WEBVTT

00:04.117 --> 00:17.117
moviepovie.com

00:19.023 --> 00:25.531
‫«صدای زنگ»

00:26.805 --> 00:31.805
moviepovie.com

00:32.148 --> 00:37.148
moviepovie.com

01:02.354 --> 01:04.231
‫حواست باشه زیاد نمک نریزی,

01:05.107 --> 01:08.569
‫- ها؟
‫- می‌گم اگه بیشتر بریزی غذا شور می‌شه,

01:10.696 --> 01:12.239
‫خیلی ریختی,

01:13.115 --> 01:14.157
‫فهمیدم,

01:23.125 --> 01:25.377
‫پیازها باید تقریبا کامل خرد بشن,

01:33.802 --> 01:36.430
‫اینطوری می‌خوایم,
‫همین‌قدر کافیه,

01:50.694 --> 01:54.323
‫خوب شد دیگه،
‫بیشتر از این خرد نکن,

01:57.534 --> 01:58.744
‫تاشیرو؟

01:59.077 --> 02:01.788
‫- بله؟
‫- گفتم زیاد خرد نکن دیگه,

02:02.331 --> 02:05.584
‫- چرا؟
‫- چون زیاد آب پس می‌ده,

02:06.668 --> 02:07.711
‫آها، فهمیدم,

02:44.665 --> 02:47.959
‫یه‌خرده زیاد پخته، ولی اشکالی نداره,

02:49.878 --> 02:52.214
‫صداش رو می‌شنوین؟

02:52.839 --> 02:53.965
‫همین صدا رو می‌گم,

02:54.424 --> 02:55.425
‫مگه چطوریه؟

02:55.967 --> 02:56.968
‫صدای زنگه,

02:57.844 --> 02:59.805
‫مثل جیغ کشیدن می‌مونه,

03:01.014 --> 03:02.391
‫ولی جیغ انسان نیست,

03:02.516 --> 03:04.893
‫- از سگ بیرون نیست؟
‫- نه,

03:06.478 --> 03:08.772
‫دقیقا نمی‌دونم چیه، ولی,,,

03:09.439 --> 03:10.565
‫مثل ناقوس می‌مونه,

03:11.942 --> 03:14.069
‫داره بهم پیغامی می‌ده,

03:15.946 --> 03:17.406
‫یعنی پیامش چیه؟

03:19.199 --> 03:21.034
‫شما صداش رو نمی‌شنوین؟

03:24.955 --> 03:27.457
‫نه, به آشپزیت ادامه بده,

03:29.709 --> 03:32.504
‫من که نیومدم آشپزی یاد بگیرم,

03:33.088 --> 03:35.924
‫صرفا می‌خواستم حواسم رو پرت کنم,

03:36.591 --> 03:39.761
‫تو فرم ثبت‌نام هم نوشته بودم!
‫مگه شما نخوندینش؟

03:39.886 --> 03:43.849
‫تاشیرو، می‌خوای کنار بقیه کار کنی؟

03:44.558 --> 03:46.935
‫نه، تنها راحت‌ترم,

03:47.060 --> 03:51.481
‫باشه، برگرد سر کارت,
‫کسوله داره آماده می‌شه,

05:15.148 --> 05:19.611
‫- واسه چی اینقدر کنجکاو بود؟
‫- من چه بدونم؟

05:21.571 --> 05:23.073
‫آقای ماتسوکا؟

05:24.199 --> 05:28.620
‫یکی از شاگردهاتون به اسم تاشیرو
‫آدرس خونه شما رو می‌خواست,

05:28.745 --> 05:30.664
‫ولی ما بهش چیزی نگفتیم,

05:30.914 --> 05:32.874
‫- اشکالی نداره؟
‫- نه,

05:33.792 --> 05:38.338
‫رفتار تاشیرو واقعا عجیبه، قبول دارین؟

05:38.839 --> 05:41.258
‫الکی اوضاع رو بزرگ می‌کنه,

05:41.716 --> 05:45.720
‫- حرف‌های عجیبی هم می‌زنه,
‫- ولی جز این موارد مشکلی نداره,

05:45.846 --> 05:47.597
‫واقعا به نظرتون عادیه؟

06:53.038 --> 06:56.958
‫من که به حس چشایی خودم اعتماد دارم,

06:57.083 --> 07:00.462
‫درسته والدینم چندان
‫افراد خوش‌خوراکی نبودن،

07:00.587 --> 07:04.799
‫ولی از سنین کودکی
‫متوجه شدم کام تیزی دارم,

07:04.925 --> 07:10.055
‫تابستون که می‌شد غذاهای مطابق
‫ذائقه خودم درست می‌کردم,

07:10.180 --> 07:15.977
‫مثل مایونز تخم‌مرغ، شپردز پای،
‫وینگرت تره‌فرنگی و گوشت بره,

07:16.102 --> 07:19.439
‫تازه اون زمان مدرسه ابتدایی می‌رفتم,

07:19.564 --> 07:21.149
‫واقعا جای تحسین داره,

07:21.274 --> 07:24.861
‫ولی آدمی نیستم که سر ذائقه‌ام
‫پافشاری داشته باشم,

07:25.028 --> 07:27.822
‫چون ذائقه آدم‌ها
‫با گذر زمان تغییر می‌کنه,

07:28.490 --> 07:30.867
‫مسئله طبع من نیست,

07:30.992 --> 07:34.496
‫اگه آدم دنبال کسی باشه
‫که خواسته مشتری رو برآورده کنه,,,

07:35.038 --> 07:36.081
‫من همون آدمم!

07:36.206 --> 07:38.208
‫واقعا خیالمون راحت شد,

07:38.667 --> 07:43.421
‫خوراک‌های فرانسویم بی‌نظیرن،
‫ولی می‌تونم سبک دیگه‌ای پیش بگیرم,,,

07:43.546 --> 07:47.092
‫و خودم رو وقف بیسترو ان‌ویل کنم,

07:47.217 --> 07:50.345
‫بسیارخب,
‫تمام این موارد رو به مدیریت می‌گم,

07:51.429 --> 07:56.309
‫راستی، اگه قرار باشه
‫اینجا پیش ما کار کنین،

07:56.434 --> 07:58.687
‫همچنان می‌تونین تدریس کنین؟

07:59.020 --> 08:00.397
‫در اون صورت بی‌خیال تدریس می‌شم,

08:00.522 --> 08:05.860
‫تو مصاحبه قبلیمون گفته بودین
‫که به شغل تدریستون افتخار می‌کنین,

08:09.906 --> 08:12.993
‫دقیقا نمی‌دونم چرا چنین حرفی زدم,

08:14.703 --> 08:17.372
‫حتما بنا به دلایلی
‫در اون لحظه چنین حسی داشتم,

08:23.461 --> 08:28.007
‫باید با چاقوی روی نان
‫خراش انداخت تا هواش خالی بشه,

08:28.925 --> 08:31.261
‫خراش‌ها الگوی خاصی ندارن,

08:31.678 --> 08:32.721
‫نگاه کنین,

08:33.179 --> 08:35.682
‫مثلا این طرح دانه گندمه,

08:36.975 --> 08:39.686
‫- حاضرین کار رو شروع کنیم؟
‫- بله,

09:30.111 --> 09:33.448
‫با چاقو که بهش خنجر نزن،
‫آروم خراشش بده,

09:50.465 --> 09:51.508
‫آقای ماتسوکا؟

09:52.300 --> 09:53.301
‫بله؟

09:54.761 --> 09:56.012
‫شما می‌دونستین؟

09:57.305 --> 09:58.973
‫می‌دونستین که نیمی از مغزم,,,

09:59.682 --> 10:01.601
‫جایگزین شده؟

10:04.729 --> 10:09.651
‫بعد از جراحیم روی گردنم ردش مونده بود،
‫ولی فکر کنم الان خوب شده,

10:10.860 --> 10:13.404
‫دستگاهی توی مغزم کار گذاشتن,

10:14.072 --> 10:16.157
‫می‌خواد اختیارم رو ازم بگیره,

10:17.784 --> 10:19.911
‫با صدای زنگ واکنش نشون می‌ده,

10:22.080 --> 10:25.416
‫ولی نیمی دیگه از مغزم
‫همچنان معمولیه و,,,

10:25.542 --> 10:29.003
‫به همین ترتیب می‌تونم
‫تصمیمات منطقی بگیرم,

10:31.756 --> 10:33.842
‫که اینطور؟ متوجه شدم,

10:37.929 --> 10:39.764
‫حرفم رو باور نکردین؟

10:46.646 --> 10:48.940
‫بذارین دستگاهه رو نشونتون بدم,

10:49.357 --> 10:50.733
‫درش میارم,

11:07.750 --> 11:08.877
‫آمبولانس خبر کنین!

11:21.014 --> 11:25.602
‫پس امروز از رفتار تاشیرو،
‫متوجه مسئله عجیبی نشده بودین؟

11:25.727 --> 11:29.439
‫نه، به خودتون هم که گفته بودیم,

11:29.898 --> 11:31.608
‫بسیارخب,

11:31.733 --> 11:33.693
‫ولی,,,

11:35.653 --> 11:38.406
‫رفتار تاشیرو همیشه خلاف شمّ بوده,

11:38.531 --> 11:41.159
‫فقط امروز اینطوری نبوده,

11:41.701 --> 11:43.995
‫منظورتون از «خلاف شمّ» چیه؟

11:45.496 --> 11:50.293
‫مدام می‌گفت صداهایی تو سرش می‌شنوه,

11:50.418 --> 11:52.128
‫در کل حرف‌های عجیب می‌زد,

11:52.253 --> 11:54.589
‫آها، متوجه منظورتون شدم,

12:55.858 --> 12:57.443
‫آقای ماتسوکا؟

12:58.236 --> 13:01.239
‫- بله؟
‫- بنده کارآگاه اوتسوکی هستم,

13:03.658 --> 13:06.202
‫- چه حادثه دردناکی بود,
‫- واقعا,

13:09.914 --> 13:14.419
‫- می‌شه چند سوال ازتون بپرسم؟
‫- بفرمایید,

13:15.128 --> 13:20.341
‫تا حالا توی این مکان
‫شاهد چنین اتفاقاتی بودین؟

13:20.466 --> 13:24.345
‫نه، ابدا, مگه جز آشپزی
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

13:24.679 --> 13:25.972
‫حدس می‌زدم,

13:26.597 --> 13:28.057
‫ولی همچنان,,,

13:28.808 --> 13:31.936
‫تا حالا شده یکی از شاگردانتون
‫موقع آشپزی,,,

13:32.061 --> 13:36.274
‫پرخاشگری یا علائم ناراحتی
‫از خودش نشون بده؟

13:36.399 --> 13:38.234
‫چنین مواردی به چشمتون خورده؟

13:39.110 --> 13:40.570
‫اتفاقا برعکس,

13:41.195 --> 13:45.408
‫بچه‌های ما واسه دوری از انرژی منفی
‫تو جلساتمون شرکت می‌کنن,

13:45.658 --> 13:49.162
‫مواد غذایی رو نگاه می‌کنن،
‫لمسشون می‌کنن,,,

13:49.287 --> 13:52.457
‫و بهش طعمی می‌دن
‫که روان آدم رو آروم می‌کنه,

13:53.499 --> 13:58.129
‫از این جهت حتی در مواقع خطر،
‫چندان احساس ناراحتی نمی‌کنیم,

13:58.880 --> 14:01.799
‫- مطمئنید همین‌طوره؟
‫- بله,

14:02.091 --> 14:03.509
‫واسه خودتون هم صدق می‌کنه؟

14:03.843 --> 14:04.969
‫بله، صدق می‌کنه,

14:07.430 --> 14:08.639
‫بسیارخب، متشکرم,

14:27.784 --> 14:29.869
‫- رسیدن به خیر,
‫- مرسی,

14:31.204 --> 14:34.040
‫- گرسنه‌ای؟ شام درست کردم,
‫- الان میام,

14:40.922 --> 14:43.341
‫فکر کنم امروز به خیر گذشت,

14:43.466 --> 14:44.550
‫چی رو می‌گی؟

14:44.675 --> 14:46.552
‫مصاحبه شغلیم رو می‌گم,

14:46.677 --> 14:48.846
‫جدی؟ چه خوب,

14:50.890 --> 14:53.309
‫شک ندارم اوضاع درست می‌شه,

15:13.454 --> 15:14.831
‫ببخشید دیر کردم,

15:18.835 --> 15:21.170
‫- بفرمایید,
‫- نوش جان,

15:23.756 --> 15:24.715
‫دستت درد نکنه,

15:46.821 --> 15:49.407
‫هنوز عضو اون کلوپه‌ای؟

15:49.991 --> 15:50.992
‫ها؟

15:51.909 --> 15:53.035
‫آره,

15:53.161 --> 15:56.038
‫خوبه که آدم علایق خودش رو داشته باشه,

16:11.554 --> 16:13.431
‫ولی زیاد به خودت سخت نگیر,

17:30.383 --> 17:33.511
‫باید چاقو رو توی این مفصل فرو کنین,

17:34.637 --> 17:37.056
‫بعد دنباله‌رون رو برش بدین,

17:39.433 --> 17:41.269
‫راحت جدا می‌شه,

17:43.062 --> 17:44.063
‫بفرما,

17:47.316 --> 17:48.484
‫من هم باید انجام بدم؟

17:48.859 --> 17:49.860
‫آره دیگه,

18:09.380 --> 18:11.299
‫کارم زیاد خوب نیست,

18:11.424 --> 18:12.675
‫حالا امتحان کن,

18:15.094 --> 18:17.930
‫اگه شما می‌گین که باشه,

18:23.811 --> 18:25.646
‫نه، نمی‌تونم,

18:26.022 --> 18:27.481
‫خیلی نرم و لزجه,

18:28.065 --> 18:31.027
‫واقعا مجبورم ببرمش؟

18:31.319 --> 18:33.154
‫اگه می‌خوای انجام نده, اشکالی نداره,

18:33.696 --> 18:34.697
‫چی؟

18:35.323 --> 18:38.451
‫مگه من با شما شوخی دارم؟

18:40.453 --> 18:43.289
‫وقتی لزومی نداره چرا گفتین
‫باید انجام بدم؟

18:43.748 --> 18:48.127
‫اگه توضیحی براش ندارین
‫پس نمی‌تونم درکتون کنم,

18:55.509 --> 18:58.554
‫اگر زنده بود درک می‌کردم
‫چرا لازمه با چاقو بزنیمش،

19:01.265 --> 19:05.227
‫ولی حالا که مرده واقعا لزومی نمی‌بینم,

19:07.938 --> 19:08.939
‫مگه بال‌هاش,,,

19:10.024 --> 19:12.318
‫عین دست ما آدم‌ها نیست؟

19:17.907 --> 19:20.242
‫سر از تنش جدا کردن,,,

19:22.536 --> 19:23.537
‫کار اشتباهیه,

19:26.374 --> 19:28.292
‫به نظرم کم‌کم داره شبیه آدم می‌شه,

25:01.375 --> 25:03.293
‫- سیر شدم,
‫- خیلی‌خب,

25:11.427 --> 25:13.470
‫- گوشیت رو برداشتی؟
‫- آره,

25:14.013 --> 25:15.139
‫می‌بینمت,

26:12.738 --> 26:14.239
‫عه، سلام آقای ماتسوکا,

26:15.115 --> 26:17.409
‫کارآگاهه دوباره اومده,

26:17.534 --> 26:19.536
‫واقعا؟ چرا؟

26:22.623 --> 26:27.461
‫گزارش دادن یکی از شاگردهاتون
‫به اسم آکمی گم شده,

26:27.795 --> 26:29.296
‫گم شده؟

26:29.421 --> 26:32.049
‫دیشب برنگشته خونه,

26:32.299 --> 26:33.634
‫که اینطور,,,

26:34.927 --> 26:39.056
‫- اومد! آکمی طبقه بالاست!
‫- واقعا؟

26:39.556 --> 26:44.353
‫منتظر شماست,
‫لطفا زود بیاین,

26:53.237 --> 26:54.738
‫اونجاست,

27:04.790 --> 27:05.791
‫دیدین؟

27:25.602 --> 27:26.603
‫ها؟

27:27.604 --> 27:29.356
‫پس کجا غیبش زد؟

27:31.441 --> 27:34.444
‫همین الان رو صندلی نشسته بود,

27:36.363 --> 27:39.825
‫صورتش که دیده نمی‌شد، ولی,,,

27:41.326 --> 27:44.329
‫شک ندارم آکمی بود,

27:46.748 --> 27:48.959
‫مگه می‌شه غیبش بزنه؟

29:55.502 --> 29:56.628
‫سلام عرض شد!

29:57.087 --> 30:00.257
‫پس تمام مدت اینجا بودین,

30:01.008 --> 30:02.092
‫بله,

30:02.217 --> 30:03.760
‫بسیارخب,

30:19.526 --> 30:22.112
‫بابت گم شدن آکمی اومدین؟

30:23.572 --> 30:24.698
‫درسته,

30:25.490 --> 30:30.120
‫البته ایشون خانم بالغیه،
‫اختیارش دست کسی نیست,

30:30.245 --> 30:33.081
‫صرفا والدینش نگران شده بودن,

30:33.206 --> 30:34.958
‫واسه همین الان,,,

30:35.083 --> 30:38.545
‫جاهایی رو می‌گردم
‫که ممکنه رفته باشه,

30:38.670 --> 30:40.339
‫تا ببینم چی دستگیرم می‌شه,

30:40.464 --> 30:42.507
‫- چه کار سختی,
‫- وظیفه شهروندیمه,

30:43.925 --> 30:46.553
‫- پس برم که مزاحمتون نشم,
‫- مراحمید,

30:50.432 --> 30:52.142
‫راستی آقای ماتسوکا,,,

30:52.809 --> 30:54.978
‫این چیه دور دستتون بستین؟

30:55.103 --> 30:58.565
‫این رو می‌گین؟
‫موقع کار با چاقو زخمی شدم,

30:59.441 --> 31:00.400
‫آها,,,

31:00.859 --> 31:01.860
‫خیر پیش,

31:25.967 --> 31:31.723
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم،
‫چندین و چند ایده واسه منوی رستوران دارم,

31:31.848 --> 31:35.894
‫اگه کوچکترین فرصتی بهم داده بشه،
‫باور کنین سربلندتون می‌کنم,

31:36.019 --> 31:38.814
‫نمی‌خوام تو حیطه خودم
‫صرفا آموزگار بمونم,

31:38.939 --> 31:41.650
‫تا الان کلی فرصت شغلی داشتم،

31:41.775 --> 31:45.362
‫ولی به قدری مشغول تدریس بودم
‫که فرصت‌هام رو از دست دادم,

31:45.487 --> 31:47.989
‫ولی دیگه تدریس رو به شغلم ارجح نمی‌دونم,

31:48.115 --> 31:51.076
‫حاضرم همه‌چیزم رو واسه این کار
‫به خطر بندازم,

31:52.327 --> 31:56.915
‫نه که بگم به این کار نیاز دارم‌ها,,,

31:57.040 --> 32:01.294
‫صرفا مطمئنم که آینده روشنی در انتظارمه,

32:01.419 --> 32:03.046
‫خدا می‌دونه,,,

32:03.171 --> 32:07.092
‫اگه قسمت بشه این آینده رو
‫با رستوران شما رقم می‌زنم,

32:07.217 --> 32:09.010
‫شما فقط لب تر کنین,

32:09.136 --> 32:11.805
‫کاملا در اختیار شما هستم,

32:11.930 --> 32:14.683
‫اگر بخواین تمام تمرکزم رو
‫معطوف کار شما می‌کنم,

32:14.808 --> 32:18.061
‫- آقای ماتسوکا,,,
‫- قسمت بوده دیگه!

32:18.186 --> 32:20.313
‫- آقای ماتسوکا!
‫- بله؟

32:20.897 --> 32:25.068
‫شما فقط در مورد خودتون صحبت کردین,

32:25.193 --> 32:28.029
‫پس مسئله بیسترو ان‌ویل چی می‌شه؟

32:28.155 --> 32:30.532
‫واسه همین این مصاحبه رو ترتیب داده بودیم,

32:32.659 --> 32:35.078
‫بیسترو ان‌ویل,,,

32:42.711 --> 32:45.922
‫پس بذارین در مورد
‫موضوع انتخابی شما صحبت کنیم,

32:46.047 --> 32:48.592
‫شما چی به این مجموعه اضافه می‌کنین؟

32:49.634 --> 32:52.512
‫بنده می‌تونم با حداقل مواد غذایی,,,

32:52.637 --> 32:57.517
‫هر روز خوراک‌های فرانسوی لذیذ،
‫با کمترین هزینه درست کنم,

32:58.894 --> 33:00.812
‫- فقط همین؟
‫- خب,,,

33:00.979 --> 33:05.901
‫وقتی تمام تمرکزم معطوف کارم باشه،
‫خلاقیت دوچندانی به مجموعه اضافه می‌کنم,

33:05.926 --> 33:08.762
‫به حد کافی از خودتون تعریف کردین,

33:09.696 --> 33:11.239
‫سراغ مورد بعدی بریم,

33:11.781 --> 33:15.243
‫اگر شما سرآشپز این مجموعه بشین,,,

33:15.368 --> 33:17.329
‫چه امتیازی به اینجا اضافه می‌کنین؟

33:17.454 --> 33:20.373
‫یعنی استخدام شما
‫چه سودی به ما می‌رسونه؟

33:20.498 --> 33:22.792
‫بیشتر در این مورد کنجکاویم,

33:23.335 --> 33:25.045
‫می‌پرسین چه امتیازی
‫به اینجا اضافه می‌کنم؟

33:25.879 --> 33:28.465
‫بدون شک شما یه پا هنرمندین,

33:28.882 --> 33:32.469
‫مثل تمام هنرمندان دیگه،
‫سودآوری اولویتتون نیست,

33:33.094 --> 33:35.972
‫راستش با کلمات نمی‌تونم
‫کیفیت کارم رو توصیف کنم,

33:36.181 --> 33:39.976
‫ولی شما از اول مصاحبه
‫فقط در مورد خودتون صحبت کردین,

33:42.604 --> 33:47.901
‫بسیارخب، پس در این صورت
‫کاملا حرف همدیگه رو می‌فهمیم,

33:50.612 --> 33:51.613
‫درسته,

33:52.447 --> 33:56.076
‫لطفا از تصمیممون برداشت اشتباهی نکنین،

33:56.201 --> 33:59.162
‫ولی به نظرمون شما بهتره
‫به شغل تدریس ادامه بدین,

33:59.287 --> 34:01.915
‫بله، درست می‌گین,
‫بنده هم کاملا موافقم,

34:02.749 --> 34:05.168
‫بابت این تجربه ازتون متشکرم,

34:59.055 --> 35:01.641
‫سلام, می‌شه بهم پول قرض بدی؟

35:03.143 --> 35:04.144
‫واسه چی؟

35:04.519 --> 35:06.813
‫دوستم داره شرکت تاسیس می‌کنه,

35:07.314 --> 35:09.190
‫ازم خواسته سرمایه‌گذارش باشم,

35:09.899 --> 35:10.942
‫چه کاریه؟

35:11.776 --> 35:13.403
‫شرکت ساخت و سازه,

35:13.903 --> 35:15.363
‫دویست هزار ین می‌خواد,

35:16.573 --> 35:17.949
‫دویست هزار؟!

35:18.408 --> 35:20.410
‫بعدش بهم سود می‌رسه,

35:20.535 --> 35:22.829
‫برگشته به بچه می‌گه
‫دویست هزار ین بهم بده,,,

35:23.455 --> 35:24.497
‫پول نداری؟

35:24.998 --> 35:27.959
‫اینکه من پول دارم یا ندارم
‫که مسئله نیست,

35:28.793 --> 35:30.628
‫از دوست‌های صمیمیمه,

35:30.754 --> 35:34.257
‫هیچ دوستی چنین لطفی
‫در حقت نمی‌کنه,

35:35.842 --> 35:39.137
‫- باشه پس,
‫- حالا کجا داری می‌ری؟

35:39.512 --> 35:40.513
‫ولش کن,

41:50.566 --> 43:04.566
moviepovie.com
