WEBVTT

00:00.170 --> 00:12.170
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

00:13.194 --> 00:19.659
..بگذاريد داستاني در مورد يک مرد
براتون تعريف کنم

00:21.369 --> 00:24.122
مرد من، بيلي

00:30.045 --> 00:33.757
و اينکه چطور يک مدتي گم شده بود

00:35.175 --> 00:38.762
تا وقتي که این خوشگله پيداش کرد

01:20.678 --> 01:23.223
در چه حاليم؟

02:04.139 --> 02:07.183
ما براي يک زندگي بهتر به اينجا
نقل مکان کرديم

02:12.021 --> 02:14.649
بيلي منو به شتلند آورد

02:14.649 --> 02:18.194
آخرين پناهگاه بريتانيا
قبل از قطب شمال

02:24.159 --> 02:25.660
آب بازان؟

02:25.660 --> 02:28.621
براي اونها، آره واقعا
سال موفقيت‌آميزي بوده

02:28.621 --> 02:30.707
گردشگران براي ديدن آب بازان مياند

02:30.707 --> 02:35.837
اون اينجا متولد شده اما
احساس ميکنه مدت زيادي از
اينجا، دور بوده

02:40.049 --> 02:43.261
اين حس، توي خونش بود

02:46.055 --> 02:49.976
ازش پرسيدم اين واقعا چه معنايي داره و
اون گفت

02:49.976 --> 02:53.062
واقعا نميدونه

03:09.245 --> 03:13.082
ما به خونه‌اي قديمي
کنار دريا نقل مکان کرديم

03:13.082 --> 03:15.627
و شروع به تعميرش کرديم

03:22.300 --> 03:28.765
اما قبل از اينکه متوجه بشيم
زندگي عادي، دوباره گريبان‌گيرمون شد

03:52.830 --> 03:56.292
گاهي اوقات، وقتي به تمام چيزهايي که ميخواي
ميرسي

03:56.292 --> 04:00.672
خودتو متقاعد ميکني که
اون چيزها تمام چيزهايي هستند که نياز داري

04:04.467 --> 04:08.137
خودتو متقاعد ميکني که خوشبختي

04:11.140 --> 04:15.645
و فکر ميکنم هردو به اين خاطر
مقصريم

04:16.771 --> 04:20.608
اما خوب، کي نيست؟

04:29.200 --> 04:33.037
بيلي حفره کوچيکي توي قلبش داشت

04:35.540 --> 04:38.084
شايد اين حفره، حفره‌اي باشه که

04:38.084 --> 04:41.170
وقتي مردي پدر ميشه، براش ايجاد ميشه

04:42.797 --> 04:45.675
هيچ‌وقت نميگذاره ببينيش

04:45.675 --> 04:50.138
در حقيقت، اون تو رو به برعکسش
متقاعد ميکنه

04:52.807 --> 04:56.019
همونطور که خودشو متقاعد کرده

05:06.612 --> 05:10.408
هيچ‌وقت نميتونستم تصورشو کنم که يک موجود کوچيک

05:10.408 --> 05:12.618
که خودشو روي پاهاي اون ميشست

05:12.618 --> 05:16.039
همه‌چيزو عوض کنه

05:32.555 --> 05:35.600
!سلام

05:38.728 --> 05:41.981
ماه مارس بود

05:41.981 --> 05:44.025
راستش سوم مارس بود که اونقدر
خوش‌شانس بودم که

05:44.025 --> 05:47.236
براي اولين بار، اونو ببينم

05:50.114 --> 05:53.159
اون پوست و استخوان بود

05:53.910 --> 05:56.913
تو اينجا چيکار ميکني؟

05:58.039 --> 06:00.208
داشت يک خرچنگو ميخورد

06:00.208 --> 06:02.210
و ظاهراً وقتي که سمورها خرچنگ مي‌خورند

06:02.210 --> 06:06.255
اين کار انرژي بيشتري از اونها ميگيره
تا انرژي‌اي که از خوردن اون به دست ميارند

06:08.466 --> 06:11.052
پس اين نشونه خوبي نبود

06:19.185 --> 06:22.271
سمورهاي اينجا معمولا خيلي خجالتي‌اند

06:22.271 --> 06:24.273
براي اون اينقدر آروم بودن
وقتي که دور و بر منه

06:24.273 --> 06:29.445
يعني اون بايد نااميد شده باشه

06:38.162 --> 06:40.790
سلام

06:51.050 --> 06:53.344
من نميدونم اون از کجا اومده اما
من شنيدم که

06:53.344 --> 06:57.557
سمور مادر توي جاده کنار خونه
مرده

06:57.557 --> 07:00.810
پس فکر کردم اون مادرش بوده و
اون خيلي بچه بوده

07:00.810 --> 07:04.730
تا بتونه از خودش دفاع کنه

07:08.025 --> 07:11.612
شايد من آخرين پناهش بودم

07:18.703 --> 07:22.248
اون آسيب‌پذير و تنها بود

07:26.836 --> 07:29.630
و منو ياد لحظه‌اي در زندگي خودم انداخت

07:29.630 --> 07:31.215
در بچگيم

07:31.215 --> 07:34.343
که توي وضعيتي بودم که
احساس تنهايي ميکردم

07:40.349 --> 07:44.645
احساس وحشتناکي بود
احساسي آشکار بود

07:49.650 --> 07:53.404
و سريعا اون حسو
بهش انتقال دادم

07:56.991 --> 08:00.369
صبح بخير دختر، چطوري؟

08:04.373 --> 08:08.211
گرسنته؟
خوب بيا، بيا

08:10.129 --> 08:12.423
مراقب انگشتهات باش

08:13.174 --> 08:17.553
هرچي اون قوي‌تر شد
بيشتر باهم وقت مي گذرونديم

08:20.681 --> 08:25.019
تا بالاخره کم کم
چيزي که به‌عنوان برخوردي تصادفي شروع شده بود

08:25.019 --> 08:27.313
تبديل به اعتماد شد

08:34.237 --> 08:37.448
سمور، موتورو تنها بگذار

08:38.282 --> 08:41.118
آره، اون ظرف سوخته

08:49.168 --> 08:52.964
اسمشو مولي گذاشتم
واقعا نميدونم چرا

08:56.634 --> 08:58.886
فقط يک جورهايي به ذهنم رسيد

08:58.886 --> 09:01.055
!يالا

09:01.597 --> 09:04.850
فقط با کنارم موندن
لبخندو به لبم آورد

09:16.112 --> 09:21.075
مطمئن نيستم که بيلي ميدونست اون موقعها
مولي چي ميخواست

09:23.953 --> 09:26.914
اون به يک دوست نيازي نداشت

09:28.207 --> 09:30.585
به يک مادر نياز داشت

09:37.174 --> 09:38.593
چي داري مي‌کاري؟

09:38.593 --> 09:39.927
گياه مورد علاقتو

09:39.927 --> 09:42.138
چي؟ گل‌هاي يخ در بهشت؟

09:42.138 --> 09:46.183
خوشگل به نظر مياند تا وقتي مولي بياد و
بکنتشون

09:46.684 --> 09:48.769
دارم بهت ميگم اگه اون سمور بکنتشون

09:48.769 --> 09:51.606
مسئوليتش با توئه

09:51.939 --> 09:55.026
نميبيني جيد اين کارو بکنه

09:59.947 --> 10:03.075
شايد چون مولي خانواده خودشو از دست داده

10:03.075 --> 10:06.329
سريعا بخشي از خانواده ما شد

10:10.082 --> 10:14.295
انگار اون تنها بود
و به يک همدم نياز داشت

10:20.009 --> 10:23.596
بيلي کتابي راجع به سمورها خريد تا بفهمه
اون به چه چيزي نياز داره

10:24.847 --> 10:27.725
اما جوابي توي اون نبود

10:28.559 --> 10:31.979
بنابراين سعي کرد که تلاش کنه
و خودش بفهمه

10:33.522 --> 10:36.317
ديدم داري مياي، وانتو برات پر کردم

10:37.401 --> 10:41.113
اون يک سمور دريايي نيست
هرچند توي دريا زندگي ميکنه

10:42.156 --> 10:44.909
اون يک سمور رودخونه‌ايه و
ظاهرا موهاش به

10:44.909 --> 10:47.203
آب شيرين نياز داره
تا نمک روش، شسته بشه

10:53.584 --> 10:55.878
اون چربي بدني نداره
فقط موهاشو داره

10:55.878 --> 10:59.382
که گرم نگهش دارند بنابراين اگه
حالتشونو از دست بده

10:59.382 --> 11:01.884
اينجا، خيلي سريع ميميره

11:01.884 --> 11:03.969
خوب داري خودتو ميمالي

11:03.969 --> 11:06.764
خوب پس فقط بمال و خودتو خشک کن

11:06.764 --> 11:10.017
من گاهي ميشورمش

11:10.601 --> 11:13.145
شايد بخاطر همينه که اين همه وقت
بعد از حمومش

11:13.145 --> 11:16.065
خودشو به ژاکت من ميماله

11:19.527 --> 11:23.864
به نظر مياد زياد ميخوابه
بنابراين، فکر کردم به يک جاي خوب نياز داره

11:49.807 --> 11:51.642
يکي از چيزهاي شناخت مولي

11:51.642 --> 11:54.854
شناختن حالت‌هاي متفاوتيه که داره

12:01.861 --> 12:04.864
گاهي سر و کلش پيدا ميشه و
ميخواد معاشرت کنه

12:09.452 --> 12:11.996
گاهي از راه ميرسه و عصبانيه

12:11.996 --> 12:13.622
انگار حال و هواي بدي داره

12:16.625 --> 12:20.463
گاهي فقط ميخواد گلهاي سوزانو بکنه

12:27.094 --> 12:30.306
و اون غرغروئه
گاهي واقعا غرغروئه

12:35.853 --> 12:37.938
به نظر ميرسيد غذاي موردعلاقش، سالمون باشه
اما نميتونم

12:37.938 --> 12:40.941
بيشتر وقت‌ها از پس هزينش بربيام

12:40.941 --> 12:44.320
و دوست داره
شاه ماهي يا ماهي هداک بخوره

12:59.168 --> 13:01.253
برگردوندن سلامتي مولي
بهار اون سال

13:01.253 --> 13:04.507
از جون خودمون بيشتر ارزش داشت

13:05.382 --> 13:10.888
تا اينکه کم کم به نظر ميرسيد
همه‌چيز حول ماهي ميچرخه

13:12.556 --> 13:14.183
اون يکي؟

13:14.183 --> 13:15.392
يک گاز؟

13:15.392 --> 13:18.562
هيچي

13:19.939 --> 13:22.858
!فکر نميکنم بدونم اين بيرون چيکار ميکنيم

13:23.526 --> 13:25.528
منظورت چيه؟

13:25.528 --> 13:28.280
خودت ميدوني منظورم چيه

13:28.739 --> 13:30.574
اومديم اين بيرون تا براي چايمون
کمي ماهي بگيريم

13:30.574 --> 13:33.410
اومديم بيرون تا براي مولي ماهي بگيريم

13:33.410 --> 13:35.913
هرچند تو ماهي هداک ميخواستي

13:35.913 --> 13:39.166
من کمي ماهي هداک ميخوام
اما نميبينم

13:39.166 --> 13:41.460
تعداد زيادي ماهي هداک بياد داخل قلاب

13:41.460 --> 13:43.128
اون يک ماهي هداک کوچيک خورد

13:43.128 --> 13:45.840
!اون تمام هداکها رو ميگيره

13:46.173 --> 13:48.634
!واي

13:49.552 --> 13:52.346
اوه! يک کادماهي

13:53.013 --> 13:56.100
فقط... جعبه رو بيار پايين
من هدفش ميگيرم

13:56.100 --> 13:58.435
دوتا هدف در حال حرکت
خودش خيليه

13:58.435 --> 13:59.854
اوه! خوبه
ما ميدونيم اونها پايين اينجا هستند

13:59.854 --> 14:03.899
ميتوني اينو بگيري و
من آزادش ميکنم

14:07.403 --> 14:10.364
هوم. مولي ازش لذت ميبره

14:15.703 --> 14:18.539
اگه نيومده بوديم ماهيگيري
بيلي پشت تلفن بود

14:18.539 --> 14:23.627
و باهرکي ميتونست تماس ميگرفت
تا ماهي بيشتري گير بياره

14:23.627 --> 14:26.380
!براي ما گرون تموم ميشد

14:30.634 --> 14:35.014
اما مشخص بود که مولي
هر روز، قوي‌تر ميشد

15:20.935 --> 15:23.604
بيلي تصميم گرفت که به يک فريزر جديد نياز داريم

15:29.610 --> 15:33.280
چون اون يکيو پر از ماهي‌هاي مولي کرده بود

15:34.782 --> 15:37.743
خيلي خوب، اگه بتوني
فقط ثابتش کني

15:37.743 --> 15:40.746
بلندش ميکنم و
روي زمين سرش ميدم

15:45.334 --> 15:46.585
ميخواي قبل از اينکه بگذاريش داخل

15:46.585 --> 15:47.962
تميزش کني؟

15:47.962 --> 15:49.588
ميتونم اما داخلش تميزه

15:49.588 --> 15:51.423
!اما بيرونش که کثيفه

15:51.423 --> 15:52.925
...آره، باشه اما

15:52.925 --> 15:54.760
آره، ميتونيم تميزش کنيم

15:54.760 --> 15:56.428
اين چلغوز پرنده است؟-
نه-

15:56.428 --> 15:57.846
حاضري؟-
آره-

15:57.846 --> 16:01.517
عجله نکن
حواست به کمرت باشه

16:03.894 --> 16:05.229
آره، قسمت کوچيک بعدي

16:08.732 --> 16:11.485
خيلي خوب، عاليه

16:35.801 --> 16:38.929
سرويستونو از
B9076
دريافت کنيد

16:40.431 --> 16:42.558
فکر ميکنيد کاکل رو خوب بوده؟

16:42.558 --> 16:46.103
چرا نورتوامينو امتحان نميکنيد؟

16:53.694 --> 16:56.905
امکان نداشت از دست بيلي
عصباني بشي

17:00.117 --> 17:04.079
چون اون عاشق مولي بود

17:18.343 --> 17:20.721
فکر ميکنم با خودم روراستم
من واقعا

17:20.721 --> 17:23.932
نميدونم دارم چيکار ميکنم

17:26.977 --> 17:30.564
مي‌تونم اين کار بديهيو انجام بدم
مطمئن ميشم که خوب ميخوره

17:30.564 --> 17:32.983
اون حموم عجيبشو براش راه ميندازم

17:32.983 --> 17:37.488
اما فراتر از اون
يک ذره کنترل خودمو از دست دادم

18:00.302 --> 18:04.014
نميدونم اولين باري که ديدمش
چند سالش بود

18:04.014 --> 18:07.976
نميتونست بيشتر از شش ماهه باشه

18:08.393 --> 18:11.980
قطعا اونقدر بزرگ نشده بود
که توي زمستون، دووم بياره

18:15.234 --> 18:19.071
بنابراين هنوز کلي مهارت‌هاي زندگي
بود که بايد ياد بگيره

18:19.488 --> 18:20.531
و قرار نبود اونها رو تنها از من ياد بگيره

18:20.531 --> 18:23.325
که ماهي جلوش مينداختم

18:26.161 --> 18:28.122
من متوجه شدم که سمورهاي اين دور و بر
ظاهرا فقط از

18:28.122 --> 18:29.998
ماهي‌هاي کوچيکي که توي
جلبک‌هاي دريايي پيدا مي‌کنند، تغذيه ميکنند

18:31.416 --> 18:34.837
مولي، مولي
اينجا، اينجا

18:34.837 --> 18:36.463
خوب، اگه احتمالا بتونم بهش ياد بدم
چطوري بگيرتشون

18:36.463 --> 18:37.798
اين شروع خوبي ميشه

18:39.258 --> 18:40.342
مولي

18:42.427 --> 18:43.720
مولي يالا

18:45.681 --> 18:47.558
مولي، دختر؟

18:47.558 --> 18:49.852
ببين، اينجا رو ببين

18:49.852 --> 18:53.313
اونجا نه
ببين چيو دارم نشونت ميدم

18:57.151 --> 18:59.111
يالا، تو سموري

18:59.111 --> 19:01.280
بايد توي اين کار وارد باشي

19:06.243 --> 19:08.620
!مولي، يالا

19:08.620 --> 19:12.416
دختر، مولي

19:14.710 --> 19:16.003
!مولي

19:26.471 --> 19:29.600
واقعا ياد نميگيري، نه؟

19:32.436 --> 19:35.731
خوبه؟
داري از غذات لذت ميبري؟

19:35.731 --> 19:38.901
داري از غذات لذت ميبري؟
خوشحالم که ميتونم کمکت کنم

19:50.746 --> 19:52.873
الان کجا داري ميري؟

19:52.873 --> 19:55.918
کجا داري ميري؟

19:57.836 --> 20:02.007
انگار يک کليد کوچيک
توي سرش بود

20:04.885 --> 20:07.262
هروقت روشن ميشد، اون ميرفت

20:26.114 --> 20:29.326
بيلي و مولي، تفاوت زيادي
باهم نداشتند

20:30.118 --> 20:35.540
به نظر ميومد هردوي اونها
توانايي‌اي خارق العاده

20:36.416 --> 20:39.586
در تمرکز کردن روي يک چيز داشتند

20:41.338 --> 20:44.216
اما فقط
به مدت پانزده دقيقه

20:46.260 --> 20:49.680
که وقتي در حال ساخت سقفي روي خونه‌ت هستي

20:52.266 --> 20:55.644
و يک سال از برنامه عقبي

20:57.229 --> 21:01.441
ميتونه گاهي کنار اومدن باهاش
خيلي سخت باشه

21:18.041 --> 21:22.421
يک روز به سوله رفتم و يک بسته از
آمازون رسيده بود

21:29.386 --> 21:31.972
معمولا من زياد خريد ميکنم

21:31.972 --> 21:35.267
اما اسم من روش نبود
اسم بيلي روش بود

21:35.267 --> 21:37.644
و بازش کردم

21:37.644 --> 21:40.522
و کيسه‌اي پر از توپ‌هاي رنگي بود

21:40.522 --> 21:42.941
و اولين فکري که کردم اين بود که

21:42.941 --> 21:46.945
خداي من، حتما اينو براي مولي نخريده

22:28.737 --> 22:30.739
نميدونم دارم کار درستو ميکنم يا نه

22:30.739 --> 22:33.241
گاهي احساس حماقت ميکنم

22:35.869 --> 22:39.039
اما بعد ميبينم چقدر خوشحاله که
داره بازي ميکنه

22:46.713 --> 22:48.423
اگه اون يک خانواده داشت

22:48.423 --> 22:51.051
اونها خشن و متزلزل بودند

22:52.636 --> 22:56.890
اما من تنها چيزيم که اون داره
و قبض‌هايي دارم که بايد پرداخت کنم

23:32.384 --> 23:35.345
کار بيلي در کارخانه بازيافت انرژي

23:35.345 --> 23:39.433
اغلب به اين معنا بود که
اون براي شيفت‌هاي کاري طولاني
مدت زيادي از خونه دوره

23:41.226 --> 23:43.937
بنابراين، من مجبورم وارد ماجرا بشم

23:46.398 --> 23:47.732
سلام

23:56.825 --> 24:00.120
اوه سلام
اون عجيبه، اون يکي

24:00.120 --> 24:02.998
اوم، بخاطر سگه تماس نگرفتم

24:02.998 --> 24:06.793
ما يک سمور وحشي داريم که به ديدنمون مياد

24:06.793 --> 24:10.046
تقريباً الان هر روز اين کارو ميکنه

24:11.006 --> 24:14.009
و متوجه شديم که گرفتگي توي سينه‌ش داره

24:14.009 --> 24:16.303
و يک ذره سرفه ميکنه

24:16.303 --> 24:20.015
و نمي‌دونيم به کمک نياز داره يا نه

24:20.015 --> 24:21.641
به کمک پزشکي

24:38.742 --> 24:40.744
چوب خرچنگ، اوه خداي من

24:40.744 --> 24:44.789
چوب خرچنگ توي سوپ و اين بهترين
گزينه نيست

24:44.789 --> 24:46.708
خوب، براي اونهايي که تازه بهمون ملحق شدند
ميگم

24:46.708 --> 24:48.752
داريم در مورد کالن اسکينک (غذاي ژاپني)
صحبت ميکنيم

24:48.752 --> 24:51.004
من طرفدار دم گاوم اما
به نظر مياد در دهه

24:51.004 --> 24:52.714
دو هزار و بيست، از مد افتاده

24:52.714 --> 24:55.425
!اون يک سوپ در حال انقراضه

24:55.425 --> 24:57.385
سلام کوچولو

24:57.385 --> 24:59.679
اين حالتو بهتر ميکنه

24:59.679 --> 25:01.765
حاضري؟
واي

25:03.558 --> 25:07.020
دختر خوب
دختر خوب

25:36.883 --> 25:40.011
وجود مولي توي زندگي بيل به اون
يک حس

25:40.011 --> 25:45.141
مسئوليت داده
حسي که اون رشدش داده

25:47.352 --> 25:51.106
اما بخشي از والد بودن اينه که
ياد بگيري کي

25:51.106 --> 25:55.777
اون مسئوليت نياز بچه‌ها رو ارضا ميکنه

25:57.279 --> 26:00.824
و کي نيازي در تو رو ارضا ميکنه

27:00.925 --> 27:03.470
به نظر نميرسيد که بيلي بخواد
محدوده باغمونو

27:03.470 --> 27:06.681
با مولي تنها بگذاره

27:10.977 --> 27:13.438
انگار تلاش ميکرد خودشو متقاعد کنه که

27:13.438 --> 27:18.860
بيشتر از چيزي که هست
اون بهش نياز داره

27:19.527 --> 27:21.738
با تظاهر به اينکه اون زندگي‌اي پشت باغ نداره

27:37.504 --> 27:39.005
اما اون داشت

27:42.550 --> 27:46.137
من و جيد در پياده‌روي صبحگاهيمون
کشفش کرديم

27:52.310 --> 27:53.728
!سلام

27:53.728 --> 27:57.315
سلام

27:58.108 --> 28:00.777
سلام مولي

28:08.326 --> 28:11.663
اون زمان زياديو
صرف ماهيگيري توي آبدره‌هاي درياچه ميکنه

28:11.663 --> 28:14.582
که فاصله زيادي از خونه دارند

28:18.795 --> 28:22.382
اونجا قسمت ديگه‌اي از شخصيت اونو ميبينم

28:31.641 --> 28:35.145
اون بااعتماد به نفس‌تر و مستقل‌تره

28:39.566 --> 28:42.819
و بيرون بودن و مثل يک سمور وحشي زندگي کردن

28:42.819 --> 28:45.780
احتمالا براي سلامتيش خوب بوده

29:05.925 --> 29:08.511
و اون دوستاني داشت

29:08.511 --> 29:11.931
سمورهاي ديگه‌اي که باهاشون بازي ميکنه

29:25.403 --> 29:29.949
يکي از اونها سمور نري بود که
گاهي نزديک خونه ميومد

29:30.617 --> 29:34.913
بيلي اونو بوزو صدا ميکرد

29:38.416 --> 29:40.752
اون يک قلچماق تمام عيار بود

29:50.553 --> 29:55.141
اما بيرون ديدن مولي با بوزو

29:55.809 --> 29:58.061
منو متوجه اين قضيه کرد که

29:58.061 --> 30:02.607
هرچند اون بخش بزرگي از زندگي بيلي بود

30:02.607 --> 30:06.653
اما بيلي فقط بخشي از زندگي مولي بود

30:07.362 --> 30:10.990
من نميدونستم اين قضيه چه
احساسي به بيلي ميده

30:19.207 --> 30:22.669
بنابراين اين قضيه رو پيش خودم نگه داشتم و
اين راز کوچيک موليه

30:44.357 --> 30:48.528
خوشحال بودم که اون زندگي‌اي فراتر از زندگي ما داره

30:48.528 --> 30:52.073
چون، البته اگه نداشت

30:52.073 --> 30:55.618
احتمالا من شوهرمو نمي ديدم

30:57.579 --> 31:02.792
اما بعد، اون خوشحالش کرد
و منو هم خوشحال کرد

31:04.127 --> 31:07.338
و مگه عشق، همين نيست؟

31:07.338 --> 31:12.176
اينکه بگذاري يک نفر، خودش باشه چون
اون شخص

31:12.176 --> 31:15.388
تمام چيزيه که بهش نياز داري

31:45.460 --> 31:48.796
!جيد؟ جيد
ميخواي بريم پياده‌روي؟

31:48.796 --> 31:51.507
يالا! پياده‌روي

31:52.383 --> 31:53.509
!جيد، بيا

31:54.677 --> 31:56.721
جيد، بيا! بيا

31:58.264 --> 32:00.308
جيد! جيد

32:01.851 --> 32:04.437
جيد، پشتم بيا

32:09.484 --> 32:13.488
مولي دختر، تو هم مياي؟

32:14.447 --> 32:15.573
يالا! بيا بريم مسيرنوردي

32:17.241 --> 32:18.910
!بيا، بيا

32:20.787 --> 32:22.705
دختر، مولي

32:30.088 --> 32:31.422
!بيا

32:47.105 --> 32:50.775
نگاهش کن
تنهايي داري شکار ميکني

33:06.666 --> 33:09.377
نقطه‌اي وجود داشت که
در اون رابطه بيلي با مولي

33:09.377 --> 33:12.588
تغيير کرد

33:14.674 --> 33:18.636
از در دسترس بودن بيلي براي اون

33:20.805 --> 33:23.850
به در دسترس بودن مولي براي
بيلي، تغيير کرد

33:42.326 --> 33:46.330
مولي، کاملا گرفتيش

33:47.206 --> 33:50.126
بيشتر از چيزي که بتونم پيدا کنم
ميگيري

33:57.550 --> 34:01.179
نگاهش کن!
تو حرفه اي هستي

34:05.016 --> 34:09.854
مولي بخشي از منو بيدار کرده که
در خواب بوده

34:23.659 --> 34:27.121
اوه، سلام، سلام

34:30.500 --> 34:34.378
انگار نشونم ميده که چطوري دوباره
بچه بشم

34:38.841 --> 34:44.639
اون شيفتگي، اون لذتي که
يک جورهايي به خودمون اجازه ميديم

34:44.639 --> 34:48.810
با بزرگتر شدن، از دستش بديم

35:57.336 --> 35:59.547
امروز در شتلند، به طرز
عجيبي، گرمه

35:59.547 --> 36:02.550
!انتظار ميرفت که هواي خوب، پايدار باشه

36:02.550 --> 36:05.344
قطعا، طي چند روز آينده
با فشار هواي گرم از

36:05.344 --> 36:08.431
اسکاتلند و بقيه از
اروپاي شمالي

36:08.431 --> 36:11.392
....دماي هوا

36:12.685 --> 36:15.396
با نياز کمتر مولي به زمان و مراقبت

36:15.396 --> 36:18.941
بيلي بالاخره ميتونست
کار خونمونو تمام کنه

36:21.235 --> 36:25.114
اين تاخير داشت
فشار زيادي رومون ميگذاشت

36:26.741 --> 36:29.660
يادمه، خيلي خوشحال بوديم که
زندگيمون داره

36:29.660 --> 36:31.913
دوباره روي روال، برميگرده

36:43.883 --> 36:47.011
تا اينکه يک روز بعد از ظهر
اون با لبخند بزرگي روي لبش اومد

36:47.011 --> 36:50.348
و توضيح داد که خونه رو تموم کرده و

36:50.348 --> 36:53.726
دوست داشتم برم و ببينمش

36:58.356 --> 37:02.401
و تقريبا پيشنهاد کردم که اون بره و
توش زندگي کنه

37:17.083 --> 37:19.460
بهش ميگيم يک خونه
ساده

37:19.460 --> 37:23.965
فقط يک آشپزخونه کوچيک
اتاق نشيمن و يک اتاق خواب داره

37:24.840 --> 37:28.803
مثل شکلي که قبلا خونمون داشت

37:31.097 --> 37:34.976
من امروز واي-فايو
توي خونه مولي بردم

37:35.977 --> 37:38.646
تو واي-فاي داري؟

37:38.646 --> 37:41.107
واي-فاي؟ آره

37:41.107 --> 37:43.067
پس مولي توي خونه‌ش
واي-فاي داره؟

37:43.067 --> 37:44.193
خوب، آره داره

37:44.193 --> 37:46.696
و من توي خونمون
واي-فاي ندارم

37:46.696 --> 37:48.698
خوب، اون نميدونست که واي-فاي داره

37:48.698 --> 37:50.533
اين براي دوربينه

37:50.533 --> 37:52.827
اما آره، فکر کنم از نظر فني
اون واي-فاي داره

37:52.827 --> 37:55.162
توي تمام خونه‌اش
آره

37:55.162 --> 37:58.666
خوب عزيزم
ميتونيم ترتيبشو بدم

37:59.250 --> 38:01.836
يک چيز اضافه هم برات ميگيرم

38:01.836 --> 38:03.337
اما خيلي وقته داري همينو ميگي

38:03.337 --> 38:04.880
...ميدونم اما

38:04.880 --> 38:07.883
و فهميدم که توي خونه مولي
واي-فاي گذاشتي

38:08.592 --> 38:12.054
و همونطور که گفتي اون اصلا
نميدونه که واي-فاي داره

38:23.065 --> 38:26.235
يک مودم واي-فاي جديد براي
تولدت خريدم

38:26.235 --> 38:29.572
اصلا فکرشو هم نکن

38:30.656 --> 38:32.658
کريسمس؟

38:42.835 --> 38:45.087
خونه‌شو مجهز به دوربين کردم

38:46.630 --> 38:50.509
و يک اپليکشن خاص که
وقتي اون مياد خونه، بهم اطلاع ميده

39:22.666 --> 39:25.920
خونه جديد مولي
همينقدر باحال بود

39:26.545 --> 39:29.757
و اونقدر دوست داشتيم اونو
توي اون خونه ببينيم که

39:30.424 --> 39:35.096
فکر کنم بيلي متوجه شد که

39:35.971 --> 39:39.100
شايد زياده‌روي کرده باشه

39:52.363 --> 39:55.074
بيلي هميشه ميگفت که
بايد موليو به جايي برسونه که

39:55.074 --> 39:59.745
بتونه بدون کمک اون
توي زمستون، دووم بياره

40:02.957 --> 40:06.502
و وقتي روزهاي تابستوني جاي خودشونو به
شب‌هاي طولاني زمستون دادند

40:06.502 --> 40:10.923
خواه ناخواه،اون مجبور بود با اون
احساس تعهد روبرو بشه

40:18.722 --> 40:21.976
ميديديم که يک سمور ديگه کنار خونه مياد

40:21.976 --> 40:24.979
معمولا هنگام غروب

40:29.191 --> 40:33.529
و بعد يک روز بعد از ظهر
فهميديم اون کيه

40:34.864 --> 40:40.286
اون بوزو بود و دنبال
مولي ميگشت

40:59.889 --> 41:03.350
بايد براش خوشحال باشم

41:08.189 --> 41:12.860
اما در عوض يک جور حس
محافظت داشتم

41:13.527 --> 41:15.613
اون دختر کوچولوي منه

41:15.613 --> 41:19.325
سخته که ببينم با اون بيرون ميره

41:38.552 --> 41:41.263
اما کاريش نميتونم بکنم

41:44.600 --> 41:49.522
فکر کنم تنها کاري که ميتونم بکنم
اينه که يک ذره بيخيال باشم

42:15.714 --> 42:18.592
تصميم گرفتم ديگه بهش غذا ندم

42:20.135 --> 42:25.224
نميخوام اين کارو بکنم
اما ميدونم که بايد همين کارو بکنم

44:42.152 --> 44:48.033
هيچ‌وقت اون صبحو فراموش نميکنم

44:49.702 --> 44:53.872
لحظه‌اي بسيار شکننده بود

44:55.874 --> 44:59.420
و فکر ميکنم بيلي اينو ميدونست

45:05.509 --> 45:09.388
انگار داشت خاطراتي چيزيو
مرور ميکرد

45:11.515 --> 45:15.853
ميدونست نميتونه طاقت بياره

46:13.952 --> 46:18.332
طي چند هفته بعد
مولي چندباري به ديدنمون اومد

46:28.258 --> 46:30.385
و بعد... ديگه نيومد

46:42.648 --> 46:48.028
اون سال، زمستون سريع به سراغ شتلند اومد
تا دوباره

46:48.028 --> 46:53.158
زندگي تحت تسلط زمستون و سرما

46:53.158 --> 46:57.496
و قطب شمال خشمگين قرار بگيره

47:33.115 --> 47:36.952
امروز صبح يک سمور مرده توي
ساحل پيدا کردم

47:39.413 --> 47:43.584
فکر کردم موليه اما
وقتي نزديکتر رفتم

47:43.584 --> 47:46.879
متوجه شدم که يک توله کوچيکه

47:47.713 --> 47:51.425
شايد توي طوفان گم شده

47:51.425 --> 47:54.469
...احتمالا از مادرش جدا شده

48:10.235 --> 48:15.282
ميخواستم بگذارمش براي مرغان دريايي
...اما نتونستم

48:19.786 --> 48:25.000
اون يک شخصيت کوچولو بود
يک زندگي کوچيک

48:34.760 --> 48:37.679
نه فقط يک حيوان

48:37.679 --> 48:40.515
اون يک موجود بود

48:42.434 --> 48:44.603
درست مثل مولي

48:44.603 --> 48:47.481
درست مثل من

49:42.452 --> 49:46.248
بيلي از تصميمش به غذا ندادن به مولي
پشيمون بود

49:47.582 --> 49:51.503
تظاهر ميکرد که پشيمون نيست
اما من ميدونستم که هست

49:55.132 --> 49:59.052
شروع کرده بود که دوباره براش
ماهي بگذاره

49:59.052 --> 50:01.847
به اميد اينکه اون به خونه بياد

50:06.518 --> 50:10.605
اما اونها فقط غذاي مرغان دريايي شدند

50:24.703 --> 50:28.623
يک ماه شد دو ماه

50:31.626 --> 50:35.464
بدون هيچ نشونه اي از اون

50:54.524 --> 50:58.695
تنها آرامشي که بيلي ميتونست به دست بياره
بيرون

51:00.155 --> 51:03.200
توي طوفان بود

51:58.797 --> 52:01.258
آخر ماه ژوئن
بيليو به شهر بردم

52:01.258 --> 52:04.386
تا رژه دسته‌جمعي هليو تماشا کنه

52:06.972 --> 52:08.974
مردم شهر
يک کشتي وايکينگ‌ها ساخته بودند

52:08.974 --> 52:11.810
و توي شهر رژه ميرفتند

52:11.810 --> 52:13.979
و توي پارک بازي
اونو سوزوندند

52:16.356 --> 52:18.233
اين يک سنته؟

52:18.233 --> 52:22.612
و شايد فقط پرت کردن حواس مردم از
زمستان هاي بي‌رحم شتلنده

52:26.241 --> 52:30.787
اميدوار بودم يک ذره حال و هواي
بيليو بهتر کنه

52:31.163 --> 52:33.999
اما ذهن اون، جاي ديگه‌اي بود

52:46.720 --> 52:51.600
من هيچ‌وقت بچه نداشتم

52:53.310 --> 52:55.812
فکر نميکنم اونهايي که بچه دارند
متوجه باشند که

52:55.812 --> 52:58.565
هميشه بخشي از وجودت
بخاطر از دست دادن چيزي ناراحته

52:58.565 --> 53:01.776
که هيچ‌وقت نداشتيش

53:03.737 --> 53:07.490
باهاش زندگي ميکني و
باهاش کنار مياي

53:09.868 --> 53:13.830
اما شايد هميشه از دست دادن
يک ذره عميقتر باشه

53:58.416 --> 54:02.212
هميشه برام احمقانه بوده

54:03.630 --> 54:07.425
که زمان زياديو صرف ساخت چيز زيبايي کني

54:09.678 --> 54:12.639
تنها براي اينکه کاملا بسوزونيش

54:56.641 --> 54:58.727
!سوزان

54:59.978 --> 55:02.564
!سوزان

55:05.942 --> 55:10.655
مولي! مولي

55:10.655 --> 55:13.575
مولي دختر؟

55:23.084 --> 55:27.839
مولي؟ مولي؟

55:29.424 --> 55:32.927
وحشتناک کوچولو؟ تو کجاي زمين بودي؟

55:32.927 --> 55:35.096
!اومدي خونه

55:36.639 --> 55:39.142
براي اومدنت، شبو انتخاب کردي

55:46.274 --> 55:49.527
نميدوني چه بلايي سرمون آوردي

56:08.838 --> 56:13.927
اوه. تو دختر کوچولوي مني
دختر کوچولوي مني

56:32.695 --> 56:36.324
خيلي خوب بود که دوباره خوشحال ميديدمش

56:37.492 --> 56:41.538
اون نور چشمهاش بود

56:45.750 --> 56:47.794
و ميدوني چيه؟

56:47.794 --> 56:52.924
اسم يک مردو بياريد که هر روز
به کسي عشق ميورزه و ازش مراقبت ميکنه

56:53.925 --> 56:57.679
که اصلا متوجه نيست

57:57.363 --> 58:00.074
اوه؟ اون يک پستان نيست؟

58:01.159 --> 58:02.660
فکر ميکنم هست

58:02.660 --> 58:05.413
واي

58:06.539 --> 58:10.502
اون داره وول ميخوره

58:11.169 --> 58:14.506
نمي‌تونه راحت باشه

58:17.717 --> 58:21.137
اندازه اون شکمو نگاه کن

58:24.265 --> 58:28.102
اون قطعا بارداره
هيچ شکي درش نيست

58:35.193 --> 58:38.780
ببين، بببين داره جاشو مرتب ميکنه

58:39.197 --> 58:42.200
تمام اون بالشت‌هاي پراکنده رو نداره که نگرانشون باشه

58:50.959 --> 58:54.879
اوه، نگاهش کن

58:55.672 --> 59:00.593
راستشو بخواي
اون طوري که اون دراز ميکشه
روي کمرش دراز ميکشه

59:01.636 --> 59:05.557
من ميگم چندان طول نميکشه که
بچه رو به دنيا مياره

59:40.425 --> 59:44.262
نسبت به باردار بودن مولي چه حسي دارم؟

59:52.895 --> 59:55.148
وقتي بچه‌هات بزرگ ميشند
آمادشون ميکني

59:55.148 --> 59:57.275
پرورششون ميدي

59:57.275 --> 01:00:01.571
هرجوري بتوني کمکشون ميکني تا
به بزرگسالي برسند

01:00:01.571 --> 01:00:03.364
و بعد زندگي خودشونو بکنند

01:00:06.826 --> 01:00:07.910
مولي؟

01:00:07.910 --> 01:00:13.041
قراره بچه دار بشي؟

01:00:19.547 --> 01:00:22.216
و به طرز موازي و عجيبي
من احساس ميکنم

01:00:22.216 --> 01:00:25.678
همين کارو براي مولي کردم

01:00:31.643 --> 01:00:35.271
تقريباً انگار مولي با يک بچه برميگرده

01:00:36.648 --> 01:00:41.648
احساس ميکنم وظیفه خودمو انجام دادم

01:00:42.320 --> 01:00:45.865
من رسيدم

01:01:49.303 --> 01:01:51.180
تا ماه مي

01:01:51.180 --> 01:01:55.017
اومدنهاي مولي خيلي منظم
شدند

01:01:55.017 --> 01:01:58.688
اما متوجه تغيير رفتارش شديم

01:02:00.648 --> 01:02:04.360
خيلي خسته به نظر ميرسيد

01:02:05.403 --> 01:02:09.157
به جاي اينکه بيرون بياد و
کنار پل، ماهيگيري کنه

01:02:09.157 --> 01:02:12.952
فقط ميخواست بخوابه

01:02:16.456 --> 01:02:19.625
و خيلي ميخوابيد

01:02:27.133 --> 01:02:30.303
و بعد يک روز به ملاقاتمون اومد

01:02:30.303 --> 01:02:33.389
دليلشو فهميديم

01:02:43.608 --> 01:02:47.445
اوه، نگاه کن

01:02:48.988 --> 01:02:54.160
اوه! نگاهش کن

01:02:58.790 --> 01:03:01.292
دختر خوب، خانم مولي

01:03:05.838 --> 01:03:08.508
چقدر نازه؟

01:03:13.262 --> 01:03:16.516
!جيد، مولي مامان شده

01:03:38.204 --> 01:03:42.166
يعني اين خيلي بزرگه
بايد نه ده ماهه باشه

01:03:48.923 --> 01:03:50.967
!يک ذره زودرنجه

01:03:54.220 --> 01:03:56.222
!اوه

01:04:00.268 --> 01:04:02.270
!برو اونور

01:04:06.941 --> 01:04:09.694
!دندون نگير توله

01:04:51.152 --> 01:04:54.405
من ميخوام... کمي بخوابم

01:04:55.990 --> 01:04:59.410
ببين
من خسته‌ام! برو کنار

01:05:09.253 --> 01:05:12.673
اون بايد بچه رو اينجا تنها بگذاره و
بره ماهيگيري

01:05:12.673 --> 01:05:15.343
و بعد برگرده اما
اون اينجا تنها ميمونه

01:05:16.260 --> 01:05:19.305
خيلي خوشحال به نظر ميرسه

01:05:25.519 --> 01:05:27.355
به زودي
توله مولي

01:05:27.355 --> 01:05:30.483
همه‌جا باهاش ميره

01:05:32.234 --> 01:05:36.197
و همون موقع است که بيلي بايد
پا پس بکشه

01:05:37.490 --> 01:05:40.076
تا ترس از انسانها رو در وجود
توله حفظ کنه

01:05:43.287 --> 01:05:45.831
اما اون بهم گفت
يک کار آخري هست

01:05:45.831 --> 01:05:48.250
که بايد انجام ميداده

01:05:51.754 --> 01:05:54.632
خداحافظي کردن

01:05:57.301 --> 01:05:59.929
بنابراين، يک هديه براش خريدم

01:06:03.099 --> 01:06:05.935
آره، لخت شو

01:06:07.979 --> 01:06:10.481
تمام پوستت قرمز شده

01:06:13.484 --> 01:06:15.027
احساس ميکنم داري مجبورم ميکني

01:06:15.027 --> 01:06:18.364
!آره

01:06:18.864 --> 01:06:20.825
قرار بود تنگ باشه

01:06:20.825 --> 01:06:23.661
نميدونم

01:06:23.661 --> 01:06:26.163
دستمو توي اون يکي
آستين بکن

01:06:33.879 --> 01:06:35.006
بفرماييد

01:06:35.006 --> 01:06:37.049
!درست شد

01:06:46.559 --> 01:06:48.477
بيش از يک سال پيش بود که
مولي خودشو

01:06:48.477 --> 01:06:51.063
همينجا روي اسکله ميشست

01:06:55.067 --> 01:06:57.445
و اون کل دنياش بود که هيچ‌وقت

01:06:57.445 --> 01:07:00.573
من بخشي از اون نبودم و نديدمش

01:07:08.581 --> 01:07:11.125
اون هميشه به دنياي من مياد

01:07:11.125 --> 01:07:13.502
اما من وارد دنياي اون نشدم

01:07:21.802 --> 01:07:26.348
اما ميدونم که بايد اين کارو بکنم
ميخوام اين کارو بکنم

01:07:28.517 --> 01:07:31.645
با اون، دنياشو ببينم

01:09:02.403 --> 01:09:06.991
حالا که اون مامان شده
انگار داره زندگيو جدي‌تر ميگيره

01:09:29.346 --> 01:09:33.851
هنوز حس شوخ‌طبعي خودشو داره
اون از بين نرفته

01:09:43.444 --> 01:09:47.656
و فکر ميکنم بخشي از اون
به من انتقال داده شده

01:10:09.261 --> 01:10:12.431
اون بخاطر ماهي زحمت بهم نميده

01:10:12.431 --> 01:10:15.226
يا براي کمي توجه اذيتم نميکنه

01:10:15.226 --> 01:10:18.437
يا گلهاي باغ سوزانو نميکنه

01:10:18.854 --> 01:10:20.397
يا توي قايقم
پي پي نميکنه

01:10:20.397 --> 01:10:24.235
يا جيدو بخاطر توپش، دنبال نميکنه

01:10:25.110 --> 01:10:28.656
اون فقط خودشه

01:10:28.656 --> 01:10:32.868
کاملا بدون وابستگي به من

01:10:47.466 --> 01:10:52.888
من موجود پشت شخصيتشو ميبينم

01:10:55.516 --> 01:11:00.646
خيلي باشکوهه و
کاملا خودشه

01:11:04.233 --> 01:11:07.778
اون فقط... بي‌عيب و نقصه

01:11:25.462 --> 01:11:30.134
بعد اون کليد کوچولوي توي سرش
زده ميشه

01:11:30.759 --> 01:11:33.262
و اون ميره

01:11:39.184 --> 01:11:43.272
و من تنها ميمونم

01:11:48.068 --> 01:11:50.988
با اين تفاوت که من تنها
نيستم، هستم؟

01:12:51.465 --> 01:12:55.219
لباس سرد و مرطوبم به گردنم فرو ميره

01:12:56.512 --> 01:13:00.432
ماسکم سوراخ شده و
آب شور، چشمهامو ميسوزونه

01:13:01.100 --> 01:13:05.521
و به يک کوچولو نياز دارم
اما برام مهم نيست

01:13:12.986 --> 01:13:16.490
چون در اين، گم شدم

01:13:43.434 --> 01:13:48.272
و اون مرزيه که ما رو از طبيعت جدا ميکنه

01:13:53.026 --> 01:13:55.904
دنياي موليو از دنياي من
جدا ميکنه

01:14:02.077 --> 01:14:05.372
اگه مولي چيزي بهم نشون داده باشه

01:14:05.372 --> 01:14:08.125
اون، اينه که هيچ مرزي وجود نداره

01:14:43.452 --> 01:14:45.537
مولي به زندگي ما اومد

01:14:45.537 --> 01:14:48.957
احتمالا زماني‌که بيشترين نيازو بهش داشتيم

01:14:51.627 --> 01:14:54.755
و اون تغييرمون داد

01:14:56.548 --> 01:14:58.926
اين اندازه خوبيه

01:14:59.384 --> 01:15:01.887
اون دوباره چشمهامونو باز کرد

01:15:01.887 --> 01:15:04.431
يک نگاهي بنداز

01:15:04.765 --> 01:15:09.228
به ما یادآوری کرد که چه آدمهايي بوديم
نه اينکه چه آدمهايي ميخوايم بشيم

01:15:11.688 --> 01:15:13.106
گمشون کردم

01:15:13.106 --> 01:15:16.109
اوه، اوانهاشند

01:15:18.612 --> 01:15:23.575
زيبايي چيز قشنگيه
وقتي غافلگيرت ميکنه

01:15:24.493 --> 01:15:27.996
و مولي اينو بهمون نشون داد

01:15:28.622 --> 01:15:31.500
و هيچ چيزي در موردش نميدونست

01:16:06.243 --> 01:16:08.829
براي شام چي داريم؟

01:16:08.829 --> 01:16:12.666
اوم، هداک؟

01:16:13.083 --> 01:16:16.753
من از هداک خسته شدم

01:16:18.964 --> 01:16:23.218
خوب، خيلي هداک داريم
که باهاشون دست و پنجه نرم کنيم

01:16:23.218 --> 01:16:26.263
يک فريزر پر از ماهي هداک داريم

01:16:26.287 --> 01:16:46.287
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:17:18.315 --> 01:17:22.361
يک هدیه برات دارم
اين واسه توئه

01:17:28.408 --> 01:17:33.372
اوه، اوه

01:17:33.372 --> 01:17:35.082
گرفتي؟

01:17:35.082 --> 01:17:36.958
!دختر خوب

01:17:36.982 --> 01:17:48.982
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
