.050
بنابراین، درحالیکه براش نامه‌های عاشقانه مینوشتم،
از قبل دلشکسته بودم...

01:32:09.190 --> 01:32:11.220
آه، این خیلی غم انگیزه.

01:32:11.650 --> 01:32:16.640
هر چند همیشه میگفتم اون
خیلی بی‌رحمه برای موفقیت...

01:32:17.650 --> 01:32:20.770
اما واقعا
همیشه آدم خوبی بوده...

01:32:23.740 --> 01:32:25.450
من به دستشویی میرم.

01:32:27.200 --> 01:32:28.530
ببخشید که پنهانی گریه کردم

01:32:33.290 --> 01:32:36.500
من هم برای شما دردسرهای زیادی ایجاد کردم...

01:32:37.380 --> 01:32:39.840
بقیه‌اش رو به خودتون میسپارم.

01:32:40.510 --> 01:32:41.500
باشه.

01:32:44.300 --> 01:32:46.710
اما... من هم احساس آرامش میکنم.

01:32:47.220 --> 01:32:48.380
مشکل چیه؟

01:32:49.850 --> 01:32:54.220
متوجه شدم که رئیس بخش به خصوص
توی شش ماه گذشته، تحت فشار و افسردگی بوده.

01:32:55.520 --> 01:32:58.690
اما حالا به نظر میرسه که خیلی چیزها رو رها کرده.

01:32:58.690 --> 01:33:00.600
قیافه‌اش خیلی آرامتر شده.

01:33:00.820 --> 01:33:02.100
واقعا؟

01:33:05.160 --> 01:33:08.820
من دوست دارم رئیس بخش رو
خیلی آرام و خونسرد ببینم

01:33:15.460 --> 01:33:17.320
یک بطری مشروب دیگه، لطفا.

01:33:18.750 --> 01:33:21.490
باشه... امشب تا مستی بنوشیم!

01:33:23.170 --> 01:33:26.340
عکس میگیرم یک، دو، پنیر

01:33:27.140 --> 01:33:28.550
باشه ممنون از همه

01:33:29.050 --> 01:33:31.640
بسیار خوب، بعدی مهمانیه.

01:33:32.470 --> 01:33:34.840
استاد مثل همیشه بابت همه چیز ممنونم

01:33:35.140 --> 01:33:36.220
باشه، باشه، باشه...

01:33:36.640 --> 01:33:38.150
این کافیه؟

01:33:38.810 --> 01:33:40.270
بیاین همه با هم فریاد بزنیم "خشخاش خشخاش".

01:33:40.400 --> 01:33:41.850
خشخاش؟ فهمیدم.

01:33:41.980 --> 01:33:43.060
فهمیدم عکس گرفتم

01:33:43.190 --> 01:33:45.430
خشخاش!

01:33:46.820 --> 01:33:47.810
عکس گرفته شده

01:33:48.070 --> 01:33:50.860
استاد ممنون از توجهتون
به ما برای مدت طولانی.

01:33:50.950 --> 01:33:52.360
نه، این من هستم که باید از شما تشکر کنم.

01:33:52.950 --> 01:33:54.030
خوب، همگی، همین بود.

01:33:54.160 --> 01:33:57.700
استاد باید به زودی پرواز کنه،
بنابراین ما باید فوراً ترکشون کنیم!

01:33:59.670 --> 01:34:02.250
-خیلی ممنون استاد!
-استاد لطفا مواظب خودت باش!

01:34:15.270 --> 01:34:16.600
تا اینکه دوباره همدیگه رو ببینیم...

01:34:18.770 --> 01:34:20.720
این یک بنتو برای شماست.

01:34:20.900 --> 01:34:24.600
خودم درست کردم... داخلش توفو هست
و کلوچه‌هایی با طعم کولا.

01:34:25.440 --> 01:34:26.770
خیلی ازت ممنونم.

01:34:30.110 --> 01:34:31.650
استاد…

01:34:32.620 --> 01:34:33.650
چیه؟

01:34:34.700 --> 01:34:37.490
میتونی منو به هوکایدو ببری؟

01:34:38.160 --> 01:34:39.120
چی؟

01:34:39.580 --> 01:34:41.070
ولی...

01:34:44.540 --> 01:34:46.910
فقط شوخی بود ... فقط شوخی بود

01:34:47.960 --> 01:34:49.370
خب پس ما میریم

01:34:52.180 --> 01:34:54.790
خداحافظ استاد!

01:35:09.530 --> 01:35:13.310
واقعا منو غافلگیر کرد...
چرا فوکو باید چنین شوخی بکنه؟

01:35:13.700 --> 01:35:16.060
این شوخی نبود استاد!

01:35:17.030 --> 01:35:21.370
فوکو... واقعاً دوستت داره!

01:35:24.250 --> 01:35:25.830
اون خیلی احمقه ...

01:35:26.250 --> 01:35:30.240
چرا اون باید گرفتارِ
یک کشیش بی‌احساس بشه...

01:35:32.260 --> 01:35:33.500
اون واقعا احمقه.

01:35:46.190 --> 01:35:48.020
خداحافظ اینو سان!

01:35:48.310 --> 01:35:51.770
زندگی طولانی و سالم داشته باشی!
تو باید زندگی طولانی و سالم داشته باشی!

01:36:08.620 --> 01:36:09.530
خداحافظ.

01:36:09.670 --> 01:36:10.870
- هِی!
- چیه؟

01:36:11.080 --> 01:36:12.700
این برای خاله‌ست

01:36:14.500 --> 01:36:16.120
میشه به خاطر من بهش بدی؟

01:36:16.210 --> 01:36:17.580
باشه.

01:36:18.170 --> 01:36:19.880
بهش بگو کیبه ازش عذرخواهی کرده!

01:36:35.690 --> 01:36:37.230
عصر بخیر...

01:36:39.320 --> 01:36:41.060
کسی خونه هست؟

01:36:41.490 --> 01:36:43.770
اگه کسی جوابت رو نمیده، پرسیدن بی‌معنیه.

01:36:45.490 --> 01:36:47.110
حق با توئه...

01:36:58.670 --> 01:37:02.210
این از طرف کیبه هست ...
یک عذرخواهی برای آنچه قبلا اتفاق افتاده در نظرش بگیر.

01:37:06.720 --> 01:37:08.380
مشروب خوردی؟

01:37:08.680 --> 01:37:10.220
خوردن مشروب چه اشکالی داره؟

01:37:10.680 --> 01:37:12.340
بحث مشکل داشتن نیست ...

01:37:12.680 --> 01:37:14.090
تو غذا خوردی؟

01:37:15.730 --> 01:37:20.100
پس بیا با هم غذا بخوریم
برنج توی خونه هست؟

01:37:20.320 --> 01:37:21.900
من آشپزی نکردم

01:37:23.030 --> 01:37:27.150
پس خودم آشپزی میکنم. فقط به دو پیمانه برنج نیاز داریم، درسته؟

01:37:33.200 --> 01:37:35.290
مای با من تماس گرفت.

01:37:35.500 --> 01:37:36.660
چی شد؟

01:37:37.920 --> 01:37:43.040
اون گفت که امروز مادربزرگ غمگینه،
پس ازم خواست که بیام و بهت دلداری بدم.

01:37:45.630 --> 01:37:48.670
اون کشیش... رفت، نه؟

01:37:49.050 --> 01:37:50.710
آره، رفت ...

01:37:51.470 --> 01:37:54.640
کشیش جدید یک خارجیه.

01:37:55.520 --> 01:37:58.380
اگه به انگلیسی موعظه کنه، چیکار کنیم؟
اونوقت هیچی نمی‌فهمیم.

01:38:01.690 --> 01:38:05.310
واقعا دوستش داری... اون کشیش رو؟

01:38:06.820 --> 01:38:08.730
بحث دوست داشتن نیست ...

01:38:10.700 --> 01:38:12.230
حتی اگه فقط برای پنج سال ...

01:38:13.410 --> 01:38:17.240
حتی اگه فقط برای سه سال باشه،
بذار سه سال رو با هم بگذرونیم

01:38:18.960 --> 01:38:23.200
ولی اینجوری شد...
این واقعاً خواست خداست!

01:38:23.340 --> 01:38:25.120
باشه باشه باشه... نوشیدنی رو بس کن، باشه؟

01:38:25.250 --> 01:38:27.090
جلومو نگیر!

01:38:29.300 --> 01:38:33.510
حتی اگه مادر زمین بخوره،
اون هنوزم باید بایسته!

01:38:34.430 --> 01:38:38.890
اگه نمیخوای منو اینجوری ببینی
برو بیرون و خودت غذا بخور

01:38:39.350 --> 01:38:41.810
مامان یه کم با خودش حرف میزنه...

01:38:42.560 --> 01:38:46.100
تا زمانیکه برگردی،
ممکنه خوابم برده باشه.

01:38:47.320 --> 01:38:49.560
کیبه چی آورده؟

01:38:51.070 --> 01:38:52.360
ترشی هست؟

01:38:52.780 --> 01:38:54.190
تو بازش کن

01:38:55.370 --> 01:38:57.860
برو بشقاب‌ها و چاپستیک‌ها رو بیار

01:39:03.000 --> 01:39:04.740
تو واقعاً توی دستور دادن به اطرافیانت خوب هستی.

01:39:06.960 --> 01:39:08.540
حالت بهتره؟

01:39:08.840 --> 01:39:12.250
مامان هیچ وقت بهت دستور نداده،
مگه نه؟

01:39:13.010 --> 01:39:16.800
امروز خیلی ناراحت شدم...
فقط اجازه بده کمی بهت دستور بدم

01:39:16.970 --> 01:39:18.090
باشه بسیارخوب...

01:39:18.470 --> 01:39:19.460
بفرما.

01:39:19.640 --> 01:39:23.300
چیزهای ناگوار زیادی توی این دنیا وجود داره
که نمیتونی بفهمی...

01:39:23.520 --> 01:39:26.560
مثلاً... امروز صبح داشتم ترشی درست میکردم

01:39:26.560 --> 01:39:29.150
و چاقو خیلی سنگین بود
حتی نمیتونستم بلندش کنم

01:39:31.820 --> 01:39:35.190
مثل این در بطری،
من قطعا نمیتونم بازش کنم.

01:39:37.450 --> 01:39:40.060
مثلاً، من حتی نمیتونم بگم که توی این ظرف ترشی چیه،

01:39:40.080 --> 01:39:42.440
و من دیگه نمیتونم این کلمات رو واضح بخونم.

01:39:43.290 --> 01:39:45.870
می‌بینی... نمیتونم درشو باز کنم.

01:39:47.500 --> 01:39:51.710
چیزهایی که تو در موردشون صحبت میکنی ...
روزی منم تجربه‌شون میکنم.

01:39:52.420 --> 01:39:54.380
منم حتما پیر میشم

01:39:54.670 --> 01:39:58.090
باید در مورد بدبختی‌هایی صحبت کنی...
که فقط خودت تجربه میکنی

01:39:58.220 --> 01:40:01.130
منظورت چیه، بدبختی‌هایی که فقط خودم تجربه میکنم...
نباید اینطوری صحبت کنی.

01:40:01.260 --> 01:40:03.000
وقتی اینجوری میشی دوست داشتنی نیستی

01:40:05.060 --> 01:40:09.520
پس ... چه بدبختی‌هایی وجود داره
که من نمیتونم درک کنم؟

01:40:11.360 --> 01:40:16.150
مامان واقعا همیشه ترسیده...
نه از اینکه لزوما یک روز بمیره،

01:40:17.360 --> 01:40:22.480
اما از اینکه نتونه راه بره...
یا اینکه یه روزی نتونه از تخت بلند شه.

01:40:23.530 --> 01:40:26.650
اونوقت باید برای همه چیز به دیگران تکیه کنم،

01:40:26.790 --> 01:40:29.780
و این واقعا شرم آوره...

01:40:30.620 --> 01:40:34.660
میدونم... اون روز هم برای من خیلی دور نیست.

01:40:35.130 --> 01:40:39.840
اما هنوز احساس میکنم میتونم مدیریت کنم...
من هنوز هر روز امید دارم.

01:40:41.970 --> 01:40:47.010
اما این امید... ناگهان از بین رفت...

01:40:49.020 --> 01:40:52.430
هِی گریه نکن خیلی خجالت آوره...

01:40:53.520 --> 01:40:56.260
سریع، این ترشی رو امتحان کن.

01:40:57.110 --> 01:40:58.560
به نظر خوشمزه میاد

01:41:01.860 --> 01:41:05.030
خب... ترشی کیبه واقعا خوشمزه‌ست.

01:41:09.410 --> 01:41:14.750
پس، ... به صحبت های من در مورد بدبختی‌هام گوش کن.

01:41:16.210 --> 01:41:17.750
میدونم.

01:41:18.500 --> 01:41:20.290
در مورد طلاق، درسته؟

01:41:20.800 --> 01:41:21.830
آره

01:41:23.010 --> 01:41:26.000
امروز مهر طلاق رو زدم.

01:41:26.180 --> 01:41:27.290
آره...

01:41:28.010 --> 01:41:29.840
و ما هنوز باید از مهر و موم استفاده کنیم.

01:41:30.350 --> 01:41:34.890
مطمئنی جای اشتباهی مهر نزدی...
واقعاً بالاخره این مهر رو محکم زدی؟

01:41:36.730 --> 01:41:40.310
با اینکه خیلی مایل نبودم
محکم مهر زدم

01:41:40.860 --> 01:41:44.850
آره باید مهر بزنی
اسناد رو تمام روز در محل کار

01:41:46.820 --> 01:41:49.310
من حتی توی شرکتم کار نمیکنم!

01:41:49.870 --> 01:41:50.820
چی؟

01:41:52.620 --> 01:41:56.660
همش به خاطر این یارو...
به خاطر این ترشی

01:41:57.330 --> 01:42:01.080
به خاطر اون شغلمو از دست دادم و طلاق گرفتم

01:42:01.090 --> 01:42:03.330
هر دو توی یک زمان اتفاق میفته

01:42:03.880 --> 01:42:05.460
این به اندازه کافی مایه تاسف نیست؟

01:42:05.760 --> 01:42:07.620
چرا اینقدر احمقی!

01:42:07.800 --> 01:42:11.170
بعد از شنیدنش، احساس میکنم
چندین عمر بدشانس بودم.

01:42:12.810 --> 01:42:15.010
از شرکتت اخراج شدی؟

01:42:16.350 --> 01:42:20.060
کیبه دچار مشکل شد و اخراج شده بود.

01:42:20.350 --> 01:42:23.220
من شغلمو باهاش عوض کردم و نجاتش دادم.

01:42:25.940 --> 01:42:28.980
خوبه. این یک تسکینه.

01:42:30.200 --> 01:42:34.570
به این ترتیب مجبور نیستم دیگران رو اخراج کنم ... این یک آرامشه

01:42:37.250 --> 01:42:38.750
خودشه...

01:42:39.500 --> 01:42:41.610
معلومه چنین چیزی وجود داره ...

01:42:42.790 --> 01:42:45.880
سپس به کیبه کمک کردی.

01:42:47.130 --> 01:42:49.920
جای تعجب نیست که اخیراً اینقدر افسرده شده بودی

01:42:50.130 --> 01:42:53.090
اما امروز ناگهان شادی. من تعجب کردم.

01:42:53.590 --> 01:42:56.180
در واقع چیز بدی نیست.

01:42:58.220 --> 01:43:01.010
به هر حال گفتنش خوب نیست…

01:43:01.230 --> 01:43:04.890
این بهترین اتفاق ممکن نیست،
اما حداقل بدتر هم نیست

01:43:05.940 --> 01:43:09.930
در حال حاضر به کمک نیاز داری؟

01:43:11.400 --> 01:43:13.820
در واقع، آره.

01:43:13.950 --> 01:43:15.480
چیه؟

01:43:15.870 --> 01:43:19.070
اگه پول باشه میتونم بیمه عمرمو نقد کنم.

01:43:22.000 --> 01:43:23.660
بحث پول نیست

01:43:27.000 --> 01:43:30.370
من هنوز یک وام مسکن برای پرداخت دارم، اما با طلاق، باید خونه رو بفروشم.

01:43:30.840 --> 01:43:34.460
بنابراین، باید برای مدتی به تو تکیه کنم.

01:43:35.090 --> 01:43:36.210
چی؟

01:43:37.720 --> 01:43:39.510
قراره اینجا زندگی کنی؟

01:43:43.560 --> 01:43:46.720
یادمه وقتی دانشگاهی بودی
دعوای بزرگی با پدرت داشتی

01:43:46.850 --> 01:43:50.520
حتی گفتی که هرگز
به این خونه برنمیگردی

01:43:51.860 --> 01:43:55.480
حتی اگه زنده بود،
منو بخاطر این موضوع نمی‌بخشید.

01:43:55.700 --> 01:44:00.610
پسری که طلاق گرفته،
میاد به مامانش متکی میشه...

01:44:04.040 --> 01:44:07.150
چه میتونم بکنم؟ مامان باید وارد بشه

01:44:08.210 --> 01:44:10.950
مامان نمیتونه اینجوری غمگین باشه

01:44:12.290 --> 01:44:15.830
آره، من روی تو حساب میکنم، مامان!

01:44:28.730 --> 01:44:31.640
اوه ... آتش بازی؟

01:44:33.480 --> 01:44:35.520
صبر کن، امروز چه تاریخیه؟

01:44:36.070 --> 01:44:40.230
بیست و نهم جولای هست. تولدته!

01:44:40.360 --> 01:44:42.150
اوه... واقعا همینطوره.

01:44:42.280 --> 01:44:43.610
بیا بریم نگاه کنیم

01:44:43.740 --> 01:44:46.480
به نظر میرسه روی
پشت بام ساختمان مقابل باشه

01:44:46.490 --> 01:44:48.740
میتونی کمی آتش بازی ببینی!

01:44:48.870 --> 01:44:50.950
بیا با هم بریم ببینیم

01:44:56.460 --> 01:44:58.000
آه... من اونها رو می‌بینم!

01:44:58.880 --> 01:45:01.170
وای! خیلی زیبا!

01:45:27.990 --> 01:45:30.150
- آکیو، میدونی
- چی؟

01:45:30.290 --> 01:45:32.990
همچین موقعی،
توی طبقه دوم متولد شدی

01:45:34.330 --> 01:45:36.160
اون موقع واقعا هوا گرم بود

01:45:36.710 --> 01:45:38.540
مدام ماما رو صدا میکردم...

01:45:38.710 --> 01:45:42.170
تمام بدنم خیس عرق بود
به زمزمه کردن ادامه دادم...

01:45:43.510 --> 01:45:48.550
و بعد... آتش بازی توی بیرون شروع شد

01:45:49.220 --> 01:45:52.430
تو با آتش بازی به دنیا اومدی!

01:45:54.060 --> 01:45:58.050
انگار همه دنیا بهت برکت میدادن.

01:45:59.480 --> 01:46:02.890
این همون چیزی بود که مامان اون موقع فکر میکرد.

01:46:07.530 --> 01:46:09.070
وای خیلی قشنگه

01:46:16.080 --> 01:46:18.620
بابا هنوز خونه‌ای؟

01:46:18.960 --> 01:46:21.620
عجله کن و مادربزرگ رو بیار
تا آتش بازی رو ببینه!

01:46:21.630 --> 01:46:22.740
اونها شگفت انگیزن!

01:46:23.130 --> 01:46:25.620
چرا مامان بزرگ رو با خودت نمیبری؟

01:46:26.260 --> 01:46:28.340
نه؟ چرا که نه؟

01:46:30.260 --> 01:46:32.470
یعنی با یکی دیگه‌ای؟

01:46:33.810 --> 01:46:34.920
چه کسی همراه توئه؟

01:46:37.890 --> 01:46:40.630
هر کی هست فقط فراموشش کن خداحافظ!

01:46:43.190 --> 01:46:46.310
و بنابراین، بعد شکست
هم در حرفه و هم در ازدواجم

01:46:46.480 --> 01:46:49.400
زندگی رو با مادر دلشکسته‌ام شروع کردم.

01:46:51.530 --> 01:46:54.190
اما... در واقع خیلی خوبه.

01:46:55.490 --> 01:46:58.200
من برای همه چیز روی تو حساب میکنم، مامان!

01:47:03.920 --> 01:47:16.946
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
