WEBVTT

00:27.120 --> 00:33.880
<i>"آتـ ـش و يـ ـخ"</i>

00:33.904 --> 01:08.904
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

02:32.500 --> 02:39.500
<i>،مدت ها پيش، در اواخر آخرين عصر بزرگ يخبندان
.ملکه اي قدرتمند در (منطقه ي) شمال سر برآورد</i>

02:39.740 --> 02:44.860
<i>...نام او "جوليانا" و رؤياي (بلندپروازانه ي) او گسترش قلمرو اش</i>

02:44.940 --> 02:47.060
<i>.تا تمام مناطقِ جهانِ شناخته شده بود</i>

02:47.140 --> 02:50.100
<i>.به همين دليل، او ارتشي گردآوري کرد</i>

02:50.180 --> 02:53.900
<i>.و پسري به دنيا آورد، و نام او را "نِکران" گذاشت</i>

02:54.383 --> 02:59.094
<i>.و به او هنرهاي جادوي سياه و خصوصاً قدرت کنترل ذهن را آموزش داد</i>

02:59.596 --> 03:02.259
<i>...و زماني که نِکران بزرگ تر شد</i>

03:02.349 --> 03:05.057
<i>...و در آن قدرت ها به استادي رسيد</i>

03:05.143 --> 03:08.853
<i>.با يکديگر کنترل منطقه ي "يخ" را به دست گرفتند</i>

03:09.106 --> 03:11.348
<i>...و از قصرشان که " قله ي يخ" نام داشت</i>

03:11.441 --> 03:14.354
<i>.توده ي يخ غلتانِ عظيمي را با صداي مهيبي به طرف جنوب فرستادند</i>

03:14.444 --> 03:19.155
<i>هيچ دهکده يا مردمي توانايي مقابله
.با حمله ي کشنده ي آن را نداشتند</i>

03:19.449 --> 03:23.033
<i>و به همين دليل، باقي مانده ي
...نسل بشريت به سمت جنوب گريختند</i>

03:23.120 --> 03:26.033
<i>...و براي گرم شدن، در ميان آتشفشان هاي</i>

03:26.123 --> 03:30.743
<i>منطقه اي کوهستاني ازدحام کردند، که پادشاه سخاوتمندي
...به نام "جارول" از قلعه ي خود (بر آنجا) حکومت مي کرد</i>

03:30.836 --> 03:34.455
<i>.جايي که مردم به آن "آتشکده" مي گفتند</i>

03:34.798 --> 03:38.712
<i>...و باز هم نِکران توده هاي يخ را پي در پي به سمت جنوب</i>

03:38.802 --> 03:42.671
<i>.به طرفِ منطقه ي پُر حرارتِ آتشکده فرستاد</i>

03:42.764 --> 03:46.053
<i>...و هيچ کس جرأت حدس نتيجه ي</i>

03:46.143 --> 03:49.227
<i>...روياروييِ آتش و يخ، در</i>

03:49.313 --> 03:51.475
<i>.ميدان جنگ را نداشت</i>

04:26.391 --> 04:29.259
.موقعيت تون رو حفظ کنيد. استوار باشيد

04:41.281 --> 04:44.570
.لارن"، نميشه جلوش رو گرفت. برو پيشِ برادرت"

06:56.249 --> 06:58.411
.تو کارت رو خوب انجام دادي، پسرم

06:59.169 --> 07:02.788
.دهکده ي شمالي سقوط کرده. ما پيروز شده ايم

07:03.256 --> 07:05.464
.من مي خوام از شما تشکر کنم، مادر

07:05.926 --> 07:10.045
.الان دشت بزرگ، تمام چيزي ـه که بين ما و آتشکده قرار داره

07:10.680 --> 07:12.672
.اون فاصله ي زيادي ـه

07:13.642 --> 07:16.100
.فاصله اي که شايد ما مجبور نباشيم طي کنيم

07:16.853 --> 07:20.642
من دارم پيک مون رو با پيشنهاد هاي
.جديد مون به سمت جارول مي فرستم

07:20.941 --> 07:24.025
.اون تسليم نمي شه
.شايد

07:24.111 --> 07:28.071
...تو خواسته هاي ما رو به شاه "جارول" در آتشکده تقديم مي کني

07:28.615 --> 07:31.904
.و سلام شاهانه ي ما رو به دختر دوست داشتني اش مي رسوني

12:55.692 --> 12:58.526
ولي، پدر، من مي خوام وقتي که شما با
.مردان نِکران رو به رو مي شيد، با شما باشم

12:58.611 --> 13:01.900
.تو اينجا با درس خواندنت بهتر به مردمت خدمت مي کني، دخترم

13:01.990 --> 13:03.356
.عشقت رو به من بده

13:05.743 --> 13:07.530
.تو هميشه اون رو داري، پدر

13:23.178 --> 13:26.421
...تمام امور در دنياي ما از بر اساس عناصر طبيعي هستند

13:26.514 --> 13:29.177
.که، زمين، هوا، آتش و آب هستند

13:32.312 --> 13:35.680
.همه ي چيزها از اين چهار عنصر خلق شده اند

13:36.399 --> 13:40.860
چه طور مي توني راجع به عناصر صحبت کني در حالي
که جنگ، هر ساعت بيشتر به سمت ما نزديک ميشه؟

13:41.279 --> 13:44.522
.شاهزاده خانم "تيِگرا"، همه ي ما وظايف خودمون رو داريم

13:44.616 --> 13:47.199
.وظيفه ي پدر شما اينه که شاه و رهبر باشه

13:47.494 --> 13:52.410
.وظيفه ي برادر شما اينه که در سپاه بجنگه
.و وظيفه ي شما اينه که ياد بگيريد

13:53.249 --> 13:55.832
...منظور تو اينه که وظيفه ي من اينه که خفه بشم

13:55.919 --> 13:59.287
در حالي که همه ي مردان در حال جنگ اند
.و همه ي افتخار رو نصيب خودشون مي کنند

14:00.924 --> 14:03.041
.ما فکر مي کنيم که اين چرنده

14:04.928 --> 14:06.419
مگه نه "شيطان"؟

14:06.513 --> 14:10.553
،اگر شما بدون جنگ و دعوا تسليم بشيد
...سرور من نِکران دست از تخريبِ

14:10.642 --> 14:12.133
اين پيام صلح شماست؟

14:12.227 --> 14:15.311
درخواستي براي تسليم کامل و بي قيد و شرط ما؟

14:15.396 --> 14:18.935
.ما به اين مي گيم پيشنهادي براي اتحاد، اعليحضرت

14:19.025 --> 14:20.812
.من به اين مي گم باج خواهي

14:20.902 --> 14:23.235
...درخواست سرورم نِکران

14:23.321 --> 14:27.281
.لعنت بر نِکران و درخواستش
.ما مرداني آزاديم، نه برده

14:29.035 --> 14:30.947
.شاه جارول، منطقي باشيد

14:31.955 --> 14:35.164
.پسر من، "تارو"، بيشتر با قلبش صحبت مي کنه تا با عقلش

14:35.250 --> 14:37.207
.اما از طرف همه ي ما صحبت مي کنه

14:37.293 --> 14:39.159
.هيچ اتحادي نمي تونه (بين ما) باشه

14:39.254 --> 14:41.371
.ما تا دم مرگ با شما مي جنگيم

14:41.464 --> 14:46.175
.شايد، به زودي تغيير عقيده بديد

15:37.353 --> 15:38.469
!نـ ـه

16:06.841 --> 16:08.082
!تيِگـ ـرا

16:08.760 --> 16:10.046
!نگهبان ها

16:23.775 --> 16:26.984
.به سمت توده يخ غلتان بريد. سربازان رو سوار اژدها قوش ـها کنيد

16:27.153 --> 16:29.065
!عجله کنيد

16:49.092 --> 16:52.085
.اژدها قوش ـها اون رو پيدا مي کنند، پدر
.سربازها) اون ها رو بردند که پيداش کنند)

16:52.887 --> 16:57.757
.شب خيلي تاريکه، جنگل خيلي انبوهه
.يه پرنده هم نمي تونه لانه اش رو پيدا کنه

17:00.228 --> 17:04.017
پس چه کار کنيم، پدر؟
.منتظر مي مونيم

17:04.565 --> 17:07.774
براي درخواست هاي جديد نِکران؟
!براي محاصره ي اون

25:45.878 --> 25:49.838
<i>گزارشِت چيه؟
طبق دستوري که دادم عمل کردي؟</i>

25:50.466 --> 25:53.959
<i>،اون) دختره، تيِگرا)
دختر جارول رو اسير کردي؟</i>

25:54.887 --> 25:56.423
<i>اون کجاست؟</i>

25:56.889 --> 25:59.472
<i>.بيارش جلو تا من بتونم ببينمش</i>

26:00.309 --> 26:02.346
<i>.گم شده
گم شده؟</i>

26:03.479 --> 26:04.811
<i>!گم شده</i>

26:04.897 --> 26:08.982
<i>.فرار کرده؟ اي بي سر و پاي کثافت</i>

26:13.364 --> 26:16.152
<i>مي دوني) عدم موفقيت چه مجازاتي داره؟)</i>

26:17.993 --> 26:19.985
<i>.مـ ـرگ</i>

26:31.048 --> 26:34.632
<i>.دختره رو پيدا کنيد
.اون رو پيدا کنيد وگرنه مجازات اون (مرد) شامل حال شما هم مي شه</i>

29:07.329 --> 29:09.161
.خدايان پدر من

31:14.248 --> 31:15.910
تو چي مي خواي؟

31:29.555 --> 31:32.263
.اگه اين رو مي خواي، بگيرش

31:37.646 --> 31:39.729
.من دزد نيستم

33:19.623 --> 33:22.411
.خيلي نزديک نبر. اون رو مي سوزوني

33:22.501 --> 33:24.914
.من هميشه نزديک يه آتش زندگي کرده ام

33:29.091 --> 33:32.675
.گاهي اوقات تو شب، خيلي مي ترسم

33:50.987 --> 33:52.489
.داره سردتر مي شه

34:02.290 --> 34:06.250
.سرما از طرف نِکران مياد
.مي دونم

34:17.931 --> 34:20.674
کجا داري مي ري؟
.دارم مي رم خونه، پيش مردمم

34:24.479 --> 34:27.597
خونه (تو) کجاست؟
.خيلي دور، به سمت جنوب

34:27.691 --> 34:30.229
.من هم دارم مي رم به سمت جنوب
!آره؟

34:30.318 --> 34:33.561
.تو هم مي توني با من بياي اگه مراقب رفتارت باشي

34:33.655 --> 34:35.112
اگه مراقب رفتارم باشم؟

34:38.952 --> 34:40.033
.نه

35:23.663 --> 35:25.404
.لارن

37:11.980 --> 37:15.849
،من رو گرفتي
.ولي هيچ وقت من رو تحويل نِکران نمي دي

37:15.942 --> 37:17.808
.بايد اول من رو بکشي

37:22.157 --> 37:24.274
.دنبال مرگ نگرد، پسر

37:25.869 --> 37:27.826
.اون (خودش) به زودي سراغ همه ي ما مياد

37:33.585 --> 37:38.171
تخته بند، براي اين بود که تا زماني که
.کامل خوب شي نذاره خودت رو بکشي

37:39.507 --> 37:41.464
.تو به استراحت و غذا نياز داري

37:47.307 --> 37:52.974
،اگه مي خواي فرمانرواي يخ رو بکشي
.پسر، بهتره ياد بگيري با درد و رنج زندگي کني

37:55.690 --> 37:59.274
فرمانرواي يخ؟
منظورتون اينه که شما داريد با نِکران مي جنگيد؟

37:59.361 --> 38:01.353
.اون و مادرش

38:02.489 --> 38:04.981
.اون گرگ هرزه، جوليانا

38:17.003 --> 38:18.244
!تيِگـ ـرا

38:21.132 --> 38:22.714
.اون ها اينجا بودند

38:23.051 --> 38:25.543
.سگ هاي نِکران، دختر رو گرفتند

38:26.596 --> 38:28.383
.اون ها اون رو به غرب بردند

38:38.566 --> 38:40.228
.از تيِگرا محافظت کن

39:21.359 --> 39:23.772
.اون ها در کمتر از دو مايلي ـه اينجا اردو زده اند

39:23.862 --> 39:25.103
.بيا

41:53.970 --> 41:57.304
.من (اون) دختر رو اون موقع ديدم
.اون طرف بعد از درخت بزرگه

41:58.433 --> 42:02.017
،تو برو اون رو فراري بده
.و من هم حواس بقيه رو پرت مي کنم

42:02.103 --> 42:05.972
.اونجا بايد 50 تا از اون ها باشه
.به نظر همين حدود مي آيند

43:27.920 --> 43:30.640
.برو، به سرعت بتاز

43:32.568 --> 43:34.946
دختره کجاست؟
.نتونستم پيداش کنم

44:00.138 --> 44:02.505
!نه
!اسب ها

44:02.598 --> 44:05.181
،نه، اون ها سايه به سايه ي ما حرکت مي کنن
.قبل از اين که ما به اون ها برسيم

44:05.268 --> 44:08.477
.اما تيِگرا هنوز اون عقبه
.پس بخاطرش برمي گرديم

44:08.563 --> 44:11.180
اول، سگ ها ي نِکران رو وادار مي کنيم
.مثل حيوون تعقيبمون کنن

44:11.274 --> 44:12.355
.بيا

45:05.036 --> 45:07.244
.ما اونجا توقف مي کنيم. بيا

45:14.587 --> 45:15.668
!کافـ ـيه

45:16.464 --> 45:19.332
،من مي خوام که تو پيش نِکران بري
.پيش مادرش، جوليانا

45:20.843 --> 45:22.960
.ما بايد مذاکره کنيم
با دشمن؟

45:23.971 --> 45:25.428
.هيچ مردي به طور کامل شرور نيست

45:25.515 --> 45:27.632
.مطمئناً راه ـهايي براي درخواست از نِکران هست

45:27.725 --> 45:29.102
شما از اون انتظار شفقت داريد؟

45:30.520 --> 45:34.355
پدر، شما مي دونيد اون چه کار مي کنه
وقتي من تحت لِوايِ آتش بس وارد سرزمينش بشم؟

45:34.440 --> 45:36.102
!ما چاره ي ديگه اي نداريم

45:36.526 --> 45:37.562
.ما بايد اين ريسک رو بکنيم

45:37.652 --> 45:41.817
،تو بايد اين خطر رو به جون بخري، پسرم
.به خاطر آتشکده

45:42.573 --> 45:44.405
.به خاطر خواهرت

46:14.522 --> 46:16.605
.به کلبه ي صميمي ـه من خوش اومدي

46:16.691 --> 46:19.980
.من "روليِل" هستم و اين جنگل خانه ي منه

46:20.528 --> 46:23.362
.تو سفر خسته کننده اي داشته اي

46:24.740 --> 46:27.448
.لطفاً به من اجازه بده مقداري غذا و نوشيدني به تو بدم

46:27.535 --> 46:30.198
،اول، تو استراحت مي کني
.بعد با هم صحبت مي کنيم

46:32.039 --> 46:33.996
.بيچاره، عزيزک بيچاره

46:34.375 --> 46:37.493
اُتوا " ي بزرگ تو رو ترسوند؟"

46:37.587 --> 46:42.582
.تو نبايد بترسي
.اون به مهربونيه يه بچه ست

46:48.806 --> 46:51.298
.من ديدم که اون زنجيرها رو پاره کرد
.با دست خالي

46:51.392 --> 46:54.851
.بله، اون قويه، شيرينکم

46:55.646 --> 46:59.390
.اما اون منظور خوبي داره، عزيزم
اون تو رو پيش من آورد، مگه نه؟

47:06.491 --> 47:07.652
.من خيـ ـلي خسته ام

47:07.742 --> 47:11.361
.(بله، بيچاره من، عزيز بيچاره ي (من

47:12.038 --> 47:14.405
...بله، تو خيلي خسته اي

47:16.125 --> 47:18.117
.و خيلي زيبا

47:18.211 --> 47:19.577
...تو بايد

47:39.982 --> 47:41.769
.رازهات رو به من بگي

47:46.113 --> 47:47.103
نِکران؟

47:51.285 --> 47:56.371
!نِکـــ ـران دنبال دخترس؟ اون زنيکه هــــ ـرزه

47:56.457 --> 47:58.949
!اون خطر رو به خونه ي من مياره

48:05.174 --> 48:08.167
.شايد بتونم اين رو با منفعت خودم عوض کنم

48:09.679 --> 48:11.090
.اُتوا، پسرم

48:12.682 --> 48:16.050
.برو و انسان ـهاي پست، سگ هاي نِکران رو بيار

48:16.477 --> 48:18.935
.بهشون بگو ما دختري رو که اون مي خواد داريم

48:21.107 --> 48:24.225
بهشون بگو که اون مي تونه در
.ازاي بهايي اون رو داشته باشه

48:54.056 --> 48:55.046
.بُکُشش

48:59.353 --> 49:00.560
.از اينجا برو بيرون

49:00.646 --> 49:03.229
!نـ ـه
.تو (اين کار رو) نمي کني

49:03.399 --> 49:04.765
.برو دختره رو پيدا کن

49:42.063 --> 49:44.055
.داخل شو، پسرم
.عيبي نداره

49:49.487 --> 49:51.945
چه اتفاقي برات افتاده؟
سگ ها کجا هستند؟

49:58.913 --> 50:00.404
...تو اين کار رو کردي

50:55.845 --> 50:58.428
...چرا زنده ها

50:58.514 --> 51:01.632
مزاحم خواب مرده ها مي شوند؟

51:03.936 --> 51:08.476
.من ردّ پايي رو دنبال کردم
.به دنبال يه دختر، "تيِگرا" مي گردم

51:09.650 --> 51:10.891
يه دختر؟

51:11.485 --> 51:16.150
.بله. اون اين کا رو با من کرد

51:16.741 --> 51:18.607
.اون و نِکران

51:21.162 --> 51:23.449
.نِکران نفرين شده

51:24.039 --> 51:25.655
کجا مي تونم اون (دختر) رو پيدا کنم؟

51:28.669 --> 51:33.084
چرا بايد جواب بدم؟
.براي انتقام از نِکران

51:36.260 --> 51:37.967
نِکران؟

51:40.014 --> 51:43.849
.آکاتار". اون ها، اون (دختر) رو به آکاتار مي برند"

51:43.934 --> 51:46.893
.و از اون جا به قلمرو شاه يخي مي برنش

51:47.855 --> 51:49.187
.انتقام من رو بگير

51:50.649 --> 51:54.188
!انتقــــ ـام من رو بگير

51:56.155 --> 51:57.521
.آکاتار

52:18.052 --> 52:19.714
!تيِگرا

52:36.654 --> 52:38.737
.شاهزاده ي من، ترتيب همه چيز داده شده

52:38.823 --> 52:42.157
.من يه کِشتي اجاره کرده ام. اون در اِسکِله براي ما توقف مي کنه

52:42.368 --> 52:44.451
.نِکران در قله ي يخ منتظر ما مي مونه

52:51.085 --> 52:54.954
.تخته هاي پُل رو بيار داخل کشتي
.تکان بخور، بي سرو پا

52:55.381 --> 52:58.044
.ما بايد تا قبل از طلوع آفتاب تو مسيرمون باشيم

53:11.814 --> 53:14.022
چرا اين رو براي من آوردي؟

53:16.694 --> 53:18.902
.اين عروس توست، پسرم

53:21.615 --> 53:23.447
.اون مادر پسران تو خواهد بود

53:23.534 --> 53:26.618
!چه با فکري، مادر

53:27.496 --> 53:31.285
.من نه عروس، و نه پسراني نياز دارم

53:32.001 --> 53:35.665
.اما تو جانشين هايي نياز داري
.من هيچ چيزي نياز ندارم

53:35.754 --> 53:36.790
نِکران؟

53:45.014 --> 53:47.506
.نِکران، تو بزرگين قدرت در دنيا هستي

53:48.642 --> 53:51.305
تو هر چيزي رو که يک مرد مي خواد يا
.احتياج داره رو داري

53:53.063 --> 53:54.565
.و هنوز نااميد هستي

53:55.941 --> 53:57.978
.در اينجا فقط يک چيزه که کم داري

54:00.195 --> 54:03.654
.هديه اي که تنها تو مي توني اعطا کني
.بين مردمانمون

54:05.451 --> 54:07.363
.صلح

54:07.453 --> 54:10.366
اين هديه اي است که قلب اعطا کننده اش
.رو التيام مي بخشه

54:11.624 --> 54:14.992
.نِکران، من دستم رو براي دوستي دراز مي کنم

54:15.794 --> 54:18.332
.من دوستي بين مردم مون رو پيشنهاد مي کنم

54:19.214 --> 54:21.126
دست من رو نمي فشاري؟

54:25.387 --> 54:27.504
من رو دوست خطاب نمي کني؟

55:07.221 --> 55:08.211
!...زن

55:09.014 --> 55:12.758
.من بر صلح تُف مي کنم

55:14.061 --> 55:16.394
.من بر تو تُف مي کنم

55:22.486 --> 55:26.400
دفعه ي بعد يکي از هرزه هاي کوچولوت
...رو بهم تقديم کني، مادر عزيز

55:26.532 --> 55:28.865
.من تو رو مثل يه حشره ناچيز له مي کنم

55:33.163 --> 55:35.120
.اون آشغال رو از اينجا ببريد بيرون

56:30.471 --> 56:32.133
.بالا رو نگاه نکن

56:32.222 --> 56:35.932
.ما سواران آتشکده هستيم
.ما به چنين آشغالايي اعتنا نمي کنيم

57:51.468 --> 57:56.213
،ما آمده ايم، فرمانروا نِکران
.براي مذاکره اتحاد بين دو مردمانمون

57:56.557 --> 57:59.345
و بازگشت خواهرم
...تيِگرا، به آتشکده

57:59.434 --> 58:02.302
.که بوزينه هاي دستاموز شما به طرز شرم آوري دزديدنش

58:02.396 --> 58:05.685
...پدرم، شاه جارول، به من اختيار داده

58:06.358 --> 58:08.725
...که اين پيشنهاد صلح رو بين دو پادشاهي بدهم

58:10.070 --> 58:13.108
...در عوض بقاي فرمانرواييش

58:13.532 --> 58:15.444
.و آزادي خواهرم

58:15.534 --> 58:21.246
به نظرم مي رسه که زماني نه چندان دور
.پيک هاي من پيشنهاد مشابهي (به شما) داده اند

58:22.124 --> 58:25.538
و اين که اون توسط
.اعليحضرت شهير تو رد شد

58:25.627 --> 58:27.789
،تو خيلي خوب مي دوني، نِکران
...که اون پيشنهاد

58:27.880 --> 58:30.293
.قبل از اين که بوزينه هاي دستاموزت خواهر من رو بدزدند، داده شد

58:30.382 --> 58:33.796
،متأسفم، شاهزاده عزيز
...من نمي تونم صلح رو به مردمي پيشکش کنم

58:33.886 --> 58:37.675
که از گردن گذاشتن به حاکميت
.مطلق من بر خودشون امتناع کردن

58:40.893 --> 58:43.226
...و در مورد خواهرت

58:43.896 --> 58:46.604
...بايد اقرار کنم که تا اين لحظه

58:46.690 --> 58:50.604
.ايده ي همخوابي با اون براي من منزجر کننده بود

58:51.195 --> 58:53.278
.شايد بايد تجديد نظر کنم

58:54.489 --> 58:57.277
،خواهرت، باهمه اوصاف
.خيلي هم خالي از جذابيت نيست

58:59.244 --> 59:01.281
.درست مثل جانورهاي پست ديگه

59:18.805 --> 59:21.138
.تو يه خوکي

59:21.225 --> 59:23.808
.و مثل يه خوکم مي ميري

01:00:31.169 --> 01:00:33.035
!نـــــ ـــه

01:00:58.113 --> 01:01:00.230
.نه، من اين طوري فکر نمي کنم

01:01:12.085 --> 01:01:13.872
.تو نظر من رو تحت تأثير قرار دادي

01:01:13.962 --> 01:01:16.340
!نگهبان ها

01:01:16.423 --> 01:01:18.255
.اون رو پيش من بياريد

01:01:23.055 --> 01:01:24.262
.رهاش کنيد

01:01:35.650 --> 01:01:39.394
چرا تو واسه پيدا کردن من اومدي؟
.تو مردم من رو کُشتي

01:01:39.488 --> 01:01:42.947
ما اخيراً مجبور بوده ايم از شر خيلي از
.چيزهاي ناخوشايند خلاص بشيم

01:03:12.289 --> 01:03:16.124
.بگذاريد استراحت کنه. هنوز ميتونه با من بجنگه

01:04:12.265 --> 01:04:13.597
.لارن

01:04:17.687 --> 01:04:19.144
تيِگرا، تو هستي؟

01:04:20.815 --> 01:04:23.683
تيِگرا، حالت خوبه؟
.بله، دارم سعي مي کنم در رو باز کنم

01:04:23.777 --> 01:04:25.439
،به در اهميت نده
.تو بايد از اينجا بيرون بري

01:04:25.529 --> 01:04:28.488
.من بدون تو نمي رم
.شايد بتونم يه جورايي يه کليد پيدا کنم

01:04:28.573 --> 01:04:29.984
.نه، تيِگرا، (اين کار رو) نکن

01:07:18.326 --> 01:07:19.612
مطمئناً خودشه؟

01:07:19.703 --> 01:07:23.743
اوني که ديدي پسر من بود؟
.اون ها "شاهزاده تارو" صداش مي کردند

01:07:24.749 --> 01:07:25.739
.اون مُرد

01:07:28.253 --> 01:07:31.792
تيِگرا چي؟
.نِکران، اون رو هم نگه داشته

01:07:31.881 --> 01:07:33.668
.شايد اون هنوز زنده باشه

01:07:33.758 --> 01:07:34.839
.اين يه فرصته

01:07:34.926 --> 01:07:38.294
،به هر چيزي که مي خواهي باور داشته باش
.اما اون توده يخ غلتان يه واقعيته

01:07:41.099 --> 01:07:43.967
،براي سه شبانه روز اون
.به طرف جنوب پيشروي مي کرده

01:07:45.103 --> 01:07:48.562
،جان يک هزار نفر از دست رفت
.بخاطر خشم نِکران

01:07:48.648 --> 01:07:52.267
،آتشکده بعد از اونه
.ما بايد حمله کنيم

01:07:52.360 --> 01:07:54.272
.من به اژدها قوش ـها نياز دارم

01:07:54.362 --> 01:07:58.072
.اژدها قوش ـها خيلي کم هستند
.براي اين که باهاشون به اونجا بريم کافي هستند

01:07:58.158 --> 01:08:01.777
.يکي از ما بايد وارد بشه و اون رو نابود کنه

01:08:02.704 --> 01:08:07.324
،ولي اگه اون توده يخ غلتان از رودخانه عبور کنه
.من چاره ي ديگه اي ندارم

01:08:07.417 --> 01:08:09.079
.مجبور مي شم گدازه ي آتشفشان رو رها کنم

01:12:30.471 --> 01:12:31.757
.تيِگرا

01:13:01.961 --> 01:13:02.951
.لارن

01:13:11.554 --> 01:13:13.170
!نِکـــــــ ـران

01:13:54.388 --> 01:13:58.473
بمير! بمير! چرا نمي ميري؟

01:17:14.255 --> 01:17:17.373
نه، لارن! نه، (ديگه) تمام شده. نمي بيني؟

01:17:17.374 --> 01:17:19.374
.ما بايد دوباره از نو شروع کنيم

01:17:52.680 --> 01:17:56.680
"آتــ ـش و يـــ ـخ"

01:17:56.704 --> 01:18:16.704
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:18:16.728 --> 01:18:36.728
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
